🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#لویی_آراگون
لویی آندریو، معروف به لویی آراگون، رماننویس و شاعر سوررئالیست اهل فرانسه بود. او به همراه آندره برتون از بنیانگذاران مکتب ادبی سوررئالیسم بودند.
آراگون در ۳ اکتبر ۱۸۹۷ در پاریس متولد شد. وی در ۱۹۱۶ به دانشکدهی پزشکی رفت، اما سه سال بعد به سربازی فراخوانده شد و همانجا بود که آشناییاش با دانشجوی دیگری به نام "آندره برتون" مقدمهای شد تا بعدها نهضت سوررئالیسم را با هم پایهگذاری کنند. آراگون در ۱۹۲۸ رسالهای دربارهی شیوهی نگارش انتشار داد. این کار او به جرئت یکی از کارهای انقلابی در زمینهی آموزش نویسندگی بوده است؛ چرا که در آن دوره از تاریخ ادبیات فرانسه، نویسندگی یک هنر و یک مهارت جدای از مردم شناخته میشد و کسی که نویسندگی را برمیگزید، از مردم فاصله میگرفت. این کار آراگون باعث شد که نویسندگی به میان مردم بیاید و آنان نیز از نویسندگی و رازهای آن و همچنین مبانی آن بهره ببرند. وی در ۱۹۳۰ به کنگرهی نویسندگان انقلابی مسکو رفت.
دوستی او با برتون آنچنان هم ماندگار نشد، چرا که آراگون به یکی از محکومین اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد و این مسئله بین آنان اختلاف به بار آورد.
آراگون فعالیت ادبی خود را در دورهای آغاز کرد که هنر و ادب در اروپا جوششی استثنایی داشت: سالهای آخر جنگ اول جهانی و انقلاب روسیه، با جنبشها و گرایشهای رنگارنگ در ادبیات، هنرهای تجسمی و موسیقی همراه بودند که شخصیتهای بزرگی مثل پیکاسو، آندره برتون و یا لوییس بونوئل را به هم پیوند میداد.
در چنین فضایی بود که جنبش داداییسم و سپس به دنبال آن، سوررئالیسم به وجود آمد.
آراگون در جوانی بر اساس تفکرات ذاتی که در درون او نفهته بود، به نهضت پرهیاهوی داداییسم کشانده شد که نتیجهی ناامیدی و رنجهای ناشی از بینظمیها و گرفتاریهای پس از جنگ جهانی اول بود.
مکتب سوررئالیسم براساس تجلی ضمیر ناخودآگاه و نگارش خود به خود، عدم پایبندی به قیود اخلاقی و زیباییشناسی بنا نهاده شده بود.
آراگون در اوایل دههی ۳۰ با السا تریوله، ازدواج کرد و از این زمان به بعد، تقریباً تمام اشعار او دربارهی همسرش سروده شدهاست. آراگون در ۱۹۳۱ رسماً پیوند خود را با سوررئالیسم قطع کرد و به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی پرداخت.
درونمایه اصلی آثار لویی آراگون را میتوان عشق و میهنپرستی عنوان کرد. او در اشعارش بارها عشق خود به السا و فرانسه را توامان بیان کردهاست. همچنین اشاره به عناصر طبیعت در اشعار او به فراوانی دیده میشود.
وی در ۲۳ دسامبر ۱۹۸۲ در سن ۸۵ سالگی، درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#لویی_آراگون
لویی آندریو، معروف به لویی آراگون، رماننویس و شاعر سوررئالیست اهل فرانسه بود. او به همراه آندره برتون از بنیانگذاران مکتب ادبی سوررئالیسم بودند.
آراگون در ۳ اکتبر ۱۸۹۷ در پاریس متولد شد. وی در ۱۹۱۶ به دانشکدهی پزشکی رفت، اما سه سال بعد به سربازی فراخوانده شد و همانجا بود که آشناییاش با دانشجوی دیگری به نام "آندره برتون" مقدمهای شد تا بعدها نهضت سوررئالیسم را با هم پایهگذاری کنند. آراگون در ۱۹۲۸ رسالهای دربارهی شیوهی نگارش انتشار داد. این کار او به جرئت یکی از کارهای انقلابی در زمینهی آموزش نویسندگی بوده است؛ چرا که در آن دوره از تاریخ ادبیات فرانسه، نویسندگی یک هنر و یک مهارت جدای از مردم شناخته میشد و کسی که نویسندگی را برمیگزید، از مردم فاصله میگرفت. این کار آراگون باعث شد که نویسندگی به میان مردم بیاید و آنان نیز از نویسندگی و رازهای آن و همچنین مبانی آن بهره ببرند. وی در ۱۹۳۰ به کنگرهی نویسندگان انقلابی مسکو رفت.
دوستی او با برتون آنچنان هم ماندگار نشد، چرا که آراگون به یکی از محکومین اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد و این مسئله بین آنان اختلاف به بار آورد.
آراگون فعالیت ادبی خود را در دورهای آغاز کرد که هنر و ادب در اروپا جوششی استثنایی داشت: سالهای آخر جنگ اول جهانی و انقلاب روسیه، با جنبشها و گرایشهای رنگارنگ در ادبیات، هنرهای تجسمی و موسیقی همراه بودند که شخصیتهای بزرگی مثل پیکاسو، آندره برتون و یا لوییس بونوئل را به هم پیوند میداد.
در چنین فضایی بود که جنبش داداییسم و سپس به دنبال آن، سوررئالیسم به وجود آمد.
آراگون در جوانی بر اساس تفکرات ذاتی که در درون او نفهته بود، به نهضت پرهیاهوی داداییسم کشانده شد که نتیجهی ناامیدی و رنجهای ناشی از بینظمیها و گرفتاریهای پس از جنگ جهانی اول بود.
مکتب سوررئالیسم براساس تجلی ضمیر ناخودآگاه و نگارش خود به خود، عدم پایبندی به قیود اخلاقی و زیباییشناسی بنا نهاده شده بود.
آراگون در اوایل دههی ۳۰ با السا تریوله، ازدواج کرد و از این زمان به بعد، تقریباً تمام اشعار او دربارهی همسرش سروده شدهاست. آراگون در ۱۹۳۱ رسماً پیوند خود را با سوررئالیسم قطع کرد و به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی پرداخت.
درونمایه اصلی آثار لویی آراگون را میتوان عشق و میهنپرستی عنوان کرد. او در اشعارش بارها عشق خود به السا و فرانسه را توامان بیان کردهاست. همچنین اشاره به عناصر طبیعت در اشعار او به فراوانی دیده میشود.
وی در ۲۳ دسامبر ۱۹۸۲ در سن ۸۵ سالگی، درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#محمود_درویش
محمود درویش چهرهی معروف ادبیات پایداری، در ۱۳ مارس ۱۹۴۱، در فلسطین متولد شد. او یکی از سرشناسترین شاعران عرب بود که شعرهایش محصول آوارگی در فلسطین اشغالی است. اسرائیلیها این دهکده را به آتش کشیدند و محمود درویش شش ساله بود که مجبور شد به همراه خانوادهاش به لبنان پناهنده شود. سرانجام پس از مقاومتهای بسیار دهکدهی "بروه" از دست اسرائیلیها خارج شد و هنگامی که اهالی وارد دهکده شدند همهچیز از بین رفته بود. درویش بعدها در مبارزات مردم فلسطین شرکت کرد و این زمانی بود که ۱۴ سال بیشتر نداشت. در شهر حیفا به زندان افتاد و از آن پس مرتب گرفتار پلیس بود و باید مرتب خود را به صورت هفتگی معرفی میکرد. او سرودن را از زمانی که محصل بود، شروع کرد و نخستین مجموعه آثارش زمانی که تنها ۱۹ سال داشت، منتشر شد. با دومین مجموعهاش برگهای زیتون (اوراق الزیتون) به عنوان یکی از شاعران پیشروی شعر مقاومت شناخته شد. اشعار او دارای دو موضوع عمده و کلی است: عشق و سیاست. وی در سال ۱۹۷۰ برای ادامهی تحصیل به مسکو سفر کرد و پس از مدتی به قاهره رفت. محمود درویش چند سال عضو کمیتهی اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین بود. او همچنین رئیس اتحادیهی نویسندگان فلسطینی و بنیانگذار یکی از مهمترین فصلنامههای ادبی و مدرن جهان عرب به نام "الکرمل" است. محمود درویش همراه با "ژاک دریدا" و "پییر بوردیو"، پارلمان بینالمللی نویسندگان را تأسیس کردند. درویش به عنوان سردبیر ماهنامهی انجمن آزادی فلسطین و گردانندهی مرکز تحقیقات فلسطین به کار مشغول بود و در سال ۱۹۸۷ به کمیتهی هیئت اجرایی جنبش فتح ملحق میشود اما شش سال بعد در سال ۱۹۹۳ در اعتراض به موافقتنامهی صلح اسلو از این سازمان کناره میگیرد. بسیاری از شعرهای محمود درویش به شکل سرودهای عمومی و آوازهای محبوب درآمدهاند. اغلب آثارش در مورد سرنوشت وطنش است. او از مفردات ساده و تصاویر واضح استفاده میکند. وی جایزهی ابن سینا، جایزهی صلح لنین، جایزه لوتس از انجمن نویسندگان آفریقا-آسیایی، جایزهی هنرهای حماسی فرانس و مدالِ آثارِ ادبی و جایزهی آزادی فرهنگی از بنیاد لنان، جایزهی صلح استالین و جایزهی ناظم حکمت را از آن خود کرده است. محمدرضا شفیعی کدکنی دربارهی محمود درویش مینویسد: اگر یک تن را برای نمونه بخواهیم انتخاب کنیم که شعرش با نام فلسطین همواره تداعی میشود، محمود درویش است.
محمود درویش در اوت ۲۰۰۸ در پی عمل جراحی قلب در تگزاس آمریکا در گذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#محمود_درویش
محمود درویش چهرهی معروف ادبیات پایداری، در ۱۳ مارس ۱۹۴۱، در فلسطین متولد شد. او یکی از سرشناسترین شاعران عرب بود که شعرهایش محصول آوارگی در فلسطین اشغالی است. اسرائیلیها این دهکده را به آتش کشیدند و محمود درویش شش ساله بود که مجبور شد به همراه خانوادهاش به لبنان پناهنده شود. سرانجام پس از مقاومتهای بسیار دهکدهی "بروه" از دست اسرائیلیها خارج شد و هنگامی که اهالی وارد دهکده شدند همهچیز از بین رفته بود. درویش بعدها در مبارزات مردم فلسطین شرکت کرد و این زمانی بود که ۱۴ سال بیشتر نداشت. در شهر حیفا به زندان افتاد و از آن پس مرتب گرفتار پلیس بود و باید مرتب خود را به صورت هفتگی معرفی میکرد. او سرودن را از زمانی که محصل بود، شروع کرد و نخستین مجموعه آثارش زمانی که تنها ۱۹ سال داشت، منتشر شد. با دومین مجموعهاش برگهای زیتون (اوراق الزیتون) به عنوان یکی از شاعران پیشروی شعر مقاومت شناخته شد. اشعار او دارای دو موضوع عمده و کلی است: عشق و سیاست. وی در سال ۱۹۷۰ برای ادامهی تحصیل به مسکو سفر کرد و پس از مدتی به قاهره رفت. محمود درویش چند سال عضو کمیتهی اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین بود. او همچنین رئیس اتحادیهی نویسندگان فلسطینی و بنیانگذار یکی از مهمترین فصلنامههای ادبی و مدرن جهان عرب به نام "الکرمل" است. محمود درویش همراه با "ژاک دریدا" و "پییر بوردیو"، پارلمان بینالمللی نویسندگان را تأسیس کردند. درویش به عنوان سردبیر ماهنامهی انجمن آزادی فلسطین و گردانندهی مرکز تحقیقات فلسطین به کار مشغول بود و در سال ۱۹۸۷ به کمیتهی هیئت اجرایی جنبش فتح ملحق میشود اما شش سال بعد در سال ۱۹۹۳ در اعتراض به موافقتنامهی صلح اسلو از این سازمان کناره میگیرد. بسیاری از شعرهای محمود درویش به شکل سرودهای عمومی و آوازهای محبوب درآمدهاند. اغلب آثارش در مورد سرنوشت وطنش است. او از مفردات ساده و تصاویر واضح استفاده میکند. وی جایزهی ابن سینا، جایزهی صلح لنین، جایزه لوتس از انجمن نویسندگان آفریقا-آسیایی، جایزهی هنرهای حماسی فرانس و مدالِ آثارِ ادبی و جایزهی آزادی فرهنگی از بنیاد لنان، جایزهی صلح استالین و جایزهی ناظم حکمت را از آن خود کرده است. محمدرضا شفیعی کدکنی دربارهی محمود درویش مینویسد: اگر یک تن را برای نمونه بخواهیم انتخاب کنیم که شعرش با نام فلسطین همواره تداعی میشود، محمود درویش است.
محمود درویش در اوت ۲۰۰۸ در پی عمل جراحی قلب در تگزاس آمریکا در گذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#هالینا_پوشویاتوسکا
هالینا پوشویاتوسکا، شاعر و نویسندهی نامدار لهستانی و یکی از مهمترین چهرههای ادبیات مدرن لهستان است. بسیاری پوشویاتوسکا را جزو بهترین شاعران زن لهستان و همردیف برندهی جایزهی نوبل ادبیات، ویسواوا شیمبورسکا، میدانند.
وی در سال ۱۹۳۵ در لهستان زاده شد. در زمستان ۱۹۴۵ وقتی که جبههی جنگ جهانی دوم از شهر چستوهووا میگذشت، هالینا دچار سرماخوردگی و آنژین شد که به دلیل شرایط جنگی و نبود دارو، این آنژین به قلب هالینا منتقل شد. به طوری که از آن پس او دچار مشکلات شدید قلبی شد و اکثر زندگی خود را در بیمارستان گذراند. او با عکاس جوانی به نام "آدولف پوشویاتوسکی" آشنا شد و در سال ۱۹۵۴ با او ازدواج کرد. با گذشت دو سال از زندگی زناشویی، آدولف در اثر بیماری قلبی درگذشت و هالینای ۲۱ ساله بیوه شد. او دیگر هرگز ازدواج نکرد.
هالینا در دانشگاه "یاگیهلونیان" دکترای فلسفه خواند. او بهعنوان دانشجوی دکترا تدریس هم میکرد. وی نخستین شعر خود را در ۲۱ سالگی در مطبوعات به چاپ رساند. یک سال بعد، نخستین مجموعه شعرش را با نام "سرود بتپرستانه" منتشر کرد. این مجموعه با استقبال شاعران و منتقدان لهستانی روبرو شد. او طی زندگانی کوتاه خود دو دفتر شعر دیگر نیز منتشر کرد: مجموعه شعر "امروز" و "چامهای برای دستان" بهاضافهی رمان کوتاه "داستانی برای دوستی".
وی شعر سپید میسرود و قالبشکنی میکرد؛ شعرش به شکلی آزاد بود و وزن هجایی به کار نمیبرد؛ از حروف بزرگ (که طبق روش سنتی میبایست بر سر هر سطر بیاید) پرهیز میکرد و حتی نقطهگذاری هم نمیکرد. اکثر اشعارش هیچ نام و عنوانی ندارد. او شاعری بود که راجع به زنانگی خود میگفت؛ زنی شجاع بود که از شور، آرزو و دلتنگیهایش صحبت میکرد. موضوع اصلی اشعار او مرگ و عشق است. با وجود اینکه مرگ همچنان در آستانهی زندگیاش در کمین بود، به افسردگی تن نمیداد و شوق زندگی و انرژی مثبت در درونش میجوشید. این برداشت عاشقانه از زندگی در شعرش انعکاسی مییابد. علاقهی او به تفکر فلسفی نیز در اشعارش مشهود است.
پس از چند سال ناراحتی قلبی او دوباره عود کرد. هالینا برای عمل به ورشو رفت و چند روز بعد از دومین جراحی قلبی، در ۱۱ اکتبر ۱۹۶۷ درگذشت.
پس از درگذشت هالینا، اشعار چاپنشدهی بسیاری از او پیدا شد، به همراه قصههایی برای کودکان، نمایشنامهها و نامههایش.
در مجموع، او طی زندگی ۳۲سالهی خود بیش از ۵۰۰ شعر سرودهاست. وی از نسل شاعرانی بود که به نام نسل "زمان معاصر" در لهستان شناخته میشوند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#هالینا_پوشویاتوسکا
هالینا پوشویاتوسکا، شاعر و نویسندهی نامدار لهستانی و یکی از مهمترین چهرههای ادبیات مدرن لهستان است. بسیاری پوشویاتوسکا را جزو بهترین شاعران زن لهستان و همردیف برندهی جایزهی نوبل ادبیات، ویسواوا شیمبورسکا، میدانند.
وی در سال ۱۹۳۵ در لهستان زاده شد. در زمستان ۱۹۴۵ وقتی که جبههی جنگ جهانی دوم از شهر چستوهووا میگذشت، هالینا دچار سرماخوردگی و آنژین شد که به دلیل شرایط جنگی و نبود دارو، این آنژین به قلب هالینا منتقل شد. به طوری که از آن پس او دچار مشکلات شدید قلبی شد و اکثر زندگی خود را در بیمارستان گذراند. او با عکاس جوانی به نام "آدولف پوشویاتوسکی" آشنا شد و در سال ۱۹۵۴ با او ازدواج کرد. با گذشت دو سال از زندگی زناشویی، آدولف در اثر بیماری قلبی درگذشت و هالینای ۲۱ ساله بیوه شد. او دیگر هرگز ازدواج نکرد.
هالینا در دانشگاه "یاگیهلونیان" دکترای فلسفه خواند. او بهعنوان دانشجوی دکترا تدریس هم میکرد. وی نخستین شعر خود را در ۲۱ سالگی در مطبوعات به چاپ رساند. یک سال بعد، نخستین مجموعه شعرش را با نام "سرود بتپرستانه" منتشر کرد. این مجموعه با استقبال شاعران و منتقدان لهستانی روبرو شد. او طی زندگانی کوتاه خود دو دفتر شعر دیگر نیز منتشر کرد: مجموعه شعر "امروز" و "چامهای برای دستان" بهاضافهی رمان کوتاه "داستانی برای دوستی".
وی شعر سپید میسرود و قالبشکنی میکرد؛ شعرش به شکلی آزاد بود و وزن هجایی به کار نمیبرد؛ از حروف بزرگ (که طبق روش سنتی میبایست بر سر هر سطر بیاید) پرهیز میکرد و حتی نقطهگذاری هم نمیکرد. اکثر اشعارش هیچ نام و عنوانی ندارد. او شاعری بود که راجع به زنانگی خود میگفت؛ زنی شجاع بود که از شور، آرزو و دلتنگیهایش صحبت میکرد. موضوع اصلی اشعار او مرگ و عشق است. با وجود اینکه مرگ همچنان در آستانهی زندگیاش در کمین بود، به افسردگی تن نمیداد و شوق زندگی و انرژی مثبت در درونش میجوشید. این برداشت عاشقانه از زندگی در شعرش انعکاسی مییابد. علاقهی او به تفکر فلسفی نیز در اشعارش مشهود است.
پس از چند سال ناراحتی قلبی او دوباره عود کرد. هالینا برای عمل به ورشو رفت و چند روز بعد از دومین جراحی قلبی، در ۱۱ اکتبر ۱۹۶۷ درگذشت.
پس از درگذشت هالینا، اشعار چاپنشدهی بسیاری از او پیدا شد، به همراه قصههایی برای کودکان، نمایشنامهها و نامههایش.
در مجموع، او طی زندگی ۳۲سالهی خود بیش از ۵۰۰ شعر سرودهاست. وی از نسل شاعرانی بود که به نام نسل "زمان معاصر" در لهستان شناخته میشوند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#جمال_ثریا
جمالالدین صبر، معروف به جمال ثریا (به ترکی استانبولی: Cemal Süreya) شاعر و نویسندهی ترکیهای است.
جمال ثریا در سال ۱۹۳۱ در شهر "پولومور" که در آن زمان بخشی از "ارزنجان" بود، متولد شد. سالهای اول کودکیش را در شهر ارزنجان گذراند و پس از کشتار "درسیم" در سال ۱۹۳۸، همراه با خانوادهاش به بیلهجک تبعید شد. بعدها بدون اطلاع پدرش در آزمون ورودی دبیرستان حیدرپاشای استانبول جهت تحصیل رایگان و بدون پرداخت شهریه شرکت کرد و از آنجا فارغالتحصیل شد. ثریا جهت ادامهی تحصیل وارد دانشکدهی علوم سیاسی دانشگاه آنکارا شد و تحصیلاتش را در رشتهی اقتصاد به اتمام رساند. پس از آن به مشاغلی چون بازرسی و دستیار بازرس در وزارت مالیه، مدیر کلی، عضو هیئت مشورتی نشریات فرهنگی وزارت فرهنگ و عضو هیئت مدیره بانک اقتصاد خاورمیانه پرداخت. او همچنین بیش از ۲۵ سال عضو انجمن زبان ترکی بود و به مشاوره در چاپ و نشر و ویرایش و ترجمه در دانشنامهها پرداخت.
"ترانههای سپید" عنوان اولین شعرش بود که در در مجلهی "ملکیه" به چاپ رسید.
او از ژوئن ۱۹۶۶ تا می ۱۹۷۰ به انتشار ۴۷ شماره از نشریه پاپیروس پرداخت. در همین بین او به انتشار اشعار و نوشتههایش در نشریات و رسانههایی مانند: هفتتپه، تشکیلات، نوشتههای ترکیه، سیاست، ملت جدید و روشنایی پرداخت.
جمال ثریا یکی از شاعران برجستهی دومین جنبش ادبی نو در ترکیه و از نظریهپردازان و بنیانگذاران آن بهشمار میرود. او علیرغم مخالفت با شعر سنتی، یکی از شاعرانی است که شعر سنتی را به بهترین شکل به کار بردهاست. یکی از ویژگیهای شعرهای ثریا، ادبیت بخشیدن به مفاهیم اروتیک در شعر نوی ترکیه است. او با ابداعات و قالبهای خاص گویش خود، با انباشت قوی و تصاویر زنده، نمونهی موفق جریان دوم شعر نوی ترکیه است. شعر جمال ثریا آمیخته با طنزی است که در بستری عمیق روایت میشود. طنزی که باید خوانندهی اثر برای پی بردن به وجود آن دارای ظرافت خاص ادبی باشد. شعر او مملو از حضور مضامین است.
پس از مرگ ثریا، جایزه شعری به نام او بنیان گذاشته شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#جمال_ثریا
جمالالدین صبر، معروف به جمال ثریا (به ترکی استانبولی: Cemal Süreya) شاعر و نویسندهی ترکیهای است.
جمال ثریا در سال ۱۹۳۱ در شهر "پولومور" که در آن زمان بخشی از "ارزنجان" بود، متولد شد. سالهای اول کودکیش را در شهر ارزنجان گذراند و پس از کشتار "درسیم" در سال ۱۹۳۸، همراه با خانوادهاش به بیلهجک تبعید شد. بعدها بدون اطلاع پدرش در آزمون ورودی دبیرستان حیدرپاشای استانبول جهت تحصیل رایگان و بدون پرداخت شهریه شرکت کرد و از آنجا فارغالتحصیل شد. ثریا جهت ادامهی تحصیل وارد دانشکدهی علوم سیاسی دانشگاه آنکارا شد و تحصیلاتش را در رشتهی اقتصاد به اتمام رساند. پس از آن به مشاغلی چون بازرسی و دستیار بازرس در وزارت مالیه، مدیر کلی، عضو هیئت مشورتی نشریات فرهنگی وزارت فرهنگ و عضو هیئت مدیره بانک اقتصاد خاورمیانه پرداخت. او همچنین بیش از ۲۵ سال عضو انجمن زبان ترکی بود و به مشاوره در چاپ و نشر و ویرایش و ترجمه در دانشنامهها پرداخت.
"ترانههای سپید" عنوان اولین شعرش بود که در در مجلهی "ملکیه" به چاپ رسید.
او از ژوئن ۱۹۶۶ تا می ۱۹۷۰ به انتشار ۴۷ شماره از نشریه پاپیروس پرداخت. در همین بین او به انتشار اشعار و نوشتههایش در نشریات و رسانههایی مانند: هفتتپه، تشکیلات، نوشتههای ترکیه، سیاست، ملت جدید و روشنایی پرداخت.
جمال ثریا یکی از شاعران برجستهی دومین جنبش ادبی نو در ترکیه و از نظریهپردازان و بنیانگذاران آن بهشمار میرود. او علیرغم مخالفت با شعر سنتی، یکی از شاعرانی است که شعر سنتی را به بهترین شکل به کار بردهاست. یکی از ویژگیهای شعرهای ثریا، ادبیت بخشیدن به مفاهیم اروتیک در شعر نوی ترکیه است. او با ابداعات و قالبهای خاص گویش خود، با انباشت قوی و تصاویر زنده، نمونهی موفق جریان دوم شعر نوی ترکیه است. شعر جمال ثریا آمیخته با طنزی است که در بستری عمیق روایت میشود. طنزی که باید خوانندهی اثر برای پی بردن به وجود آن دارای ظرافت خاص ادبی باشد. شعر او مملو از حضور مضامین است.
پس از مرگ ثریا، جایزه شعری به نام او بنیان گذاشته شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#لطیف_هلمت
لطیف هَلمت با نام کامل لطیف محمود بَرزَنجی، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار کورد است. او از شاعرانِ مطرح و نوسرای کُوردستان و دارای بیش از ۲۰ مجموعه شعر میباشد.
لطیف هَلمت در کرکوک کوردستان متولد شد. هلمت در اوایل دههی هفتاد به همراه تنی چند از دیگر شاعران کورد کانونِ شعر کفری را بنیان گذاشت. وی نقش بسیار تعیین کنندهای در دگردیسی شعر کوردی داشته و یکی از ارکان اصلی شعر معاصر کوردی به شمار میآید. لحن و زبان هلمت ساده و روان و به دور از تشبیهات و استعارات پیچیده و انتزاعی است. او به جای این که با جسم و تنِ واژهها کار کند، با روح و روانِ آنها کار میکند. شعر هلمت، شعری ساختارمند با تنوع خلّاقانه در فرم و مضمون و تصویرپردازیهای بکر است و نوعی نگاه متفاوتِ آمیخته با چاشنی طنز دارد که امور روزمره را به پرسشها و چالشهای فلسفی و منتقدانه و معترضانهی جامعهشناسانه میکشد و با تأویلها و تعبیرهای شاعرانهی خاص خودش از موضوعات متنوع، دست به طرح مضامینی میزند که ذهن مخاطب را به چالش با پیرامون و دقیق شدن در آن میکشاند. شعر هلمت همان اندازه که دارای آفرینشگری استفهامات است و اشتهای جستجو و پرسشآفرینی دارد، پرسشزدا و فروپاشنده استفهام است. نگرش دوسویهای که لطیف هلمت به جهان دارد، او را بر آن داشته که هم معترض اسباب و بساط زندگی مدرن امروزی باشد و هم در جستجوی دستیابی به خودخداانگاری روح انسان برآید. زبان شعر هلمت در عین بیآلایشی از نوعی استحکام فارغ از فخامت فضلفروشانه و مصنوعی برخوردار است. شعر او را میتوان رنگینکمانی از نقطهنظرات و تفکرات مختلف با وجود تناقضهایی که به ندرت در شعرش دیده میشود دانست. تجلی فرهنگ و هویت کوردی هم بهرغم نگاه جهانشمول و انسانمدارانه و جسارتآمیزش در آثارش مشهود است. او سوابق مبارزاتی زیادی هم علیه حکومت صدام و حزب بعث داشته و در کل امور سیاسی و سیاستمداران را در شعرهایش به چالش میکشد. وی کتابهایی نیز برای کودکان منتشر کردهاست. تألیفات هلمت برای کودکان در سال ۲۰۰۰ جایزهٔ APIC سوئد را نصیب او ساخت. هلمت دغدغهها و مطالعات و تلاشهایی نیز در حوزهی ادبیات داستانی داشته و نخستین رمانش به نام «همهی همسران اجنهی شیخ محمود» اخیراً به همت فریاد شیری به فارسی درآمده است. این رمان را میتوان اتفاقی تازه در رماننویسی کوردی تلقی کرد.
وی چهار کتاب درزمینه نقد ادبی و کتابهایی نیز دربارهی صوفیگری و مکتبهای دادائیسم و سوررئالیسم نگاشته است.
هلمت هماکنون در شهر سلیمانیه کردستان عراق زندگی میکند.
#اشعار_شاعر
«نقشها»
هرگاه نقش کبوتری را کشیدی
درختی برایش مهیّا کن
تا لانهاش را روی آن بسازد
.
نقش کوهی را که کشیدی
برفی نیز روی آن بباران و بباران
تا تنها نباشد
.
نقش رودی را که کشیدی
دو ماهی نیز در آن رها کن
تا حوصلهاش سر نرود
.
نقش کودکی را که کشیدی
کیفی پر از کتاب بر شانههایش بیاویز
تا تفنگ به دوش گرفتن را یاد نگیرد
درخت خشکی را نیز که بریدی
از آن قلمی بساز
نه قنداق تفنگ و
قفس
تا پرندهها
آزرده نشوند و کوچ نکنند.
***
«من تنها نیستم»
من تنها نیستم
راهی خواهرم است
من فقط خودم نیستم
واژهای معشوقم است
من فقط یکی نیستم
یک نگرانی همراه من است
من بیناز نیستم
ابری مادرم است
من در تبعید نیستم
رؤیا و اندیشه و خودم
دلم را همیشه شلوغ میکنند
من تنها خودم نیستم
راه
واژه
نگرانی
ابر
رؤیا
اندیشه و
خودم
همراه مناند.
***
«روزهای هفته»
روزهای هفته که نهان میشوند
تک تک برگی میشوند
بر تن درختان
گرنه جنگل
این همه برگ از کجا آورده است؟!
.
هفتههای ماه که نهان میشوند
تک تک به افق رفته و
ابر میشوند
گرنه زمستان
این همه پارچه ابری از کجا آورده است؟!
.
ماههای سال که از آسمان آزرده میشوند
تک تک پرتقال میشوند و
به آغوش زمین میریزند
گرنه باغ
این همه پرتقال از چه ساخته است؟!
.
عاشقان را نیز که میرانند
تک تک رو به آسمان مینهند و
ستاره میشوند
گرنه آسمان
این همه ستاره از کجا آورده است؟!
***
«قفس»
آسمان
قفس ستاره است و
مقام و رتبه
قفس انسان
سکوت
قفس واژه است و
ابر
قفس باران
گل
قفس بوی و رایحه است و
جنگل
قفس درخت
دریا نیز
قفس آب است و
تو
قفس دل من
.
گنجشکی زرد را
در قفسی اسیر کرده است
نامش را گذاشته است
ماه...
شب...
***
«شکار»
روز اول که به شکار رفتم
تورم را در خانه جا گذاشتم
روز دوم که به شکار رفتم
تورم را در راه گم کردم
روز سوّم که به شکار رفتم
در سایه درختی خوابم برد
روز چهارم که به شکار رفتم
گرسنه بودم
تورم را فروختم و
نانی خریدم
روز پنجم که به شکار رفتم
دختری در تورم افتاد
روز ششم که به شکار رفتم
نهنگی تورم را خورد
روز هفتم
قسم خوردم
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#لطیف_هلمت
لطیف هَلمت با نام کامل لطیف محمود بَرزَنجی، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار کورد است. او از شاعرانِ مطرح و نوسرای کُوردستان و دارای بیش از ۲۰ مجموعه شعر میباشد.
لطیف هَلمت در کرکوک کوردستان متولد شد. هلمت در اوایل دههی هفتاد به همراه تنی چند از دیگر شاعران کورد کانونِ شعر کفری را بنیان گذاشت. وی نقش بسیار تعیین کنندهای در دگردیسی شعر کوردی داشته و یکی از ارکان اصلی شعر معاصر کوردی به شمار میآید. لحن و زبان هلمت ساده و روان و به دور از تشبیهات و استعارات پیچیده و انتزاعی است. او به جای این که با جسم و تنِ واژهها کار کند، با روح و روانِ آنها کار میکند. شعر هلمت، شعری ساختارمند با تنوع خلّاقانه در فرم و مضمون و تصویرپردازیهای بکر است و نوعی نگاه متفاوتِ آمیخته با چاشنی طنز دارد که امور روزمره را به پرسشها و چالشهای فلسفی و منتقدانه و معترضانهی جامعهشناسانه میکشد و با تأویلها و تعبیرهای شاعرانهی خاص خودش از موضوعات متنوع، دست به طرح مضامینی میزند که ذهن مخاطب را به چالش با پیرامون و دقیق شدن در آن میکشاند. شعر هلمت همان اندازه که دارای آفرینشگری استفهامات است و اشتهای جستجو و پرسشآفرینی دارد، پرسشزدا و فروپاشنده استفهام است. نگرش دوسویهای که لطیف هلمت به جهان دارد، او را بر آن داشته که هم معترض اسباب و بساط زندگی مدرن امروزی باشد و هم در جستجوی دستیابی به خودخداانگاری روح انسان برآید. زبان شعر هلمت در عین بیآلایشی از نوعی استحکام فارغ از فخامت فضلفروشانه و مصنوعی برخوردار است. شعر او را میتوان رنگینکمانی از نقطهنظرات و تفکرات مختلف با وجود تناقضهایی که به ندرت در شعرش دیده میشود دانست. تجلی فرهنگ و هویت کوردی هم بهرغم نگاه جهانشمول و انسانمدارانه و جسارتآمیزش در آثارش مشهود است. او سوابق مبارزاتی زیادی هم علیه حکومت صدام و حزب بعث داشته و در کل امور سیاسی و سیاستمداران را در شعرهایش به چالش میکشد. وی کتابهایی نیز برای کودکان منتشر کردهاست. تألیفات هلمت برای کودکان در سال ۲۰۰۰ جایزهٔ APIC سوئد را نصیب او ساخت. هلمت دغدغهها و مطالعات و تلاشهایی نیز در حوزهی ادبیات داستانی داشته و نخستین رمانش به نام «همهی همسران اجنهی شیخ محمود» اخیراً به همت فریاد شیری به فارسی درآمده است. این رمان را میتوان اتفاقی تازه در رماننویسی کوردی تلقی کرد.
وی چهار کتاب درزمینه نقد ادبی و کتابهایی نیز دربارهی صوفیگری و مکتبهای دادائیسم و سوررئالیسم نگاشته است.
هلمت هماکنون در شهر سلیمانیه کردستان عراق زندگی میکند.
#اشعار_شاعر
«نقشها»
هرگاه نقش کبوتری را کشیدی
درختی برایش مهیّا کن
تا لانهاش را روی آن بسازد
.
نقش کوهی را که کشیدی
برفی نیز روی آن بباران و بباران
تا تنها نباشد
.
نقش رودی را که کشیدی
دو ماهی نیز در آن رها کن
تا حوصلهاش سر نرود
.
نقش کودکی را که کشیدی
کیفی پر از کتاب بر شانههایش بیاویز
تا تفنگ به دوش گرفتن را یاد نگیرد
درخت خشکی را نیز که بریدی
از آن قلمی بساز
نه قنداق تفنگ و
قفس
تا پرندهها
آزرده نشوند و کوچ نکنند.
***
«من تنها نیستم»
من تنها نیستم
راهی خواهرم است
من فقط خودم نیستم
واژهای معشوقم است
من فقط یکی نیستم
یک نگرانی همراه من است
من بیناز نیستم
ابری مادرم است
من در تبعید نیستم
رؤیا و اندیشه و خودم
دلم را همیشه شلوغ میکنند
من تنها خودم نیستم
راه
واژه
نگرانی
ابر
رؤیا
اندیشه و
خودم
همراه مناند.
***
«روزهای هفته»
روزهای هفته که نهان میشوند
تک تک برگی میشوند
بر تن درختان
گرنه جنگل
این همه برگ از کجا آورده است؟!
.
هفتههای ماه که نهان میشوند
تک تک به افق رفته و
ابر میشوند
گرنه زمستان
این همه پارچه ابری از کجا آورده است؟!
.
ماههای سال که از آسمان آزرده میشوند
تک تک پرتقال میشوند و
به آغوش زمین میریزند
گرنه باغ
این همه پرتقال از چه ساخته است؟!
.
عاشقان را نیز که میرانند
تک تک رو به آسمان مینهند و
ستاره میشوند
گرنه آسمان
این همه ستاره از کجا آورده است؟!
***
«قفس»
آسمان
قفس ستاره است و
مقام و رتبه
قفس انسان
سکوت
قفس واژه است و
ابر
قفس باران
گل
قفس بوی و رایحه است و
جنگل
قفس درخت
دریا نیز
قفس آب است و
تو
قفس دل من
.
گنجشکی زرد را
در قفسی اسیر کرده است
نامش را گذاشته است
ماه...
شب...
***
«شکار»
روز اول که به شکار رفتم
تورم را در خانه جا گذاشتم
روز دوم که به شکار رفتم
تورم را در راه گم کردم
روز سوّم که به شکار رفتم
در سایه درختی خوابم برد
روز چهارم که به شکار رفتم
گرسنه بودم
تورم را فروختم و
نانی خریدم
روز پنجم که به شکار رفتم
دختری در تورم افتاد
روز ششم که به شکار رفتم
نهنگی تورم را خورد
روز هفتم
قسم خوردم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#ایلهان_برک
ایلهان برک، شاعر و مترجم ترکیهای، در سال ۱۹۱۸ میلادی در مانیسا به دنیا آمد و پس از كسب مدرک در رشتهی زبان فرانسه از دانشگاه آنکارا در ۱۹۴۵ شغل معلمی را برگزید و مدتی نیز به عنوان مترجم در موسسه چاپ و نشر "زیرات بانک" مشغول شد. او به طور تخصصی اشعار شاعران برجستهای مانند "آرتور رمبو" و "ازرا پوند" را به زبان ترکی ترجمه کرد. ایلهان برک از شاعران نسل دوم شعر نوین و از شاعران پستمدرن ترکیه بود. اشعار او شامل مضامين حماسی و عاشقانه است و ریشه در اسطورهشناسی دارد. او با الهام و تلفيق شعرهای سنتی غربی و شرقی موفق شد شیوهای منحصر بهفرد با نگاهی پستمدرن در اشعارش بیافریند.
تاریخ، جغرافی، هنرهای تجسمی و شهرهايی مانند استانبول، پاریس و آنکارا مضامین بيشتر اشعار او بودند. اين شاعر خلاق برای پرورش درونمایههایی از اين دست از کلمات محاورهای و عامیانه چون نام محلی گلها، آلات موسیقی و... بهره میجست كه همين مسئله او را از دیگران متمایز میکرد. تنها یک مجموعه منتخب کوچک شعر او به نام "برگی در آستانهی افتادن" به انگلیسی ترجمه شده و همين یک اثر برای شناخته شدنش در كشورهای ديگر كافی بود. بيشتر تلاشهای برک صرف نوشتن شعر و مقالات مربوط به نقد شعر بود و تنها یک داستان کوتاه از او به جای مانده است.
او در دوران حياتش به خاطر شعر "کتاب استانبول" در سال ۱۹۸۰، مجموعه شعر "خاکسترها" در ۱۹۷۹ و "رودخانهی زیبا" در ۱۹۸۸ موفق به كسب جايزه شد.
در جریان شعر نوی ترکیه ایلهان برک جایگاه ویژهای دارد. چنانچه در جمع ادبی ترکیه از او با عنوان "رنگین کمان عصر طلایی شعر ترک" نام میبرند.
ایلهان برک در سالهای پایانی عمرش به "بودروم" رفت و در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#ایلهان_برک
ایلهان برک، شاعر و مترجم ترکیهای، در سال ۱۹۱۸ میلادی در مانیسا به دنیا آمد و پس از كسب مدرک در رشتهی زبان فرانسه از دانشگاه آنکارا در ۱۹۴۵ شغل معلمی را برگزید و مدتی نیز به عنوان مترجم در موسسه چاپ و نشر "زیرات بانک" مشغول شد. او به طور تخصصی اشعار شاعران برجستهای مانند "آرتور رمبو" و "ازرا پوند" را به زبان ترکی ترجمه کرد. ایلهان برک از شاعران نسل دوم شعر نوین و از شاعران پستمدرن ترکیه بود. اشعار او شامل مضامين حماسی و عاشقانه است و ریشه در اسطورهشناسی دارد. او با الهام و تلفيق شعرهای سنتی غربی و شرقی موفق شد شیوهای منحصر بهفرد با نگاهی پستمدرن در اشعارش بیافریند.
تاریخ، جغرافی، هنرهای تجسمی و شهرهايی مانند استانبول، پاریس و آنکارا مضامین بيشتر اشعار او بودند. اين شاعر خلاق برای پرورش درونمایههایی از اين دست از کلمات محاورهای و عامیانه چون نام محلی گلها، آلات موسیقی و... بهره میجست كه همين مسئله او را از دیگران متمایز میکرد. تنها یک مجموعه منتخب کوچک شعر او به نام "برگی در آستانهی افتادن" به انگلیسی ترجمه شده و همين یک اثر برای شناخته شدنش در كشورهای ديگر كافی بود. بيشتر تلاشهای برک صرف نوشتن شعر و مقالات مربوط به نقد شعر بود و تنها یک داستان کوتاه از او به جای مانده است.
او در دوران حياتش به خاطر شعر "کتاب استانبول" در سال ۱۹۸۰، مجموعه شعر "خاکسترها" در ۱۹۷۹ و "رودخانهی زیبا" در ۱۹۸۸ موفق به كسب جايزه شد.
در جریان شعر نوی ترکیه ایلهان برک جایگاه ویژهای دارد. چنانچه در جمع ادبی ترکیه از او با عنوان "رنگین کمان عصر طلایی شعر ترک" نام میبرند.
ایلهان برک در سالهای پایانی عمرش به "بودروم" رفت و در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#جلال_ملکشاه
جلال ملکشاه، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و فعال سیاسی کورد اهل سنندج بود. ملکشاه به دو زبان فارسی و کوردی شعر میسرود و آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شدهاست.او در سال ۱۳۳۰ در روستای ملکشان علیای شهرستان سنندج در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به پایان رساند و سپس به همراه خانوادهاش به سنندج رفت. جلال ملکشاه از زمان دریافت دیپلم ادبی در سنندج به سرایش شعر و نگارش داستان پرداخت. نخست به سرودن شعر به زبان فارسی پرداخت و بعداً به فعالیت در زمینهی ادبیات کوردی وارد شد و اشعارش را به زبان کوردی و گویش سورانی سرود.
جلال ملکشاه به فعالیتهای مطبوعاتی نیز میپرداخت و به دلیل فعالیتهایش پیش از چاپ کتاب به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد. وی در همان سالها به فعالیت سیاسی پرداخت. او در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در کردستان ایران به فعالیت میپرداخت. وی پس از انقلاب نیز به فعالیت فرهنگی و سیاسی خود ادامه داد. او اندکی پس از انقلاب به دلیل انتشار آثارش دستگیر و به زندان محکوم شد. همچنین فعالیت سیاسی خود را با عضویت در کومله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران ادامه داد. عمدهی آثار جلال ملکشاه پس از انقلاب به زبان کوردی هستند. او که از اواخر دههی ۱۳۶۰ دست از فعالیت سیاسی کشید، به عنوان عضو شورای سردبیری مجله سروه که به زبان کوردی و در اورمیه به چاپ میرسید به فعالیت پرداخت.
شیرکو بیکس دربارهی شعر ملکشاه گفتهاست:
«شعر ملکشاه سبب توسعه و پیشرفت زبان و ادبیات کوردی شده و زبان او، زبان رسا و دقیق در صفحهی ادبیات ما است. شعر او از دل برمیخیزد و بر دل مینشیند.»
جلال ملکشاه هم در دوران محمدرضا پهلوی و هم بعد از انقلاب بارها زندانی شد. اشعارش بارها او را به بازداشتگاههای اداره اطلاعات و زندان کشاند. پس از حملات داعش به شهر کوبانی در سال ۲۰۱۴ او شعری را برای «مقاومت کوبانی» سرود و به دنبال آن به اداره اطلاعات سنندج احضار شد و علاوه بر تهدید از او خواسته بودند که نباید هیچ سرودهای را در مورد کوبانی و داعش منتشر کند.
جلال ملکشاه در گفتگویی اعلام کردهبود که بیش از ده مجموعه شعر و داستان خلق کرده که به دلیل مسائل مالی و ممانعت از نشر نتوانسته آنها را به انتشار برساند.
ملکشاه در ۱۰ آبان ۱۳۹۹ در در سن ۶۹ سالگی در شهر سنندج بر اثر عارضهی قلبی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#جلال_ملکشاه
جلال ملکشاه، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و فعال سیاسی کورد اهل سنندج بود. ملکشاه به دو زبان فارسی و کوردی شعر میسرود و آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شدهاست.او در سال ۱۳۳۰ در روستای ملکشان علیای شهرستان سنندج در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به پایان رساند و سپس به همراه خانوادهاش به سنندج رفت. جلال ملکشاه از زمان دریافت دیپلم ادبی در سنندج به سرایش شعر و نگارش داستان پرداخت. نخست به سرودن شعر به زبان فارسی پرداخت و بعداً به فعالیت در زمینهی ادبیات کوردی وارد شد و اشعارش را به زبان کوردی و گویش سورانی سرود.
جلال ملکشاه به فعالیتهای مطبوعاتی نیز میپرداخت و به دلیل فعالیتهایش پیش از چاپ کتاب به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد. وی در همان سالها به فعالیت سیاسی پرداخت. او در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در کردستان ایران به فعالیت میپرداخت. وی پس از انقلاب نیز به فعالیت فرهنگی و سیاسی خود ادامه داد. او اندکی پس از انقلاب به دلیل انتشار آثارش دستگیر و به زندان محکوم شد. همچنین فعالیت سیاسی خود را با عضویت در کومله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران ادامه داد. عمدهی آثار جلال ملکشاه پس از انقلاب به زبان کوردی هستند. او که از اواخر دههی ۱۳۶۰ دست از فعالیت سیاسی کشید، به عنوان عضو شورای سردبیری مجله سروه که به زبان کوردی و در اورمیه به چاپ میرسید به فعالیت پرداخت.
شیرکو بیکس دربارهی شعر ملکشاه گفتهاست:
«شعر ملکشاه سبب توسعه و پیشرفت زبان و ادبیات کوردی شده و زبان او، زبان رسا و دقیق در صفحهی ادبیات ما است. شعر او از دل برمیخیزد و بر دل مینشیند.»
جلال ملکشاه هم در دوران محمدرضا پهلوی و هم بعد از انقلاب بارها زندانی شد. اشعارش بارها او را به بازداشتگاههای اداره اطلاعات و زندان کشاند. پس از حملات داعش به شهر کوبانی در سال ۲۰۱۴ او شعری را برای «مقاومت کوبانی» سرود و به دنبال آن به اداره اطلاعات سنندج احضار شد و علاوه بر تهدید از او خواسته بودند که نباید هیچ سرودهای را در مورد کوبانی و داعش منتشر کند.
جلال ملکشاه در گفتگویی اعلام کردهبود که بیش از ده مجموعه شعر و داستان خلق کرده که به دلیل مسائل مالی و ممانعت از نشر نتوانسته آنها را به انتشار برساند.
ملکشاه در ۱۰ آبان ۱۳۹۹ در در سن ۶۹ سالگی در شهر سنندج بر اثر عارضهی قلبی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#سهام_الشعشاع
شاعره ی عرب در شهر سویداء سوریه متولد شده و در رشته ی ادبیات عرب تحصیل کرده است. کتاب نخستش « انگار هرگز نبوده ام » جایزه پرفروشترین کتاب در نمایشگاه کتاب بیروت را در سال انتشارش به خود اختصاص داد. او همچنین ترانه سرایی می کند و بسیاری از ترانه هایش توسط خوانندگان عرب خوانده شده است.
شعری با دو ترجمه 👇🏽👇🏽👇🏽
لم أنتهِ
تابع فإنی أشتهی
أن تنحنی کالیاء فی اللیلِ البهی
أو کالفواصلِ فی کلام العاشقین
تذیب ثلجَ تأوّهی
تابعْ فبعضُ القولِ أکثرُ حنکةً
فی غزل ثوبِ الحبِّ للجسدِ الشهی •
لم أنتهِ.
تمامش نکن
ادامه بده من خواهانم
که تو خم شوی همچون “ی” در “لیلِ” درخشان
یا مثل فاصله ها در میان کلام عشاق…
برف آه مرا ذوب کن
ادامه بده که برخی کلمات محکم ترند
برای بافتن لباس عشق بر اندام شهوتناک…
تمامش نکن.
#سهام_الشعشاع
ترجمه #سودابه_مهیجی
🌿🍂
کارم به پایان نرسیده
ادامه بده که مشتاقم
که چون یا در رقص خم شوی در این شب زیبا
یا بسان فاصله ها در سخنان دلدادگان
تو برف ناله ام آب می کنی
ادامه بده
برخی سخنان سرشار از تجربه اند
در بافت جامه ی عشق
بر قامت برازنده
#سهام_الشعشاع
ترجمه دکتر #صفدر_شاکر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#سهام_الشعشاع
شاعره ی عرب در شهر سویداء سوریه متولد شده و در رشته ی ادبیات عرب تحصیل کرده است. کتاب نخستش « انگار هرگز نبوده ام » جایزه پرفروشترین کتاب در نمایشگاه کتاب بیروت را در سال انتشارش به خود اختصاص داد. او همچنین ترانه سرایی می کند و بسیاری از ترانه هایش توسط خوانندگان عرب خوانده شده است.
شعری با دو ترجمه 👇🏽👇🏽👇🏽
لم أنتهِ
تابع فإنی أشتهی
أن تنحنی کالیاء فی اللیلِ البهی
أو کالفواصلِ فی کلام العاشقین
تذیب ثلجَ تأوّهی
تابعْ فبعضُ القولِ أکثرُ حنکةً
فی غزل ثوبِ الحبِّ للجسدِ الشهی •
لم أنتهِ.
تمامش نکن
ادامه بده من خواهانم
که تو خم شوی همچون “ی” در “لیلِ” درخشان
یا مثل فاصله ها در میان کلام عشاق…
برف آه مرا ذوب کن
ادامه بده که برخی کلمات محکم ترند
برای بافتن لباس عشق بر اندام شهوتناک…
تمامش نکن.
#سهام_الشعشاع
ترجمه #سودابه_مهیجی
🌿🍂
کارم به پایان نرسیده
ادامه بده که مشتاقم
که چون یا در رقص خم شوی در این شب زیبا
یا بسان فاصله ها در سخنان دلدادگان
تو برف ناله ام آب می کنی
ادامه بده
برخی سخنان سرشار از تجربه اند
در بافت جامه ی عشق
بر قامت برازنده
#سهام_الشعشاع
ترجمه دکتر #صفدر_شاکر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#مجتبی_کاشانی_سالک
#معرفی_کتاب
“مجتبی کاشانی” در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی، در شهرستان مشهد دیده به جهان گشود.وی بعنوان شاعر، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی دارای فعالیت بوده اند، اون نیز از سال ۱۳۴۹ فعالیت ادبی خود را در زمینه #شعر و #نویسندگی آغاز کرد و صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه یاوری بوده است. #کاشانی بنیانگذار “#جامعه_یاوری_فرهنگی” است که هدف آن ایجاد مدارس و مراکز آموزشی و فرهنگی در مناطق محروم کشور می باشد. این موسسه نیز در زمان حیات وی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی احداث کرده است. مقالات و شعرهای كاشانی سرشار از حس انسان دوستی، عشق و امید است. وی از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت درکشورمان تلاش فراوان به خرج داد. کاشانی علاوه بر بنیان گذاشتن جامعه یاوری فرهنگی در زمینه مدیریت منابع انسانی نیز مطالعاتی انجام داد. او پس از سالها مطالعه درباره مدیریت ژاپنی و تطبیق آن با آموزه های ایرانی، نظریه ای را سامان داد که از آن به عنوان : #نقش_دل_در_مدیریت: یاد می کرد و با همین نام نیز کتابی منتشر کرد. او در این نظریه اش تاکید میکند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد. “جسم او، دل او و مغز او” هر سه، در بوجود آمدن نتیجه کار نقش دارند و از فعالیت هریک فرآورده ای نیز حاصل می گردد:
⬅️فرآورد دل: انگیزه
⬅️فرآورد مغز : اندیشه
⬅️فرآورد جسم: کار عملیاتی و فیزیکی
مجتبی کاشانی در غروب پاییـزی روز ۲۳ آذرماه سال ۱۳۸۳ بدرود حیات گفت و روح سراسر عشق و ایمانش به آسمان ابدیت پرواز كرد!
⬅️بخشی از وصیتنامه مجتبی کاشانی به شرح زیر است:
درود بر خداود که مرا آفرید و قلب از آفرینش یاد و عشق خود را در قلب من جای داد…
حاصل عمر من برای ملتم و برای کشورم تا این تاریخ ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در جامعه یاوری ساختیم. پنج کتاب شعر که برای مردم و به عشق خدا و آن ها سروده شده است و تعدادی کارخانه منظم و بهداشتی شده و هزاران کارگر و کارمند و متخصص فرهنگ یافته صنعتی است. امیدوارم از آنها پاسداری شود.
عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش ابروی تو باد
⬅️معرفی کتاب های مجتبی کاشانی:
– #پل، #دانه_باشیم_نه_سیب، #به_آیندگان، #باران_عشق، #روزنه، #به_همین_آسانی، #خویش_را_باور_کن و…
#مجتبی_کاشانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
#مجتبی_کاشانی_سالک
#معرفی_کتاب
“مجتبی کاشانی” در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی، در شهرستان مشهد دیده به جهان گشود.وی بعنوان شاعر، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی دارای فعالیت بوده اند، اون نیز از سال ۱۳۴۹ فعالیت ادبی خود را در زمینه #شعر و #نویسندگی آغاز کرد و صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه یاوری بوده است. #کاشانی بنیانگذار “#جامعه_یاوری_فرهنگی” است که هدف آن ایجاد مدارس و مراکز آموزشی و فرهنگی در مناطق محروم کشور می باشد. این موسسه نیز در زمان حیات وی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی احداث کرده است. مقالات و شعرهای كاشانی سرشار از حس انسان دوستی، عشق و امید است. وی از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت درکشورمان تلاش فراوان به خرج داد. کاشانی علاوه بر بنیان گذاشتن جامعه یاوری فرهنگی در زمینه مدیریت منابع انسانی نیز مطالعاتی انجام داد. او پس از سالها مطالعه درباره مدیریت ژاپنی و تطبیق آن با آموزه های ایرانی، نظریه ای را سامان داد که از آن به عنوان : #نقش_دل_در_مدیریت: یاد می کرد و با همین نام نیز کتابی منتشر کرد. او در این نظریه اش تاکید میکند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد. “جسم او، دل او و مغز او” هر سه، در بوجود آمدن نتیجه کار نقش دارند و از فعالیت هریک فرآورده ای نیز حاصل می گردد:
⬅️فرآورد دل: انگیزه
⬅️فرآورد مغز : اندیشه
⬅️فرآورد جسم: کار عملیاتی و فیزیکی
مجتبی کاشانی در غروب پاییـزی روز ۲۳ آذرماه سال ۱۳۸۳ بدرود حیات گفت و روح سراسر عشق و ایمانش به آسمان ابدیت پرواز كرد!
⬅️بخشی از وصیتنامه مجتبی کاشانی به شرح زیر است:
درود بر خداود که مرا آفرید و قلب از آفرینش یاد و عشق خود را در قلب من جای داد…
حاصل عمر من برای ملتم و برای کشورم تا این تاریخ ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در جامعه یاوری ساختیم. پنج کتاب شعر که برای مردم و به عشق خدا و آن ها سروده شده است و تعدادی کارخانه منظم و بهداشتی شده و هزاران کارگر و کارمند و متخصص فرهنگ یافته صنعتی است. امیدوارم از آنها پاسداری شود.
عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش ابروی تو باد
⬅️معرفی کتاب های مجتبی کاشانی:
– #پل، #دانه_باشیم_نه_سیب، #به_آیندگان، #باران_عشق، #روزنه، #به_همین_آسانی، #خویش_را_باور_کن و…
#مجتبی_کاشانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
دکتر کیومرث منشی زاده، متولد 1324 جیرفت کرمان، از شاعران بزرگ و مطرح معاصر ایران است، که بیشتر او را با عنوان بنیانگذار شعر ریاضی می شناسند. وی در رشته های فلسفه، ریاضی، فیزیک و حقوق در کشورهای آمریکا، فرانسه و ایران تحصیل کرده است.
کیومرث منشی زاده دو شاخهی ویژه در شعر دهههای اخیر ابداع کرده است. یکی «شعر ریاضی» که در دههی پنجاه آن را ابداع کرد و با استفاده از اعداد، مفاهیم ریاضی و فرمولهای فیزیکی شعرهایی سرود که بحثانگیز و جالب توجه بود. مانند این چند سطر از شعر «سرنوشت در کهکشان خانم گیسودراز»
رها کن تربیع دایره را
و تثلیث زاویه را
(چه کسی میداند جذر صفر
بینهایت است
یا صفر؟)
از این شعرها چند نمونه - از جمله شعرهای «سقوط افقی»، «طبقهی صفر»، «سرنوشت در کهکشان خانم گیسودراز»، «سال صفر»- در این دفتر جا خوش کرده اند.
دومین ابداع او «شعر رنگ» است، که در آن به کمک حالت پذیری رنگها، و رنگ پذیری حالتها، به خلق تصویرهای رنگی میپردازد، و از انواع رنگهای موجود در زبان فارسی، خلاقانه و با هنرمندی استفاده میکند، مانند این چند سطر از شعر "میآیی اما، ولی چه دیر"
آبی میآیی
و ارغوان
از برابرت
زنگاری میگذرد
و سپیدار پاییزی
همچون رؤیای یک سوارکار استخوانی
در هم میشکند
از گرایشهای بارز شعر منشی زاده نگاه طنزآمیز اجتماعی- سیاسی او به جهان و دنیای پیرامون است، اغلب شعرهایش رگههای تند و جذابی از طنز انتقادی، یا شوخطبعی طنازانه دارند. شعرهای "صفر در منقار کلاغ زرد بیآسمان"، "تاریخِ تاریخ"، "شب است و آرام، شب"، "جنوب جهنم"، "سلام روستایی خشم مشت"، "میآیی اما، ولی چه دیر"، "دروغ سفید"، "خوشبختی و شرمآگینیهای مکنون" نمونههای بارزی از شعرهای اجتماعی- سیاسی طنزآمیز، منشی زاده اند.
شعر منشی زاده در مسیر اصلی خود شعر نیمایی است، البته با زبان خاص و نگاه ویژه و گرایشهای شخصی منشی زاده که به شعرش هویتی منحصر به فرد بخشیده است.
#رحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_شاعر
دکتر کیومرث منشی زاده، متولد 1324 جیرفت کرمان، از شاعران بزرگ و مطرح معاصر ایران است، که بیشتر او را با عنوان بنیانگذار شعر ریاضی می شناسند. وی در رشته های فلسفه، ریاضی، فیزیک و حقوق در کشورهای آمریکا، فرانسه و ایران تحصیل کرده است.
کیومرث منشی زاده دو شاخهی ویژه در شعر دهههای اخیر ابداع کرده است. یکی «شعر ریاضی» که در دههی پنجاه آن را ابداع کرد و با استفاده از اعداد، مفاهیم ریاضی و فرمولهای فیزیکی شعرهایی سرود که بحثانگیز و جالب توجه بود. مانند این چند سطر از شعر «سرنوشت در کهکشان خانم گیسودراز»
رها کن تربیع دایره را
و تثلیث زاویه را
(چه کسی میداند جذر صفر
بینهایت است
یا صفر؟)
از این شعرها چند نمونه - از جمله شعرهای «سقوط افقی»، «طبقهی صفر»، «سرنوشت در کهکشان خانم گیسودراز»، «سال صفر»- در این دفتر جا خوش کرده اند.
دومین ابداع او «شعر رنگ» است، که در آن به کمک حالت پذیری رنگها، و رنگ پذیری حالتها، به خلق تصویرهای رنگی میپردازد، و از انواع رنگهای موجود در زبان فارسی، خلاقانه و با هنرمندی استفاده میکند، مانند این چند سطر از شعر "میآیی اما، ولی چه دیر"
آبی میآیی
و ارغوان
از برابرت
زنگاری میگذرد
و سپیدار پاییزی
همچون رؤیای یک سوارکار استخوانی
در هم میشکند
از گرایشهای بارز شعر منشی زاده نگاه طنزآمیز اجتماعی- سیاسی او به جهان و دنیای پیرامون است، اغلب شعرهایش رگههای تند و جذابی از طنز انتقادی، یا شوخطبعی طنازانه دارند. شعرهای "صفر در منقار کلاغ زرد بیآسمان"، "تاریخِ تاریخ"، "شب است و آرام، شب"، "جنوب جهنم"، "سلام روستایی خشم مشت"، "میآیی اما، ولی چه دیر"، "دروغ سفید"، "خوشبختی و شرمآگینیهای مکنون" نمونههای بارزی از شعرهای اجتماعی- سیاسی طنزآمیز، منشی زاده اند.
شعر منشی زاده در مسیر اصلی خود شعر نیمایی است، البته با زبان خاص و نگاه ویژه و گرایشهای شخصی منشی زاده که به شعرش هویتی منحصر به فرد بخشیده است.
#رحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و ویراستار آمریکایی-بریتانیایی بود. او با آثاری چون «سرزمین هرز» و «چهار کوارتت»، رهبر جنبش نوسازی شعر و شاعری بهشمار میرفت. سبک بیان، سرایش و قافیهپردازی وی، زندگی دوبارهای به شعر انگلیسی بخشید.
"تاس سترنز الیوت" مشهور به "تی . اس . الیوت" , شاعر , منتقد و نمایشنامه نویس مشهور انگلیسی ، در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۸۸ در " سنت لوئیز " از ایالت "میسوری" آمریكا متولد شد و در دانشگاههای هاروارد ، سوربن واكسفورد تحصیل كرد .
او از سال ۱۹۱۴ به بعد در انگلستان اقامت كرد و در سال ۱۹۲۷ رسما تبعه این كشور شد. " الیوت" نه تنها برجستهترین نویسنده دوره بین دو جنگ بزرگ جهانی است ، بلكه یكی از بزرگترین شاعران قرن بیستم نیز به شمار میرود . او در دوره زندگیاش شهرت بسیاری به دست آورد كه بخشی از این آوازه ، مرهون نوآوریهای او در فنون و مضمون شعر بود كه انقلابی در قراردادهای ادبی بازمانده از شاعران و نویسندگان رمانتیك و دوره ویكتوریا به وجود آورد.
" الیوت" كه سنتهای ادبی زبان را برای بیان تجربیات دنیای جدید ناتوان دید , به شعر و ادبیات روی آورد و نثر و شعر سنتی سده ۱۹ انگلستان و نمادگرایان فرانسوی برای او مایه الهام شد ؛ " ژول لافورگ" و" بودلر" سالها سرمشق شعر وی بودند ، اما آشنایی " الیوت" با "پاوند" در لندن ، در شعر او تاثیری ژرف گذاشت. "سرزمین مرز" كه از سرودههای وی است ، بنیانگذار رویكرد تازهای در شعر انگلیسی بود و سرخوردگی نسل پس از جنگ جهانی اول را توصیف میكرد.
از جمله آثار مشهور" الیوت " میتوان به " آوریل بی رحمانهترین ماه سال است " و " من ترس را در مشتی خاك به شما نشان خواهم داد" اشاره كرد.
▪️ خیام یک اتفاق دوست داشتنی
چهارده ساله بود که با خواندن اشعار عمر خیام شاعر ایرانی (ترجمه ادوارد فیتر گرالد انگلیسی) به باورهای به ارث رسیده اش پایان داد و به راهی تازه رسید که خود الیوت این اتفاق را اینطور تعریف می کند؛ در سن چهارده سالگی به طور اتفاقی، رباعیات خیام را خواندم و اشعار این شاعر برجسته ایرانی باعث شد ذوق و هنر شاعرانه را در خود کشف کنم ولی ای کاش هرگز این کتاب به دستم نمی رسید تا خیام را به یاد بیاورم و مجبور به نوشتن شوم، به قول ازراپاوند من بسیار از جهان بینی و طرز تفکر او الهام و تاثیر گرفته ام؛
ای خدا
ای ناهید
ای بخشاینده رزق و روزی
به من یک دکه کوچک سیگار فروشی عطا کن
یا یک حرفه دیگر نصیب من ساز
جز این پیشه لعنتی (نوشتن)
که همواره باید
شعور و خرد
سرمایه کارش باشد.
و این چنین اشعار کلاسیک یک شاعر بزرگ ایرانی، باعث ظهور شاعر، نویسنده و منتقدی برجسته در ادبیات معاصر می شود. او یاد می گیرد به همه چیز نگاهی دیگرگونه بیندازد.
الیوت برای آشنایی با ازراپاوند برنده جایزه نوبل پیشقدم شد و نه تنها با او طرح دوستی ریخت که او را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب کرد. ازراپاوند که اشعار الیوت را خوانده بود و با اشتیاق به آن واکنش نشان می داد، پس از ملاقات با الیوت توانست تاثیر زیادی روی کار او بگذارد، با دلگرمی های ازراپاوند، اشعار الیوت در مجله های انگلیسی و آمریکایی به چاپ رسید و او به عنوان شاعری حقیقتا مدرن به مردم شناسانده شد.
شاعری که به طور فوق العاده ای شیوه ای متعالی داشت که از هم آمیختن سنت و معرفت والا با تجدد و زبان عامیانه ساخته شده بود. الیوت شاعر پرکاری نبود، اما آثار اندکش به زودی توجه احترام آمیز خوانندگان اشعار مدرن در دو سوی آتلانتیک را به خود جلب کرد. یکی دیگر از شخصیت های مهم در زندگی ادبی الیوت برتراند راسل فیلسوف است، دوستی الیوت و راسل تا آنجا پیش رفت که گاهی راسل سرپرستی از وی وین همسر بیمار الیوت را برعهده می گرفت. سرانجام لندن و خیابان آکسفورد مکان خوبی برای شب گردی های الیوت شد.
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و ویراستار آمریکایی-بریتانیایی بود. او با آثاری چون «سرزمین هرز» و «چهار کوارتت»، رهبر جنبش نوسازی شعر و شاعری بهشمار میرفت. سبک بیان، سرایش و قافیهپردازی وی، زندگی دوبارهای به شعر انگلیسی بخشید.
"تاس سترنز الیوت" مشهور به "تی . اس . الیوت" , شاعر , منتقد و نمایشنامه نویس مشهور انگلیسی ، در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۸۸ در " سنت لوئیز " از ایالت "میسوری" آمریكا متولد شد و در دانشگاههای هاروارد ، سوربن واكسفورد تحصیل كرد .
او از سال ۱۹۱۴ به بعد در انگلستان اقامت كرد و در سال ۱۹۲۷ رسما تبعه این كشور شد. " الیوت" نه تنها برجستهترین نویسنده دوره بین دو جنگ بزرگ جهانی است ، بلكه یكی از بزرگترین شاعران قرن بیستم نیز به شمار میرود . او در دوره زندگیاش شهرت بسیاری به دست آورد كه بخشی از این آوازه ، مرهون نوآوریهای او در فنون و مضمون شعر بود كه انقلابی در قراردادهای ادبی بازمانده از شاعران و نویسندگان رمانتیك و دوره ویكتوریا به وجود آورد.
" الیوت" كه سنتهای ادبی زبان را برای بیان تجربیات دنیای جدید ناتوان دید , به شعر و ادبیات روی آورد و نثر و شعر سنتی سده ۱۹ انگلستان و نمادگرایان فرانسوی برای او مایه الهام شد ؛ " ژول لافورگ" و" بودلر" سالها سرمشق شعر وی بودند ، اما آشنایی " الیوت" با "پاوند" در لندن ، در شعر او تاثیری ژرف گذاشت. "سرزمین مرز" كه از سرودههای وی است ، بنیانگذار رویكرد تازهای در شعر انگلیسی بود و سرخوردگی نسل پس از جنگ جهانی اول را توصیف میكرد.
از جمله آثار مشهور" الیوت " میتوان به " آوریل بی رحمانهترین ماه سال است " و " من ترس را در مشتی خاك به شما نشان خواهم داد" اشاره كرد.
▪️ خیام یک اتفاق دوست داشتنی
چهارده ساله بود که با خواندن اشعار عمر خیام شاعر ایرانی (ترجمه ادوارد فیتر گرالد انگلیسی) به باورهای به ارث رسیده اش پایان داد و به راهی تازه رسید که خود الیوت این اتفاق را اینطور تعریف می کند؛ در سن چهارده سالگی به طور اتفاقی، رباعیات خیام را خواندم و اشعار این شاعر برجسته ایرانی باعث شد ذوق و هنر شاعرانه را در خود کشف کنم ولی ای کاش هرگز این کتاب به دستم نمی رسید تا خیام را به یاد بیاورم و مجبور به نوشتن شوم، به قول ازراپاوند من بسیار از جهان بینی و طرز تفکر او الهام و تاثیر گرفته ام؛
ای خدا
ای ناهید
ای بخشاینده رزق و روزی
به من یک دکه کوچک سیگار فروشی عطا کن
یا یک حرفه دیگر نصیب من ساز
جز این پیشه لعنتی (نوشتن)
که همواره باید
شعور و خرد
سرمایه کارش باشد.
و این چنین اشعار کلاسیک یک شاعر بزرگ ایرانی، باعث ظهور شاعر، نویسنده و منتقدی برجسته در ادبیات معاصر می شود. او یاد می گیرد به همه چیز نگاهی دیگرگونه بیندازد.
الیوت برای آشنایی با ازراپاوند برنده جایزه نوبل پیشقدم شد و نه تنها با او طرح دوستی ریخت که او را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب کرد. ازراپاوند که اشعار الیوت را خوانده بود و با اشتیاق به آن واکنش نشان می داد، پس از ملاقات با الیوت توانست تاثیر زیادی روی کار او بگذارد، با دلگرمی های ازراپاوند، اشعار الیوت در مجله های انگلیسی و آمریکایی به چاپ رسید و او به عنوان شاعری حقیقتا مدرن به مردم شناسانده شد.
شاعری که به طور فوق العاده ای شیوه ای متعالی داشت که از هم آمیختن سنت و معرفت والا با تجدد و زبان عامیانه ساخته شده بود. الیوت شاعر پرکاری نبود، اما آثار اندکش به زودی توجه احترام آمیز خوانندگان اشعار مدرن در دو سوی آتلانتیک را به خود جلب کرد. یکی دیگر از شخصیت های مهم در زندگی ادبی الیوت برتراند راسل فیلسوف است، دوستی الیوت و راسل تا آنجا پیش رفت که گاهی راسل سرپرستی از وی وین همسر بیمار الیوت را برعهده می گرفت. سرانجام لندن و خیابان آکسفورد مکان خوبی برای شب گردی های الیوت شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_شاعر
▪️#تی_اس_الیوت
Thomas Stearns Eliot
تاریخ تولد: ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۸ آمریکا
تاریخ مرگ: ۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بریتانیا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity