🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ریشه_شناسی_واژه_پــایــیــز
ﻭﺍﮊه پارسی ﭘﺎﯾﯿﺰ ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ pāti-z(a)ya ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ_ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » میباشد. ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ pāti ، ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ ، #ﮐﻨﺎﺭ » ﻭ z(a)ya بمعنی « #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ، که ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ #ﺍﻭﺳﺘﺎﯾﯽ zyam « ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ #ﺩﻭﺭه_ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ : #پارسی_ﻣﯿﺎﻧﻪ pādēz « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ، #ﺳﻐﺪﯼ patyz ، #ﺳﮑﺎﯾﯽ paśa « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﻭ #ﺁﺳﯽ fæzzæg « ﭘﺎﯾﯿﺰ » خوانده میشد.
🔥 ﺩﺭﺑﺎﺭه #ﺭﯾﺸﻪ_ﺷﻨﺎﺳﯽ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ #ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ_ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-daiza « #ﺧﺮﻣﻦ ، #ﻣﺤﺼﻮﻝ » ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ daiz « #ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻦ ، #ﮔﺮﺩ_ﺁﻭﺭﺩﻥ » ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ -pāta « #ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ، #ﺳﻘﻮﻁ » ﺍﺯ ﺭیشه -pat « #ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ » ﻭ ﭘﺴﻮﻧﺪ eč دانسته اند. همچنین برخی آن را ﻣﺸﺘﻖ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-aixa ، ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ pati ﻭ aixa « #ﺳﺮﻣﺎ ، #ﯾﺦ » ﻧﯿﺰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍند.
🔥 ﺩﺭ #ﺑﻨﺪﻫﺸﻦ ، ﻓﺼﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ #ﺯﯾﺞ_ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻭﺍﮊه پارسی میانه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ :
Ka ō <nazdist> xwurdag ī Tarāzūg rased rōz ud šab rāst bun pādēz
« ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺧﺮﺩه ﺗﺮﺍﺯﻭ ﺭﺳﯿﺪ ، ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ ».
🔥 ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ #ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﻭ #ﺍﺷﺘﻘﺎﻕ ﻟﻐﻮﯼ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥﻫﺎﯼ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﻬﻢ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺘﺎﺧﺮﺗﺮﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ، ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ #ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ_ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ #ﻫﻨﺪ ﻭ #ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ #ﻣﺘﻦ_ﺍﻭﺳﺘﺎ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ #ﺗﻘﺴﯿﻢ_ﺑﻨﺪﯼ_ﻫﺎﯼ_ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ #ﻭﻧﺪﯾﺪﺍﺩ #ﻓﺮﮔﺮﺩ ۱ ﺑﻨﺪ ۲ ﻭ ۳ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۱۰_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_۲_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ ﯾﺎ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۵_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_ﻫﻔﺖ_ﻣﺎﻫﻪ . ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ #ﺍﻧﺴﺎﻥ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﺎ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ، ﻓﺼﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻠﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﻓﺼﻞﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ #ﻣﻌﻨﺎﯼ_ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. #ﻣﺎﻟﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn# « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﺩﺭ #ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻓﺼﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ، ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn « ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ » ﺷﺮﺡ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻏﯿﺒﺖ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﻣﺎ_ﻗﺒﻞ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ #ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻦ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ #ﺩﺍﻣﭙﺮﻭﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ، ﺑﺎ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻓﺼﻞ ﺩﺭ #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍست.
ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ( ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ #ﺍﺳﻄﻮﺭه_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻫﺮ ﺁﻓﺮﯾﻨﺸﯽ #ﺟﺸﻨﯽ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ #ﺷﺶ_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ، #ﺷﺶ_ﺟﺸﻦ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ #ﺟﺸﻦ_ﻫﺎﯼ_ﺷﺸﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ ) ﺩﺭ ﺍﻭﺳﺘﺎ -ayāθrima ﻭ ﺩﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﯿﺎﻧﻪ ayāsrim « #ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ_ﺑﻪ_ﺧﺎﻧﻪ » ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ #ﺑﺮﮔﺸﺖ #ﺍﺣﺸﺎﻡ ﺍﺯ #ﭼﺮﺍﮔﺎﻩ ﻭ #ﺻﺤﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ #ﺟﻔﺖ_ﺷﺪﻥ_ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﻏﺎﺯ ﻓﺼﻞ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ #ﮔﯿﺎﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺗﺎ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺩﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻝ ﺟﺸﻦ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۶ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﺗﺎ ۱۹ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺑﺎ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﻧﮓ ﺗﺎ ۲۴ ﻣﻬﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍست. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥﻫﺎﯼ ﮐﻬﻦ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﻣﺮﻭزه ﺁﻥ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺩﺍمه ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻩ.
در #ترکی_ارانی برای اشاره به فصل پاییز ، همین واژه پارسی را با خوانش payız بکار میبرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#ریشه_شناسی_واژه_پــایــیــز
ﻭﺍﮊه پارسی ﭘﺎﯾﯿﺰ ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ pāti-z(a)ya ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ_ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » میباشد. ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ pāti ، ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « #ﻧﺰﺩﯾﮏ ، #ﮐﻨﺎﺭ » ﻭ z(a)ya بمعنی « #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ، که ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ #ﺍﻭﺳﺘﺎﯾﯽ zyam « ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ #ﺩﻭﺭه_ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ : #پارسی_ﻣﯿﺎﻧﻪ pādēz « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ، #ﺳﻐﺪﯼ patyz ، #ﺳﮑﺎﯾﯽ paśa « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﻭ #ﺁﺳﯽ fæzzæg « ﭘﺎﯾﯿﺰ » خوانده میشد.
🔥 ﺩﺭﺑﺎﺭه #ﺭﯾﺸﻪ_ﺷﻨﺎﺳﯽ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ #ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ_ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-daiza « #ﺧﺮﻣﻦ ، #ﻣﺤﺼﻮﻝ » ، ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ daiz « #ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻦ ، #ﮔﺮﺩ_ﺁﻭﺭﺩﻥ » ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ -pāta « #ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ ، #ﺳﻘﻮﻁ » ﺍﺯ ﺭیشه -pat « #ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ » ﻭ ﭘﺴﻮﻧﺪ eč دانسته اند. همچنین برخی آن را ﻣﺸﺘﻖ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ pati-aixa ، ﻣﺮﮐﺐ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﻮﻧﺪ pati ﻭ aixa « #ﺳﺮﻣﺎ ، #ﯾﺦ » ﻧﯿﺰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍند.
🔥 ﺩﺭ #ﺑﻨﺪﻫﺸﻦ ، ﻓﺼﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ #ﺯﯾﺞ_ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻭﺍﮊه پارسی میانه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ :
Ka ō <nazdist> xwurdag ī Tarāzūg rased rōz ud šab rāst bun pādēz
« ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺧﺮﺩه ﺗﺮﺍﺯﻭ ﺭﺳﯿﺪ ، ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ ».
🔥 ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ #ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﻭ #ﺍﺷﺘﻘﺎﻕ ﻟﻐﻮﯼ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥﻫﺎﯼ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﻬﻢ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺘﺎﺧﺮﺗﺮﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ، ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ #ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ_ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ #ﻫﻨﺪ ﻭ #ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ #ﻣﺘﻦ_ﺍﻭﺳﺘﺎ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ #ﺗﻘﺴﯿﻢ_ﺑﻨﺪﯼ_ﻫﺎﯼ_ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ #ﻭﻧﺪﯾﺪﺍﺩ #ﻓﺮﮔﺮﺩ ۱ ﺑﻨﺪ ۲ ﻭ ۳ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۱۰_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_۲_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ ﯾﺎ #ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ_۵_ﻣﺎﻫﻪ ﻭ #ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ_ﻫﻔﺖ_ﻣﺎﻫﻪ . ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ #ﺍﻧﺴﺎﻥ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﺎ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ، ﻓﺼﻞ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻗﺒﻠﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻗﯿﺎﺱ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﻓﺼﻞﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ #ﻣﻌﻨﺎﯼ_ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ « ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﺍﺳﺖ. #ﻣﺎﻟﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn# « ﭘﺎﯾﯿﺰ » ﺩﺭ #ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻓﺼﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ، ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭه واژه autumn « ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ » ﺷﺮﺡ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻏﯿﺒﺖ ﻭﺍﮊه ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ #ﺯﺑﺎﻥ_ﻫﺎﯼ_ﻣﺎ_ﻗﺒﻞ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ #ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻦ #ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ #ﺩﺍﻣﭙﺮﻭﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ، ﺑﺎ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻓﺼﻞ ﺩﺭ #ﺍﻗﻮﺍﻡ_ﻫﻨﺪ_ﻭ_ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻫﻨﺪﻭﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍست.
ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ( ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ #ﺍﺳﻄﻮﺭه_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻫﺮ ﺁﻓﺮﯾﻨﺸﯽ #ﺟﺸﻨﯽ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ #ﺷﺶ_ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ، #ﺷﺶ_ﺟﺸﻦ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ #ﺟﺸﻦ_ﻫﺎﯼ_ﺷﺸﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ #ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ ) ﺩﺭ ﺍﻭﺳﺘﺎ -ayāθrima ﻭ ﺩﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﯿﺎﻧﻪ ayāsrim « #ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ_ﺑﻪ_ﺧﺎﻧﻪ » ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ #ﺑﺮﮔﺸﺖ #ﺍﺣﺸﺎﻡ ﺍﺯ #ﭼﺮﺍﮔﺎﻩ ﻭ #ﺻﺤﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ #ﺟﻔﺖ_ﺷﺪﻥ_ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﻏﺎﺯ ﻓﺼﻞ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ #ﮔﯿﺎﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺗﺎ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﺩﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻝ ﺟﺸﻦ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﮔﺎﻫﻨﺒﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ۲۶ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﺗﺎ ۱۹ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺑﺎ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﻧﮓ ﺗﺎ ۲۴ ﻣﻬﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍست. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥﻫﺎﯼ ﮐﻬﻦ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﻣﺮﻭزه ﺁﻥ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺩﺍمه ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻩ.
در #ترکی_ارانی برای اشاره به فصل پاییز ، همین واژه پارسی را با خوانش payız بکار میبرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
❇️ آشنایی با گاهشمار #اوستایی و چگونگی محاسبه تاریخ دقیق #جشنهای_ماهانه با پسوند #گان:
در سالنامه و گاهشمار باستانی ایرانزمین(گاهشمار اوستایی)، همانگونه که امروزه هر ماه از سال دارای نامی ویژه است، هر روز از ماه نیز نام ویژهی خود را داشته است و آن روز نه با شماره، بلکه با آن نام خوانده میشده است.
ترتیب روزها در گاهشمار اوستایی به گونهی زیر است:
۱- #اورمزد ۲- #بهمن ۳- #اردیبهشت ۴- #شهریور ۵- #سپندارمز ۶- #خرداد ۷- #امرداد ۸- #دیبهآذر ۹- #آذر ۱۰- #آبان ۱۱- #خور ۱۲- #ماه ۱۳- #تیر ۱۴- #گوش ۱۵- #دیبهمهر ۱۶- #مهر ۱۷- #سروش ۱۸- #رشن ۱۹- #فروردین ۲۰- #بهرام ۲۱- #رام ۲۲- #باد ۲۳- #دیبهدین ۲۴- #دین ۲۵- #ارد ۲۶- #اشتاد ۲۷- #آسمان ۲۸- #زامیاد ۲۹- #مانترهسپند ۳۰- #انارام
نام این ۳۰روز برگرفته از نامهای #اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان در دین مزدیسنا میباشد.
چنانچه پیداست شمار این روزها به ۳۰ میرسیده است زیرا گاهشمار اوستایی دربرگیرندهی۱۲ماه ۳۰روزه بوده است و به وارون گاهشمار کنونی کشور، هیچ ماه ۳۱روزه یا ۲۹روزهای در آن وجود نداشته است. پس، از آنجایی که سال خورشیدی دارای ۳۶۵روز است اما ۱۲ ماه ۳۰روزه تنها ۳۶۰روز را دربر میگیرد (12×30=360)، پس در گاهشمار اوستایی، ۵روز باقیمانده را پنجهی #گاتابیو مینامند و آن را در پایان هر سال جای داده و جزو هیچ یک از ماههای سال نمیدانند.
نام پنج روز گاتابیو:
۱- اَهونَوَد ۲- اُشتَوَد ۳- سِپَنتمَد ۴- وُهوخشَترَ ۵- وَهیشتوئیشت (نام این پنج روز برگرفته از نام پنج بخش گاتها، سرودههای #اشوزرتشت میباشد.
حال آنکه در این گاهشمار، جشنهایی با پسوند #گان وجود دارند که به فراخور یکی شدن نام روز و ماه برگزار میشوند. مانند جشنهای تیرگان (روز تیر از ماه تیر) و مهرگان (روز مهر از ماه مهر) و...
اگر یکبار دیگر به فهرست نام روزها بنگرید، خواهید دید که تیر روز سیزدهم و مهر روز شانزدهم هر ماه در گاهشمار اوستاییست.
حال تیرگان بر پایهی گاهشمار اوستایی چندمین روز سال است؟
30 + 30 + 30 + 13 = 103
.
حال نکته اینجاست که 103اُمین روز سال در گاهشماری کنونی کشور نه برابر با ۱۳ تیر بلکه برابر با ۱۰ تیر میباشد. چراییاش نیز ۳۰روز بودن همهی ماهها در گاهشمار اوستایی اما ۳۱روزه بودن ۶ماه نخست سال در گاهشمار کنونی کشور است.
31 + 31 + 31 + 10 = 103
.
پس جشن تیرگان برابر است با 103اُمین روز سال یعنی روز تیر از ماه تیر در گاهشمار باستانی و دهمین روز از چهارمین ماه در گاهشمار کنونی کشور. با این همه، افسوسمندانه برخی گرامیان بدون نگرش به این دگرگونیها و تفاوتها در میان دو گاهشمار یادشده، جشنهای ماهانه با پسوند #گان را 1 تا 6 روز دیرتر شادباش میگویند و این چنین موجب آشفتگی گاهشماری و عدم یکپارچگی در برگزاری این جشنهای کهن ملی میشوند.
اینک، تاریخ درست این جشنها بر پایهی گاهشمار کنونی کشور را در زیر میآورم که البته با یک حساب سرانگشتی، مانند محاسبهی بالا تشخیصپذیراند:
جشن فروردینگان👈نوزدهم فروردین ماه.
جشن اردیبهشتگان👈دوم اردیبهشت ماه (نه ۳ اردیبهشت).
جشن خردادگان👈چهارم خرداد ماه (نه ۶´خرداد).
جشن تیرگان👈دهم تیر ماه (نه ۱۳).
جشن امردادگان👈سوم امرداد ماه (نه ۷).
جشن شهریورگان👈سیام امرداد ماه (نه ۴ شهریور).
جشن مهرگان👈دهم مهر ماه (نه ۱۶ مهر).
جشن آبانگان👈چهارم آبان ماه (نه ۱۰ آبان).
جشن آذرگان👈سوم آذر ماه (نه ۹ آذر).
جشن دیگان👈بیستوپنجم آذر ماه و ۲، ۹و ۱۷دی ماه (نه ۱، ۸، ۱۵ و۲۳دی).
جشن بهمنگان👈بیستوششم دی ماه (نه ۲ بهمن).
جشن اسپندگان(سپندارمزگان)👈بیستونهم بهمن ماه (نه ۵ اسپند).
با نگرش به آنچه گفته شد بهتر است برای اشتباه گرفته نشدن روزهای گاهشمار اوستایی با گاهشمار رسمی کنونی کشور از شمارهی روزها تنها برای گاهشمار رسمی بهره بگیریم و روزهای گاهشمار اوستایی را تنها با نام ویژهی خود بخوانیم. برای نمونه: جشن مهرگان، روز مهر از ماه مهر، برابر با ۱۰مهر.
در پایان این نکته را هم باید افزود که ساختار ماههای گاهشمار کنونی کشور، برگرفته از گاهشمار جلالیاند. در این گاهشمار تا پیش از روزگار رضاشاه بزرگ، ماهها با نامها و واژگانی عربی چون: حمل، ثور، جوزا، سرطان و... نامیده میشدند. اما پس از آن، در زمانهی پادشاهی رضاشاه پهلوی، بدون آنکه دگرگونی در ساختار گاهشمار کشور(گاهشمار جلالی) پدید آید نام ماههای گاهشمار اوستایی بر روی ماههای گاهشمار جلالی نهاده شدند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
❇️ آشنایی با گاهشمار #اوستایی و چگونگی محاسبه تاریخ دقیق #جشنهای_ماهانه با پسوند #گان:
در سالنامه و گاهشمار باستانی ایرانزمین(گاهشمار اوستایی)، همانگونه که امروزه هر ماه از سال دارای نامی ویژه است، هر روز از ماه نیز نام ویژهی خود را داشته است و آن روز نه با شماره، بلکه با آن نام خوانده میشده است.
ترتیب روزها در گاهشمار اوستایی به گونهی زیر است:
۱- #اورمزد ۲- #بهمن ۳- #اردیبهشت ۴- #شهریور ۵- #سپندارمز ۶- #خرداد ۷- #امرداد ۸- #دیبهآذر ۹- #آذر ۱۰- #آبان ۱۱- #خور ۱۲- #ماه ۱۳- #تیر ۱۴- #گوش ۱۵- #دیبهمهر ۱۶- #مهر ۱۷- #سروش ۱۸- #رشن ۱۹- #فروردین ۲۰- #بهرام ۲۱- #رام ۲۲- #باد ۲۳- #دیبهدین ۲۴- #دین ۲۵- #ارد ۲۶- #اشتاد ۲۷- #آسمان ۲۸- #زامیاد ۲۹- #مانترهسپند ۳۰- #انارام
نام این ۳۰روز برگرفته از نامهای #اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان در دین مزدیسنا میباشد.
چنانچه پیداست شمار این روزها به ۳۰ میرسیده است زیرا گاهشمار اوستایی دربرگیرندهی۱۲ماه ۳۰روزه بوده است و به وارون گاهشمار کنونی کشور، هیچ ماه ۳۱روزه یا ۲۹روزهای در آن وجود نداشته است. پس، از آنجایی که سال خورشیدی دارای ۳۶۵روز است اما ۱۲ ماه ۳۰روزه تنها ۳۶۰روز را دربر میگیرد (12×30=360)، پس در گاهشمار اوستایی، ۵روز باقیمانده را پنجهی #گاتابیو مینامند و آن را در پایان هر سال جای داده و جزو هیچ یک از ماههای سال نمیدانند.
نام پنج روز گاتابیو:
۱- اَهونَوَد ۲- اُشتَوَد ۳- سِپَنتمَد ۴- وُهوخشَترَ ۵- وَهیشتوئیشت (نام این پنج روز برگرفته از نام پنج بخش گاتها، سرودههای #اشوزرتشت میباشد.
حال آنکه در این گاهشمار، جشنهایی با پسوند #گان وجود دارند که به فراخور یکی شدن نام روز و ماه برگزار میشوند. مانند جشنهای تیرگان (روز تیر از ماه تیر) و مهرگان (روز مهر از ماه مهر) و...
اگر یکبار دیگر به فهرست نام روزها بنگرید، خواهید دید که تیر روز سیزدهم و مهر روز شانزدهم هر ماه در گاهشمار اوستاییست.
حال تیرگان بر پایهی گاهشمار اوستایی چندمین روز سال است؟
30 + 30 + 30 + 13 = 103
.
حال نکته اینجاست که 103اُمین روز سال در گاهشماری کنونی کشور نه برابر با ۱۳ تیر بلکه برابر با ۱۰ تیر میباشد. چراییاش نیز ۳۰روز بودن همهی ماهها در گاهشمار اوستایی اما ۳۱روزه بودن ۶ماه نخست سال در گاهشمار کنونی کشور است.
31 + 31 + 31 + 10 = 103
.
پس جشن تیرگان برابر است با 103اُمین روز سال یعنی روز تیر از ماه تیر در گاهشمار باستانی و دهمین روز از چهارمین ماه در گاهشمار کنونی کشور. با این همه، افسوسمندانه برخی گرامیان بدون نگرش به این دگرگونیها و تفاوتها در میان دو گاهشمار یادشده، جشنهای ماهانه با پسوند #گان را 1 تا 6 روز دیرتر شادباش میگویند و این چنین موجب آشفتگی گاهشماری و عدم یکپارچگی در برگزاری این جشنهای کهن ملی میشوند.
اینک، تاریخ درست این جشنها بر پایهی گاهشمار کنونی کشور را در زیر میآورم که البته با یک حساب سرانگشتی، مانند محاسبهی بالا تشخیصپذیراند:
جشن فروردینگان👈نوزدهم فروردین ماه.
جشن اردیبهشتگان👈دوم اردیبهشت ماه (نه ۳ اردیبهشت).
جشن خردادگان👈چهارم خرداد ماه (نه ۶´خرداد).
جشن تیرگان👈دهم تیر ماه (نه ۱۳).
جشن امردادگان👈سوم امرداد ماه (نه ۷).
جشن شهریورگان👈سیام امرداد ماه (نه ۴ شهریور).
جشن مهرگان👈دهم مهر ماه (نه ۱۶ مهر).
جشن آبانگان👈چهارم آبان ماه (نه ۱۰ آبان).
جشن آذرگان👈سوم آذر ماه (نه ۹ آذر).
جشن دیگان👈بیستوپنجم آذر ماه و ۲، ۹و ۱۷دی ماه (نه ۱، ۸، ۱۵ و۲۳دی).
جشن بهمنگان👈بیستوششم دی ماه (نه ۲ بهمن).
جشن اسپندگان(سپندارمزگان)👈بیستونهم بهمن ماه (نه ۵ اسپند).
با نگرش به آنچه گفته شد بهتر است برای اشتباه گرفته نشدن روزهای گاهشمار اوستایی با گاهشمار رسمی کنونی کشور از شمارهی روزها تنها برای گاهشمار رسمی بهره بگیریم و روزهای گاهشمار اوستایی را تنها با نام ویژهی خود بخوانیم. برای نمونه: جشن مهرگان، روز مهر از ماه مهر، برابر با ۱۰مهر.
در پایان این نکته را هم باید افزود که ساختار ماههای گاهشمار کنونی کشور، برگرفته از گاهشمار جلالیاند. در این گاهشمار تا پیش از روزگار رضاشاه بزرگ، ماهها با نامها و واژگانی عربی چون: حمل، ثور، جوزا، سرطان و... نامیده میشدند. اما پس از آن، در زمانهی پادشاهی رضاشاه پهلوی، بدون آنکه دگرگونی در ساختار گاهشمار کشور(گاهشمار جلالی) پدید آید نام ماههای گاهشمار اوستایی بر روی ماههای گاهشمار جلالی نهاده شدند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️
نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش میباشد.
گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکدههای پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد میکنند.
واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.
اعراب، چهار بندواژه و وات(:حرف )👈 گ - ژ - چ - پ را نمیتوانستند بخوانند و تلفظ کنند. از اینرو، «گ» را «ج» خواندهاند و «آذربایگان» را «#آذربایجان» نوشتهاند.
تاریخ نگاران دوران #باستان، از جمله تاریخ نگاران یونانی و رومی، مانند «استرابون» و «گزنفون»، «پلیپ»، «دیودور سیسیلی» و دیگران نیز «آتورپاتن» نوشتهاند.
بر پایه اسناد استوار تاریخی،
نگارش واژه «آذربایگان» با «ذ» درست است. همه تاریخ نگاران و جغرافی نویسان سدههای نخستین اسلامی نیز، «آذربایجان» را با رسم الخط عربی با «ذ» و به شکل
«آذربایجان» نوشتهاند.
ابن اثیر، یاقوت حموی، یعقوبی، مسعودی، طبری، الفخری و دیگران همگی
«آذربایجان» را با «ذ» نوشتهاند. در هیچیک از متون تاریخی «آذربایجان» با «ز» نوشته نشده است.
اما نوشتن آذربایجان با «ز» نخستین بار بدست چه کسی و با چه هدفی انجام شد؟
دستگاههای پانترکیسم دهها سال است که کوشش میکنند تا #فرهنگ و #هویت و #ریشه آذربایجان و آران را جدا از فرهنگ و تاریخ #ایرانزمین بشناسانند و در این راه به جعلهای موزیانه و البته ناشیانهی #تاریخی دست میزنند. از جمله #تراشیدن ریشهای مغولی برای واژه کامل ایرانی #آذربایجان و پیوند دادن آن به ترک اغوزی.
نکته آخر و بویژه برای دوستانی که نادانسته و ناآگاهانه، این واژه را به شکل نادرست نگاشته و بدون داشتن دانش تاریخی و آگاهی بر خط و زبان پارسی کهن، گمان میبرند، «ذ» حرف عربی است و پارسی نیست و ناخواسته با جعل جریان شوم پانیسم همراه شدهاند، بدانید که حرف «ذ» با تلفظ نوک زبانی آن، یکی از حروف راستین زبانهای باستانی ایران همچون #اوستایی بوده است.
✍️ فرهنگ موضوعی شاهنامه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️
نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش میباشد.
گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکدههای پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد میکنند.
واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.
اعراب، چهار بندواژه و وات(:حرف )👈 گ - ژ - چ - پ را نمیتوانستند بخوانند و تلفظ کنند. از اینرو، «گ» را «ج» خواندهاند و «آذربایگان» را «#آذربایجان» نوشتهاند.
تاریخ نگاران دوران #باستان، از جمله تاریخ نگاران یونانی و رومی، مانند «استرابون» و «گزنفون»، «پلیپ»، «دیودور سیسیلی» و دیگران نیز «آتورپاتن» نوشتهاند.
بر پایه اسناد استوار تاریخی،
نگارش واژه «آذربایگان» با «ذ» درست است. همه تاریخ نگاران و جغرافی نویسان سدههای نخستین اسلامی نیز، «آذربایجان» را با رسم الخط عربی با «ذ» و به شکل
«آذربایجان» نوشتهاند.
ابن اثیر، یاقوت حموی، یعقوبی، مسعودی، طبری، الفخری و دیگران همگی
«آذربایجان» را با «ذ» نوشتهاند. در هیچیک از متون تاریخی «آذربایجان» با «ز» نوشته نشده است.
اما نوشتن آذربایجان با «ز» نخستین بار بدست چه کسی و با چه هدفی انجام شد؟
دستگاههای پانترکیسم دهها سال است که کوشش میکنند تا #فرهنگ و #هویت و #ریشه آذربایجان و آران را جدا از فرهنگ و تاریخ #ایرانزمین بشناسانند و در این راه به جعلهای موزیانه و البته ناشیانهی #تاریخی دست میزنند. از جمله #تراشیدن ریشهای مغولی برای واژه کامل ایرانی #آذربایجان و پیوند دادن آن به ترک اغوزی.
نکته آخر و بویژه برای دوستانی که نادانسته و ناآگاهانه، این واژه را به شکل نادرست نگاشته و بدون داشتن دانش تاریخی و آگاهی بر خط و زبان پارسی کهن، گمان میبرند، «ذ» حرف عربی است و پارسی نیست و ناخواسته با جعل جریان شوم پانیسم همراه شدهاند، بدانید که حرف «ذ» با تلفظ نوک زبانی آن، یکی از حروف راستین زبانهای باستانی ایران همچون #اوستایی بوده است.
✍️ فرهنگ موضوعی شاهنامه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity