🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #تاریخ_هشت_هزار_سال #شعر_ایرانی
#مستعربان و #شیفتگان_ادب_عرب ، پیوسته سخن از این مقوله راندهاند که ادب پارسی و شعر پارسی، دنباله رو ادب و شعر عرب بوده است و ایرانیان پیش از تسلط عرب و آشنایی با زبان عربی، نه شعر داشتهاند و نه نثر!
و برخی پا را از این هم فراتر نهاده و گفتهاند که زبان بیان هم نداشتهاند! یعنی زبانی که پیش از آمدن اعراب به ایران، ایرانیان با آن گفتگو میکردند، قدرت بیان نداشت و زبان مرده و بیحاصل بوده است. و پس از آشنایی با زبان عربی، زبان نوزادی به نام زبان دری (پارسی) تولد یافت که این زبان دارای معیار گردید و بارور شد و با آن توانستند شعر بسرایند و آثاری ادبی به وجود آورند!
از این گونه سخنان لغو و ژاژ، بسیار گفته و نوشتهاند. ولی امروز در اثر به دست آمدن مآخذ و مدارک و پژوهشهای پژوهشگران دانشمند و بینظر، بر پوچ و یاوه بودن این سخنان، واقف و آگاه شدهایم و با نهایت سرافرازی و خرسندی در مییابیم که نه تنها این اظهار نظرها جاهلانه و اغفالگرانه بوده است، بلکه حقیقت، درست خلاف آن را به ثبوت میرساند و گویای آن است که اعراب پیش از اسلام، شعر نداشته و با #نثر_علمی نیز آشنا نبوده و با آن، بیگانه بودهاند. نخستین گویندگان و سرایندگان شعر عربی به صورت موزون و مقفی، و نویسندگان نثر علمی و ادبی، ایرانی بودهاند و داستان #شعر_دوره_ی_جاهلی نیز #مجعول و #ساخته_و_پرداخته_ی #امویان #نژاد_پرست بوده است.
#عروض_ایرانی ، پایه و اساس #عروض_عربی است. زیرا #عرب #موسیقی_نداشته تا عروض داشته باشد. عروض عرب از زمان #خلیل_بن_احمد_ایرانی که آن را برای زبان عرب با استفاده از عروض و #بحور #اوزان_شعر_پارسی بر قواعدی نهاد، تا امروز همچنان بر همان حال ایستاده و هیچگونه تنوعی از طرف سرایندگان عرب در آن راه نیافته است. و این خود بهترین و بارزترین سند معتبر بر این که عرب عروض نداشته، وگرنه در این فن به ابتکار میپرداخت، نه آنکه جامد و خشک و بیحرکت برجای میایستاد
با این دلیل آشکار بسیار موافقم، چون زمانی که ملتی یک فن را از دیگر ملل به وام بگیرد، نمیتواند آنچنان که باید در پیشرفت آن بکوشد. ولی زمانی که یک فن بومی باشد و یک ملت خود بدان دست یافته باشد و در طی سدهها با ذات آن ملت گره خورده باشد، آنگاه با پیشرفت یک ملت آن فن نیز بارها و بارها صیقل خورده و بهبود مییابد.
عروض ایرانی به #دوران_های #قبل_از_اسلام تعلق داشته است، یعنی #سروده_شدن #یشت_ها و #گاثا_ها و سپس #دوران_هخامنشی و #اشکانی و #ساسانی . کسانی که با #زبان_اوستایی آشنایی دارند، به خوبی آگاهند که #اشعار #منظوم_یشتها و گاثاها در نهایت #فصاحت و #بلاغت و از لحاظ #آهنگ_کلام و از نظر #معنی و #محتوا در حد #اعلای تصور و تفکر و پندار است.
« #مهریشت » و چند #یشت دیگر که در آنها سخن از #پهلوانان و #پادشاهان_اساطیری_ایران در میان است، متعلق به #دهها_قرن #پیش_از_زرتشت است و با این ترتیب، #قدمت_شعر در ایران به #بیش_از #هشت_هزار_سال پیش میرسد.
استاد #رکن_الدین_همایون_فرخ
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #تاریخ_هشت_هزار_سال #شعر_ایرانی
#مستعربان و #شیفتگان_ادب_عرب ، پیوسته سخن از این مقوله راندهاند که ادب پارسی و شعر پارسی، دنباله رو ادب و شعر عرب بوده است و ایرانیان پیش از تسلط عرب و آشنایی با زبان عربی، نه شعر داشتهاند و نه نثر!
و برخی پا را از این هم فراتر نهاده و گفتهاند که زبان بیان هم نداشتهاند! یعنی زبانی که پیش از آمدن اعراب به ایران، ایرانیان با آن گفتگو میکردند، قدرت بیان نداشت و زبان مرده و بیحاصل بوده است. و پس از آشنایی با زبان عربی، زبان نوزادی به نام زبان دری (پارسی) تولد یافت که این زبان دارای معیار گردید و بارور شد و با آن توانستند شعر بسرایند و آثاری ادبی به وجود آورند!
از این گونه سخنان لغو و ژاژ، بسیار گفته و نوشتهاند. ولی امروز در اثر به دست آمدن مآخذ و مدارک و پژوهشهای پژوهشگران دانشمند و بینظر، بر پوچ و یاوه بودن این سخنان، واقف و آگاه شدهایم و با نهایت سرافرازی و خرسندی در مییابیم که نه تنها این اظهار نظرها جاهلانه و اغفالگرانه بوده است، بلکه حقیقت، درست خلاف آن را به ثبوت میرساند و گویای آن است که اعراب پیش از اسلام، شعر نداشته و با #نثر_علمی نیز آشنا نبوده و با آن، بیگانه بودهاند. نخستین گویندگان و سرایندگان شعر عربی به صورت موزون و مقفی، و نویسندگان نثر علمی و ادبی، ایرانی بودهاند و داستان #شعر_دوره_ی_جاهلی نیز #مجعول و #ساخته_و_پرداخته_ی #امویان #نژاد_پرست بوده است.
#عروض_ایرانی ، پایه و اساس #عروض_عربی است. زیرا #عرب #موسیقی_نداشته تا عروض داشته باشد. عروض عرب از زمان #خلیل_بن_احمد_ایرانی که آن را برای زبان عرب با استفاده از عروض و #بحور #اوزان_شعر_پارسی بر قواعدی نهاد، تا امروز همچنان بر همان حال ایستاده و هیچگونه تنوعی از طرف سرایندگان عرب در آن راه نیافته است. و این خود بهترین و بارزترین سند معتبر بر این که عرب عروض نداشته، وگرنه در این فن به ابتکار میپرداخت، نه آنکه جامد و خشک و بیحرکت برجای میایستاد
با این دلیل آشکار بسیار موافقم، چون زمانی که ملتی یک فن را از دیگر ملل به وام بگیرد، نمیتواند آنچنان که باید در پیشرفت آن بکوشد. ولی زمانی که یک فن بومی باشد و یک ملت خود بدان دست یافته باشد و در طی سدهها با ذات آن ملت گره خورده باشد، آنگاه با پیشرفت یک ملت آن فن نیز بارها و بارها صیقل خورده و بهبود مییابد.
عروض ایرانی به #دوران_های #قبل_از_اسلام تعلق داشته است، یعنی #سروده_شدن #یشت_ها و #گاثا_ها و سپس #دوران_هخامنشی و #اشکانی و #ساسانی . کسانی که با #زبان_اوستایی آشنایی دارند، به خوبی آگاهند که #اشعار #منظوم_یشتها و گاثاها در نهایت #فصاحت و #بلاغت و از لحاظ #آهنگ_کلام و از نظر #معنی و #محتوا در حد #اعلای تصور و تفکر و پندار است.
« #مهریشت » و چند #یشت دیگر که در آنها سخن از #پهلوانان و #پادشاهان_اساطیری_ایران در میان است، متعلق به #دهها_قرن #پیش_از_زرتشت است و با این ترتیب، #قدمت_شعر در ایران به #بیش_از #هشت_هزار_سال پیش میرسد.
استاد #رکن_الدین_همایون_فرخ
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴
🔴#سردار_سرزمینم
#فرشواذگر_شاه، اسپهبد طبرستان
#فرخان سردار دلیر ایرانی بود که تمام ۲۰هزار نفر سپاهی #عرب را که جهت تسخیر طبرستان فرستاده شده بودند،در گردنه ها ی کوهستانی دماوند کشتار نمود
سپهبد فرخان بزرگ که عربها به او لقب #ذوالمناقب (صاحب هنرها و خوبیها) داده بودند، یکی از اسپهبدهای دودمان #دابویگان طبرستان بود که پس از پدرش دابویه، به آیین #ساسانیان بر مسند حکومت نشست طی ۱۷ سال فرمانروایی او هیچکدام از حکام اموی نتوانستند به #طبرستان نزدیک شوند او لشکری آراسته داشت و تا نزدیکی نیشابور را فتح کرد در زمان او آتشکده ها در طبرستان همچنان برپا بود .
در یکی از جنگها فرخان تمام ۲۰ هزار تن از سپاه #امویان به فرماندهی مصقله بن هیبره را که جهت تسخیر طبرستان فرستاده شده بودند، در گردنه های کوهستانی #دماوند شکست داد و کشت گویند حتی یک تن نیز زنده نماند تا خبر شکست را ببرد .
اسپهبد فرخان بزرگ که با نام #فرخان_یکم و فرخان کبیر نیز شناخته شده و عربها به او ذوالمناقب لقب داده بودند، یکی از اسپهبدهای دودمان دابویگان طبرستان بود که پس از مرگ پدرش، دابویه، در سال ۷۱۱ میلادی، بر مسند حکومت نشست. وی از آغاز فرمانروایی در مرزهای شرقی طبرستان با تهاجم اعراب یا ترکها روبرو شد و بدین جهت در همان اوایل حکومتش لشکری آراسته و تا نزدیکی نیشابور را فتح نمود.
پس از مرگ دابویه فرزندش فرخان بزرگ جانشین وی گردید . اعراب به او لقب ذوالمناقب داده بودند. در دوران حکومت او خلفای اموی قصد تسخیر تبرستان را کردند لیکن وی همواره در نبرد با اعراب پیروز می شد و یزیدبن ملهب سردار عرب را در زمان سلیمان عبدالملک از سال ۷۱۷ تا ۷۱۴ میلادی به سختی شکست داد و به عقب نشینی بسوی عراق مجبور کرد . او اولین پادشاه گاوباریان است که از وی سکه بدست آمده است فرخان بزرگ از سال ۷۱۱ تا ۷۲۸ میلادی حکومت کرد پس از مرگ وی اسپهبد دازمهربه جای پدر نشست
ضرب المثل"خاک بر سر "از کجا آمده است
در دوران خلافت " عبد الملک " ، قطری ، رئیس خوارج از ترس " حجاج بن یوسف" والی عراق به طبرستان گریخت و به حاکم گیلان" اسپهبد فرخان" پنا ه آورد.
اسپهبد فرخان فرمان داده بود که کسی به قطری که در دماوند اقامت کرده بود، آزار نرساند و نیازمندی های او را بر آورده سازند. پس از زمستان، قطری حق نمک به جا نیاورد و رسولی نزد" اسپهبد فرخان" فرستاد و پیام داد که باید به آیین ما در آیی و گرنه برای جنگ آماده باش. پس از آن هم با دستبرد زدن به آبادی ها و روستاهای اطراف دارای قدرت بسیاری شد.
" حجاج بن یوسف" چون از قدرت یافتن قطری آگاه شد، " سفیان کلبی" را با لشکری بزرگ فرستاد. اسپهبد در نامه ای به سفیان پیشنهاد داد که در جنگ با قطری او را یاری دهد، قطری چون از جریان آگاه شد، بی درنگ از دماوند به سمنان عقب نشست. ولی اسپهبد او را دنبال نمود و در نبردی بر او چیره شد و سرش را از تن جدا کرده و تحویل سفیان کلبی داد.
" سفیان" نیز آن را همراه با غنایم بدون آن که نامی از رشادت و دلیری اسپهبد بیاورد به نام خود برای " حجاج بن یوسف" در کوفه فرستاد. " حجاج بن یوسف" چندی بعد که شنید این کار در واقع به دست اسپهبد انجام گرفته است از " سفیان کلبی" به خشم آمد و رسولی با یک خروار " زر" و یک خروار " خاک" به ری فرستاد و فرمان داد رسیدگی کنند که اگر این پیروزی بدون کمک اسپهبد انجام گرفته است این زر را به سفیان بدهند و اگر این کار به دست اسپهبد پایان گرفته است، زر را به اسپهبد بدهند و آن خاک را در وسط بازار شهر بر سر سفیان بریزند.
و چون رسول بیامد و حقیقت آشکار شد، در اجرای فرمان زر به اسپهبد دادند و سفیان در وسط بازار " خاک بر سر شد"
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴
🔴#سردار_سرزمینم
#فرشواذگر_شاه، اسپهبد طبرستان
#فرخان سردار دلیر ایرانی بود که تمام ۲۰هزار نفر سپاهی #عرب را که جهت تسخیر طبرستان فرستاده شده بودند،در گردنه ها ی کوهستانی دماوند کشتار نمود
سپهبد فرخان بزرگ که عربها به او لقب #ذوالمناقب (صاحب هنرها و خوبیها) داده بودند، یکی از اسپهبدهای دودمان #دابویگان طبرستان بود که پس از پدرش دابویه، به آیین #ساسانیان بر مسند حکومت نشست طی ۱۷ سال فرمانروایی او هیچکدام از حکام اموی نتوانستند به #طبرستان نزدیک شوند او لشکری آراسته داشت و تا نزدیکی نیشابور را فتح کرد در زمان او آتشکده ها در طبرستان همچنان برپا بود .
در یکی از جنگها فرخان تمام ۲۰ هزار تن از سپاه #امویان به فرماندهی مصقله بن هیبره را که جهت تسخیر طبرستان فرستاده شده بودند، در گردنه های کوهستانی #دماوند شکست داد و کشت گویند حتی یک تن نیز زنده نماند تا خبر شکست را ببرد .
اسپهبد فرخان بزرگ که با نام #فرخان_یکم و فرخان کبیر نیز شناخته شده و عربها به او ذوالمناقب لقب داده بودند، یکی از اسپهبدهای دودمان دابویگان طبرستان بود که پس از مرگ پدرش، دابویه، در سال ۷۱۱ میلادی، بر مسند حکومت نشست. وی از آغاز فرمانروایی در مرزهای شرقی طبرستان با تهاجم اعراب یا ترکها روبرو شد و بدین جهت در همان اوایل حکومتش لشکری آراسته و تا نزدیکی نیشابور را فتح نمود.
پس از مرگ دابویه فرزندش فرخان بزرگ جانشین وی گردید . اعراب به او لقب ذوالمناقب داده بودند. در دوران حکومت او خلفای اموی قصد تسخیر تبرستان را کردند لیکن وی همواره در نبرد با اعراب پیروز می شد و یزیدبن ملهب سردار عرب را در زمان سلیمان عبدالملک از سال ۷۱۷ تا ۷۱۴ میلادی به سختی شکست داد و به عقب نشینی بسوی عراق مجبور کرد . او اولین پادشاه گاوباریان است که از وی سکه بدست آمده است فرخان بزرگ از سال ۷۱۱ تا ۷۲۸ میلادی حکومت کرد پس از مرگ وی اسپهبد دازمهربه جای پدر نشست
ضرب المثل"خاک بر سر "از کجا آمده است
در دوران خلافت " عبد الملک " ، قطری ، رئیس خوارج از ترس " حجاج بن یوسف" والی عراق به طبرستان گریخت و به حاکم گیلان" اسپهبد فرخان" پنا ه آورد.
اسپهبد فرخان فرمان داده بود که کسی به قطری که در دماوند اقامت کرده بود، آزار نرساند و نیازمندی های او را بر آورده سازند. پس از زمستان، قطری حق نمک به جا نیاورد و رسولی نزد" اسپهبد فرخان" فرستاد و پیام داد که باید به آیین ما در آیی و گرنه برای جنگ آماده باش. پس از آن هم با دستبرد زدن به آبادی ها و روستاهای اطراف دارای قدرت بسیاری شد.
" حجاج بن یوسف" چون از قدرت یافتن قطری آگاه شد، " سفیان کلبی" را با لشکری بزرگ فرستاد. اسپهبد در نامه ای به سفیان پیشنهاد داد که در جنگ با قطری او را یاری دهد، قطری چون از جریان آگاه شد، بی درنگ از دماوند به سمنان عقب نشست. ولی اسپهبد او را دنبال نمود و در نبردی بر او چیره شد و سرش را از تن جدا کرده و تحویل سفیان کلبی داد.
" سفیان" نیز آن را همراه با غنایم بدون آن که نامی از رشادت و دلیری اسپهبد بیاورد به نام خود برای " حجاج بن یوسف" در کوفه فرستاد. " حجاج بن یوسف" چندی بعد که شنید این کار در واقع به دست اسپهبد انجام گرفته است از " سفیان کلبی" به خشم آمد و رسولی با یک خروار " زر" و یک خروار " خاک" به ری فرستاد و فرمان داد رسیدگی کنند که اگر این پیروزی بدون کمک اسپهبد انجام گرفته است این زر را به سفیان بدهند و اگر این کار به دست اسپهبد پایان گرفته است، زر را به اسپهبد بدهند و آن خاک را در وسط بازار شهر بر سر سفیان بریزند.
و چون رسول بیامد و حقیقت آشکار شد، در اجرای فرمان زر به اسپهبد دادند و سفیان در وسط بازار " خاک بر سر شد"
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity