🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #اول از همه برایت آرزو میکنم که #عاشق شوى، و اگر هستى،
کسى هم به تو #عشق_بورزد،
و اگر اینگونه نیست،
تنهاییت #کوتاه باشد،
و پس از تنهاییت،
نفرت از کسى نیابى،

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ......
اما اگر پیش آمد،
بدانى چگونه به دور از #ناامیدى زندگى کنى،
برایت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ......
برخى نادوست و برخى دوستدار ......
که دست کم یکى در میانشان بی تردید مورد #اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدین #گونه است،
برایت آروزمندم که #دشمن نیز داشته باشى

نه کم و نه زیاد ......
درست به اندازه،
تا گاهى #باورهایت را مورد #پرسش قرار دهند،
که دست کم یکى از آنها #اعتراضش به حق باشد ......
تا که زیاده به خود #غره نشوى.
و نیز آروزمندم مفید #فایده باشى،
نه خیلى #بیخاصیت ......
تا در لحظات سخت،
وقتى دیگر چیزى باقى نمانده است،
همین مفید بودن کافى باشد
تا تو را #سرپا نگاه دارد.

همچنین برایت آروزمندم #صبور باشى،
نه با کسانى که اشتباهات کوچک میکنند ......
چون این کار ساده اى است،
بلکه با کسانى که #اشتباهات_بزرگ و جبران ناپذیر میکنند ......
و با کاربرد درست صبوریت براى دیگران #نمونه شوى.
و امیدوارم اگر جوان هستى،
خیلى به #تعجیل،
رسیده نشوى ......
و اگر رسیده اى، به #جوان_نمائى اصرار نورزى،
و اگر #پیرى، تسلیم #ناامیدى نشوى......
چرا که هر #سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم #سگى را #نوازش کنى،
به #پرنده اى دانه بدهى
و به آواز یک #سهره گوش کنى،
وقتى که آواى سحرگاهیش را سر میدهد ......
چرا که به این طریق،
احساس زیبایى خواهى یافت ......
به رایگان ......
امیدوارم که #دانه اى هم بر #خاک بفشانى ......
هر چند خرد بوده باشد ......
و با روییدنش همراه شوى،
تا دریابى در یک #درخت چقدر زندگى وجود دارد.
به علاوه امیدوارم #پول داشته باشى،
زیرا در عمل به آن نیازمندى ......

سالى یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویى:
«این مال من است»،
فقط براى اینکه روشن کنى کدامتان #ارباب دیگرى است.

و در پایان،
اگر #مرد باشى،
آروزمندم زن خوبى داشته باشى ......
و اگر #زنى،
شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشید،
یا پس فردا شادمان،
باز هم از #عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ......
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزى ندارم برایت آروز کنم ......

#ویکتور_هوگو
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🔴#پول_تو_جیبی_بچه‌های_دهه_60

كم بود؛ ولى #صفا_داشت_درسته...
الان دیگه این این سکه ها رو باید توی کلکسیون سکه نگه داشت...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#پول از دست رفته می‌تواند جایگزین شود، اما زمان از دست رفته هرگز باز نخواهد گشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#پول
خدمتکار را به ارباب،
ارباب را به خدمتکار،
حماقت را به هوش، و هوش، را به حماقت...
و در یک کلام، همه چیز را به بنده خود تبدیل میکند.

#کارل_مارکس

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ بهمن انتشار #پول_کاغذی در ایران هفت قرن پیش

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ بهمن انتشار #پول_کاغذی در ایران هفت قرن پیش

۷ فوریه ۱۲۹۴ در دوران حکومت گیخاتوخان، ایلخان مغول و حکمران وقت ایران، این کشور همانند چین دارای پول کاغذی "اسکناس" شد که «چاو» نام داشت. حکام مغولی چین "دودمان یوان" از دو دهه پیشتر، پول کاغذی را در آن کشور رایج کرده بودند.
با صدور یک یرلیغ "فرمان حکومتی" گیخاتوخان، کار تهیه پول کاغذی به نام «چاو» در تبریز و در محلی به نام «چاوخانه» آغاز شد که از چهارماه بعد در سراسر قلمرو این خان، جای سکه‌های طلا و نقره را گرفت و پول رایج شد. این عمل به اقتباس از خان بزرگ مغولان "قاآن" که در خان بالیغ "پکن" می‌نشست صورت گرفته بود. خان بزرگ که تمامی حاکمان قلمرو مغولان، از روسیه تا شبه جزیره کره و از رود فرات تا رود سند ـ واقعا و یا ظاهرا ـ مطیع او بودند، پول کاغذی را از سال ۱۲۷۱ میلادی در چین رایج کرده بود، زیرا که طلا و نقره موجود در چین تکافوی هزینه‌های سنگین و ولخرجی و اسراف آنان نبود. قدمت پول کاغذی در چین که به‌صورت «بلوکی ـ نوعی مُهرزنی» چاپ می‌شد به سال ۶۰۰ میلادی باز می‌گردد ولی پولی دائمی نبود و هرگاه که هزینه‌های دولت بالا می‌رفت و طلا برای ضرب سکه کافی نبود، پول کاغذی چاپ می‌کردند که نوعی برات "حواله خزانه داری دولت" بود که بعداً و پس از حل مسئله، این پول کاغذی جمع‌آوری می‌شد، به این صورت که دارندگان آن به‌ خزانه‌داری و کارگزاران آن مراجعه و پول کاغذی را می‌دادند و طلا و نقره می‌گرفتند.
خزانه گیخاتوخان هم که مانند قاآن "خان بزرگ همه مغولان" مردی ولخرج و سطحی‌نگر بود و بزرگ وزیرش ـ صدر جهان "صدرالدین احمد خالدی زنجانی" ولخرج‌تر از او ـ تهی از طلا و نقره شده بود. وی و صدر جهان پس از مشورت با «چینگ سانگ» نماینده تام‌الاختیار «خان بزرگ» تصمیم به تهیه و رایج کردن پول کاغذی گرفتند به نام «چاوِ مُبارک».
این تصمیم به اجرا درآمد و «چاو» که قطعی بزرگ داشت با نقوش و برخی حروف‌چینی به جریان گذارده شد. طولی نکشید که مخالفت با این پول از تبریز و شیراز آغاز شد، مغازه‌ها از فروش کالا به چاو خودداری کردند، مردم آن را «چاو نامبارک» اسم گذاردند و چون بیم شورش و انقلاب می‌رفت چندماه بیشتر عمر نکرد و گیخاتوخان اعتبار آن را لغو کرد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵




جایی بی‌حوصله نشسته بودم و طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم.
همین که در دلم خواندم سه عمودی.
یکی گفت بلند بگو.
گفتم یک واژه سه حرفی‌ست که از همه چیز برتر است.
حاجی گفت: #پول
تازه عروس مجلس گفت: #عشق
شوهرش گفت: #یار
کودک دبستانی گفت: #علم
حاجی پشت سرهم گفت: #پول
اگر نمی‌شود پس #طلا، #سکه
گفتم: حاجی اینها نمی‌شوند.
گفت: پس بنویس #مال
گفتم: بازم نمی‌شود.
گفت: #جاه
خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمی‌شود.
دیدم همه ساکت شدند.
مادر بزرگ گفت: #عمر
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: #کار
ديگری خندید و گفت: #وام
یکی از آن وسط بلند گفت: #وخت
یکی دیگر گفت: #آدم
خنده تلخی کردم و گفتم: نه.
اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتا یک واژه سه حرفی آن‌هم درست در نمی‌آید.
باید جدول کامل زندگی‌شان را داشته باشی. بدون آن همه چیز بی‌معناست. هر کس جدول زندگی خود را دارد.
هنوز به آن واژه سه حرفی جدول خودم می‌اندیشم.
شاید
کودک پا برهنه بگوید: #کفش
بچه یتیم بگوید: #پدر
نابینا بگوید: #نور
لال بگوید: #حرف
ناشنوا بگوید: #صدا
کشاورز بگوید: #برف
و من هنوز در این فکرم که چرا کسی نگفت: #خدا

✍️زنده یاد‌ #صادق_هدایت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity