🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
🖊 #اورهان_پاموک
🇹🇷 #ترکیه ، 1952
🖍نویسنده، فیلمنامه نویس و مدرسدانشگاه.
🔅برنده جایزه نوبل ادبیات(2006).
📰روزنامه«نیویورک تایمز»در سال 2004 رمان #برف او را یکیاز ده رمان برتر جهان معرفی کرد.
📚رمان های #قلعه_سفید ، #کتاب_سیاه ، #نام_من_سرخ ، #شوری_در_سر ، #زندگی_نو و خودزندگی نگاره #استانبول_خاطرات_و_شهر از جمله آثاری هستند که از او به فارسی ترجمه شده اند.
📚آثار پاموک تاکنون به پنجاه و شش زبان ترجمه شده اند.
#اورهان_پاموک
زادروز ۷ ژوئن ۱۹۵۷

رمان نویس؛فیلم نامه نویس؛ استاد دانشگاه

اورهان پاموک در خانواده‌ای پر فرزند و مرفه در محلهٔ نیشان تاشی استانبول متولد شد. او دروس متوسطه را درکالج آمریکایی رابرت در استانبول گذراند. پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار خانوادهٔ خود به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ معماری در دانشکدهٔ فنی استانبول مشغول شد، هرچند پس از مدتی این رشته را نیمه‌تمام رها کرد. او سپس در دانشگاه استانبول و در رشته روزنامه‌نگاری به تحصیل پرداخت و فارغ ‌التحصیل شد. با این حال هیچ‌گاه کار روزنامه‌نگاری نکرد.

اولین رمانش آقای جودت و پسران را که حکایت خانواده‌ای متمول و پرتعداد است در سال ۱۹۸۲ نوشت که جوایز ملی ارهان کمال و کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
پاموک بعد از انتشار رمان قلعه سفید کرسی تدریس ادبیات داستانی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت و به همراه همسرش از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ مقیم نیویورک شد. این رمان تقریباً به همه زبان‌های اروپایی ترجمه شد. او در این رمان رفاقت یک دانشمند عثمانی را با برده‌ای رومی روایت کرده‌است. اوج شهرت پاموک زمانی بود که رمان نام من سرخ را در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد و انبوهی از جوایز ادبی در کشورهای مختلف را برایش به ارمغان آورد. سال ۲۰۰۲ رمان برف را منتشر کرد که خودش آن را نخستین و آخرین رمان سیاسی در کارنامه کاری‌اش خواند. ضمیمهٔ روزنامه ٔنیویورک تایمز سال ۲۰۰۴ این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر جهان معرفی کرد. پاموک سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان استانبول منتشر کرد که در واقع اتوبیوگرافی نویسنده‌است. بسیاری این کتاب را یکی از بهترین اتوبیوگرافی‌های نویسندگان ادبی می‌دانند. آخرین رمان اوموزه معصومیت نام دارد که به موضوع عشق‌های ممنوعه در کشورهای اسلامی می‌پردازد.
در ژانویه 2016 جدیدترین اثر او زنی با موهای قرمزانتشار یافت.
او سال ۱۹۸۲ ازدواج کرد و سال ۱۹۹۱ اولین فرزندش که دختری است به دنیا آمد. پاموک اکنون به اتفاق خانواده اش مقیم استانبول است.
#بیوگرافی_پاموک_از_زبان_خودش 👇
ببینید یک نویسنده حرفه ای چقدر شیرین و دلنشین زندگیشو تعریف میکنه
نیمی از کتاب استانبول از شهر می گوید و نیم دیگرش روایت زندگی من است تا بیست و دو سالگیم. به خاطر می آورم که پس از پایان کتاب آزردگی روحی شدیدی بر من عارض شد. چرا که حتی یک دهم از آنچه قصد بیانش را داشتم، خاطراتی که قطعاً در زندگیم غیر قابل اغماض بوده اند، در کتاب نیامده بود. می توانستم بیست جلد کتاب خاطرات دیگر از زندگیم تا بیست و دو سالگی بر اساس روایت هایی دیگر بنویسم. آن هنگام بود که دریافتم نوشتن اتوبیوگرافی راهی برای به خاطر آوردن نیست بلکه شیوه ای برای فراموشی است.
به سال 1952 در استانبول به دنیا آمدم. پدربزرگم از ساخت و سازهای راه آهن ثروت خوبی به دست آورده، کارخانه هایی تأسیس کرده، مهندس و تاجر موفقی شده بود. پدرم نیز در زندگی همان کارها را انجام داد اما همیشه بازنده بود.
در مدارس خصوصی استانبول تحصیلاتم را به پایان رساندم. پس از سه سال تحصیل در رشته ی معماری ، به قصد نویسندگی آن را رها کردم. از هفت تا بیست و دو سالگی تصمیم داشتم نقاش شوم. در کودکی و دوران آغاز جوانی به صورت جدی، با شورو علاقه ی وافر نقاشی می کردم. گرچه نقاشی را ادامه ندادم اما در همان سن خوب می دانستم که جز یک زندگی هنری نخواهم داشت.نمی دانم به چه دلیل اما در بیست و دو سالگی نقاشی را رها کرده به نوشتن نخستین رمانم " آقای جودت و پسران" (cevdet bey ve oğullari) پرداختم. برای درک دلیل تصمیمم سال ها بعد " استانبول" را نوشتم.
وقتی به زندگی 54 ساله ام می نگرم، مردی را می بینم که بی وقفه در غم و شادی پشت میزی نشسته و می نویسد. کتاب هایم را همواره با وسواس، صبر، خوش بینی و باور نوشته ام. موفقیت و شهرت و رضایت شغلی و ... آسان به دست نیامده است. امروز کتابهایم به 55 زبان ترجمه می شود اما بیشترین تلاشم صرف انتشار نخستین کتابم در داخل ترکیه شد. برای انتشار " آقای جودت و پسران" چهار سال در ترکیه ناشری جستجو کردم گرچه جایزه ی رمان های چاپ نشده را نیز برده بود.
#نی‌انبان به دلیل فراگیری‌اش در گسترهٔ ملی در سطح کشور و جزایر خلیج‌فارس دارد، با تلاش یک پژوهشگر حوزه موسیقی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ۲۲ مهر ۱۳۹۴ با عنوان «مهارت ساختن و نواختن نی‌انبان در گسترهٔ ملی» با شماره ۷۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. ساز پس از ثبت در فهرست میراث ناملموس ایران، در تلاش برای رسیدن به فهرست میراث جهانی #یونسکو است.
گفته می شود #نی_انبان در قرون وسطی در #اسپانیا نواخته می شده است . تصاویری از نی انبان در کلیساهای رم و مونساتریس که در قرن ۱۱ کشیده شده و تصاویری از نوازندگان نی انبان در دادگاه شاه«آلفانسواکس اِل سابیو» که تاریخ آن به قرن سیزده بر می گردد. به عنوان مثال نوازندگانی در ترانه های ستایش مریم مقدس یافت می شود. در این تصاویر نوازنده ای دیده می شود که در حال نواختن سازی است با دونی و تصویری از دو نوازنده که در حال نواختن نی انبان هستند.‏
در #سوئد نیز نواختن نی انبان تاریخی طولانی دارد . تصاویری از نی انبان ونوازنده های نی انبان در کلیسا های سوئد وجود دارد که مربوط به قرن ۱۴ میلادی است .
از میان کشورهای غربی ، #ولزی ها از آخرین کشورهایی هستند که با ساز نی انبان آشنا شده اند ولی با وجود اینکه تاریخ نی انبان در این کشور کمتر و جدیدتر از بقیه کشورها است ، لیکن تاریخ مکتوبی که نشان دهنده قدمت این ساز می باشد ، در این کشور وجود ندارد. متاسفانه علیرغم اینکه در اواسط قرن ۱۹ از ولز رخت بر بست هیچ نمونه ای از نی انبان این کشور تا به امروز باقی نمانده است .‏
در #استونی نیز چون دیگرکشورها علیرغم تغیر موسیقی در یک دوره خاص هیچ گونه تحقیقاتی بر آن انجام نشده است و تاریخ حضور نی انبان در این کشور نیز مشخص نیست ، شاید منشاء ورود این ساز آلمانها باشند ولی با توجه به نفوذ موسیقی سوئد یر موسیقی این منطقه این احتمال وجود دارد که این ساز از سوئد وارد این کشور شده باشد.
اطلاعات اولیه درباره نی انبان در شهرهای استونی به قرن ۱۵ و اوایل قرن ۱۶ برمی گردد.
در سال ۱۴۸۴ میلادی در شهر #ادینبورگ چندین نوازنده گرد هم جمع آمدند به گونه ای که اسم آن شهر را #شهرنوازندگان نامیدند. بعد از آن شهرهای مختلفی مایل به دعوت از نوازندگان از نواحی مختلف شدند.
پس از قرن اول ردپای نی انبان سنتی از #هند و #اسپانیا و از #فرانسه تا #مصر می بینیم علیرغم اینکه نی انبان بندرت تا اواخر دوره های میانه تصویرگری شد.
به هر حال مشخص نیست که اولین مشک چه موقع و در کجا به ذهن انسان خطور کرد ولی قدیمی ترین آن در موزه #اشتات_لیشه برلین نگهداری می شود. به نظر می رسد که به عنوان نخستین تصویر از هر نوع نی انبان می تواند باشد که احتمالاً به دوران به جا مانده از قرن اول قبل از میلاد مسیح بر می گردد.
گونه‌ها ی #نی_انبان

این ساز در کشورهای مختلف به نام‌های گوناگون خوانده می‌شود که ذیلاً به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌شود:

🔺در #ایران

1_نی‌انبان
2_نی‌حمونه
3_نی‌مشکی
4_خیکنای
5_نی‌حمبونه که با کیسه هوا ویا انبان می‌باشد
6_نی‌تکی
7_نی‌جفتی
8_نی بی لی بو
9_دوزله
10_کِلَم یا قلم که بدون انبان می‌باشد.
11_ارغون که بدون انبان است و دارای دو نی می‌باشد که یکی برای نواختن ملودی و دیگری که فاقد سوراخ است، برای صدای فرعی یا همراه در نظر گرفته شده‌است و صدایی که از این ساز شنیده می‌شود یک #هارمونی است.

🔺در #بحرین:

تنها قربه ی بحرین و نی انبان بوشهر هم از نظر صدا و هم از نظر شکل هیچ تفاوتی با هم ندارند و به احتمال زیاد بحرینی‌ها نی انبان را از ایران به دیار خود برده‌اند در حال حاضر نیز از کشورهای عربی جهت تهیهٔ ساز نی انبان به بوشهر سفارش می‌دهند.

🔺 در #یونان:
#تسامیونا که یک دستهٔ نی با انبان است.
#دودوک که انبان ندارد و دارای نی تکی می‌باشد که ته آن یک شیپورک جهت پخش صدا تعبیه شده.
#چیفته که شباهتی به دستهٔ نی انبان بوشهر دارد و تنها یک شیپورک به ته آن متصل است و دارای پنج سوراخ می‌باشد.


🔺در #ترکیه:

#تولومکه شبیه تسامبونای یونان می‌باشد ولی شیپورک آن به صورت زاویهٔ ۴۵ درجه نسبت به نی‌ها تعبیه شده‌است.

🔺در #هند:

#مورلیکه انبان یا مخزن هوای آن از یک کدو قلیانی تو خالی ساخته شده.

#زماره:که شبیه نی تکی می‌باشد، جنس نی آن از استخوان پای یک نوع پرنده‌است.

🔺 در #مراکش:

َمرکه مانند نی جفتی می‌باشد و دو شیپورک به صورت زاویه ۴۵ درجه یا در بعضی یک شیپورک مانند تسامبونا تعبیه شده.

🔺 در #تونس: #ذکری یا #زوکرا

🔺در #بلغارستان: #گی_دا

🔺در #چین:

#کوانکه با دو لولهٔ استوانه ای مساوی به هم چسبیده که مشابه آن در بیشتر نقاط سرزمین‌های اسلامی رواج دارد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

سالگرد درگذشت زنده یاد ابوالقاسم #عارف_قزوینی (۱۲۵۹ - ۱ بهمن ۱۳۱۲)، شاعر و تصنیف‌ساز
گرامی باد...

#کودکی و #جوانی

#عارف درسال ۱۲۵۹ هجری شمسی درقزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی وفارسی را در قزوین فرا گرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد حاج #صادق_خرازی فرا گرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یکی از وعاظ قزوین، به نوحه خوانی پرداخت و عمامه می‌بست ولی پس از مرگ پدر #عمامه را برداشت و ترک روضه خوانی کرد.
💝 ازدواج

عارف در۱۷سالگی به دختری به نام #خانم_بالا عشق و علاقه پیدا کرد و با او #پنهانی_ازدواج کرد. ( تصنیف #دیدم_صنمی... را در وصف ایشان سرود) فشارهای خانواده دختر پس از اینکه مطلع گردیدند زیاد شد و عارف به ناچار به رشت رفت و پس از بازگشت با وجود عشق بسیار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمر ازدواج نکرد.

میان سالی و مشروطه

عارف در سال ۱۳۱۶ ه. ق به تهران آمد و چون صدای خوشی داشت با شاهزادگان قاجار آشنا شدومظفرالدین شاه خواست او را در ردیف فراش خلوتها درآورد اما عارف به قزوین بازگشت.
در سال ۱۳۲۳ در زمان آغاز ۲۳ سالگی عارف زمزمه مشروطیت بلند گشته بود، عارف نیز با غزلهای خود به موفقیت مشروطیت کمک کرد. "ایرج میرزا" شاعر طنز سرای معروف، منظومه عارفنامه را در هجو وی سروده‌است.
درسال۱۳۳۵یکی ازدوستان عارف به نام"عبدالر
حیم خان" خودکشی کرد و عارف بر اثر این به جنون مبتلا شد و نظام السلطنه مافی او رابرای مداوا به بغداد برد.پس از چندی با شروع جنگ جهانی اول همراه نظام السلطنه به استانبول رفت.

وی در سال ۱۳۳۷ ه. ق به تهران بازگشت و کنسرت با شکوهی ترتیب داد.

درهنگام مرگ #کلنل_محمد_تقی_خان_پسیان درسال ۱۳۴۰ ه. ق در تشییع جنازهٔ او شرکت نمود و به مسببین این حادثه ناسزا گفت. هنگامی که خواستند سر کلنل را روی توپ بگذارند،
عارف فریاد برآورد:

این سر که نشان #حق‌پرستی است
امروز رها ز قید #هستی است
با دیدهٔ #عبرتش ببینید
کاین عاقبت #وطن_پرستی است

ماجرای #عایشه

( #دختر_بازرگان_استانبولی ) که هر سال به ایران می آمد تا به #زیارت قبر #عارف_قزوینی برود.

مرداد هر سال از راهی دور زنی شوریده بار سفر می‌بست تا شاخه گلی نثار آرامگاه محبوبش کند و چند روزی معتکف خاک جانان باشد. این عشق شورانگیز و پاک که سالها زبانزد مردم #همدان بود، داستانی جالب و شنیدنی دارد.
روزی از #استانبول #ترکیه آمد و در یکی از #مسافر_خانه‌_های خیابان #بوذر_جُمهری اتاق محقری اجاره کرده بود تا رهسپار #همدان شود. روی تخت فرسوده نشسته بود و زیر لب #تصنیف #باد_بهاری #عارف را با #لهجه‌_ترکی_پارسی زمزمه می کرد. با اینکه خیلی پیر بود طنین صدایش شوری عجیب داشت. با کف دستش قطرات اشکش را پاک کرد. از هر ۲ چشم نابینا بود. سلام کردیم. خاطراتش را اینطور ورق زد:
سالهای قبل در یک خانواده متجدد استانبولی بدنیا آمدم. مدتی همراه پدرم بدلیل شغلش، در ایران اقامت داشتیم و پارسی را فرا گرفتم. سپس به ترکیه برگشتیم. در اوج زیبائی و جوانی و دلفریبی و رفاه بودم. بطوریکه جوانان شهر گرد حُسنم پروانه‌وار می گشتند. هر روز عصر پدرم با عده‌ای از دوستان با ذوقش در باغ منزلمان بساط عیش و نوش می‌ گستراندند.
روزی مردی مهمان با قامت کشیده و صورتی مردانه بی آنکه زیبا باشد دلم را بدجوری همراه خودش برد. لبخندی طنزآمیز به لب داشت و دنیا را به‌هیچ می‌پنداشت. پدرم بالای مجلس را به وی اختصاص می داد و و احترام زیادی برایش قائل بود. آهسته از دوستان پدرم پرسیدم‌ کیست؟ گفتند: #عارف است و از #ایران آمده. همراه ساز دوست پدرم چنان آوازی خواند (عایشه با گریه بسیار و فوق‌العاده حزن‌انگیز تعریف میکند) مانند باران بهاری که بر غبار بنشیند، همهمه های مجلس را فرو نشاند. همه سراپاش گوش بودند. عارف هم که زیر چشم متوجه نگاه ‌های‌ خاصّم‌ شده بود برخاست و در چشمانم نگریست و نالید:

چه آشنا نگهی داری ای رمیده غزال
خدا نگاه ترا با کس آشنا نکند
🔴#معرفی_هنرمند

#نقاش

#عبدالیوا_آکژان یک هنرمند نقاش اهل
قزاقستان است.
از کودکی با یک مداد و قلمو در دستانش
بزرگ شد، در آکادمی هنرهای ملی #قزاقستان تحصیل کرد و سپس در #ترکیه تحصیلاتش را ادامه داد و مدرک کارشناسی ارشد را بدست آورد. او در سال 2009 موفق به اخذ مدرک دکترای هنر در زمینه #نقاشی شد.

در اینجا برخی از آثار او را مرور میکنیم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#معرفی_هنرمند

#نقاش

#عبدالیوا_آکژان یک هنرمند نقاش اهل
قزاقستان است.
از کودکی با یک مداد و قلمو در دستانش
بزرگ شد، در آکادمی هنرهای ملی #قزاقستان تحصیل کرد و سپس در #ترکیه تحصیلاتش را ادامه داد و مدرک کارشناسی ارشد را بدست آورد. او در سال 2009 موفق به اخذ مدرک دکترای هنر در زمینه #نقاشی شد.

در اینجا برخی از آثار او را مرور میکنیم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#شعر_جهان

#ترکیه
#شعر

«من دیوانه نیستم»

#yusuf_hayaloğlu*

اون مرتیکه مزخرف بی شرف
چرا عینک سیاه به چشماش زده؟
چرا رفته کنار اون دختره ؟

مرتیکه میخواد دست دختره رو بگیره
میخواد اذیتش کنه
فکر کنم یه فکرایی براش داره
اون مرتیکه بابای دختره که نیست
دختره هم که اون یارو رو نمیشناسه انگاری میخواد دختره رو بلند کنه
بعدشم بندازدش گوشه جنده خونه

با این حساب بابای دختره کیه ؟
اصلا دختره چرا رفته اونجا ایستاده؟

چرا انقده تو کوک اینام ،خودمم سر در نیاوردم
نکنه بابای دختره باشم؟
نکنه چشمم دختره رو گرفته؟
*
این گربه رو هر جا میبینم
خودشومیمالونه به من
این گربه هر وقت منو میبینه
زیادی خودشو لوس میکنه

این گربه رو اگه بخوام ببرم خونه که نمی‌شه
مادرم عمرا بذاره!
اگر هم بخوام از شرش خلاص بشم
می‌فهمه و چنگ میندازه به صورتم بد مصبِ بد اخلاق!
این گربه هه رو میبینی!
همین گربه هه!
دلیل همه بدشانسیا و بدبختیای منه.

یه روزم اگه بخوام خفه اش کنم
فکر نکنم کسی بفهمه واس چی بوده.

اصلا به شما چه من با این گربه چیکار میکنم ؟
این گربه مال خودمه
یه لگد بهش زدم
از دیروز قهر کرده بر نمیگرده پیشم

*
هر روز میام جلوی این مغازه می ایستم
دلم میخواد با چشام ویترینشو سوراخ کنم
به کسی ربط وضرری داره؟فک نکنم

انگاری یه چیزی هست اونور ویترینش که تو کوکشم...نه مگه؟

اگه از صاحب مغازه بپرسم داداش قیمت این لباس عروس چنده؟یه رقم آنچنانی میگه خب!
گیرم پولشم داشتم ....گیرم گفتم بپیچش و طرف هم پیچیدش و داد دستم
اونوقت بدم ننه ام تنش کنه؟
در و همساده نمیگن واس کی خریدیش؟

خوش دارم دم این مغازه کلی بایستم ،مشکلی هست داداش؟

هرچی فکر میکنم چرا انقده رفتم تو کوک این لباس عروس ،سر در نمیارم،
ولی انقده قشنگه که حاضرم واسه یه بار پوشیدنش یه شب عروس بشم

اگه بخوام گوشمو ببرم و بندازمش دور ،فکر نکنم به کسی مربوط باشه
اگه بخوام جورابمو دربیارم و بخورمش،باز به کسی ربطی نداره
اما اگه بخوام زن تو رو بزنم چی؟ نمیشه،چون زن، زن توئه
اگه خودت بخوای زنتو بزنی چی؟ میشه ؟مگه نگفتی زنته؟
اما اگه بخوای زن منو بزنی چی؟
خیالی نیست ،میتونی بزنیش....چون من که زن ندارم!

این یعنی اینکه همیشه رو شانس نیستی هر کاری دلت خواست بکنی!

دکترا میگن سر در نمیارن چرا انقده تو کوک این داستانم،
گویا روزگاری یه زنی داشتم و خیلی زدمش....
سر همینم مرده زنم.....
اینجوری میگن.....
*
جلو یه بیمارستانی
یه آدم از سنگ تراشیدن
آدمه مشغول فکر کردنه اما انگاری دردشو یکی قاپیده!
آدمه ،یه جورایی چنباتمه زده است و در حال فکر،
اما به چی فکر میکنه ؟
اینکه بدجوری درگیره معلومه،اما درگیر چی؟

فکر نکنم تو زندگیش یه مسابقه هم رفته باشه
شرط بندی کرده باشه
توتویی.....قماری....
بعدشم به نظر نمیاد اهل تلویزیون و سریال و این داستانا باشه،
مشکل اجاره خونه ،قرض و سربازی هم که ......نه!فک نکنم داشته باشه،
کسی روهم نداره که توی خونه منتظرش نشسته باشه،
از دانشمندای زلزله هم فکر نکنم کسی رو بشناسه
نه مشروبی ....نه سیگاری...
نه ماجرای عاشقانه ای!

فک نکنم اصلا چیزی برای فکر کردن داشته باشه این آدم!
انگاری یه جورایی مارو دست انداخته این یارو!

شما میدونید چرا انقدر تو کوک این داستانام؟نه نمیدونید
چون شمام نه چیزی حالیتونه،نه چیزی برای فکر کردن دارید
نه دردی دارید و ......
معلومه الکی زندگی می کنید
**
من قبلا اینجوری نبودم که،
منو اینجوری نبینید
یه روزی بدجوری منو زدن،انقدی که فکرشم نمیتونید بکنید
داد زدم چرا منو میزنید؟
گفتن دهنتو ببند اینجا ما می‌پرسیم تو جواب میدی

چی بوده قضیه حالا؟
انگاری من خیلی میدونستم ،
زبونم دراز بوده و زیاد می‌پرسیدم و اونا رو خسته میکردم.
چرا منم مثل یه وطن پرست سر به راه ،بدون دردسر نتونستم زندگی کنم؟
چرا قانع نبودم به چیزی که داشتم؟
گفتن یه درس حسابی بهت میدیم
لخت مادرزادم کردن و سروته آویزونم کردن
انقدر اونجوری نگه ام داشتن که پرسیدن از سرم پرید
سوالی نداشتم دیگه

از اون روز به بعد دیگه هیچی یادم نمیاد
از اون روز به بعد یه ریزه همچی خوش و شادم.....

نمی فهمم چرا اینجوری نیگام میکنید؟
خوش ندارم کسی اینجوری نیگام کنه....
چرا میزنید آقایون ؟کار بدی میکنید.....
نزنید .....نزنید....

.......................................

*شاعر اهل ترکیه

#ترجمه_فرشته_عزیز

@Bookirancity

🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ایران_خط_قرمز_من_است


عردوقان و مزدورانش فراموش کرده اند که تراکتور تیمی ایرانی است و نه ترکیه ای!!

قهرمانی تیم فوتبال تراکتور در جام حذفی ایران زمینه تبلیغات وسیعی از سوی برخی جریان های فاشیستی نفرت پراکن پان ترکیستی را موجب شده به نحوی که حتی برخی مقام های سیاسی #ترکیه ۹۷ ساله، مدعی شده اند که تیم #تراکتور #آذربایجان هزاران ساله ایران زمین، نماینده ترکیه ای ها در ایران بوده است؟!

در پی بی تفاوتی رسمی در ایران به اولویتی به نام #هویت_ملی و #یکپارچگی_سرزمینی ایران، گاه و بی گاه، شاهد تکرار گستاخی ها و ادعاهای تحریک آمیز نژادپرستانه از سوی کشوری ۹۷ ساله هستیم که اکثریت ۳۰ میلیونی هم تباران مظلوم کرد رابه طور مداوم تحت شدیدترین فشارهای اجتماعی اقتصادی و سیاسی قرار داده است!

پروفسور برهان کوزو از نزدیکان ⁧#عردوقان و از موسسان حزب عدالت و توسعه⁩، در اظهارانی مداخله جویانه و تجاوز گرانه با قراردادن پرچم ترکیه و جمهوری باکو در کنار نام تراکتور مدعی شده تیم تراکتورسازی ایران که با تغییراتی قابل تأمل در نشان و نام، هم اکنون به تراکتور آذربایجان تغییر نام داده شده، نماینده ترکیه در ایران است و وقیحانه لقب پان ترکیستی و نژادپرستانه گرگ را هم برای این تیم ریشه دار ایرانی نثار کرده است!!

البته گویا معیار ادعاهای ضد ایرانی این ترکیه ای متوهم هم تنها ترک زبان بودن آذری ها بوده است ولی ترکیه ای ها باید بفهمند که تبریز در طول تاریخ تاج سر ایران زمین و مهد ناسیونالیسم ایرانی و ایران پرستانی چون بابک خرم دین و شاه اسماعیل صفوی و ستارخان و باقرخان وشهید صدآفرین و برادران شهید بایندر و برادران شهید باکری و شهیدغفور جدی و... بوده و خواهد بود وملت ایران و به ویژه آذربایجانی ها هیج گاه جنایت ها و تجاوزگری ها و غارت گری ها و قتل عام های پی در پی تاریخی ترک های عثمانی در تبریز و آذربایجان را فراموش نکرده اند...

قابل توجه این که دولت نژادپرست استانبول در ۱۹۱۸ م، دولت نوبنیاد #باکو را تحریک به ربودن نام #آذربایجان تاریخی ایران کرد و نام جعلی #ترکیه را هم پنج سال بعد در۱۹۲۳م، برای کشوری با اکثریت #کرد ها اختراع کرد!!

بنابراین دستگاه دیپلماسی ایران وظیفه دارد پاسخ مناسب را به این مداخلات نژاد پرستانه و تجاوز گرانه ترکیه بدهد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو

این بار بشنوید قطعه "Paola" رو با نوای "کمانچه" ترکی
و با هنرنمایی آقای "Goktug Celik" نوازنده کمانچه اهل #ترکیه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ملل

#ترکیه

Taksim Trio & Tuvana Türkay

Kara Kışlar
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#بخوانیم

💚Happy Nouruz💚
☘️🍀Nowruz💚نوروز☘️🍀


نوروز در کشورهای👇Nowruz in the countries:👇

#ایران Iran
#تاجیکستان Tajikistan
#افغانستان Afghanistan
#آذربایجان Azerbaijan
#گرجستان Georgia
#ازبکستان Uzbekistan
#پاکستان Pakistan
#قزاقستان Kazakhstan
#قرقیزستان Kyrgyzstan
#ترکمنستان Turkmenistan
#آلبانی Albania
#سوریه (Syria (by Kurds
#روسیه (Russia (by Tabasarans
#اوکراین (Ukraine (by Crimean Tatars
#ترکیه (Turkey (by Azerbaijanis, Kurds and Yörüks
#عراق (کردستان عراق)(Iraq (by Kurds and Turkmens #هند (پارسیان)(India (by Iranis, Parsis and some Indian Muslims
#بنگلادش (Bangladesh (by Bangladeshi Shia Muslims and others
#چین (China (by Tajiks and Turkic peoples
#اسرائیل (Israel (by Persian Jews, Mountain Jews and Bukharan Jews

نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها مانند تاجیکستان، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، سوریه، عراق، گرجستان، جمهوری آذربایجان، آلبانی، چین، ترکیه، ترکمنستان، هند، پاکستان و ازبکستان تعطیل رسمی است و مردمان آن جشن را برپا می‌کنند.

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣

#ترکیه آشکارا میگوید که میخواهد #ایران را «پریشان» کند و از آب گل آلود بعدا ماهی #تجزیه #آذربایجان را بگیرد! تنها فراموش کرده است که نیمی از کشورش، #کردستان ( #کوردستان ) اش متعلق به ایران است که با قرارداد #چالدران از ایران جدا شده است! به سخنان مدیر رسمی #تی_آر_تی گوش کنید تا بفهمید شعر ارس اردوغان لب مرز ایران تصادفی نبوده است!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity