🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #اول از همه برایت آرزو میکنم که #عاشق شوى، و اگر هستى،
کسى هم به تو #عشق_بورزد،
و اگر اینگونه نیست،
تنهاییت #کوتاه باشد،
و پس از تنهاییت،
نفرت از کسى نیابى،
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ......
اما اگر پیش آمد،
بدانى چگونه به دور از #ناامیدى زندگى کنى،
برایت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ......
برخى نادوست و برخى دوستدار ......
که دست کم یکى در میانشان بی تردید مورد #اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدین #گونه است،
برایت آروزمندم که #دشمن نیز داشته باشى
نه کم و نه زیاد ......
درست به اندازه،
تا گاهى #باورهایت را مورد #پرسش قرار دهند،
که دست کم یکى از آنها #اعتراضش به حق باشد ......
تا که زیاده به خود #غره نشوى.
و نیز آروزمندم مفید #فایده باشى،
نه خیلى #بیخاصیت ......
تا در لحظات سخت،
وقتى دیگر چیزى باقى نمانده است،
همین مفید بودن کافى باشد
تا تو را #سرپا نگاه دارد.
همچنین برایت آروزمندم #صبور باشى،
نه با کسانى که اشتباهات کوچک میکنند ......
چون این کار ساده اى است،
بلکه با کسانى که #اشتباهات_بزرگ و جبران ناپذیر میکنند ......
و با کاربرد درست صبوریت براى دیگران #نمونه شوى.
و امیدوارم اگر جوان هستى،
خیلى به #تعجیل،
رسیده نشوى ......
و اگر رسیده اى، به #جوان_نمائى اصرار نورزى،
و اگر #پیرى، تسلیم #ناامیدى نشوى......
چرا که هر #سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم #سگى را #نوازش کنى،
به #پرنده اى دانه بدهى
و به آواز یک #سهره گوش کنى،
وقتى که آواى سحرگاهیش را سر میدهد ......
چرا که به این طریق،
احساس زیبایى خواهى یافت ......
به رایگان ......
امیدوارم که #دانه اى هم بر #خاک بفشانى ......
هر چند خرد بوده باشد ......
و با روییدنش همراه شوى،
تا دریابى در یک #درخت چقدر زندگى وجود دارد.
به علاوه امیدوارم #پول داشته باشى،
زیرا در عمل به آن نیازمندى ......
سالى یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویى:
«این مال من است»،
فقط براى اینکه روشن کنى کدامتان #ارباب دیگرى است.
و در پایان،
اگر #مرد باشى،
آروزمندم زن خوبى داشته باشى ......
و اگر #زنى،
شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشید،
یا پس فردا شادمان،
باز هم از #عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ......
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزى ندارم برایت آروز کنم ......
#ویکتور_هوگو
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #اول از همه برایت آرزو میکنم که #عاشق شوى، و اگر هستى،
کسى هم به تو #عشق_بورزد،
و اگر اینگونه نیست،
تنهاییت #کوتاه باشد،
و پس از تنهاییت،
نفرت از کسى نیابى،
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ......
اما اگر پیش آمد،
بدانى چگونه به دور از #ناامیدى زندگى کنى،
برایت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ......
برخى نادوست و برخى دوستدار ......
که دست کم یکى در میانشان بی تردید مورد #اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدین #گونه است،
برایت آروزمندم که #دشمن نیز داشته باشى
نه کم و نه زیاد ......
درست به اندازه،
تا گاهى #باورهایت را مورد #پرسش قرار دهند،
که دست کم یکى از آنها #اعتراضش به حق باشد ......
تا که زیاده به خود #غره نشوى.
و نیز آروزمندم مفید #فایده باشى،
نه خیلى #بیخاصیت ......
تا در لحظات سخت،
وقتى دیگر چیزى باقى نمانده است،
همین مفید بودن کافى باشد
تا تو را #سرپا نگاه دارد.
همچنین برایت آروزمندم #صبور باشى،
نه با کسانى که اشتباهات کوچک میکنند ......
چون این کار ساده اى است،
بلکه با کسانى که #اشتباهات_بزرگ و جبران ناپذیر میکنند ......
و با کاربرد درست صبوریت براى دیگران #نمونه شوى.
و امیدوارم اگر جوان هستى،
خیلى به #تعجیل،
رسیده نشوى ......
و اگر رسیده اى، به #جوان_نمائى اصرار نورزى،
و اگر #پیرى، تسلیم #ناامیدى نشوى......
چرا که هر #سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم #سگى را #نوازش کنى،
به #پرنده اى دانه بدهى
و به آواز یک #سهره گوش کنى،
وقتى که آواى سحرگاهیش را سر میدهد ......
چرا که به این طریق،
احساس زیبایى خواهى یافت ......
به رایگان ......
امیدوارم که #دانه اى هم بر #خاک بفشانى ......
هر چند خرد بوده باشد ......
و با روییدنش همراه شوى،
تا دریابى در یک #درخت چقدر زندگى وجود دارد.
به علاوه امیدوارم #پول داشته باشى،
زیرا در عمل به آن نیازمندى ......
سالى یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویى:
«این مال من است»،
فقط براى اینکه روشن کنى کدامتان #ارباب دیگرى است.
و در پایان،
اگر #مرد باشى،
آروزمندم زن خوبى داشته باشى ......
و اگر #زنى،
شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشید،
یا پس فردا شادمان،
باز هم از #عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ......
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزى ندارم برایت آروز کنم ......
#ویکتور_هوگو
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴 # #موسیقی_ایرانی
#دانه_های_باران_سیاوش_کسرایی
چیزهایی در دنیا وجود دارد که تا وقتی آدمی آن را دارد قدرش را نمی داند. خانه و کاشانه شاید یکی از مهم ترینِ آنها باشد. خانه ای که از خودِ آدمی است. کاشانه ای که سرپناه زندگی ست. سرگشتگی های دور از دیار، همیشه موضوعات وسوسه کننده ای برای شاعران بوده و از شعر به قلمرو همجوارش، ترانه نیز راه پیدا کرده است.
شادروان "سیاوش کسرایی" شاعرِ معاصر نیز، شعری در مقوله ی بی خانمان ها دارد که با موسیقی زیبای استاد "جواد معروفی" در قالب ترانه ای دلکش درآمده و با صدای گرم و بی نظیر "بانو عهدیه" برای ما به یادگار مانده است.
دانه های باران که به شیشه ها برمی خورد رویا می آفریند. در شبی که همه در خانه ی خود، حتی مرغ هوا هم در آشیانه ی خود خفته است، شاعر دور افتاده به یاد خانه ی خود می افتد و می سُراید:
دانه های باران به شیشه ها
ترانه دارد
در اجاق من آتشی
به چشمان من
زبانه دارد
بسته هر دری
خفته هر که خانه دارد
مرغ هوا هم آشیانه دارد
شب سمج می نماید و دل
بهانه دارد
دل هوای او
دل هوای می
دل هوای بانگ عاشقانه دارد
آن پرستو که از دیار ما
بار غم به دل
رفت و کس ندانم کزو
نشانه دارد
غم نشسته باغ جان من
جنگلی است بی شکوفه لیک
بنگر ای بهار دیررس
شاخه ها جوانه دارد
آتش است و... شعله ها و دود
طرح او فکنده در نظر
با خیال او نگاه من
خلوتی شبانه دارد
پشت شیشه ها
باد رهگذر
ترانه دارد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # #موسیقی_ایرانی
#دانه_های_باران_سیاوش_کسرایی
چیزهایی در دنیا وجود دارد که تا وقتی آدمی آن را دارد قدرش را نمی داند. خانه و کاشانه شاید یکی از مهم ترینِ آنها باشد. خانه ای که از خودِ آدمی است. کاشانه ای که سرپناه زندگی ست. سرگشتگی های دور از دیار، همیشه موضوعات وسوسه کننده ای برای شاعران بوده و از شعر به قلمرو همجوارش، ترانه نیز راه پیدا کرده است.
شادروان "سیاوش کسرایی" شاعرِ معاصر نیز، شعری در مقوله ی بی خانمان ها دارد که با موسیقی زیبای استاد "جواد معروفی" در قالب ترانه ای دلکش درآمده و با صدای گرم و بی نظیر "بانو عهدیه" برای ما به یادگار مانده است.
دانه های باران که به شیشه ها برمی خورد رویا می آفریند. در شبی که همه در خانه ی خود، حتی مرغ هوا هم در آشیانه ی خود خفته است، شاعر دور افتاده به یاد خانه ی خود می افتد و می سُراید:
دانه های باران به شیشه ها
ترانه دارد
در اجاق من آتشی
به چشمان من
زبانه دارد
بسته هر دری
خفته هر که خانه دارد
مرغ هوا هم آشیانه دارد
شب سمج می نماید و دل
بهانه دارد
دل هوای او
دل هوای می
دل هوای بانگ عاشقانه دارد
آن پرستو که از دیار ما
بار غم به دل
رفت و کس ندانم کزو
نشانه دارد
غم نشسته باغ جان من
جنگلی است بی شکوفه لیک
بنگر ای بهار دیررس
شاخه ها جوانه دارد
آتش است و... شعله ها و دود
طرح او فکنده در نظر
با خیال او نگاه من
خلوتی شبانه دارد
پشت شیشه ها
باد رهگذر
ترانه دارد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#دانه دانه میکنم انارها را سرخ و سفید و صورتی...
قاچ میکنم هندوانه ای که چون شانس من آمد نیامد دارد ...
امسال ظرف آجیل دلم خالیاست از لبخند پستهی لبانت . شنیده ام گران شدهاست، و به این خاطر بازارش هیچ مشتری پر و پا قرصی ندارد جز دل بیتاب من که مشتری همیشگی توست، قیمت حضورت را هرچه باشد نقد و بیپروا میپردازم ....
امسال سفره ی دلم یلدای همیشگیاش را ندارد ...
بی حضور دستانت
بی حضور چشمانت
با غیبتِ تنداغِ آغوش تو یلدای من شور و حالی ندارد ...
یلدای امسال یک تو کنار من کم دارد ...
پیشاپیش یلدایتان پرازشادی
#محسن_طهرانی#
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#دانه دانه میکنم انارها را سرخ و سفید و صورتی...
قاچ میکنم هندوانه ای که چون شانس من آمد نیامد دارد ...
امسال ظرف آجیل دلم خالیاست از لبخند پستهی لبانت . شنیده ام گران شدهاست، و به این خاطر بازارش هیچ مشتری پر و پا قرصی ندارد جز دل بیتاب من که مشتری همیشگی توست، قیمت حضورت را هرچه باشد نقد و بیپروا میپردازم ....
امسال سفره ی دلم یلدای همیشگیاش را ندارد ...
بی حضور دستانت
بی حضور چشمانت
با غیبتِ تنداغِ آغوش تو یلدای من شور و حالی ندارد ...
یلدای امسال یک تو کنار من کم دارد ...
پیشاپیش یلدایتان پرازشادی
#محسن_طهرانی#
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده
#اینیاتسیو_سیلونه
#ژورنالیست، #نویسنده، و #سیاستمدار #ایتالیایی
اینیاتسیو سیلونه (به ایتالیایی: Ignazio Silone)، (زادهٔ ۱ مهی ۱۹۰۰ – درگذشتهٔ ۲۲ اوت ۱۹۷۸) از #نویسندگان_معاصر_ایتالیا بود که در روستای «پِشینا» از بخش «اَبروتزو» به دنیا آمد.
زادروز
۱ مهٔ ۱۹۰۰
روستای پِشّینا، بخش ابروتزو، استان لاکویلا، ایتالیا
مرگ
۲۲ اوت ۱۹۷۸ (۷۸ سال)
ژنو، سوئیس
ملیت: ایتالیا
لقب:سکوندینو ترانکیلی (Secondino Tranquilli)
پیشه:نویسنده و روزنامهنگار
#بیوگرافی
#سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمینلرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود #آندره_ژید و #آرتور_کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «#نان_و_شراب» و «#فانتامارا» و «#دانه_زیر_برف» و «#یک_مشت_تمشک» و «#رازلوک» و «#روباه_و_گلهای_کاملیا» را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی #ضد_فاشیسم علیه حکومت #موسولینی مبارزه کرد.
در سال ۲۰۰۰ دو تاریخنگار ایتالیایی به نامهای #داریو_بیوکا و #مائورو_کانالی اسنادی را منتشر کردند که نشان میداد سیلونه از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ با نام مستعار #سیلوستره برای پلیس فاشیستی ایتالیا خبرچینی میکردهاست. انتشار این اسناد جنجال فراوانی برانگیخت. مطابق این اسناد پیوستن سیلونه به حزب کمونیست به قصد نفوذ در این سازمان بود، و او در دستگیری بخشی از رهبران حزب کمونیست نقش مهمی ایفا کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده
#اینیاتسیو_سیلونه
#ژورنالیست، #نویسنده، و #سیاستمدار #ایتالیایی
اینیاتسیو سیلونه (به ایتالیایی: Ignazio Silone)، (زادهٔ ۱ مهی ۱۹۰۰ – درگذشتهٔ ۲۲ اوت ۱۹۷۸) از #نویسندگان_معاصر_ایتالیا بود که در روستای «پِشینا» از بخش «اَبروتزو» به دنیا آمد.
زادروز
۱ مهٔ ۱۹۰۰
روستای پِشّینا، بخش ابروتزو، استان لاکویلا، ایتالیا
مرگ
۲۲ اوت ۱۹۷۸ (۷۸ سال)
ژنو، سوئیس
ملیت: ایتالیا
لقب:سکوندینو ترانکیلی (Secondino Tranquilli)
پیشه:نویسنده و روزنامهنگار
#بیوگرافی
#سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمینلرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود #آندره_ژید و #آرتور_کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «#نان_و_شراب» و «#فانتامارا» و «#دانه_زیر_برف» و «#یک_مشت_تمشک» و «#رازلوک» و «#روباه_و_گلهای_کاملیا» را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی #ضد_فاشیسم علیه حکومت #موسولینی مبارزه کرد.
در سال ۲۰۰۰ دو تاریخنگار ایتالیایی به نامهای #داریو_بیوکا و #مائورو_کانالی اسنادی را منتشر کردند که نشان میداد سیلونه از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ با نام مستعار #سیلوستره برای پلیس فاشیستی ایتالیا خبرچینی میکردهاست. انتشار این اسناد جنجال فراوانی برانگیخت. مطابق این اسناد پیوستن سیلونه به حزب کمونیست به قصد نفوذ در این سازمان بود، و او در دستگیری بخشی از رهبران حزب کمونیست نقش مهمی ایفا کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#مجتبی_کاشانی_سالک
#معرفی_کتاب
“مجتبی کاشانی” در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی، در شهرستان مشهد دیده به جهان گشود.وی بعنوان شاعر، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی دارای فعالیت بوده اند، اون نیز از سال ۱۳۴۹ فعالیت ادبی خود را در زمینه #شعر و #نویسندگی آغاز کرد و صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه یاوری بوده است. #کاشانی بنیانگذار “#جامعه_یاوری_فرهنگی” است که هدف آن ایجاد مدارس و مراکز آموزشی و فرهنگی در مناطق محروم کشور می باشد. این موسسه نیز در زمان حیات وی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی احداث کرده است. مقالات و شعرهای كاشانی سرشار از حس انسان دوستی، عشق و امید است. وی از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت درکشورمان تلاش فراوان به خرج داد. کاشانی علاوه بر بنیان گذاشتن جامعه یاوری فرهنگی در زمینه مدیریت منابع انسانی نیز مطالعاتی انجام داد. او پس از سالها مطالعه درباره مدیریت ژاپنی و تطبیق آن با آموزه های ایرانی، نظریه ای را سامان داد که از آن به عنوان : #نقش_دل_در_مدیریت: یاد می کرد و با همین نام نیز کتابی منتشر کرد. او در این نظریه اش تاکید میکند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد. “جسم او، دل او و مغز او” هر سه، در بوجود آمدن نتیجه کار نقش دارند و از فعالیت هریک فرآورده ای نیز حاصل می گردد:
⬅️فرآورد دل: انگیزه
⬅️فرآورد مغز : اندیشه
⬅️فرآورد جسم: کار عملیاتی و فیزیکی
مجتبی کاشانی در غروب پاییـزی روز ۲۳ آذرماه سال ۱۳۸۳ بدرود حیات گفت و روح سراسر عشق و ایمانش به آسمان ابدیت پرواز كرد!
⬅️بخشی از وصیتنامه مجتبی کاشانی به شرح زیر است:
درود بر خداود که مرا آفرید و قلب از آفرینش یاد و عشق خود را در قلب من جای داد…
حاصل عمر من برای ملتم و برای کشورم تا این تاریخ ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در جامعه یاوری ساختیم. پنج کتاب شعر که برای مردم و به عشق خدا و آن ها سروده شده است و تعدادی کارخانه منظم و بهداشتی شده و هزاران کارگر و کارمند و متخصص فرهنگ یافته صنعتی است. امیدوارم از آنها پاسداری شود.
عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش ابروی تو باد
⬅️معرفی کتاب های مجتبی کاشانی:
– #پل، #دانه_باشیم_نه_سیب، #به_آیندگان، #باران_عشق، #روزنه، #به_همین_آسانی، #خویش_را_باور_کن و…
#مجتبی_کاشانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#مجتبی_کاشانی_سالک
#معرفی_کتاب
“مجتبی کاشانی” در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی، در شهرستان مشهد دیده به جهان گشود.وی بعنوان شاعر، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی دارای فعالیت بوده اند، اون نیز از سال ۱۳۴۹ فعالیت ادبی خود را در زمینه #شعر و #نویسندگی آغاز کرد و صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه یاوری بوده است. #کاشانی بنیانگذار “#جامعه_یاوری_فرهنگی” است که هدف آن ایجاد مدارس و مراکز آموزشی و فرهنگی در مناطق محروم کشور می باشد. این موسسه نیز در زمان حیات وی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی احداث کرده است. مقالات و شعرهای كاشانی سرشار از حس انسان دوستی، عشق و امید است. وی از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت درکشورمان تلاش فراوان به خرج داد. کاشانی علاوه بر بنیان گذاشتن جامعه یاوری فرهنگی در زمینه مدیریت منابع انسانی نیز مطالعاتی انجام داد. او پس از سالها مطالعه درباره مدیریت ژاپنی و تطبیق آن با آموزه های ایرانی، نظریه ای را سامان داد که از آن به عنوان : #نقش_دل_در_مدیریت: یاد می کرد و با همین نام نیز کتابی منتشر کرد. او در این نظریه اش تاکید میکند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد. “جسم او، دل او و مغز او” هر سه، در بوجود آمدن نتیجه کار نقش دارند و از فعالیت هریک فرآورده ای نیز حاصل می گردد:
⬅️فرآورد دل: انگیزه
⬅️فرآورد مغز : اندیشه
⬅️فرآورد جسم: کار عملیاتی و فیزیکی
مجتبی کاشانی در غروب پاییـزی روز ۲۳ آذرماه سال ۱۳۸۳ بدرود حیات گفت و روح سراسر عشق و ایمانش به آسمان ابدیت پرواز كرد!
⬅️بخشی از وصیتنامه مجتبی کاشانی به شرح زیر است:
درود بر خداود که مرا آفرید و قلب از آفرینش یاد و عشق خود را در قلب من جای داد…
حاصل عمر من برای ملتم و برای کشورم تا این تاریخ ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در جامعه یاوری ساختیم. پنج کتاب شعر که برای مردم و به عشق خدا و آن ها سروده شده است و تعدادی کارخانه منظم و بهداشتی شده و هزاران کارگر و کارمند و متخصص فرهنگ یافته صنعتی است. امیدوارم از آنها پاسداری شود.
عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش ابروی تو باد
⬅️معرفی کتاب های مجتبی کاشانی:
– #پل، #دانه_باشیم_نه_سیب، #به_آیندگان، #باران_عشق، #روزنه، #به_همین_آسانی، #خویش_را_باور_کن و…
#مجتبی_کاشانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#دانه_های_باران_سیاوش_کسرایی
چیزهایی در دنیا وجود دارد که تا وقتی آدمی آن را دارد قدرش را نمی داند. خانه و کاشانه شاید یکی از مهم ترینِ آنها باشد. خانه ای که از خودِ آدمی است. کاشانه ای که سرپناه زندگی ست. سرگشتگی های دور از دیار، همیشه موضوعات وسوسه کننده ای برای شاعران بوده و از شعر به قلمرو همجوارش، ترانه نیز راه پیدا کرده است.
شادروان "سیاوش کسرایی" شاعرِ معاصر نیز، شعری در مقوله ی بی خانمان ها دارد که با موسیقی زیبای استاد "جواد معروفی" در قالب ترانه ای دلکش درآمده و با صدای گرم و بی نظیر "بانو عهدیه" برای ما به یادگار مانده، که با صدای زیبای بانو "فخری نیکزاد"، جاودان شده است.
دانه های باران که به شیشه ها برمی خورد رویا می آفریند. در شبی که همه در خانه ی خود، حتی مرغ هوا هم در آشیانه ی خود خفته است، شاعر دور افتاده به یاد خانه ی خود می افتد و می سُراید:
دانه های باران به شیشه ها
ترانه دارد
در اجاق من آتشی
به چشمان من
زبانه دارد
بسته هر دری
خفته هر که خانه دارد
مرغ هوا هم آشیانه دارد
شب سمج می نماید و دل
بهانه دارد
دل هوای او
دل هوای می
دل هوای بانگ عاشقانه دارد
آن پرستو که از دیار ما
بار غم به دل
رفت و کس ندانم کزو
نشانه دارد
غم نشسته باغ جان من
جنگلی است بی شکوفه لیک
بنگر ای بهار دیررس
شاخه ها جوانه دارد
آتش است و... شعله ها و دود
طرح او فکنده در نظر
با خیال او نگاه من
خلوتی شبانه دارد
پشت شیشه ها
باد رهگذر
ترانه دارد...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#دانه_های_باران_سیاوش_کسرایی
چیزهایی در دنیا وجود دارد که تا وقتی آدمی آن را دارد قدرش را نمی داند. خانه و کاشانه شاید یکی از مهم ترینِ آنها باشد. خانه ای که از خودِ آدمی است. کاشانه ای که سرپناه زندگی ست. سرگشتگی های دور از دیار، همیشه موضوعات وسوسه کننده ای برای شاعران بوده و از شعر به قلمرو همجوارش، ترانه نیز راه پیدا کرده است.
شادروان "سیاوش کسرایی" شاعرِ معاصر نیز، شعری در مقوله ی بی خانمان ها دارد که با موسیقی زیبای استاد "جواد معروفی" در قالب ترانه ای دلکش درآمده و با صدای گرم و بی نظیر "بانو عهدیه" برای ما به یادگار مانده، که با صدای زیبای بانو "فخری نیکزاد"، جاودان شده است.
دانه های باران که به شیشه ها برمی خورد رویا می آفریند. در شبی که همه در خانه ی خود، حتی مرغ هوا هم در آشیانه ی خود خفته است، شاعر دور افتاده به یاد خانه ی خود می افتد و می سُراید:
دانه های باران به شیشه ها
ترانه دارد
در اجاق من آتشی
به چشمان من
زبانه دارد
بسته هر دری
خفته هر که خانه دارد
مرغ هوا هم آشیانه دارد
شب سمج می نماید و دل
بهانه دارد
دل هوای او
دل هوای می
دل هوای بانگ عاشقانه دارد
آن پرستو که از دیار ما
بار غم به دل
رفت و کس ندانم کزو
نشانه دارد
غم نشسته باغ جان من
جنگلی است بی شکوفه لیک
بنگر ای بهار دیررس
شاخه ها جوانه دارد
آتش است و... شعله ها و دود
طرح او فکنده در نظر
با خیال او نگاه من
خلوتی شبانه دارد
پشت شیشه ها
باد رهگذر
ترانه دارد...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity