اشرف السادات مرتضایی ((مرضیه ))
تصنیف: #عشق_وبهار


باصدای: #بانو_مرضیه
آهنگساز: #انوشیروان_روحانی
ترانه سرا : #اسماعیل_نواب
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_هنرمند

#اسماعیل_نواب_صفا

"اسماعيل نواب صفا" به نسلی از ترانه سازان و آهنگسازانِ ايرانی تعلق دارد که با راه انداختن جريان تازه ای در موسيقی ايرانی، در واقع حدِ فاصلِ دورانِ موسيقی اصيل و سنتی به دورانِ جديدِ موسيقیِ پاپِ ايرانی شدند و تحولی در روندِ شکل گيریِ موسيقی امروزِ ايران آفريدند.

در سالهای دهه ی ۳۰ خورشیدی به موازاتِ تحولاتِ اجتماعی و فرهنگی، دگرگونی هایی در قلمروِ ترانه سرایی پدید آمد که پس از آن، خودِ ترانه سرایان نیز، از حضورِ مستمرِ گل و بلبل و شمع و پروانه، در بند بندِ متن های ترانه ای، خسته و ملول شده بودند و گه گاهی نگاهی عمیق تر، به پیرامونِ خود _به مظاهرِ زندگی و طبیعت_ می افکندند و به تصویرسازی های ساده و روان، روی می آوردند. در این گرایش، آهنگ سازانِ نوآور و جوانی را که تازه وارد صحنه شده بودند را نیز، نمی توان فراموش کرد.

زبان، همان زبانِ کتابی و فاخرِ دوره پیشین باقی ماند، اما واژگان و تشبیهاتِ مورد استفاده، نوتر شد. بنابراین، از تکرارها کاسته شده و مضامین، به پیروی از آهنگ های کوتاه تر، با خلاصه گوییِ بیشتری مطرح می شد. از همین سالها بود که راه، برای تبدیلِ تصنیف های قاجاری به ترانه های نو هموار شد. بانوان "قمرالملوک وزیری"، "ملوک ضرابی" و "روح انگیز"، که فعالیت های بسیار کرده بودند، جای خود را به خوانندگانِ خوش صدایِ تازه نفس تری چون، "دلکش"، "روح بخش"، "مرضیه" و "پوران" سپرده، و آهنگ ها و نواهای تازه ای را، از اساتیدِ بزرگی چون، "مهدی خالدی" و "علی تجویدی" و "مجید وفادار" می خواندند. ترانه سرایان در این میان، چاره ای نداشتند جزآنکه متن های سازگار با صداها و ملودی های جدیدتری را بسرایند. نیازِ جامعه به دگرگونی و نوآوری، نقشِ همه را از پیش تعیین کرده بود.

یکی از ایفاگرانِ این نقش، در عرصه ی ترانه سرایی در آغاز، "اسماعیل نواب صفا" بود که از خاندانی اصفهانی الاصل اما، اهل کرمانشاه بود، و دورانِ تحصيلش را مدتی در کرمانشاه به آموختنِ نوازندگیِ ساز ويلن پرداخت و همچنین همانجا طبعِ شاعری خود را آزمود و تخلص «صفا» را برگزيد. او در سنِ نوزده سالگی به تهران مهاجرت کرد و به کار در مطبوعاتِ طنز پرداخت، تا جايی که حتی خبرنگارِ نشريه ی «فکاهی توفيق» در مجلس شورای ملی شد. آن گونه که خود بعدها گفته بود، ساختنِ ترانه ی «وعده گل رخان» روی يکی از نغمه های محلی کردی کرمانشاهی که در آن سال ها پرطرفدار و فراگير شده بود، راهِ وی را بسوی ترانه سرايیِ حرفه ای گشود.

نخستین شعرِ او را «روزنامه ی توفیق»، در سالِ ۱۳۲۳ انتشار داد و چندی بعد، او را به عضویتِ هیئت تحریریه خود برگزید. یک سالِ بعد، شعری را بر رویِ یک آهنگِ کرمانشاهی گذاشت که بانو "روح بخش"، آنرا خواند و او را به راه ترانه سرایی سوق داد. آشنایی او در سال های بعد، با آهنگسازانِ شهرت یافته ای، چون "مجید وفادار" و "مهدی خالدی"، پایه های شهرتِ او را استوار ساخت. در این میان، ترانه ی «نوبهار» با آهنگ استاد "خالدی" با صدای بانو "دلکش"، سخت فراگیر شد و سالهای سال، در ایامِ نوروز، از رادیو ایران به دفعات پخش می شد.

با وقوع انقلاب اسلامی در ايران و وقفه ای که در توليدِ آثار موسيقی پديد آمد، "اسماعيل نواب صفا" از صحنه ی ترانه سرايی کنار کشيد و تا پايان عمرش ترانه ی تازه ای از او منتشر نشد. از استاد "نواب صفا" ترانه های بسیاری باقی مانده، که عمدتاً با آهنگ هایی از اساتید "مجید وفادار" و "پرویز یاحقی"، پیوند خورده و با صدای خوانندگانِ مشهوری چون بانوان، "دلکش" "مرضیه"، "الهه"، "پوران" و استاد "بنان" ضبط و پخش شده است.

البته او با آهنگ سازانِ دیگری نیز چون زنده یاد "مرتضی محجوبی"، "حبیب اله بدیعی"، "همایون خرم"، "انوشیروان روحانی" و"عباس شاپوری" و... نیز، همکاری داشته و بطور کلی با هر سبک و سیاقی از جهانِ ترانه، کنار آمده و سازگاری نشان داده است. "اسماعیلِ نواب صفا"، معروف به شاعرِترانه سرایِ تصویرساز بود، او در ترانه "تک درخت" با آهنگی از "عباس شاپوری" و صدای "پوران"، از سرنوشتِ تک درختِ تیره بختی می گوید که چون شادابی و برگ و برش از میان رفته، به نهالِ زهرآلوده ای مانند شده، که همه از او می گریزند و او چاره ای ندارد جز، غمِ خود را با خارِ بیابان در میان بگذارد.

"نواب صفا" شرحِ آشنایی و همکاریِ خود با آهنگ سازانِ مختلف را در کتابِ خاطراتِ خود با عنوانِ «قصه شمع» به تفصیل شرخ داده است. وی سرانجام در فروردینِ سالِ ۱۳۸۴ در سن ۸۰ سالگی، در تهران درگذشت.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#اسماعیل_نواب_صفا 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۹ اسفند زادروز #اسماعیل_نواب_صفا

( زاده ۲۹ اسفند ۱۳۰۳ کرمانشاه -- درگذشته ۱۹ فروردین ۱۳۸۴ تهران) نویسنده، محقق، شاعر و ترانه سرا.

نواب صفا، که خاندان پدری‌اش از نوا‌ب‌های اصفهان و از خانواده‌های مشهور آن دیار بودند، تحصیلات ابتدائی خود را در کرمانشاه گذراند و بعد از چندی به‌همراه خانواده ساکن تهران شدند.
اولین شعر او در سال ۱۳۲۳ در بیست سالگی در نشریه فکاهی توفیق به چاپ رسید. در آن موقع محمّدعلی توفیق صاحب امتیاز و ابوالقاسم حالت سردبیر توفیق بودند. از آن پس به دعوت «ابوالقاسم حالت» به عضویت هیئت تحریریه «توفیق» در آمده و پس از چندی ستون مخصوصی با امضاء مستعار «مرشد صفا» برای خود باز کرد.
در تابستان ۱۳۲۵ به عضویّت نخستین کنگره شعرا و نویسندگان که در خانه فرهنگی ایران و شوروی تشکیل شده بود انتخاب شد. ریاست کنگره با ملک الشعرای بهار بود و صادق هدایت نیز عضو هیئت رئیسهٔ آن کنگره بود. نوّاب صفا اوّلین تصنیف یا ترانه خود را بر روی یک آهنگ محلی کرمانشاهی ساخت که به نام «وعده گلرخان» شهرت یافت. وی در سال ۱۳۲۶ با اسماعیل مهرتاش آشنا شد که در آن روزها جامعه باربد را تأسیس کرده بود. این آشنائی سبب شد که وی با حسینعلی مستعان که در آن روزها ریاست رادیو را بر عهده داشت، آشنا شود و او را به رادیو ‌بکشاند و به عضویّت و دبیری شورای نویسندگان رادیو در آید. وی همچنین از همان آغاز برای تماشاخانه‌های تهران پیش پرده میساخت.
همکاری وی با مجید وفادار از همین زمان آغاز شد و برای آهنگهای او حدود ۱۲ ترانه ساخت که برخی از آنها عبارتند از : دنیای من، آه بی اثر، خاکستر من، رویای شیرین، دلنواز و...
با آشنائی وی با مهدی خالدی، نخستین اثر مشترکشان بنام «رفتی» در دستگاه شور با صدای دلکش در سال ۱۳۲۶ اجرا شد. حدود ۱۶ ترانه از همکاری «نوّاب صفا» و «مهدی خالدی» بجا مانده که برخی از مشهورترین این ترانه‌ها عبارتند از : آمد نوبهار، بگریم ( در سوگ صبا ) آهنگی در نوا، آئین وفا و... و بدین سان آفرینش ترانه‌های جاودانه «نوّاب صفا» در کنار یارانش در رادیو با موفقیّت صورت گرفت.
وی سالهای پس از انقلاب به فعالیت ترانه سرایی ادامه داد و تا پایان عمر به تحقیق و نویسندگی نیز مشغول بود. از جملهٔ این موارد میتوان به چاپ کتابهای قصهٔ شمع که شرح خاطرات هنری وی بود، تفسیر پنج قصیده از اسدی طوسی، نغمهٔ مهر که شرح حال پنج شاعر و عارف مشهور از جمله مولانا، سعدی، حافظ، بابا طاهر و خواجه عبداله انصاری است، اشاره کرد.
همچنین مجموعهٔ اشعار وی به نام از یاد رفته و مجموعهٔ ترانه هایش با نام تکدرخت در همین سالها به چاپ رسیده‌ است. وی همچنین «سفرنامهٔ فرهاد میرزای معتمدالدوله» را با تجزیه و تحلیل کامل تصحیح کرده‌ است و نیز «منشأت فرهاد میرزا» نیز از جمله آثار نوشتاری شاخص نوّاب صفا است که در آخرین سالهای عمرش تحریر شده‌است.
اسماعیل نوّاب صفا در ۸۱ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.‌


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
#اسماعیل_نواب_‌صفا 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۹ فروردین سالروز درگذشت #اسماعیل_نواب_‌صفا

( زاده ۲۹ اسفند ۱۳۰۳ کرمانشاه -- درگذشته ۱۹ فروردین ۱۳۸۴ تهران) نویسنده، محقق، شاعر و ترانه سرا.

نواب صفا، که خاندان پدری‌اش از نوا‌ب‌های اصفهان و از خانواده‌های مشهور آن دیار بودند، تحصیلات ابتدائی خود را در کرمانشاه گذراند و بعد از چندی به‌همراه خانواده ساکن تهران شدند.
اولین شعر او در سال ۱۳۲۳ در بیست سالگی در نشریه فکاهی توفیق به چاپ رسید. در آن موقع محمّدعلی توفیق صاحب امتیاز و ابوالقاسم حالت سردبیر توفیق بودند. از آن پس به دعوت «ابوالقاسم حالت» به عضویت هیئت تحریریه «توفیق» در آمده و پس از چندی ستون مخصوصی با امضاء مستعار «مرشد صفا» برای خود باز کرد.
در تابستان ۱۳۲۵ به عضویّت نخستین کنگره شعرا و نویسندگان که در خانه فرهنگی ایران و شوروی تشکیل شده بود انتخاب شد. ریاست کنگره با ملک الشعرای بهار بود و صادق هدایت نیز عضو هیئت رئیسهٔ آن کنگره بود. نوّاب صفا اوّلین تصنیف یا ترانه خود را بر روی یک آهنگ محلی کرمانشاهی ساخت که به نام «وعده گلرخان» شهرت یافت. وی در سال ۱۳۲۶ با اسماعیل مهرتاش آشنا شد که در آن روزها جامعه باربد را تأسیس کرده بود. این آشنائی سبب شد که وی با حسینعلی مستعان که در آن روزها ریاست رادیو را بر عهده داشت، آشنا شود و او را به رادیو ‌بکشاند و به عضویّت و دبیری شورای نویسندگان رادیو در آید. وی همچنین از همان آغاز برای تماشاخانه‌های تهران پیش پرده میساخت.
همکاری وی با مجید وفادار از همین زمان آغاز شد و برای آهنگهای او حدود ۱۲ ترانه ساخت که برخی از آنها عبارتند از : دنیای من، آه بی اثر، خاکستر من، رویای شیرین، دلنواز و...
با آشنائی وی با مهدی خالدی، نخستین اثر مشترکشان بنام «رفتی» در دستگاه شور با صدای دلکش در سال ۱۳۲۶ اجرا شد. حدود ۱۶ ترانه از همکاری «نوّاب صفا» و «مهدی خالدی» بجا مانده که برخی از مشهورترین این ترانه‌ها عبارتند از : آمد نوبهار، بگریم ( در سوگ صبا ) آهنگی در نوا، آئین وفا و... و بدین سان آفرینش ترانه‌های جاودانه «نوّاب صفا» در کنار یارانش در رادیو با موفقیّت صورت گرفت.
وی سالهای پس از انقلاب به فعالیت ترانه سرایی ادامه داد و تا پایان عمر به تحقیق و نویسندگی نیز مشغول بود. از جملهٔ این موارد میتوان به چاپ کتابهای قصهٔ شمع که شرح خاطرات هنری وی بود، تفسیر پنج قصیده از اسدی طوسی، نغمهٔ مهر که شرح حال پنج شاعر و عارف مشهور از جمله مولانا، سعدی، حافظ، بابا طاهر و خواجه عبداله انصاری است، اشاره کرد.
همچنین مجموعهٔ اشعار وی به نام از یاد رفته و مجموعهٔ ترانه هایش با نام تکدرخت در همین سالها به چاپ رسیده‌ است. وی همچنین «سفرنامهٔ فرهاد میرزای معتمدالدوله» را با تجزیه و تحلیل کامل تصحیح کرده‌ است و نیز «منشأت فرهاد میرزا» نیز از جمله آثار نوشتاری شاخص نوّاب صفا است که در آخرین سالهای عمرش تحریر شده‌است.
اسماعیل نوّاب صفا در ۸۱ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.‌

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#یادمان
#موسیقی_ایرانی
#اسماعیل_نواب_صفا
شاعر و ترانه سرای برجسته
۱۳۰۳_۱۳۸۴
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#یادمان

#اسماعیل_نواب_صفا

"اسماعیل نواب صفا" در ۱۳۰۴ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد. تحصیلاتِ دبستانی و دبیرستانی را در همان شهر گذرانید. در همان سال ها، به موازاتِ تحصیل، هم ذوقِ شاعری خود را آزمایش می کرد و هم می کوشید نواختنِ ویولن را بیاموزد. او که «صفا» را به عنوان تخلص برای خود در شعر انتخاب کرده بود، در سال ۱۳۲۳ به تهران آمد و در عرصه ی فرهنگی، همکاری با مطبوعات را آغاز نمود. پس از شهریور ۱۳۲۰ از میانِ فُکاهی نامه ها، «توفیق» را، برای همکاری برگزید و چندی بعد، عضو هیئت تحریریه ی این روزنامه شد.

پس از آن در سال ۱۳۲۴ یک تفننِ جوانانه در ترانه سُرایی، مسیرِ آینده او را تعیین کرد. خودِ او می گوید: «علاقه به شعر و موسیقی که از خردسالی در من وجود داشت موجب شد که یک شب از شب های سال ۱۳۲۴ به ساختنِ شعری بر روی یکی از آهنگ های کرمانشاهی که به خاطر داشتم، بپردازم؛ اگرچه از این فن، آگاهی نداشتم.» ثمره ی این تفنن، ترانه ای شد با عنوان «وعدۂ گلرخان» که اگرچه چهاربند داشت اما، بند اولش آنچنان نظرِ همگان را به خود جلب کرد که تقریباً همه، در کوچه و بازار آن را به زمزمه، می خواندند.

گرچه «وعدۂ گلرخان» را که استاد "مجید وفادار" برای اجرای با ارکستر، تنظیم کرده بود، نخستین بار بانو "روحبخش" خواند، ولی جاذبه اش آنچنان بود که خوانندگانِ دیگر را به بازخوانی خود برانگیخت.
در تابستانِ سال ۱۳۲۴ نام "نواب صفا" برای نخستین بار به عنواح ترانه سُرا از رادیو تهران پخش شد و او را ترغیب کرد که بر روی چند آهنگِ محلی دیگر نیز شعر فارسی بگذارد و اجرایش را به دستِ بانو "روحبخش" و استاد "وفادار" بسپارد.

"نواب صفا" در سال های رواجِ پیش پرده خوانی، شعرهایی با مایه های طنز برای "جمشید شیبانی" و "عزت الله انتظامی" نوشت و یکبار نیز به سفارش "اسماعیل مهرتاش"، برای آهنگِ شاتوتی او متنی فراهم آورد که مناظره ای بود میانِ توت فرنگی و شاتوت. آشنایی با مرحوم "مهرتاش" ولی بهره ی بزرگ تری برای "نواب صفا" در پی داشت. در یکی از برنامه های «جامعه باربد»، از طریق "مهرتاش" با "حسینقلی مستعان" آشنا شد که در آن زمان ریاستِ رادیو را برعهده داشت. "مستعان" او را به همکاری با رادیو فراخواند و "نواب صفا" به این ترتیب از شهریور ماه سال ۱۳۲۶ به عضویتِ رسمی رادیو ایران در آمد.

به قول خودش با طوماری از وظیفه: «عضویت در شورای نویسندگان، ساختن چهار شعر بر روی چهار آهنگ در ماه، نظارت بر اجرای برنامه های موسیقی و... در ازای ماهی چهارصد تومان.» این مبلغ برای آن زمان چندان اندک نبوده است. پیش از این کار رسمی در تماشاخانه تهران برای هر پیش پرده، پانزده تومان و برای هر قطعه شعر_ که در تهران مصور چاپ می شد_ بیست تومان دریافت می کرده است !متن گذاری بر روی آهنگی از "مجید وفادار" در مایه شور بر شهرت "نواب صفا" افزود. ترانه را بانو "دلکش" خواند که خود نیز تازه قدم به میدان گذارده و برای شهرت دورخیز کرده بود.

«ساقی، امشب ما را دیوانه کردی/ما را بی خود از یک پیمانه کردی.» کارِ رسمی در رادیو و همکاری با "دلکش" و "وفادار"، ترانه سرای جوان را با آهنگسازانِ جوانِ دیگر آشنا ساخت. در این میان آشنایی و همکاری او با "مهدی خالدی" نقطه عطفی در کار ترانه سُرایی او پدید آورد. "خالدی" تازه همراه با "دلکش" از سفرِ موفقیت آمیزِ هندوستان بازگشته بود که با "نواب صفا" آشنا شد که به دوستی استواری انجامید و این دوستی، همکاری مستمر سه ساله ای را در پی داشت. ترانه ای با عنوان «رفتی»، نخستین ثمره این همکاری بود که با صدای رسای "دلکش" انتشار یافت: «ما را زچه پابند جنون کردی و رفتی/آخر چه بگویم که تو چون کردی و رفتی/در ساغرم ای یار/ای یار وفادار دلکش/ خون کردی و رفتی.»

این ترانه نیز اگرچه فراگیر شد، در برابر ترانه «نشاط» (معروف به آمد نوبهار) که دستاورد بعدی این مثلث هنری بود، رنگ باخت. "نواب صفا" در نزدیکی های نوروز، شبی در منزل "خالدی" اشعار آن را ساخت و نام فرزند تازه زاده شده "خالدی"، نشاط را بر روی آن گذاشت
.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity