🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#لطیف_هلمت
لطیف هَلمت با نام کامل لطیف محمود بَرزَنجی، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار کورد است. او از شاعرانِ مطرح و نوسرای کُوردستان و دارای بیش از ۲۰ مجموعه شعر میباشد.
لطیف هَلمت در کرکوک کوردستان متولد شد. هلمت در اوایل دههی هفتاد به همراه تنی چند از دیگر شاعران کورد کانونِ شعر کفری را بنیان گذاشت. وی نقش بسیار تعیین کنندهای در دگردیسی شعر کوردی داشته و یکی از ارکان اصلی شعر معاصر کوردی به شمار میآید. لحن و زبان هلمت ساده و روان و به دور از تشبیهات و استعارات پیچیده و انتزاعی است. او به جای این که با جسم و تنِ واژهها کار کند، با روح و روانِ آنها کار میکند. شعر هلمت، شعری ساختارمند با تنوع خلّاقانه در فرم و مضمون و تصویرپردازیهای بکر است و نوعی نگاه متفاوتِ آمیخته با چاشنی طنز دارد که امور روزمره را به پرسشها و چالشهای فلسفی و منتقدانه و معترضانهی جامعهشناسانه میکشد و با تأویلها و تعبیرهای شاعرانهی خاص خودش از موضوعات متنوع، دست به طرح مضامینی میزند که ذهن مخاطب را به چالش با پیرامون و دقیق شدن در آن میکشاند. شعر هلمت همان اندازه که دارای آفرینشگری استفهامات است و اشتهای جستجو و پرسشآفرینی دارد، پرسشزدا و فروپاشنده استفهام است. نگرش دوسویهای که لطیف هلمت به جهان دارد، او را بر آن داشته که هم معترض اسباب و بساط زندگی مدرن امروزی باشد و هم در جستجوی دستیابی به خودخداانگاری روح انسان برآید. زبان شعر هلمت در عین بیآلایشی از نوعی استحکام فارغ از فخامت فضلفروشانه و مصنوعی برخوردار است. شعر او را میتوان رنگینکمانی از نقطهنظرات و تفکرات مختلف با وجود تناقضهایی که به ندرت در شعرش دیده میشود دانست. تجلی فرهنگ و هویت کوردی هم بهرغم نگاه جهانشمول و انسانمدارانه و جسارتآمیزش در آثارش مشهود است. او سوابق مبارزاتی زیادی هم علیه حکومت صدام و حزب بعث داشته و در کل امور سیاسی و سیاستمداران را در شعرهایش به چالش میکشد. وی کتابهایی نیز برای کودکان منتشر کردهاست. تألیفات هلمت برای کودکان در سال ۲۰۰۰ جایزهٔ APIC سوئد را نصیب او ساخت. هلمت دغدغهها و مطالعات و تلاشهایی نیز در حوزهی ادبیات داستانی داشته و نخستین رمانش به نام «همهی همسران اجنهی شیخ محمود» اخیراً به همت فریاد شیری به فارسی درآمده است. این رمان را میتوان اتفاقی تازه در رماننویسی کوردی تلقی کرد.
وی چهار کتاب درزمینه نقد ادبی و کتابهایی نیز دربارهی صوفیگری و مکتبهای دادائیسم و سوررئالیسم نگاشته است.
هلمت هماکنون در شهر سلیمانیه کردستان عراق زندگی میکند.
#اشعار_شاعر
«نقشها»
هرگاه نقش کبوتری را کشیدی
درختی برایش مهیّا کن
تا لانهاش را روی آن بسازد
.
نقش کوهی را که کشیدی
برفی نیز روی آن بباران و بباران
تا تنها نباشد
.
نقش رودی را که کشیدی
دو ماهی نیز در آن رها کن
تا حوصلهاش سر نرود
.
نقش کودکی را که کشیدی
کیفی پر از کتاب بر شانههایش بیاویز
تا تفنگ به دوش گرفتن را یاد نگیرد
درخت خشکی را نیز که بریدی
از آن قلمی بساز
نه قنداق تفنگ و
قفس
تا پرندهها
آزرده نشوند و کوچ نکنند.
***
«من تنها نیستم»
من تنها نیستم
راهی خواهرم است
من فقط خودم نیستم
واژهای معشوقم است
من فقط یکی نیستم
یک نگرانی همراه من است
من بیناز نیستم
ابری مادرم است
من در تبعید نیستم
رؤیا و اندیشه و خودم
دلم را همیشه شلوغ میکنند
من تنها خودم نیستم
راه
واژه
نگرانی
ابر
رؤیا
اندیشه و
خودم
همراه مناند.
***
«روزهای هفته»
روزهای هفته که نهان میشوند
تک تک برگی میشوند
بر تن درختان
گرنه جنگل
این همه برگ از کجا آورده است؟!
.
هفتههای ماه که نهان میشوند
تک تک به افق رفته و
ابر میشوند
گرنه زمستان
این همه پارچه ابری از کجا آورده است؟!
.
ماههای سال که از آسمان آزرده میشوند
تک تک پرتقال میشوند و
به آغوش زمین میریزند
گرنه باغ
این همه پرتقال از چه ساخته است؟!
.
عاشقان را نیز که میرانند
تک تک رو به آسمان مینهند و
ستاره میشوند
گرنه آسمان
این همه ستاره از کجا آورده است؟!
***
«قفس»
آسمان
قفس ستاره است و
مقام و رتبه
قفس انسان
سکوت
قفس واژه است و
ابر
قفس باران
گل
قفس بوی و رایحه است و
جنگل
قفس درخت
دریا نیز
قفس آب است و
تو
قفس دل من
.
گنجشکی زرد را
در قفسی اسیر کرده است
نامش را گذاشته است
ماه...
شب...
***
«شکار»
روز اول که به شکار رفتم
تورم را در خانه جا گذاشتم
روز دوم که به شکار رفتم
تورم را در راه گم کردم
روز سوّم که به شکار رفتم
در سایه درختی خوابم برد
روز چهارم که به شکار رفتم
گرسنه بودم
تورم را فروختم و
نانی خریدم
روز پنجم که به شکار رفتم
دختری در تورم افتاد
روز ششم که به شکار رفتم
نهنگی تورم را خورد
روز هفتم
قسم خوردم
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر
#لطیف_هلمت
لطیف هَلمت با نام کامل لطیف محمود بَرزَنجی، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار کورد است. او از شاعرانِ مطرح و نوسرای کُوردستان و دارای بیش از ۲۰ مجموعه شعر میباشد.
لطیف هَلمت در کرکوک کوردستان متولد شد. هلمت در اوایل دههی هفتاد به همراه تنی چند از دیگر شاعران کورد کانونِ شعر کفری را بنیان گذاشت. وی نقش بسیار تعیین کنندهای در دگردیسی شعر کوردی داشته و یکی از ارکان اصلی شعر معاصر کوردی به شمار میآید. لحن و زبان هلمت ساده و روان و به دور از تشبیهات و استعارات پیچیده و انتزاعی است. او به جای این که با جسم و تنِ واژهها کار کند، با روح و روانِ آنها کار میکند. شعر هلمت، شعری ساختارمند با تنوع خلّاقانه در فرم و مضمون و تصویرپردازیهای بکر است و نوعی نگاه متفاوتِ آمیخته با چاشنی طنز دارد که امور روزمره را به پرسشها و چالشهای فلسفی و منتقدانه و معترضانهی جامعهشناسانه میکشد و با تأویلها و تعبیرهای شاعرانهی خاص خودش از موضوعات متنوع، دست به طرح مضامینی میزند که ذهن مخاطب را به چالش با پیرامون و دقیق شدن در آن میکشاند. شعر هلمت همان اندازه که دارای آفرینشگری استفهامات است و اشتهای جستجو و پرسشآفرینی دارد، پرسشزدا و فروپاشنده استفهام است. نگرش دوسویهای که لطیف هلمت به جهان دارد، او را بر آن داشته که هم معترض اسباب و بساط زندگی مدرن امروزی باشد و هم در جستجوی دستیابی به خودخداانگاری روح انسان برآید. زبان شعر هلمت در عین بیآلایشی از نوعی استحکام فارغ از فخامت فضلفروشانه و مصنوعی برخوردار است. شعر او را میتوان رنگینکمانی از نقطهنظرات و تفکرات مختلف با وجود تناقضهایی که به ندرت در شعرش دیده میشود دانست. تجلی فرهنگ و هویت کوردی هم بهرغم نگاه جهانشمول و انسانمدارانه و جسارتآمیزش در آثارش مشهود است. او سوابق مبارزاتی زیادی هم علیه حکومت صدام و حزب بعث داشته و در کل امور سیاسی و سیاستمداران را در شعرهایش به چالش میکشد. وی کتابهایی نیز برای کودکان منتشر کردهاست. تألیفات هلمت برای کودکان در سال ۲۰۰۰ جایزهٔ APIC سوئد را نصیب او ساخت. هلمت دغدغهها و مطالعات و تلاشهایی نیز در حوزهی ادبیات داستانی داشته و نخستین رمانش به نام «همهی همسران اجنهی شیخ محمود» اخیراً به همت فریاد شیری به فارسی درآمده است. این رمان را میتوان اتفاقی تازه در رماننویسی کوردی تلقی کرد.
وی چهار کتاب درزمینه نقد ادبی و کتابهایی نیز دربارهی صوفیگری و مکتبهای دادائیسم و سوررئالیسم نگاشته است.
هلمت هماکنون در شهر سلیمانیه کردستان عراق زندگی میکند.
#اشعار_شاعر
«نقشها»
هرگاه نقش کبوتری را کشیدی
درختی برایش مهیّا کن
تا لانهاش را روی آن بسازد
.
نقش کوهی را که کشیدی
برفی نیز روی آن بباران و بباران
تا تنها نباشد
.
نقش رودی را که کشیدی
دو ماهی نیز در آن رها کن
تا حوصلهاش سر نرود
.
نقش کودکی را که کشیدی
کیفی پر از کتاب بر شانههایش بیاویز
تا تفنگ به دوش گرفتن را یاد نگیرد
درخت خشکی را نیز که بریدی
از آن قلمی بساز
نه قنداق تفنگ و
قفس
تا پرندهها
آزرده نشوند و کوچ نکنند.
***
«من تنها نیستم»
من تنها نیستم
راهی خواهرم است
من فقط خودم نیستم
واژهای معشوقم است
من فقط یکی نیستم
یک نگرانی همراه من است
من بیناز نیستم
ابری مادرم است
من در تبعید نیستم
رؤیا و اندیشه و خودم
دلم را همیشه شلوغ میکنند
من تنها خودم نیستم
راه
واژه
نگرانی
ابر
رؤیا
اندیشه و
خودم
همراه مناند.
***
«روزهای هفته»
روزهای هفته که نهان میشوند
تک تک برگی میشوند
بر تن درختان
گرنه جنگل
این همه برگ از کجا آورده است؟!
.
هفتههای ماه که نهان میشوند
تک تک به افق رفته و
ابر میشوند
گرنه زمستان
این همه پارچه ابری از کجا آورده است؟!
.
ماههای سال که از آسمان آزرده میشوند
تک تک پرتقال میشوند و
به آغوش زمین میریزند
گرنه باغ
این همه پرتقال از چه ساخته است؟!
.
عاشقان را نیز که میرانند
تک تک رو به آسمان مینهند و
ستاره میشوند
گرنه آسمان
این همه ستاره از کجا آورده است؟!
***
«قفس»
آسمان
قفس ستاره است و
مقام و رتبه
قفس انسان
سکوت
قفس واژه است و
ابر
قفس باران
گل
قفس بوی و رایحه است و
جنگل
قفس درخت
دریا نیز
قفس آب است و
تو
قفس دل من
.
گنجشکی زرد را
در قفسی اسیر کرده است
نامش را گذاشته است
ماه...
شب...
***
«شکار»
روز اول که به شکار رفتم
تورم را در خانه جا گذاشتم
روز دوم که به شکار رفتم
تورم را در راه گم کردم
روز سوّم که به شکار رفتم
در سایه درختی خوابم برد
روز چهارم که به شکار رفتم
گرسنه بودم
تورم را فروختم و
نانی خریدم
روز پنجم که به شکار رفتم
دختری در تورم افتاد
روز ششم که به شکار رفتم
نهنگی تورم را خورد
روز هفتم
قسم خوردم