🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #بانو_پریسا
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ شهسوار ) خواننده موسیقی سنتی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #بانو_پریسا
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ شهسوار ) خواننده موسیقی سنتی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #بانو_پریسا
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ شهسوار ) خواننده موسیقی سنتی
فاطمه واعظی با نام هنری پریسا، از کودکی و در دوران تحصیل با تشویقهای پدرش در برنامههای هنری شرکت میکرد تا اینکه در مسابقات هنری مدارس در رشتهٔ آواز رتبه اول را در بین تمام دانشآموزان سراسر کشور بهدست آورد و از آن زمان با محمودکریمی که از اعضای هیئت داوران بود آشنا و برای آموزش موسیقی ایرانی (دستگاهها و ردیف موسیقی سنتی) شاگرد ایشان شد. بعد از دوسال برای آغاز کار حرفهای، وارد وزارت فرهنگ و هنر وقت شد. همکاری پریسا با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت که در این مدت برنامههایی در تلویزیون اجرا کرد و کنسرتهایی در تهران و بعضی شهرستانها و نیز همراه با گروههای مختلفی که در آن وزارتخانه فعال بودند، کنسرتهایی در خارج از کشور برای معرفی موسیقی سنتی ایران برگزار شد.
در سال ۱۳۵۲ با امیر افراز ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند با نامهای سارا، لیلا و دارا است. بعد از ازدواج همکاری پریسا با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز شد و تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت. در این دوران نزد استاد دوامی نیز با سبک اجرای تصنیفهای قدیمی و آواز سنتی آشنایی پیدا کرد. مجموعه فعالیتهایی که در این دوران انجام داد عبارتند از شرکت در سه جشن هنر شیراز، اجرای چند برنامه در تلویزیون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجرای کنسرتهای متعدد در خارج از کشور.
او از سال ۱۳۷۰ در پی دعوت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی برای آموزش آواز ایرانی به خانمها، بههمکاری با آن مرکز پرداخت. و اکنون چندسالی است که به آموزش خصوصی بانوان در منزل و همچنین اجرای موسیقی سنتی ایران در خارج از کشور میپردازد.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ اسفند زادروز #بانو_پریسا
( زاده ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ شهسوار ) خواننده موسیقی سنتی
فاطمه واعظی با نام هنری پریسا، از کودکی و در دوران تحصیل با تشویقهای پدرش در برنامههای هنری شرکت میکرد تا اینکه در مسابقات هنری مدارس در رشتهٔ آواز رتبه اول را در بین تمام دانشآموزان سراسر کشور بهدست آورد و از آن زمان با محمودکریمی که از اعضای هیئت داوران بود آشنا و برای آموزش موسیقی ایرانی (دستگاهها و ردیف موسیقی سنتی) شاگرد ایشان شد. بعد از دوسال برای آغاز کار حرفهای، وارد وزارت فرهنگ و هنر وقت شد. همکاری پریسا با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت که در این مدت برنامههایی در تلویزیون اجرا کرد و کنسرتهایی در تهران و بعضی شهرستانها و نیز همراه با گروههای مختلفی که در آن وزارتخانه فعال بودند، کنسرتهایی در خارج از کشور برای معرفی موسیقی سنتی ایران برگزار شد.
در سال ۱۳۵۲ با امیر افراز ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند با نامهای سارا، لیلا و دارا است. بعد از ازدواج همکاری پریسا با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز شد و تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت. در این دوران نزد استاد دوامی نیز با سبک اجرای تصنیفهای قدیمی و آواز سنتی آشنایی پیدا کرد. مجموعه فعالیتهایی که در این دوران انجام داد عبارتند از شرکت در سه جشن هنر شیراز، اجرای چند برنامه در تلویزیون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجرای کنسرتهای متعدد در خارج از کشور.
او از سال ۱۳۷۰ در پی دعوت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی برای آموزش آواز ایرانی به خانمها، بههمکاری با آن مرکز پرداخت. و اکنون چندسالی است که به آموزش خصوصی بانوان در منزل و همچنین اجرای موسیقی سنتی ایران در خارج از کشور میپردازد.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ اسفند زادروز #بانو_حمیرا
( زاده ۲۶ اسفند ۱۳۲۳ تهران ) خواننده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ اسفند زادروز #بانو_حمیرا
( زاده ۲۶ اسفند ۱۳۲۳ تهران ) خواننده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ اسفند زادروز #بانو_حمیرا
( زاده ۲۶ اسفند ۱۳۲۳ تهران ) خواننده
پروانه امیر افشاری، با نام هنری حمیرا، خواننده موسیقی ملی ایران، موسیقی پاپ و موسیقی تلفیقی، از خانواده سرشناس امیرافشاری با اصالتی آذری است. پدرش از زمینداران بزرگ زنجان و مالک ۱۵۰ قریه و روستا در منطقه شمال غرب ایران بود. وی از همان دوران کودکی، در منزلشان افراد مشهور و هنرمندان نامیِ آن زمان، مانند قمرالملوک وزیری، روحانگیز، بنان، ملوک ضرابی و بسیاری دیگر، رفت و آمد داشتند و همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای روی آوردن به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر تازه از آلمان بازگشتهاش، با نامنویسی در آزمون صدا در شورای رادیوی آن زمان، باعث حیرت و تحسین اعضای شورا شد و پس از آن مورد آموزش علی تجویدی و ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در ۱۸ سالگی، آوازی را در دستگاه سهگاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام «صبرم عطا کن» اجرا کرد و به علت مخالف بودن پدر، با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدرش صدای دخترش را شناخت و همه صفحات موجود در بازار را خریداری و جمع آوری کرد.
بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای پدرش پیش آمد حمیرا که از حمایت مادرش برخوردار بود به کار خود ادامه داد و دومین اثر مشترک حمیرا، تجویدی و ترقی ترانهای به نام «سرگردان» و اثر بعد از آن «پشیمانم» ساخته شد. پدر وی با آگاهی از فعالیت حمیرا، وی را از خانه طرد و از ارث محروم کرد. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود بهسر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج کرد.
در ۸ سال ادامه این زناشویی، آثار ماندگاری با آهنگهای یاحقی و اشعار بیژن ترقی مانند «مرا نفریبی» «هدیه عشق» «بهار نورسیده» «مرا تنها نگذاری» «پنجرهای به باغ گل» و… اجرا شد.
حمیرا و مهاجرت از ایران:
او پس از انقلاب به دادگاههای انقلاب احضار شد و به گفته خودش مورد مؤاخذه قرارگرفت.
همسر سوم وی، که تاجر کراوات بود، پس از انقلاب عملاً بیکار شد. حمیرا تا اواسط سال ۶۰ در تهران ماند و بعد از ایجاد مزاحمتهای فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد. او در اواخر سال ۱۳۶۰ بهتنهایی و بهصورت ناشناس با گریم در شکل یک پیر زن بههمراه دختر دوسالهاش یاسمن، از مرز افغانستان، از ایران خارج و به پاکستان رفت و از آنجا به اسپانیا و سپس به کاستاریکا رفت که در آنجا دچار افسردگی شدید شد و یکسال تحت درمان روانپزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیماً به آمریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش، هما میرافشار، به ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد و با حمایت احمد مسعود، کار هنری اش را از سر گرفت و در لسآنجلس بهزندگی ادامه داد.
آلبومهای وی با نام مهتاب عشق، تلفیقی از موسیقی پاپ و سنتی و بر اساس گامهای ایرانی و مجموعهای از بهترین آهنگهایش را در آلبومی بهنام «چهل ترانه طلایی» منتشر کرد. دیگر آثارش با نام تو بودی، شعری از ترقی، آهنگ از تجویدی و تنظیم از کاظم عالمی و اثر دیگرش شمع بی پروانه، پخش شده است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ اسفند زادروز #بانو_حمیرا
( زاده ۲۶ اسفند ۱۳۲۳ تهران ) خواننده
پروانه امیر افشاری، با نام هنری حمیرا، خواننده موسیقی ملی ایران، موسیقی پاپ و موسیقی تلفیقی، از خانواده سرشناس امیرافشاری با اصالتی آذری است. پدرش از زمینداران بزرگ زنجان و مالک ۱۵۰ قریه و روستا در منطقه شمال غرب ایران بود. وی از همان دوران کودکی، در منزلشان افراد مشهور و هنرمندان نامیِ آن زمان، مانند قمرالملوک وزیری، روحانگیز، بنان، ملوک ضرابی و بسیاری دیگر، رفت و آمد داشتند و همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای روی آوردن به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر تازه از آلمان بازگشتهاش، با نامنویسی در آزمون صدا در شورای رادیوی آن زمان، باعث حیرت و تحسین اعضای شورا شد و پس از آن مورد آموزش علی تجویدی و ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در ۱۸ سالگی، آوازی را در دستگاه سهگاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام «صبرم عطا کن» اجرا کرد و به علت مخالف بودن پدر، با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدرش صدای دخترش را شناخت و همه صفحات موجود در بازار را خریداری و جمع آوری کرد.
بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای پدرش پیش آمد حمیرا که از حمایت مادرش برخوردار بود به کار خود ادامه داد و دومین اثر مشترک حمیرا، تجویدی و ترقی ترانهای به نام «سرگردان» و اثر بعد از آن «پشیمانم» ساخته شد. پدر وی با آگاهی از فعالیت حمیرا، وی را از خانه طرد و از ارث محروم کرد. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود بهسر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج کرد.
در ۸ سال ادامه این زناشویی، آثار ماندگاری با آهنگهای یاحقی و اشعار بیژن ترقی مانند «مرا نفریبی» «هدیه عشق» «بهار نورسیده» «مرا تنها نگذاری» «پنجرهای به باغ گل» و… اجرا شد.
حمیرا و مهاجرت از ایران:
او پس از انقلاب به دادگاههای انقلاب احضار شد و به گفته خودش مورد مؤاخذه قرارگرفت.
همسر سوم وی، که تاجر کراوات بود، پس از انقلاب عملاً بیکار شد. حمیرا تا اواسط سال ۶۰ در تهران ماند و بعد از ایجاد مزاحمتهای فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد. او در اواخر سال ۱۳۶۰ بهتنهایی و بهصورت ناشناس با گریم در شکل یک پیر زن بههمراه دختر دوسالهاش یاسمن، از مرز افغانستان، از ایران خارج و به پاکستان رفت و از آنجا به اسپانیا و سپس به کاستاریکا رفت که در آنجا دچار افسردگی شدید شد و یکسال تحت درمان روانپزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیماً به آمریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش، هما میرافشار، به ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد و با حمایت احمد مسعود، کار هنری اش را از سر گرفت و در لسآنجلس بهزندگی ادامه داد.
آلبومهای وی با نام مهتاب عشق، تلفیقی از موسیقی پاپ و سنتی و بر اساس گامهای ایرانی و مجموعهای از بهترین آهنگهایش را در آلبومی بهنام «چهل ترانه طلایی» منتشر کرد. دیگر آثارش با نام تو بودی، شعری از ترقی، آهنگ از تجویدی و تنظیم از کاظم عالمی و اثر دیگرش شمع بی پروانه، پخش شده است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بانو_جان
هروقت پیراهن نارنجی باگلهای زردت رامی پوشی
برای من پاییز ست
هروقت خنده روی لبهایت می نشیند
غصه هایت راازیادمی بری
برای من پاییز ست
پاییزی پرازشادی
وقتی نسیم موهایت رابرهم می زند
برای من پاییز ست
#Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بانو_جان
هروقت پیراهن نارنجی باگلهای زردت رامی پوشی
برای من پاییز ست
هروقت خنده روی لبهایت می نشیند
غصه هایت راازیادمی بری
برای من پاییز ست
پاییزی پرازشادی
وقتی نسیم موهایت رابرهم می زند
برای من پاییز ست
#Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بانو_جان
بی تو
شبیه شاعری هستم که
دو پای غزلش می لنگد
حال ترانه اش وخیم است
واژه اش ردیف نمی شود
هم قبیله ی غزل هایم،
حال قافیه هایم خوب نیست
رگ خیالم می گیرد
تو نباشی
مدام شعرهایم سکته میکند!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بانو_جان
بی تو
شبیه شاعری هستم که
دو پای غزلش می لنگد
حال ترانه اش وخیم است
واژه اش ردیف نمی شود
هم قبیله ی غزل هایم،
حال قافیه هایم خوب نیست
رگ خیالم می گیرد
تو نباشی
مدام شعرهایم سکته میکند!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
۱۲ مهر سالروز درگذشت #بانو_پوران
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۱۲ تهران – درگذشته ۱۲ مهر ۱۳۶۹ تهران ) خواننده و بازیگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
۱۲ مهر سالروز درگذشت #بانو_پوران
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۱۲ تهران – درگذشته ۱۲ مهر ۱۳۶۹ تهران ) خواننده و بازیگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
۱۲ مهر سالروز درگذشت #بانو_پوران
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۱۲ تهران – درگذشته ۱۲ مهر ۱۳۶۹ تهران ) خواننده و بازیگر
پوران با نام اصلی «فرحدخت عباسی طاقانی» فعالیت خوانندگیاش را تا اواسط دهه ۵۰ با نام «بانوی ناشناس» و سپس «بانو شاپوری» "نام خانوادگی همسر اولش" و بعد از آن با نام مستعار «پوران» ادامه داد.
او خواهرزاده بانو روحبخش، دیگر خواننده ایرانی آن دوران است که بهوسیله او وارد کار هنری شد. پوران پس از تحصیلات، وارد هنرستان عالی موسیقی شد و از شاگردان عباس شاپوری "آهنگساز" بود. او درسال ۱۳۳۰ کار خوانندگی را آغاز کرد و در سال ۱۳۳۱ وارد رادیو ایران شد و با نام بانوی "ناشناس" در صفحه گرامافون میخواند. او پس از آشنایی و ازدواج با همسر اول خود عباس شاپوری، نام خانوادگی او را به عنوان نام مستعار برگزید اما پس از جدایی از او نام هنری پوران را برای خود انتخاب کرد. شاپوری مدت هفت سال از بهمن ۱۳۳۰ تا آبان ۱۳۳۷ پوران را آموزش داد و حدود صد آهنگ برای وی ساخت.
پوران پس از جدایی عباس شاپوری، به همسری حبیب روشنزاده "مفسر ورزشی تلویزیون" درآمد. از پوران یک فرزند به نام شهریار شاپوری و دو فرزند به نامهای امید و آرزو روشنزاده باقی ماندهاست.
پوران پس از مدتی توانست وارد برنامه گلها شود و فعالیتهای او بیشتر ترانهخوانی بود. او در سال ۱۳۳۹ وارد کار سینما شد و در چندین فیلم بازی کرد.
وی در دهه ۱۳۳۰ از نامیترین خوانندگان ایران و برای یک دهه و شاید هم بیشتر، یکی از بیرقیبترین آوازخوانان ایران به شیوه خود بود و توانست شهرت خود را تا اواسط دهه ۵۰ همچنان حفظ کند.
او با برخی از خوانندگان از جمله ویگن، ایرج، عارف و منوچهر، ترانههای دوصدایی اجرا کرده است. او خواهر همسر انوشیروان روحانی، موسیقیدان و آهنگساز برجسته و سرشناس ایرانی و خاله رضا روحانی از موسیقیدانان و آهنگسازان تحصیلکرده و جوان ایرانی است.
وی پس از انقلاب بههمراه فرزندانش به آمریکا رفت و ساکن لسانجلس شد و در غربت، کم فعالیت داشت.
وی در اوایل سالهای دهه ۶۰ بیمار شد و هنگامی که بیماریاش به اوج رسیده بود، در سال ۱۳۶۹ برای دیدن نوهاش به ایران آمد و در ۵۷ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
۱۲ مهر سالروز درگذشت #بانو_پوران
( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۱۲ تهران – درگذشته ۱۲ مهر ۱۳۶۹ تهران ) خواننده و بازیگر
پوران با نام اصلی «فرحدخت عباسی طاقانی» فعالیت خوانندگیاش را تا اواسط دهه ۵۰ با نام «بانوی ناشناس» و سپس «بانو شاپوری» "نام خانوادگی همسر اولش" و بعد از آن با نام مستعار «پوران» ادامه داد.
او خواهرزاده بانو روحبخش، دیگر خواننده ایرانی آن دوران است که بهوسیله او وارد کار هنری شد. پوران پس از تحصیلات، وارد هنرستان عالی موسیقی شد و از شاگردان عباس شاپوری "آهنگساز" بود. او درسال ۱۳۳۰ کار خوانندگی را آغاز کرد و در سال ۱۳۳۱ وارد رادیو ایران شد و با نام بانوی "ناشناس" در صفحه گرامافون میخواند. او پس از آشنایی و ازدواج با همسر اول خود عباس شاپوری، نام خانوادگی او را به عنوان نام مستعار برگزید اما پس از جدایی از او نام هنری پوران را برای خود انتخاب کرد. شاپوری مدت هفت سال از بهمن ۱۳۳۰ تا آبان ۱۳۳۷ پوران را آموزش داد و حدود صد آهنگ برای وی ساخت.
پوران پس از جدایی عباس شاپوری، به همسری حبیب روشنزاده "مفسر ورزشی تلویزیون" درآمد. از پوران یک فرزند به نام شهریار شاپوری و دو فرزند به نامهای امید و آرزو روشنزاده باقی ماندهاست.
پوران پس از مدتی توانست وارد برنامه گلها شود و فعالیتهای او بیشتر ترانهخوانی بود. او در سال ۱۳۳۹ وارد کار سینما شد و در چندین فیلم بازی کرد.
وی در دهه ۱۳۳۰ از نامیترین خوانندگان ایران و برای یک دهه و شاید هم بیشتر، یکی از بیرقیبترین آوازخوانان ایران به شیوه خود بود و توانست شهرت خود را تا اواسط دهه ۵۰ همچنان حفظ کند.
او با برخی از خوانندگان از جمله ویگن، ایرج، عارف و منوچهر، ترانههای دوصدایی اجرا کرده است. او خواهر همسر انوشیروان روحانی، موسیقیدان و آهنگساز برجسته و سرشناس ایرانی و خاله رضا روحانی از موسیقیدانان و آهنگسازان تحصیلکرده و جوان ایرانی است.
وی پس از انقلاب بههمراه فرزندانش به آمریکا رفت و ساکن لسانجلس شد و در غربت، کم فعالیت داشت.
وی در اوایل سالهای دهه ۶۰ بیمار شد و هنگامی که بیماریاش به اوج رسیده بود، در سال ۱۳۶۹ برای دیدن نوهاش به ایران آمد و در ۵۷ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عکس_زیبا
#یادمان
#بانو_مرضیه
#موسیقی_ایرانی🎼
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
#این_عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#عکس_زیبا
#یادمان
#بانو_مرضیه
#موسیقی_ایرانی🎼
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
#این_عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
"اشرف السادات مرتضایی" با نام هنری "مرضیه" در ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران زاده شد و از همان خردسالی از زمینه ها و عواملی که هنرمند را جاودان می سازد، بهره ی بسیار داشت. شرایط در خانه ی پدری گسترده بود. پدر اگرچه روحانی بود ولی خشک اندیش نبود. دو زنی که با آن ها ازدواج کرد اهل موسیقی بودند. مادر تارنواز و زن پدر پیانونواز بودند. فضای موزیکالِ خانه، نخستین رغبت ها را در "مرضیه" خردسال پدید آورد. در نوجوانی، زن پدرِ پیانونوازش او را با یکی از دوستان موسیقی دانِ خود آشنا کرد. مردی به نام "حشمت دفتر" که به قول خودِ "مرضیه" سینه ای سرشار از موسیقی داشت. آشنایی با این مرد زمینه گسترده ترِ بعدی را پیش پای او گسترانید. با مجموعه آهنگ های "شیدا" آشنا شد و نیز با استادان برجسته زمانه نیز دم خور گردید.
در جامعه باربد از دانشِ زنده یاد "اسماعیل مهرتاش" بهره ها برد. آموزگاری که بیشتر خوانندگان بنامِ دوران، از کلاس های او وارد عرصه هنری شده اند: "ملوک ضرابی"، "محمدرضا شجریان" و "عبدالوهاب شهیدی"، کلاس "مهرتاش" بهره ی دیگری نیز می داد. او آموزگار "دکلاماسیون" (فنّ بیان) و تئاتر نیز بود. دکلاماسیون درست ادا کردنِ واژه ها را در متن های موسیقایی به او آموخت. بانو "مرضیه" حتی در اُپِرتِ خسرو و شیرین، موزیکالِ ساخته و پرداخته ی "مهرتاش" نقش شیرین را ایفا کرده است.
پس از "مهرتاش"، نوبت به آموزگار بزرگ موسیقی "ابوالحسن خانِ صبا" رسید. "صبا" زوائد آوازخوانی او را گرفت و ملایمت و صفای ویژه ای به آن بخشید. ولی آموزشِ دقیقِ ردیف، ردیف شناس می طلبید. زندا یاد "عبدالله دوامی" این مهم را بر عهده گرفت. مرضیه گویا نخستین شاگرد "دوامی" بوده است و "محمود کریمی" ردیف شناس بعدی، دومین شاگرد او بود. اما در میان استادانِ "مرضیه" به نام "درويش حسن"
خوریم. که بوده است این مرد؟ بانو "مرضيه" او را چنین معرفی کرده است: "درويش حسن" خراباتی موسیقی را خوب می شناخت و خیلی خوب می خواند. کسی بود مانند "مشتاق" که سیم چهارم را به سه تار اضافه کرده و می گویند قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. او در اواخر دوره زندیه در کرمان و در مسجد به فتوای آخوندها و ملایانِ تندرو کشته شد. "مرضیه" سپس می افزاید که صدایش زیر تأثیر صدای "درویش حسن" است: «یک حالتی در خواندن من هست که هیچ کس تابه حال نتوانسته آن راتقلید کند. و این حالت خاص شور و شیدائی را من از "درویش حسن" یاد گرفتم.»
بهره گیری از این زمینه ها و آموزش ها، هفت سال به درازا کشید. "مرضیه" می گفت که او در درازای این زمان می توانسته در یکی از رشته های علمی یا ادبی دکتری بگیرد و گرفتار عواقب آوازخوان شدن نگردد و مجبور نشود در آن سال ها، این همه خونِ دل بخورد. ولی او تصمیم گرفته بود آوازخوان شود و به جامعه نشان دهد که «زن می تواند هم آواز بخواند و هم خانم باشد و پاک و پاکیزه زندگی کند.» شوروحالی که مردم از صدای او نشان دادند تأییدی است بر درستی انتخاب او.
"مرضیه" با همه آموزش ها و کوشش ها، از عوامل سازگار بیرونی نیز بهره بسیار برده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
"اشرف السادات مرتضایی" با نام هنری "مرضیه" در ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران زاده شد و از همان خردسالی از زمینه ها و عواملی که هنرمند را جاودان می سازد، بهره ی بسیار داشت. شرایط در خانه ی پدری گسترده بود. پدر اگرچه روحانی بود ولی خشک اندیش نبود. دو زنی که با آن ها ازدواج کرد اهل موسیقی بودند. مادر تارنواز و زن پدر پیانونواز بودند. فضای موزیکالِ خانه، نخستین رغبت ها را در "مرضیه" خردسال پدید آورد. در نوجوانی، زن پدرِ پیانونوازش او را با یکی از دوستان موسیقی دانِ خود آشنا کرد. مردی به نام "حشمت دفتر" که به قول خودِ "مرضیه" سینه ای سرشار از موسیقی داشت. آشنایی با این مرد زمینه گسترده ترِ بعدی را پیش پای او گسترانید. با مجموعه آهنگ های "شیدا" آشنا شد و نیز با استادان برجسته زمانه نیز دم خور گردید.
در جامعه باربد از دانشِ زنده یاد "اسماعیل مهرتاش" بهره ها برد. آموزگاری که بیشتر خوانندگان بنامِ دوران، از کلاس های او وارد عرصه هنری شده اند: "ملوک ضرابی"، "محمدرضا شجریان" و "عبدالوهاب شهیدی"، کلاس "مهرتاش" بهره ی دیگری نیز می داد. او آموزگار "دکلاماسیون" (فنّ بیان) و تئاتر نیز بود. دکلاماسیون درست ادا کردنِ واژه ها را در متن های موسیقایی به او آموخت. بانو "مرضیه" حتی در اُپِرتِ خسرو و شیرین، موزیکالِ ساخته و پرداخته ی "مهرتاش" نقش شیرین را ایفا کرده است.
پس از "مهرتاش"، نوبت به آموزگار بزرگ موسیقی "ابوالحسن خانِ صبا" رسید. "صبا" زوائد آوازخوانی او را گرفت و ملایمت و صفای ویژه ای به آن بخشید. ولی آموزشِ دقیقِ ردیف، ردیف شناس می طلبید. زندا یاد "عبدالله دوامی" این مهم را بر عهده گرفت. مرضیه گویا نخستین شاگرد "دوامی" بوده است و "محمود کریمی" ردیف شناس بعدی، دومین شاگرد او بود. اما در میان استادانِ "مرضیه" به نام "درويش حسن"
خوریم. که بوده است این مرد؟ بانو "مرضيه" او را چنین معرفی کرده است: "درويش حسن" خراباتی موسیقی را خوب می شناخت و خیلی خوب می خواند. کسی بود مانند "مشتاق" که سیم چهارم را به سه تار اضافه کرده و می گویند قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. او در اواخر دوره زندیه در کرمان و در مسجد به فتوای آخوندها و ملایانِ تندرو کشته شد. "مرضیه" سپس می افزاید که صدایش زیر تأثیر صدای "درویش حسن" است: «یک حالتی در خواندن من هست که هیچ کس تابه حال نتوانسته آن راتقلید کند. و این حالت خاص شور و شیدائی را من از "درویش حسن" یاد گرفتم.»
بهره گیری از این زمینه ها و آموزش ها، هفت سال به درازا کشید. "مرضیه" می گفت که او در درازای این زمان می توانسته در یکی از رشته های علمی یا ادبی دکتری بگیرد و گرفتار عواقب آوازخوان شدن نگردد و مجبور نشود در آن سال ها، این همه خونِ دل بخورد. ولی او تصمیم گرفته بود آوازخوان شود و به جامعه نشان دهد که «زن می تواند هم آواز بخواند و هم خانم باشد و پاک و پاکیزه زندگی کند.» شوروحالی که مردم از صدای او نشان دادند تأییدی است بر درستی انتخاب او.
"مرضیه" با همه آموزش ها و کوشش ها، از عوامل سازگار بیرونی نیز بهره بسیار برده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
#تفسیر_یک_ترانه
#طاووس
در دنیای شعر و آهنگ، ترانههایی که شعر آن متاثر از رویدادی در زندگی شخص ترانهسرا سروده شده باشد،کم نیستند. در تاریخ موسیقی ایران، آهنگ باکلام ماندگار کم نبوده؛ آهنگهایی که در ژرفای جان مردم نشسته است. در ۷۰ سال اخیر چه بسیار آهنگهایی که به هنرِ والای "ابوالحسن صبا"، "علی تجویدی"، "فرامرز پایور"، "پرویز یاحقی"، "اسدالله ملک"، "عباس خوشدل"، "همایون خرّم"، "حبیبالله بدیعی" و دیگر استادان جاودانه شده است. اما در ماندگاری این آهنگهای باکلام، جدا از هنر آهنگساز و لطافت صدای خواننده، شعر و ترانه شاعرِ ترانهسرا نیز نقشی مهم داشه است.
ترانه "طاووس مست" یکی از ماندگارترین آثار موسیقی کلاسیک ایران است که با همکاری زنده یاد استاد "رحیم معینی کرمانشاهی"، زنده یاد "استاد پرویز یاحقی" و زنده یاد "بانو مرضیه" ساخته شده است.
"معینی کرمانشاهی" در دوره نوجوانی گرایش ویژهای به نقاشی داشت و همزمان، شعر نیز می سرود و آنها را در روزنامههای محلی انتشار میداد و شاید این پیوند شعر و نقاشی در ذهن وی به سرایش ترانه های تصویری انجامیده است. در آن سالها از میان ترانهسرایان، "معینیکرمانشاهی"، گرایش فراوان به تصویرسازی داشت. وی در این ترانه، به این موضوع اخلاقی اشاره دارد که: طاووس، هنگامی که پرهای زیبا و با شکوه خود را میگشاید، نمیداند که پاهای زشت خود را هویدا میکند. موضوعی که در عرصه ترانهسازی تازگی داشت.
طاووس با نخوت و غرور، به چتر زیبای خود نگاه میکند و مستانه میخرامد. ولی هنگامی که پای زشتش نمایان میشود، چون غنچه بسته شده و دلش می شکند. ترانهسرا سپس نتیجه میگیرد که دنیا نیز همین گونه است و آدمها در این جهان، اسیر زشت و زیباست. او، هم چتر زیبا و هم پای زشت خود را میبیند. یک جهان ذوق و هنر، چتر زیبای اوست و هستی رنجآور، پای زشت او.
"کرمانشاهی" در ترانههای تصویری خود، همیشه به یک نتیجه اخلاقی میرسید. تصویر را برای نفس زیبای تصویر نمیساخت، بلکه از زیبائی تصویر برای رسیدن به نتایح اخلاقی سود میگرفت. اگر چه این روش، ارزش زیبائی شناسانه ترانه را میکاست، ولی به هر حال تاثیر تصویر به جای خود باقی بود.
ماجرای پدید آمدن تصنیف "طاووس" (در دستگاه شور)، به آهنگسازی استاد پرویز یاحقی به شرح زیر است:
استاد معینی تعریف می کردند که روزی در خانه خود در پلنگ چال، به هنگام ناهار که از قضا آبگوشت نیز بوده، در خانه به صدا در می آید، "استاد پرویز یاحقی" وارد شده و عنوان می کند که آهنگی ساخته و آمده است، تا "استاد معینی" بر روی آن شعری، بگذارد.
"استاد معینی" می فرمایند که اکنون وقت ناهار است و خوردن آبگوشت؛ پس "پرویز خان یاحقی" هم با ایشان هم سفره می شود و "خانم استاد معینی"، کاسه یی آبگوشت هم جلوی استاد "پرویز یاحقی" می گذارد. در همین حالِ غذا خوردن، "پرویز خان یاحقی"، نوار آهنگی را که ساخته بوده در ضبط می گذارد و آهنگ پخش می شود. ناگهان کبوتری که متعلق به همسایه بوده می آید و سر سفره بین "استاد معینی" و" پرویز یاحقی" می نشیند.
"استاد معینی" پس از دیدن کبوتر، قاشق را بر زمین گذاشته و درحالی که آهنگ پخش می شد، خودکار را در دست گرفتند و شروع کردند به نوشتن ترانه طاووس:
"در میان گلبنی خوش رنگ و بو، طاووس زیبا با پَرِ صد رنگ خود مستانه زد چتری فریبا…".
"پرویز یاحقی" بسیار از این ترانه خوشش آمد و گفت: "معینی"، تو کبوتر را می بینی یاد طاووس می افتی، طاووس را ببینی یاد چه می افتی. و چنین شد که این اثر بسیار زیبا خلق گردید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
#تفسیر_یک_ترانه
#طاووس
در دنیای شعر و آهنگ، ترانههایی که شعر آن متاثر از رویدادی در زندگی شخص ترانهسرا سروده شده باشد،کم نیستند. در تاریخ موسیقی ایران، آهنگ باکلام ماندگار کم نبوده؛ آهنگهایی که در ژرفای جان مردم نشسته است. در ۷۰ سال اخیر چه بسیار آهنگهایی که به هنرِ والای "ابوالحسن صبا"، "علی تجویدی"، "فرامرز پایور"، "پرویز یاحقی"، "اسدالله ملک"، "عباس خوشدل"، "همایون خرّم"، "حبیبالله بدیعی" و دیگر استادان جاودانه شده است. اما در ماندگاری این آهنگهای باکلام، جدا از هنر آهنگساز و لطافت صدای خواننده، شعر و ترانه شاعرِ ترانهسرا نیز نقشی مهم داشه است.
ترانه "طاووس مست" یکی از ماندگارترین آثار موسیقی کلاسیک ایران است که با همکاری زنده یاد استاد "رحیم معینی کرمانشاهی"، زنده یاد "استاد پرویز یاحقی" و زنده یاد "بانو مرضیه" ساخته شده است.
"معینی کرمانشاهی" در دوره نوجوانی گرایش ویژهای به نقاشی داشت و همزمان، شعر نیز می سرود و آنها را در روزنامههای محلی انتشار میداد و شاید این پیوند شعر و نقاشی در ذهن وی به سرایش ترانه های تصویری انجامیده است. در آن سالها از میان ترانهسرایان، "معینیکرمانشاهی"، گرایش فراوان به تصویرسازی داشت. وی در این ترانه، به این موضوع اخلاقی اشاره دارد که: طاووس، هنگامی که پرهای زیبا و با شکوه خود را میگشاید، نمیداند که پاهای زشت خود را هویدا میکند. موضوعی که در عرصه ترانهسازی تازگی داشت.
طاووس با نخوت و غرور، به چتر زیبای خود نگاه میکند و مستانه میخرامد. ولی هنگامی که پای زشتش نمایان میشود، چون غنچه بسته شده و دلش می شکند. ترانهسرا سپس نتیجه میگیرد که دنیا نیز همین گونه است و آدمها در این جهان، اسیر زشت و زیباست. او، هم چتر زیبا و هم پای زشت خود را میبیند. یک جهان ذوق و هنر، چتر زیبای اوست و هستی رنجآور، پای زشت او.
"کرمانشاهی" در ترانههای تصویری خود، همیشه به یک نتیجه اخلاقی میرسید. تصویر را برای نفس زیبای تصویر نمیساخت، بلکه از زیبائی تصویر برای رسیدن به نتایح اخلاقی سود میگرفت. اگر چه این روش، ارزش زیبائی شناسانه ترانه را میکاست، ولی به هر حال تاثیر تصویر به جای خود باقی بود.
ماجرای پدید آمدن تصنیف "طاووس" (در دستگاه شور)، به آهنگسازی استاد پرویز یاحقی به شرح زیر است:
استاد معینی تعریف می کردند که روزی در خانه خود در پلنگ چال، به هنگام ناهار که از قضا آبگوشت نیز بوده، در خانه به صدا در می آید، "استاد پرویز یاحقی" وارد شده و عنوان می کند که آهنگی ساخته و آمده است، تا "استاد معینی" بر روی آن شعری، بگذارد.
"استاد معینی" می فرمایند که اکنون وقت ناهار است و خوردن آبگوشت؛ پس "پرویز خان یاحقی" هم با ایشان هم سفره می شود و "خانم استاد معینی"، کاسه یی آبگوشت هم جلوی استاد "پرویز یاحقی" می گذارد. در همین حالِ غذا خوردن، "پرویز خان یاحقی"، نوار آهنگی را که ساخته بوده در ضبط می گذارد و آهنگ پخش می شود. ناگهان کبوتری که متعلق به همسایه بوده می آید و سر سفره بین "استاد معینی" و" پرویز یاحقی" می نشیند.
"استاد معینی" پس از دیدن کبوتر، قاشق را بر زمین گذاشته و درحالی که آهنگ پخش می شد، خودکار را در دست گرفتند و شروع کردند به نوشتن ترانه طاووس:
"در میان گلبنی خوش رنگ و بو، طاووس زیبا با پَرِ صد رنگ خود مستانه زد چتری فریبا…".
"پرویز یاحقی" بسیار از این ترانه خوشش آمد و گفت: "معینی"، تو کبوتر را می بینی یاد طاووس می افتی، طاووس را ببینی یاد چه می افتی. و چنین شد که این اثر بسیار زیبا خلق گردید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو🎼
#بانو_مرضیه
"ای گل"
بانو "مرضیه"
آهنگ از زنده یاد "استاد همایون خرم"
کلام از زنده یاد "تورج نگهبان"
ای گل جلوه ی این بستان بودی
وصلت بر تن عاشق جان بودی
در آن پرتو لبخند شیرین
ای مه درد مرا درمان بودی
بازا که یار من تو بودی
بهار من تو بودی رفتی
در این دیار بی قراران
قرار من تو بودی رفتی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشته ی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنی بخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو🎼
#بانو_مرضیه
"ای گل"
بانو "مرضیه"
آهنگ از زنده یاد "استاد همایون خرم"
کلام از زنده یاد "تورج نگهبان"
ای گل جلوه ی این بستان بودی
وصلت بر تن عاشق جان بودی
در آن پرتو لبخند شیرین
ای مه درد مرا درمان بودی
بازا که یار من تو بودی
بهار من تو بودی رفتی
در این دیار بی قراران
قرار من تو بودی رفتی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشته ی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنی بخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
#بانو_رامش
بانو "رامش" با نام اصلی "آذر محبی تهرانی" در ۲۲ آبان ۱۳۲۵ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان می رسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر می دهد و با نام هنری "رامش" اولین ترانه اش به نام پرستو جان که شعرش را "لعبت والا" سروده بود، در ۱۲ فروردین سال ۱۳۴۴ در برنامه گلها (یک شاخه گل) اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت. وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
"رامش" در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با "پرویز مقصدی" آغاز کرد و علاوه بر آن با "ناصر چشم آذر" و "منوچهر چشم آذر" هم همکاری مستمر داشته است. او ترانه "تهمت" را که کاری از "پرویز وکیلی" و آهنگسازی "ناصر چشم آذر" است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود. "رامش" در کنار "ویگن"، "منوچهر سخایی"، "گیتی پاشایی"، "عارف" و "گوگوش" از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی چشمک، میخک نقرهای و رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای "رامش"، ترانه "رودخونهها" -دومین ترانه "صادق نوجوکی" در مقام آهنگسازی- با کلام "محمد علی بهمنی" است که با الهام از داستان "ماهی سیاه کوچولو" اثر "صمد بهرنگی" سروده شده است؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد. از دیگر کارهای بسیار زیبای "رامش" که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه "پاییز" با شعری از "فروغ فرخزاد"، ترانه "زائر" از کارهای "محمد صالح علا" و ترانه "منتظر" که شعر و آهنگ آن از خود "رامش" میباشد را نام برد. "رامش" بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای گفتگوی سبز و تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه تهرون از خود "رامش" میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم جهان سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با "داریوش" و "فرامرز اصلانی" به نام "معشوق همین جاست" (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او درباره کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
#روحشون_شاد_ویادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
#بانو_رامش
بانو "رامش" با نام اصلی "آذر محبی تهرانی" در ۲۲ آبان ۱۳۲۵ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان می رسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر می دهد و با نام هنری "رامش" اولین ترانه اش به نام پرستو جان که شعرش را "لعبت والا" سروده بود، در ۱۲ فروردین سال ۱۳۴۴ در برنامه گلها (یک شاخه گل) اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت. وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
"رامش" در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با "پرویز مقصدی" آغاز کرد و علاوه بر آن با "ناصر چشم آذر" و "منوچهر چشم آذر" هم همکاری مستمر داشته است. او ترانه "تهمت" را که کاری از "پرویز وکیلی" و آهنگسازی "ناصر چشم آذر" است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود. "رامش" در کنار "ویگن"، "منوچهر سخایی"، "گیتی پاشایی"، "عارف" و "گوگوش" از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی چشمک، میخک نقرهای و رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای "رامش"، ترانه "رودخونهها" -دومین ترانه "صادق نوجوکی" در مقام آهنگسازی- با کلام "محمد علی بهمنی" است که با الهام از داستان "ماهی سیاه کوچولو" اثر "صمد بهرنگی" سروده شده است؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد. از دیگر کارهای بسیار زیبای "رامش" که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه "پاییز" با شعری از "فروغ فرخزاد"، ترانه "زائر" از کارهای "محمد صالح علا" و ترانه "منتظر" که شعر و آهنگ آن از خود "رامش" میباشد را نام برد. "رامش" بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای گفتگوی سبز و تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه تهرون از خود "رامش" میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم جهان سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با "داریوش" و "فرامرز اصلانی" به نام "معشوق همین جاست" (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او درباره کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
#روحشون_شاد_ویادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#بانو_الهه
پس از بانو "مرضیه"، در آغاز به نظر می رسید که مسئولان برنامه ی گلها در گزینش خوانندگانِ زن، کمال احتیاط را به عمل می آوردند. در آن زمان به جز "قمر"، "روحبخش" و "دلکش"، آواز نمی خواندند و بیشتر تصنیف خوان بودند. از آنجایی که هدف مسئولان برنامه، برجسته ساختن شعر خصوصاً، غزل فارسی به یاری موسیقی فاخر سنتی بود، آواز برایشان اهمیت بیشتری پیدا می کرد. و دکلمه های شعر، جای تصنیف پیش و یا پس از آواز را می گرفت. با این همه، خیلی زود این رویه تغییر کرد و با تنظیم و تدوین گلهای رنگارنگ جای مناسبی برای پخش تصنیف های فاخر سنتی پدید آمد. و بعدها در برنامه های جنبی "یک شاخه گل"، "برگ سبز" و "گلهای صحرایی" به تصنیف، ترانه و قطعات ضربی، میدان عمل گسترده تری داده شد.
بهرحال می توان گفت پس از بانو "مرضیه" زنان خواننده دیگری وارد عرصه ی گلها شدند و روز به روز به تنوع و جذابیت برنامه افزودند. "الهه"، "پروین"، "حمیرا"، "عهدیه"، و "سیمابینا" و کمی دیرتر "مهستی" و "هایده" از جمله این بانوانِ خواننده بشمار می روند، که برخی هم تصنیف خوان بودند و هم آواز، مانند "حمیرا" و "هایده" و برخی دیگر به اجرای ترانه های سنتی می پرداختند. در این میان، گمان می رود که قدمت بانو "الهه" اگر نه در گلها، دستِ کم در دیگر برنامه های موسیقی رادیو ایران بیش از دیگران باشد و خوانده های او در برنامه گلها، از بهترین ترانه های سنتی بشمار می رود.
بانو "بهار غلامحسینی" با نام هنریِ "الهه"، در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در تهران زاده شد، کارِ موسیقی را با اساتیدی چون، "جواد لشگری" و "مجید وفادار" آغاز کرده و با شادروانان، "حبیب الله بدیعی"، "پرویز یاحقی" و "همایون خرم" و... ادامه داده و در نخستین سالهای دهه ۴۰ وارد برنامه گلها شده است.
استاد "همایون خرم" می گوید ... روزی شادروان "داوود پیرنیا" از او خواسته بود که برای برنامه گلها، آهنگی بسازد. او نیز پذیرفته بود و با ساختن ترانه ی "رسوای زمانه" هم ترانه سرای با ذوق، "بهادر یگانه" و هم خواننده ی خوش صدا "الهه" را بیش از پیش به عالمِ هنر و موسیقی شناساند... زنده یاد "خرم" می افزاید: "الهه" سازگارترین صدایی بود که می توانست این ترانه را عاشقانه بپروراند. "الهه" از آن پس، در بسیاری از برنامه های "گلهای رنگارنگ"، شرکت داشته است. او پس از انقلاب ۵۷، ابتدا راهیِ انگلستان و سپس به آمریکا رفت و کمابیش به فعالیت های خود از طریق برگزاری کنسرت ها و ضبط کاست و دیسک ادامه داد و سرانجام در ۲۴مردادماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#بانو_الهه
پس از بانو "مرضیه"، در آغاز به نظر می رسید که مسئولان برنامه ی گلها در گزینش خوانندگانِ زن، کمال احتیاط را به عمل می آوردند. در آن زمان به جز "قمر"، "روحبخش" و "دلکش"، آواز نمی خواندند و بیشتر تصنیف خوان بودند. از آنجایی که هدف مسئولان برنامه، برجسته ساختن شعر خصوصاً، غزل فارسی به یاری موسیقی فاخر سنتی بود، آواز برایشان اهمیت بیشتری پیدا می کرد. و دکلمه های شعر، جای تصنیف پیش و یا پس از آواز را می گرفت. با این همه، خیلی زود این رویه تغییر کرد و با تنظیم و تدوین گلهای رنگارنگ جای مناسبی برای پخش تصنیف های فاخر سنتی پدید آمد. و بعدها در برنامه های جنبی "یک شاخه گل"، "برگ سبز" و "گلهای صحرایی" به تصنیف، ترانه و قطعات ضربی، میدان عمل گسترده تری داده شد.
بهرحال می توان گفت پس از بانو "مرضیه" زنان خواننده دیگری وارد عرصه ی گلها شدند و روز به روز به تنوع و جذابیت برنامه افزودند. "الهه"، "پروین"، "حمیرا"، "عهدیه"، و "سیمابینا" و کمی دیرتر "مهستی" و "هایده" از جمله این بانوانِ خواننده بشمار می روند، که برخی هم تصنیف خوان بودند و هم آواز، مانند "حمیرا" و "هایده" و برخی دیگر به اجرای ترانه های سنتی می پرداختند. در این میان، گمان می رود که قدمت بانو "الهه" اگر نه در گلها، دستِ کم در دیگر برنامه های موسیقی رادیو ایران بیش از دیگران باشد و خوانده های او در برنامه گلها، از بهترین ترانه های سنتی بشمار می رود.
بانو "بهار غلامحسینی" با نام هنریِ "الهه"، در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در تهران زاده شد، کارِ موسیقی را با اساتیدی چون، "جواد لشگری" و "مجید وفادار" آغاز کرده و با شادروانان، "حبیب الله بدیعی"، "پرویز یاحقی" و "همایون خرم" و... ادامه داده و در نخستین سالهای دهه ۴۰ وارد برنامه گلها شده است.
استاد "همایون خرم" می گوید ... روزی شادروان "داوود پیرنیا" از او خواسته بود که برای برنامه گلها، آهنگی بسازد. او نیز پذیرفته بود و با ساختن ترانه ی "رسوای زمانه" هم ترانه سرای با ذوق، "بهادر یگانه" و هم خواننده ی خوش صدا "الهه" را بیش از پیش به عالمِ هنر و موسیقی شناساند... زنده یاد "خرم" می افزاید: "الهه" سازگارترین صدایی بود که می توانست این ترانه را عاشقانه بپروراند. "الهه" از آن پس، در بسیاری از برنامه های "گلهای رنگارنگ"، شرکت داشته است. او پس از انقلاب ۵۷، ابتدا راهیِ انگلستان و سپس به آمریکا رفت و کمابیش به فعالیت های خود از طریق برگزاری کنسرت ها و ضبط کاست و دیسک ادامه داد و سرانجام در ۲۴مردادماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#بانو_جان
من درباره تو به آنها نگفتهام اما تو را دیدهاند که در چشمانم شنا میکنی.
من درباره تو به آنها نگفتهام اما تو را در کلماتم دیدهاند؛
عطرِ عشق، نمیتواند پنهان بماند.
#Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#بانو_جان
من درباره تو به آنها نگفتهام اما تو را دیدهاند که در چشمانم شنا میکنی.
من درباره تو به آنها نگفتهام اما تو را در کلماتم دیدهاند؛
عطرِ عشق، نمیتواند پنهان بماند.
#Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
✿#بانو_جان
✿اندوهت را بتِکان...
جهان منتظرت نمیماند
تا حالت خوب شود.
جهان صبر نمیکند تا
غصه ات سر آید.
جهان برای هیچکس منتظر نمیماند
جهان میرود چه تو
غمگین باشی و چه شادمان
اندوهت را بتکان...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
✿#بانو_جان
✿اندوهت را بتِکان...
جهان منتظرت نمیماند
تا حالت خوب شود.
جهان صبر نمیکند تا
غصه ات سر آید.
جهان برای هیچکس منتظر نمیماند
جهان میرود چه تو
غمگین باشی و چه شادمان
اندوهت را بتکان...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#بانو_گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity