🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # به گفته #هری_استایلز خواننده این ترانه ی زیبا، این ترانه گفتگوی مادری درحال مرگ با کودک تازه متولد شده اش میباشد.
#پانصد_موسیقی_برتر_دنیا
#پاپ
#راک
▪️Title: #Sign_Of_Times
▪️Artist: #Harry_Styles
متن و برگردان فارسی ترانه👇👇👇
Just stop your crying, it’s a sign of the times
Welcome to the final show
Hope you’re wearing your best clothes
You can’t bribe the door on your way to the sky
گریه نکن، این نشانی از دوره های زندگیه
به آخرین نمایش خوش آمدی
امیدوارم بهترین لباست را پوشیده باشی
نمیشه برای ورود به بهشت به دربان رشوه بدهی
You look pretty good down here
But you ain’t really good
وقتی این پایینی ظاهرا خوب و آراسته ایی
ولی دروناً اوضاع خوبی نداری
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
Just stop your crying, it’s a sign of the times
دیگه گریه نکن، این نشانی از دوره های زندگیه
We gotta get away from here
We gotta get away from here
Just stop your crying, it’ll be alright
They told me that the end is near
We gotta get away from here
باید از اینجا برویم
باید از اینجا برویم
دیگه گریه نکن، همه چیز درست خواهد شد
آنها به من گفته اند که به آخر کار رسیدم
باید از اینجا برویم
Just stop your crying,
have the time of your life
Breaking through the atmosphere
And things are pretty good from here
دیگه گریه نکن،
زندگی خودت رو بساز
از این فضا عبور کن
و از اینجا به بعد همه چیز درست می شود
Remember everything will be alright
We can meet again somewhere
Somewhere far away from here
به خاطر داشته باش همه چیز درست خواهد شد
ما دوباره می توانیم جایی یکدیگر را ببینیم
جایی دور از اینجا
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
مشکلات؟ مشکلات؟
Just stop your crying, it’s a sign of the times
We gotta get away from here
We gotta get away from here
Stop your crying, baby, it’ll be alright
They told me that the end is near
We gotta get away from here
دیگه گریه نکن، این یک نشانی از دوره های زندگیه
ما باید از اینجا دور شویم
ما باید از اینجا دور شویم
گریه نکن، عزیزم، درست خواهد شد
آنها به من گفته اند که آخر کار رسیدم
ما باید از اینجا دور شویم
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
We don’t talk enough, we should open up
Before it’s all too much
Will we ever learn? We’ve been here before
It’s just what we know
ما به اندازه کافی صحبت نکردیم، باید بیشتر صحبت کنیم
قبل از اینکه همه آن بیش از حد زیاد شود
آیا هرگز از اشتباهات گذشته درس خواهیم گرفت؟
این تنها چیزی است که می دانیم
Stop your crying, baby, it’s a sign of the times
We gotta get away, we got to get away
We got to get away, we got to get away
We got to get away
We got to, we got to, away
We got to, we got to, away
We got to, we got to, away
گریه نکن، این نشانی از دوره های زندگیه
ما باید دور شویم، ما باید دور شویم
ما باید دور شویم، ما باید دور شویم
ما باید دور شویم
ما باید، ما باید، دور شویم
ما باید، ما باید، دور شویم
ما باید، ما باید، دور شویم
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # به گفته #هری_استایلز خواننده این ترانه ی زیبا، این ترانه گفتگوی مادری درحال مرگ با کودک تازه متولد شده اش میباشد.
#پانصد_موسیقی_برتر_دنیا
#پاپ
#راک
▪️Title: #Sign_Of_Times
▪️Artist: #Harry_Styles
متن و برگردان فارسی ترانه👇👇👇
Just stop your crying, it’s a sign of the times
Welcome to the final show
Hope you’re wearing your best clothes
You can’t bribe the door on your way to the sky
گریه نکن، این نشانی از دوره های زندگیه
به آخرین نمایش خوش آمدی
امیدوارم بهترین لباست را پوشیده باشی
نمیشه برای ورود به بهشت به دربان رشوه بدهی
You look pretty good down here
But you ain’t really good
وقتی این پایینی ظاهرا خوب و آراسته ایی
ولی دروناً اوضاع خوبی نداری
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
Just stop your crying, it’s a sign of the times
دیگه گریه نکن، این نشانی از دوره های زندگیه
We gotta get away from here
We gotta get away from here
Just stop your crying, it’ll be alright
They told me that the end is near
We gotta get away from here
باید از اینجا برویم
باید از اینجا برویم
دیگه گریه نکن، همه چیز درست خواهد شد
آنها به من گفته اند که به آخر کار رسیدم
باید از اینجا برویم
Just stop your crying,
have the time of your life
Breaking through the atmosphere
And things are pretty good from here
دیگه گریه نکن،
زندگی خودت رو بساز
از این فضا عبور کن
و از اینجا به بعد همه چیز درست می شود
Remember everything will be alright
We can meet again somewhere
Somewhere far away from here
به خاطر داشته باش همه چیز درست خواهد شد
ما دوباره می توانیم جایی یکدیگر را ببینیم
جایی دور از اینجا
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
مشکلات؟ مشکلات؟
Just stop your crying, it’s a sign of the times
We gotta get away from here
We gotta get away from here
Stop your crying, baby, it’ll be alright
They told me that the end is near
We gotta get away from here
دیگه گریه نکن، این یک نشانی از دوره های زندگیه
ما باید از اینجا دور شویم
ما باید از اینجا دور شویم
گریه نکن، عزیزم، درست خواهد شد
آنها به من گفته اند که آخر کار رسیدم
ما باید از اینجا دور شویم
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets? The bullets?
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
ما هرگز از گذشتمون درس نمیگیریم، و همیشه اشتباهاتمون رو تکرار میکنیم
چرا همیشه تو مشکلات گیر میکنیم و ازشون فرار میکنیم؟ مشکلات؟
We don’t talk enough, we should open up
Before it’s all too much
Will we ever learn? We’ve been here before
It’s just what we know
ما به اندازه کافی صحبت نکردیم، باید بیشتر صحبت کنیم
قبل از اینکه همه آن بیش از حد زیاد شود
آیا هرگز از اشتباهات گذشته درس خواهیم گرفت؟
این تنها چیزی است که می دانیم
Stop your crying, baby, it’s a sign of the times
We gotta get away, we got to get away
We got to get away, we got to get away
We got to get away
We got to, we got to, away
We got to, we got to, away
We got to, we got to, away
گریه نکن، این نشانی از دوره های زندگیه
ما باید دور شویم، ما باید دور شویم
ما باید دور شویم، ما باید دور شویم
ما باید دور شویم
ما باید، ما باید، دور شویم
ما باید، ما باید، دور شویم
ما باید، ما باید، دور شویم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # #موسیقی
#پانصد_موسیقی_برتر_دنیا
#فرانسوی
#Pardon
#Johnny_Hallyday
متن و برگردان ترانه👇👇👇
Pardon
Je viens vous demander
Pardon pour tous les hommes
Qui n'ont jamais appris
Le verbe aimer
Qui n'ont jamais compris
La force de l'amour
La beauté de la vie
"مرا ببخش"
می خواهم از تو درخواست کنم
مرا ببخشی به خاطر تمام انسانهایی
که هرگز فعل دوست داشتن را یاد نگرفتند
که هرگز قدرت عشق را,
زیبایی زندگی را نفهمیدند
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui ne savent pas aimer
Oh! Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui n'ont jamais aimé
Oh! Pardon
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که دوست داشتن را نمی شناسند
آه! مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که هرگز کسی را دوست نداشتند
آه! مرا ببخش
Pardon
Je viens vous demander
Pardon pour tous les hommes
Qui ignorent le prix
De l'amitié
Qui n'ont jamais connu
Les larmes d'un enfant
Le sourire d'une femme
مرا ببخش
می خواهم از تو درخواست کنم
مرا ببخشی به خاطر تمام انسانهایی
که ارزش دوستی را انکار می کنند
که هرگز اشک یک کودک را
و لبخند یک زن را درک نکردند
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui ne savent pas aimer
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui n'ont jamais aimé
Oh! Pardon
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که دوست داشتن را نمی شناسند
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که هرگز کسی را دوست نداشتند
آه! مرا ببخش
Donne-moi ton regard
Donne-moi ta lumière
Donne-moi de l'amour
Sans quoi, oui, je désespère
نگاهت را به من بده (بدوز)
نور و روشنایی ات را به من بده (بتابان)
عشق را به من بده
که بدون آن, آری, من مایوس و نامیدم
Apprends-moi à aimer
Apprends-moi la tendresse
Détruits mes habitudes
Détruits ma solitude
Oh! Pardon
به من دوست داشتن را بیاموز
به من مهروورزی را بیاموز
عادتهایم را کنار بزن
تنهایی ام را از میان بردار
آه! مرا ببخش
Pardon
Je viens vous demander
D'accorder votre grâce
A ceux que la vie
A blessé
Et lorsque le temps passe
Ils se retrouvent nus
Perdus désespérés
مرا ببخش
می خواهم از تو درخواست کنم
با لطف و مرحمتت
به هر آنچه که زندگی به آن صدمه زده
و در گذر زمان
خود را عریان, گمشده و مایوس می یابد
راضی باشی
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui ne savent pas aimer
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui n'ont jamais aimé
Oh! Pardon
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که دوست داشتن را نمی شناسند
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که هرگز کسی را دوست نداشتند
مرا ببخش
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # #موسیقی
#پانصد_موسیقی_برتر_دنیا
#فرانسوی
#Pardon
#Johnny_Hallyday
متن و برگردان ترانه👇👇👇
Pardon
Je viens vous demander
Pardon pour tous les hommes
Qui n'ont jamais appris
Le verbe aimer
Qui n'ont jamais compris
La force de l'amour
La beauté de la vie
"مرا ببخش"
می خواهم از تو درخواست کنم
مرا ببخشی به خاطر تمام انسانهایی
که هرگز فعل دوست داشتن را یاد نگرفتند
که هرگز قدرت عشق را,
زیبایی زندگی را نفهمیدند
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui ne savent pas aimer
Oh! Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui n'ont jamais aimé
Oh! Pardon
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که دوست داشتن را نمی شناسند
آه! مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که هرگز کسی را دوست نداشتند
آه! مرا ببخش
Pardon
Je viens vous demander
Pardon pour tous les hommes
Qui ignorent le prix
De l'amitié
Qui n'ont jamais connu
Les larmes d'un enfant
Le sourire d'une femme
مرا ببخش
می خواهم از تو درخواست کنم
مرا ببخشی به خاطر تمام انسانهایی
که ارزش دوستی را انکار می کنند
که هرگز اشک یک کودک را
و لبخند یک زن را درک نکردند
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui ne savent pas aimer
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui n'ont jamais aimé
Oh! Pardon
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که دوست داشتن را نمی شناسند
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که هرگز کسی را دوست نداشتند
آه! مرا ببخش
Donne-moi ton regard
Donne-moi ta lumière
Donne-moi de l'amour
Sans quoi, oui, je désespère
نگاهت را به من بده (بدوز)
نور و روشنایی ات را به من بده (بتابان)
عشق را به من بده
که بدون آن, آری, من مایوس و نامیدم
Apprends-moi à aimer
Apprends-moi la tendresse
Détruits mes habitudes
Détruits ma solitude
Oh! Pardon
به من دوست داشتن را بیاموز
به من مهروورزی را بیاموز
عادتهایم را کنار بزن
تنهایی ام را از میان بردار
آه! مرا ببخش
Pardon
Je viens vous demander
D'accorder votre grâce
A ceux que la vie
A blessé
Et lorsque le temps passe
Ils se retrouvent nus
Perdus désespérés
مرا ببخش
می خواهم از تو درخواست کنم
با لطف و مرحمتت
به هر آنچه که زندگی به آن صدمه زده
و در گذر زمان
خود را عریان, گمشده و مایوس می یابد
راضی باشی
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui ne savent pas aimer
Pardon
Au nom de tous les hommes
Qui n'ont jamais aimé
Oh! Pardon
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که دوست داشتن را نمی شناسند
مرا ببخش
به نام تمامی انسانها
که هرگز کسی را دوست نداشتند
مرا ببخش
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#پانصد_موسیقی_برتر_دنیا
#عربی
▪️عنوان: #لبیروت
▪️خواننده: #نای_البرغوثی
بازخوانی ترانه زیبای " به بیروت" از آثار جاودانه #فیروز که بر ملودی #عشق_من_آرانخوئز اجرا شده بود.
به بیروت،
سلامی از اعماق قلب من به بیروت؛
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش؛
سلام به صخره ای که به دریانوردان قدیمی می ماند؛
بیروت از روح مردمانش و شراب
و عصاره و عطر نان و یاسمن ساخته شده،
ببین که چطور بیروت طعم آتش و دود گرفته است؛
به بیروت،
شکوهی از خاکستر،
از خون پسری که بر دستان او تشییع می شود،
شهر من چراغهایش را خاموش کرد،
شهر من دروازه اش را بست،
و در غروب تنها شد،
تنها با شب؛
به بیروت،
سلامی از اعماق قلب من به بیروت؛
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش،
سلام به صخره ای که به دریانوردان قدیمی می ماند؛
تو مال من هستی، تو مال من هستی، آه، مرا در آغوشت بگیر؛
تو نگهدارنده من، سنگ فردای من و موج سفر من هستی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#عربی
▪️عنوان: #لبیروت
▪️خواننده: #نای_البرغوثی
بازخوانی ترانه زیبای " به بیروت" از آثار جاودانه #فیروز که بر ملودی #عشق_من_آرانخوئز اجرا شده بود.
به بیروت،
سلامی از اعماق قلب من به بیروت؛
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش؛
سلام به صخره ای که به دریانوردان قدیمی می ماند؛
بیروت از روح مردمانش و شراب
و عصاره و عطر نان و یاسمن ساخته شده،
ببین که چطور بیروت طعم آتش و دود گرفته است؛
به بیروت،
شکوهی از خاکستر،
از خون پسری که بر دستان او تشییع می شود،
شهر من چراغهایش را خاموش کرد،
شهر من دروازه اش را بست،
و در غروب تنها شد،
تنها با شب؛
به بیروت،
سلامی از اعماق قلب من به بیروت؛
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش،
سلام به صخره ای که به دریانوردان قدیمی می ماند؛
تو مال من هستی، تو مال من هستی، آه، مرا در آغوشت بگیر؛
تو نگهدارنده من، سنگ فردای من و موج سفر من هستی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.