🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 🎼
#موسیقی_ایرانی
#برف
"نیما یوشیج"، پدر شعر نوی ایران، اشعاری دارد که فقط یکی دو بیت از آنها بسیار معروف شده اند، مانند شعرِ برف. "نیما" برف را در سال ۱۳۲۴ و قبل از مرگش سروده است. شعرِ برف شعری است همچون خودِ "نیما" در تلاطم بسیار. صبح پیدا شده از پشت کوه های بلند، سَرَک می کشد و هاله ی قرمزی به روی دیوارِ مقابل افتاده است. "نیما" سخت دلش می گیرد و می رسد به آن چند بیت که در آن، شِکوِه می کند از آن مهمانخانه ی مهمان کُش روزش تاریک. مهمانخانه ای که همه ی ناهشیاران و خفتگان را به جانِ یکدیگر انداخته است. در بندِ اول، شاعر با توصیفِ از راه رسیدن صبح، کارِ خود را آغاز می کند و نوید روشنی می دهد، اما سپس با عبارت "وازنا پیدا نیست" خبر از وجود ابرِ اطراف "کوه وازنا" را می دهد و با رساندنِ این مطلب که برف، در کنار پنجره ها جمع شده است، القای سرما می کند و زمستان را یادآور می شود.
شاید اول به نظر آید شعر "برف"، شعری است در وصف یک روز زمستانی و کسل کننده در مهمانخانه ای در روستای یوش. اما کمی که به جلو می رویم، می فهمیم که شاعر مهمانخانه ای را تصویر می کند که مهماندارش ندانسته چند نفر "خواب آلود" را به جان هم انداخته. چرا شاعر مهماندار را قاتل مهمان ها می داند؟ اگر دقیق تر به شعر بنگریم، در می یابیم که مقصود، بیش از توصیف یک روز کسل کننده ی زمستانی است. و شعری را می بینیم، اجتماعی در وصفِ احوال جامعه ای که ناخواسته مردمِ ناآگاه و غافل را به جان هم انداخته است.
در ادامه با توصیفِ طلوعِ خورشید مواجهیم. شاعر به خوبی با استفاده از رنگ های قرمز و زرد، خبر از درآمدن خورشید می دهد و وجود رنگ و نور قرمز بر دیوار را بیهوده نمی داند. سپس یادآور می شود که خورشید از طرف کوه "ازاکو" که یکی از کوه های روستای یوش است، طلوع کرده است. اما شاعر در ادامه با پیدا نبودن کوه "وازنا" فضایی منفی را می آفریند، چون دلیل پیدا نبودن کوه ها جز ابر یا دود شهر چه می تواند باشد؟ و حال آنکه این کوه در روستایی با هوای پاک قرار دارد؛ پس کوه را ابر از نظر پنهان کرده و در انتها شاعر یادآور می شود که زمستان هست و بالای پنجره ها را برف پوشانده است، اما نه هر برفی بلکه برفی که مرده است و جز دردسر فایده دیگری ندارد.
شعر در ادامه، با تکرار عبارت "وازنا پیدا نیست" شروع می شود. او تکرار می کند که "وازنا" را ابر گرفته است. در روستای یوش، اعتقاد بر این است که هر گاه کوه "وازنا" در زمستان ابر گرفته باشد، بارندگی در راه خواهد بود. عبارت بعدی واکنش شاعر نسبت به این حال و هوا را نشان می دهد و همچنین نسبت به مهمانخانه ای که تاریک است و ندانسته چند تن را به جان هم انداخته. چند تن خواب آلود، چند تن ناهموار و چند تن ناهشیار را. عبارت "روزش تاریک" وصف حال مهانخانه ای ست، استعاره از جامعه. به نظر می رسد که شعر، واکنشِ شاعر نسبت به جامعه ای ناآگاه است. شاعر به خوبی فضای جامعه ی خویش را در حکمِ مهمانخانه ای به تصویر کشیده، که ناخواسته مردم غافل را به جان هم انداخته و احساس خود را نسبت به جامعه ی ناآگاه خود بیان می کند. جامعه ای که همچون زمستانی سرد و بی روح است و مردمی که در مهمانخانه ی تاریکی بی خبر از احوال بیرون از مهمانخانه گیر افتاده اند. اما نکته ی مهمی که در خور توجه است قرار گرفتن مهمانخانه بین دوکوه "وازنا" و "ازاکو" است؛ یکی پوشانده شده از ابر است و تهدید (بارش باران) به حساب می آید، اما دیگری پیداست و خورشید از آن بالا آمده. شعر می تواند صحنه ی نبرد امید و روشنی مقابل ناآگاهی و جهل در جامعه ای تاریک و خفقان آور باشد که شاعر از آن گله می کند.
این سخنِ ژرف و پُرمعنیِ نیما را، "فرهاد مهراد" با موسیقی سازگار و دلنشینی از خود، درآمیخته است. البته "فرهاد" در ترانه ی برف، اندک ویرایشی در شعر "نیما" انجام داده که خالی از لطف نبوده است. به جای کوهِ "وازنا"، از آسمان استفاده کرده، و راه تعبیریِ گسترده تری را گشوده است. همچون زندانی ای که صبح میشود، اما آسمان را نمی بیند، در جایی برف و در جایی دیگر سنگ و سیمان، و درجایی پرده های ذهن، مانعِ دیدار آسمانند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 🎼
#موسیقی_ایرانی
#برف
"نیما یوشیج"، پدر شعر نوی ایران، اشعاری دارد که فقط یکی دو بیت از آنها بسیار معروف شده اند، مانند شعرِ برف. "نیما" برف را در سال ۱۳۲۴ و قبل از مرگش سروده است. شعرِ برف شعری است همچون خودِ "نیما" در تلاطم بسیار. صبح پیدا شده از پشت کوه های بلند، سَرَک می کشد و هاله ی قرمزی به روی دیوارِ مقابل افتاده است. "نیما" سخت دلش می گیرد و می رسد به آن چند بیت که در آن، شِکوِه می کند از آن مهمانخانه ی مهمان کُش روزش تاریک. مهمانخانه ای که همه ی ناهشیاران و خفتگان را به جانِ یکدیگر انداخته است. در بندِ اول، شاعر با توصیفِ از راه رسیدن صبح، کارِ خود را آغاز می کند و نوید روشنی می دهد، اما سپس با عبارت "وازنا پیدا نیست" خبر از وجود ابرِ اطراف "کوه وازنا" را می دهد و با رساندنِ این مطلب که برف، در کنار پنجره ها جمع شده است، القای سرما می کند و زمستان را یادآور می شود.
شاید اول به نظر آید شعر "برف"، شعری است در وصف یک روز زمستانی و کسل کننده در مهمانخانه ای در روستای یوش. اما کمی که به جلو می رویم، می فهمیم که شاعر مهمانخانه ای را تصویر می کند که مهماندارش ندانسته چند نفر "خواب آلود" را به جان هم انداخته. چرا شاعر مهماندار را قاتل مهمان ها می داند؟ اگر دقیق تر به شعر بنگریم، در می یابیم که مقصود، بیش از توصیف یک روز کسل کننده ی زمستانی است. و شعری را می بینیم، اجتماعی در وصفِ احوال جامعه ای که ناخواسته مردمِ ناآگاه و غافل را به جان هم انداخته است.
در ادامه با توصیفِ طلوعِ خورشید مواجهیم. شاعر به خوبی با استفاده از رنگ های قرمز و زرد، خبر از درآمدن خورشید می دهد و وجود رنگ و نور قرمز بر دیوار را بیهوده نمی داند. سپس یادآور می شود که خورشید از طرف کوه "ازاکو" که یکی از کوه های روستای یوش است، طلوع کرده است. اما شاعر در ادامه با پیدا نبودن کوه "وازنا" فضایی منفی را می آفریند، چون دلیل پیدا نبودن کوه ها جز ابر یا دود شهر چه می تواند باشد؟ و حال آنکه این کوه در روستایی با هوای پاک قرار دارد؛ پس کوه را ابر از نظر پنهان کرده و در انتها شاعر یادآور می شود که زمستان هست و بالای پنجره ها را برف پوشانده است، اما نه هر برفی بلکه برفی که مرده است و جز دردسر فایده دیگری ندارد.
شعر در ادامه، با تکرار عبارت "وازنا پیدا نیست" شروع می شود. او تکرار می کند که "وازنا" را ابر گرفته است. در روستای یوش، اعتقاد بر این است که هر گاه کوه "وازنا" در زمستان ابر گرفته باشد، بارندگی در راه خواهد بود. عبارت بعدی واکنش شاعر نسبت به این حال و هوا را نشان می دهد و همچنین نسبت به مهمانخانه ای که تاریک است و ندانسته چند تن را به جان هم انداخته. چند تن خواب آلود، چند تن ناهموار و چند تن ناهشیار را. عبارت "روزش تاریک" وصف حال مهانخانه ای ست، استعاره از جامعه. به نظر می رسد که شعر، واکنشِ شاعر نسبت به جامعه ای ناآگاه است. شاعر به خوبی فضای جامعه ی خویش را در حکمِ مهمانخانه ای به تصویر کشیده، که ناخواسته مردم غافل را به جان هم انداخته و احساس خود را نسبت به جامعه ی ناآگاه خود بیان می کند. جامعه ای که همچون زمستانی سرد و بی روح است و مردمی که در مهمانخانه ی تاریکی بی خبر از احوال بیرون از مهمانخانه گیر افتاده اند. اما نکته ی مهمی که در خور توجه است قرار گرفتن مهمانخانه بین دوکوه "وازنا" و "ازاکو" است؛ یکی پوشانده شده از ابر است و تهدید (بارش باران) به حساب می آید، اما دیگری پیداست و خورشید از آن بالا آمده. شعر می تواند صحنه ی نبرد امید و روشنی مقابل ناآگاهی و جهل در جامعه ای تاریک و خفقان آور باشد که شاعر از آن گله می کند.
این سخنِ ژرف و پُرمعنیِ نیما را، "فرهاد مهراد" با موسیقی سازگار و دلنشینی از خود، درآمیخته است. البته "فرهاد" در ترانه ی برف، اندک ویرایشی در شعر "نیما" انجام داده که خالی از لطف نبوده است. به جای کوهِ "وازنا"، از آسمان استفاده کرده، و راه تعبیریِ گسترده تری را گشوده است. همچون زندانی ای که صبح میشود، اما آسمان را نمی بیند، در جایی برف و در جایی دیگر سنگ و سیمان، و درجایی پرده های ذهن، مانعِ دیدار آسمانند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
🖊 #اورهان_پاموک
🇹🇷 #ترکیه ، 1952
🖍نویسنده، فیلمنامه نویس و مدرسدانشگاه.
🔅برنده جایزه نوبل ادبیات(2006).
📰روزنامه«نیویورک تایمز»در سال 2004 رمان #برف او را یکیاز ده رمان برتر جهان معرفی کرد.
📚رمان های #قلعه_سفید ، #کتاب_سیاه ، #نام_من_سرخ ، #شوری_در_سر ، #زندگی_نو و خودزندگی نگاره #استانبول_خاطرات_و_شهر از جمله آثاری هستند که از او به فارسی ترجمه شده اند.
📚آثار پاموک تاکنون به پنجاه و شش زبان ترجمه شده اند.
#اورهان_پاموک
زادروز ۷ ژوئن ۱۹۵۷
رمان نویس؛فیلم نامه نویس؛ استاد دانشگاه
اورهان پاموک در خانوادهای پر فرزند و مرفه در محلهٔ نیشان تاشی استانبول متولد شد. او دروس متوسطه را درکالج آمریکایی رابرت در استانبول گذراند. پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار خانوادهٔ خود به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ معماری در دانشکدهٔ فنی استانبول مشغول شد، هرچند پس از مدتی این رشته را نیمهتمام رها کرد. او سپس در دانشگاه استانبول و در رشته روزنامهنگاری به تحصیل پرداخت و فارغ التحصیل شد. با این حال هیچگاه کار روزنامهنگاری نکرد.
اولین رمانش آقای جودت و پسران را که حکایت خانوادهای متمول و پرتعداد است در سال ۱۹۸۲ نوشت که جوایز ملی ارهان کمال و کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
پاموک بعد از انتشار رمان قلعه سفید کرسی تدریس ادبیات داستانی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت و به همراه همسرش از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ مقیم نیویورک شد. این رمان تقریباً به همه زبانهای اروپایی ترجمه شد. او در این رمان رفاقت یک دانشمند عثمانی را با بردهای رومی روایت کردهاست. اوج شهرت پاموک زمانی بود که رمان نام من سرخ را در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد و انبوهی از جوایز ادبی در کشورهای مختلف را برایش به ارمغان آورد. سال ۲۰۰۲ رمان برف را منتشر کرد که خودش آن را نخستین و آخرین رمان سیاسی در کارنامه کاریاش خواند. ضمیمهٔ روزنامه ٔنیویورک تایمز سال ۲۰۰۴ این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر جهان معرفی کرد. پاموک سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان استانبول منتشر کرد که در واقع اتوبیوگرافی نویسندهاست. بسیاری این کتاب را یکی از بهترین اتوبیوگرافیهای نویسندگان ادبی میدانند. آخرین رمان اوموزه معصومیت نام دارد که به موضوع عشقهای ممنوعه در کشورهای اسلامی میپردازد.
در ژانویه 2016 جدیدترین اثر او زنی با موهای قرمزانتشار یافت.
او سال ۱۹۸۲ ازدواج کرد و سال ۱۹۹۱ اولین فرزندش که دختری است به دنیا آمد. پاموک اکنون به اتفاق خانواده اش مقیم استانبول است.
#بیوگرافی_پاموک_از_زبان_خودش 👇
ببینید یک نویسنده حرفه ای چقدر شیرین و دلنشین زندگیشو تعریف میکنه
نیمی از کتاب استانبول از شهر می گوید و نیم دیگرش روایت زندگی من است تا بیست و دو سالگیم. به خاطر می آورم که پس از پایان کتاب آزردگی روحی شدیدی بر من عارض شد. چرا که حتی یک دهم از آنچه قصد بیانش را داشتم، خاطراتی که قطعاً در زندگیم غیر قابل اغماض بوده اند، در کتاب نیامده بود. می توانستم بیست جلد کتاب خاطرات دیگر از زندگیم تا بیست و دو سالگی بر اساس روایت هایی دیگر بنویسم. آن هنگام بود که دریافتم نوشتن اتوبیوگرافی راهی برای به خاطر آوردن نیست بلکه شیوه ای برای فراموشی است.
به سال 1952 در استانبول به دنیا آمدم. پدربزرگم از ساخت و سازهای راه آهن ثروت خوبی به دست آورده، کارخانه هایی تأسیس کرده، مهندس و تاجر موفقی شده بود. پدرم نیز در زندگی همان کارها را انجام داد اما همیشه بازنده بود.
در مدارس خصوصی استانبول تحصیلاتم را به پایان رساندم. پس از سه سال تحصیل در رشته ی معماری ، به قصد نویسندگی آن را رها کردم. از هفت تا بیست و دو سالگی تصمیم داشتم نقاش شوم. در کودکی و دوران آغاز جوانی به صورت جدی، با شورو علاقه ی وافر نقاشی می کردم. گرچه نقاشی را ادامه ندادم اما در همان سن خوب می دانستم که جز یک زندگی هنری نخواهم داشت.نمی دانم به چه دلیل اما در بیست و دو سالگی نقاشی را رها کرده به نوشتن نخستین رمانم " آقای جودت و پسران" (cevdet bey ve oğullari) پرداختم. برای درک دلیل تصمیمم سال ها بعد " استانبول" را نوشتم.
وقتی به زندگی 54 ساله ام می نگرم، مردی را می بینم که بی وقفه در غم و شادی پشت میزی نشسته و می نویسد. کتاب هایم را همواره با وسواس، صبر، خوش بینی و باور نوشته ام. موفقیت و شهرت و رضایت شغلی و ... آسان به دست نیامده است. امروز کتابهایم به 55 زبان ترجمه می شود اما بیشترین تلاشم صرف انتشار نخستین کتابم در داخل ترکیه شد. برای انتشار " آقای جودت و پسران" چهار سال در ترکیه ناشری جستجو کردم گرچه جایزه ی رمان های چاپ نشده را نیز برده بود.
📚🤔
🔴#یادمان
🖊 #اورهان_پاموک
🇹🇷 #ترکیه ، 1952
🖍نویسنده، فیلمنامه نویس و مدرسدانشگاه.
🔅برنده جایزه نوبل ادبیات(2006).
📰روزنامه«نیویورک تایمز»در سال 2004 رمان #برف او را یکیاز ده رمان برتر جهان معرفی کرد.
📚رمان های #قلعه_سفید ، #کتاب_سیاه ، #نام_من_سرخ ، #شوری_در_سر ، #زندگی_نو و خودزندگی نگاره #استانبول_خاطرات_و_شهر از جمله آثاری هستند که از او به فارسی ترجمه شده اند.
📚آثار پاموک تاکنون به پنجاه و شش زبان ترجمه شده اند.
#اورهان_پاموک
زادروز ۷ ژوئن ۱۹۵۷
رمان نویس؛فیلم نامه نویس؛ استاد دانشگاه
اورهان پاموک در خانوادهای پر فرزند و مرفه در محلهٔ نیشان تاشی استانبول متولد شد. او دروس متوسطه را درکالج آمریکایی رابرت در استانبول گذراند. پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار خانوادهٔ خود به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ معماری در دانشکدهٔ فنی استانبول مشغول شد، هرچند پس از مدتی این رشته را نیمهتمام رها کرد. او سپس در دانشگاه استانبول و در رشته روزنامهنگاری به تحصیل پرداخت و فارغ التحصیل شد. با این حال هیچگاه کار روزنامهنگاری نکرد.
اولین رمانش آقای جودت و پسران را که حکایت خانوادهای متمول و پرتعداد است در سال ۱۹۸۲ نوشت که جوایز ملی ارهان کمال و کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
پاموک بعد از انتشار رمان قلعه سفید کرسی تدریس ادبیات داستانی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت و به همراه همسرش از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ مقیم نیویورک شد. این رمان تقریباً به همه زبانهای اروپایی ترجمه شد. او در این رمان رفاقت یک دانشمند عثمانی را با بردهای رومی روایت کردهاست. اوج شهرت پاموک زمانی بود که رمان نام من سرخ را در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد و انبوهی از جوایز ادبی در کشورهای مختلف را برایش به ارمغان آورد. سال ۲۰۰۲ رمان برف را منتشر کرد که خودش آن را نخستین و آخرین رمان سیاسی در کارنامه کاریاش خواند. ضمیمهٔ روزنامه ٔنیویورک تایمز سال ۲۰۰۴ این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر جهان معرفی کرد. پاموک سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان استانبول منتشر کرد که در واقع اتوبیوگرافی نویسندهاست. بسیاری این کتاب را یکی از بهترین اتوبیوگرافیهای نویسندگان ادبی میدانند. آخرین رمان اوموزه معصومیت نام دارد که به موضوع عشقهای ممنوعه در کشورهای اسلامی میپردازد.
در ژانویه 2016 جدیدترین اثر او زنی با موهای قرمزانتشار یافت.
او سال ۱۹۸۲ ازدواج کرد و سال ۱۹۹۱ اولین فرزندش که دختری است به دنیا آمد. پاموک اکنون به اتفاق خانواده اش مقیم استانبول است.
#بیوگرافی_پاموک_از_زبان_خودش 👇
ببینید یک نویسنده حرفه ای چقدر شیرین و دلنشین زندگیشو تعریف میکنه
نیمی از کتاب استانبول از شهر می گوید و نیم دیگرش روایت زندگی من است تا بیست و دو سالگیم. به خاطر می آورم که پس از پایان کتاب آزردگی روحی شدیدی بر من عارض شد. چرا که حتی یک دهم از آنچه قصد بیانش را داشتم، خاطراتی که قطعاً در زندگیم غیر قابل اغماض بوده اند، در کتاب نیامده بود. می توانستم بیست جلد کتاب خاطرات دیگر از زندگیم تا بیست و دو سالگی بر اساس روایت هایی دیگر بنویسم. آن هنگام بود که دریافتم نوشتن اتوبیوگرافی راهی برای به خاطر آوردن نیست بلکه شیوه ای برای فراموشی است.
به سال 1952 در استانبول به دنیا آمدم. پدربزرگم از ساخت و سازهای راه آهن ثروت خوبی به دست آورده، کارخانه هایی تأسیس کرده، مهندس و تاجر موفقی شده بود. پدرم نیز در زندگی همان کارها را انجام داد اما همیشه بازنده بود.
در مدارس خصوصی استانبول تحصیلاتم را به پایان رساندم. پس از سه سال تحصیل در رشته ی معماری ، به قصد نویسندگی آن را رها کردم. از هفت تا بیست و دو سالگی تصمیم داشتم نقاش شوم. در کودکی و دوران آغاز جوانی به صورت جدی، با شورو علاقه ی وافر نقاشی می کردم. گرچه نقاشی را ادامه ندادم اما در همان سن خوب می دانستم که جز یک زندگی هنری نخواهم داشت.نمی دانم به چه دلیل اما در بیست و دو سالگی نقاشی را رها کرده به نوشتن نخستین رمانم " آقای جودت و پسران" (cevdet bey ve oğullari) پرداختم. برای درک دلیل تصمیمم سال ها بعد " استانبول" را نوشتم.
وقتی به زندگی 54 ساله ام می نگرم، مردی را می بینم که بی وقفه در غم و شادی پشت میزی نشسته و می نویسد. کتاب هایم را همواره با وسواس، صبر، خوش بینی و باور نوشته ام. موفقیت و شهرت و رضایت شغلی و ... آسان به دست نیامده است. امروز کتابهایم به 55 زبان ترجمه می شود اما بیشترین تلاشم صرف انتشار نخستین کتابم در داخل ترکیه شد. برای انتشار " آقای جودت و پسران" چهار سال در ترکیه ناشری جستجو کردم گرچه جایزه ی رمان های چاپ نشده را نیز برده بود.
🔴#برف_در_آثار_نقاشان
#ازچپ_به_راست
🔵اثری از پیتر بروگل
🔵اثری از کلود مونه
🔵اثری از کامی پیساروز ادوارد مونش
🔵اثری از ایوان شیشکین
🔵اثری از واسیلی کاندینسکی
🔵اثری از پیتر دویگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
#ازچپ_به_راست
🔵اثری از پیتر بروگل
🔵اثری از کلود مونه
🔵اثری از کامی پیساروز ادوارد مونش
🔵اثری از ایوان شیشکین
🔵اثری از واسیلی کاندینسکی
🔵اثری از پیتر دویگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
❄️ ۰۵ بهمن ۱۳۹۸ ❄️
۲۵ ژانویه ۲۰۲۰
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#برف
خوب یادم نیست
تا کجاها رفته بودم ؛ خوب یادم نیست
این ، که فریادی شنیدم ، یا هوس کردم،
که کنم رو باز پس ، رو باز پس کردم ۰
پیش چشمم خفته اینک راهِ پیموده۰
پهندشتِ برفپوشی راه من بوده۰
گامهای من بر آن نقش من افزوده ۰
چند گامی باز گشتم ؛ برف میبارید ۰
باز میگشتم ۰
برف میبارید ۰
جای پاها تازه بود امّا ،
برف میبارید ۰
باز میگشتم ،
برف میبارید ۰
جای پاها دیده میشد ، لیک
برف میبارید ۰
باز میگشتم ،
برف میبارید ۰
جای پاها باز هم گویی
دیده میشد ، لیک
برف میبارید ۰
باز میگشتم ،
برف میبارید ۰
برف میبارید ۰ میبارید ۰ میبارید۰
جای پاهای مرا هم برف پوشاندهست۰
#مهدی_اخوان_ثالث
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
رویدادها ومناسبتها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
◀️جشن نوسره
«جشن نوسره» ۵ روز قبل از جشن بزرگ سده برگزار می شود.
ایرانیان با برگزاری این جشن خود را برای برگزاری هر چه باشکوه تر جشن بزرگ سده آماده می کردند.
◀️۱۳۵۸ خ- انتخابات نخستین دورهٔ ریاست جمهوری ایران که منجر به انتخاب ابوالحسن بنیصدر شد
به دنبال استعفای دولت موقت به دليل تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران توسط دانشجويان پيرو خط امام، شورای انقلاب به دستور حضرت امام(ره)، مديريت اجرايي كشور را برعهده گرفت و پس از چندی اولين انتخابات رياست جمهوری برگزار گردید
◀️۱۳۵۰خ-هویدا نخست وزیر بودجه کشور را که ۵۴۸ میلیارد رالا بود ،برای سال ۱۳۵۱ تقدیم مجلس کرد.
◀️۱۳۳۶خ-جان فاستر دالس وزير امور خارجه وقت آمريكا مذاكرات سری خود را با مقامات ارشد ايران در راستاي چگونگي مبارزه با كمونيسم، محاصره شوروی و امضاي يک پيمان استراتژيک ميان آمريکا و ايران بود، آغاز کرد
◀️۱۳۳۴خ-داگ هامرسكولد (هامر شولد) دبيركل وقت سازمان ملل وارد تهران شد.
◀️۱۳۸۹ خ- آغاز انقلاب مصر با هدف سرنگونی حسنی مبارک
◀️۱۹۲۴ م- اولین دوره بازیهای المپیک زمستانی در شامونی، آلپ فرانسه آغاز شد
◀️۱۹۸۰ - مادر ترزا جایزه بهارات راتنا، بالاترین جایزه هندوستان، را دریافت میکند
◀️۱۹۸۱ م- جیانگ چینگ، بیوه مائو تسهتونگ، محکوم به مرگ میشود.
◀️۱۸۷۱م-كشف ميكروب جذام
◀️۱۶۰۰م-ساخت اولين ساعت جيبي در نورنبرگ توسط "پيتر هلانْسْ"
◀️۱۸۲۰م- انتشار اولين مجله دنيا به نام "بن" در لندن
◀️۱۴۵۶م-چاپ نخستين كتاب جهان توسط "گوتنبرگ" مبتكر آلمانی
◀️۱۸۷۲م- واگذاري امتياز استخراج معادن به "رويتر" انگليسي توسط دولت ايران
◀️۵۶۰ م - چهار روز قبل از جشن سده
گراس روتس دمکراسی در ایران باستان
تصميم خسروانوشيروان به انتخاب دِهگان براي هر روستای ايران و تماس مستقيم با مردم⤵️
خسروانوشيروان ـ شاه ساساني ايران در ديدار با موبدان و بزرگان ايران در تالار تيسفون (ايوان مدائن که ساختمان آن تا به امروز باقی مانده است)
براي اطلاع از چگونگي برپايي مراسم جشن سده آن سال كه پنجاه روز پيش از نوروز برگزار مي شود به آنان گفت كه تصميم گرفته است كه براي هر روستاي ايران يك «دهگان ـ دهقان» انتخاب شود و تنظيم امور روستا،
جمع آوري ماليات،
معرفي سرباز هنگام ضرورت،
پرورش اسب براي فروش به ارتش و داوري براي حل اختلاف بَرزگر و اَرباب زمين به او واگذار شود و چنين فردي بايد هم بَرزگر باشد و هم صاحب زميني كه در آن كشت مي كند
(خُرده مالك)
تا با مشكلات هر دوطرف آشنا باشد.
به علاوه او بايد لايق،
مُنصِف، امين و راستگو و مورد اعتماد بيشتر ساكنان روستا باشد و اگر روستا كوچك است؛
چند روستاي مجاور هم يك دهگان [کَدخُدا] داشته باشند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۷۹۶ق-"اُلغ بيگ" فرمانرواي دانشمند تيموريان و منجم ايرانی
🌿۱۸۵۶ م- پیر دوکورسل، رمان نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی (م. ۱۹۲۶)
🌿۱۸۷۴ م- #ویلیام_سامرست_موآم، داستاننویس و نمایشنامهنویس انگلیسی (م. ۱۹۶۵)
🌿۱۸۸۲ م- #ویرجینیا_وولف، رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمنیست انگلیسی (م. ۱۹۴۱)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
❄️ ۰۵ بهمن ۱۳۹۸ ❄️
۲۵ ژانویه ۲۰۲۰
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#برف
خوب یادم نیست
تا کجاها رفته بودم ؛ خوب یادم نیست
این ، که فریادی شنیدم ، یا هوس کردم،
که کنم رو باز پس ، رو باز پس کردم ۰
پیش چشمم خفته اینک راهِ پیموده۰
پهندشتِ برفپوشی راه من بوده۰
گامهای من بر آن نقش من افزوده ۰
چند گامی باز گشتم ؛ برف میبارید ۰
باز میگشتم ۰
برف میبارید ۰
جای پاها تازه بود امّا ،
برف میبارید ۰
باز میگشتم ،
برف میبارید ۰
جای پاها دیده میشد ، لیک
برف میبارید ۰
باز میگشتم ،
برف میبارید ۰
جای پاها باز هم گویی
دیده میشد ، لیک
برف میبارید ۰
باز میگشتم ،
برف میبارید ۰
برف میبارید ۰ میبارید ۰ میبارید۰
جای پاهای مرا هم برف پوشاندهست۰
#مهدی_اخوان_ثالث
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
رویدادها ومناسبتها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
◀️جشن نوسره
«جشن نوسره» ۵ روز قبل از جشن بزرگ سده برگزار می شود.
ایرانیان با برگزاری این جشن خود را برای برگزاری هر چه باشکوه تر جشن بزرگ سده آماده می کردند.
◀️۱۳۵۸ خ- انتخابات نخستین دورهٔ ریاست جمهوری ایران که منجر به انتخاب ابوالحسن بنیصدر شد
به دنبال استعفای دولت موقت به دليل تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران توسط دانشجويان پيرو خط امام، شورای انقلاب به دستور حضرت امام(ره)، مديريت اجرايي كشور را برعهده گرفت و پس از چندی اولين انتخابات رياست جمهوری برگزار گردید
◀️۱۳۵۰خ-هویدا نخست وزیر بودجه کشور را که ۵۴۸ میلیارد رالا بود ،برای سال ۱۳۵۱ تقدیم مجلس کرد.
◀️۱۳۳۶خ-جان فاستر دالس وزير امور خارجه وقت آمريكا مذاكرات سری خود را با مقامات ارشد ايران در راستاي چگونگي مبارزه با كمونيسم، محاصره شوروی و امضاي يک پيمان استراتژيک ميان آمريکا و ايران بود، آغاز کرد
◀️۱۳۳۴خ-داگ هامرسكولد (هامر شولد) دبيركل وقت سازمان ملل وارد تهران شد.
◀️۱۳۸۹ خ- آغاز انقلاب مصر با هدف سرنگونی حسنی مبارک
◀️۱۹۲۴ م- اولین دوره بازیهای المپیک زمستانی در شامونی، آلپ فرانسه آغاز شد
◀️۱۹۸۰ - مادر ترزا جایزه بهارات راتنا، بالاترین جایزه هندوستان، را دریافت میکند
◀️۱۹۸۱ م- جیانگ چینگ، بیوه مائو تسهتونگ، محکوم به مرگ میشود.
◀️۱۸۷۱م-كشف ميكروب جذام
◀️۱۶۰۰م-ساخت اولين ساعت جيبي در نورنبرگ توسط "پيتر هلانْسْ"
◀️۱۸۲۰م- انتشار اولين مجله دنيا به نام "بن" در لندن
◀️۱۴۵۶م-چاپ نخستين كتاب جهان توسط "گوتنبرگ" مبتكر آلمانی
◀️۱۸۷۲م- واگذاري امتياز استخراج معادن به "رويتر" انگليسي توسط دولت ايران
◀️۵۶۰ م - چهار روز قبل از جشن سده
گراس روتس دمکراسی در ایران باستان
تصميم خسروانوشيروان به انتخاب دِهگان براي هر روستای ايران و تماس مستقيم با مردم⤵️
خسروانوشيروان ـ شاه ساساني ايران در ديدار با موبدان و بزرگان ايران در تالار تيسفون (ايوان مدائن که ساختمان آن تا به امروز باقی مانده است)
براي اطلاع از چگونگي برپايي مراسم جشن سده آن سال كه پنجاه روز پيش از نوروز برگزار مي شود به آنان گفت كه تصميم گرفته است كه براي هر روستاي ايران يك «دهگان ـ دهقان» انتخاب شود و تنظيم امور روستا،
جمع آوري ماليات،
معرفي سرباز هنگام ضرورت،
پرورش اسب براي فروش به ارتش و داوري براي حل اختلاف بَرزگر و اَرباب زمين به او واگذار شود و چنين فردي بايد هم بَرزگر باشد و هم صاحب زميني كه در آن كشت مي كند
(خُرده مالك)
تا با مشكلات هر دوطرف آشنا باشد.
به علاوه او بايد لايق،
مُنصِف، امين و راستگو و مورد اعتماد بيشتر ساكنان روستا باشد و اگر روستا كوچك است؛
چند روستاي مجاور هم يك دهگان [کَدخُدا] داشته باشند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۷۹۶ق-"اُلغ بيگ" فرمانرواي دانشمند تيموريان و منجم ايرانی
🌿۱۸۵۶ م- پیر دوکورسل، رمان نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی (م. ۱۹۲۶)
🌿۱۸۷۴ م- #ویلیام_سامرست_موآم، داستاننویس و نمایشنامهنویس انگلیسی (م. ۱۹۶۵)
🌿۱۸۸۲ م- #ویرجینیا_وولف، رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمنیست انگلیسی (م. ۱۹۴۱)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#برف_داغ
نویسنده : یوری بوندارف
🔴 یوری بوندارف به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ دوران شوروی، تاثیر بسزایی در ادبیات معاصر این کشور داشت. وی در زمره ی نخستین نویسندگانی بود که درباره جنگ جهانی دوم که روس ها از آن به عنوان جنگ بزرگ میهنی یاد می کنند، نوشت. بوندارف پس از پایان جنگ جهانی دوم که خود در آن حضور داشت به تحصیل در دانشکده ی ادبیات "گورکی" پرداخت و در همان سال ها نخستین آثارش را به چاپ رساند. فیلم های بسیاری تا کنون بر اساس رمان های بانداریف ساخته شده است که معروف ترین آن ها برف داغ، سکوت و ساحل می باشند. بوندارف جوایز ادبی متعددی در کارنامه ی نویسندگی اش دارد، از جمله دو بار برنده ی جایزه دولتی اتحاد جماهیر شوروی در سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۳ و همچنین جوایز ادبی تالستوی و شولوخوف شد.
📝 در خلال جنگ جهانی دوم، در دسامبر 1942 ارتشهای زرهی و تانکِ ژنرال "مانشتین" برای کمک به ارتش محاصره شده ژنرال "فریدریش پاولوس" (ارتش ششم آلمان)، بسوی استالینگراد شتافتند. قبل از رسیدن به استالینگراد، میان دشتی وسیع رودخانه کوچک یخ بسته ای قرار داشت. لشگرهای شوروی به فرماندهی ژنرال "بسسونوف" نیز با یک راهپیمایی طولانیِ بدون وقفه، با طی کیلومترهای دشوار بسوی این رودخانه می شتافتند ...
🔵 برف داغ که براساس تجربیات خود نویسنده در دوران حضورش در جبهه های جنگ جهانی دوم نوشته شده است، خوانندگان را با نبرد استالینگراد، یکی از پیکارهای معروف جنگ کبیر میهنی آشنا می سازد.
🔘 از روی این رمان، در سال 1972 فیلم روسیِ برف داغ به کارگردانیِ گابریل یِگیازاروف و هنرپیشگیِ گریگوری ززنوف (در نقش ژنرال بسسونوف) ساخته شد.
نوع فایل : Pdf
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#برف_داغ
نویسنده : یوری بوندارف
🔴 یوری بوندارف به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ دوران شوروی، تاثیر بسزایی در ادبیات معاصر این کشور داشت. وی در زمره ی نخستین نویسندگانی بود که درباره جنگ جهانی دوم که روس ها از آن به عنوان جنگ بزرگ میهنی یاد می کنند، نوشت. بوندارف پس از پایان جنگ جهانی دوم که خود در آن حضور داشت به تحصیل در دانشکده ی ادبیات "گورکی" پرداخت و در همان سال ها نخستین آثارش را به چاپ رساند. فیلم های بسیاری تا کنون بر اساس رمان های بانداریف ساخته شده است که معروف ترین آن ها برف داغ، سکوت و ساحل می باشند. بوندارف جوایز ادبی متعددی در کارنامه ی نویسندگی اش دارد، از جمله دو بار برنده ی جایزه دولتی اتحاد جماهیر شوروی در سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۳ و همچنین جوایز ادبی تالستوی و شولوخوف شد.
📝 در خلال جنگ جهانی دوم، در دسامبر 1942 ارتشهای زرهی و تانکِ ژنرال "مانشتین" برای کمک به ارتش محاصره شده ژنرال "فریدریش پاولوس" (ارتش ششم آلمان)، بسوی استالینگراد شتافتند. قبل از رسیدن به استالینگراد، میان دشتی وسیع رودخانه کوچک یخ بسته ای قرار داشت. لشگرهای شوروی به فرماندهی ژنرال "بسسونوف" نیز با یک راهپیمایی طولانیِ بدون وقفه، با طی کیلومترهای دشوار بسوی این رودخانه می شتافتند ...
🔵 برف داغ که براساس تجربیات خود نویسنده در دوران حضورش در جبهه های جنگ جهانی دوم نوشته شده است، خوانندگان را با نبرد استالینگراد، یکی از پیکارهای معروف جنگ کبیر میهنی آشنا می سازد.
🔘 از روی این رمان، در سال 1972 فیلم روسیِ برف داغ به کارگردانیِ گابریل یِگیازاروف و هنرپیشگیِ گریگوری ززنوف (در نقش ژنرال بسسونوف) ساخته شد.
نوع فایل : Pdf
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#برف_داغ
نویسنده : یوری بوندارف
🔴 یوری بوندارف به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ دوران شوروی، تاثیر بسزایی در ادبیات معاصر این کشور داشت. وی در زمره ی نخستین نویسندگانی بود که درباره جنگ جهانی دوم که روس ها از آن به عنوان جنگ بزرگ میهنی یاد می کنند، نوشت. بوندارف پس از پایان جنگ جهانی دوم که خود در آن حضور داشت به تحصیل در دانشکده ی ادبیات "گورکی" پرداخت و در همان سال ها نخستین آثارش را به چاپ رساند. فیلم های بسیاری تا کنون بر اساس رمان های بانداریف ساخته شده است که معروف ترین آن ها برف داغ، سکوت و ساحل می باشند. بوندارف جوایز ادبی متعددی در کارنامه ی نویسندگی اش دارد، از جمله دو بار برنده ی جایزه دولتی اتحاد جماهیر شوروی در سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۳ و همچنین جوایز ادبی تالستوی و شولوخوف شد.
📝 در خلال جنگ جهانی دوم، در دسامبر 1942 ارتشهای زرهی و تانکِ ژنرال "مانشتین" برای کمک به ارتش محاصره شده ژنرال "فریدریش پاولوس" (ارتش ششم آلمان)، بسوی استالینگراد شتافتند. قبل از رسیدن به استالینگراد، میان دشتی وسیع رودخانه کوچک یخ بسته ای قرار داشت. لشگرهای شوروی به فرماندهی ژنرال "بسسونوف" نیز با یک راهپیمایی طولانیِ بدون وقفه، با طی کیلومترهای دشوار بسوی این رودخانه می شتافتند ...
🔵 برف داغ که براساس تجربیات خود نویسنده در دوران حضورش در جبهه های جنگ جهانی دوم نوشته شده است، خوانندگان را با نبرد استالینگراد، یکی از پیکارهای معروف جنگ کبیر میهنی آشنا می سازد.
🔘 از روی این رمان، در سال 1972 فیلم روسیِ برف داغ به کارگردانیِ گابریل یِگیازاروف و هنرپیشگیِ گریگوری ززنوف (در نقش ژنرال بسسونوف) ساخته شد.
نوع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#برف_داغ
نویسنده : یوری بوندارف
🔴 یوری بوندارف به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ دوران شوروی، تاثیر بسزایی در ادبیات معاصر این کشور داشت. وی در زمره ی نخستین نویسندگانی بود که درباره جنگ جهانی دوم که روس ها از آن به عنوان جنگ بزرگ میهنی یاد می کنند، نوشت. بوندارف پس از پایان جنگ جهانی دوم که خود در آن حضور داشت به تحصیل در دانشکده ی ادبیات "گورکی" پرداخت و در همان سال ها نخستین آثارش را به چاپ رساند. فیلم های بسیاری تا کنون بر اساس رمان های بانداریف ساخته شده است که معروف ترین آن ها برف داغ، سکوت و ساحل می باشند. بوندارف جوایز ادبی متعددی در کارنامه ی نویسندگی اش دارد، از جمله دو بار برنده ی جایزه دولتی اتحاد جماهیر شوروی در سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۳ و همچنین جوایز ادبی تالستوی و شولوخوف شد.
📝 در خلال جنگ جهانی دوم، در دسامبر 1942 ارتشهای زرهی و تانکِ ژنرال "مانشتین" برای کمک به ارتش محاصره شده ژنرال "فریدریش پاولوس" (ارتش ششم آلمان)، بسوی استالینگراد شتافتند. قبل از رسیدن به استالینگراد، میان دشتی وسیع رودخانه کوچک یخ بسته ای قرار داشت. لشگرهای شوروی به فرماندهی ژنرال "بسسونوف" نیز با یک راهپیمایی طولانیِ بدون وقفه، با طی کیلومترهای دشوار بسوی این رودخانه می شتافتند ...
🔵 برف داغ که براساس تجربیات خود نویسنده در دوران حضورش در جبهه های جنگ جهانی دوم نوشته شده است، خوانندگان را با نبرد استالینگراد، یکی از پیکارهای معروف جنگ کبیر میهنی آشنا می سازد.
🔘 از روی این رمان، در سال 1972 فیلم روسیِ برف داغ به کارگردانیِ گابریل یِگیازاروف و هنرپیشگیِ گریگوری ززنوف (در نقش ژنرال بسسونوف) ساخته شد.
نوع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
در قرآن بگونه عمده بجز قوم عرب هيچ اشارهای به دیگر اقوام و مردمان جهان مانند: چينیها، هندیها و يا اقوام کشف نشده مانند: سرخپوستان آمريکا و بومیان استرالیا و... نمیشود.
حيوانات نام برده شده در قرآن نیز جانورانی هستند که در اين جزيره بيابانی شناخته شده بودند. مانند: #ملخ، #شتر، #سوسمار و...
برای نمونه هيچگاه سخنی از #خرسقطبی، #ببر، #پلنگ، #کانگورو، #گوزن و... به ميان نيامده است.
همينگونه ميوهها، #زيتون، #خرما، #انار، #انجير ميوههای هستند که در قرآن از آنان بکَرات نام برده شده است اما از ديگر ميوهها نامی برده نمیشود.
درباره طبيعت نيز بر همين منوال است. #آذرخش، #توفان، #گرما، #خشکی و... مواردی آشنا هستند. چنانچه که #برف، #يخبندان یا #سرسبزی برای عرب نامفهوم بوده است.
آری این است دین آسمانی؟!
برگرفته از:
📚نسک #تولدی_دیگر
نوشته دکتر #شجاعالدین_شفا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
در قرآن بگونه عمده بجز قوم عرب هيچ اشارهای به دیگر اقوام و مردمان جهان مانند: چينیها، هندیها و يا اقوام کشف نشده مانند: سرخپوستان آمريکا و بومیان استرالیا و... نمیشود.
حيوانات نام برده شده در قرآن نیز جانورانی هستند که در اين جزيره بيابانی شناخته شده بودند. مانند: #ملخ، #شتر، #سوسمار و...
برای نمونه هيچگاه سخنی از #خرسقطبی، #ببر، #پلنگ، #کانگورو، #گوزن و... به ميان نيامده است.
همينگونه ميوهها، #زيتون، #خرما، #انار، #انجير ميوههای هستند که در قرآن از آنان بکَرات نام برده شده است اما از ديگر ميوهها نامی برده نمیشود.
درباره طبيعت نيز بر همين منوال است. #آذرخش، #توفان، #گرما، #خشکی و... مواردی آشنا هستند. چنانچه که #برف، #يخبندان یا #سرسبزی برای عرب نامفهوم بوده است.
آری این است دین آسمانی؟!
برگرفته از:
📚نسک #تولدی_دیگر
نوشته دکتر #شجاعالدین_شفا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
جایی بیحوصله نشسته بودم و طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم.
همین که در دلم خواندم سه عمودی.
یکی گفت بلند بگو.
گفتم یک واژه سه حرفیست که از همه چیز برتر است.
حاجی گفت: #پول
تازه عروس مجلس گفت: #عشق
شوهرش گفت: #یار
کودک دبستانی گفت: #علم
حاجی پشت سرهم گفت: #پول
اگر نمیشود پس #طلا، #سکه
گفتم: حاجی اینها نمیشوند.
گفت: پس بنویس #مال
گفتم: بازم نمیشود.
گفت: #جاه
خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشود.
دیدم همه ساکت شدند.
مادر بزرگ گفت: #عمر
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: #کار
ديگری خندید و گفت: #وام
یکی از آن وسط بلند گفت: #وخت
یکی دیگر گفت: #آدم
خنده تلخی کردم و گفتم: نه.
اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتا یک واژه سه حرفی آنهم درست در نمیآید.
باید جدول کامل زندگیشان را داشته باشی. بدون آن همه چیز بیمعناست. هر کس جدول زندگی خود را دارد.
هنوز به آن واژه سه حرفی جدول خودم میاندیشم.
شاید
کودک پا برهنه بگوید: #کفش
بچه یتیم بگوید: #پدر
نابینا بگوید: #نور
لال بگوید: #حرف
ناشنوا بگوید: #صدا
کشاورز بگوید: #برف
و من هنوز در این فکرم که چرا کسی نگفت: #خدا
✍️زنده یاد #صادق_هدایت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
جایی بیحوصله نشسته بودم و طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم.
همین که در دلم خواندم سه عمودی.
یکی گفت بلند بگو.
گفتم یک واژه سه حرفیست که از همه چیز برتر است.
حاجی گفت: #پول
تازه عروس مجلس گفت: #عشق
شوهرش گفت: #یار
کودک دبستانی گفت: #علم
حاجی پشت سرهم گفت: #پول
اگر نمیشود پس #طلا، #سکه
گفتم: حاجی اینها نمیشوند.
گفت: پس بنویس #مال
گفتم: بازم نمیشود.
گفت: #جاه
خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشود.
دیدم همه ساکت شدند.
مادر بزرگ گفت: #عمر
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: #کار
ديگری خندید و گفت: #وام
یکی از آن وسط بلند گفت: #وخت
یکی دیگر گفت: #آدم
خنده تلخی کردم و گفتم: نه.
اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتا یک واژه سه حرفی آنهم درست در نمیآید.
باید جدول کامل زندگیشان را داشته باشی. بدون آن همه چیز بیمعناست. هر کس جدول زندگی خود را دارد.
هنوز به آن واژه سه حرفی جدول خودم میاندیشم.
شاید
کودک پا برهنه بگوید: #کفش
بچه یتیم بگوید: #پدر
نابینا بگوید: #نور
لال بگوید: #حرف
ناشنوا بگوید: #صدا
کشاورز بگوید: #برف
و من هنوز در این فکرم که چرا کسی نگفت: #خدا
✍️زنده یاد #صادق_هدایت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#برف_بهاری
#یوکیو_میشیما
مترجم/ غلامحسین سالمی،سمیاصیقلی
(۶۳۰صفحه)
شخصیت اصلی کتاب برف بهاری پسری هجدهساله و خوشسیما از طبقهی مرفه ژاپن به نام کییوآکی ماتسوگائه است. جوانی ایدهآلگرا، گمگشته و رویاپرداز که در پیچوخم بایدها و نبایدها سردرگم است
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#برف_بهاری
#یوکیو_میشیما
مترجم/ غلامحسین سالمی،سمیاصیقلی
(۶۳۰صفحه)
شخصیت اصلی کتاب برف بهاری پسری هجدهساله و خوشسیما از طبقهی مرفه ژاپن به نام کییوآکی ماتسوگائه است. جوانی ایدهآلگرا، گمگشته و رویاپرداز که در پیچوخم بایدها و نبایدها سردرگم است
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
برف بهاری_یوکیو میشیما.pdf
8 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#برف_بهاری
#یوکیو_میشیما
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#برف_بهاری
#یوکیو_میشیما
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity