🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# هنر می تواند یک پنهان یا گمشده از ما را به حال حاضر نشان دهد.
۲۵ اکتبر، روز جهانی #هنرمند است. این روز برای ارج نهادن به افرادی است که با تخیل و خلاقیتشان دنیاهای جدیدی را به ما نشان میدهند و زندگی را با رنگ، تصویر، کلمات، آوا و موسیقی زیباتر میکنند ....
روز جهانی هنرمند این روحیه های خلاقانه را به نمایش می گذارد که امروزه برای آینده به ثبت می رسد و نمی توان در کتاب های تاریخی دستگیر شد.
روز جهانی هنرمند توسط #کریس_مک_کلور، هنرمند کانادایی که متخصص در سبک شناخته شده به عنوان #رئالیسم_عاشقانه است، تاسیس شد.
نقاشی های او راهی برای به دست آوردن دیدگاه های “واقعیت عاشقانه” خود در مورد زندگی بود و می توان او را یکی از مهم ترین هنرمندان کانادا دانست.
او این روز را برای به رسمیت شناختن #جهان_هنر، و ارج دادن تمام راه هایی که هنرمندان دیدگاه خاص خود را به زندگی می دهند، ایجاد کرد.
کانال #شهرکتاب ضمن عرض تبریک به تمامی هنرمندان مفتخر است که در خدمت
فرهیختگان عزیزی در عرصه
#نوازندگی
#آواز
#نقاشی
#خوشنویسی
#شعرو ترانه
#نویسندگی
#عکاسی
#فیلم و #تئاتر
و .... میباشد .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# هنر می تواند یک پنهان یا گمشده از ما را به حال حاضر نشان دهد.
۲۵ اکتبر، روز جهانی #هنرمند است. این روز برای ارج نهادن به افرادی است که با تخیل و خلاقیتشان دنیاهای جدیدی را به ما نشان میدهند و زندگی را با رنگ، تصویر، کلمات، آوا و موسیقی زیباتر میکنند ....
روز جهانی هنرمند این روحیه های خلاقانه را به نمایش می گذارد که امروزه برای آینده به ثبت می رسد و نمی توان در کتاب های تاریخی دستگیر شد.
روز جهانی هنرمند توسط #کریس_مک_کلور، هنرمند کانادایی که متخصص در سبک شناخته شده به عنوان #رئالیسم_عاشقانه است، تاسیس شد.
نقاشی های او راهی برای به دست آوردن دیدگاه های “واقعیت عاشقانه” خود در مورد زندگی بود و می توان او را یکی از مهم ترین هنرمندان کانادا دانست.
او این روز را برای به رسمیت شناختن #جهان_هنر، و ارج دادن تمام راه هایی که هنرمندان دیدگاه خاص خود را به زندگی می دهند، ایجاد کرد.
کانال #شهرکتاب ضمن عرض تبریک به تمامی هنرمندان مفتخر است که در خدمت
فرهیختگان عزیزی در عرصه
#نوازندگی
#آواز
#نقاشی
#خوشنویسی
#شعرو ترانه
#نویسندگی
#عکاسی
#فیلم و #تئاتر
و .... میباشد .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #آواز_غمگین_لری_بختیاری
#آواز_ستین_دل
#مسعود_بختیاری (زنده ياد بهمن علاءالدين)
همراه با ترجمه فارسي
بيو كه وابا يك يه عهدي بونديم
(آي) حالا كه مونو تو چي خين يكيم گو
نوا بنشينيم؛ مو كه اي وريستم
(آي) حالا كه مونو تو ستين يكيم گو
تو وا كه چي افتو دي خوت بدرايي
(آي) كه شو نوريسته دووارته به شوخي
ستين دلم نه ستيم وجودم
(آي) بشون كه نزهنيم هم از نو يه دو دي
عزيز دل
بيا كه با هم يه عهدي ببنديم
حالا كه من و تو مثل خون همديگه هستيم
نبايد بشينيم؛ من كه پا ميشم
حالا كه من و تو تكيهگاه همديگهايم برادر
تو بايد كه مثل آفتاب ديگه خودت در بياي
كه شب بلند نشه دوباره به شبيخون زدن
عزيز دلم نه! عزيز وجودم (1)
بزن كه زده نشيم يه بار ديگه (2)
(1) ستين: عزيز، تكيهگاه، ستون
(2) نزهنيم: نزنيم، زمين نخوريم، درمانده نشيم، ضربه نخوريم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #آواز_غمگین_لری_بختیاری
#آواز_ستین_دل
#مسعود_بختیاری (زنده ياد بهمن علاءالدين)
همراه با ترجمه فارسي
بيو كه وابا يك يه عهدي بونديم
(آي) حالا كه مونو تو چي خين يكيم گو
نوا بنشينيم؛ مو كه اي وريستم
(آي) حالا كه مونو تو ستين يكيم گو
تو وا كه چي افتو دي خوت بدرايي
(آي) كه شو نوريسته دووارته به شوخي
ستين دلم نه ستيم وجودم
(آي) بشون كه نزهنيم هم از نو يه دو دي
عزيز دل
بيا كه با هم يه عهدي ببنديم
حالا كه من و تو مثل خون همديگه هستيم
نبايد بشينيم؛ من كه پا ميشم
حالا كه من و تو تكيهگاه همديگهايم برادر
تو بايد كه مثل آفتاب ديگه خودت در بياي
كه شب بلند نشه دوباره به شبيخون زدن
عزيز دلم نه! عزيز وجودم (1)
بزن كه زده نشيم يه بار ديگه (2)
(1) ستين: عزيز، تكيهگاه، ستون
(2) نزهنيم: نزنيم، زمين نخوريم، درمانده نشيم، ضربه نخوريم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# ✅ #ردیف_آوازی_ایران
از دیدگاه #روانشناسی
هنر #آواز ایرانی بازتاب درون فرد خواننده است در پیوند شعر و موسیقی،که #کلام با #نوا ترکیب میشود،آگاهی داشتن به روانشناسی ردیف موسیقی آوازی ایران یکی از ارکان اصلی موسیقی کلامی محسوب میشود ،که هر آهنگساز و خواننده بایستی آگاهی لازم از این بعد را دارا بوده تا بتواند درراستای اجرای عملی موسیقی قدم مثبت وصحیح بردارد.
✅ برداشتی کلی از #حالات_روانی_دستگاههاوآوازهای_ایرانی :
۱-دستگاه شور: آگاهی- درک- تفکر و اندیشه.
۲-آواز دشتی: سوز و گداز- گریه و زاری.
۳-آواز ابوعطا: گله وشکایت.
۴-آواز افشاری: افسوس و حسرت- هجران از معشوق.
۵-آواز بیات ترک: تعلیم- شادی درون.
۶-دستگاه همایون: متانت- سربلندی- نصیحت وپذیرش.
۷-آواز بیات اصفهان: نهایت احساس.
۸-دستگاه سه گاه: بزم و شادمانی- شور و شوق.
۹-دستگاه چهارگاه: ستیز و جنگ،حتی رو در روی معشوق- مقاومت و پیروزی- تلاش در رسیدن به آرزوهای دیرین عاشقی.
۱۰-دستگاه ماهور: رویا پردازی- پرش از قله شادی به همراه ذهنی رویایی- آرزو.
۱۱-دستگاه نوا: رازداری- حکایت.
۱۲-دستگاه راست و پنجگاه: ستایش معبود (خدا)- بزرگمندی و تعریف
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# ✅ #ردیف_آوازی_ایران
از دیدگاه #روانشناسی
هنر #آواز ایرانی بازتاب درون فرد خواننده است در پیوند شعر و موسیقی،که #کلام با #نوا ترکیب میشود،آگاهی داشتن به روانشناسی ردیف موسیقی آوازی ایران یکی از ارکان اصلی موسیقی کلامی محسوب میشود ،که هر آهنگساز و خواننده بایستی آگاهی لازم از این بعد را دارا بوده تا بتواند درراستای اجرای عملی موسیقی قدم مثبت وصحیح بردارد.
✅ برداشتی کلی از #حالات_روانی_دستگاههاوآوازهای_ایرانی :
۱-دستگاه شور: آگاهی- درک- تفکر و اندیشه.
۲-آواز دشتی: سوز و گداز- گریه و زاری.
۳-آواز ابوعطا: گله وشکایت.
۴-آواز افشاری: افسوس و حسرت- هجران از معشوق.
۵-آواز بیات ترک: تعلیم- شادی درون.
۶-دستگاه همایون: متانت- سربلندی- نصیحت وپذیرش.
۷-آواز بیات اصفهان: نهایت احساس.
۸-دستگاه سه گاه: بزم و شادمانی- شور و شوق.
۹-دستگاه چهارگاه: ستیز و جنگ،حتی رو در روی معشوق- مقاومت و پیروزی- تلاش در رسیدن به آرزوهای دیرین عاشقی.
۱۰-دستگاه ماهور: رویا پردازی- پرش از قله شادی به همراه ذهنی رویایی- آرزو.
۱۱-دستگاه نوا: رازداری- حکایت.
۱۲-دستگاه راست و پنجگاه: ستایش معبود (خدا)- بزرگمندی و تعریف
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
مرور بر اشعار رودكي نشان مي دهد كه پارسي امروز با زبان هزار و صد سال پيش تفاوت زياد ندارد و اين استواري منحصر به فرد زبان پارسي را در ميان زبانهاي ديگر، بايد مرهون شعراي پارسي گويي چون رودكي، #فردوسی #حافظ و ... بود و عميقا قدردانشان باشيم. زبان پارسي به خاطر اشعار آنان بوده که اين چنين استوار باقي مانده است [که در قرن 21، پیام های سلفونی و ایمیلی با کلمات شکسته و خودمانی دارد آن را تخریب می کند.].
رودكي در باب اندرز هم اشعار متعدد گفته از جمله:
زمانه پندي آزاده وار داد مرا
زمانه را چو نكو بنگري همه پند است
به روز نيك كسان غم مخور، زنهار
بسا كسا كه به ر وز تو آرزومند است
همچنين:
اندر بلاي سخت پديد آيد؛ فضل و بزرگمردي و سالاري
و نيز:
مِهتران جهان، همه مُردند
مرگ را سر فرو همي كردند
زير ِ خاك اندرون شدند آنان
كه، همه كوشك ها بر آوردند
از هزاران هزار نعمت و ناز
نه به آخر، به جز كفن بُردند
سروده فوق العاده #زیبا و #غمگین #افـضـل_شـاه، #آواز_خوان میهن دوست و با احساس تاجیک؛ که درد از دست رفتن #سمرقند و #بخارا، دو شهر بزرگ تـاجیکـان را همیشه می نالد!
من سمرقندی
بی میخانه ام
آن سمرقند گشته است
غمخانه ام
در سمرقند و بخارای شریف،
چندی کثیف
مکتب تاجیکی را
در بسته اند
مخزن تاجیک را
دزدیده اند
سینه تاجیک را
ببریده اند
در سمرقند ثمرمند از غرور
تاجیکی ترسیده اند
در سمرقند و بخارای شریف
بر تاجیکان داده
بس اسنادهای زورکی
بر جگرگاه نموی آریان
زخم ها زد
کاردهای زورکی
ای دل و جانم #سمرقند
ای دل و جانم #بخــــارا
تاجیکستانم سمرقند
تاجیکستانم بخارا
#عشق_گم_شده_چون_شعر_رودکی
#شهزاده_سمرقندی
#افضل_شاه، هم شهری رودکی، شاعر کلاسیک فارسیگو و #لایق_شیر_علی شاعر زنده یاد #تاجیک است
افضل شاه از ناحیه #سغد ولایت #پنجکت است و خودرا #سمرقندی میداند چون این مناطق سرزمین سمرقند قدیم و زادگاه #رودکی محسوب میشد که بعد از 1000 سال شاعر ملی تاجیک #لایق_شیرعلی در آن به دنیا آمد.
افضلشاه بیشتر ترانههای خودرا بر اساسی شعرهای لایق سروده است. لایق را استاد خود میداند و میگویند که لایق اورا هم چون فرزند خود دوست میداشت و برای تربیت او بسیار تلاش کرده است.
#لایق-شیرعلی شاعر محبوب تاجیک
ما تاجیکان #درد و حزنی داریم که نه در #مردم_افغان و نه در #مردم&ایرانی این را ندیدم.
یک #حزن_خاص است که تنها تاجیکان دارند و باید آنرا با منطق #تاجیکانه درک کرد. من آنرا درک میکنم چون خود آنرا دارم و بر این باورم که هیچ وقت از من نخواهد رفت. نه #افسردگیست نه #ناخوشبینی و نه #بیماری.
بلکه #حزن_شیرینی است آمیخته با #آرمان_تاریخی و این تنها نکته مشترک روشنفکران تاجیک است. این نکته را شما در شعرهای لایق بسیار میبینید و افضل شاه آنرا به درستی سروده است.
جان من از ناتوانی
پای بر غربت منه
رو به وحدت کن که آن
بخت تمام ملت است
#افضل_شاه خواننده اشعار لایق شیرعلی است
افضل شاه از آن نسل هنرمندان است که هنر آوازخوانی را دور از ادبیات و دنیا شعر نمیتوانند تصور کنند. و دقیقا برای همین است که مردم ادبدوست تاجیک اورا دیوانهوار دوست دارند. او بسیاری از خصلتهای لایق شیرعلی را در خود تربیت کرده و آموخته و از همنشینیهای بسیاری که با این شاعر معروف و محبوب تاجیک داشته است به کسی مبدل شده که میبینیم.
گاهی بسیار لایقوار رفتار می کند و بسیار از او یاد میکند و گاهی در دنیای خود بی لایق تنها و گم است.
#عشق_گم_شده_چون_شعر_رودکی
#شهزاده_سمرقندی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
رودكي در باب اندرز هم اشعار متعدد گفته از جمله:
زمانه پندي آزاده وار داد مرا
زمانه را چو نكو بنگري همه پند است
به روز نيك كسان غم مخور، زنهار
بسا كسا كه به ر وز تو آرزومند است
همچنين:
اندر بلاي سخت پديد آيد؛ فضل و بزرگمردي و سالاري
و نيز:
مِهتران جهان، همه مُردند
مرگ را سر فرو همي كردند
زير ِ خاك اندرون شدند آنان
كه، همه كوشك ها بر آوردند
از هزاران هزار نعمت و ناز
نه به آخر، به جز كفن بُردند
سروده فوق العاده #زیبا و #غمگین #افـضـل_شـاه، #آواز_خوان میهن دوست و با احساس تاجیک؛ که درد از دست رفتن #سمرقند و #بخارا، دو شهر بزرگ تـاجیکـان را همیشه می نالد!
من سمرقندی
بی میخانه ام
آن سمرقند گشته است
غمخانه ام
در سمرقند و بخارای شریف،
چندی کثیف
مکتب تاجیکی را
در بسته اند
مخزن تاجیک را
دزدیده اند
سینه تاجیک را
ببریده اند
در سمرقند ثمرمند از غرور
تاجیکی ترسیده اند
در سمرقند و بخارای شریف
بر تاجیکان داده
بس اسنادهای زورکی
بر جگرگاه نموی آریان
زخم ها زد
کاردهای زورکی
ای دل و جانم #سمرقند
ای دل و جانم #بخــــارا
تاجیکستانم سمرقند
تاجیکستانم بخارا
#عشق_گم_شده_چون_شعر_رودکی
#شهزاده_سمرقندی
#افضل_شاه، هم شهری رودکی، شاعر کلاسیک فارسیگو و #لایق_شیر_علی شاعر زنده یاد #تاجیک است
افضل شاه از ناحیه #سغد ولایت #پنجکت است و خودرا #سمرقندی میداند چون این مناطق سرزمین سمرقند قدیم و زادگاه #رودکی محسوب میشد که بعد از 1000 سال شاعر ملی تاجیک #لایق_شیرعلی در آن به دنیا آمد.
افضلشاه بیشتر ترانههای خودرا بر اساسی شعرهای لایق سروده است. لایق را استاد خود میداند و میگویند که لایق اورا هم چون فرزند خود دوست میداشت و برای تربیت او بسیار تلاش کرده است.
#لایق-شیرعلی شاعر محبوب تاجیک
ما تاجیکان #درد و حزنی داریم که نه در #مردم_افغان و نه در #مردم&ایرانی این را ندیدم.
یک #حزن_خاص است که تنها تاجیکان دارند و باید آنرا با منطق #تاجیکانه درک کرد. من آنرا درک میکنم چون خود آنرا دارم و بر این باورم که هیچ وقت از من نخواهد رفت. نه #افسردگیست نه #ناخوشبینی و نه #بیماری.
بلکه #حزن_شیرینی است آمیخته با #آرمان_تاریخی و این تنها نکته مشترک روشنفکران تاجیک است. این نکته را شما در شعرهای لایق بسیار میبینید و افضل شاه آنرا به درستی سروده است.
جان من از ناتوانی
پای بر غربت منه
رو به وحدت کن که آن
بخت تمام ملت است
#افضل_شاه خواننده اشعار لایق شیرعلی است
افضل شاه از آن نسل هنرمندان است که هنر آوازخوانی را دور از ادبیات و دنیا شعر نمیتوانند تصور کنند. و دقیقا برای همین است که مردم ادبدوست تاجیک اورا دیوانهوار دوست دارند. او بسیاری از خصلتهای لایق شیرعلی را در خود تربیت کرده و آموخته و از همنشینیهای بسیاری که با این شاعر معروف و محبوب تاجیک داشته است به کسی مبدل شده که میبینیم.
گاهی بسیار لایقوار رفتار می کند و بسیار از او یاد میکند و گاهی در دنیای خود بی لایق تنها و گم است.
#عشق_گم_شده_چون_شعر_رودکی
#شهزاده_سمرقندی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
fal e hafez (chahargah)
Akbar Golpa
🔴#آواز کمیاب "فال حافظ"
به مناسبت دهم بهمن تولد اکبرگلپایگانی
آواز :#اکبر_گلپایگانی
تار :#فرهنگ_شریف
غزل آواز :#حافظ
دستگاه :چهار گاه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
به مناسبت دهم بهمن تولد اکبرگلپایگانی
آواز :#اکبر_گلپایگانی
تار :#فرهنگ_شریف
غزل آواز :#حافظ
دستگاه :چهار گاه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آواز_سپیده_دم
#مین_فونگ_هو
ترجمه ویدا اسلامیه
این کتاب که برای نوجوانان به فارسی ترجمه شده, سرگذشت دختری روستایی از اهالی تایلند است که طی آن, گوشهای از ناکامیها, دشواریها و بیعدالتیهای موجود در زندگی روستایی, در نواحی جنوب شرقی آسیا, بازگو میشود .در این داستان 'داوان 'دختر روستایی, با شرکت در یک آزمون ویژه در جست و جوی فرصتی برای ادامه تحصیل در دبیرستان شهر است .اما او ناگزیر باید با برادرش که او نیز در این آزمون شرکت کرده مبارزه کند .در این میان او با مخالفت پدرش روبهرو میشود که معتقد است ادامه تحصیل و زندگی در شهر برای دختر مناسب نیست .عزم راسخ 'داوان 'برای غلبه بر این موانع, و دشواریهای راه موضوعاتی است که داستان براساس آن تدوین شده است .داستان با طرحهای سیاه و سفید همراه است .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آواز_سپیده_دم
#مین_فونگ_هو
ترجمه ویدا اسلامیه
این کتاب که برای نوجوانان به فارسی ترجمه شده, سرگذشت دختری روستایی از اهالی تایلند است که طی آن, گوشهای از ناکامیها, دشواریها و بیعدالتیهای موجود در زندگی روستایی, در نواحی جنوب شرقی آسیا, بازگو میشود .در این داستان 'داوان 'دختر روستایی, با شرکت در یک آزمون ویژه در جست و جوی فرصتی برای ادامه تحصیل در دبیرستان شهر است .اما او ناگزیر باید با برادرش که او نیز در این آزمون شرکت کرده مبارزه کند .در این میان او با مخالفت پدرش روبهرو میشود که معتقد است ادامه تحصیل و زندگی در شهر برای دختر مناسب نیست .عزم راسخ 'داوان 'برای غلبه بر این موانع, و دشواریهای راه موضوعاتی است که داستان براساس آن تدوین شده است .داستان با طرحهای سیاه و سفید همراه است .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آواز_سپیده_دم
#مین_فونگ_هو
ترجمه ویدا اسلامیه
این کتاب که برای نوجوانان به فارسی ترجمه شده, سرگذشت دختری روستایی از اهالی تایلند است که طی آن, گوشهای از ناکامیها, دشواریها و بیعدالتیهای موجود در زندگی روستایی, در نواحی جنوب شرقی آسیا, بازگو میشود .در این داستان 'داوان 'دختر روستایی, با شرکت در یک آزمون ویژه در جست و جوی فرصتی برای ادامه تحصیل در دبیرستان شهر است .اما او ناگزیر باید با برادرش که او نیز در این آزمون شرکت کرده مبارزه کند .در این میان او با مخالفت پدرش روبهرو میشود که معتقد است ادامه تحصیل و زندگی در شهر برای دختر مناسب نیست .عزم راسخ 'داوان 'برای غلبه بر این موانع, و دشواریهای راه موضوعاتی است که داستان براساس آن تدوین شده است .داستان با طرحهای سیاه و سفید همراه است .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آواز_سپیده_دم
#مین_فونگ_هو
ترجمه ویدا اسلامیه
این کتاب که برای نوجوانان به فارسی ترجمه شده, سرگذشت دختری روستایی از اهالی تایلند است که طی آن, گوشهای از ناکامیها, دشواریها و بیعدالتیهای موجود در زندگی روستایی, در نواحی جنوب شرقی آسیا, بازگو میشود .در این داستان 'داوان 'دختر روستایی, با شرکت در یک آزمون ویژه در جست و جوی فرصتی برای ادامه تحصیل در دبیرستان شهر است .اما او ناگزیر باید با برادرش که او نیز در این آزمون شرکت کرده مبارزه کند .در این میان او با مخالفت پدرش روبهرو میشود که معتقد است ادامه تحصیل و زندگی در شهر برای دختر مناسب نیست .عزم راسخ 'داوان 'برای غلبه بر این موانع, و دشواریهای راه موضوعاتی است که داستان براساس آن تدوین شده است .داستان با طرحهای سیاه و سفید همراه است .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#سینما
#فیلم_کوتاه
▪️عنوان: #آواز_بخوان
▪️كارگردان: #کریستف_دیک
▪️محصول: #مجارستان2016
اسكار بهترين فيلم كوتاه 2017
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#فیلم_کوتاه
▪️عنوان: #آواز_بخوان
▪️كارگردان: #کریستف_دیک
▪️محصول: #مجارستان2016
اسكار بهترين فيلم كوتاه 2017
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#آواز_ارباب
ترانهسُرا: لئونارد کوهن
Song: Master Song
Artist: Leonard Cohen
Album: Songs of Leonard Cohen
Released: 1967
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
ترانهسُرا: لئونارد کوهن
Song: Master Song
Artist: Leonard Cohen
Album: Songs of Leonard Cohen
Released: 1967
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آواز_ارباب
ترانهسُرا: لئونارد کوهن
به باورم آواز اربابت رو شنیدی
وقتی که توی بستر بیماری بودم
به گمونم در گوشات خوند
همه حرفهایی رو که من به زبون نیاوردم
اربابت تو رو به سفر برد
خب به هر حال تو اینجوری گفتی
و حالا برمیگردی که برای اسیر و دربندت
نان و شراب بیاری؟
توی یه معبد خاص باهاش قرار گذاشتی
جایی که توی ورودی لباسهاتون رو میگرفتند
اون جزئی از خیل آدمهای رو صندلی بود
کسی که تازه از جنگ برگشته
و تو با پیچش موهات به چهره خستهاش خاتمه دادی
و اون هسته سیب توی دستت گذاشت
دست نوازش به لبهات کشید
اون وقت یکباره، بار
تمام بوسههای گاه به گاه و الکی ما رو کشید
و یه ژرمن شپرد بهت هدیه داد
با یه قلاده میخی واسه قدم زدن
و یه بار هم ازت نخواست که توضیح بدی یا چیزی بگی
از همه اون جزییات کوچیک
حرفهایی مث: کی حرف حساب میزد و کی حرف مفت
و کی تو رو تا صندوق پستی همراهی میکرد
دیگه عشقت یه رازه توو سرتاسر محله
و از دهن ها نمیفته حتی اگه اربابت قالت بذاره
و اون تو رو با هواپیماش اون بالاها برد
که بدون دست پرواز میکرد
و تو فراتر از قطرههای بارون گشت زدی
که جمعیت رو به وجد آورد
و اون میمون فرشته خو
باقی مونده دردها رو پاک کرد
با صدای موسیقی کِشها
دیگه صدای آواز اربات رو میشنوم
و تو واسه اومدنش به زانو درمیای
تن اون ریسمانی از طلا
که تن تو روش ولو شده
تن اون ریسمانی از طلا
تن من سست و بیحال
آه، صدای آواز اربابت
در حالی که تنپوشت از تنت کنده شده
و کنار این تخت خواب زانو میزنی
تختی که خیلی وقت پیش برقش انداختم
قبل از اینکه اربابت تصمیم بگیره
تخت برفی واسم درست کنه؟
چشمات خمار نوک انگشتهات قرمز
خیلی آروم حرف میزنی
نه حالیم نمیشه اربابت چی گفته
قبل از اینکه راهیات کنه
بعدش فکر کردم زیادی خشن رفتار میکنی
واسه خانمی که قبلا مث ماه بود
کنار این پنجره خیلی لم دادم
که به این اتاق خالی عادت کنم
و عشقت ذرات سرفه یه پیر مرده
کسی که با آهنگ پاهاشو زمین میکوبه
و لباس چسبونت داره خراب میشه تو بیشتر میخوای
بذار بگم که خیلی زود برگشتی
اربابت رو خیلی دوست داشتم
همه چیز رو بهش یاد دادم
اون در عطش و گرسنه توی ابهامات شدید بود
مث یه مرد که مطمئنه چی درسته
تو رو با ضمانت خودم پیشش فرستادم
که یه چیز جدید یادش میدم
مهم نبست چی میگه، مهم نیست چیکار میکنی
به باورم آواز اربابت رو شنیدی
وقتی که توی بستر بیماری بودم
به گمونم در گوشت خوند
همه حرفهایی رو که من به زبون نیاوردم
اربابت تو رو به سفر برد
خب به هر حال تو اینجوری گفتی
و حالا برمیگردی که برای اسیر و دربندت
نان و شراب بیاری؟
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴#آواز_ارباب
ترانهسُرا: لئونارد کوهن
به باورم آواز اربابت رو شنیدی
وقتی که توی بستر بیماری بودم
به گمونم در گوشات خوند
همه حرفهایی رو که من به زبون نیاوردم
اربابت تو رو به سفر برد
خب به هر حال تو اینجوری گفتی
و حالا برمیگردی که برای اسیر و دربندت
نان و شراب بیاری؟
توی یه معبد خاص باهاش قرار گذاشتی
جایی که توی ورودی لباسهاتون رو میگرفتند
اون جزئی از خیل آدمهای رو صندلی بود
کسی که تازه از جنگ برگشته
و تو با پیچش موهات به چهره خستهاش خاتمه دادی
و اون هسته سیب توی دستت گذاشت
دست نوازش به لبهات کشید
اون وقت یکباره، بار
تمام بوسههای گاه به گاه و الکی ما رو کشید
و یه ژرمن شپرد بهت هدیه داد
با یه قلاده میخی واسه قدم زدن
و یه بار هم ازت نخواست که توضیح بدی یا چیزی بگی
از همه اون جزییات کوچیک
حرفهایی مث: کی حرف حساب میزد و کی حرف مفت
و کی تو رو تا صندوق پستی همراهی میکرد
دیگه عشقت یه رازه توو سرتاسر محله
و از دهن ها نمیفته حتی اگه اربابت قالت بذاره
و اون تو رو با هواپیماش اون بالاها برد
که بدون دست پرواز میکرد
و تو فراتر از قطرههای بارون گشت زدی
که جمعیت رو به وجد آورد
و اون میمون فرشته خو
باقی مونده دردها رو پاک کرد
با صدای موسیقی کِشها
دیگه صدای آواز اربات رو میشنوم
و تو واسه اومدنش به زانو درمیای
تن اون ریسمانی از طلا
که تن تو روش ولو شده
تن اون ریسمانی از طلا
تن من سست و بیحال
آه، صدای آواز اربابت
در حالی که تنپوشت از تنت کنده شده
و کنار این تخت خواب زانو میزنی
تختی که خیلی وقت پیش برقش انداختم
قبل از اینکه اربابت تصمیم بگیره
تخت برفی واسم درست کنه؟
چشمات خمار نوک انگشتهات قرمز
خیلی آروم حرف میزنی
نه حالیم نمیشه اربابت چی گفته
قبل از اینکه راهیات کنه
بعدش فکر کردم زیادی خشن رفتار میکنی
واسه خانمی که قبلا مث ماه بود
کنار این پنجره خیلی لم دادم
که به این اتاق خالی عادت کنم
و عشقت ذرات سرفه یه پیر مرده
کسی که با آهنگ پاهاشو زمین میکوبه
و لباس چسبونت داره خراب میشه تو بیشتر میخوای
بذار بگم که خیلی زود برگشتی
اربابت رو خیلی دوست داشتم
همه چیز رو بهش یاد دادم
اون در عطش و گرسنه توی ابهامات شدید بود
مث یه مرد که مطمئنه چی درسته
تو رو با ضمانت خودم پیشش فرستادم
که یه چیز جدید یادش میدم
مهم نبست چی میگه، مهم نیست چیکار میکنی
به باورم آواز اربابت رو شنیدی
وقتی که توی بستر بیماری بودم
به گمونم در گوشت خوند
همه حرفهایی رو که من به زبون نیاوردم
اربابت تو رو به سفر برد
خب به هر حال تو اینجوری گفتی
و حالا برمیگردی که برای اسیر و دربندت
نان و شراب بیاری؟
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آواز_مینو
#فرحناز_میر_اولیایی
همین که همهی مولکولهای حیاتیام را به جنبشی روزافزون بر میانگیخت، بس بود. حتی اسم مرد اثیری را هم نپرسیده بودم و جالب این که، او هم هیچ کنجکاوی نسبت به من نداشت... هفتهها گذشت. عطش سیری ناپذیری، برای شنیدن داشتم. میگفت و میگفت... به قدر خواندن صدها جلد کتاب و دیدن دهها فیلم، آموخته بودم. هر بار طرحی نو و داستانی نو. مرد اثیری کم نمیآورد. از هر مسلکی که میپرسیدم، هر هنری که میجستم، هر مبحث علمی... برای همهی پرسشهایم، پاسخی در خور داشت. چیزی نبود که نداند. دانشمندی آزاده که علمش را با اشتیاق به من میسپرد. گویی روحم را به زیباکده فرستاده بودم، یک باره زیبا شده بود!
بعد از مدتی شجاعت کرده و پرسیدم:
- هنوز نمیدانم چطور به زندگیام راه یافتی!
پاسخ داد:
- همان روز که از اعماق قلبت؛ صدایم کردی، آمدم!
نمیدانم به جد گفت یا مزاح! ولی درست همان روزی که احساس شدید تنهایی کرده بودم، زنگ زده بود!
اگر چه دیگر فرقی نمیکرد. او بود! کسی که خواسته بودم، باشد! هر چیزی که در او بود، در من هم بود! پس خودش هم میدانست؟
کم کم شور و شعفم به نگرانی تبدیل شد:
- مبادا مرد اثیری، زادهی ذهنم باشد! مبادا برود! مبادا...
چنین بود که به صرافت دیدنش افتادم. آغاز راهی بیپایان... برگرفته از کتاب آواز مینو نوشته ی فرحناز میراولیایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آواز_مینو
#فرحناز_میر_اولیایی
همین که همهی مولکولهای حیاتیام را به جنبشی روزافزون بر میانگیخت، بس بود. حتی اسم مرد اثیری را هم نپرسیده بودم و جالب این که، او هم هیچ کنجکاوی نسبت به من نداشت... هفتهها گذشت. عطش سیری ناپذیری، برای شنیدن داشتم. میگفت و میگفت... به قدر خواندن صدها جلد کتاب و دیدن دهها فیلم، آموخته بودم. هر بار طرحی نو و داستانی نو. مرد اثیری کم نمیآورد. از هر مسلکی که میپرسیدم، هر هنری که میجستم، هر مبحث علمی... برای همهی پرسشهایم، پاسخی در خور داشت. چیزی نبود که نداند. دانشمندی آزاده که علمش را با اشتیاق به من میسپرد. گویی روحم را به زیباکده فرستاده بودم، یک باره زیبا شده بود!
بعد از مدتی شجاعت کرده و پرسیدم:
- هنوز نمیدانم چطور به زندگیام راه یافتی!
پاسخ داد:
- همان روز که از اعماق قلبت؛ صدایم کردی، آمدم!
نمیدانم به جد گفت یا مزاح! ولی درست همان روزی که احساس شدید تنهایی کرده بودم، زنگ زده بود!
اگر چه دیگر فرقی نمیکرد. او بود! کسی که خواسته بودم، باشد! هر چیزی که در او بود، در من هم بود! پس خودش هم میدانست؟
کم کم شور و شعفم به نگرانی تبدیل شد:
- مبادا مرد اثیری، زادهی ذهنم باشد! مبادا برود! مبادا...
چنین بود که به صرافت دیدنش افتادم. آغاز راهی بیپایان... برگرفته از کتاب آواز مینو نوشته ی فرحناز میراولیایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_ترانه
#سرود_ای_ایران
#شاعر_حسین_گل_گلاب (زادهٔ ۱۲۷۶ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۶۳ در تهران) گیاهشناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقیدان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سرودههای مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.
تاریخ تولد: ۱۸۹۵، کرمان
تاریخ مرگ: ۱۳ مارس ۱۹۸۵
محل دفن: بهشت زهرا (س)
آثار: سرود ای ایران (ترانه)
والدین: مهدی مصورالملک، بانو ایران
آموزش: دارالفنون، دانشگاه تهران
#حسین_گل_گلاب #سراینده سرود «#ای_ایران» است. بنا بر روایتی پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس و آمریکا در سال ۱۳۲۳، یک روز زمانی که گلگلاب از خیابان هدایت رد میشدهاست، متوجه حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم میشود. به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت (محله ولیآباد) میرود و با ناراحتی این جریان را برای #روحالله_خالقی تعریف میکند. خالقی بسیار متأثر میشود. این موضوع #انگیزهای میشود تا #خالقی آهنگی بسازد و #گل_گلاب شعرش را بنویسد. حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است که نخستین اجرای آن، در ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در نخستین کنسرت ارکستر انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران، در خیابان استانبول برای دو شب متوالی برگزار شد. این سرود در همان مجلس سه بار تکرار شد و هر بار شور و هیجانی را در جمع به وجود آورد. استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر، مربوط به سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که #غلامحسین_بنان، خواننده محبوب این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در #آواز_دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی #بختیاری که از فضایی #حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن #فارسی هستند.
«#ای_ایران» نام یکی از مشهورترین سرودهای میهنی و#ملیگرایانه ایران، ساخته #روحالله_خالقی است که میتوان آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان دانست.سرود «ای ایران» به ثبت ملی رسیدهاست.
متن شعر:
ای ایران ای مرز پرگُهرای خاکت سرچشمهٔ هنردور از تو اندیشهٔ بَدان پاینده مانی تو جاودان ای، دشمن اَر تو سنگ خارهای مَن آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماسنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زَر است مهرت از دل کِی بُرون کنم بَرگو بی مهرِ تو چون کنم تا، گردش جهان و دور آسمان به پاست نورِ ایزدی همیشه رَهنمای ماست مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماایران ای خٌرّم بِهِشت من روشن از تو سرنوشت من گَر آتش بارد به پِیکرم جز مهرت در دل نپرورم از، آب و خاک و مهرِ تو سِرشته شٌد گِلم مهر اگر برون شود تهی شود دِلم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ما
#روحالله_خالقی
آهنگساز و نوازنده ایرانی
روحالله خالقی (زادهٔ ۱۲۸۵ خورشیدی در ماهان کرمان – درگذشتهٔ ۲۱ آبان ۱۳۴۴ در سالزبورگ اتریش) موسیقیدان، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن اهل ایران بود. وی آهنگساز سرود معروف «#ای_ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده میشود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران، دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی همعصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریهای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشتهاست.
اگر تنها کار روح الله خالقی در موسیقی ساخت سرود «ای ایران» میبود، همین برای جاودانه شدنش در صحنهٔ تاریخ هنر ایران کفایت میکرد. اما او تاروپودش به موسیقی ایرانی گره خورده بود. بی توجه به خشم پدرش در کلاس درس وزیری نشست و ادامهدهندهٔ راه او در موسیقی شد. مرکزی ملی برای آموزش موسیقی ایرانی تاسیس کرد، روحتاریخ موسیقی نوشت و تصنیفهایی ساخت که هنوز تازه و شنیدنی هستند. حیف که عمرش کوتاه بود. یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_ترانه
#سرود_ای_ایران
#شاعر_حسین_گل_گلاب (زادهٔ ۱۲۷۶ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۶۳ در تهران) گیاهشناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقیدان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سرودههای مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.
تاریخ تولد: ۱۸۹۵، کرمان
تاریخ مرگ: ۱۳ مارس ۱۹۸۵
محل دفن: بهشت زهرا (س)
آثار: سرود ای ایران (ترانه)
والدین: مهدی مصورالملک، بانو ایران
آموزش: دارالفنون، دانشگاه تهران
#حسین_گل_گلاب #سراینده سرود «#ای_ایران» است. بنا بر روایتی پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس و آمریکا در سال ۱۳۲۳، یک روز زمانی که گلگلاب از خیابان هدایت رد میشدهاست، متوجه حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم میشود. به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت (محله ولیآباد) میرود و با ناراحتی این جریان را برای #روحالله_خالقی تعریف میکند. خالقی بسیار متأثر میشود. این موضوع #انگیزهای میشود تا #خالقی آهنگی بسازد و #گل_گلاب شعرش را بنویسد. حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است که نخستین اجرای آن، در ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در نخستین کنسرت ارکستر انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران، در خیابان استانبول برای دو شب متوالی برگزار شد. این سرود در همان مجلس سه بار تکرار شد و هر بار شور و هیجانی را در جمع به وجود آورد. استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر، مربوط به سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که #غلامحسین_بنان، خواننده محبوب این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در #آواز_دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی #بختیاری که از فضایی #حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن #فارسی هستند.
«#ای_ایران» نام یکی از مشهورترین سرودهای میهنی و#ملیگرایانه ایران، ساخته #روحالله_خالقی است که میتوان آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان دانست.سرود «ای ایران» به ثبت ملی رسیدهاست.
متن شعر:
ای ایران ای مرز پرگُهرای خاکت سرچشمهٔ هنردور از تو اندیشهٔ بَدان پاینده مانی تو جاودان ای، دشمن اَر تو سنگ خارهای مَن آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماسنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زَر است مهرت از دل کِی بُرون کنم بَرگو بی مهرِ تو چون کنم تا، گردش جهان و دور آسمان به پاست نورِ ایزدی همیشه رَهنمای ماست مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماایران ای خٌرّم بِهِشت من روشن از تو سرنوشت من گَر آتش بارد به پِیکرم جز مهرت در دل نپرورم از، آب و خاک و مهرِ تو سِرشته شٌد گِلم مهر اگر برون شود تهی شود دِلم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ما
#روحالله_خالقی
آهنگساز و نوازنده ایرانی
روحالله خالقی (زادهٔ ۱۲۸۵ خورشیدی در ماهان کرمان – درگذشتهٔ ۲۱ آبان ۱۳۴۴ در سالزبورگ اتریش) موسیقیدان، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن اهل ایران بود. وی آهنگساز سرود معروف «#ای_ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده میشود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران، دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی همعصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریهای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشتهاست.
اگر تنها کار روح الله خالقی در موسیقی ساخت سرود «ای ایران» میبود، همین برای جاودانه شدنش در صحنهٔ تاریخ هنر ایران کفایت میکرد. اما او تاروپودش به موسیقی ایرانی گره خورده بود. بی توجه به خشم پدرش در کلاس درس وزیری نشست و ادامهدهندهٔ راه او در موسیقی شد. مرکزی ملی برای آموزش موسیقی ایرانی تاسیس کرد، روحتاریخ موسیقی نوشت و تصنیفهایی ساخت که هنوز تازه و شنیدنی هستند. حیف که عمرش کوتاه بود. یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنی در #پاریس #میرقصد
زنی در #نیویورک #آرایش می کند
زنی در #توکیو #کار را بیچاره می کند
زنی در #برلین #مدیر می شود
زنی در #هالیوود #عشق می شمارد
زنی در #سازمان_ملل سخنرانی می کند
زنی در #لندن #مدل می شود
زنی در #فلورانس #آواز می خواند
زنی در #مجله_ی_روز شناخته می شود
زنی در کنار #دانوب #نقاشی می کشد
زنی در #برادوِی روی #صحنه می رود
زنی در #نروژ #رئیس می شود
زنی در برابر #دوربین #کاپولا می بوسد
زنی در #سیدنی #اپرا می رود
زنی در #کازینو #دلار می گیرد
زنی در #هاروارد #دانایی می افروزد
اما
همچنان
زنی در #آفریقا #میمیرد
زنی در #پاکستان فروخته می شود
زنی در #افغانستان کشته می شود
زنی در #هند
زنی در #چین
زنی در #کره_شمالی
زنی در #کشمیر
زنی... زحمت #نان می کشد
زنی در #عراق گوشت جلوی تیر می زاید
زنی در #فلسطین هنوز #آواره است
زنی در #اسلام #ضعیفه است
و
زنی در #ایران #خفقان دارد
زنی در ایران تنها و #زندانی ست
اما
همچنان زنهای #آسیا و #آفریقا #زن هستند
اما
همچنان #عشق دارند
و
#مادر می شوند
آواز می خوانند اگر چه #غمگین
#شعر می گویند اگر چه #هجران
#ساز می زنند اگر چه #خاموش
کار می کنند اگر چه سخت
عشق می گیرند اگر چه #کم
می رقصند اگر چه #تنها
#میبوسند اگر چه #کوتاه
#معلم می شوند اگر چه #محروم
روی #صحنه می روند اگر چه #تاریک
آرایش می کنند اگر چه #پنهان
#دانا هستند اگر چه فراموش شده
و
#زنان #ایران #زنده هستند
اگر چه #بی_صداا
#صادق_خاجی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنی در #پاریس #میرقصد
زنی در #نیویورک #آرایش می کند
زنی در #توکیو #کار را بیچاره می کند
زنی در #برلین #مدیر می شود
زنی در #هالیوود #عشق می شمارد
زنی در #سازمان_ملل سخنرانی می کند
زنی در #لندن #مدل می شود
زنی در #فلورانس #آواز می خواند
زنی در #مجله_ی_روز شناخته می شود
زنی در کنار #دانوب #نقاشی می کشد
زنی در #برادوِی روی #صحنه می رود
زنی در #نروژ #رئیس می شود
زنی در برابر #دوربین #کاپولا می بوسد
زنی در #سیدنی #اپرا می رود
زنی در #کازینو #دلار می گیرد
زنی در #هاروارد #دانایی می افروزد
اما
همچنان
زنی در #آفریقا #میمیرد
زنی در #پاکستان فروخته می شود
زنی در #افغانستان کشته می شود
زنی در #هند
زنی در #چین
زنی در #کره_شمالی
زنی در #کشمیر
زنی... زحمت #نان می کشد
زنی در #عراق گوشت جلوی تیر می زاید
زنی در #فلسطین هنوز #آواره است
زنی در #اسلام #ضعیفه است
و
زنی در #ایران #خفقان دارد
زنی در ایران تنها و #زندانی ست
اما
همچنان زنهای #آسیا و #آفریقا #زن هستند
اما
همچنان #عشق دارند
و
#مادر می شوند
آواز می خوانند اگر چه #غمگین
#شعر می گویند اگر چه #هجران
#ساز می زنند اگر چه #خاموش
کار می کنند اگر چه سخت
عشق می گیرند اگر چه #کم
می رقصند اگر چه #تنها
#میبوسند اگر چه #کوتاه
#معلم می شوند اگر چه #محروم
روی #صحنه می روند اگر چه #تاریک
آرایش می کنند اگر چه #پنهان
#دانا هستند اگر چه فراموش شده
و
#زنان #ایران #زنده هستند
اگر چه #بی_صداا
#صادق_خاجی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity