🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ژورنالیست_موسیقی
#میرعلیرضا_میرعلینقی
به عقیده ی اکثر هنردوستان -خصوصاً نسلِ جوان-، بسیاری به واسطه ی "میرعلیرضا میرعلينقى" بود که با نام و سوابق و تصاویرِ هنرمندان قدیمی، آشنا شدند. هرچند که به دلیلِ وسیع بودنِ دایره ی فعالیتِ ایشان، صحبت در موردش کارِ سختی است، اما سعی می گردد به گوشه هایی از فعالیتها و خدمات او بپردازیم. محیطِ موسیقایی دوران کودکیِ"میرعلینقی" به دلیلِ معاشرتِ پدر و عمویش با بزرگان موسیقی رادیویی، که در آن زمان به موسیقی ملی معروف بودند، با موسیقی گره خورده و سالها با طرح و عقاید آنها رشد نموده است. نمایندگانِ آن مکتب، افرادی بودند گاه، برآمده از سیستمِ آموزشهای فردی و مکتبی و یا هنرستانِ ملی موسیقی ای که مرحوم "روح الله خالقی" مدیریتش را بر عهده داشته است.
"میر علینقی" در فضایی رشد کرده و بزرگ شده است که رادیو و تلویزیون برای موسیقی ایرانی جایگاهی قائل بوده و در این میان "علیرضا" با وجود شنیدنِ انواع موسیقی موجود آنِ دوران، دلباخته ی مکتب موسیقی ملی، با گرایش ارکسترالِ آن، که شاخص ترینش، آثارِ زنده یاد "خالقی" و همچنین شیفته ی پیانو نوازی و تنظیم برای ارکسترِ شادروان "جواد معروفی" گردیده بود. اصولاً تعلقِ روحی و ذهنی موسیقایی "میرعلینقی" به آن مکتب گرایش داشته، که بزرگانش زنده یادان، "علینقی وزیری"، "روح الله خالقی"، "ابوالحسن خان صبا"، "موسی خان معروفی"، "غلامحسین بنان" و "حسینعلی ملاح" و... بودند. البته گفتنی است که آشنایی با موسیقیِ این مکتب برای "میرعلینقی"، به دلیل سنِ کمش، بعد از دورانِ انقلاب ۵۷، اتفاق افتاد.
آشنایی "میرعلیرضا" با نوعی تفکرِ بنیادگرایانه ای که از مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی نشات گرفته باشد، زمانی بود که تحتِ تاثیرِ معلم ردیف و سنتورش، استاد "مجید کیانی" قرار داشت و با وجود اینکه هنوز در نوجوانی بود، به تحرير مقالاتی می پرداخت. در این زمان بود که وی به نوعی از بنیادگراییِ نظری موسیقی جلب شده و چیزی حدود ۵ سال از عمرش، زندگی در آن مکتب فکری، طی شد. البته وسعت مَشرب و آزادیش را در انتخاب و لذت از انواع دیگر موسیقی های جدی نیز، حفظ کرده بود. عرفان، سالها نوشته های او را تحت تاثیر قرار داده؛ کمااینکه با مطالعه نوشته های او در آن دوران و مقایسه آنها با نوشته های جدیدِ او، می توان فضای فکریِ حاکم برآن دورانِ او را احساس کرد که هنوز با گذشت این سالها، بسیار قابل لمس است.
"میرعلینقی" آثارِ متعددی در حوزه نشر، مطبوعات، پژوهش و دایرهالمعارف نویسی داشته است. علاوه بر نویسندگی، حدود کمتر از یکسال نوازندگی ویلون کلاسیک را نزد جناب "ارسلان کامکار" کار کرده و به دلیل حادثه ای در موشک بارانِ تهران، انگشتانش صدمه ای جدی دید و موفق به ادامه فراگیری این ساز وحشی نگردید...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ژورنالیست_موسیقی
#میرعلیرضا_میرعلینقی
به عقیده ی اکثر هنردوستان -خصوصاً نسلِ جوان-، بسیاری به واسطه ی "میرعلیرضا میرعلينقى" بود که با نام و سوابق و تصاویرِ هنرمندان قدیمی، آشنا شدند. هرچند که به دلیلِ وسیع بودنِ دایره ی فعالیتِ ایشان، صحبت در موردش کارِ سختی است، اما سعی می گردد به گوشه هایی از فعالیتها و خدمات او بپردازیم. محیطِ موسیقایی دوران کودکیِ"میرعلینقی" به دلیلِ معاشرتِ پدر و عمویش با بزرگان موسیقی رادیویی، که در آن زمان به موسیقی ملی معروف بودند، با موسیقی گره خورده و سالها با طرح و عقاید آنها رشد نموده است. نمایندگانِ آن مکتب، افرادی بودند گاه، برآمده از سیستمِ آموزشهای فردی و مکتبی و یا هنرستانِ ملی موسیقی ای که مرحوم "روح الله خالقی" مدیریتش را بر عهده داشته است.
"میر علینقی" در فضایی رشد کرده و بزرگ شده است که رادیو و تلویزیون برای موسیقی ایرانی جایگاهی قائل بوده و در این میان "علیرضا" با وجود شنیدنِ انواع موسیقی موجود آنِ دوران، دلباخته ی مکتب موسیقی ملی، با گرایش ارکسترالِ آن، که شاخص ترینش، آثارِ زنده یاد "خالقی" و همچنین شیفته ی پیانو نوازی و تنظیم برای ارکسترِ شادروان "جواد معروفی" گردیده بود. اصولاً تعلقِ روحی و ذهنی موسیقایی "میرعلینقی" به آن مکتب گرایش داشته، که بزرگانش زنده یادان، "علینقی وزیری"، "روح الله خالقی"، "ابوالحسن خان صبا"، "موسی خان معروفی"، "غلامحسین بنان" و "حسینعلی ملاح" و... بودند. البته گفتنی است که آشنایی با موسیقیِ این مکتب برای "میرعلینقی"، به دلیل سنِ کمش، بعد از دورانِ انقلاب ۵۷، اتفاق افتاد.
آشنایی "میرعلیرضا" با نوعی تفکرِ بنیادگرایانه ای که از مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی نشات گرفته باشد، زمانی بود که تحتِ تاثیرِ معلم ردیف و سنتورش، استاد "مجید کیانی" قرار داشت و با وجود اینکه هنوز در نوجوانی بود، به تحرير مقالاتی می پرداخت. در این زمان بود که وی به نوعی از بنیادگراییِ نظری موسیقی جلب شده و چیزی حدود ۵ سال از عمرش، زندگی در آن مکتب فکری، طی شد. البته وسعت مَشرب و آزادیش را در انتخاب و لذت از انواع دیگر موسیقی های جدی نیز، حفظ کرده بود. عرفان، سالها نوشته های او را تحت تاثیر قرار داده؛ کمااینکه با مطالعه نوشته های او در آن دوران و مقایسه آنها با نوشته های جدیدِ او، می توان فضای فکریِ حاکم برآن دورانِ او را احساس کرد که هنوز با گذشت این سالها، بسیار قابل لمس است.
"میرعلینقی" آثارِ متعددی در حوزه نشر، مطبوعات، پژوهش و دایرهالمعارف نویسی داشته است. علاوه بر نویسندگی، حدود کمتر از یکسال نوازندگی ویلون کلاسیک را نزد جناب "ارسلان کامکار" کار کرده و به دلیل حادثه ای در موشک بارانِ تهران، انگشتانش صدمه ای جدی دید و موفق به ادامه فراگیری این ساز وحشی نگردید...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده
#اینیاتسیو_سیلونه
#ژورنالیست، #نویسنده، و #سیاستمدار #ایتالیایی
اینیاتسیو سیلونه (به ایتالیایی: Ignazio Silone)، (زادهٔ ۱ مهی ۱۹۰۰ – درگذشتهٔ ۲۲ اوت ۱۹۷۸) از #نویسندگان_معاصر_ایتالیا بود که در روستای «پِشینا» از بخش «اَبروتزو» به دنیا آمد.
زادروز
۱ مهٔ ۱۹۰۰
روستای پِشّینا، بخش ابروتزو، استان لاکویلا، ایتالیا
مرگ
۲۲ اوت ۱۹۷۸ (۷۸ سال)
ژنو، سوئیس
ملیت: ایتالیا
لقب:سکوندینو ترانکیلی (Secondino Tranquilli)
پیشه:نویسنده و روزنامهنگار
#بیوگرافی
#سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمینلرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود #آندره_ژید و #آرتور_کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «#نان_و_شراب» و «#فانتامارا» و «#دانه_زیر_برف» و «#یک_مشت_تمشک» و «#رازلوک» و «#روباه_و_گلهای_کاملیا» را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی #ضد_فاشیسم علیه حکومت #موسولینی مبارزه کرد.
در سال ۲۰۰۰ دو تاریخنگار ایتالیایی به نامهای #داریو_بیوکا و #مائورو_کانالی اسنادی را منتشر کردند که نشان میداد سیلونه از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ با نام مستعار #سیلوستره برای پلیس فاشیستی ایتالیا خبرچینی میکردهاست. انتشار این اسناد جنجال فراوانی برانگیخت. مطابق این اسناد پیوستن سیلونه به حزب کمونیست به قصد نفوذ در این سازمان بود، و او در دستگیری بخشی از رهبران حزب کمونیست نقش مهمی ایفا کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده
#اینیاتسیو_سیلونه
#ژورنالیست، #نویسنده، و #سیاستمدار #ایتالیایی
اینیاتسیو سیلونه (به ایتالیایی: Ignazio Silone)، (زادهٔ ۱ مهی ۱۹۰۰ – درگذشتهٔ ۲۲ اوت ۱۹۷۸) از #نویسندگان_معاصر_ایتالیا بود که در روستای «پِشینا» از بخش «اَبروتزو» به دنیا آمد.
زادروز
۱ مهٔ ۱۹۰۰
روستای پِشّینا، بخش ابروتزو، استان لاکویلا، ایتالیا
مرگ
۲۲ اوت ۱۹۷۸ (۷۸ سال)
ژنو، سوئیس
ملیت: ایتالیا
لقب:سکوندینو ترانکیلی (Secondino Tranquilli)
پیشه:نویسنده و روزنامهنگار
#بیوگرافی
#سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمینلرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود #آندره_ژید و #آرتور_کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «#نان_و_شراب» و «#فانتامارا» و «#دانه_زیر_برف» و «#یک_مشت_تمشک» و «#رازلوک» و «#روباه_و_گلهای_کاملیا» را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی #ضد_فاشیسم علیه حکومت #موسولینی مبارزه کرد.
در سال ۲۰۰۰ دو تاریخنگار ایتالیایی به نامهای #داریو_بیوکا و #مائورو_کانالی اسنادی را منتشر کردند که نشان میداد سیلونه از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ با نام مستعار #سیلوستره برای پلیس فاشیستی ایتالیا خبرچینی میکردهاست. انتشار این اسناد جنجال فراوانی برانگیخت. مطابق این اسناد پیوستن سیلونه به حزب کمونیست به قصد نفوذ در این سازمان بود، و او در دستگیری بخشی از رهبران حزب کمونیست نقش مهمی ایفا کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده
#آنتونی_برجس
#ژورنالیست، #نویسنده، #مترجم، #آهنگساز، #فیلمنامهنویس، و #شاعر بریتانیایی
#جان_آنتونی_برجس_ویلسون (به انگلیسی: John Anthony Burgess Wilson) داستاننویس، آهنگساز و منتقد ادبی بریتانیایی بود
زادروز
۲۵ فوریهٔ ۱۹۱۷
هارپورهی، منچستر
درگذشت:۲۲ نوامبر ۱۹۹۳ (۷۶ سال)
سنت جانز وود، لندن
علت مرگ:سرطان ریه
آرامگاه
گورستان موناکو
سالهای فعالیت
۱۹۹۳–۱۹۵۶
سبک:داستان #تاریخی، داستان #فلسفی، طنز، شعر #حماسی، داستان #جاسوسی، #وحشت، #زندگی_نامه، #نقد_ادبی، #سفرنامه، #خودزندگی_نامه
عضو هیئت:عضو هیئت داوران در #جشنواره_فیلم_کن در سال ۱۹۷۵
همسر:لیانا برجس (۱۹۹۳–۱۹۶۸)
لوئلا ایشروود جونز (۱۹۶۸–۱۹۴۲)
فرزندان:پائولو آندرئا
#خانه «#آنتونی_برجس» نویسنده بریتانیایی و جایی که رمان معروف «#پرتقال_کوکی» خلق شد برای فروش گذاشته شد
برجس در شهر #منچستر چشم به جهان گشود و در #موناکو زندگی کرد.
از میان آثار وی میتوان به #پرتقال_کوکی (۱۹۶۲)، #عیسی_ناصری (۱۹۷۷)، #قدرتهای_زمینی (۱۹۸۰)، #امپراتوری_تبهکاران (۱۹۸۵) و #تصویری_از برجها_و_باروها (۱۹۶۵) اشاره کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده
#آنتونی_برجس
#ژورنالیست، #نویسنده، #مترجم، #آهنگساز، #فیلمنامهنویس، و #شاعر بریتانیایی
#جان_آنتونی_برجس_ویلسون (به انگلیسی: John Anthony Burgess Wilson) داستاننویس، آهنگساز و منتقد ادبی بریتانیایی بود
زادروز
۲۵ فوریهٔ ۱۹۱۷
هارپورهی، منچستر
درگذشت:۲۲ نوامبر ۱۹۹۳ (۷۶ سال)
سنت جانز وود، لندن
علت مرگ:سرطان ریه
آرامگاه
گورستان موناکو
سالهای فعالیت
۱۹۹۳–۱۹۵۶
سبک:داستان #تاریخی، داستان #فلسفی، طنز، شعر #حماسی، داستان #جاسوسی، #وحشت، #زندگی_نامه، #نقد_ادبی، #سفرنامه، #خودزندگی_نامه
عضو هیئت:عضو هیئت داوران در #جشنواره_فیلم_کن در سال ۱۹۷۵
همسر:لیانا برجس (۱۹۹۳–۱۹۶۸)
لوئلا ایشروود جونز (۱۹۶۸–۱۹۴۲)
فرزندان:پائولو آندرئا
#خانه «#آنتونی_برجس» نویسنده بریتانیایی و جایی که رمان معروف «#پرتقال_کوکی» خلق شد برای فروش گذاشته شد
برجس در شهر #منچستر چشم به جهان گشود و در #موناکو زندگی کرد.
از میان آثار وی میتوان به #پرتقال_کوکی (۱۹۶۲)، #عیسی_ناصری (۱۹۷۷)، #قدرتهای_زمینی (۱۹۸۰)، #امپراتوری_تبهکاران (۱۹۸۵) و #تصویری_از برجها_و_باروها (۱۹۶۵) اشاره کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity