🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔵 🔵 نبرد هُرمزدگان
.
.
.
.
نبردی بین اردشیر بابکان حاکم فارس (بعداً اردشیر یکم ساسانی) و اردوان پنجم بود که منجر به پیروزی ساسانیان و کشته شدن اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانیان شد. هرمزدگان، صحنه و محل این جنگ، دشتی بود در نزدیکی شوشتر در خوزستان. این رزم در سال ۲۲۴ روی داد.شکست اردوان پنجم، شاه بزرگ اشکانی، بدست اردشیر بابکان در هرمزدگان. پایان شاهنشاهی اشکانی و آغاز شاهنشاهی ساسانی در ایران را رقم زد.پس از مدتی مذاکره طرفها چارهای جز آغاز نبرد ندیدند. اردشیر بابکان در بهار ۲۲۴ پس از میلاد لشکر خود را به خوزستان آورد و در نقاط راهبردی دشت هرمزدگان مستقر شد. محل استقرار او باعث شد تا کنترل منابع آبی این دشت را در دست بگیرد. اردوان، از سوی دیگر، از پایتخت اشکانیان یعنی شهر تیسفون راهی هرمزدگان شده بود اما تنها توانست در مکانهای کماهمیتتر دشت مستقر شده و منابع آب کمی در دست داشته باشد. تاریخ آغاز نبرد میان دو لشکر، ۲۸ آوریل ۲۲۴ م. بود.(در برخی منابع ۲۴ آوریل[امروز]) منابع ساسانی مینویسند که این نبرد در همان روز به پایان رسید.
.
.
.
.
#تاریخ #ساسانی #اشکانیان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔵 🔵 نبرد هُرمزدگان
.
.
.
.
نبردی بین اردشیر بابکان حاکم فارس (بعداً اردشیر یکم ساسانی) و اردوان پنجم بود که منجر به پیروزی ساسانیان و کشته شدن اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانیان شد. هرمزدگان، صحنه و محل این جنگ، دشتی بود در نزدیکی شوشتر در خوزستان. این رزم در سال ۲۲۴ روی داد.شکست اردوان پنجم، شاه بزرگ اشکانی، بدست اردشیر بابکان در هرمزدگان. پایان شاهنشاهی اشکانی و آغاز شاهنشاهی ساسانی در ایران را رقم زد.پس از مدتی مذاکره طرفها چارهای جز آغاز نبرد ندیدند. اردشیر بابکان در بهار ۲۲۴ پس از میلاد لشکر خود را به خوزستان آورد و در نقاط راهبردی دشت هرمزدگان مستقر شد. محل استقرار او باعث شد تا کنترل منابع آبی این دشت را در دست بگیرد. اردوان، از سوی دیگر، از پایتخت اشکانیان یعنی شهر تیسفون راهی هرمزدگان شده بود اما تنها توانست در مکانهای کماهمیتتر دشت مستقر شده و منابع آب کمی در دست داشته باشد. تاریخ آغاز نبرد میان دو لشکر، ۲۸ آوریل ۲۲۴ م. بود.(در برخی منابع ۲۴ آوریل[امروز]) منابع ساسانی مینویسند که این نبرد در همان روز به پایان رسید.
.
.
.
.
#تاریخ #ساسانی #اشکانیان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #تاریخ_هشت_هزار_سال #شعر_ایرانی
#مستعربان و #شیفتگان_ادب_عرب ، پیوسته سخن از این مقوله راندهاند که ادب پارسی و شعر پارسی، دنباله رو ادب و شعر عرب بوده است و ایرانیان پیش از تسلط عرب و آشنایی با زبان عربی، نه شعر داشتهاند و نه نثر!
و برخی پا را از این هم فراتر نهاده و گفتهاند که زبان بیان هم نداشتهاند! یعنی زبانی که پیش از آمدن اعراب به ایران، ایرانیان با آن گفتگو میکردند، قدرت بیان نداشت و زبان مرده و بیحاصل بوده است. و پس از آشنایی با زبان عربی، زبان نوزادی به نام زبان دری (پارسی) تولد یافت که این زبان دارای معیار گردید و بارور شد و با آن توانستند شعر بسرایند و آثاری ادبی به وجود آورند!
از این گونه سخنان لغو و ژاژ، بسیار گفته و نوشتهاند. ولی امروز در اثر به دست آمدن مآخذ و مدارک و پژوهشهای پژوهشگران دانشمند و بینظر، بر پوچ و یاوه بودن این سخنان، واقف و آگاه شدهایم و با نهایت سرافرازی و خرسندی در مییابیم که نه تنها این اظهار نظرها جاهلانه و اغفالگرانه بوده است، بلکه حقیقت، درست خلاف آن را به ثبوت میرساند و گویای آن است که اعراب پیش از اسلام، شعر نداشته و با #نثر_علمی نیز آشنا نبوده و با آن، بیگانه بودهاند. نخستین گویندگان و سرایندگان شعر عربی به صورت موزون و مقفی، و نویسندگان نثر علمی و ادبی، ایرانی بودهاند و داستان #شعر_دوره_ی_جاهلی نیز #مجعول و #ساخته_و_پرداخته_ی #امویان #نژاد_پرست بوده است.
#عروض_ایرانی ، پایه و اساس #عروض_عربی است. زیرا #عرب #موسیقی_نداشته تا عروض داشته باشد. عروض عرب از زمان #خلیل_بن_احمد_ایرانی که آن را برای زبان عرب با استفاده از عروض و #بحور #اوزان_شعر_پارسی بر قواعدی نهاد، تا امروز همچنان بر همان حال ایستاده و هیچگونه تنوعی از طرف سرایندگان عرب در آن راه نیافته است. و این خود بهترین و بارزترین سند معتبر بر این که عرب عروض نداشته، وگرنه در این فن به ابتکار میپرداخت، نه آنکه جامد و خشک و بیحرکت برجای میایستاد
با این دلیل آشکار بسیار موافقم، چون زمانی که ملتی یک فن را از دیگر ملل به وام بگیرد، نمیتواند آنچنان که باید در پیشرفت آن بکوشد. ولی زمانی که یک فن بومی باشد و یک ملت خود بدان دست یافته باشد و در طی سدهها با ذات آن ملت گره خورده باشد، آنگاه با پیشرفت یک ملت آن فن نیز بارها و بارها صیقل خورده و بهبود مییابد.
عروض ایرانی به #دوران_های #قبل_از_اسلام تعلق داشته است، یعنی #سروده_شدن #یشت_ها و #گاثا_ها و سپس #دوران_هخامنشی و #اشکانی و #ساسانی . کسانی که با #زبان_اوستایی آشنایی دارند، به خوبی آگاهند که #اشعار #منظوم_یشتها و گاثاها در نهایت #فصاحت و #بلاغت و از لحاظ #آهنگ_کلام و از نظر #معنی و #محتوا در حد #اعلای تصور و تفکر و پندار است.
« #مهریشت » و چند #یشت دیگر که در آنها سخن از #پهلوانان و #پادشاهان_اساطیری_ایران در میان است، متعلق به #دهها_قرن #پیش_از_زرتشت است و با این ترتیب، #قدمت_شعر در ایران به #بیش_از #هشت_هزار_سال پیش میرسد.
استاد #رکن_الدین_همایون_فرخ
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #تاریخ_هشت_هزار_سال #شعر_ایرانی
#مستعربان و #شیفتگان_ادب_عرب ، پیوسته سخن از این مقوله راندهاند که ادب پارسی و شعر پارسی، دنباله رو ادب و شعر عرب بوده است و ایرانیان پیش از تسلط عرب و آشنایی با زبان عربی، نه شعر داشتهاند و نه نثر!
و برخی پا را از این هم فراتر نهاده و گفتهاند که زبان بیان هم نداشتهاند! یعنی زبانی که پیش از آمدن اعراب به ایران، ایرانیان با آن گفتگو میکردند، قدرت بیان نداشت و زبان مرده و بیحاصل بوده است. و پس از آشنایی با زبان عربی، زبان نوزادی به نام زبان دری (پارسی) تولد یافت که این زبان دارای معیار گردید و بارور شد و با آن توانستند شعر بسرایند و آثاری ادبی به وجود آورند!
از این گونه سخنان لغو و ژاژ، بسیار گفته و نوشتهاند. ولی امروز در اثر به دست آمدن مآخذ و مدارک و پژوهشهای پژوهشگران دانشمند و بینظر، بر پوچ و یاوه بودن این سخنان، واقف و آگاه شدهایم و با نهایت سرافرازی و خرسندی در مییابیم که نه تنها این اظهار نظرها جاهلانه و اغفالگرانه بوده است، بلکه حقیقت، درست خلاف آن را به ثبوت میرساند و گویای آن است که اعراب پیش از اسلام، شعر نداشته و با #نثر_علمی نیز آشنا نبوده و با آن، بیگانه بودهاند. نخستین گویندگان و سرایندگان شعر عربی به صورت موزون و مقفی، و نویسندگان نثر علمی و ادبی، ایرانی بودهاند و داستان #شعر_دوره_ی_جاهلی نیز #مجعول و #ساخته_و_پرداخته_ی #امویان #نژاد_پرست بوده است.
#عروض_ایرانی ، پایه و اساس #عروض_عربی است. زیرا #عرب #موسیقی_نداشته تا عروض داشته باشد. عروض عرب از زمان #خلیل_بن_احمد_ایرانی که آن را برای زبان عرب با استفاده از عروض و #بحور #اوزان_شعر_پارسی بر قواعدی نهاد، تا امروز همچنان بر همان حال ایستاده و هیچگونه تنوعی از طرف سرایندگان عرب در آن راه نیافته است. و این خود بهترین و بارزترین سند معتبر بر این که عرب عروض نداشته، وگرنه در این فن به ابتکار میپرداخت، نه آنکه جامد و خشک و بیحرکت برجای میایستاد
با این دلیل آشکار بسیار موافقم، چون زمانی که ملتی یک فن را از دیگر ملل به وام بگیرد، نمیتواند آنچنان که باید در پیشرفت آن بکوشد. ولی زمانی که یک فن بومی باشد و یک ملت خود بدان دست یافته باشد و در طی سدهها با ذات آن ملت گره خورده باشد، آنگاه با پیشرفت یک ملت آن فن نیز بارها و بارها صیقل خورده و بهبود مییابد.
عروض ایرانی به #دوران_های #قبل_از_اسلام تعلق داشته است، یعنی #سروده_شدن #یشت_ها و #گاثا_ها و سپس #دوران_هخامنشی و #اشکانی و #ساسانی . کسانی که با #زبان_اوستایی آشنایی دارند، به خوبی آگاهند که #اشعار #منظوم_یشتها و گاثاها در نهایت #فصاحت و #بلاغت و از لحاظ #آهنگ_کلام و از نظر #معنی و #محتوا در حد #اعلای تصور و تفکر و پندار است.
« #مهریشت » و چند #یشت دیگر که در آنها سخن از #پهلوانان و #پادشاهان_اساطیری_ایران در میان است، متعلق به #دهها_قرن #پیش_از_زرتشت است و با این ترتیب، #قدمت_شعر در ایران به #بیش_از #هشت_هزار_سال پیش میرسد.
استاد #رکن_الدین_همایون_فرخ
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#یادمان_سرزمینم
پس از شکست ایرانیان از مسلمین تازی در جنگ نهاوند، شاهنشاه یزدگرد سوم با بزرگان پارسی به سمت خراسان رفتند تا بتوانند سپاهی آماده کنند. فرماندار خراسان، ماهوی سوری نام داشت که دروازه قلعه خود را به روی یزدگرد باز نکرد و کسانی را فرستاد تا یزدگرد را به قتل برسانند. شاه و همراهیانش از دست آن بزهکاران گریختند و پس از چندی یزدگرد شاه، یکه و تنها از همراهانش دور افتاد و با تنی خسته در بیابان های مرو به آسیابانی پناه برد. آسیابان و زنش آنگاه که شاه در خواب بود به طمع مال و ثروتش، او را کشتند و پیکر یزدگرد را در رودی رها کردند. در این هنگام، ایرانیان تنها امید و دلگرمی خود را از دست دادند. اینچنین بود که شاهنشاهی شکوهمند #ساسانی فرو ریخت. همانندهای ماهوی سوری و آسیابان فلک زده، امیدهای بسیاری از ایرانیان را به ناامیدی تبدیل کردند. با اطمینان می توانم بگویم در تاریخ هیچ سرزمینی، چنین خیانتکارانی را تا این میزان یافت نتوان کرد.
📚 کریستین سن - ایران در زمان ساسانیان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
پس از شکست ایرانیان از مسلمین تازی در جنگ نهاوند، شاهنشاه یزدگرد سوم با بزرگان پارسی به سمت خراسان رفتند تا بتوانند سپاهی آماده کنند. فرماندار خراسان، ماهوی سوری نام داشت که دروازه قلعه خود را به روی یزدگرد باز نکرد و کسانی را فرستاد تا یزدگرد را به قتل برسانند. شاه و همراهیانش از دست آن بزهکاران گریختند و پس از چندی یزدگرد شاه، یکه و تنها از همراهانش دور افتاد و با تنی خسته در بیابان های مرو به آسیابانی پناه برد. آسیابان و زنش آنگاه که شاه در خواب بود به طمع مال و ثروتش، او را کشتند و پیکر یزدگرد را در رودی رها کردند. در این هنگام، ایرانیان تنها امید و دلگرمی خود را از دست دادند. اینچنین بود که شاهنشاهی شکوهمند #ساسانی فرو ریخت. همانندهای ماهوی سوری و آسیابان فلک زده، امیدهای بسیاری از ایرانیان را به ناامیدی تبدیل کردند. با اطمینان می توانم بگویم در تاریخ هیچ سرزمینی، چنین خیانتکارانی را تا این میزان یافت نتوان کرد.
📚 کریستین سن - ایران در زمان ساسانیان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#نیایشگاه_پیر_سبز🔥
از24 تا 28 خردادماه(روز اشتاد تا انارم):
یکی از نیایشگاه های #زرتشتیان پیرسبز است که به آن "چک چک" نیز می گویند. #چک_چک در گویش #زرتشتی ولهجه #یزدی به چم(معنی)چکه چکه است از آنجا که قطره های آب از شکاف سنگ های بالای نیایشگاه فرو می ریزد، نام پیر سبز چکچکو یا چک چک شده است.
این نیایشگاه در خاور شهرستان اردکان در استان یزد واقع شده است. از یزد وراه طبس 65 کیلومتر و از راه اردکان 43 کیلومتر است.
زرتشتیان نیایشگاه های گوناگونی در استان یزد دارند که همه این جایگاه ها برای آنان ارزشمند است لیکن پیریبز چکچکو به شوند(دلیل)چگونگی ساختار آن در دامنه کوه و شکل پیرامون کوه های خرانق از کشش و ارزش بیشتری برخوردار است.
پیر سبز هرسال نه تنها میزبان گروه فراوانی از زرتشتیان است بلکه بسیاری از غیر زرتشتیان نیز از این نیایشگاه دیدار می کنند.
از روز 24 تا روز 28 خورداد ماه هرسال، دیدار و باشندگی درپیرسبز تنها ویژه زرتشتیان است. پیروان این کیش از شهرها و استانها و گاهی ازکشورهای دیگرنیز دراین هنگام ویژه گرد هم می آیند.برخی باور دارند که گردهمایی زرتشتیان در روزهای یاد شده به شکل گروهی، همانند گردهمایی مسلمانان در مراسم حج مسلمانان است اما چنین چیزی درست نیست.
از آنجا که پشتوانه باشندگی دراین نیایشگاه، باورهای گوناگون و ارزشمند برگرفته از تاریخ باستانی و استوره های ایرانی است. زرتشتیان که پیوسته از سنت و فرهنگ نیاکان به نیکی پاسداری کرده اند، به انگیزه شادی روان وفروهر درگذشتگان و نیایش اهورامزدا همچنان به این نیایشگاه ها روی می آورند.درون نیایشگاه پیر سبز از سنگ آهکی کوه تراشیده شده است،در گوشه آن تنه درخت چنار کهنسالی رشد کرده است و در بخشی از کوه درختان انار، انجیر ومورد خودنمایی می کند که پیرامون آن را بوته های سبز پرسیاوشان پوشانده است.
بیشترین چکه های آب براین بوته ها ودرختان می ریزد ودر چاله ای سنگی انباشته می شود. این آب تنها انباشته سالیانه برای استفاده مردم باشنده در پیرو سرسبزی درختان این دامنه کوه است. شوه نام پیر سبز نیز برای خودنمایی چنین درختانی سبزی در دل کویر بی آب وعلف می باشد.در میان نیایشگاه جایی مناسب برای روشن کردن شمع، افروختن آتش و سوزاندن عود وکندر با آتشدان بزرگ فلزی فراهم شده است.
ساختمان هایی درپیرامون نیایشگاه بنا شده اند که خیله نام دارند، هریک را اهالی روستا ها وشهرهای گوناگون برای گردهم آیی مرتوگان آن دیار بنیان گذاشته اند.
#چک_چک یا #چکچکو یکی از زیارتگاههای مهم #زرتشتیان است. این زیارتگاه که زرتشتیان به آن #پیرسبز نیز میگویند در استان #یزد و شهرستان #اردکان در کوههای میان اردکان و انجیره قرار دارد. زرتشتیان هر ساله از روز ۲۴ خرداد به مدت چهار روز در این زیارتگاه دور هم جمع شده و به نیایش میپردازند. هر سال جشن مهرگان در این زیارتگاه جشن برگزار میشود و زرتشتیان بسیاری در این مکان گرد هم میآیند. گفته میشود نام «چک چک» یا «چک چکو» از صدای قطرههای آبی گرفته شده که از صخرهای میچکد و اکنون به درون یک منبع ذخیره هدایت میشود. نیایشگاه پیر سبز امکانات رفاهی مانند برق، آب آشامیدنی و تعدادی اتاق دارد که برای استراحت ساخته شده که به آنها «خیله» میگویند. در داخل یکی از اتاقها چاهی به ژرفای بیش از ۵۰ متر وجود دارد. بنا به اعتقاد زرتشتیان زمان حمله مسلمانان به ایران که با سقوط پادشاه #ساسانی وقت (یزدگرد) انجامید، نیک بانو دختر شاه از دست مسلمانان فرار کرد و به سمت اردکان آمده و در میان کوه #مخفی و ناپدید شد و این محل به عنوان زیارتگاه زرتشتیان قرار گرفت. یکی از کنیزان نیک بانو به نام گوهر بانو (مروارید) نیز در چند کیلومتری وی مدفون است که با نام پیر هریشت معروف است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#نیایشگاه_پیر_سبز🔥
از24 تا 28 خردادماه(روز اشتاد تا انارم):
یکی از نیایشگاه های #زرتشتیان پیرسبز است که به آن "چک چک" نیز می گویند. #چک_چک در گویش #زرتشتی ولهجه #یزدی به چم(معنی)چکه چکه است از آنجا که قطره های آب از شکاف سنگ های بالای نیایشگاه فرو می ریزد، نام پیر سبز چکچکو یا چک چک شده است.
این نیایشگاه در خاور شهرستان اردکان در استان یزد واقع شده است. از یزد وراه طبس 65 کیلومتر و از راه اردکان 43 کیلومتر است.
زرتشتیان نیایشگاه های گوناگونی در استان یزد دارند که همه این جایگاه ها برای آنان ارزشمند است لیکن پیریبز چکچکو به شوند(دلیل)چگونگی ساختار آن در دامنه کوه و شکل پیرامون کوه های خرانق از کشش و ارزش بیشتری برخوردار است.
پیر سبز هرسال نه تنها میزبان گروه فراوانی از زرتشتیان است بلکه بسیاری از غیر زرتشتیان نیز از این نیایشگاه دیدار می کنند.
از روز 24 تا روز 28 خورداد ماه هرسال، دیدار و باشندگی درپیرسبز تنها ویژه زرتشتیان است. پیروان این کیش از شهرها و استانها و گاهی ازکشورهای دیگرنیز دراین هنگام ویژه گرد هم می آیند.برخی باور دارند که گردهمایی زرتشتیان در روزهای یاد شده به شکل گروهی، همانند گردهمایی مسلمانان در مراسم حج مسلمانان است اما چنین چیزی درست نیست.
از آنجا که پشتوانه باشندگی دراین نیایشگاه، باورهای گوناگون و ارزشمند برگرفته از تاریخ باستانی و استوره های ایرانی است. زرتشتیان که پیوسته از سنت و فرهنگ نیاکان به نیکی پاسداری کرده اند، به انگیزه شادی روان وفروهر درگذشتگان و نیایش اهورامزدا همچنان به این نیایشگاه ها روی می آورند.درون نیایشگاه پیر سبز از سنگ آهکی کوه تراشیده شده است،در گوشه آن تنه درخت چنار کهنسالی رشد کرده است و در بخشی از کوه درختان انار، انجیر ومورد خودنمایی می کند که پیرامون آن را بوته های سبز پرسیاوشان پوشانده است.
بیشترین چکه های آب براین بوته ها ودرختان می ریزد ودر چاله ای سنگی انباشته می شود. این آب تنها انباشته سالیانه برای استفاده مردم باشنده در پیرو سرسبزی درختان این دامنه کوه است. شوه نام پیر سبز نیز برای خودنمایی چنین درختانی سبزی در دل کویر بی آب وعلف می باشد.در میان نیایشگاه جایی مناسب برای روشن کردن شمع، افروختن آتش و سوزاندن عود وکندر با آتشدان بزرگ فلزی فراهم شده است.
ساختمان هایی درپیرامون نیایشگاه بنا شده اند که خیله نام دارند، هریک را اهالی روستا ها وشهرهای گوناگون برای گردهم آیی مرتوگان آن دیار بنیان گذاشته اند.
#چک_چک یا #چکچکو یکی از زیارتگاههای مهم #زرتشتیان است. این زیارتگاه که زرتشتیان به آن #پیرسبز نیز میگویند در استان #یزد و شهرستان #اردکان در کوههای میان اردکان و انجیره قرار دارد. زرتشتیان هر ساله از روز ۲۴ خرداد به مدت چهار روز در این زیارتگاه دور هم جمع شده و به نیایش میپردازند. هر سال جشن مهرگان در این زیارتگاه جشن برگزار میشود و زرتشتیان بسیاری در این مکان گرد هم میآیند. گفته میشود نام «چک چک» یا «چک چکو» از صدای قطرههای آبی گرفته شده که از صخرهای میچکد و اکنون به درون یک منبع ذخیره هدایت میشود. نیایشگاه پیر سبز امکانات رفاهی مانند برق، آب آشامیدنی و تعدادی اتاق دارد که برای استراحت ساخته شده که به آنها «خیله» میگویند. در داخل یکی از اتاقها چاهی به ژرفای بیش از ۵۰ متر وجود دارد. بنا به اعتقاد زرتشتیان زمان حمله مسلمانان به ایران که با سقوط پادشاه #ساسانی وقت (یزدگرد) انجامید، نیک بانو دختر شاه از دست مسلمانان فرار کرد و به سمت اردکان آمده و در میان کوه #مخفی و ناپدید شد و این محل به عنوان زیارتگاه زرتشتیان قرار گرفت. یکی از کنیزان نیک بانو به نام گوهر بانو (مروارید) نیز در چند کیلومتری وی مدفون است که با نام پیر هریشت معروف است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #میراث_سرزمینم
#افسانه_ها_و_اسطوره_ها
#بهرام_گور_و_آزاده
#ساسانی_ابهت_آریایی_و_ایرانشهر
در میان آثار ایرانی موجود در موزه های ایران و جهان، آثار دوره #ساسانی به لحاظ نقش و تنوع موضوعی از اهمیت زیادی برخوردارند، این تنوع به گونه ای است كه پژوهشگران نقش های این دوره را به گروه های نقشی مختلفی چون، نقش های بزمی، رزمی، درباری، گیاهی، حیوانی، اساطیری، مناظر، تزیینی صرف و شكارگاهی طبقه بندی می كنند. در میان نقوش گفته شده، نقش های شكارگاهی تعداد بیشتری را به خود اختصاص می دهد، چرا كه شكار یكی از تفریحات همیشگی شاهان ساسانی بود و شكارگاه ها میدانی برای نمایش قدرت آنها به شمار می رفت.
در میان حوادث مربوط به شاهان ساسانی، افسانه ها و ماجراهایی كه به بهرام پنجم پانزدهمین شاه ساسانی نسبت داده می شود دارای كشش و جاذبه خاصی است. و مورخان و شاعران هر گاه كه فرصتی یافتند از آن یاد كرده و صورتگران و هنرمندان آن را به تصویر كشیده اند. زندگی بهرام پنجم به گونه ای در تاریخ ورق می خورد كه گویا سرنوشت او را برای قهرمانی داستان های عاشقانه و تفریحات شاهانه آفریده است. از تصمیم یزدگرد مبنی بر فرستادن بهرام به میان اعراب و تربیت وی زیر نظر منذر تا ساختن كاخ خورنق و سپس بازگشت به وطن و ربودن تاج از میان دو شیر، تا افسانه سفر به سرزمین های دور و حكایت هایش با دختران هفت قلعه تا مرگ افسانه وارش همه و همه به بهرام پنجم شخصیتی فراتاریخی و افسانه ای داده است.
از جمله داستان هایی كه به بهرام پنجم نسبت می دهند داستان دلدادگی او به دختری رومی به نام آزاده است. این داستان برای هنرمندان چنان جذاب بود كه حتی در عصر ساسانی نیز نقش بهرام و آزاده بر بشقاب های نقره ثبت و در قاب های گچی زینت بخش كوشك های شاهی شد. و بی شك در عصر فردوسی یعنی قرن چهارم هجری كه قرن سرودن شاهنامه و طرح داستان بهرام و آزاده است، ایران شرقی از داستان های عصر ساسانی لبریز بود و لولیان نغمه خوان و مطربان گرم پنجه این داستان ها، از جمله داستان بهرام و آزاده را می خواندند و می نواختند.
به روایت شاهنامه آزاده را كه یك كنیز رومی بود منذر بن نعمان امیر حیره به بهرام پیشكش كرد. مهارت آزاده در نواختن چنگ و زیبایی اش موجب شد تا در میان زنان حرم شاه از موقعیتی خاص برخوردار شده و همیشه همراه و در كنار شاه باشد.
در یكی از روزها بهرام به همراه آزاده سوار بر شتری برای شكار از كاخ خارج می شوند. در دشت به تعدادی آهو برمی خورند. آزاده چنگ می نوازد و بهرام سرمست از نغمه چنگ، آهوان گریزپای را یكایك با تیر از پای در می آورد. آنگاه مغرورانه از آزاده می پرسد كدام آهو را شكار كنم؟ آزاده كه از غرور و خودخواهی بهرام ناخرسند است، آزمونی سخت را به شاه پیشنهاد می دهد و به بهرام می گوید اگر می تواند گوش آهو را نشان رود:
كمان مُهره انداز تا گوش خویش
نهد همچنان خوار بر دوش خویش
آزاده با این پیشنهاد قصد در هم شكستن غرور كاذب بهرام را دارد اما از مهارت شاه در تیراندازی غافل است.
بهرام می پذیرد تیر بر كمان گذاشته به سوی آهو پرتاب می كند. تیر بر گوش آهو می نشیند. اما بهرام این را برای نشان دادن مهارت خود در تیراندازی كافی نمی داند، و زمانی كه آهو پایش را برای خاراندن به گوش نزدیك می كند، بهرام تیری دیگر در كمان كرده و آهو را نشانه می رود و پا را به گوش و سر می دوزد:
بخارید گوش آهو اندر زمان
به تیر اندران راند چاچی كمان
سر و گوش و پایش به یكجا بدوخت
بر آن آهوان آزاده را دل بسوخت
آزاده از دیدن چنین صحنه ای سخت متاثر شده و در مقابل رجزخوانی شاه كه می گوید: هزاران شكار را با چنین مهارتی از پای در خواهد آورد، تاب نمی آورد، بر شاه می آشوبد و چنین سخت دلی را نشان از خوی اهریمنی می خواند و نه مهارت و شجاعت:
كنیزك بدو گفت اهریمنی
وگر نی بدینسان كجا افكنی
شاه كه تاب شنیدن چنین گستاخی را ندارد علی رغم علاقه اش به آزاده او را از پشت شتر بر زمین می اندازد و در زیر پای حیوان لگدكوب می كند:
بزد دست بهرام و او را ز زین
نگون ساز برزد بروی زمین
هیون از بر ماه چهره براند
برو دست و چنگش بخون برفشاند
و یك بار دیگر این واقعیت تاریخی را یادآور می شود كه نزد شاهان مقام فرمانروایی و خدشه ناپذیر بودن آن از مقام احساس و دوست داشتن بسی والاتر است. و هیچكس نباید خود را از قهر شاهان در امان بداند.
آزاده جان می بازد. بهرام بر پیكر به خون نشسته معشوق نگاه می كند و از این كه به ننگ كشتن یك زن بی دفاع آلوده شده چنان آزرده و شرمگین می شود كه دیگر هیچ گاه زنی را با خود به شكار نبرد:
چو او زیر پای هیون جان سپرد
به نخجیر ازینش كنیزك نبرد
📚🤔
🔴 #میراث_سرزمینم
#افسانه_ها_و_اسطوره_ها
#بهرام_گور_و_آزاده
#ساسانی_ابهت_آریایی_و_ایرانشهر
در میان آثار ایرانی موجود در موزه های ایران و جهان، آثار دوره #ساسانی به لحاظ نقش و تنوع موضوعی از اهمیت زیادی برخوردارند، این تنوع به گونه ای است كه پژوهشگران نقش های این دوره را به گروه های نقشی مختلفی چون، نقش های بزمی، رزمی، درباری، گیاهی، حیوانی، اساطیری، مناظر، تزیینی صرف و شكارگاهی طبقه بندی می كنند. در میان نقوش گفته شده، نقش های شكارگاهی تعداد بیشتری را به خود اختصاص می دهد، چرا كه شكار یكی از تفریحات همیشگی شاهان ساسانی بود و شكارگاه ها میدانی برای نمایش قدرت آنها به شمار می رفت.
در میان حوادث مربوط به شاهان ساسانی، افسانه ها و ماجراهایی كه به بهرام پنجم پانزدهمین شاه ساسانی نسبت داده می شود دارای كشش و جاذبه خاصی است. و مورخان و شاعران هر گاه كه فرصتی یافتند از آن یاد كرده و صورتگران و هنرمندان آن را به تصویر كشیده اند. زندگی بهرام پنجم به گونه ای در تاریخ ورق می خورد كه گویا سرنوشت او را برای قهرمانی داستان های عاشقانه و تفریحات شاهانه آفریده است. از تصمیم یزدگرد مبنی بر فرستادن بهرام به میان اعراب و تربیت وی زیر نظر منذر تا ساختن كاخ خورنق و سپس بازگشت به وطن و ربودن تاج از میان دو شیر، تا افسانه سفر به سرزمین های دور و حكایت هایش با دختران هفت قلعه تا مرگ افسانه وارش همه و همه به بهرام پنجم شخصیتی فراتاریخی و افسانه ای داده است.
از جمله داستان هایی كه به بهرام پنجم نسبت می دهند داستان دلدادگی او به دختری رومی به نام آزاده است. این داستان برای هنرمندان چنان جذاب بود كه حتی در عصر ساسانی نیز نقش بهرام و آزاده بر بشقاب های نقره ثبت و در قاب های گچی زینت بخش كوشك های شاهی شد. و بی شك در عصر فردوسی یعنی قرن چهارم هجری كه قرن سرودن شاهنامه و طرح داستان بهرام و آزاده است، ایران شرقی از داستان های عصر ساسانی لبریز بود و لولیان نغمه خوان و مطربان گرم پنجه این داستان ها، از جمله داستان بهرام و آزاده را می خواندند و می نواختند.
به روایت شاهنامه آزاده را كه یك كنیز رومی بود منذر بن نعمان امیر حیره به بهرام پیشكش كرد. مهارت آزاده در نواختن چنگ و زیبایی اش موجب شد تا در میان زنان حرم شاه از موقعیتی خاص برخوردار شده و همیشه همراه و در كنار شاه باشد.
در یكی از روزها بهرام به همراه آزاده سوار بر شتری برای شكار از كاخ خارج می شوند. در دشت به تعدادی آهو برمی خورند. آزاده چنگ می نوازد و بهرام سرمست از نغمه چنگ، آهوان گریزپای را یكایك با تیر از پای در می آورد. آنگاه مغرورانه از آزاده می پرسد كدام آهو را شكار كنم؟ آزاده كه از غرور و خودخواهی بهرام ناخرسند است، آزمونی سخت را به شاه پیشنهاد می دهد و به بهرام می گوید اگر می تواند گوش آهو را نشان رود:
كمان مُهره انداز تا گوش خویش
نهد همچنان خوار بر دوش خویش
آزاده با این پیشنهاد قصد در هم شكستن غرور كاذب بهرام را دارد اما از مهارت شاه در تیراندازی غافل است.
بهرام می پذیرد تیر بر كمان گذاشته به سوی آهو پرتاب می كند. تیر بر گوش آهو می نشیند. اما بهرام این را برای نشان دادن مهارت خود در تیراندازی كافی نمی داند، و زمانی كه آهو پایش را برای خاراندن به گوش نزدیك می كند، بهرام تیری دیگر در كمان كرده و آهو را نشانه می رود و پا را به گوش و سر می دوزد:
بخارید گوش آهو اندر زمان
به تیر اندران راند چاچی كمان
سر و گوش و پایش به یكجا بدوخت
بر آن آهوان آزاده را دل بسوخت
آزاده از دیدن چنین صحنه ای سخت متاثر شده و در مقابل رجزخوانی شاه كه می گوید: هزاران شكار را با چنین مهارتی از پای در خواهد آورد، تاب نمی آورد، بر شاه می آشوبد و چنین سخت دلی را نشان از خوی اهریمنی می خواند و نه مهارت و شجاعت:
كنیزك بدو گفت اهریمنی
وگر نی بدینسان كجا افكنی
شاه كه تاب شنیدن چنین گستاخی را ندارد علی رغم علاقه اش به آزاده او را از پشت شتر بر زمین می اندازد و در زیر پای حیوان لگدكوب می كند:
بزد دست بهرام و او را ز زین
نگون ساز برزد بروی زمین
هیون از بر ماه چهره براند
برو دست و چنگش بخون برفشاند
و یك بار دیگر این واقعیت تاریخی را یادآور می شود كه نزد شاهان مقام فرمانروایی و خدشه ناپذیر بودن آن از مقام احساس و دوست داشتن بسی والاتر است. و هیچكس نباید خود را از قهر شاهان در امان بداند.
آزاده جان می بازد. بهرام بر پیكر به خون نشسته معشوق نگاه می كند و از این كه به ننگ كشتن یك زن بی دفاع آلوده شده چنان آزرده و شرمگین می شود كه دیگر هیچ گاه زنی را با خود به شكار نبرد:
چو او زیر پای هیون جان سپرد
به نخجیر ازینش كنیزك نبرد
🔴#میراث_سرزمینم
👑 میان پادشاهان ایران باستان وفاداری به عهد و پیمان، حساسیت و اهمیت بسیاری داشت به همین دلیل پادشاهان #ساسانی برای تضمین پیمان خود، کیسه ای پر از نمک می کردند و شاه مهر خود را بر آن می زد و کنار پیمان نامه می گذاشت.
در #ایران_باستان پایداری به عهد و پیمان بسیار با ارزش بود و هرکس عهدی می بست برای حفظ آن تا پای جان باید مقاومت می کرد. پادشاهان نیز از این امر جدا نبودند و به عنوان قاضیان بزرگ قلمرو خود، تعهد بیشتری برای وفاداری به پیمان های خود داشتند. از آنجا که نمک هم از گذشته های دور در بین ایرانیان حرمت داشت، پادشاهان برای تحکیم پیمان خود، کیسه ای نمک را مهر کرده و در کنار پیمانشان می گذاشتند.
📚 ایران در زمان ساسانیان_ آرتور کریستین سن
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
👑 میان پادشاهان ایران باستان وفاداری به عهد و پیمان، حساسیت و اهمیت بسیاری داشت به همین دلیل پادشاهان #ساسانی برای تضمین پیمان خود، کیسه ای پر از نمک می کردند و شاه مهر خود را بر آن می زد و کنار پیمان نامه می گذاشت.
در #ایران_باستان پایداری به عهد و پیمان بسیار با ارزش بود و هرکس عهدی می بست برای حفظ آن تا پای جان باید مقاومت می کرد. پادشاهان نیز از این امر جدا نبودند و به عنوان قاضیان بزرگ قلمرو خود، تعهد بیشتری برای وفاداری به پیمان های خود داشتند. از آنجا که نمک هم از گذشته های دور در بین ایرانیان حرمت داشت، پادشاهان برای تحکیم پیمان خود، کیسه ای نمک را مهر کرده و در کنار پیمانشان می گذاشتند.
📚 ایران در زمان ساسانیان_ آرتور کریستین سن
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#میراث_سرزمینم
سه بشقاب سیمین و زراندود از روزگار #ساسانی ، با نگارههای دینی آئینی که ایزدان #تیشتر، #ماه و #مهر را نمودار ساخته است. چهار گاو نرگردونه ایزد مهر را به آسمان بردهاند.
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
سه بشقاب سیمین و زراندود از روزگار #ساسانی ، با نگارههای دینی آئینی که ایزدان #تیشتر، #ماه و #مهر را نمودار ساخته است. چهار گاو نرگردونه ایزد مهر را به آسمان بردهاند.
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#شهر_اشغال_شده_دربند_ایران_زمین،
افتخار روسیه و #پوتین در میراث جهانی یونسکو!!!
به یاد #دربند #داغستان ۲۰۰۰ساله ایران زمین که ۲۰۷ سال پس از اشغال #روسیه طی قرارداد ننگین #گلستان، هنوز #زبان_فارسی در آن رایج است.
دژ تاریخی شهر دربند معروف به #نارین_قلعه، مربوط به دوره قباد یکم #ساسانی است و خسروانوشیروان، پسر قباد دستور ساخت این دژ را داد تا مرزهای شمالی ایران را ازحملات اقوام مهاجم مصون دارد.
باروها و دژها و استحکامات دربند، دیوار سنگی بسیار بلندی بوده به طول چهل کیلومتر از کوهستان تا کرانهٔ کاسپین که خط دفاعی بسیار مستحكمی در برابر مهاجمان به شمار می آمد.
برفراز این دیوار با هجده تا بیست متر ارتفاع که از سنگهای بسیار بزرگ ساخته شده، سی برج قرار گرفته بود. دیوار دربند، سه دروازهٔ آهنی داشت که یک دروازهٔ آن به دریا گشوده میشد.
دربند، جنوبی ترین و تنها شهر شیعه نشین روسیه است كه در زمان #فتحعلی_شاه_قاجار براساس معاهده ننگین گلستان با روسیه تزاری به همراه سایر مناطق #داغستان، #شکی ، #گنجه و #قرهباغ، #شیروان، #قبه، #بادکوبه، #گرجستان، محال #شورهگل، #آچوقباشی، #گروزیه ( گروزنی #چچنستان کنونی )، #منگریل و #آبخازستان و بخش هایی از #تالشستان و ... به مساحت ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران و ۱۳۶۰ کیلومتر از کرانه های ایرانی غرب کاسپین جداشده است.
شهر دربند به عنوان یكی از دست نخورده ترین شهرهای باستانی جهان، در سال ۲۰۰۳ میلادی، به نام روسیه در فهرست میراث جهانی یونسكو ثبت شده و توسط پوتین جشن بزرگی به همین مناسبت برپاشده است.
وجود چندین كتیبه فارسی باستان از دوران ساسانیان تا دوران شاه عباس بزرگ صفوی، از جمله اسناد برجای مانده از دوران طولانی حاکمیت تاریخی ایرانیان بر این شهر است...
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#شهر_اشغال_شده_دربند_ایران_زمین،
افتخار روسیه و #پوتین در میراث جهانی یونسکو!!!
به یاد #دربند #داغستان ۲۰۰۰ساله ایران زمین که ۲۰۷ سال پس از اشغال #روسیه طی قرارداد ننگین #گلستان، هنوز #زبان_فارسی در آن رایج است.
دژ تاریخی شهر دربند معروف به #نارین_قلعه، مربوط به دوره قباد یکم #ساسانی است و خسروانوشیروان، پسر قباد دستور ساخت این دژ را داد تا مرزهای شمالی ایران را ازحملات اقوام مهاجم مصون دارد.
باروها و دژها و استحکامات دربند، دیوار سنگی بسیار بلندی بوده به طول چهل کیلومتر از کوهستان تا کرانهٔ کاسپین که خط دفاعی بسیار مستحكمی در برابر مهاجمان به شمار می آمد.
برفراز این دیوار با هجده تا بیست متر ارتفاع که از سنگهای بسیار بزرگ ساخته شده، سی برج قرار گرفته بود. دیوار دربند، سه دروازهٔ آهنی داشت که یک دروازهٔ آن به دریا گشوده میشد.
دربند، جنوبی ترین و تنها شهر شیعه نشین روسیه است كه در زمان #فتحعلی_شاه_قاجار براساس معاهده ننگین گلستان با روسیه تزاری به همراه سایر مناطق #داغستان، #شکی ، #گنجه و #قرهباغ، #شیروان، #قبه، #بادکوبه، #گرجستان، محال #شورهگل، #آچوقباشی، #گروزیه ( گروزنی #چچنستان کنونی )، #منگریل و #آبخازستان و بخش هایی از #تالشستان و ... به مساحت ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران و ۱۳۶۰ کیلومتر از کرانه های ایرانی غرب کاسپین جداشده است.
شهر دربند به عنوان یكی از دست نخورده ترین شهرهای باستانی جهان، در سال ۲۰۰۳ میلادی، به نام روسیه در فهرست میراث جهانی یونسكو ثبت شده و توسط پوتین جشن بزرگی به همین مناسبت برپاشده است.
وجود چندین كتیبه فارسی باستان از دوران ساسانیان تا دوران شاه عباس بزرگ صفوی، از جمله اسناد برجای مانده از دوران طولانی حاکمیت تاریخی ایرانیان بر این شهر است...
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
نوامبرسال ۲۶۰ ميلادی #شاپور_يكم ، #پادشاه_ايران از دودمان #ساسانی، در مراسمی در برابر #امپراتور_روم و #ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بسته و به زانو درآمده بودند #ايران را تنها #ابر_قدرت #جهان اعلام كرد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
نوامبرسال ۲۶۰ ميلادی #شاپور_يكم ، #پادشاه_ايران از دودمان #ساسانی، در مراسمی در برابر #امپراتور_روم و #ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بسته و به زانو درآمده بودند #ايران را تنها #ابر_قدرت #جهان اعلام كرد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#کال_جنی یک #دره بسیار #قدیمی در #طبس است که به آن #دره #جن_ها هم گفته میشود و نشانههایی در آن پیدا شده که به دوران #ساسانی باز میگردند.
- این دره، در #شمال_طبس و در نزدیکی #روستای_ازمیغان قرار دارد. بومیان قدیمی این محل، آن را محل زندگی جنها میدانند و بر این باورند که نباید تنهایی به آن سفر کرد.
- تصاویر و نقش و نگارهایی که روی دیوارههای این دره وجود دارد بیانگر این موضوع است که این دره در طول هزاران سال در اثر فرسایش و وجود جریانهای آب بوجود آمده است. در جاهایی از این دره، آنقدر دیوارهها به هم نزدیک میشوند که حتی دیگر نمیتوان آسمان را هم دید.
- به دلیل ساختار خاصی که این دره دارد، وقتی باد در آن میوزد، باعث تولید صداهای عجیب و غریبی میشود، و به همین دلیل این تصور به وجود میآید که موجودات دیگری در آن زندگی میکنند.
- در این دره همچنین خانههایی در دل دیوارهها دره وجود دارد که در آن دوران برای #زرتشتیان ساخته شده بود، ولی سوالی که ایجاد میشود این است که چه کسی و چطور توانسته این حفرهها را در دل دیوارههای صخرهای به این بلندی ایجاد کند.
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#کال_جنی یک #دره بسیار #قدیمی در #طبس است که به آن #دره #جن_ها هم گفته میشود و نشانههایی در آن پیدا شده که به دوران #ساسانی باز میگردند.
- این دره، در #شمال_طبس و در نزدیکی #روستای_ازمیغان قرار دارد. بومیان قدیمی این محل، آن را محل زندگی جنها میدانند و بر این باورند که نباید تنهایی به آن سفر کرد.
- تصاویر و نقش و نگارهایی که روی دیوارههای این دره وجود دارد بیانگر این موضوع است که این دره در طول هزاران سال در اثر فرسایش و وجود جریانهای آب بوجود آمده است. در جاهایی از این دره، آنقدر دیوارهها به هم نزدیک میشوند که حتی دیگر نمیتوان آسمان را هم دید.
- به دلیل ساختار خاصی که این دره دارد، وقتی باد در آن میوزد، باعث تولید صداهای عجیب و غریبی میشود، و به همین دلیل این تصور به وجود میآید که موجودات دیگری در آن زندگی میکنند.
- در این دره همچنین خانههایی در دل دیوارهها دره وجود دارد که در آن دوران برای #زرتشتیان ساخته شده بود، ولی سوالی که ایجاد میشود این است که چه کسی و چطور توانسته این حفرهها را در دل دیوارههای صخرهای به این بلندی ایجاد کند.
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
#دژ(قلعه) کَرشاهی _ آران و بیدگل
این دژ، قلعهای است که در بخش شمال شرقی شهر #ابوزیدآباد از توابع شهرستان آران و بیدگل واقع در جنوب کویر سیازگه بند ریگ و در نزدیکی ارتفاعات کوه یخ آب در استان #اصفهان قرار دارد.
این دژ تاریخی خشت و گلی با مساحت بیش از ۴۰۰۰ مترمربع به جا مانده از دوران #ساسانی در ٧۰ کیلومتری آران و بیدگل و ٣۵ کیلومتری شهر ابوزیدآباد در دل کویر بنا شده است.
قلعه کرشاهی دارای معماری تدافعی به همراه دیوارهای دفاعی به وسعت هشت هزار مترمربع است و در ساخت آن از خاک شن دار دامنه کوه های اطراف استفاده شده که هیچ نوع تزئینی به جز رج چینی خشتی برج و باروها در آن یافت نمی شود.
بنای این دژ به شکل مربع و طول هر ضلع آن ٢۱۰ متر است. این قلعه تاریخی دارای ۵ برج اصلی و ده ها برج فرعی و همچنین خندقی در اطراف آن است که در موقع هجوم دشمنان بویژه مغول ها با آب گیری از ورود دشمنان به داخل دژ و بخش مرکزی ایران جلوگیری می شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادگار_گذشتگان
#میراث_آیندگان
#دژ(قلعه) کَرشاهی _ آران و بیدگل
این دژ، قلعهای است که در بخش شمال شرقی شهر #ابوزیدآباد از توابع شهرستان آران و بیدگل واقع در جنوب کویر سیازگه بند ریگ و در نزدیکی ارتفاعات کوه یخ آب در استان #اصفهان قرار دارد.
این دژ تاریخی خشت و گلی با مساحت بیش از ۴۰۰۰ مترمربع به جا مانده از دوران #ساسانی در ٧۰ کیلومتری آران و بیدگل و ٣۵ کیلومتری شهر ابوزیدآباد در دل کویر بنا شده است.
قلعه کرشاهی دارای معماری تدافعی به همراه دیوارهای دفاعی به وسعت هشت هزار مترمربع است و در ساخت آن از خاک شن دار دامنه کوه های اطراف استفاده شده که هیچ نوع تزئینی به جز رج چینی خشتی برج و باروها در آن یافت نمی شود.
بنای این دژ به شکل مربع و طول هر ضلع آن ٢۱۰ متر است. این قلعه تاریخی دارای ۵ برج اصلی و ده ها برج فرعی و همچنین خندقی در اطراف آن است که در موقع هجوم دشمنان بویژه مغول ها با آب گیری از ورود دشمنان به داخل دژ و بخش مرکزی ایران جلوگیری می شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
استاد یغمایی سرپرست بسیاری از کاوشهای باستانشناسی در سرتاسر ایرانزمین بوده است.
#ایران #خوزستان #بهبهان #ارگان
#آثار_باستانی #میراث_فرهنگی
#ایلامی #هخامنشی #اشکانی #ساسانی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#ایران #خوزستان #بهبهان #ارگان
#آثار_باستانی #میراث_فرهنگی
#ایلامی #هخامنشی #اشکانی #ساسانی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
✅ آیین « #سبزه پروردن پیش از نوروز»🍀 رسم کهن ایرانی، به جا مانده از آداب نوروزی دوره #ساسانی💚
دو منبع کهن و معتبر در این زمینه وجود دارد:
۱- المحاسن و الأضداد جاحظ (سده ۳ق)
۲- آثار الباقیه ابوریحان بیرونی (سده ۴ق)
✳️۱- جاحظ👇:
بیستوپنج روز پیش از نوروز، در کاخ شاه، #دوازده ستون از خشت خام ساخته میشد. بر هر یک از این ستونها دانهای متفاوت کاشته میشد، #گندم، #جو،
#ماش، #عدس، #برنج، #باقلا، #ارزن، #ذرت، #لوبیا، #نخود، #کنجد و یک نوع دیگر. این محصولات تنها با آواز، موسیقی و شادی برداشت میشدند.
در روز ششم #نوروز، پس از برداشت، این دانهها را در مجلس شاه میپراکندند، اما تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را از بین نمیبردند.
هدف از این کار، تفأل و پیشبینی وضعیت محصولات در آن سال بود. میگفتند که بهترین رشد و استوارترین گیاه، نشانهی برکت و حاصلخیزی همان محصول در سال آینده است. شاه بویژه با دیدن گیاه #جو تبرک میجست.
✳️ ۲- ابوریحان بیرونی👇:
و هر یک از آنها جو را در ظرفی، یا چیز دیگری به قصد تبرک میکاشتند سپس این رسم باقی ماند که در این روز، در پیرامون صحن کاخهای پادشاهان، «هفت نوع از غلات» بر روی «هفت ستون» کاشته شود و از آنچه از آنها میروید، بر قوت و ضعف #محصول سال داوری میکردند.
آنچه از این گفتهها برداشت میشود:
۱- جهت «شگون و تبرک» دانه و تخم محصولات کشاورزی را میکاشتند، تا وضعیت کشتوکار سال آینده را پیشبینی کنند.
۲- ایرانیان ۲۵ روز پیش از نوروز شروع به کاشت دانهها میکردند و ظروف این گیاهان را بر روی استوانه یا ستونهای کوچک از پیش ساختهای قرار میدادند
۳- معمولا ۷ گونه تخم یا ۱۲ گونه را میکاشتند و «جو» ارزش و تبرک بیشتری نزد ایرانیان داشت.
۴- تا روز ۱۶ فروردین این سبزهها را نگه میداشتند. ( اما امروزه سبزهها را تا ۱۳ فروردین نگه میدارند)
#میستاییم
#فرهنگ_ناب_ایرانزمین_را
#تمدن_بزرگ_ایرانزمین_را
#تاریخ_کهن_ایرانزمین_را
#آیین_نیک_نیاکان_ایرانیمان_را
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
✅ آیین « #سبزه پروردن پیش از نوروز»🍀 رسم کهن ایرانی، به جا مانده از آداب نوروزی دوره #ساسانی💚
دو منبع کهن و معتبر در این زمینه وجود دارد:
۱- المحاسن و الأضداد جاحظ (سده ۳ق)
۲- آثار الباقیه ابوریحان بیرونی (سده ۴ق)
✳️۱- جاحظ👇:
بیستوپنج روز پیش از نوروز، در کاخ شاه، #دوازده ستون از خشت خام ساخته میشد. بر هر یک از این ستونها دانهای متفاوت کاشته میشد، #گندم، #جو،
#ماش، #عدس، #برنج، #باقلا، #ارزن، #ذرت، #لوبیا، #نخود، #کنجد و یک نوع دیگر. این محصولات تنها با آواز، موسیقی و شادی برداشت میشدند.
در روز ششم #نوروز، پس از برداشت، این دانهها را در مجلس شاه میپراکندند، اما تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را از بین نمیبردند.
هدف از این کار، تفأل و پیشبینی وضعیت محصولات در آن سال بود. میگفتند که بهترین رشد و استوارترین گیاه، نشانهی برکت و حاصلخیزی همان محصول در سال آینده است. شاه بویژه با دیدن گیاه #جو تبرک میجست.
✳️ ۲- ابوریحان بیرونی👇:
و هر یک از آنها جو را در ظرفی، یا چیز دیگری به قصد تبرک میکاشتند سپس این رسم باقی ماند که در این روز، در پیرامون صحن کاخهای پادشاهان، «هفت نوع از غلات» بر روی «هفت ستون» کاشته شود و از آنچه از آنها میروید، بر قوت و ضعف #محصول سال داوری میکردند.
آنچه از این گفتهها برداشت میشود:
۱- جهت «شگون و تبرک» دانه و تخم محصولات کشاورزی را میکاشتند، تا وضعیت کشتوکار سال آینده را پیشبینی کنند.
۲- ایرانیان ۲۵ روز پیش از نوروز شروع به کاشت دانهها میکردند و ظروف این گیاهان را بر روی استوانه یا ستونهای کوچک از پیش ساختهای قرار میدادند
۳- معمولا ۷ گونه تخم یا ۱۲ گونه را میکاشتند و «جو» ارزش و تبرک بیشتری نزد ایرانیان داشت.
۴- تا روز ۱۶ فروردین این سبزهها را نگه میداشتند. ( اما امروزه سبزهها را تا ۱۳ فروردین نگه میدارند)
#میستاییم
#فرهنگ_ناب_ایرانزمین_را
#تمدن_بزرگ_ایرانزمین_را
#تاریخ_کهن_ایرانزمین_را
#آیین_نیک_نیاکان_ایرانیمان_را
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity