🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.

یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.

یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.

یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.

یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #آبانگان؛ #جشن_پاسداشت #آب

#هرودت نوشته است که #ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمی‌کنند، آب دهان نمی‌اندازند و دست‌هایشان را در آن نمی‌شویند. آن‌ها دست شستن دیگران را هم در آب روان نمی‌پذیرند و به رودخانه ارج می‌نهند. #استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن می‌شویند تا آب بیهوده از دست نرود.

ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشن‌هایی چون #آبانگان ، #خوردادگان ، #تیرگان ، #آبریزگان ، #آبسالان و... که دستکم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانه‌ی پاسداشت آب برگزار می‌شد. جشن آبان‌گان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، #آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آب‌های پاک زمین بود. واژه‌ی #آبان نماد آب‌های پاک و به چم آب‌های پاک و هنگام آب و باران است.

️ این ارزشمندی تا جایی بود که گفته می‌شود #تیرداد_اشکانی برای جنگ با #رومیان ، به‌جای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.

ایرانیان در جشن آبانگان برای نکوداشت آب، در کنار رودها و دریاها شادی، پایکوبی و نیایش می‌کردند. پس از پیدایش #کیش_زرتشتی ، خواندن #سروده‌ی #آبان‌_یشت یا #آب‌_زور برای ارج نهادن به آب به آیین‌های این جشن افزوده شد.

در باور #ایرانیان_باستان، آب #دومین_پیشکش_خداوند به زمین است و "آناهیتا" نگهبان آن. از این‌ رو آب و آناهیتا #نماد_های #پاکی_تن_و_روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایه‌ی #نوشته‌_های_نسک_پهلوی #بندهش ، #گل_نیلوفر_آبی یا #سوسن_خورآیی (شرقی) نشان ماه آبان و آناهیتا است.

یکی از پایه‌های پیدایش جشن آبانگان این است که در پی #جنگ‌_های_دراز #ایران و #توران، #افراسیاب_تورانی دستور داد تا #کاریز_ها و #نهر_های_ایران را ویران کنند. پس از پایان جنگ، #پسر #تهماسب که #زو نام داشت پیشنهاد کرد تا کاریزها و نهرهای ویران را #لایروبی کنند. پس از این کار، بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آب‌ها را جشن گرفتند.
همچنین گفته می‌شود پس از هشت سال #خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.

️ ایرانیان با ساختن #کاریز_ها ، #آب‌_انبار ، #پالایشگر آب #زیگورات_چغازنبیل و ده‌ها #آب‌_بند (سد)، کوشش خود را برای نگهداشت و بهره‌برداری بهینه از آب به کار بستند.

جشن آبان‌گان در روز آبان از ماه آبان برابر با چهارم آبان در #گاهشمار_(تقویم)_باستانی و دهم آبان در #گاهشمار_خیامی که امروز از آن بهره می‌بریم، برگزار می‌شد.

جشن ابان گان برشما مبارک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یاد_آوری_امروز
در نسک(کتاب) #یادگار_زریران و #شاهنامه #فردوسی درباره پهلوان گرامی (در #پهلوی: گرامیک) چنین آمده است:

اَرجاسب، پادشاه #توران به ایران زمین یورش می آورد و سربازان و پهلوانان میهن پرست ايران‌زمين نیز با درفش کاويان که نماد استواری و پايداری ايرانيان بوده و انگيزه دلگرمی ايرانيان می باشد، به رويارويی آنها می روند و با دلاوری به پدافند از ميهن می‌پردازند. ميدان جنگ، کبود، و زمين پر زِ آتش و هوا پُر ز دود می شود

تورانيان که می دانند #درفش_کاويانی چه نخش بزرگی در دلگرم کردن سربازان ایرانی دارد، با کوشش فراوان، پيل و درفش دارِ اختر کاويانی را از پای در می آورند و درفش سرافراز ايرانیان بر زمين می‌افتد

بيفتــاد از دسـت ايرانيــــان
درفـشِ فروزَنــده ی كاويــان

#گرامی، پهلوان نامدار ايرانی که در گرماگرم نبردی جانکاه است، هنگامی که درفش کاويان را بر زمين افتاده می بيند، بی درنگ از اسب پياده شده، درفش از زمين برداشته، گرد و خاک از آن زدوده، بر سرِ يک دست بلند کرده، دوباره به اهتزاز در می آورد

گرامى بديد آن درفش چو نيل
كه افگنده بودند از پشت پيل
فرود آمد و برگرفت آن زِ خاک
بيفشاند از خاک و بِستُـرد پاک

سپاهيان ارجاسب که درفش را دوباره برافراشته می بينند، به سوی گرامی، پهلوانِ به اهتزاز درآورنده درفش کاويانی، يورش می برند. گرامی با دلاوری هرچه تمامتر، درفشِ پُر از زر و گوهر، زيبا، بزرگ و سنگين کاويانی را بر يک دست می گيرد و با دست ديگر به نبرد با پهلوانان توران می پردازد. ولی پهلوانان پرشمار پس از کوشش بسيار و نبردی سهمگين، دست پهلوان گرامی را با شمشير می اندازند

به يک دست شمشير و ديگر درفش
بگيرد بدان جا درفش بنفش
ازين سان همی افگند دشمنان
همی بركند، جان اهرمنان
ز هر سو به گردش همى تاختند
به شمشير 《دستش》 بينداختند

پهلوان گرامیِ دلير، با آنکه يک دستش را با شمشير انداخته اند و خون از بازويش فَوَران می زند، برای آنکه درفـش کاويـان، این سمبل افتخار ایرانیان را پاسداری کند، اختر کاویان را به دندان می گيرد و با گُرزِ گرانی در دست ، به دریای دشمن میزند

درفش #فريدون به دندان گرفت
همى زد به يک دست گُرز، اى شگفت!

ولی به فرمان ارجاسب، آن پهلوان دلیر را تیرباران کرده و تیری بر دِلَش می‌نشیند و او را همانگونه که درفش را در آغوش دارد از پای در می‌آورد

يکی تير تيزی زدند بر برش
به خاک اندر آورد ، سر و اَفسرش

پس از آن، واژه گرامی در ميان ايرانيان، برای ارجگزاری به کار برده شد
نام و ياد پهلوان گرامی و گرامی‌ها ماندگار و 《گرامی》 باد!

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#توران_میر_هادی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ آبان سالروز درگذشت #توران_میر_هادی

( زاده سال ۱۳۰۶ شمیران -- درگذشته ۱۸ آبان ۱۳۹۵ تهران) استاد ادبیات کودکان، نویسنده و کارشناس آموزش و پرورش

توران میرهادی( خمارلو) بیش از ۶۰ سال در گسترهٔ آموزش و پرورش و فرهنگ و ادبیات کودکان کوشید و در این راه یکی از چهره‌های تأثیرگذار سدهٔ کنونی ایران است. او به همراه همسرش محسن خمارلو به مدت ۲۵ سال مجتمع آموزشی تجربی فرهاد یا مدرسه فرهاد را از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۹ اداره کرد. این مجتمع یکی از آموزشگاه‌های تجربی و الگووارهٔ ایران بود که هدف‌ها و کارکردهای آموزش و پرورش مدرن در آن تجربه و ارزیابی می‌شد. توران میرهادی به همراه لیلی ایمن ( آهی) همچنین یکی از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک است و از سال ۱۳۵۸ سرپرستی تدوین و تألیف فرهنگنامه کودکان و نوجوانان را نیز برعهده داشته است. میرهادی را «مادر ادبیات کودک و نوجوان در ایران» خوانده‌اند.
وی از پدری ایرانی به نام فضل‌اله که ریشه و تبار تفرشی داشت و مادری آلمانی به نام گرتا دیتریش به دنیا آمد. توران چهارمین فرزند این خانواده بود که روی هم پنج فرزند دختر و پسر داشتند.
توران در سال ۱۳۱۱ آموزش بیرون از خانه را آغاز کرد و برای شش ماه به مدرسهٔ آلیانس فرانسه رفت، پس از آن با تصمیم مادر که آموزش با سه زبان آلمانی در خانه و فارسی و فرانسه در دبستان را برای او سخت می‌پنداشت، به دبستان آذر و سپس به دبیرستان نوربخش رفت و با پایان دبیرستان در همین سال در رشتهٔ علوم طبیعی (زیست‌شناسی) دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همین دوره، با جبار باغچه‌بان آشنا شد. حضور در کنار جبار باغچه‌بان به او اهمیت آموزش سواد پایه را یادآوری کرد. در کنار این به کلاس‌های درس محمدباقر هوشیار در دانشکده ادبیات می‌رفت که علوم تربیتی و اصول آموزش و پرورش درس می‌داد. تجربه‌هایی که او از این دو استاد به دست آورد سبب شد که تصمیم بگیرد در راهی دانش بیاموزد که علاقه‌اش را داشت و تصمیم گرفت برای آموزش در زمینهٔ علوم تربیتی و روان‌شناسی به اروپا برود. در پاییز ۱۳۲۵ به پاریس رفت. در این هنگام یک سال از پایان جنگ جهانی دوم گذشته بود و اروپا ویرانه‌ای بود که از داغ جنگ و گرسنگی می‌سوخت. ارادهٔ توران برای آموختن سبب شد که این دشواری‌ها مانعی در راه هدف او نشود. خود را با وضعیت ناگوار پس از جنگ در اروپا سازگار کرد. با جیره خوراک روزانه می‌ساخت. او یک بار به هرزگوین و یک بار هم به کوه‌های تاترا چکسلواکی رفت و در بازسازی راه‌آهن آن مناطق شرکت کرد. این سفرها و دیدن چهرهٔ اروپا پس از این جنگ ویرانگر چنان تأثیر عمیقی بر او گذاشت که از همان هنگام به نقش آموزش و پرورش در پاسداری از ارزش‌های انسانی یا ویران کردن آن پی برد.
توران میرهادی در زمستان ۱۳۳۰ به ایران بازگشت و خود را درگیر جنبش ملی شدن نفت و پیامدهای آن کرد. در سال ۱۳۳۱ این فعالیت‌ها او را با جوانی به نام سرگرد جعفر وکیلی که از افسران روشنفکر زمانه خود بود آشنا کرد. این آشنایی به ازدواج کشید، اما پس از کودتای نفتی سال ۱۳۳۲ با اعدام این افسر جوان رشتهٔ زندگی مشترک کوتاه‌شان گسسته شد. میوهٔ این زندگی پسری به نام پیروز بود. تسلط او به زبان‌های آلمانی، فرانسه و انگلیسی او را فراتر از مرزهای ملی برده است و همواره از او چهره‌ای فرامرزی ساخته است. وی در سال‌های دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در کنگره‌های بین‌المللی ادبیات کودکان و ژوری جایزه جهانی هانس کریستین آندرسن مشارکت داشته است.
توران میرهادی در ۸۹ سالگی، درگذشت.
و در امام‌زاده عبداله شهرری در کنار پسرش به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#18_آبان

سالگرد درگذشت #توران_میرهادی 🌺

توران میرهادی: داشتن هدفی بزرگ در زندگی، خیلی مهم است...ما در مدرسه‌ی فرهادی هرم آموزش را برعکس کردیم. بالای هرم بچه‌ها بودند که تصمیم می‌گرفتند و اجرا می‌کردند...

🔵 هفت پند از زنده یاد توران میرهادی

۱-به بچه‌ها عشق بدهید. فقط عشق است که گرما می‌دهد.

۲-رقابت را از تمام زندگی‌تان بردارید. هیچ انسانی رقیب انسان دیگر نیست.

۳-کار مشارکتی غوغا می‌کند؛ لذت آن را بچشید.

۴-قضاوت و داوری نکنید. بچه‌ها در حال رشد هستند. هفته بعد با این هفته‌شان فرق می‌کند. کل سیستم تربیت ما باید مثل دست حامی، حرکت ایجاد کند، حرکت رو به جلو.

۵-مسحور تکنولوژی نشوید. شما تکنولوژی را مهار کنید و مخصوصاً در پیش‌دبستانی راهش ندهید.

۶-بار سنگین روی دوش بچه‌ها نگذارید. بیش از توان آنها از آنها چیزی نخواهید. آموزه‌های دبستان را در پیش‌دبستانی به آنها نیاموزید. اجازه دهید خود را کشف کنند.

۷-بچه‌ها باید لحظه لحظه‌ها را خود کشف کنند. شهرمان، خیابانمان، کوچه‌مان...این لذت را از آنان نگیریم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۶ خرداد زادروز #توران_میر_هادی (خمارلو)

( زاده ۲۶ خرداد ۱۳۰۶ شمیران - درگذشته ۱۸ آبان ۱۳۹۵ تهران ) استاد ادبیات کودکان، نویسنده و کارشناس آموزش و پرورش

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۶ خرداد زادروز #توران_میر_هادی (خمارلو)

( زاده ۲۶ خرداد ۱۳۰۶ شمیران - درگذشته ۱۸ آبان ۱۳۹۵ تهران ) استاد ادبیات کودکان، نویسنده و کارشناس آموزش و پرورش

توران میرهادی، بیش از ۶۰ سال در گسترهٔ آموزش و پرورش و فرهنگ و ادبیات کودکان کوشید و در این راه یکی از چهره‌های تأثیرگذار بود. او به همراه همسرش محسن خمارلو به مدت ۲۵ سال مجتمع آموزشی تجربی فرهاد را از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۹ اداره کرد. این مجتمع یکی از آموزشگاه‌های تجربی و الگووارهٔ ایران بود. میرهادی به همراه لیلی ایمن ( آهی) از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک بودند و میرهادی از سال ۱۳۵۸ سرپرستی تدوین و تألیف فرهنگنامه کودکان و نوجوانان را نیز برعهده داشت. وی را «مادر ادبیات کودک و نوجوان در ایران» خوانده‌اند.
او از پدری ایرانی به نام فضل‌اله و مادری آلمانی به نام گرتا دیتریش در شمیران به دنیا آمد.
توران نخست به مدرسهٔ آلیانس فرانسه در تهران رفت و با آموزش سه زبان آلمانی در خانه و فارسی و فرانسه در دبستان، سال‌های ابتدایی را به پایان برد و سپس در سال ۱۳۱۷ به دبیرستان رفت و سال ۱۳۲۴ در رشتهٔ علوم طبیعی (زیست‌شناسی) دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همین دوره با جبار باغچه‌بان که طرح سوادآموزی بزرگسالان را پیش می‌برد، آشنا شد. حضور در کنار جبار باغچه‌بان به او اهمیت آموزش سواد پایه را یادآوری کرد. او همچنین از کلاس‌ درس محمدباقر هوشیار در دانشکده ادبیات بهره می‌برد و با تجربه‌هایی از آن دو استاد، توانست در راهی دانش بیاموزد که علاقه‌اش را داشت. به این سبب از تحصیل در رشته علوم طبیعی انصراف داد و تصمیم گرفت برای آموزش در زمینهٔ علوم تربیتی و روان‌شناسی به اروپا برود. در پاییز ۱۳۲۵ به پاریس رفت. در این هنگام یک سال از پایان جنگ جهانی دوم گذشته بود و اروپا ویرانه‌ای بود که از داغ جنگ و گرسنگی می‌سوخت. ارادهٔ توران برای آموختن سبب شد که این دشواری‌ها مانعی در راه هدف او نشود.
او خود را با وضعیت ناگوار پس از جنگ در اروپا سازگار کرد. با این هدف یک بار به هرزگوین و یک بار هم به کوه‌های تاترا چکسلواکی رفت و در بازسازی راه‌آهن آن مناطق شرکت کرد. در این سفرها به نقش آموزش و پرورش در پاسداری از ارزش‌های انسانی یا ویران کردن آن پی برد.
وی در زمستان ۱۳۳۰ به ایران بازگشت و مانند بسیاری از جوانان روشنفکر ایرانی خود را درگیر جنبش ملی شدن نفت و پیامدهای آن کرد. در سال ۱۳۳۱ این فعالیت‌ها او را با جوانی به نام سرگرد جعفر وکیلی که از افسران روشنفکر زمانه خود بود آشنا کرد. این آشنایی به ازدواج کشید، اما پس از کودتای نفتی سال ۱۳۳۲ با اعدام این افسر جوان رشتهٔ زندگی مشترک کوتاه‌شان گسسته شد. میوهٔ این زندگی پسری به نام پیروز است. میرهادی در سال‌های دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در کنگره‌های بین‌المللی ادبیات کودکان و ژوری جایزه جهانی هانس کریستین آندرسن مشارکت داشته است. او را به لحاظ توجهى كه به بالندگى شخصيت كودكان داشت به ماريا مونته سورى تشبيه كرده اند.
توران میرهادی در شهریور ۱۳۹۵ در بیمارستان بستری شد و چندی بعد در ۸۹ سالگی درگذشت و در شهرری به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مهرداد_اشکانی

#مهرداد_بزرگ #اشکانی(دوم) و #برطرف_نمودن #خطر_زرد از #ایران
______________________________
مهرداد دوم اشکانی (اشک نهم) یکی از #شاهان_بزرگ_ایران است که #دولت #پارتهای_اشکانی را به اوج عظمت خود رسانید. در زمان وی #سکاها ایران را عرصه ی تاخت و تاز خود قرار داده بودند.
شاید #نبردهای_حماسی #ایران و #توران و شرح #پهلوانی_های_بزرگان_ایرانی که در #شاهنامه ذکر شده است به دوران این شاه ارتباط نزدیکی داشته باشد.
#ژوستن #مورخ_باستان در مورد این شاه نامی ایران می گوید:
«از جهت بزرگی کارهایش او را بزرگ خواندند. او می خواست با #نیاکان خود برابری کند ولی از جهت لیاقتش از آنها سبقت گرفت. شجاعت خود را در جنگهای زیاد با همسایگان خود نشان داد و مردمانی چند به اطاعت دولتش درآورد. او سکاها را مغلوب ساخت و لکه ی ننگی را که روی دامن خانواده اش گذارده بودند، شست.»
اشاره ی ژوستن به لکه ی ننگ مربوط به #کشته_شدن دو #شاه_اشکانی در #نبرد با #سکاها می باشد که خوشبختانه مهرداد دوم توانست انتقام سختی از سکاها بگیرد.
در زمان وی #یوعه_چی_ها و #هونها (از نژاد زرد) بر سر سکاها ریختند و آنها را از مساکن خود آواره نمودند. سکاها نیز مجبور به کوچ وکنده شدن از جای خود، شدند و وارد قلمرو #دولت_پارت شدند و توانستند دو شاه پارت را در میدان جنگ شکست داده و بکشند.
کار بزرگ و سترگی که مهرداد انجام داد این بود که توانست سکاها را شکست دهد و بسیاری از آنها را وارد سپاه خود کرده و #اجیر نماید. بنابراین مهرداد اشکانی با فتوحات خود توانست جلو جنبش مردمان شرقی را که سکاها پیش آهنگان آنها بودند، بگیرد و آنها را وادار به عقب نشینی به سمت باختر کند.
بنابراین در سلطنت مهرداد دوم اشکانی #خطر_زرد از ایران گذشت.
شواهد حاکی از آن است که مهرداد بزرگ از #طرف_شرق ، به قدری پیش تاخته که حدود ایران را به #کوههای_هیمالایا رساند. این اخبار را #کشف #سکه_هایی از شاهان اشکانی تایید می کند.

________________________________
بن مایه :
تاریخ ایران باستان پیرنیا...ج ۳...ص ۱۸۶۸-۱۸۶۷
ژوستن....کتاب ۴۲...بند ۲


#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ آبان سالروز درگذشت #توران_میرهادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ آبان سالروز درگذشت #توران_میرهادی

( زاده سال ۱۳۰۶ شمیران -- درگذشته ۱۸ آبان ۱۳۹۵ تهران) استاد ادبیات کودکان، نویسنده و کارشناس آموزش و پرورش

توران میرهادی( خمارلو) بیش از ۶۰ سال در گستره آموزش و پرورش و فرهنگ و ادبیات کودکان کوشید و در این راه یکی از چهره‌های تأثیرگذار سده کنونی ایران است. او به همراه همسرش محسن خمارلو، به مدت ۲۵ سال مجتمع آموزشی تجربی فرهاد یا مدرسه فرهاد را از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۹ اداره کرد. توران میرهادی به همراه لیلی ایمن ( آهی) از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک هستند میرهادی را «مادر ادبیات کودک و نوجوان در ایران» خوانده‌اند.
وی از پدری ایرانی به نام فضل‌اله که ریشه و تبار تفرشی داشت و مادری آلمانی به نام گرتا دیتریش به دنیا آمد.
توران در سال ۱۳۱۱ آموزش بیرون از خانه را آغاز کرد و برای شش ماه به مدرسه آلیانس فرانسه رفت، پس از آن با تصمیم مادر که آموزش با سه زبان آلمانی در خانه و فارسی و فرانسه در دبستان را برای او سخت می‌پنداشت، به دبستان آذر و سپس به دبیرستان نوربخش رفت و با پایان دبیرستان در همین سال در رشته علوم طبیعی (زیست‌شناسی) دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همین دوره، با جبار باغچه‌بان آشنا شد. حضور در کنار جبار باغچه‌بان به او اهمیت آموزش سواد پایه را یادآوری کرد. در کنار این به کلاس‌های درس محمدباقر هوشیار در دانشکده ادبیات می‌رفت که علوم تربیتی و اصول آموزش و پرورش درس می‌داد. تجربه‌هایی که او از این دو استاد به دست آورد سبب شد که تصمیم بگیرد در راهی دانش بیاموزد که علاقه‌اش را داشت و تصمیم گرفت برای آموزش در زمینه علوم تربیتی و روان‌شناسی به اروپا برود. وی در پاییز ۱۳۲۵ به پاریس رفت. در این هنگام یک سال از پایان جنگ جهانی دوم گذشته بود و اروپا ویرانه‌ای بود که از داغ جنگ و گرسنگی می‌سوخت. اما اراده او برای آموختن سبب شد که این دشواری‌ها مانعی در راه هدف او نشود و خود را با وضعیت ناگوار پس از جنگ در اروپا سازگار کند. او یک بار به هرزگوین و یک بار هم به کوه‌های تاترا چکسلواکی رفت و در بازسازی راه‌آهن آن مناطق شرکت کرد. این سفرها و دیدن چهره اروپا پس از این جنگ ویرانگر چنان تأثیر عمیقی بر او گذاشت که از همان هنگام به نقش آموزش و پرورش در پاسداری از ارزش‌های انسانی یا ویران کردن آن پی برد.
وی در زمستان ۱۳۳۰ به ایران بازگشت و خود را درگیر جنبش ملی شدن نفت و پیامدهای آن کرد. در سال ۱۳۳۱ این فعالیت‌ها او را با جوانی به نام سرگرد جعفر وکیلی که از افسران روشنفکر زمانه خود بود آشنا کرد. این آشنایی به ازدواج کشید، اما پس از کودتای نفتی سال ۱۳۳۲ با اعدام این افسر جوان رشته زندگی مشترک کوتاه‌شان گسسته شد. میوه این زندگی پسری به نام پیروز بود. تسلط او به زبان‌های آلمانی، فرانسه و انگلیسی او را فراتر از مرزهای ملی برده است و همواره از او چهره‌ای فرامرزی ساخته است. وی در سال‌های دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در کنگره‌های بین‌المللی ادبیات کودکان و ژوری جایزه جهانی هانس کریستین آندرسن مشارکت داشت.
توران میرهادی در ۸۹ سالگی، درگذشت.
و در امام‌زاده عبداله شهرری در کنار پسرش به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم

"هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده #شب_چله(یلدا) از بانو #توران_شهریاری👍🍷

مهر رخشا، نکوترين چهر است
شب يلدا تولد مهر است

چون که از روز اول دی‌ماه
روز گردد بلند و شب کوتاه

گرچه يلدا شب دی آمده‌است
نيست پيدا که از کی آمده‌است؟

اين همايون شب خيال‌انگيز
هست در آخرين شب پاييز

بيخ و بن در حماسه گسترده‌است
در نهادش حماسه پرورده‌است

واژه يلدا اگرچه سريانی‌ست
شب مهر آفرين ايرانی‌ست

به دری معنی‌اش بود زادن
زندگانی به ديگری دادن

اين شب تيره و بلند و دراز
صدفی هست پر ز گوهر راز

ره به استوره برده آغازش
پر از استوره‌ها بود رازش

همچو تاريخ ما، کهن‌سال است
مهر و شادی و جذبه و حال است

در طلوع و غروب، رنگ سپهر
می‌شود سرخ‌رنگ مکتب مهر

صبح و شب چون سيه خورد به سپيد
رنگ قرمز و سرخ بياورند پديد

آن سپيد و سياه راز آلود
بوده و هست و باز خواهد بود

اين دو در روزگار سرمدی‌اند
خود نمادی ز خوبی و بدی‌اند

تا جهان است، نيک و بد هستند
اين دو همزاد، تا ابد هستند

زان که از روز خلقت عالم
هر دو گوهر پديد شد باهم

که از آغاز در ستيز بُدند
سخت در جنگ و در گريز بُدند

در پی اين نبرد بی‌پايان
گاه اين چيره می‌شود گه آن

گاه شب آيد و زمانی روز
گاه آن، گاه اين شود پيروز

سرخ رنگی است زين نبرد و ستيز
که در آيين مهر هست عزيز

خوان يلدا که خوان ايرانی‌ست
اين شب آماده بهر مهمانی‌ست

ميوه بر آن نهند و شيرينی
با دگر خشکبار آيينی

آنچه سنت بود در اين شب تار
خوردن هندوانه هست و انار

زان که اين هردو سرخ و گلفام‌اند
ميوه لعل فام روزگارند

هر که او راه مهر را دسپ رد
شب چله از اين دو ميوه خو رد

تا گرامی بدارد اين شب را
شب يلدای پر از اختر را

مهر، پيوند مردمان و خداست
مهر، پيمان مردمی و وفاست

مهر، نيرو و نور و آزادی‌ست
مهر، پاکی و نيکی و شادی‌ست

دوستی هست و مهر ورزيدن
همه را بيشتر ز خود ديدن

به خدا و به خلق دل بستن
عهد و پيمان خويش نشکستن

نمادش حلقه‌های چو خورشيد است
که نشان از وفای جاويد است

اينک اين حلقه خجسته اثر
هست آذين دست هر همسر

کيش مهر است بر چنين بنياد
بر چنين پايه خجسته نهاد

گرچه آيين مهر از ايران است
گرچه ميراثی از نياکان است

گرچه آغاز و اصلش از ما بود
دين گسترده در اروپا بود

قرن‌ها مهر در اروپا ماند
ساليان دراز بر جا ماند

دين عيسا پس از سه سده گزشت
دين رسمی روم و يونان گشت

پيش از آن کيش مهر فرمان راند
همه جا دوستی و مهر افشاند

آن همه رسم و سنت و آيين
رفت در تار و پود دين نوين

مهر تأثير در مسيحا کرد
بس اثرها به دين عيسا کرد

زايشش زان پوِر مريم شد
پرتو کيش مهر چون کم شد

که به نام کريسمس مانده‌ است
در جهان نور و شادی افشانده‌ است

پاپ با آن ردای قرمز رنگ
خود نمادیست زان کهن فرهنگ

رخت بابانوئل همان رنگ است
با پگاه و پسين هماهنگ است ۱

حلقه مهر و شمع و کاج و سرود۲
از نشان‌های کيش مهری بود

که اکنون در کريسمس برجاست
ژرف بنگر که ريشه‌ها ز کجاست

نام يکشنبه مسيحی نيز
هست گويای نام مهر عزيز ۳

رونق از کيش مهريان چون کاست
خويشتن را مسيحيت آراست

بين اين هر دو ژرف پيوندی‌ست
بستگی‌های گوهر آکندی‌ست

زايش مهر و عيسی مريم
هست آغاز دی، مقارن هم

دو تولد به‌هم چه نزديک‌اند
نوربخش شبان تاريک‌اند

آن همه رسم و شيوه و رفتار
يافت در عيسويت استمرار

شب يلدا اگرچه پيشتر است ۴
عمر آن در زمانه بيشتر است

پيشتر بودنش به‌جا و نکوست
چون که پيشينه تقدم از اوست.
.

۱- اشاره به هنگام بامداد و شامگاه که آسمان سرخ رنگ می‌شود.
۲- سرو، کاج، مورد و شمشاد که هميشه سبزند.
۳- مقصود واژه سان‌دیSunday می‌باشد. مسيحيت از سده چهار بدست کنستانتين دين رسمی روم شد.
۴- شب چله ۳۰ آذر و کريسمس ۴ دی‌ماه است که تنها چند شب اختلاف دارند.

#جشن_شب_چله_شادباد 🍉🍇🍎

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity