🔴#چهارم و پنجم امرداد ماه،
سالروز درگذشت دو پادشاه ایرانساز پهلوی،
رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی به یاد باد

#ایران_ققنوس
#نور_بر_تاریکی_پیروز_است
#شکوه_ایران_باز_خواهد_گشت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بانو
بانو ، واژه ای پارسی

ﻭﺍﮊﻩ ﺑﺎﻧﻮ : ﺩﺭريشه ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﮔﯿﺎﻧﻮ به چم ﭘﺮﺗﻮﯼ ﯾﺰﺩﺍﻧﯿﺴﺖ . ﺑﺎﻧﻮ ﯾﮏ ﻭﺍﮊﻩ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﮐﻬﻦ هست
( ﺑﺎﻥ + ﻭ = ﺑﺎﻧﻮ ) ﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﺎﻡ ﺑﺎﻧﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ .
ﺑﺎﻥ به چم ﺑﺎﻻ آمده
و ﺑه ﮐﺴﯽ هست ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ هست ،
بانو چراغ خانه و روشناي خانه ناميده شده و در اوستا به جم روشنايي هست .

بانوك + ا =. بانوكا
بانو كا نام شهبانوي پارس در كتيبه هاي پرسپوليس نوشته شده و بارها آمده. واژه ايي از ادب پارسي هخامنشيان. همان بانو آتوسا
به چم بانوي روشنايي و دانايي
ايزد بانوي اردي سورآناهيتا
ايزد بانوي روشنايي و آب ها ،
ﻭﺍﮊﻩ ﺧﺎﻧﻢ و خاتون از تركي آمده ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
ﺧﺎﻥ ﻭ ﺑﯿﮓ هم براي مهربان به كار مى رود ﻭ ﺧﺎﻧﻢ و يا ﻭﺑﯿﮕﻢ بهره مى جويند


بانو ﺍﺯ ﺭﯾﺸﻪ زندگي آمده از زنده از آفريت.
کد به خانه و درانده ي ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺪ .
كه واژه پارسي و خوارزمي هست .

ﻭﺍﮊﻩ ﻫﻤﺴﺮ ( ﻫﻢ-ﺳﺮ )واژه ايي ﮔﻮﯾﺎﺳﺖ .
ﮐﻪ بانوان ﺩﺭ ﺍﯾﯿﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﺎ ﻫﻤﭙﺎﯾﻪ ﻣﺮﺩ هست

و ﺩﻭ تن ﺍﺯ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎﻥ بانو ﻫﺴﺘﻨﺪ ﭘﻮﺭﺍﻧﺪﺧﺖ ﻭ ﺍﺫﺭ ﻣﯿﺪﺧﺖ .دختران انوشيروان

بسی سال بانوی ایران بُدم
به هر کار پشت دلیران بُدم

#افتخارم_اینست_ایرانیم
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماستr
#نور_بر_تاریکی_پیروز_است
#شکوه_ایران_باز_خواهد_گشت
#ایران_ققنوس

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#نور_علی_برومند 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ بهمن سالروز درگذشت #نور_علی_برومند

( زاده سال ۱۲۸۵ تهران -- درگذشته ۲ بهمن ۱۳۵۵ تهران ) موسیقیدان و نوازندهٔ تار، سه‌تار، سنتور و تنبک

نورعلی برومند، از ۷ سالگی استعدادش را با گرفتن ضرب بدون آن که از استادی تعلیم گرفته باشد نشان داد. پدرش میرزاعبدالوهاب برومند جواهری، از جواهرشناسان معروف بود و به موسیقی عشق می‌ورزید و خانه‌اش محفل هنرمندان نامی مانند درویش خان، سماع حضور، حسین اسماعیل زاده و حسین طاهرزاده بود.
وی آموزش تار را از ۱۳ سالگی نزد درویش خان آغاز کرد و ردیف مقدماتی درویش را در سه سال فرا گرفت. نورعلی با ابوالحسن صبا دوست بود و دوستی آنها از زمانی شروع شد که هر دو، نزد درویش خان نواختن تار و سه تار را فرا‌ می‌گرفتند و درویش خان آنها را دوتا کوچولو نام نهاده بود. نورعلی در ۱۸ سالگی برای تحصیل به برلین رفت. او در این سفر سه تاری را که روشنک می‌نامید همراه خود برد، تا بتواند به تمرین‌هایش ادامه دهد. وی ضمن تحصیل دوره متوسطه به کنسرتها می‌رفت و کم کم به موسیقی غربی هم علاقه‌مند شد و پیانو آموخت. پس از بازگشت به ایران در ۲۲ سالگی، آموختن نت‌نویسی و ردیف را نزد موسی معروفی ادامه داد. پس از یک سال، دوباره به آلمان رفت و به تحصیل در رشتهٔ پزشکی پرداخت. پس از ۶ سال، به ناراحتی چشم مبتلا شد و برای درمان به سوییس رفت و سپس در سال ۱۳۱۴ به ایران بازگشت و مابقی عمر خود را در تهران سپری کرد و از آن زمان تا آخر عمر نابینا بود.
وی از اواخر سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰ عمدتاً به مطالعه و آموزش موسیقی پرداخت و با توجه به تسلطش به زبان آلمانی به صورت پاره وقت در مدارس و دانشکده‌ها تدریس می‌کرد. برومند به دعوت برونو نتل، اتنوموزیکولوگ آمریکایی، به ایلی‌نوی رفت و طی یک دوره کوتاه یک ماهه به معرفی موسیقی دستگاهی ایران پرداخت و بخشهایی از موسیقی ردیف را در آنجا ضبط کرد که هم اکنون این ضبط ها در آرشیو دانشگاه ایلی‌نوی موجود است. در سال ۱۳۹۵ ضبط های برومند در دانشگاه ایلی‌نوی امریکا؛ توسط برونو نتل در اختیار محسن محسنی در ایران قرار گرفت. لوید میلر (معروف به کورش علی خان)، موسیقی شناس آمریکایی هم گفته است که اجرای ردیف برومند در کنار برخی دیگر از دستاوردهای فرهنگی و هنری تمدن بشر در ناحیه ای از ایالت یوتا در عمق زمین مدفون شده است تا در صورت وقوع فجایع ویرانگر این دستاوردها حفظ شوند.
او به آموختن تار و هم چنین سه تار و سنتور ادامه داد و ردیف موسیقی ایرانی را نیز نزد حبیب سماعی، موسی معروفی و اسماعیل قهرمانی فرا گرفت.

تدریس موسیقی :
در سال ۱۳۴۴ هم زمان با راه اندازی رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، توسّط مهدی برکشلی به عنوان استاد ردیف دعوت به کار شد و آموزش آکادمیک موسیقی ایرانی را در آن دانشکده آغاز کرد.
تا این که در سال ۱۳۵۳ بازنشسته شد. در میانه دههٔ ۵۰ و با تاسیس مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی ایران تدریس در این مرکز را نیز آغاز کرد.

شاگردان :
وی استاد بسیاری از نوازندگان و خوانندگان موسیقی ایرانی، از جمله گلپایگانی، شجریان، پریسا، مشکاتیان، حسین علیزاده، محمدرضا لطفی، فرخ مظهری، داریوش طلایی، مجید کیانی، جلال ذوالفنون، ناصر فرهنگ‌فر و رضوی سروستانی بوده‌است.

آثار :
نورعلی برومند، ردیف میرزا عبداله را بر اساس روایت اسماعیل قهرمانی دو بار ضبط کرده است.
دومین روایت برومند از ردیف میرزا عبداله در منزل مهدی کمالیان طی مدت دو سال و در سال ۱۳۵۲ ضبط شد که خوشبختانه امروز در دسترس است.
نورعلی برومند در ۷۰ سالگی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
#نور_الدین_رضوی_سروستانی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۱ فروردین زادرور #نور_الدین_رضوی_سروستانی

( زاده ۲۱ فروردین ۱۳۱۴ سروستان -- درگذشته ۸ اردیبهشت ۱۳۷۹ شیراز ) استاد آواز و موسیقی اصیل ایرانی.

سروستانی از ۲۰ سالگی یادگیری موسیقی را در شیراز نزد مشیر معظم افشار آغاز کرد. صدای او برای نخستین بار در سال ۱۳۳۷ از رادیو شیراز پخش شد.
وی در سال ۱۳۳۶ برای تکمیل آموخته‌های خود عازم تهران شد و از استادانی چون مرتضی محجوبی، احمد عبادی، رضا فروتن، سلیمان امیرقاسمی، علی اکبر شهنازی، اصغر بهاری و نورعلی برومند بهره‎های فراوان برد.
او برای گسترش و شناساندن موسیقی اصیل ایرانی و شیوه صحیح آواز از سال ۱۳۵۲ با همکاری گروههای موسیقی شیدا، سماعی، درویش، مولوی، پرویز مشکاتیان، فرامرز پایور و حسین علیزاده کنسرتهای بسیاری در ایران و خارج از ایران اجرا کردند.
در آبان ماه ۱۳۵۵ دکترای افتخاری موسیقی توسط پادشاه بلژیک به وی اعطا شد.
او در مدت بیش از چهل سال عمر هنری خود علاوه بر تربیت شاگردان زیاد، دهها تصنیف از خود به جای گذاشت. از آثار منتشر شده اش میتوان به «رنگ فرح» (موسسه ماهور) و «سروستان» ( انتشارات سروش) اشاره کرد.
صدیق تعریف از شاگردان معروف استاد رضوی سروستانی است و
از دیگر شاگردان ایشان میتوان به محمدعلی احدی، علیرضا وکیلی منش، علیرضا قربانی، علی کاظمی راد، پوریا اخواص، حسین علیشاپور، مهدی کلاهدوز، علی مرادی و... اشاره کرد.
این هنرمند سرانجام در ۶۵ سالگی درگذشت و در حافظیه شیراز به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#نور_الدین_رضوی_سروستانی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۸ اردیبهشت سالروز درگذشت #نور_الدین_رضوی_سروستانی

( زاده ۲۱ فروردین ۱۳۱۴ سروستان -- درگذشته ۸ اردیبهشت ۱۳۷۹ شیراز ) استاد آواز و موسیقی اصیل ایرانی.

سروستانی از ۲۰ سالگی یادگیری موسیقی را در شیراز نزد مشیر معظم افشار آغاز کرد. صدای او برای نخستین بار در سال ۱۳۳۷ از رادیو شیراز پخش شد.
وی در سال ۱۳۳۶ برای تکمیل آموخته‌های خود عازم تهران شد و از استادانی چون مرتضی محجوبی، احمد عبادی، رضا فروتن، سلیمان امیرقاسمی، علی اکبر شهنازی، اصغر بهاری و نورعلی برومند بهره‎های فراوان برد.
او برای گسترش و شناساندن موسیقی اصیل ایرانی و شیوه صحیح آواز از سال ۱۳۵۲ با همکاری گروههای موسیقی شیدا، سماعی، درویش، مولوی، پرویز مشکاتیان، فرامرز پایور و حسین علیزاده کنسرتهای بسیاری در ایران و خارج از ایران اجرا کردند.
در آبان ماه ۱۳۵۵ دکترای افتخاری موسیقی توسط پادشاه بلژیک به وی اعطا شد.
او در مدت بیش از چهل سال عمر هنری خود علاوه بر تربیت شاگردان زیاد، دهها تصنیف از خود به جای گذاشت. از آثار منتشر شده اش میتوان به «رنگ فرح» (موسسه ماهور) و «سروستان» ( انتشارات سروش) اشاره کرد.
صدیق تعریف از شاگردان معروف استاد رضوی سروستانی است و
از دیگر شاگردان ایشان میتوان به محمدعلی احدی، علیرضا وکیلی منش، علیرضا قربانی، علی کاظمی راد، پوریا اخواص، حسین علیشاپور، مهدی کلاهدوز، علی مرادی و... اشاره کرد.
این هنرمند سرانجام در ۶۵ سالگی درگذشت و در حافظیه شیراز به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد
تا #نور زندگی تو باشم؛
حتی اگر در تاریک‌ترین
و دلگیرترین حال خود باشم

👤#جسیکا_کاتوف
پ. ن:
قشنگتر ازین هم مگه داریم!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

#زنان و #درختان
چقدر بهم شبيه اند!

هر دو #ريشه دارند و برگ و بار می دهند.
هر دو #بهارهای بسيار دارند
و #زمستان های بسيارتر.
هر دو به #نور محتاجند و هر دو
نفس می بخشند و زندگی.
و در كمين هر دويشان #تبرهای بسيار است.

برای بريدن ها، برای شكستن ها،
برای قطع اميد ها ...
اما #هنر_زن بودن ،
#جوانه زدن های پي در پي است،
حتي وقتي شاخه هايت را شكستند،
حتی وقتی ساقه هايت را زدند،
حتی وقتی بی رحمی تبر، تنت را،
تنه ات را از ته بريد...
تو اما ريشه ات را نگه دار،
دستهايت را به #آسمان بلند كن
تو دوباره #سبز خواهی شد...

#عرفان_نظر_آهاری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چهارشنبه_سوری

#حکایت

#ایران_باستان

یکی از جشن‌های #آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، #جشن_سوری بوده‌است. سوری به یک معنی #سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز می‌افروخته‌اند. در #تاریخ_بخارا آمده‌است: «چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.»
این آتش را در شب سوری که هم‌زمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن #سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور پیشینیان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده‌است.

به دیگر سخن این آتش‌افروزی بر بام خانه‌ها، آخرین گام از آیین‌های «گاهنبار پنجه» یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست -اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) می‌باشد.

چند روز پیش از #نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش‌افروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری #نمایشهای_خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی #مهر و #نور و #دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی #فزاینده و #نیک به مردمان برای چیره شدن بر #غم و #افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.


#رقص_با_آتش

آیین آتش‌افروزی پیش از نوروز به گونه‌های دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار می‌شود، #آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش می‌افروزند و از روی آن می‌جهند. بنا به آیینی کهن در #سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده می‌شود به عنوان آغاز بهار می‌شمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی می‌پردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتش‌افروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور #رومانی گزارش کرده‌اند.

آیین آتش‌افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفته‌است. در ایران باستان بخش‌بندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشته‌است (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و ...). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیده‌اند که به معنی فراغت و آسایش است. بخش‌بندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیده‌است. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشته‌اند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.

#منوچهری_دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره می‌کند:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور,به ساتکین می‌خور, تا به عافیت گذر

یادکرد در #شاهنامه

در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

جشن نبرد با تاریکی
جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب«یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#نور_درخشان_او

نویسنده : دانیل استیل



ما طبق برنامه با هواپیما به شهری که مدرسه در آن بود پرواز کردیم. من ته دلم هنوز کمی نگران بودم اما سعی میکردم به خودم اطمینان بدهم که همه چیز برای نیکی به خوبی پیش می رود. بله او هم مثل هر بچه دیگری داشت به یک مدرسه میرفت …


نوع فایل : Pdf

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
نور درخشان او - دانیل استیل.pdf
6.8 MB
#نور_درخشان_او

نویسنده : دانیل استیل

نوع فایل : Pdf

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد
تا #نور زندگی تو باشم؛
حتی اگر در تاریک‌ترین
و دلگیرترین حال خود باشم

پ. ن:
قشنگتر ازین هم مگه داریم!

#Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_وبررسی_فیلم

🎬 #نور_زمستانی (winter light) فیلمی سوئدی به کارگردانی #اینگمار_برگمان است که در سال 1963 منتشر شد.

■ بازیگران : #گونار_بیورنستراند #اینگرید_تولین، #مکس_فون_سیدو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_وبررسی_فیلم

🎬 #نور_زمستانی (winter light) فیلمی سوئدی به کارگردانی #اینگمار_برگمان است که در سال 1963 منتشر شد.

■ بازیگران : #گونار_بیورنستراند #اینگرید_تولین، #مکس_فون_سیدو

■ داستان فیلم

«توماس اریکسون» (بیورنستراند)، کشیش دهکده، حس می‌کند پس از مرگ همسرش در پنج سال پیش، از خدا دور شده است. او همراه جمعی از جمله «مارتا لوندبرگ» (تولین)، معلم مدرسه که محبوبه‌اش هم هست، و یک ماهی‌گیر، «یوناس پرسون» (فون سیدو) و همسرش «کارین» (لیندبلوم) ـ مراسم عشاء ربانی را برگزار می‌کند. پس از مراسم، «کارین» از «توماس» می‌خواهد که به شوهرش کمک کند، چون از شنیدن خبر احتمال حمله اتمی چینی‌ها دچار وحشت شده است. «توماس» می‌پذیرد و می‌فهمد که «یوناس» قصد خودکشی دارد، در حالی که کمک زیادی از او برنمی‌آید و بیشتر به پوچی خودش پی می‌برد. «مارتا» از «توماس» می‌خواهد که با هم ازدواج کنند، اما «توماس» می‌گوید که «مارتا» نمی‌تواند جای همسر سابقش را بگیرد. خبر می‌رسد که «یوناس» خودش را کشته، و «توماس» بالای سر جسد می‌رود، خبر را به «کارین» می‌دهد و به کلیسا برمی‌گردد و به «مارتا» اصرار می‌کند که مراسم مذهبی را به جای آورند.

■ درباره فیلم

نور زمستانی را همراه همچون در یک آینه (۱۹۶۳) سه‌گانه‌ای دربارهٔ جستجوی نومیدانه خداوند می‌دانند. اما اگر قهرمانان دو فیلم دیگر ارتباط مستقیمی با مسائل دینی و اعتقادی ندارند؛ در نور زمستانی قهرمان اصلی، کشیشی است دستخوش تردید و اضطراب و فیلم صریح‌تر و با تأمل بیشتر به پرسش‌های جان‌فرسای آدمی می‌پردازد. این شاید «برسون» ی‌ترین فیلم برگمان باشد. از همان آغاز حال و هوای غم‌زده سست ‌ایمانی مستولی است (مراسم کلیسا با شرکت کنندگان انگشت‌شمارش و نمای خارجی درختان لخت در نور خاکستری زمستان) بازی و فیزیک بیورنستراند مکمل حال و هواست و تولین نیز درخشان است. تصاویر سیاه و سفید نیکویست بی‌نظیرند.

با یک بررسی ساده در آثار اینگمار برگمان می‌توان نشان داد که مسالهٔ مذهب و اساسا ایمانی الهی در آثار اولیه او چندان حضور پررنگی ندارد. و یا اگر اشاره‌ای و گریزی هست کاملا فرعی ست و به عنوان یک تمِ اصلی و بنیادی مطرح نمی‌شود. اما در سال ۱۹۵۶ با ساخته شدن «مهر هفتم» مجموعه فیلم هایی ساخته می شود که مذهب و ایمان مسیحی به عنوان تمِ مرکزی فیلم نمود عینی پیدا می‌کنند. در این میان «نور زمستانی» یکه است و از مهم‌ترین فیلم های او درباب مذهب و ایمان به خدا که در فهم موضِعِ او نسبت به این مساله راهنمای خوبی است. دومین شاهکار از سه گانه ایمان حکایتِ خلایی است در درون انسان. خلایی که می‌بایست پر شود تا آرامشی حاصل آید. آرامش و اطمینانی که (از نظر برگمان) دلیلی است بر زیست و زنده بودن آدمی. توماس اریکسون-کشیش دهکده-پس از گذشت ۵ سال از مرگ همسرش، به تدریج ایمانش سست می‌شود و امیدش را از دست می‌دهد. اما همچنان به عادت هرروز چون کشیشی مومن مقابل مراجعان کلیسا می‌ایستد و فرازی از کتاب مقدس (دعای عشای ربانی) را از حفظ برای دیگران می‌خواند.

فضای دلمرده، سرد و غمناک بیرون از کلیسا، چهرهٔ عبوس و اخم کردهٔ کشیش که با لحنی خشک و بدون هیچ انعطافی کلمات را ادا می‌کند، خود مقدمه‌ای بیان‌گر حالاتی است که در درون او شکل می‌گیرند. روزگاری که احتمالا با یقین و ایمانی استوار به خدمت کلیسا درآمده، هیچ فکر نمی‌کرد روزی چنین امید و ایمانش را از دست بدهد. حالا باید به حسب عادت و به طریقه پیشین هر روز تظاهر به ایمان کند و کلامی چند از دعای مراسم عشای ربانی را (که از قبل در حافظه داشته) چنان بخواند که گویی هنوز اندک ایمانی باقی مانده و می‌توان ادای وظیفه کرد. یعنی کشیش بودن نه در مقام معنوی و مذهبی آن بل به عنوان شغل و پیشه‌ای که او در برابر دیگران وظیفهٔ انجامش را دارد. حال مساله این است که آیا دیگرانی هنوز وجود دارند که چون او ایمان شان متزلزل نشده باشد؟ در همان مقدمه، بدون هیچ تمهید آشکاری دوربین به ما نشان می‌دهد که “نه خیر” دیگران نیز چون توماس اریکسون ایمان شان از دست شده و دیگربار چون کشیش بر حسب عادت و به تظاهر به کلیسا آمده‌اند.
✍️ #ایران‌زمین
.
#زمستان❄️ #دی🌨
#جشن_سالانه🌎 #شب_چله
#انار و #هندوانه🍉 #می🍷
#مهر #میترا #اشوزرتشت
#خورشید #نور #روشنایی.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵




جایی بی‌حوصله نشسته بودم و طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم.
همین که در دلم خواندم سه عمودی.
یکی گفت بلند بگو.
گفتم یک واژه سه حرفی‌ست که از همه چیز برتر است.
حاجی گفت: #پول
تازه عروس مجلس گفت: #عشق
شوهرش گفت: #یار
کودک دبستانی گفت: #علم
حاجی پشت سرهم گفت: #پول
اگر نمی‌شود پس #طلا، #سکه
گفتم: حاجی اینها نمی‌شوند.
گفت: پس بنویس #مال
گفتم: بازم نمی‌شود.
گفت: #جاه
خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمی‌شود.
دیدم همه ساکت شدند.
مادر بزرگ گفت: #عمر
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: #کار
ديگری خندید و گفت: #وام
یکی از آن وسط بلند گفت: #وخت
یکی دیگر گفت: #آدم
خنده تلخی کردم و گفتم: نه.
اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتا یک واژه سه حرفی آن‌هم درست در نمی‌آید.
باید جدول کامل زندگی‌شان را داشته باشی. بدون آن همه چیز بی‌معناست. هر کس جدول زندگی خود را دارد.
هنوز به آن واژه سه حرفی جدول خودم می‌اندیشم.
شاید
کودک پا برهنه بگوید: #کفش
بچه یتیم بگوید: #پدر
نابینا بگوید: #نور
لال بگوید: #حرف
ناشنوا بگوید: #صدا
کشاورز بگوید: #برف
و من هنوز در این فکرم که چرا کسی نگفت: #خدا

✍️زنده یاد‌ #صادق_هدایت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity