اشرف السادات مرتضایی ((مرضیه ))
تصنیف: #عشق_وبهار
باصدای: #بانو_مرضیه
آهنگساز: #انوشیروان_روحانی
ترانه سرا : #اسماعیل_نواب
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف: #عشق_وبهار
باصدای: #بانو_مرضیه
آهنگساز: #انوشیروان_روحانی
ترانه سرا : #اسماعیل_نواب
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عکس_زیبا
#یادمان
#بانو_مرضیه
#موسیقی_ایرانی🎼
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
#این_عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#عکس_زیبا
#یادمان
#بانو_مرضیه
#موسیقی_ایرانی🎼
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
#این_عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
"اشرف السادات مرتضایی" با نام هنری "مرضیه" در ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران زاده شد و از همان خردسالی از زمینه ها و عواملی که هنرمند را جاودان می سازد، بهره ی بسیار داشت. شرایط در خانه ی پدری گسترده بود. پدر اگرچه روحانی بود ولی خشک اندیش نبود. دو زنی که با آن ها ازدواج کرد اهل موسیقی بودند. مادر تارنواز و زن پدر پیانونواز بودند. فضای موزیکالِ خانه، نخستین رغبت ها را در "مرضیه" خردسال پدید آورد. در نوجوانی، زن پدرِ پیانونوازش او را با یکی از دوستان موسیقی دانِ خود آشنا کرد. مردی به نام "حشمت دفتر" که به قول خودِ "مرضیه" سینه ای سرشار از موسیقی داشت. آشنایی با این مرد زمینه گسترده ترِ بعدی را پیش پای او گسترانید. با مجموعه آهنگ های "شیدا" آشنا شد و نیز با استادان برجسته زمانه نیز دم خور گردید.
در جامعه باربد از دانشِ زنده یاد "اسماعیل مهرتاش" بهره ها برد. آموزگاری که بیشتر خوانندگان بنامِ دوران، از کلاس های او وارد عرصه هنری شده اند: "ملوک ضرابی"، "محمدرضا شجریان" و "عبدالوهاب شهیدی"، کلاس "مهرتاش" بهره ی دیگری نیز می داد. او آموزگار "دکلاماسیون" (فنّ بیان) و تئاتر نیز بود. دکلاماسیون درست ادا کردنِ واژه ها را در متن های موسیقایی به او آموخت. بانو "مرضیه" حتی در اُپِرتِ خسرو و شیرین، موزیکالِ ساخته و پرداخته ی "مهرتاش" نقش شیرین را ایفا کرده است.
پس از "مهرتاش"، نوبت به آموزگار بزرگ موسیقی "ابوالحسن خانِ صبا" رسید. "صبا" زوائد آوازخوانی او را گرفت و ملایمت و صفای ویژه ای به آن بخشید. ولی آموزشِ دقیقِ ردیف، ردیف شناس می طلبید. زندا یاد "عبدالله دوامی" این مهم را بر عهده گرفت. مرضیه گویا نخستین شاگرد "دوامی" بوده است و "محمود کریمی" ردیف شناس بعدی، دومین شاگرد او بود. اما در میان استادانِ "مرضیه" به نام "درويش حسن"
خوریم. که بوده است این مرد؟ بانو "مرضيه" او را چنین معرفی کرده است: "درويش حسن" خراباتی موسیقی را خوب می شناخت و خیلی خوب می خواند. کسی بود مانند "مشتاق" که سیم چهارم را به سه تار اضافه کرده و می گویند قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. او در اواخر دوره زندیه در کرمان و در مسجد به فتوای آخوندها و ملایانِ تندرو کشته شد. "مرضیه" سپس می افزاید که صدایش زیر تأثیر صدای "درویش حسن" است: «یک حالتی در خواندن من هست که هیچ کس تابه حال نتوانسته آن راتقلید کند. و این حالت خاص شور و شیدائی را من از "درویش حسن" یاد گرفتم.»
بهره گیری از این زمینه ها و آموزش ها، هفت سال به درازا کشید. "مرضیه" می گفت که او در درازای این زمان می توانسته در یکی از رشته های علمی یا ادبی دکتری بگیرد و گرفتار عواقب آوازخوان شدن نگردد و مجبور نشود در آن سال ها، این همه خونِ دل بخورد. ولی او تصمیم گرفته بود آوازخوان شود و به جامعه نشان دهد که «زن می تواند هم آواز بخواند و هم خانم باشد و پاک و پاکیزه زندگی کند.» شوروحالی که مردم از صدای او نشان دادند تأییدی است بر درستی انتخاب او.
"مرضیه" با همه آموزش ها و کوشش ها، از عوامل سازگار بیرونی نیز بهره بسیار برده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
"اشرف السادات مرتضایی" با نام هنری "مرضیه" در ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران زاده شد و از همان خردسالی از زمینه ها و عواملی که هنرمند را جاودان می سازد، بهره ی بسیار داشت. شرایط در خانه ی پدری گسترده بود. پدر اگرچه روحانی بود ولی خشک اندیش نبود. دو زنی که با آن ها ازدواج کرد اهل موسیقی بودند. مادر تارنواز و زن پدر پیانونواز بودند. فضای موزیکالِ خانه، نخستین رغبت ها را در "مرضیه" خردسال پدید آورد. در نوجوانی، زن پدرِ پیانونوازش او را با یکی از دوستان موسیقی دانِ خود آشنا کرد. مردی به نام "حشمت دفتر" که به قول خودِ "مرضیه" سینه ای سرشار از موسیقی داشت. آشنایی با این مرد زمینه گسترده ترِ بعدی را پیش پای او گسترانید. با مجموعه آهنگ های "شیدا" آشنا شد و نیز با استادان برجسته زمانه نیز دم خور گردید.
در جامعه باربد از دانشِ زنده یاد "اسماعیل مهرتاش" بهره ها برد. آموزگاری که بیشتر خوانندگان بنامِ دوران، از کلاس های او وارد عرصه هنری شده اند: "ملوک ضرابی"، "محمدرضا شجریان" و "عبدالوهاب شهیدی"، کلاس "مهرتاش" بهره ی دیگری نیز می داد. او آموزگار "دکلاماسیون" (فنّ بیان) و تئاتر نیز بود. دکلاماسیون درست ادا کردنِ واژه ها را در متن های موسیقایی به او آموخت. بانو "مرضیه" حتی در اُپِرتِ خسرو و شیرین، موزیکالِ ساخته و پرداخته ی "مهرتاش" نقش شیرین را ایفا کرده است.
پس از "مهرتاش"، نوبت به آموزگار بزرگ موسیقی "ابوالحسن خانِ صبا" رسید. "صبا" زوائد آوازخوانی او را گرفت و ملایمت و صفای ویژه ای به آن بخشید. ولی آموزشِ دقیقِ ردیف، ردیف شناس می طلبید. زندا یاد "عبدالله دوامی" این مهم را بر عهده گرفت. مرضیه گویا نخستین شاگرد "دوامی" بوده است و "محمود کریمی" ردیف شناس بعدی، دومین شاگرد او بود. اما در میان استادانِ "مرضیه" به نام "درويش حسن"
خوریم. که بوده است این مرد؟ بانو "مرضيه" او را چنین معرفی کرده است: "درويش حسن" خراباتی موسیقی را خوب می شناخت و خیلی خوب می خواند. کسی بود مانند "مشتاق" که سیم چهارم را به سه تار اضافه کرده و می گویند قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. او در اواخر دوره زندیه در کرمان و در مسجد به فتوای آخوندها و ملایانِ تندرو کشته شد. "مرضیه" سپس می افزاید که صدایش زیر تأثیر صدای "درویش حسن" است: «یک حالتی در خواندن من هست که هیچ کس تابه حال نتوانسته آن راتقلید کند. و این حالت خاص شور و شیدائی را من از "درویش حسن" یاد گرفتم.»
بهره گیری از این زمینه ها و آموزش ها، هفت سال به درازا کشید. "مرضیه" می گفت که او در درازای این زمان می توانسته در یکی از رشته های علمی یا ادبی دکتری بگیرد و گرفتار عواقب آوازخوان شدن نگردد و مجبور نشود در آن سال ها، این همه خونِ دل بخورد. ولی او تصمیم گرفته بود آوازخوان شود و به جامعه نشان دهد که «زن می تواند هم آواز بخواند و هم خانم باشد و پاک و پاکیزه زندگی کند.» شوروحالی که مردم از صدای او نشان دادند تأییدی است بر درستی انتخاب او.
"مرضیه" با همه آموزش ها و کوشش ها، از عوامل سازگار بیرونی نیز بهره بسیار برده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
#تفسیر_یک_ترانه
#طاووس
در دنیای شعر و آهنگ، ترانههایی که شعر آن متاثر از رویدادی در زندگی شخص ترانهسرا سروده شده باشد،کم نیستند. در تاریخ موسیقی ایران، آهنگ باکلام ماندگار کم نبوده؛ آهنگهایی که در ژرفای جان مردم نشسته است. در ۷۰ سال اخیر چه بسیار آهنگهایی که به هنرِ والای "ابوالحسن صبا"، "علی تجویدی"، "فرامرز پایور"، "پرویز یاحقی"، "اسدالله ملک"، "عباس خوشدل"، "همایون خرّم"، "حبیبالله بدیعی" و دیگر استادان جاودانه شده است. اما در ماندگاری این آهنگهای باکلام، جدا از هنر آهنگساز و لطافت صدای خواننده، شعر و ترانه شاعرِ ترانهسرا نیز نقشی مهم داشه است.
ترانه "طاووس مست" یکی از ماندگارترین آثار موسیقی کلاسیک ایران است که با همکاری زنده یاد استاد "رحیم معینی کرمانشاهی"، زنده یاد "استاد پرویز یاحقی" و زنده یاد "بانو مرضیه" ساخته شده است.
"معینی کرمانشاهی" در دوره نوجوانی گرایش ویژهای به نقاشی داشت و همزمان، شعر نیز می سرود و آنها را در روزنامههای محلی انتشار میداد و شاید این پیوند شعر و نقاشی در ذهن وی به سرایش ترانه های تصویری انجامیده است. در آن سالها از میان ترانهسرایان، "معینیکرمانشاهی"، گرایش فراوان به تصویرسازی داشت. وی در این ترانه، به این موضوع اخلاقی اشاره دارد که: طاووس، هنگامی که پرهای زیبا و با شکوه خود را میگشاید، نمیداند که پاهای زشت خود را هویدا میکند. موضوعی که در عرصه ترانهسازی تازگی داشت.
طاووس با نخوت و غرور، به چتر زیبای خود نگاه میکند و مستانه میخرامد. ولی هنگامی که پای زشتش نمایان میشود، چون غنچه بسته شده و دلش می شکند. ترانهسرا سپس نتیجه میگیرد که دنیا نیز همین گونه است و آدمها در این جهان، اسیر زشت و زیباست. او، هم چتر زیبا و هم پای زشت خود را میبیند. یک جهان ذوق و هنر، چتر زیبای اوست و هستی رنجآور، پای زشت او.
"کرمانشاهی" در ترانههای تصویری خود، همیشه به یک نتیجه اخلاقی میرسید. تصویر را برای نفس زیبای تصویر نمیساخت، بلکه از زیبائی تصویر برای رسیدن به نتایح اخلاقی سود میگرفت. اگر چه این روش، ارزش زیبائی شناسانه ترانه را میکاست، ولی به هر حال تاثیر تصویر به جای خود باقی بود.
ماجرای پدید آمدن تصنیف "طاووس" (در دستگاه شور)، به آهنگسازی استاد پرویز یاحقی به شرح زیر است:
استاد معینی تعریف می کردند که روزی در خانه خود در پلنگ چال، به هنگام ناهار که از قضا آبگوشت نیز بوده، در خانه به صدا در می آید، "استاد پرویز یاحقی" وارد شده و عنوان می کند که آهنگی ساخته و آمده است، تا "استاد معینی" بر روی آن شعری، بگذارد.
"استاد معینی" می فرمایند که اکنون وقت ناهار است و خوردن آبگوشت؛ پس "پرویز خان یاحقی" هم با ایشان هم سفره می شود و "خانم استاد معینی"، کاسه یی آبگوشت هم جلوی استاد "پرویز یاحقی" می گذارد. در همین حالِ غذا خوردن، "پرویز خان یاحقی"، نوار آهنگی را که ساخته بوده در ضبط می گذارد و آهنگ پخش می شود. ناگهان کبوتری که متعلق به همسایه بوده می آید و سر سفره بین "استاد معینی" و" پرویز یاحقی" می نشیند.
"استاد معینی" پس از دیدن کبوتر، قاشق را بر زمین گذاشته و درحالی که آهنگ پخش می شد، خودکار را در دست گرفتند و شروع کردند به نوشتن ترانه طاووس:
"در میان گلبنی خوش رنگ و بو، طاووس زیبا با پَرِ صد رنگ خود مستانه زد چتری فریبا…".
"پرویز یاحقی" بسیار از این ترانه خوشش آمد و گفت: "معینی"، تو کبوتر را می بینی یاد طاووس می افتی، طاووس را ببینی یاد چه می افتی. و چنین شد که این اثر بسیار زیبا خلق گردید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی🎼
#یادمان
#بانو_مرضیه
#تفسیر_یک_ترانه
#طاووس
در دنیای شعر و آهنگ، ترانههایی که شعر آن متاثر از رویدادی در زندگی شخص ترانهسرا سروده شده باشد،کم نیستند. در تاریخ موسیقی ایران، آهنگ باکلام ماندگار کم نبوده؛ آهنگهایی که در ژرفای جان مردم نشسته است. در ۷۰ سال اخیر چه بسیار آهنگهایی که به هنرِ والای "ابوالحسن صبا"، "علی تجویدی"، "فرامرز پایور"، "پرویز یاحقی"، "اسدالله ملک"، "عباس خوشدل"، "همایون خرّم"، "حبیبالله بدیعی" و دیگر استادان جاودانه شده است. اما در ماندگاری این آهنگهای باکلام، جدا از هنر آهنگساز و لطافت صدای خواننده، شعر و ترانه شاعرِ ترانهسرا نیز نقشی مهم داشه است.
ترانه "طاووس مست" یکی از ماندگارترین آثار موسیقی کلاسیک ایران است که با همکاری زنده یاد استاد "رحیم معینی کرمانشاهی"، زنده یاد "استاد پرویز یاحقی" و زنده یاد "بانو مرضیه" ساخته شده است.
"معینی کرمانشاهی" در دوره نوجوانی گرایش ویژهای به نقاشی داشت و همزمان، شعر نیز می سرود و آنها را در روزنامههای محلی انتشار میداد و شاید این پیوند شعر و نقاشی در ذهن وی به سرایش ترانه های تصویری انجامیده است. در آن سالها از میان ترانهسرایان، "معینیکرمانشاهی"، گرایش فراوان به تصویرسازی داشت. وی در این ترانه، به این موضوع اخلاقی اشاره دارد که: طاووس، هنگامی که پرهای زیبا و با شکوه خود را میگشاید، نمیداند که پاهای زشت خود را هویدا میکند. موضوعی که در عرصه ترانهسازی تازگی داشت.
طاووس با نخوت و غرور، به چتر زیبای خود نگاه میکند و مستانه میخرامد. ولی هنگامی که پای زشتش نمایان میشود، چون غنچه بسته شده و دلش می شکند. ترانهسرا سپس نتیجه میگیرد که دنیا نیز همین گونه است و آدمها در این جهان، اسیر زشت و زیباست. او، هم چتر زیبا و هم پای زشت خود را میبیند. یک جهان ذوق و هنر، چتر زیبای اوست و هستی رنجآور، پای زشت او.
"کرمانشاهی" در ترانههای تصویری خود، همیشه به یک نتیجه اخلاقی میرسید. تصویر را برای نفس زیبای تصویر نمیساخت، بلکه از زیبائی تصویر برای رسیدن به نتایح اخلاقی سود میگرفت. اگر چه این روش، ارزش زیبائی شناسانه ترانه را میکاست، ولی به هر حال تاثیر تصویر به جای خود باقی بود.
ماجرای پدید آمدن تصنیف "طاووس" (در دستگاه شور)، به آهنگسازی استاد پرویز یاحقی به شرح زیر است:
استاد معینی تعریف می کردند که روزی در خانه خود در پلنگ چال، به هنگام ناهار که از قضا آبگوشت نیز بوده، در خانه به صدا در می آید، "استاد پرویز یاحقی" وارد شده و عنوان می کند که آهنگی ساخته و آمده است، تا "استاد معینی" بر روی آن شعری، بگذارد.
"استاد معینی" می فرمایند که اکنون وقت ناهار است و خوردن آبگوشت؛ پس "پرویز خان یاحقی" هم با ایشان هم سفره می شود و "خانم استاد معینی"، کاسه یی آبگوشت هم جلوی استاد "پرویز یاحقی" می گذارد. در همین حالِ غذا خوردن، "پرویز خان یاحقی"، نوار آهنگی را که ساخته بوده در ضبط می گذارد و آهنگ پخش می شود. ناگهان کبوتری که متعلق به همسایه بوده می آید و سر سفره بین "استاد معینی" و" پرویز یاحقی" می نشیند.
"استاد معینی" پس از دیدن کبوتر، قاشق را بر زمین گذاشته و درحالی که آهنگ پخش می شد، خودکار را در دست گرفتند و شروع کردند به نوشتن ترانه طاووس:
"در میان گلبنی خوش رنگ و بو، طاووس زیبا با پَرِ صد رنگ خود مستانه زد چتری فریبا…".
"پرویز یاحقی" بسیار از این ترانه خوشش آمد و گفت: "معینی"، تو کبوتر را می بینی یاد طاووس می افتی، طاووس را ببینی یاد چه می افتی. و چنین شد که این اثر بسیار زیبا خلق گردید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو🎼
#بانو_مرضیه
"ای گل"
بانو "مرضیه"
آهنگ از زنده یاد "استاد همایون خرم"
کلام از زنده یاد "تورج نگهبان"
ای گل جلوه ی این بستان بودی
وصلت بر تن عاشق جان بودی
در آن پرتو لبخند شیرین
ای مه درد مرا درمان بودی
بازا که یار من تو بودی
بهار من تو بودی رفتی
در این دیار بی قراران
قرار من تو بودی رفتی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشته ی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنی بخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو🎼
#بانو_مرضیه
"ای گل"
بانو "مرضیه"
آهنگ از زنده یاد "استاد همایون خرم"
کلام از زنده یاد "تورج نگهبان"
ای گل جلوه ی این بستان بودی
وصلت بر تن عاشق جان بودی
در آن پرتو لبخند شیرین
ای مه درد مرا درمان بودی
بازا که یار من تو بودی
بهار من تو بودی رفتی
در این دیار بی قراران
قرار من تو بودی رفتی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشته ی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنی بخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity