🔵حوضچه نیلوفر آبی Water Lily Pond
نقاش: #کلود_مونه #ClaudeMonet
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۹۹
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
نقاش: #کلود_مونه #ClaudeMonet
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۹۹
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔵حوضچه نیلوفر آبی Water Lily Pond
نقاش: #کلود_مونه #ClaudeMonet
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۹۹
کلود مونه مدت سی سال آخر زندگیاش را به کشیدن مجموعه آثاری مشهور از باغ آبی اش در روستای ژورنی پرداخت. در میان مجموعه نقاشی هایش با عنوان نیلوفرهای آبی (۱۸۹۷ تا ۱۹۲۶)، مجموعهای کوچکتر هم نقاشی کرد. نقاشی هایی شامل هجده زاویه دید از پل ژاپنی روی حوضچه اش کشید. او کار روی این مجموعه را از سال ۱۸۹۹ آغاز کرد. از بهترین نمونه های این نقاشی های امپرسیونیستی پل ژاپنی، پل روی حوضچهی نیلوفرهای آبی،حوضچه نیلوفر آبی بودند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
نقاش: #کلود_مونه #ClaudeMonet
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۹۹
کلود مونه مدت سی سال آخر زندگیاش را به کشیدن مجموعه آثاری مشهور از باغ آبی اش در روستای ژورنی پرداخت. در میان مجموعه نقاشی هایش با عنوان نیلوفرهای آبی (۱۸۹۷ تا ۱۹۲۶)، مجموعهای کوچکتر هم نقاشی کرد. نقاشی هایی شامل هجده زاویه دید از پل ژاپنی روی حوضچه اش کشید. او کار روی این مجموعه را از سال ۱۸۹۹ آغاز کرد. از بهترین نمونه های این نقاشی های امپرسیونیستی پل ژاپنی، پل روی حوضچهی نیلوفرهای آبی،حوضچه نیلوفر آبی بودند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 نقد و بررسی نقاشی "غروب سن جورجیو مجیوره" / San Giorgio Maggiore at Dusk
نقاش: #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
بخش عمده ای از جاه طلبی و وسعت دید گسترده کلود مونه، نقاش فرانسوی، ریشه در علاقه شدید او به سفر دارد. او همیشه عاشق کشف سرزمین ها، خانه ها و موضوعات تازه بود و در تمام طول عمر خود به تجربه گرایی در زمینه نمایش نور و رنگ بر روی تابلو پرداخت.
مونه بعد از این که خانه ای در ژیورنی (روستایی نزدیک پاریس) برای خانواده خود فراهم کرد و فرآیند خلق باغ معروفش را کلید زد، سفر خود به آن سوی مرزهای فرانسه را آغاز کرد تا نقش مایه ها (موتیف) و مضمون های تازه ای برای نقاشی پیدا کند. او در سال ۱۸۷۰ با هدف فرار از جنگ فرانسه و پروس با معشوق خود به لندن گریخت. در همین جا بود که تحت تاثیر فضای مملو از مه و دود رودخانه تیمز لندن قرار گرفت. فضای ساحل نرماندی و درخشش تماشایی دریای مدیترانه از جمله موارد دیگری بودند که مورد توجه او قرار گرفتند. فرآیند خلق نقاشی غروب سن جورجیو مجیوره در سال ۱۹۰۸ در ونیز آغاز شد. زمانی که مونه همراه با همسرش به یک سفر تفریحی رفته بود. مونه این بازآفرینی امپرسیونیستی را در حالی طراحی کرد که جایی در هتل بریتانیا نشسته بود. از این زاویه دید می توان منظره فوق العاده خلیج و کلیسای سن جورجیو مجیوره را دید که بر روی یک جزیره واقع شده است.
غروب سن جورجیو مجیوره در زمانی طراحی شده است که بینایی مونه به علت آب مروارید کاهش یافته بود. این بیماری ناخوشایند که دامن گیر هنرمندان زیادی شده بود، به سراغ مونه هم آمد. نکته متناقض این است که اثرات این بیماری کاملا با زاویه دید مونه نسبت به دنیا و تاثیراتی که از مناظر می گرفت، همسو بود. مونه از دوستان و آشنایان خود می خواست که دنیا را همچون دسته ای از نورهای پراکنده و رنگ های مختلف ببینند که یک تمامیت را تشکیل می دهند. غروب سن جورجیو مجیوره به شکلی قدرتمند و متناقض، هنرمندی را نشان می دهد که در عین حال که بینایی خود را دارد از دست می دهد، ولی هم چنان به صورت پیوسته تجربه خود از نور و تصویر را ثبت می کند.
غروب ونیزی که مونه به تصویر کشیده دارای طیف های رنگی آبی، زرد و قرمز است. جزئیات و اشکال به کلی ترین شکل ممکن نمایش داده شده اند. بازآفرینی امپرسیونیستی او بیش تر از این که برگرفته از یک تجربه بصری باشد، به یک ادراک حسی می ماند. این هنرمند امپرسیونیست کامل ترین لحظه گرگ و میش را ثبت کرده و آسمانی با رنگ های مختلف خلق کرده است. بر روی آب هم علاوه بر رنگ هایی که در آسمان می بینیم، بارقه هایی از طیف های مختلف ارغوانی هم دیده می شود. کلیسا در برابر نور قرار دارد و کمی تیره است، ولی نمی توان آن را سیاه مطلق در نظر گرفت. به نظر می رسد مونه تمام رنگ های تیره پالت خود را با هم ادغام کرده تا بتواند یک کلیسای تیره طراحی کند و سایه آن را بر روی آب بیاندازد. نتیجه کار یک رنگ قهوه ای گرم و تیره شده است. او با لایه هایی از رنگ ارغوانی، تلاش کرده ساختار معماری کلیسا را نمایش دهد. ضربه های قلمو در کنار رنگ های خالص، ترکیب خوبی را بر روی تابلو ایجاد کرده اند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 نقد و بررسی نقاشی "غروب سن جورجیو مجیوره" / San Giorgio Maggiore at Dusk
نقاش: #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
بخش عمده ای از جاه طلبی و وسعت دید گسترده کلود مونه، نقاش فرانسوی، ریشه در علاقه شدید او به سفر دارد. او همیشه عاشق کشف سرزمین ها، خانه ها و موضوعات تازه بود و در تمام طول عمر خود به تجربه گرایی در زمینه نمایش نور و رنگ بر روی تابلو پرداخت.
مونه بعد از این که خانه ای در ژیورنی (روستایی نزدیک پاریس) برای خانواده خود فراهم کرد و فرآیند خلق باغ معروفش را کلید زد، سفر خود به آن سوی مرزهای فرانسه را آغاز کرد تا نقش مایه ها (موتیف) و مضمون های تازه ای برای نقاشی پیدا کند. او در سال ۱۸۷۰ با هدف فرار از جنگ فرانسه و پروس با معشوق خود به لندن گریخت. در همین جا بود که تحت تاثیر فضای مملو از مه و دود رودخانه تیمز لندن قرار گرفت. فضای ساحل نرماندی و درخشش تماشایی دریای مدیترانه از جمله موارد دیگری بودند که مورد توجه او قرار گرفتند. فرآیند خلق نقاشی غروب سن جورجیو مجیوره در سال ۱۹۰۸ در ونیز آغاز شد. زمانی که مونه همراه با همسرش به یک سفر تفریحی رفته بود. مونه این بازآفرینی امپرسیونیستی را در حالی طراحی کرد که جایی در هتل بریتانیا نشسته بود. از این زاویه دید می توان منظره فوق العاده خلیج و کلیسای سن جورجیو مجیوره را دید که بر روی یک جزیره واقع شده است.
غروب سن جورجیو مجیوره در زمانی طراحی شده است که بینایی مونه به علت آب مروارید کاهش یافته بود. این بیماری ناخوشایند که دامن گیر هنرمندان زیادی شده بود، به سراغ مونه هم آمد. نکته متناقض این است که اثرات این بیماری کاملا با زاویه دید مونه نسبت به دنیا و تاثیراتی که از مناظر می گرفت، همسو بود. مونه از دوستان و آشنایان خود می خواست که دنیا را همچون دسته ای از نورهای پراکنده و رنگ های مختلف ببینند که یک تمامیت را تشکیل می دهند. غروب سن جورجیو مجیوره به شکلی قدرتمند و متناقض، هنرمندی را نشان می دهد که در عین حال که بینایی خود را دارد از دست می دهد، ولی هم چنان به صورت پیوسته تجربه خود از نور و تصویر را ثبت می کند.
غروب ونیزی که مونه به تصویر کشیده دارای طیف های رنگی آبی، زرد و قرمز است. جزئیات و اشکال به کلی ترین شکل ممکن نمایش داده شده اند. بازآفرینی امپرسیونیستی او بیش تر از این که برگرفته از یک تجربه بصری باشد، به یک ادراک حسی می ماند. این هنرمند امپرسیونیست کامل ترین لحظه گرگ و میش را ثبت کرده و آسمانی با رنگ های مختلف خلق کرده است. بر روی آب هم علاوه بر رنگ هایی که در آسمان می بینیم، بارقه هایی از طیف های مختلف ارغوانی هم دیده می شود. کلیسا در برابر نور قرار دارد و کمی تیره است، ولی نمی توان آن را سیاه مطلق در نظر گرفت. به نظر می رسد مونه تمام رنگ های تیره پالت خود را با هم ادغام کرده تا بتواند یک کلیسای تیره طراحی کند و سایه آن را بر روی آب بیاندازد. نتیجه کار یک رنگ قهوه ای گرم و تیره شده است. او با لایه هایی از رنگ ارغوانی، تلاش کرده ساختار معماری کلیسا را نمایش دهد. ضربه های قلمو در کنار رنگ های خالص، ترکیب خوبی را بر روی تابلو ایجاد کرده اند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
بخش عمده ای از جاه طلبی و وسعت دید گسترده کلود مونه، نقاش فرانسوی، ریشه در علاقه شدید او به سفر دارد. او همیشه عاشق کشف سرزمین ها، خانه ها و موضوعات تازه بود و در تمام طول عمر خود به تجربه گرایی در زمینه نمایش نور و رنگ بر روی تابلو پرداخت.
مونه بعد از این که خانه ای در ژیورنی (روستایی نزدیک پاریس) برای خانواده خود فراهم کرد و فرآیند خلق باغ معروفش را کلید زد، سفر خود به آن سوی مرزهای فرانسه را آغاز کرد تا نقش مایه ها (موتیف) و مضمون های تازه ای برای نقاشی پیدا کند. او در سال ۱۸۷۰ با هدف فرار از جنگ فرانسه و پروس با معشوق خود به لندن گریخت. در همین جا بود که تحت تاثیر فضای مملو از مه و دود رودخانه تیمز لندن قرار گرفت. فضای ساحل نرماندی و درخشش تماشایی دریای مدیترانه از جمله موارد دیگری بودند که مورد توجه او قرار گرفتند. فرآیند خلق نقاشی غروب سن جورجیو مجیوره در سال ۱۹۰۸ در ونیز آغاز شد. زمانی که مونه همراه با همسرش به یک سفر تفریحی رفته بود. مونه این بازآفرینی امپرسیونیستی را در حالی طراحی کرد که جایی در هتل بریتانیا نشسته بود. از این زاویه دید می توان منظره فوق العاده خلیج و کلیسای سن جورجیو مجیوره را دید که بر روی یک جزیره واقع شده است.
غروب سن جورجیو مجیوره در زمانی طراحی شده است که بینایی مونه به علت آب مروارید کاهش یافته بود. این بیماری ناخوشایند که دامن گیر هنرمندان زیادی شده بود، به سراغ مونه هم آمد. نکته متناقض این است که اثرات این بیماری کاملا با زاویه دید مونه نسبت به دنیا و تاثیراتی که از مناظر می گرفت، همسو بود. مونه از دوستان و آشنایان خود می خواست که دنیا را همچون دسته ای از نورهای پراکنده و رنگ های مختلف ببینند که یک تمامیت را تشکیل می دهند. غروب سن جورجیو مجیوره به شکلی قدرتمند و متناقض، هنرمندی را نشان می دهد که در عین حال که بینایی خود را دارد از دست می دهد، ولی هم چنان به صورت پیوسته تجربه خود از نور و تصویر را ثبت می کند.
غروب ونیزی که مونه به تصویر کشیده دارای طیف های رنگی آبی، زرد و قرمز است. جزئیات و اشکال به کلی ترین شکل ممکن نمایش داده شده اند. بازآفرینی امپرسیونیستی او بیش تر از این که برگرفته از یک تجربه بصری باشد، به یک ادراک حسی می ماند. این هنرمند امپرسیونیست کامل ترین لحظه گرگ و میش را ثبت کرده و آسمانی با رنگ های مختلف خلق کرده است. بر روی آب هم علاوه بر رنگ هایی که در آسمان می بینیم، بارقه هایی از طیف های مختلف ارغوانی هم دیده می شود. کلیسا در برابر نور قرار دارد و کمی تیره است، ولی نمی توان آن را سیاه مطلق در نظر گرفت. به نظر می رسد مونه تمام رنگ های تیره پالت خود را با هم ادغام کرده تا بتواند یک کلیسای تیره طراحی کند و سایه آن را بر روی آب بیاندازد. نتیجه کار یک رنگ قهوه ای گرم و تیره شده است. او با لایه هایی از رنگ ارغوانی، تلاش کرده ساختار معماری کلیسا را نمایش دهد. ضربه های قلمو در کنار رنگ های خالص، ترکیب خوبی را بر روی تابلو ایجاد کرده اند.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
بخش عمده ای از جاه طلبی و وسعت دید گسترده کلود مونه، نقاش فرانسوی، ریشه در علاقه شدید او به سفر دارد. او همیشه عاشق کشف سرزمین ها، خانه ها و موضوعات تازه بود و در تمام طول عمر خود به تجربه گرایی در زمینه نمایش نور و رنگ بر روی تابلو پرداخت.
مونه بعد از این که خانه ای در ژیورنی (روستایی نزدیک پاریس) برای خانواده خود فراهم کرد و فرآیند خلق باغ معروفش را کلید زد، سفر خود به آن سوی مرزهای فرانسه را آغاز کرد تا نقش مایه ها (موتیف) و مضمون های تازه ای برای نقاشی پیدا کند. او در سال ۱۸۷۰ با هدف فرار از جنگ فرانسه و پروس با معشوق خود به لندن گریخت. در همین جا بود که تحت تاثیر فضای مملو از مه و دود رودخانه تیمز لندن قرار گرفت. فضای ساحل نرماندی و درخشش تماشایی دریای مدیترانه از جمله موارد دیگری بودند که مورد توجه او قرار گرفتند. فرآیند خلق نقاشی غروب سن جورجیو مجیوره در سال ۱۹۰۸ در ونیز آغاز شد. زمانی که مونه همراه با همسرش به یک سفر تفریحی رفته بود. مونه این بازآفرینی امپرسیونیستی را در حالی طراحی کرد که جایی در هتل بریتانیا نشسته بود. از این زاویه دید می توان منظره فوق العاده خلیج و کلیسای سن جورجیو مجیوره را دید که بر روی یک جزیره واقع شده است.
غروب سن جورجیو مجیوره در زمانی طراحی شده است که بینایی مونه به علت آب مروارید کاهش یافته بود. این بیماری ناخوشایند که دامن گیر هنرمندان زیادی شده بود، به سراغ مونه هم آمد. نکته متناقض این است که اثرات این بیماری کاملا با زاویه دید مونه نسبت به دنیا و تاثیراتی که از مناظر می گرفت، همسو بود. مونه از دوستان و آشنایان خود می خواست که دنیا را همچون دسته ای از نورهای پراکنده و رنگ های مختلف ببینند که یک تمامیت را تشکیل می دهند. غروب سن جورجیو مجیوره به شکلی قدرتمند و متناقض، هنرمندی را نشان می دهد که در عین حال که بینایی خود را دارد از دست می دهد، ولی هم چنان به صورت پیوسته تجربه خود از نور و تصویر را ثبت می کند.
غروب ونیزی که مونه به تصویر کشیده دارای طیف های رنگی آبی، زرد و قرمز است. جزئیات و اشکال به کلی ترین شکل ممکن نمایش داده شده اند. بازآفرینی امپرسیونیستی او بیش تر از این که برگرفته از یک تجربه بصری باشد، به یک ادراک حسی می ماند. این هنرمند امپرسیونیست کامل ترین لحظه گرگ و میش را ثبت کرده و آسمانی با رنگ های مختلف خلق کرده است. بر روی آب هم علاوه بر رنگ هایی که در آسمان می بینیم، بارقه هایی از طیف های مختلف ارغوانی هم دیده می شود. کلیسا در برابر نور قرار دارد و کمی تیره است، ولی نمی توان آن را سیاه مطلق در نظر گرفت. به نظر می رسد مونه تمام رنگ های تیره پالت خود را با هم ادغام کرده تا بتواند یک کلیسای تیره طراحی کند و سایه آن را بر روی آب بیاندازد. نتیجه کار یک رنگ قهوه ای گرم و تیره شده است. او با لایه هایی از رنگ ارغوانی، تلاش کرده ساختار معماری کلیسا را نمایش دهد. ضربه های قلمو در کنار رنگ های خالص، ترکیب خوبی را بر روی تابلو ایجاد کرده اند.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقاشی
#نقاشی از چهره تئو ونگوگ — ۱۸۸۷
اثر #ونسان_ونگوگ
پیش از این تصور میشد این یک خودنگاره از ونسان باشد ولی تحقیقاتی در سال ۲۰۱۱ نشان دادهاست که این چهره تئو است.
تئودوروس ونگوگ، به هلندی Theodorus van Gogh ملقب به تئو یک دلال آثار هنری موفق هلندی بود. وی برادر کوچک و حامی #ونسان_ونگوگ بود.
او در ۱۸۵۷ در روستای خروت زوندرت در استان برابانت شمالی، هلند به دنیا آمد. ونسان ونگوگ برادر بزرگتر او بود که مورد حمایت مالی تئو قرار داشت. تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمیای داشت و نامههای بسیاری به یکدیگر مینوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشیهایش را عمیقاً درک میکرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمیآمد برای نجات زندگی او انجام داد. او در سن ۳۳ سالگی و شش ماه پس از مرگ برادرش ونسان درگذشت.
تئو حتی زمانی که خود دستش تنگ بود مخارج ونسان را میپرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او میفرستاد. او مخارج سفر ونسان به آرل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آنجا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند، البته این آرزوی ونسان هیچگاه برآورده نشد.
وی به فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت و باعث آشنایی ونسان با نقاشان امپرسیونیست شد. نقش او در محبوبیت نقاشان امپرسیونیستی چون #کلود_مونه با ترغیب کارمندانش به خرید آثار آنان مهم بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقاشی
#نقاشی از چهره تئو ونگوگ — ۱۸۸۷
اثر #ونسان_ونگوگ
پیش از این تصور میشد این یک خودنگاره از ونسان باشد ولی تحقیقاتی در سال ۲۰۱۱ نشان دادهاست که این چهره تئو است.
تئودوروس ونگوگ، به هلندی Theodorus van Gogh ملقب به تئو یک دلال آثار هنری موفق هلندی بود. وی برادر کوچک و حامی #ونسان_ونگوگ بود.
او در ۱۸۵۷ در روستای خروت زوندرت در استان برابانت شمالی، هلند به دنیا آمد. ونسان ونگوگ برادر بزرگتر او بود که مورد حمایت مالی تئو قرار داشت. تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمیای داشت و نامههای بسیاری به یکدیگر مینوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشیهایش را عمیقاً درک میکرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمیآمد برای نجات زندگی او انجام داد. او در سن ۳۳ سالگی و شش ماه پس از مرگ برادرش ونسان درگذشت.
تئو حتی زمانی که خود دستش تنگ بود مخارج ونسان را میپرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او میفرستاد. او مخارج سفر ونسان به آرل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آنجا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند، البته این آرزوی ونسان هیچگاه برآورده نشد.
وی به فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت و باعث آشنایی ونسان با نقاشان امپرسیونیست شد. نقش او در محبوبیت نقاشان امپرسیونیستی چون #کلود_مونه با ترغیب کارمندانش به خرید آثار آنان مهم بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#شوالیه_خندان The Laughing Cavalier
نقاش: #فرانس_هالس #FransHals
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۲۴
"فرانس هالس" اولین نقاش بزرگ جنبش هنری #باروک هلند، به خاطر سبک سرزنده و همراه با جوشش احساسات آنی اش در کشیدن پرتره شناخته شده است، می توان به عنوان نمونه از شاهکار او به نام شوالیه خندان نام برد. او به عنوان یکی از بهترین نقاشان پرتره ی قرن هفدهم شناخته شده و در زمره ی نقاشان بزرگی همچون #ال_گرکو، #پیتر_بن_روبنس، #دیهگو_ولاسکس و #رامبراند قرار می گیرد. او به ویژه به خاطر پرتره های دسته جمعی اش در قطع بزرگ مورد توجه بود. متأسفانه مشکلات زندگی خصوصی اش او را از رسیدن به موفقیتهای اقتصادی و داشتن زندگی شاد محروم کرد.
شوالیه خندان بزرگترین شاهکار هالس است. تلاشهای منتقد هنری تیوفیل توره-برگر که #یوهانس_فرمیر را هم بازشناخته بود، تاثیر زیادی در زنده نگه داشتن شهرت و معروفیت این اثر و نقاشش داشت. پس از مرگ هالس این نقاشی به فراموشی سپرده شد تا اینکه در سال ۱۸۶۵ دوباره هنرش مورد توجه و تحسین قرار گرفت، به ویژه در میان نقاشان #امپرسیونیستی همچون #ادوار_مونه، #کلود_مونه و #ویسلر، که مجذوب و تحت تأثیر حالت کار با قلمو در نقاشی های او قرار گرفتند.
گاهی از این اثر به عنوان یکی از بزرگترین نقاشی های پرتره ی باروک نام برده می شود، شوالیه خندان اسمش را از منتقدین ویکتوریا گرفت که در مراسم افتتاحیه ی نمایشگاه موزه ی بثنال گرین در ۷۵-۱۸۷۲ شرکت می کردند، جایی که این اثر برای اولین بار در معرض نمایش عموم قرار گرفت.
درواقع پرترهی درون نقاشی نه یک شوالیه است و نه اصلا در حال خندیدن است. او شهروندی ۲۶ سالهی اهل هارلم است به نام تیلمان روسترمان. از روی لنگه (ژاکتی که مردان در قرن های چاهرده تا هفده می پوشیدند) ابریشمی و با گلدوزی های زیبایش در قسمت های یقه و آستین مشخص است که هم فردی ثروتمند هم شخصی مدگرا در دوران خود بوده است.
با نگاهی دقیق به ظریف کاری روی آستینش، یک سری قلب و پیکان در کنار مشعل هایی شعله ور دیده می شوند که همگی نمادهای واضحی از عشق و رمانس هستند. به نظر میآید این نقاشی پرتره ای مربوط یک به مراسم نامزدی باشد. برقی در چشمانش دیده می شود، انگار بسیار شادمان و خوشحال بوده که البته این چیزی معمول بوده است. پرتره ها تا قبل از اواخر قرن هجدهم به ندرت در حال خندیدن کشیده میشدند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#شوالیه_خندان The Laughing Cavalier
نقاش: #فرانس_هالس #FransHals
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۲۴
"فرانس هالس" اولین نقاش بزرگ جنبش هنری #باروک هلند، به خاطر سبک سرزنده و همراه با جوشش احساسات آنی اش در کشیدن پرتره شناخته شده است، می توان به عنوان نمونه از شاهکار او به نام شوالیه خندان نام برد. او به عنوان یکی از بهترین نقاشان پرتره ی قرن هفدهم شناخته شده و در زمره ی نقاشان بزرگی همچون #ال_گرکو، #پیتر_بن_روبنس، #دیهگو_ولاسکس و #رامبراند قرار می گیرد. او به ویژه به خاطر پرتره های دسته جمعی اش در قطع بزرگ مورد توجه بود. متأسفانه مشکلات زندگی خصوصی اش او را از رسیدن به موفقیتهای اقتصادی و داشتن زندگی شاد محروم کرد.
شوالیه خندان بزرگترین شاهکار هالس است. تلاشهای منتقد هنری تیوفیل توره-برگر که #یوهانس_فرمیر را هم بازشناخته بود، تاثیر زیادی در زنده نگه داشتن شهرت و معروفیت این اثر و نقاشش داشت. پس از مرگ هالس این نقاشی به فراموشی سپرده شد تا اینکه در سال ۱۸۶۵ دوباره هنرش مورد توجه و تحسین قرار گرفت، به ویژه در میان نقاشان #امپرسیونیستی همچون #ادوار_مونه، #کلود_مونه و #ویسلر، که مجذوب و تحت تأثیر حالت کار با قلمو در نقاشی های او قرار گرفتند.
گاهی از این اثر به عنوان یکی از بزرگترین نقاشی های پرتره ی باروک نام برده می شود، شوالیه خندان اسمش را از منتقدین ویکتوریا گرفت که در مراسم افتتاحیه ی نمایشگاه موزه ی بثنال گرین در ۷۵-۱۸۷۲ شرکت می کردند، جایی که این اثر برای اولین بار در معرض نمایش عموم قرار گرفت.
درواقع پرترهی درون نقاشی نه یک شوالیه است و نه اصلا در حال خندیدن است. او شهروندی ۲۶ سالهی اهل هارلم است به نام تیلمان روسترمان. از روی لنگه (ژاکتی که مردان در قرن های چاهرده تا هفده می پوشیدند) ابریشمی و با گلدوزی های زیبایش در قسمت های یقه و آستین مشخص است که هم فردی ثروتمند هم شخصی مدگرا در دوران خود بوده است.
با نگاهی دقیق به ظریف کاری روی آستینش، یک سری قلب و پیکان در کنار مشعل هایی شعله ور دیده می شوند که همگی نمادهای واضحی از عشق و رمانس هستند. به نظر میآید این نقاشی پرتره ای مربوط یک به مراسم نامزدی باشد. برقی در چشمانش دیده می شود، انگار بسیار شادمان و خوشحال بوده که البته این چیزی معمول بوده است. پرتره ها تا قبل از اواخر قرن هجدهم به ندرت در حال خندیدن کشیده میشدند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
آخرین نقاشی هنرمند مشهور
#کلود_مونه: نقاشی های دیواری نیلوفرهای آبی (1926)
Claude Monet: Water Lilies Murals (1926(
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
آخرین نقاشی هنرمند مشهور
#کلود_مونه: نقاشی های دیواری نیلوفرهای آبی (1926)
Claude Monet: Water Lilies Murals (1926(
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
نقد و بررسی نقاشی "غروب سن جورجیو مجیوره" / San Giorgio Maggiore at Dusk
نقاش: #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
نقد و بررسی نقاشی "غروب سن جورجیو مجیوره" / San Giorgio Maggiore at Dusk
نقاش: #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_وبرسی_نقاشی
نقد و بررسی نقاشی "غروب سن جورجیو مجیوره" / San Giorgio Maggiore at Dusk
نقاش: #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
بخش عمده ای از جاه طلبی و وسعت دید گسترده کلود مونه، نقاش فرانسوی، ریشه در علاقه شدید او به سفر دارد. او همیشه عاشق کشف سرزمین ها، خانه ها و موضوعات تازه بود و در تمام طول عمر خود به تجربه گرایی در زمینه نمایش نور و رنگ بر روی تابلو پرداخت. مونه بعد از این که خانه ای در ژیورنی (روستایی نزدیک پاریس) برای خانواده خود فراهم کرد و فرآیند خلق باغ معروفش را کلید زد، سفر خود به آن سوی مرزهای فرانسه را آغاز کرد تا نقش مایه ها (موتیف) و مضمون های تازه ای برای نقاشی پیدا کند. او در سال ۱۸۷۰ با هدف فرار از جنگ فرانسه و پروس با معشوق خود به لندن گریخت. در همین جا بود که تحت تاثیر فضای مملو از مه و دود رودخانه تیمز لندن قرار گرفت. فضای ساحل نرماندی و درخشش تماشایی دریای مدیترانه از جمله موارد دیگری بودند که مورد توجه او قرار گرفتند. فرآیند خلق نقاشی غروب سن جورجیو مجیوره در سال ۱۹۰۸ در ونیز آغاز شد. زمانی که مونه همراه با همسرش به یک سفر تفریحی رفته بود. مونه این بازآفرینی امپرسیونیستی را در حالی طراحی کرد که جایی در هتل بریتانیا نشسته بود. از این زاویه دید می توان منظره فوق العاده خلیج و کلیسای سن جورجیو مجیوره را دید که بر روی یک جزیره واقع شده است.
غروب سن جورجیو مجیوره در زمانی طراحی شده است که بینایی مونه به علت آب مروارید کاهش یافته بود. این بیماری ناخوشایند که دامن گیر هنرمندان زیادی شده بود، به سراغ مونه هم آمد. نکته متناقض این است که اثرات این بیماری کاملا با زاویه دید مونه نسبت به دنیا و تاثیراتی که از مناظر می گرفت، همسو بود. مونه از دوستان و آشنایان خود می خواست که دنیا را همچون دسته ای از نورهای پراکنده و رنگ های مختلف ببینند که یک تمامیت را تشکیل می دهند. غروب سن جورجیو مجیوره به شکلی قدرتمند و متناقض، هنرمندی را نشان می دهد که در عین حال که بینایی خود را دارد از دست می دهد، ولی هم چنان به صورت پیوسته تجربه خود از نور و تصویر را ثبت می کند.
غروب ونیزی که مونه به تصویر کشیده دارای طیف های رنگی آبی، زرد و قرمز است. جزئیات و اشکال به کلی ترین شکل ممکن نمایش داده شده اند. باز آفرینی امپرسیونیستی او بیش تر از این که برگرفته از یک تجربه بصری باشد، به یک ادراک حسی می ماند. این هنرمند امپرسیونیست کامل ترین لحظه گرگ و میش را ثبت کرده و آسمانی با رنگ های مختلف خلق کرده است. بر روی آب هم علاوه بر رنگ هایی که در آسمان می بینیم، بارقه هایی از طیف های مختلف ارغوانی هم دیده می شود. کلیسا در برابر نور قرار دارد و کمی تیره است، ولی نمی توان آن را سیاه مطلق در نظر گرفت. به نظر می رسد مونه تمام رنگ های تیره پالت خود را با هم ادغام کرده تا بتواند یک کلیسای تیره طراحی کند و سایه آن را بر روی آب بیاندازد. نتیجه کار یک رنگ قهوه ای گرم و تیره شده است. او با لایه هایی از رنگ ارغوانی، تلاش کرده ساختار معماری کلیسا را نمایش دهد. ضربه های قلمو در کنار رنگ های خالص، ترکیب خوبی را بر روی تابلو ایجاد کرده اند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_وبرسی_نقاشی
نقد و بررسی نقاشی "غروب سن جورجیو مجیوره" / San Giorgio Maggiore at Dusk
نقاش: #کلود_مونه / Claude Monet
سال: ۱۹۰۸ – ۱۹۱۲
بخش عمده ای از جاه طلبی و وسعت دید گسترده کلود مونه، نقاش فرانسوی، ریشه در علاقه شدید او به سفر دارد. او همیشه عاشق کشف سرزمین ها، خانه ها و موضوعات تازه بود و در تمام طول عمر خود به تجربه گرایی در زمینه نمایش نور و رنگ بر روی تابلو پرداخت. مونه بعد از این که خانه ای در ژیورنی (روستایی نزدیک پاریس) برای خانواده خود فراهم کرد و فرآیند خلق باغ معروفش را کلید زد، سفر خود به آن سوی مرزهای فرانسه را آغاز کرد تا نقش مایه ها (موتیف) و مضمون های تازه ای برای نقاشی پیدا کند. او در سال ۱۸۷۰ با هدف فرار از جنگ فرانسه و پروس با معشوق خود به لندن گریخت. در همین جا بود که تحت تاثیر فضای مملو از مه و دود رودخانه تیمز لندن قرار گرفت. فضای ساحل نرماندی و درخشش تماشایی دریای مدیترانه از جمله موارد دیگری بودند که مورد توجه او قرار گرفتند. فرآیند خلق نقاشی غروب سن جورجیو مجیوره در سال ۱۹۰۸ در ونیز آغاز شد. زمانی که مونه همراه با همسرش به یک سفر تفریحی رفته بود. مونه این بازآفرینی امپرسیونیستی را در حالی طراحی کرد که جایی در هتل بریتانیا نشسته بود. از این زاویه دید می توان منظره فوق العاده خلیج و کلیسای سن جورجیو مجیوره را دید که بر روی یک جزیره واقع شده است.
غروب سن جورجیو مجیوره در زمانی طراحی شده است که بینایی مونه به علت آب مروارید کاهش یافته بود. این بیماری ناخوشایند که دامن گیر هنرمندان زیادی شده بود، به سراغ مونه هم آمد. نکته متناقض این است که اثرات این بیماری کاملا با زاویه دید مونه نسبت به دنیا و تاثیراتی که از مناظر می گرفت، همسو بود. مونه از دوستان و آشنایان خود می خواست که دنیا را همچون دسته ای از نورهای پراکنده و رنگ های مختلف ببینند که یک تمامیت را تشکیل می دهند. غروب سن جورجیو مجیوره به شکلی قدرتمند و متناقض، هنرمندی را نشان می دهد که در عین حال که بینایی خود را دارد از دست می دهد، ولی هم چنان به صورت پیوسته تجربه خود از نور و تصویر را ثبت می کند.
غروب ونیزی که مونه به تصویر کشیده دارای طیف های رنگی آبی، زرد و قرمز است. جزئیات و اشکال به کلی ترین شکل ممکن نمایش داده شده اند. باز آفرینی امپرسیونیستی او بیش تر از این که برگرفته از یک تجربه بصری باشد، به یک ادراک حسی می ماند. این هنرمند امپرسیونیست کامل ترین لحظه گرگ و میش را ثبت کرده و آسمانی با رنگ های مختلف خلق کرده است. بر روی آب هم علاوه بر رنگ هایی که در آسمان می بینیم، بارقه هایی از طیف های مختلف ارغوانی هم دیده می شود. کلیسا در برابر نور قرار دارد و کمی تیره است، ولی نمی توان آن را سیاه مطلق در نظر گرفت. به نظر می رسد مونه تمام رنگ های تیره پالت خود را با هم ادغام کرده تا بتواند یک کلیسای تیره طراحی کند و سایه آن را بر روی آب بیاندازد. نتیجه کار یک رنگ قهوه ای گرم و تیره شده است. او با لایه هایی از رنگ ارغوانی، تلاش کرده ساختار معماری کلیسا را نمایش دهد. ضربه های قلمو در کنار رنگ های خالص، ترکیب خوبی را بر روی تابلو ایجاد کرده اند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
من آن دستنیافتنی را میخواهم. نقاشان دیگر پلی میکشند و خانهای و قایقی و تمام. تابلوهایشان تکمیل شده. من میخواهم آن هوایی را نقاشی کنم که پل و خانه و قایق را دربرگرفته؛ زیباییِ هوایی که این چیزها در بطناش مستقرند، و این دست کمی از کاری محال ندارد.
#کلود_مونه
شرح تصاویر:
Essai de figure en plein-air: Femme à l'ombrelle tournée vers la droite/gauche ~1886
Artist: Claude Monet
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
من آن دستنیافتنی را میخواهم. نقاشان دیگر پلی میکشند و خانهای و قایقی و تمام. تابلوهایشان تکمیل شده. من میخواهم آن هوایی را نقاشی کنم که پل و خانه و قایق را دربرگرفته؛ زیباییِ هوایی که این چیزها در بطناش مستقرند، و این دست کمی از کاری محال ندارد.
#کلود_مونه
شرح تصاویر:
Essai de figure en plein-air: Femme à l'ombrelle tournée vers la droite/gauche ~1886
Artist: Claude Monet
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
تئودوروس ونگوگ، به هلندی Theodorus van Gogh ملقب به تئو یک دلال آثار هنری موفق هلندی بود. وی برادر کوچک و حامی #ونسان_ونگوگ بود.
او در ۱۸۵۷ در روستای خروت زوندرت در استان برابانت شمالی، هلند به دنیا آمد. ونسان ونگوگ برادر بزرگتر او بود که مورد حمایت مالی تئو قرار داشت. تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمیای داشت و نامههای بسیاری به یکدیگر مینوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشیهایش را عمیقاً درک میکرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمیآمد برای نجات زندگی او انجام داد. او در سن ۳۳ سالگی و شش ماه پس از مرگ برادرش ونسان درگذشت.
تئو حتی زمانی که خود دستش تنگ بود مخارج ونسان را میپرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او میفرستاد. او مخارج سفر ونسان به آرل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آنجا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند، البته این آرزوی ونسان هیچگاه برآورده نشد.
وی به فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت و باعث آشنایی ونسان با نقاشان امپرسیونیست شد. نقش او در محبوبیت نقاشان امپرسیونیستی چون #کلود_مونه با ترغیب کارمندانش به خرید آثار آنان مهم بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
تئودوروس ونگوگ، به هلندی Theodorus van Gogh ملقب به تئو یک دلال آثار هنری موفق هلندی بود. وی برادر کوچک و حامی #ونسان_ونگوگ بود.
او در ۱۸۵۷ در روستای خروت زوندرت در استان برابانت شمالی، هلند به دنیا آمد. ونسان ونگوگ برادر بزرگتر او بود که مورد حمایت مالی تئو قرار داشت. تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمیای داشت و نامههای بسیاری به یکدیگر مینوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشیهایش را عمیقاً درک میکرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمیآمد برای نجات زندگی او انجام داد. او در سن ۳۳ سالگی و شش ماه پس از مرگ برادرش ونسان درگذشت.
تئو حتی زمانی که خود دستش تنگ بود مخارج ونسان را میپرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او میفرستاد. او مخارج سفر ونسان به آرل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آنجا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند، البته این آرزوی ونسان هیچگاه برآورده نشد.
وی به فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت و باعث آشنایی ونسان با نقاشان امپرسیونیست شد. نقش او در محبوبیت نقاشان امپرسیونیستی چون #کلود_مونه با ترغیب کارمندانش به خرید آثار آنان مهم بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity