🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #اول از همه برایت آرزو میکنم که #عاشق شوى، و اگر هستى،
کسى هم به تو #عشق_بورزد،
و اگر اینگونه نیست،
تنهاییت #کوتاه باشد،
و پس از تنهاییت،
نفرت از کسى نیابى،
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ......
اما اگر پیش آمد،
بدانى چگونه به دور از #ناامیدى زندگى کنى،
برایت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ......
برخى نادوست و برخى دوستدار ......
که دست کم یکى در میانشان بی تردید مورد #اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدین #گونه است،
برایت آروزمندم که #دشمن نیز داشته باشى
نه کم و نه زیاد ......
درست به اندازه،
تا گاهى #باورهایت را مورد #پرسش قرار دهند،
که دست کم یکى از آنها #اعتراضش به حق باشد ......
تا که زیاده به خود #غره نشوى.
و نیز آروزمندم مفید #فایده باشى،
نه خیلى #بیخاصیت ......
تا در لحظات سخت،
وقتى دیگر چیزى باقى نمانده است،
همین مفید بودن کافى باشد
تا تو را #سرپا نگاه دارد.
همچنین برایت آروزمندم #صبور باشى،
نه با کسانى که اشتباهات کوچک میکنند ......
چون این کار ساده اى است،
بلکه با کسانى که #اشتباهات_بزرگ و جبران ناپذیر میکنند ......
و با کاربرد درست صبوریت براى دیگران #نمونه شوى.
و امیدوارم اگر جوان هستى،
خیلى به #تعجیل،
رسیده نشوى ......
و اگر رسیده اى، به #جوان_نمائى اصرار نورزى،
و اگر #پیرى، تسلیم #ناامیدى نشوى......
چرا که هر #سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم #سگى را #نوازش کنى،
به #پرنده اى دانه بدهى
و به آواز یک #سهره گوش کنى،
وقتى که آواى سحرگاهیش را سر میدهد ......
چرا که به این طریق،
احساس زیبایى خواهى یافت ......
به رایگان ......
امیدوارم که #دانه اى هم بر #خاک بفشانى ......
هر چند خرد بوده باشد ......
و با روییدنش همراه شوى،
تا دریابى در یک #درخت چقدر زندگى وجود دارد.
به علاوه امیدوارم #پول داشته باشى،
زیرا در عمل به آن نیازمندى ......
سالى یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویى:
«این مال من است»،
فقط براى اینکه روشن کنى کدامتان #ارباب دیگرى است.
و در پایان،
اگر #مرد باشى،
آروزمندم زن خوبى داشته باشى ......
و اگر #زنى،
شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشید،
یا پس فردا شادمان،
باز هم از #عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ......
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزى ندارم برایت آروز کنم ......
#ویکتور_هوگو
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #اول از همه برایت آرزو میکنم که #عاشق شوى، و اگر هستى،
کسى هم به تو #عشق_بورزد،
و اگر اینگونه نیست،
تنهاییت #کوتاه باشد،
و پس از تنهاییت،
نفرت از کسى نیابى،
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ......
اما اگر پیش آمد،
بدانى چگونه به دور از #ناامیدى زندگى کنى،
برایت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ......
برخى نادوست و برخى دوستدار ......
که دست کم یکى در میانشان بی تردید مورد #اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدین #گونه است،
برایت آروزمندم که #دشمن نیز داشته باشى
نه کم و نه زیاد ......
درست به اندازه،
تا گاهى #باورهایت را مورد #پرسش قرار دهند،
که دست کم یکى از آنها #اعتراضش به حق باشد ......
تا که زیاده به خود #غره نشوى.
و نیز آروزمندم مفید #فایده باشى،
نه خیلى #بیخاصیت ......
تا در لحظات سخت،
وقتى دیگر چیزى باقى نمانده است،
همین مفید بودن کافى باشد
تا تو را #سرپا نگاه دارد.
همچنین برایت آروزمندم #صبور باشى،
نه با کسانى که اشتباهات کوچک میکنند ......
چون این کار ساده اى است،
بلکه با کسانى که #اشتباهات_بزرگ و جبران ناپذیر میکنند ......
و با کاربرد درست صبوریت براى دیگران #نمونه شوى.
و امیدوارم اگر جوان هستى،
خیلى به #تعجیل،
رسیده نشوى ......
و اگر رسیده اى، به #جوان_نمائى اصرار نورزى،
و اگر #پیرى، تسلیم #ناامیدى نشوى......
چرا که هر #سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم #سگى را #نوازش کنى،
به #پرنده اى دانه بدهى
و به آواز یک #سهره گوش کنى،
وقتى که آواى سحرگاهیش را سر میدهد ......
چرا که به این طریق،
احساس زیبایى خواهى یافت ......
به رایگان ......
امیدوارم که #دانه اى هم بر #خاک بفشانى ......
هر چند خرد بوده باشد ......
و با روییدنش همراه شوى،
تا دریابى در یک #درخت چقدر زندگى وجود دارد.
به علاوه امیدوارم #پول داشته باشى،
زیرا در عمل به آن نیازمندى ......
سالى یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویى:
«این مال من است»،
فقط براى اینکه روشن کنى کدامتان #ارباب دیگرى است.
و در پایان،
اگر #مرد باشى،
آروزمندم زن خوبى داشته باشى ......
و اگر #زنى،
شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشید،
یا پس فردا شادمان،
باز هم از #عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ......
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزى ندارم برایت آروز کنم ......
#ویکتور_هوگو
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # امروز هشت مهر در تقویم ایران
روز بزرگداشت #مولانا
در این #خاک
در این مزرعه ي #پاک
به جز #عشق
به جز #مهر
دگر #هیچ #نکاریم ….
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
#مولانا
شرح زندگی
جلال الدین محمد در ششم ربیع الاول سال 604 هجری (قرن هفتم) در شهر بلخ دیده به جهان گشود، ایشان اجدادش همه اهل خراسان بودهاند. پدرش نیز محمد نام داشته سلطان العلماء خوانده میشد و به بهاءالدین ولدبن ولد مشهور، پدرش مردی سخنور بوده، مردم بلخ علاقه فراوانی بر او داشته که ظاهرا همان وابستگی مردم به بهاء ولد سبب ایجاد ترس در محمد خوارزمشاه گردیده است. که در نتیجه آن، مهاجرت بهاءالدین ولد به قونیه گردید. اما از بدشناسی در آنجا نیز تحت مخالت امام فخررازی که فردی بانفوذ در دربار خوارزمشاه بود قرار گرفت. ....
جلال الدین محمد در سفر زیارتی که پدرش از بلخ به آن عازم گردید پدرش را همراهی نمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارف و شاعر شتافت. ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش (6 سالکی یا 13 سالگی ) به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی رحل اقامت گزید و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد در آسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینه بازگشت.
مولوی در عین حالی که مردم را تربیت مینمود از خودش نیز غافل نبوده تا جایی که وقتی موفق به دیدار محقق ترمذی گردید خود را شاگرد او کرده از تعلیمات و ارشادات او نهایت بهرهها را برده و علی الظاهر و به تشویق همین استادش برای تکمیل معلوماتش رنج سفر به حلب را برخود آسان نموه و عازم شهر حلب گردید. ایشان در شهر حلب علم فقه را از کمال الدین عدیم فرا گرفت و پس از مدتی که به شهر دمشق رفت از دیدار با محی الدین عربی، عارف و متفکر زمانش نیز کمال استفادهها را برده و از آنجا عازم شهر قونیه گردیده و بنابه درخواست سید برهان الدین طریق ریاضت را در پیش گرفت. پس از مرگ محقق ترمذی به مدت 5 سال مدرس علوم دینی گردید که نتیجه آن تربیت چهارصد شاگرد میباشد.
داستان آشنایی با شمس
وی همچنانکه گفتیم یک لحظه از تربیت خود غافل نبوده، تاریخ اینچنین مینویسد که روزی شمس وارد مجلس مولانا میشود. در حالی که مولانا در کنارش چند کتاب وجود داشت. شمس از او میپرسد این که اینها چیست؟ مولانا جواب میدهد قیل و قال است. شمس میگوید و ترا با اینها چه کار است و کتابها را برداشته در داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار داشت میاندازد. مولانا با ناراحتی میگوید ای درویش چه کار کردی برخی از اینها کتابها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر بفرد میباشد. و دیگر پیدا نمیشود؛ شمس تبریزی در این حالت دست به آب برده و کتابها را یک یک از آب بیرون میکشد بدون اینکه آثاری از آب در کتابها مانده باشد. مولانا با تعجب میپرسد این چه سرّی است؟ شمس جواب میدهد این ذوق وحال است که ترا از آن خبری نیست. از این ساعت است که حال مولانا تغییر یافته و به شوریدگی روی مینهد و درس و بحث را کناری نهاده و شبانه روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت میایستد. و به قول استاد شفیعی کدکنی تولدی دوباره مییابد.
هر چند که مولوی در طول زندگی شصت و هشت ساله خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال الدین عدیم و محی الدین عربی حشر و نشرهایی داشته و از هر کدام توشهای براندوخته ولی هیچکدام از آنها مثل شمس تبریزی در زندگیش تاثیر گذار نبوده تا جائیکه رابطهاش با او شاید از حد تعلیم و تعلم بسی بالاتر رفته و یک رابطه عاشقانه گردیده چنانکه پس از آشنایی با شمس، خود را اسیر دست و پا بسته شمس دیده است.
پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، با صلاح الدین زرکوب دمخور گردید، الفت او با این عارف ساده دل، سبب حسادت عدهای گردید. پس از مرگ صلاح الدین، حسان الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید. که نتیجه همنشینی مولوی با حسام الدین، مثنوی معنوی گردیده که حاصل لحظههایی از همصحبتی با حسامالدین میباشد.
آثار مولانا
مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
غزلیات شمس، غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
رباعیات: حاصل اندیشههای مولاناست.
فیه ما فیه: که به نثر میباشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
مکاتیب: حاصل نامههای مولاناست.
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # امروز هشت مهر در تقویم ایران
روز بزرگداشت #مولانا
در این #خاک
در این مزرعه ي #پاک
به جز #عشق
به جز #مهر
دگر #هیچ #نکاریم ….
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
#مولانا
شرح زندگی
جلال الدین محمد در ششم ربیع الاول سال 604 هجری (قرن هفتم) در شهر بلخ دیده به جهان گشود، ایشان اجدادش همه اهل خراسان بودهاند. پدرش نیز محمد نام داشته سلطان العلماء خوانده میشد و به بهاءالدین ولدبن ولد مشهور، پدرش مردی سخنور بوده، مردم بلخ علاقه فراوانی بر او داشته که ظاهرا همان وابستگی مردم به بهاء ولد سبب ایجاد ترس در محمد خوارزمشاه گردیده است. که در نتیجه آن، مهاجرت بهاءالدین ولد به قونیه گردید. اما از بدشناسی در آنجا نیز تحت مخالت امام فخررازی که فردی بانفوذ در دربار خوارزمشاه بود قرار گرفت. ....
جلال الدین محمد در سفر زیارتی که پدرش از بلخ به آن عازم گردید پدرش را همراهی نمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارف و شاعر شتافت. ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش (6 سالکی یا 13 سالگی ) به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی رحل اقامت گزید و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد در آسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینه بازگشت.
مولوی در عین حالی که مردم را تربیت مینمود از خودش نیز غافل نبوده تا جایی که وقتی موفق به دیدار محقق ترمذی گردید خود را شاگرد او کرده از تعلیمات و ارشادات او نهایت بهرهها را برده و علی الظاهر و به تشویق همین استادش برای تکمیل معلوماتش رنج سفر به حلب را برخود آسان نموه و عازم شهر حلب گردید. ایشان در شهر حلب علم فقه را از کمال الدین عدیم فرا گرفت و پس از مدتی که به شهر دمشق رفت از دیدار با محی الدین عربی، عارف و متفکر زمانش نیز کمال استفادهها را برده و از آنجا عازم شهر قونیه گردیده و بنابه درخواست سید برهان الدین طریق ریاضت را در پیش گرفت. پس از مرگ محقق ترمذی به مدت 5 سال مدرس علوم دینی گردید که نتیجه آن تربیت چهارصد شاگرد میباشد.
داستان آشنایی با شمس
وی همچنانکه گفتیم یک لحظه از تربیت خود غافل نبوده، تاریخ اینچنین مینویسد که روزی شمس وارد مجلس مولانا میشود. در حالی که مولانا در کنارش چند کتاب وجود داشت. شمس از او میپرسد این که اینها چیست؟ مولانا جواب میدهد قیل و قال است. شمس میگوید و ترا با اینها چه کار است و کتابها را برداشته در داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار داشت میاندازد. مولانا با ناراحتی میگوید ای درویش چه کار کردی برخی از اینها کتابها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر بفرد میباشد. و دیگر پیدا نمیشود؛ شمس تبریزی در این حالت دست به آب برده و کتابها را یک یک از آب بیرون میکشد بدون اینکه آثاری از آب در کتابها مانده باشد. مولانا با تعجب میپرسد این چه سرّی است؟ شمس جواب میدهد این ذوق وحال است که ترا از آن خبری نیست. از این ساعت است که حال مولانا تغییر یافته و به شوریدگی روی مینهد و درس و بحث را کناری نهاده و شبانه روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت میایستد. و به قول استاد شفیعی کدکنی تولدی دوباره مییابد.
هر چند که مولوی در طول زندگی شصت و هشت ساله خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال الدین عدیم و محی الدین عربی حشر و نشرهایی داشته و از هر کدام توشهای براندوخته ولی هیچکدام از آنها مثل شمس تبریزی در زندگیش تاثیر گذار نبوده تا جائیکه رابطهاش با او شاید از حد تعلیم و تعلم بسی بالاتر رفته و یک رابطه عاشقانه گردیده چنانکه پس از آشنایی با شمس، خود را اسیر دست و پا بسته شمس دیده است.
پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، با صلاح الدین زرکوب دمخور گردید، الفت او با این عارف ساده دل، سبب حسادت عدهای گردید. پس از مرگ صلاح الدین، حسان الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید. که نتیجه همنشینی مولوی با حسام الدین، مثنوی معنوی گردیده که حاصل لحظههایی از همصحبتی با حسامالدین میباشد.
آثار مولانا
مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
غزلیات شمس، غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
رباعیات: حاصل اندیشههای مولاناست.
فیه ما فیه: که به نثر میباشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
مکاتیب: حاصل نامههای مولاناست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #نادر_ﺷﺎﻩ ﺑﻪ #ﺩﺭﺑﺎﺭ_ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ #ﺧﺎﮎ_ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺷﻌﺮ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ پﺎﺭﺳﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﺩﺭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ :
ﭼﻮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻗﺸﻮﻧﻢ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺳﺤﺮﮔﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﺁﻝ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﺣﯿﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ
ﺯ ﭼﻨﮓ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﻧﺠﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ
ﭼﻨﺎﻧﺖ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﮔﺮﺯ ﮔﺮﺍﻥ
ﮐﻪ ﯾﮑﺴﺮ ﺭﻭﯼ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ
ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ بزرگ ﻫﻢ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﻮﺷﺖ :
ﭼﻮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ، ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﻮﺩ
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺯ ﭘﯿﺸﺶ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺷﻮﺩ
ﻋﻘﺎﺏ ﺷﮑﺎﺭﯼ ﻧﺘﺮﺳﺪ ﺯ ﺑﻮﻡ
ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺩﻭ ﺻﺪ ﻣﺮﺩ ﺭﻭﻡ
ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﯾﺰﺩﺍﻥ ﺩﻫﺪ ﺭﻭﻧﻘﻢ
ﺑﻪ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭﯾﻪ ﺯﻧﻢ ﺑﯿﺮﻗﻢ
ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺳﻬﻤﮕﯿﻦ #ﺍﺭﺗﺶ_ﺗﻮﭘﺎﻝ #ﻋﺜﻤﺎﻥ_ﭘﺎﺷﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻢ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﻭ #ﺧﺎﮎ_ﻭﻃﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺮﮐﺎﻥ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎﺯﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻧﻮﺑﺖ #ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﯼ #ﻗﻔﻘﺎﺯ ، ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺳﻬﻤﮕﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﻔﺮﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﻬﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﮑﻪﺍﯼ ﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺎﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ #ﺳﻔﯿﺮ_ﺭﻭﺳﯿﻪ « #ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ » ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺵ آﻭﺭﺩﻧﺪ ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﯿﻢ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﻭ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻗﺎﯼ ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ؛ ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺘﺒﻮﻋﺘﺎﻥ ﺍﻃﻼﻉ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﮎ
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﮐﺸﻢ ﻭ ﺍﺟﺴﺎﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽﺭﯾﺰﻡ .
ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺧﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ #ﻣﻠﮑﻪ_ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻧﻮﺷﺖ :
« ﻧﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﺻﻼﺡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﯿﻢ »
ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﭘﯿﺮﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮑﻤﺎﻩ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﯽ ﺗﺮﮎ ﮔﻔﺖ .
( ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ #ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﭘﺮ_ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ #ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﺍﺛﺮ ﺩﮐﺘﺮ #ﻣﯿﻤﻨﺪﯼ_ﻧﮋﺍﺩ )
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #نادر_ﺷﺎﻩ ﺑﻪ #ﺩﺭﺑﺎﺭ_ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ #ﺧﺎﮎ_ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺷﻌﺮ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ پﺎﺭﺳﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﺩﺭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ :
ﭼﻮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻗﺸﻮﻧﻢ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺳﺤﺮﮔﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﺁﻝ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﺣﯿﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ
ﺯ ﭼﻨﮓ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﻧﺠﺎﺗﻢ ﺩﻫﺪ
ﭼﻨﺎﻧﺖ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﮔﺮﺯ ﮔﺮﺍﻥ
ﮐﻪ ﯾﮑﺴﺮ ﺭﻭﯼ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ
ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ بزرگ ﻫﻢ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﻮﺷﺖ :
ﭼﻮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ، ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﻮﺩ
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺯ ﭘﯿﺸﺶ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺷﻮﺩ
ﻋﻘﺎﺏ ﺷﮑﺎﺭﯼ ﻧﺘﺮﺳﺪ ﺯ ﺑﻮﻡ
ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺩﻭ ﺻﺪ ﻣﺮﺩ ﺭﻭﻡ
ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﯾﺰﺩﺍﻥ ﺩﻫﺪ ﺭﻭﻧﻘﻢ
ﺑﻪ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭﯾﻪ ﺯﻧﻢ ﺑﯿﺮﻗﻢ
ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺳﻬﻤﮕﯿﻦ #ﺍﺭﺗﺶ_ﺗﻮﭘﺎﻝ #ﻋﺜﻤﺎﻥ_ﭘﺎﺷﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻢ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﻭ #ﺧﺎﮎ_ﻭﻃﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺮﮐﺎﻥ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎﺯﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻧﻮﺑﺖ #ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﯼ #ﻗﻔﻘﺎﺯ ، ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺳﻬﻤﮕﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﻔﺮﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﻬﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﮑﻪﺍﯼ ﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺎﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ #ﺳﻔﯿﺮ_ﺭﻭﺳﯿﻪ « #ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ » ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺵ آﻭﺭﺩﻧﺪ ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﯿﻢ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﻭ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻗﺎﯼ ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ؛ ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺘﺒﻮﻋﺘﺎﻥ ﺍﻃﻼﻉ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﮎ
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﮐﺸﻢ ﻭ ﺍﺟﺴﺎﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽﺭﯾﺰﻡ .
ﮔﺎﻟﯿﺘﺰﯾﻦ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺧﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ #ﻣﻠﮑﻪ_ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻧﻮﺷﺖ :
« ﻧﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﺻﻼﺡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﯿﻢ »
ﺍﺭﺗﺶ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﭘﯿﺮﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮑﻤﺎﻩ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﯽ ﺗﺮﮎ ﮔﻔﺖ .
( ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ #ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﭘﺮ_ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ #ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﺍﺛﺮ ﺩﮐﺘﺮ #ﻣﯿﻤﻨﺪﯼ_ﻧﮋﺍﺩ )
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#خاک غم راسرمه سازم بهر چشم
تا ز گوهر پر شود دو بحر چشم
اشک کان از بهر او بارند خلق
گوهرست و اشک پندارند خلق
#حضرت_مولانا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تا ز گوهر پر شود دو بحر چشم
اشک کان از بهر او بارند خلق
گوهرست و اشک پندارند خلق
#حضرت_مولانا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#خاک_خوبان
ماندانا خضرايى
آهنگساز و تنظيم كننده : بابك شهركى
ترانه سرا: ماندانا خضرايى
كارگردان : رايان سيف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
ماندانا خضرايى
آهنگساز و تنظيم كننده : بابك شهركى
ترانه سرا: ماندانا خضرايى
كارگردان : رايان سيف
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#خاک_خوبان
خواننده & ترانه سرا #ماندانا_خضرایی
#آهنگساز & #تنظیم: #بابک_شهرکی
ای بهشت برین
که شدی سرای من
هر کجا بروم
نفسی برای من
جان و دل تو بگو
که دهم به پای تو
با تو شد سپری
غم روزگار من
مهر تو عجین با دلم
ای وطن ای وطن
عشق تو در آوای من
ای وطن ای وطن
نام تو بود جاودان
ای شکوه و فر جهان
تا ابد بمان مام ایران
#ماندانا_خضرایی ترانه سرا و خواننده موسیقی سنتی ایرانی اهل کرمان....
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
خواننده & ترانه سرا #ماندانا_خضرایی
#آهنگساز & #تنظیم: #بابک_شهرکی
ای بهشت برین
که شدی سرای من
هر کجا بروم
نفسی برای من
جان و دل تو بگو
که دهم به پای تو
با تو شد سپری
غم روزگار من
مهر تو عجین با دلم
ای وطن ای وطن
عشق تو در آوای من
ای وطن ای وطن
نام تو بود جاودان
ای شکوه و فر جهان
تا ابد بمان مام ایران
#ماندانا_خضرایی ترانه سرا و خواننده موسیقی سنتی ایرانی اهل کرمان....
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
دوشنبه ۸مهر۱۳۹۸
میلادی:
Sunday- September 2019-09-30
برج فلکی: #میزان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
امروز هشت مهر در تقویم ایران
روز بزرگداشت #مولانا
در این #خاک
در این مزرعه ي #پاک
به جز #عشق
به جز #مهر
دگر #هیچ #نکاریم ….
#مولانا
گفتى مرا به خنده
خوش باد روزگارت
كس بى تو
خوش نباشد
رو قصه ى دگر كن...
#مولانا_جان_جانان
#زادروز❤️
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها و #مناسبتها
💁♀️♂روز جهانی #ناشنوايان
🌊روز جهانی #دریا_نوردی
🗿روز بزرگداشت #مولوی
#روز_جهانی_ترجمه
🛬🛫۱۳۵۹خ - انجام عملیات اوسیراک توسط جنگندههای اف-۴ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خاک عراق که منجر به آسیب به تاسیسات اتمی اوسیراک شد.
🏜۱۳۸۸خ - ثبت جهانی نوروز به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد
🚀۲۰۰۴م - ایم-۵۴ فینیکس موشک متعلق به جنگنده اف-۱۴ بازنشسته شد. خود اف-۱۴ نیز دو سال بعد از خدمت در ارتش آمریکا کنار گذاشته شد.
🏛۱۳۰۶خ- مدرسه عالی حقوق و علوم سياسی افتتاح و شروع به كار كرد
اين مدرسه از ادغام مدرسه عالی علوم سياسی و مدرسه عالی حقوق تشكيل گرديده است و رياست آن با ميرزا علی اكبر خان دهخدا می باشد
📜۱۲۶۸ق- عزل "اميركبير" از صدارت ناصرالدين شاه بر اثر بدگويي ديگران عليه او وتبعید او به کاشان از سوی ناصرالدین شاه
✍️۱۳۵۲خ-ثبت تپه ازبکی در ساوجبلاغ (تهران)از هزاره ی هفتم (ق.م) در فهرست آثار ملی ایران
(نام اُزبکی برگرفته از روستایی به همین نام است که احتمالاً از دوران صفویه به بعد «یوز بیگی» بوده و باگذشت زمان به «اوز بیگی» و «اُزبکی» تغییریافته است این محوطه باستانی هشتم مهرماه سال ۵۲ به شماره ۹۵۵ در فهرست آثار ملی جای گرفت.)
🇬🇧۱۳۵۲خ- وزیر دفاع انگلیس وارد تهران شد..
#زادروزها
🌿۱۲۰۷م- #مولانا، شاعر و عارف اهل تصوف
🌿۱۸۷۰م- ژان باپتیست پرَن، فیزیکدان فرانسوی
🌿۱۹۲۴م- ترومن کاپوتی، نویسنده آمریکایی
🌿۱۲۶۹خ- احمد کسروی، مورخ، زبانشناس و پژوهشگر برجسته ایرانی
🌿۱۹۷۵م- ماریون کوتیار، بازیگر و خوانندهٔ فرانسوی
🌿۱۳۲۴خ- افشین مقدم، خواننده قدیمی ایرانی
#درگذشتگان
🍂۱۹۵۵م- جیمز دین، بازیگر آمریکایی
🍂۱۹۸۵م- سیمون سینیوره، بازیگر فرانسوی
🍂۱۹۸۵م- چارلز فرانسیس ریشتر، زلزلهشناس آمریکایی
🍂۱۹۹۰م- پاتریک وایت، نویسندهٔ استرالیایی
🍂۲۰۱۱م- رالف استاینمن، زیستشناس سلولی کانادایی
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
دوشنبه ۸مهر۱۳۹۸
میلادی:
Sunday- September 2019-09-30
برج فلکی: #میزان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
امروز هشت مهر در تقویم ایران
روز بزرگداشت #مولانا
در این #خاک
در این مزرعه ي #پاک
به جز #عشق
به جز #مهر
دگر #هیچ #نکاریم ….
#مولانا
گفتى مرا به خنده
خوش باد روزگارت
كس بى تو
خوش نباشد
رو قصه ى دگر كن...
#مولانا_جان_جانان
#زادروز❤️
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها و #مناسبتها
💁♀️♂روز جهانی #ناشنوايان
🌊روز جهانی #دریا_نوردی
🗿روز بزرگداشت #مولوی
#روز_جهانی_ترجمه
🛬🛫۱۳۵۹خ - انجام عملیات اوسیراک توسط جنگندههای اف-۴ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خاک عراق که منجر به آسیب به تاسیسات اتمی اوسیراک شد.
🏜۱۳۸۸خ - ثبت جهانی نوروز به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد
🚀۲۰۰۴م - ایم-۵۴ فینیکس موشک متعلق به جنگنده اف-۱۴ بازنشسته شد. خود اف-۱۴ نیز دو سال بعد از خدمت در ارتش آمریکا کنار گذاشته شد.
🏛۱۳۰۶خ- مدرسه عالی حقوق و علوم سياسی افتتاح و شروع به كار كرد
اين مدرسه از ادغام مدرسه عالی علوم سياسی و مدرسه عالی حقوق تشكيل گرديده است و رياست آن با ميرزا علی اكبر خان دهخدا می باشد
📜۱۲۶۸ق- عزل "اميركبير" از صدارت ناصرالدين شاه بر اثر بدگويي ديگران عليه او وتبعید او به کاشان از سوی ناصرالدین شاه
✍️۱۳۵۲خ-ثبت تپه ازبکی در ساوجبلاغ (تهران)از هزاره ی هفتم (ق.م) در فهرست آثار ملی ایران
(نام اُزبکی برگرفته از روستایی به همین نام است که احتمالاً از دوران صفویه به بعد «یوز بیگی» بوده و باگذشت زمان به «اوز بیگی» و «اُزبکی» تغییریافته است این محوطه باستانی هشتم مهرماه سال ۵۲ به شماره ۹۵۵ در فهرست آثار ملی جای گرفت.)
🇬🇧۱۳۵۲خ- وزیر دفاع انگلیس وارد تهران شد..
#زادروزها
🌿۱۲۰۷م- #مولانا، شاعر و عارف اهل تصوف
🌿۱۸۷۰م- ژان باپتیست پرَن، فیزیکدان فرانسوی
🌿۱۹۲۴م- ترومن کاپوتی، نویسنده آمریکایی
🌿۱۲۶۹خ- احمد کسروی، مورخ، زبانشناس و پژوهشگر برجسته ایرانی
🌿۱۹۷۵م- ماریون کوتیار، بازیگر و خوانندهٔ فرانسوی
🌿۱۳۲۴خ- افشین مقدم، خواننده قدیمی ایرانی
#درگذشتگان
🍂۱۹۵۵م- جیمز دین، بازیگر آمریکایی
🍂۱۹۸۵م- سیمون سینیوره، بازیگر فرانسوی
🍂۱۹۸۵م- چارلز فرانسیس ریشتر، زلزلهشناس آمریکایی
🍂۱۹۹۰م- پاتریک وایت، نویسندهٔ استرالیایی
🍂۲۰۱۱م- رالف استاینمن، زیستشناس سلولی کانادایی
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
#حافظ
نوشته روی سنگ مزار استاد شجریان❤️
#خاک_پای_ملت_ایران❤️❤️🌿
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
#حافظ
نوشته روی سنگ مزار استاد شجریان❤️
#خاک_پای_ملت_ایران❤️❤️🌿
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
داستان های به هم پیوسته ای دارد که فضای بیشتر آن ها در تهران قدیم و در محله ی درخونگاه، زادگاه نویسنده ما، می گذرد. ماجراهای تلخ، شیرین و آموزنده ای که گویا هرگز رنگ کهنگی نمی گیرند...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
داستان های به هم پیوسته ای دارد که فضای بیشتر آن ها در تهران قدیم و در محله ی درخونگاه، زادگاه نویسنده ما، می گذرد. ماجراهای تلخ، شیرین و آموزنده ای که گویا هرگز رنگ کهنگی نمی گیرند...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
خاک آشنا_اسماعیل فصیح
@Archivebooks
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity