🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
آداب #چهارشنبه_سوری
جشنهابرافروختن آتش/پرش از روی آتش/
قاشقزنی/آجیل مشکلگشای/فالگوش
شکاندن کوزه/آتشبازی/ترقه/فشفشه
چهارشنبهسوری که با نامهای چهارشنبه آخر سال و شب چهارشنبه سرخ نیز شناخته میشود یکی از جشنهای ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سهشنبه شب) برگزار میشود.
#پیشینه_ریشه_شناسی
واژهٔ «چهارشنبهسوری» از دو واژهٔ چهارشنبه — نام یکی از روزهای هفته — و سور به معنای عیش و عشرت ساخته شده است.
طبق آیین باستان در این روز آتش بزرگی بر افروخته میشود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته میشود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از روی آن میپرند آغاز میشود و در زمان پریدن میخوانند:
زردی من از تو
سرخی تو از من
این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد...
#حکایت
#چهارشنبه_سوری
#ایران_باستان
یکی از جشنهای #آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیشباز نوروز برگزار میشده و آمیزهای از چند آیین گوناگون است، #جشن_سوری بودهاست. سوری به یک معنی #سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز میافروختهاند. در #تاریخ_بخارا آمدهاست: «چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.»
این آتش را در شب سوری که همزمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن #سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها میافروختند که هم شگون داشته و هم به باور پیشینیان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانههای خود رهنمون میکردهاست.
به دیگر سخن این آتشافروزی بر بام خانهها، آخرین گام از آیینهای «گاهنبار پنجه» یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان میگویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست -اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) میباشد.
چند روز پیش از #نوروز مردمانی به نام آتشافروزان که پیامآور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها میرفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتشافروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری #نمایشهای_خیابانی، دستافشانیها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان میپرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش میافروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه میداشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی #مهر و #نور و #دوستی بود. هدف آتشافروزان برگرداندن نیروی #فزاینده و #نیک به مردمان برای چیره شدن بر #غم و #افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.
#رقص_با_آتش
آیین آتشافروزی پیش از نوروز به گونههای دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار میشود، #آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش میافروزند و از روی آن میجهند. بنا به آیینی کهن در #سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده میشود به عنوان آغاز بهار میشمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی میپردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتشافروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور #رومانی گزارش کردهاند.
آیین آتشافروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفتهاست. در ایران باستان بخشبندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشتهاست (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و ...). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیدهاند که به معنی فراغت و آسایش است. بخشبندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیدهاست. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشتهاند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.
#منوچهری_دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره میکند:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور,به ساتکین میخور, تا به عافیت گذر
یادکرد در #شاهنامه
در شاهنامهٔ فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشاندهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
آداب #چهارشنبه_سوری
جشنهابرافروختن آتش/پرش از روی آتش/
قاشقزنی/آجیل مشکلگشای/فالگوش
شکاندن کوزه/آتشبازی/ترقه/فشفشه
چهارشنبهسوری که با نامهای چهارشنبه آخر سال و شب چهارشنبه سرخ نیز شناخته میشود یکی از جشنهای ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سهشنبه شب) برگزار میشود.
#پیشینه_ریشه_شناسی
واژهٔ «چهارشنبهسوری» از دو واژهٔ چهارشنبه — نام یکی از روزهای هفته — و سور به معنای عیش و عشرت ساخته شده است.
طبق آیین باستان در این روز آتش بزرگی بر افروخته میشود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته میشود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از روی آن میپرند آغاز میشود و در زمان پریدن میخوانند:
زردی من از تو
سرخی تو از من
این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد...
#حکایت
#چهارشنبه_سوری
#ایران_باستان
یکی از جشنهای #آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیشباز نوروز برگزار میشده و آمیزهای از چند آیین گوناگون است، #جشن_سوری بودهاست. سوری به یک معنی #سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز میافروختهاند. در #تاریخ_بخارا آمدهاست: «چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.»
این آتش را در شب سوری که همزمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن #سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها میافروختند که هم شگون داشته و هم به باور پیشینیان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانههای خود رهنمون میکردهاست.
به دیگر سخن این آتشافروزی بر بام خانهها، آخرین گام از آیینهای «گاهنبار پنجه» یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان میگویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست -اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) میباشد.
چند روز پیش از #نوروز مردمانی به نام آتشافروزان که پیامآور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها میرفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتشافروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری #نمایشهای_خیابانی، دستافشانیها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان میپرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش میافروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه میداشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی #مهر و #نور و #دوستی بود. هدف آتشافروزان برگرداندن نیروی #فزاینده و #نیک به مردمان برای چیره شدن بر #غم و #افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.
#رقص_با_آتش
آیین آتشافروزی پیش از نوروز به گونههای دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار میشود، #آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش میافروزند و از روی آن میجهند. بنا به آیینی کهن در #سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده میشود به عنوان آغاز بهار میشمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی میپردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتشافروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور #رومانی گزارش کردهاند.
آیین آتشافروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفتهاست. در ایران باستان بخشبندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشتهاست (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و ...). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیدهاند که به معنی فراغت و آسایش است. بخشبندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیدهاست. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشتهاند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.
#منوچهری_دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره میکند:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور,به ساتکین میخور, تا به عافیت گذر
یادکرد در #شاهنامه
در شاهنامهٔ فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشاندهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ریشه_شناسی_واژه_پــایــیــز
ﻭﺍﮊه پارسی ﭘﺎﯾﯿﺰ ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ pāti-z(a)ya ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ_ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » میباشد. ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ pāti ، ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ ، #ﮐﻨﺎﺭ » ﻭ z(a)ya بمعنی « #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ، که ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ #ﺍﻭﺳﺘﺎﯾﯽ zyam « ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ #ﺩﻭﺭه_ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ : #پارسی_ﻣﯿﺎﻧﻪ pādēz « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ، #ﺳﻐﺪﯼ patyz ، #ﺳﮑﺎﯾﯽ paśa « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﻭ #ﺁﺳﯽ fæzzæg « ﭘﺎﯾﯿﺰ » خوانده میشد.
🔥 ﺩﺭﺑﺎﺭه #ﺭﯾﺸﻪ_ﺷﻨﺎﺳﯽ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ #ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ_ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-daiza « #ﺧﺮﻣﻦ ، #ﻣﺤﺼﻮﻝ » ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ daiz « #ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻦ ، #ﮔﺮﺩ_ﺁﻭﺭﺩﻥ » ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ -pāta « #ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ، #ﺳﻘﻮﻁ » ﺍﺯ ﺭیشه -pat « #ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ » ﻭ ﭘﺴﻮﻧﺪ eč دانسته اند. همچنین برخی آن را ﻣﺸﺘﻖ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-aixa ، ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ pati ﻭ aixa « #ﺳﺮﻣﺎ ، #ﯾﺦ » ﻧﯿﺰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍند.
🔥 ﺩﺭ #ﺑﻨﺪﻫﺸﻦ ، ﻓﺼﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ #ﺯﯾﺞ_ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻭﺍﮊه پارسی میانه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ :
Ka ō <nazdist> xwurdag ī Tarāzūg rased rōz ud šab rāst bun pādēz
« ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺧﺮﺩه ﺗﺮﺍﺯﻭ ﺭﺳﯿﺪ ، ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ ».
🔥 ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ #ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﻭ #ﺍﺷﺘﻘﺎﻕ ﻟﻐﻮﯼ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥﻫﺎﯼ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﻬﻢ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺘﺎﺧﺮﺗﺮﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ، ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ #ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ_ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ #ﻫﻨﺪ ﻭ #ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ #ﻣﺘﻦ_ﺍﻭﺳﺘﺎ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ #ﺗﻘﺴﯿﻢ_ﺑﻨﺪﯼ_ﻫﺎﯼ_ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ #ﻭﻧﺪﯾﺪﺍﺩ #ﻓﺮﮔﺮﺩ ۱ ﺑﻨﺪ ۲ ﻭ ۳ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۱۰_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_۲_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ ﯾﺎ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۵_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_ﻫﻔﺖ_ﻣﺎﻫﻪ . ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ #ﺍﻧﺴﺎﻥ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﺎ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ، ﻓﺼﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻠﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﻓﺼﻞﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ #ﻣﻌﻨﺎﯼ_ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. #ﻣﺎﻟﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn# « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﺩﺭ #ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻓﺼﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ، ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn « ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ » ﺷﺮﺡ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻏﯿﺒﺖ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﻣﺎ_ﻗﺒﻞ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ #ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻦ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ #ﺩﺍﻣﭙﺮﻭﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ، ﺑﺎ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻓﺼﻞ ﺩﺭ #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍست.
ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ( ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ #ﺍﺳﻄﻮﺭه_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻫﺮ ﺁﻓﺮﯾﻨﺸﯽ #ﺟﺸﻨﯽ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ #ﺷﺶ_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ، #ﺷﺶ_ﺟﺸﻦ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ #ﺟﺸﻦ_ﻫﺎﯼ_ﺷﺸﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ ) ﺩﺭ ﺍﻭﺳﺘﺎ -ayāθrima ﻭ ﺩﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﯿﺎﻧﻪ ayāsrim « #ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ_ﺑﻪ_ﺧﺎﻧﻪ » ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ #ﺑﺮﮔﺸﺖ #ﺍﺣﺸﺎﻡ ﺍﺯ #ﭼﺮﺍﮔﺎﻩ ﻭ #ﺻﺤﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ #ﺟﻔﺖ_ﺷﺪﻥ_ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﻏﺎﺯ ﻓﺼﻞ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ #ﮔﯿﺎﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺗﺎ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺩﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻝ ﺟﺸﻦ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۶ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﺗﺎ ۱۹ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺑﺎ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﻧﮓ ﺗﺎ ۲۴ ﻣﻬﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍست. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥﻫﺎﯼ ﮐﻬﻦ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﻣﺮﻭزه ﺁﻥ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺩﺍمه ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻩ.
در #ترکی_ارانی برای اشاره به فصل پاییز ، همین واژه پارسی را با خوانش payız بکار میبرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#ریشه_شناسی_واژه_پــایــیــز
ﻭﺍﮊه پارسی ﭘﺎﯾﯿﺰ ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ pāti-z(a)ya ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ_ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » میباشد. ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ pāti ، ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ ، #ﮐﻨﺎﺭ » ﻭ z(a)ya بمعنی « #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ، که ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ #ﺍﻭﺳﺘﺎﯾﯽ zyam « ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ #ﺩﻭﺭه_ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ : #پارسی_ﻣﯿﺎﻧﻪ pādēz « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ، #ﺳﻐﺪﯼ patyz ، #ﺳﮑﺎﯾﯽ paśa « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﻭ #ﺁﺳﯽ fæzzæg « ﭘﺎﯾﯿﺰ » خوانده میشد.
🔥 ﺩﺭﺑﺎﺭه #ﺭﯾﺸﻪ_ﺷﻨﺎﺳﯽ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ #ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ_ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-daiza « #ﺧﺮﻣﻦ ، #ﻣﺤﺼﻮﻝ » ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ daiz « #ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻦ ، #ﮔﺮﺩ_ﺁﻭﺭﺩﻥ » ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ -pāta « #ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ، #ﺳﻘﻮﻁ » ﺍﺯ ﺭیشه -pat « #ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ » ﻭ ﭘﺴﻮﻧﺪ eč دانسته اند. همچنین برخی آن را ﻣﺸﺘﻖ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-aixa ، ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ pati ﻭ aixa « #ﺳﺮﻣﺎ ، #ﯾﺦ » ﻧﯿﺰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍند.
🔥 ﺩﺭ #ﺑﻨﺪﻫﺸﻦ ، ﻓﺼﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ #ﺯﯾﺞ_ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻭﺍﮊه پارسی میانه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ :
Ka ō <nazdist> xwurdag ī Tarāzūg rased rōz ud šab rāst bun pādēz
« ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺧﺮﺩه ﺗﺮﺍﺯﻭ ﺭﺳﯿﺪ ، ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ ».
🔥 ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ #ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﻭ #ﺍﺷﺘﻘﺎﻕ ﻟﻐﻮﯼ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥﻫﺎﯼ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﻬﻢ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺘﺎﺧﺮﺗﺮﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ، ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ #ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ_ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ #ﻫﻨﺪ ﻭ #ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ #ﻣﺘﻦ_ﺍﻭﺳﺘﺎ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ #ﺗﻘﺴﯿﻢ_ﺑﻨﺪﯼ_ﻫﺎﯼ_ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ #ﻭﻧﺪﯾﺪﺍﺩ #ﻓﺮﮔﺮﺩ ۱ ﺑﻨﺪ ۲ ﻭ ۳ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۱۰_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_۲_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ ﯾﺎ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۵_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_ﻫﻔﺖ_ﻣﺎﻫﻪ . ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ #ﺍﻧﺴﺎﻥ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﺎ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ، ﻓﺼﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻠﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﻓﺼﻞﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ #ﻣﻌﻨﺎﯼ_ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. #ﻣﺎﻟﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn# « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﺩﺭ #ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻓﺼﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ، ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn « ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ » ﺷﺮﺡ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻏﯿﺒﺖ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﻣﺎ_ﻗﺒﻞ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ #ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻦ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ #ﺩﺍﻣﭙﺮﻭﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ، ﺑﺎ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻓﺼﻞ ﺩﺭ #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍست.
ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ( ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ #ﺍﺳﻄﻮﺭه_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻫﺮ ﺁﻓﺮﯾﻨﺸﯽ #ﺟﺸﻨﯽ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ #ﺷﺶ_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ، #ﺷﺶ_ﺟﺸﻦ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ #ﺟﺸﻦ_ﻫﺎﯼ_ﺷﺸﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ ) ﺩﺭ ﺍﻭﺳﺘﺎ -ayāθrima ﻭ ﺩﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﯿﺎﻧﻪ ayāsrim « #ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ_ﺑﻪ_ﺧﺎﻧﻪ » ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ #ﺑﺮﮔﺸﺖ #ﺍﺣﺸﺎﻡ ﺍﺯ #ﭼﺮﺍﮔﺎﻩ ﻭ #ﺻﺤﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ #ﺟﻔﺖ_ﺷﺪﻥ_ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﻏﺎﺯ ﻓﺼﻞ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ #ﮔﯿﺎﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺗﺎ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺩﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻝ ﺟﺸﻦ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۶ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﺗﺎ ۱۹ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺑﺎ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﻧﮓ ﺗﺎ ۲۴ ﻣﻬﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍست. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥﻫﺎﯼ ﮐﻬﻦ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﻣﺮﻭزه ﺁﻥ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺩﺍمه ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻩ.
در #ترکی_ارانی برای اشاره به فصل پاییز ، همین واژه پارسی را با خوانش payız بکار میبرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چهارشنبه_سوری
#حکایت
#ایران_باستان
یکی از جشنهای #آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیشباز نوروز برگزار میشده و آمیزهای از چند آیین گوناگون است، #جشن_سوری بودهاست. سوری به یک معنی #سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز میافروختهاند. در #تاریخ_بخارا آمدهاست: «چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.»
این آتش را در شب سوری که همزمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن #سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها میافروختند که هم شگون داشته و هم به باور پیشینیان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانههای خود رهنمون میکردهاست.
به دیگر سخن این آتشافروزی بر بام خانهها، آخرین گام از آیینهای «گاهنبار پنجه» یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان میگویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست -اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) میباشد.
چند روز پیش از #نوروز مردمانی به نام آتشافروزان که پیامآور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها میرفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتشافروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری #نمایشهای_خیابانی، دستافشانیها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان میپرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش میافروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه میداشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی #مهر و #نور و #دوستی بود. هدف آتشافروزان برگرداندن نیروی #فزاینده و #نیک به مردمان برای چیره شدن بر #غم و #افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.
#رقص_با_آتش
آیین آتشافروزی پیش از نوروز به گونههای دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار میشود، #آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش میافروزند و از روی آن میجهند. بنا به آیینی کهن در #سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده میشود به عنوان آغاز بهار میشمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی میپردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتشافروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور #رومانی گزارش کردهاند.
آیین آتشافروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفتهاست. در ایران باستان بخشبندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشتهاست (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و ...). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیدهاند که به معنی فراغت و آسایش است. بخشبندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیدهاست. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشتهاند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.
#منوچهری_دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره میکند:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور,به ساتکین میخور, تا به عافیت گذر
یادکرد در #شاهنامه
در شاهنامهٔ فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشاندهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.
جشن نبرد با تاریکی
جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بودهاست که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفتهاست که طلایهدار نوروز است.
در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بودهاست و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب«یوم الارباع» خوانده میشد و از روزهای شوم و نحس بشمار میرفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چهارشنبه_سوری
#حکایت
#ایران_باستان
یکی از جشنهای #آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیشباز نوروز برگزار میشده و آمیزهای از چند آیین گوناگون است، #جشن_سوری بودهاست. سوری به یک معنی #سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز میافروختهاند. در #تاریخ_بخارا آمدهاست: «چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.»
این آتش را در شب سوری که همزمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن #سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها میافروختند که هم شگون داشته و هم به باور پیشینیان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانههای خود رهنمون میکردهاست.
به دیگر سخن این آتشافروزی بر بام خانهها، آخرین گام از آیینهای «گاهنبار پنجه» یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان میگویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست -اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) میباشد.
چند روز پیش از #نوروز مردمانی به نام آتشافروزان که پیامآور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها میرفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتشافروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری #نمایشهای_خیابانی، دستافشانیها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان میپرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش میافروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه میداشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی #مهر و #نور و #دوستی بود. هدف آتشافروزان برگرداندن نیروی #فزاینده و #نیک به مردمان برای چیره شدن بر #غم و #افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.
#رقص_با_آتش
آیین آتشافروزی پیش از نوروز به گونههای دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار میشود، #آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش میافروزند و از روی آن میجهند. بنا به آیینی کهن در #سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده میشود به عنوان آغاز بهار میشمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی میپردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتشافروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور #رومانی گزارش کردهاند.
آیین آتشافروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفتهاست. در ایران باستان بخشبندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشتهاست (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و ...). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیدهاند که به معنی فراغت و آسایش است. بخشبندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیدهاست. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشتهاند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.
#منوچهری_دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره میکند:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور,به ساتکین میخور, تا به عافیت گذر
یادکرد در #شاهنامه
در شاهنامهٔ فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشاندهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.
جشن نبرد با تاریکی
جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بودهاست که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفتهاست که طلایهدار نوروز است.
در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بودهاست و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب«یوم الارباع» خوانده میشد و از روزهای شوم و نحس بشمار میرفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity