This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#مجسمه 3D #کافکا در شهر پراک
برخلاف تصور عموم کافکا نویسنده ای سیاه نبود، معروف است که او داستان "مسخ" را به عنوان داستانی طنز برای دوستانش میخواند و با هم از شدت خنده دل درد میگرفتند!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#از طوفان که در آمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهاده بودی؛ معنی طوفان همین است.



📖 #کافکا_در_کرانه
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#بهتر است که هرگز تمامیِ روحت را برای یک مرد که چیزی از عشق نمی‌داند عریان نکنی!
تحمل تجاوز به روح از هضمِ تجاوز به جسم، صد برابر سخت تر است...
#کافکا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#کتاب_ولحظه
بدون رویا ما چیزی جز پیکر‌های
گم‌گشته در زندگی روزمره نیستیم .

✍️ #جوردی_سیئررا_ای_فابرا
📙 #کافکا_و_عروسک_مسافر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
بستن چشم‌هایت چیزی را عوض نمی‌کند.
چون نمی‌خواهی شاهد اتفاقی باشی که می‌افتد، هیچ‌چیز ناپدید نمی‌شود.
درواقع دفعه‌ی بعد که چشم باز کنی، اوضاع بدتر می‌شود. دنیایی که تویش زندگی می‌کنیم این‌جور است، آقای ناکاتا.
چشمانت را باز کن.فقط بزدل چشم‌هایش را می‌بندد.
چشم بستن و پنبه در گوش چپاندن باعث نمی‌شود زمان از حرکت بایستد...


#کافکا_در_کرانه
#هاروکی_موراکامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
بستن چشم‌هایت چیزی را عوض نمی‌کند.
چون نمی‌خواهی شاهد اتفاقی باشی که می‌افتد، هیچ‌چیز ناپدید نمی‌شود.
درواقع دفعه‌ی بعد که چشم باز کنی، اوضاع بدتر می‌شود. دنیایی که تویش زندگی می‌کنیم این‌جور است، آقای ناکاتا.
چشمانت را باز کن.فقط بزدل چشم‌هایش را می‌بندد.
چشم بستن و پنبه در گوش چپاندن باعث نمی‌شود زمان از حرکت بایستد...


#کافکا_در_کرانه
#هاروکی_موراکامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#کتاب_ولحظه
هر كدام از ما چيزي را از دست می دهیم که برایمان عزیز است، فرصت های از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی توانیم برشان گردانیم؛

اين بخشي از آن چيزيست كه به آن می گویند: زنده بودن...

📙 #کافکا_در_کرانه
👤 #هاروکی_موراکامی

💢قطعه #عشق با نوازندگی بی نظیر
#ساموئل_یروینیان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
خاطرات شما را از درون گرم می كند اما در عين حال شما را پاره پاره می كند. هرچه بيشتر به آنها می چسبيدم آزاردهنده تر ميشد اما هرگز نخواستم تا زمانی كه زنده ام آنها را رها كنم. اين تنها دليلی بود كه برای ادامه ی زندگی داشتم. تنها چيزی كه ثابت می كرد زنده ام.

#هاروکی_موراکامی
📚 #کافکا_در_کرانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ادبیات

#کافکا / بی‌خوابی


کافکا در یادداشتهایش می‌نویسد :
"هر چه بیشتر می نویسم هراسان‌ترم . این قابل فهم است. هر کلمه در دست‌های ارواح درهم می‌پیچد - این پیچش دست نمایش مشخص آنهاست - .
هر کلمه به نیز‌ه‌ای تبدیل می‌شود که به سوی گوینده کمانه می‌کند. ویژه‌تر از همه کلامی از این دست تنها تسلی چنین خواهد بود: دوست داشته باشی، رخ خواهد داد. و آنچه تو دوست داری در حد کمکی به‌ غایت ناچیز خواهد بود. بیش از تسلی این است؛ تو نیز سلاح هایی داری."

حتی اگر بخواهد در چنین شرایطی نامه‌ای بنویسد به فليسه؛ در واقع نامه ای بود به «خود»؛ نامه‌ای که به صندوق پستی فلیسه فرستاده می‌شد، اما در واقع بارها در #خودِ او
گشوده می‌شد، که حاصل تلاش بی‌خوابی‌هایش بود؛ در واقع نامه ها عودت داده می شد به جهان وهم آلودش تا با چرخش‌های ابدی ازلی خود به بقا ادامه دهد.
و البته تولید هر اثر در چنین فضایی بسیار اندوهناک است؛ بی آنکه ما را اندوهگین سازد.

لذت اندوه از جامعه‌ای عبور می‌کرد که در خود بوی بوروکراسی نخ‌نمای اداری را حفظ کرده‌بود؛ بویی سرشار از پرونده های کپک زده و اندوهناک؛ پرونده هایی از چهره هایی دژم، ناپیدا و گاه صاعقه زده.
به همین دلیل وقتی در فضای نوشتاری‌اش قرار می گیریم؛ همین کاراکترهای کژ و کوژ و هیستریک، با ما مانوس می‌شوند و ما نیز در می یابیم که بخشی از بی خوابی کافکا هستیم؛

بخشی از همان مکان هایی که در یک زمان خاص دیدار می آیند و به ندرت از ما دور می شوند. صادق هدایت در کتاب گروه محکومین درباره کافکا می نویسد: " برای اینکه بتوان درباره آثار کافکا حکم قطعی کرد، ناچار باید زمان و
زمان و سرزمینی را که در آن می زیسته و در آنجا پرورش یافته در نظر گرفت ."

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#تلنگر

دنیای ما...
پر است از
دست هایی که
خسته نمی شوند
از نگه داشتن نقابها...!

#کافکا

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

بدون عشق و رویا ما چیزی جز پیکر‌های
گم‌گشته در زندگی روزمره نیستیم .

✍️ #جوردی_سیئررا_ای_فابرا
📙 #کافکا_و_عروسک_مسافر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

دنیای ما پر است از
دست هایی که
خسته نمی شوند
از نگه داشتن نقاب ها...!

#کافکا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

اوضاع هیچ‌وقت مطابق میل تو پیش نمی‌رود، اما همین زندگی را جالب می‌کند و به آن معنا می‌دهد.


📖 #کافکا_در_کرانه
✍🏻 #هاروکی_موراکامی

#نقاشی

#هنرمند_فتانه_ابراهیم_زاده_نازنین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کافکا_در_کرانه

#هاروکی_موراکامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

برای هاروکی موراکامی، معماری قلمرو امکانات بی‌شمار است. و امکان در جهان موراکامی یعنی توانایی انتشار نیرویی بکر و سحرآمیز در کالبد واقعیت ملموس. رمان کافکا در کرانه، سراسر برآمده از چنین نگاهی است. سفر ادیسه‌وار کافکا تامورا در دوایر محدود فضاها شکل می‌گیرد، امّا گویی با ورق خوردن کتاب، این دایره‌ها به طور مداوم با صفحه‌ی دو بُعدی روایت زاویه پیدا می‌کنند و دروازه‌ی ورود به فضای سه بعدی و بی‌انتهای رؤیاها را می‌سازند. تمام جذابیت و حیات‌ رمان برآمده از معماها و چراهای بی‌پاسخ‌ آن است که در قلب جهان واقعی روایت می‌شود. و این انعطاف و گشودگی فضاییِ خاصی است که سبک ادبی رئالیسم جادویی به معماری هدیه می‌دهد.

در کافکا در کرانه، با مجموعه‌ای از فضاها روبه‌رو هستیم که به واسطه‌ی توصیف‌های به‌جا و آگاهانه‌ی موراکامی شکل می‌گیرند و در همپوشانی برش‌های مختلف زمانی، پناهگاه‌های امن و راه‌‌های گریز از خفقان را می‌سازند. این ساختار هندسی و صلب اتاق‌ها و تالارها است که رو به ناخودآگاه گشوده می‌شوند و مسیرهایی به رهایی می‌سازند. در حقیقت، بسط جهان قهرمان‌‌های داستان در کنج‌های تاریک و روشن فضاهایی معمولی مهیا می‌شود.

از این نظر، مشخصاً معماری درون رمان به آثار تادائو آندو پهلو می‌زند. مینیمالیسمی حساب شده که قلب تپنده‌اش نوعی شاعرانگی رازآلود است. کلیسای نور، معبد آب، موزه‌ی لی اوفان و... همان وجه معماگون معماری جهان موراکامی را دارند. میدان‌های وقوع اتفاقات در کافکا در کرانه، همراستا با احجام تاریک و توخالی، برش‌های هندسی نور و صفحات بتنی خلاصه شده و وسیع در کارهای تادائو آندو، گویی برآمده از دایره‌ی اِنسو هستند: ساختارهای فضایی که دور هیچ شکل می‌گیرند و به این ترتیب، مسیرهای ورود به جهانی موازی و پرجاذبه و امکان غوطه‌ور شدن در امر نامتناهی و اسرارآمیز را می‌آفرینند.

#کافکا_در_کرانه
#هاروکی_موراکامی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

سرآخر درباره‌ی کتابی چند جلدی که طرح جلد زیبایی دارد و ترجمه‌ی برتُن از هزار و یک شب است، تصمیم می‌گیرم و یک جلدش را بر می‌دارم و به قرائتخانه می‌روم. چون کتابخانه تازه باز شده، هنوز کسی نیامده و آن تالار باشکوه فقط مال من است. دقیقاً مثل عکسش توی آن مجله است_جادار و راحت، با سقف بلند. گهگاه نسیم ملایمی از پنجره‌ی باز به درون می‌وزد، پرده‌ی سفید در هوا که بوی مبهمی از دریا دارد به نرمی خش‌خش می‌کند. از کاناپه‌ی راحتی خوشم می‌آید. پیانوی دیواری کهنه‌ای در گوشه‌ای است و روی‌همرفته آنجا چنان احساسی به من می‌دهد که انگار به خانه‌ی دوستی رفته‌ام.
همچنان که در کاناپه لمیده و به گوشه‌کنار تالار زل زده‌ام، فکری به سرم می‌زند: این دقیقاً همان جایی است که تمام عمر دنبالش می‌گشته‌ام. مخفیگاهی در کنجی بسیار دنج. همیشه آن را جایی خیالی و سرٌی می‌دانستم و باورم نمی‌شد که در عالم واقع وجود داشته باشد. چشم‌ها را می‌بندم و نفسی می‌کشم و شگفتی آن مثل ابر ملایمی در برم می‌گیرد.


#کافکا_در_کرانه
#هاروکی_موراکامی

#شرح_عکس
#خانه_اوشینو ~ 1984
طراحی شده توسط: #تادائو_آندو
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#بخوانیم

یکی از زیباترین نامه‌های #کافکا به فلیسه است که صدوده سال قبل نوشته شده. دنیا چقدر عشق و حسرت و دلتنگی را در خود داشته و دارد. متن [تقریبا] کامل نامه را بخوانید:

«عزیزترین، عزیزترینم... تو را عذاب می‌دهم. خواهش می‌کنم عزیزم مرا ببخش! یک گل رز برایم بفرست تا بدانم مرا بخشیده‌ای. من در واقع خسته نیستم ولی بی‌حس و سنگینم و نمی‌توانم کلماتِ مناسب را پیدا کنم. آنچه می‌توانم بگویم این است که: در کنارم بمان و تنهایم نگذار... زندگی خیلی دشوار و غم‌انگیز است. چطور آدم می‌تواند امیدوار باشد که خواهد توانست کسی را با «نوشته» برای خودش نگه دارد؟ نگه داشتن کار دست است. ولی این دست من، دست تو را که برای زندگی‌ام حیاتی شده، فقط در سه لحظه لمس کرده و نگه داشته: وقتی وارد اتاق شدم، هنگامی که قول سفر فلسطین را به من دادی، و وقتی من، با حماقتی که دارم، گذاشتم وارد آسانسور شوی.
با چنین وضعی آیا بوسیدنِ تو امکان پذیر است؟ آیا کاغذِ ناقابل را ببوسم؟ اگر اینطور باشد که می‌توانم پنجره را باز کنم و هوای شب را ببوسم.
عزیز دلم، از دست من عصبانی نباش! این تنها چیزی است که از تو درخواست دارم.»

#برگردان_سپیده_عزیزمان

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

«هر یک از ما چیزی را از دست می‌دهیم که برایمان عزیز است. فرصتهای از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم برشان گردانیم. این قسمتی از آن چیزی است که به آن می‌گویند زنده بودن. اما در درون کله‌ی ما _ دست کم این جایی است که من تصور می‌کنم _ جای کمی هست که این خاطرات را در آن بیانباریم. اتاقی با قفسه‌هایی نظیر این کتابخانه. و برای فهم کارکرد قلبمان باید مثل کتابخانه فیش درست کنیم. باید چندی به چندی از همه چیز گردگیری کنیم، بگذاریم هوای تازه وارد شود و آب گلدان‌های گل را عوض کنیم. به عبارت دیگر، همیشه در کتابخانه‌ی خصوصی خودت به سر می‌بری.»

#کافکا_در_کرانه 📚
#هاروکی_موراکامی 🖌

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#تـــلــــنــــگــــر

اگر می توانی هنر گرسنگی کشیدن را برای کسی توضیح بده !
فهماندن چنین چیزی به کسی که آن را حس نکرده است , امکان ندارد .


#کافکا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity