معصومه دده بالا (هایده )
ترانه #بخشش
صدای بانو #هایده
ترانه سرا #ایرج_جنتی_عطایی
آهنگساز #فریدون_خشنود
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ترانه #بخشش
صدای بانو #هایده
ترانه سرا #ایرج_جنتی_عطایی
آهنگساز #فریدون_خشنود
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# ✅اوج گرفت و بال پرواز گشود
حتی زمانی که قرار بود حرف از #سکوت باشد #بیات، بهترین بود. او ساخت موسیقی برای کلام غیر آهنگین را هم تجربه کرد که موسیقی کاست های «سکوت سرشار از ناگفته هاست» و «چیدن سپیده دم» روی کلام #احمدشاملو نقطه اوج این دست تجربه هایش بود. در سال 69 پس از چندین دوره نامزد شدن در جشنواره فیلم فجر، زمانی که نامش سه بار به عنوان نامزد از بین پنج فیلم خوانده شد، برگزیده بهترین موسیقی فجر برای فیلم #عروس شد.
اوایل دهه هفتاد بود و زمان خیزش موسیقی پاپ در ایران که او شروع کرد به ساخت قطعه و ترانه برای خواننده هایی مثل #محمداصفهانی، #حمیدحامی، #مانی_رهنما و #خشایاراعتمادی.
در همین احوال بود که #شب_کشتن با ترانه #ایرج_جنتی_عطایی و موسیقی #بابک_بیات و صدای #مانی_رهنما جزو یکی از خاطره سازترین قطعه های موسیقی پاپ در آن سال ها شد.
قطعه کرال و ارکسترال #سرزمین_خورشید برای ارکستر سمفونیک تهران را هم ساخت تا ثابت کند مرد همه وادی های ساخت موسیقی است.
ساز مرگ، آخرین نت زندگی او را در شصت و پنجمین روز پاییز در شصت سالگی به علت نامهربانی کبدش نواخت. او همیشه از قول #شاملو می گفت: «موطن من در قلب مردمانی است که مرا دوست دارند» .
آنچه در موسيقي #بيات قابل توجه است، ملوديهاي اوست. او اصلاً يك نغمهپرداز (و به قول دكتر #شاهين_فرهت: ملوديست) ذاتي و مادرزاد بود.
ملوديهايش تاحدودي مشابه همديگر و به اصطلاح «خط توليد»ي هستند ولي اصيلاند و مُهر #بيات را بر خود دارند. او تنظيم اركستري را نزد دوست، استاد و مرادش #واروژان_هاخبانديان (1319ـ 1356) آموخت ولي در مقام تنظيمكننده به پاي او و #آندرانيك نرسيد.
در آثار #بيات، حركت خط ملودي حرف اول را ميزند و ساير عوامل (هارموني، سازبندي و ...) بعد از ملودي مطرح ميشود. تنها در سي دي #بنبست (آواي باربد ـ 1380 با مقدمه عليرضا استر رضايي و سيد عليرضا ميرعلينقي) است كه دو فرزند او، دوقلوهاي معروف، #باربد و #بامداد، با توجه خاص به هارموني و سازبندي و كيفيت ضبط و اجرا، توانستهاند به ديگر جنبههاي هنر او، سواي ملوديهاي دلفريبش، توجهي داشته باشند.
• گفته شد كه #بابك_بيات موسيقي فيلم را خوب ميشناخت و خوب هم ميساخت. در سال 1375 كه به دعوت #رضامهدوي براي تدريس دانشگاهي به گروه موسيقي دانشگاه سوره آمد، و موسيقي متن (فيلم) درس ميداد. شبي هم در كنسرت پژوهشي آموزشي تالار انديشه در 25 ارديبهشت سال 1374 آمد و با پخش قطعاتي از صدا و تصوير فيلمهاي معروف، سخنراني گرم و ماندگاري را ايراد كرد و چقدر مردم تشويق ميكردند. ياد آن شب فراموشنشدني به خير... و نيز چهلمين روز وداع زنده ياد #بيات به همت موسسه نغمه شهر شهرداري تهران با همكاري مركز موسيقي حوزه هنري در تالار انديشه برگزار شد و انگار همين ديروز بود كه بيات خود پشت اين تريبون بود و با مردم سخن ميگفت.
• #بابك_بيات سالها از بيماري نارسايي كبدي رنج ميبرد، حساسيتهاي هنرمندانهاش از سويي، مرگ فرزند نوجوانش #ماني و تصادف وحشتناك پسرش #باربد با اتومبيل، و تحمل دوره سخت بيمارستان، ضعف و ناتواني او را افزون كرد. ديگر همه ميدانستند كه #بيات نخواهد ماند. خود او هم ميدانست. او همانطور سال آخر را گذراند كه سالهاي قبل را گذرانده بود. آكنده از احساساتي كه موسيقي او را ساخته و معرفي كرده است.
#روحش_شاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# ✅اوج گرفت و بال پرواز گشود
حتی زمانی که قرار بود حرف از #سکوت باشد #بیات، بهترین بود. او ساخت موسیقی برای کلام غیر آهنگین را هم تجربه کرد که موسیقی کاست های «سکوت سرشار از ناگفته هاست» و «چیدن سپیده دم» روی کلام #احمدشاملو نقطه اوج این دست تجربه هایش بود. در سال 69 پس از چندین دوره نامزد شدن در جشنواره فیلم فجر، زمانی که نامش سه بار به عنوان نامزد از بین پنج فیلم خوانده شد، برگزیده بهترین موسیقی فجر برای فیلم #عروس شد.
اوایل دهه هفتاد بود و زمان خیزش موسیقی پاپ در ایران که او شروع کرد به ساخت قطعه و ترانه برای خواننده هایی مثل #محمداصفهانی، #حمیدحامی، #مانی_رهنما و #خشایاراعتمادی.
در همین احوال بود که #شب_کشتن با ترانه #ایرج_جنتی_عطایی و موسیقی #بابک_بیات و صدای #مانی_رهنما جزو یکی از خاطره سازترین قطعه های موسیقی پاپ در آن سال ها شد.
قطعه کرال و ارکسترال #سرزمین_خورشید برای ارکستر سمفونیک تهران را هم ساخت تا ثابت کند مرد همه وادی های ساخت موسیقی است.
ساز مرگ، آخرین نت زندگی او را در شصت و پنجمین روز پاییز در شصت سالگی به علت نامهربانی کبدش نواخت. او همیشه از قول #شاملو می گفت: «موطن من در قلب مردمانی است که مرا دوست دارند» .
آنچه در موسيقي #بيات قابل توجه است، ملوديهاي اوست. او اصلاً يك نغمهپرداز (و به قول دكتر #شاهين_فرهت: ملوديست) ذاتي و مادرزاد بود.
ملوديهايش تاحدودي مشابه همديگر و به اصطلاح «خط توليد»ي هستند ولي اصيلاند و مُهر #بيات را بر خود دارند. او تنظيم اركستري را نزد دوست، استاد و مرادش #واروژان_هاخبانديان (1319ـ 1356) آموخت ولي در مقام تنظيمكننده به پاي او و #آندرانيك نرسيد.
در آثار #بيات، حركت خط ملودي حرف اول را ميزند و ساير عوامل (هارموني، سازبندي و ...) بعد از ملودي مطرح ميشود. تنها در سي دي #بنبست (آواي باربد ـ 1380 با مقدمه عليرضا استر رضايي و سيد عليرضا ميرعلينقي) است كه دو فرزند او، دوقلوهاي معروف، #باربد و #بامداد، با توجه خاص به هارموني و سازبندي و كيفيت ضبط و اجرا، توانستهاند به ديگر جنبههاي هنر او، سواي ملوديهاي دلفريبش، توجهي داشته باشند.
• گفته شد كه #بابك_بيات موسيقي فيلم را خوب ميشناخت و خوب هم ميساخت. در سال 1375 كه به دعوت #رضامهدوي براي تدريس دانشگاهي به گروه موسيقي دانشگاه سوره آمد، و موسيقي متن (فيلم) درس ميداد. شبي هم در كنسرت پژوهشي آموزشي تالار انديشه در 25 ارديبهشت سال 1374 آمد و با پخش قطعاتي از صدا و تصوير فيلمهاي معروف، سخنراني گرم و ماندگاري را ايراد كرد و چقدر مردم تشويق ميكردند. ياد آن شب فراموشنشدني به خير... و نيز چهلمين روز وداع زنده ياد #بيات به همت موسسه نغمه شهر شهرداري تهران با همكاري مركز موسيقي حوزه هنري در تالار انديشه برگزار شد و انگار همين ديروز بود كه بيات خود پشت اين تريبون بود و با مردم سخن ميگفت.
• #بابك_بيات سالها از بيماري نارسايي كبدي رنج ميبرد، حساسيتهاي هنرمندانهاش از سويي، مرگ فرزند نوجوانش #ماني و تصادف وحشتناك پسرش #باربد با اتومبيل، و تحمل دوره سخت بيمارستان، ضعف و ناتواني او را افزون كرد. ديگر همه ميدانستند كه #بيات نخواهد ماند. خود او هم ميدانست. او همانطور سال آخر را گذراند كه سالهاي قبل را گذرانده بود. آكنده از احساساتي كه موسيقي او را ساخته و معرفي كرده است.
#روحش_شاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# امروز چهارشنبه #19_دی ماه خورشیدی
#9_ژانویه میلادی
فانوس های ده میدانند
بیهوده روشن اند.... و
سگان ده نیز میدانند
که بیهوده بیدار اند ..
وقتی در روشنی روز ،
دزدها به مهمانی کدخدا میروند!!!
#حسین_پناهی🗿
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#رویدادها
⏪۱۳۵۶ ‐ تظاهرات مردم قم
⏪۱۳۶۵ - شروع عملیات نظامی کربلای ۵ در جنگ ایران و عراق.
⏪۱۳۸۴ - سقوط یک فروند هواپیمای فالکن-۲۰ متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در شمال غرب ایران سقوط کرد و تعدادی از مقامات ارشد سپاه، از جمله احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه، کشته شدند.
⏪۱۳۸۹ - سقوط پرواز شماره ۲۷۷ ایرانایر در ارومیه و کشته شدن ۷۷ نفر.
⏪۱۷۸۸ - کنتیکت به عنوان پنجمین ایالت به ایالات متحده پیوست.
⏪۲۰۰۵ - پس از مرگ یاسر عرفات در سال
۲۰۰۴، محمود عباس به ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین انتخاب شد.
⏪۲۰۰۷ - شرکت رایانهای اپل تلفن همراه خود موسوم به آیفون را معرفی کرد
#زادروزها
🌿۱۲۹۱ - ریچارد نیکسون، سیاستمدار و سیوهفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
🌿۱۳۶۱ - محمد نوری، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌿۱۳۶۱ - میثاق معمارزاده، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌿۱۳۷۰ - ایمان صادقی، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌿۱۳۲۵- #ایرج_جنتی_عطایی شاعر، ترانهسرا و نمایشنامهنویس مشهور ایرانی است.
🌿۱۸۹۰ - کارل چاپک نویسنده چک
🌿۱۹۰۸ - #سیمون_دو_بووار فیلسوف و نویسندهٔ فمینیست فرانسوی
🌿۱۹۱۳ - ریچارد نیکسون سی و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
🌿۱۹۴۱ - جوآن بائز خواننده و ترانه سرای اسطورهای موسیقی فولک آمریکایی
🌿۱۹۸۲ - کاترین، دوشس کمبریج همسر شاهزاده ویلیام(دوک کمبریج)
#درگذشتگان
🍂۱۳۹۵ - اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیسجمهور پیشین ایران در ۸۲ سالگی.
🍂۱۷۹۹ - ماریا گائتانا آنیزی زبانشناس، ریاضیدان وفیلسوف
🍂۱۸۷۳ - ناپلئون سوم رئیس جمهور فرانسه از ۱۸۴۹ تا ۱۸۵۲
🍂۱۸۷۸ - ویکتور امانوئل دوم پادشاه ساردنی از سال ۱۸۴۹ تا ۱۸۶۱ و پادشاه ایتالیا از سال ۱۸۶۱ تا ۱۸۷۸
🍂۱۹۹۸ - کنیچی فوکویی شیمیدان ژاپنی، برندهٔ جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۸۱ به همراه رولد هافمن
🍂۲۰۱۳ - جیمز مکگیل بیوکنن اقتصاددان آمریکایی، برندهٔ جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۸۶
🍂۱۳۹۵ - کاظم سیدعلیخانی ، بازیکن اسبق تیم فوتبال پرسپولیس و تیم ملی ایران
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# امروز چهارشنبه #19_دی ماه خورشیدی
#9_ژانویه میلادی
فانوس های ده میدانند
بیهوده روشن اند.... و
سگان ده نیز میدانند
که بیهوده بیدار اند ..
وقتی در روشنی روز ،
دزدها به مهمانی کدخدا میروند!!!
#حسین_پناهی🗿
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#رویدادها
⏪۱۳۵۶ ‐ تظاهرات مردم قم
⏪۱۳۶۵ - شروع عملیات نظامی کربلای ۵ در جنگ ایران و عراق.
⏪۱۳۸۴ - سقوط یک فروند هواپیمای فالکن-۲۰ متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در شمال غرب ایران سقوط کرد و تعدادی از مقامات ارشد سپاه، از جمله احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه، کشته شدند.
⏪۱۳۸۹ - سقوط پرواز شماره ۲۷۷ ایرانایر در ارومیه و کشته شدن ۷۷ نفر.
⏪۱۷۸۸ - کنتیکت به عنوان پنجمین ایالت به ایالات متحده پیوست.
⏪۲۰۰۵ - پس از مرگ یاسر عرفات در سال
۲۰۰۴، محمود عباس به ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین انتخاب شد.
⏪۲۰۰۷ - شرکت رایانهای اپل تلفن همراه خود موسوم به آیفون را معرفی کرد
#زادروزها
🌿۱۲۹۱ - ریچارد نیکسون، سیاستمدار و سیوهفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
🌿۱۳۶۱ - محمد نوری، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌿۱۳۶۱ - میثاق معمارزاده، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌿۱۳۷۰ - ایمان صادقی، بازیکن فوتبال اهل ایران
🌿۱۳۲۵- #ایرج_جنتی_عطایی شاعر، ترانهسرا و نمایشنامهنویس مشهور ایرانی است.
🌿۱۸۹۰ - کارل چاپک نویسنده چک
🌿۱۹۰۸ - #سیمون_دو_بووار فیلسوف و نویسندهٔ فمینیست فرانسوی
🌿۱۹۱۳ - ریچارد نیکسون سی و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
🌿۱۹۴۱ - جوآن بائز خواننده و ترانه سرای اسطورهای موسیقی فولک آمریکایی
🌿۱۹۸۲ - کاترین، دوشس کمبریج همسر شاهزاده ویلیام(دوک کمبریج)
#درگذشتگان
🍂۱۳۹۵ - اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیسجمهور پیشین ایران در ۸۲ سالگی.
🍂۱۷۹۹ - ماریا گائتانا آنیزی زبانشناس، ریاضیدان وفیلسوف
🍂۱۸۷۳ - ناپلئون سوم رئیس جمهور فرانسه از ۱۸۴۹ تا ۱۸۵۲
🍂۱۸۷۸ - ویکتور امانوئل دوم پادشاه ساردنی از سال ۱۸۴۹ تا ۱۸۶۱ و پادشاه ایتالیا از سال ۱۸۶۱ تا ۱۸۷۸
🍂۱۹۹۸ - کنیچی فوکویی شیمیدان ژاپنی، برندهٔ جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۸۱ به همراه رولد هافمن
🍂۲۰۱۳ - جیمز مکگیل بیوکنن اقتصاددان آمریکایی، برندهٔ جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۸۶
🍂۱۳۹۵ - کاظم سیدعلیخانی ، بازیکن اسبق تیم فوتبال پرسپولیس و تیم ملی ایران
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
امروز پنجشنبه :
۱۹ دی ۱۳۹۸هجری خورشیدی
9 ژانویه2020 میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
بالاخره یک صبح بیدار می شویم و می بینیم که برف باریده.
یک برف ساکت و آرام.
همه جا را یک سکوت سفید فرا گرفته و دیگر نه خبری از خون و خون ریزی خواهد بود،
نه صدای مسلسل،
نه صدای زوزه ی گرگ ها ...
بالاخره یک روز صبح بیدار می شویم و می بینیم که باران باریده.
اشک ها را شسته، غم ها را برده و دکه های روزنامه فروشی و کلمات دروغ روزنامه ها را آب برده،
همه جا تر و تازه شده و رنگین کمان ها بیرون زده اند و همه جا رنگ آرامش گرفته.
بالاخره یک روز صبح بیدار می شویم و می بینیم که هوا آفتابی ست.
دلمان گرم شده، پشتمان گرم تر.
خوبی ها در تلالو خورشید می درخشند و بدی ها، درد می کشند و دختری به نام شادی، برایمان می رقصد و می رقصد.
بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم،
نمی دانم برفی باشد یا بارانی یا آفتابی،
اما بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
۱۳۸۹ - سقوط پرواز شماره ۲۷۷ ایرانایر در ارومیه و کشته شدن ۷۷ نفر.
۱۷۹۰ - جرج واشنگتن نخستین سخنرانی وضعیت کشور را در پایتخت موقت آمریکا، نیویورک ایراد کرد.
۱۹۱۲ - کنگره ملی آفریقا، حزب حاکم آفریقای جنوبی از زمان سقوط رژیم آپارتاید در این کشور تاسیس شد.
۱۹۱۸ - پیشنهادهای چهاردهگانه توماس وودرو ویلسون رئیس جمهور ایالات متحده برای دنیای پس از پایان جنگ جهانی اول منتشر شد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#زادروزها
۱۳۲۵- زادروز #ایرج_جنتی_عطایی شاعر، ترانهسرا و نمایشنامهنویس مشهور ایرانی است.
۱۸۲۳ - زادروز آلفرد راسل والس، طبیعتشناس و زیستشناس بریتانیایی (درگذشته ۱۹۱۳)
۱۸۹۱ - زادروز والتر بوث، فیزیکدان آلمانی، برندهٔ جایزهٔ نوبل (درگذشته ۱۹۵۷)
۱۹۰۴ - زادروز کارل برانت، جنایتکار جنگی نازی (درگذشته ۱۹۴۸)
۱۹۲۰ - زادروز لیلا بدیربیلی بازیگر آذربایجانی.
۱۹۳۱ - زادروز بیل گراهام، پیشگام موسیقی راک آلمان (درگذشته ۱۹۹۱)
۱۹۳۵ - زادروز الویس پریسلی خواننده و بازیگر آمریکایی
۱۹۴۲ - زادروز استیون هاوکینگ فیزیکدان و کیهانشناس بریتانیایی
۱۹۴۲ - زادروز جونیچیرو کویزومی سیاستمدار اهل ژاپن، هشتاد و هفتمین نخستوزیر این کشور از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶
۱۹۴۷ - زادروز دیوید بویی خواننده، آهنگساز و بازیگر مشهور انگلیسی
۱۹۸۳ - زادروز کیم جونگ-اون رهبر کنونی کره شمالی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#درگذشتگان
۱۳۳۷ - درگذشت جوتو دی بوندونه نقاش سده چهاردهم ایتالیایی
۱۶۴۲ - درگذشت گالیلئو گالیله دانشمند و مخترع سرشناس ایتالیائی
۱۷۱۳ - درگذشت آرکانجلو کورلی آهنگساز و نوازنده ویولن ایتالیایی
۱۸۹۶ - درگذشت پل ورلن شاعر فرانسوی، از چهرههای مکتب سمبولیسم در شعر فرانسه
۱۹۴۱ - درگذشت لرد رابرت بادن-پاول، سرباز انگلیسی، نویسنده، و بنیانگذار پیشاهنگی (زاده ۱۸۵۷)
۱۹۴۲ - درگذشت جوزف فرانکلین رادرفورد، رئیس دیدبان حقوق بشر (زاده ۱۸۶۹)
۱۹۷۶ - درگذشت چو انلای اولین نخستوزیر جمهوری خلق چین از ۱۹۴۹ تا پایان عمرش
۱۹۹۶ - درگذشت فرانسوا میتران دو دوره رئیس جمهور فرانسه از سال ۱۹۸۱ تا سال ۱۹۹۵
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
امروز پنجشنبه :
۱۹ دی ۱۳۹۸هجری خورشیدی
9 ژانویه2020 میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
بالاخره یک صبح بیدار می شویم و می بینیم که برف باریده.
یک برف ساکت و آرام.
همه جا را یک سکوت سفید فرا گرفته و دیگر نه خبری از خون و خون ریزی خواهد بود،
نه صدای مسلسل،
نه صدای زوزه ی گرگ ها ...
بالاخره یک روز صبح بیدار می شویم و می بینیم که باران باریده.
اشک ها را شسته، غم ها را برده و دکه های روزنامه فروشی و کلمات دروغ روزنامه ها را آب برده،
همه جا تر و تازه شده و رنگین کمان ها بیرون زده اند و همه جا رنگ آرامش گرفته.
بالاخره یک روز صبح بیدار می شویم و می بینیم که هوا آفتابی ست.
دلمان گرم شده، پشتمان گرم تر.
خوبی ها در تلالو خورشید می درخشند و بدی ها، درد می کشند و دختری به نام شادی، برایمان می رقصد و می رقصد.
بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم،
نمی دانم برفی باشد یا بارانی یا آفتابی،
اما بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
۱۳۸۹ - سقوط پرواز شماره ۲۷۷ ایرانایر در ارومیه و کشته شدن ۷۷ نفر.
۱۷۹۰ - جرج واشنگتن نخستین سخنرانی وضعیت کشور را در پایتخت موقت آمریکا، نیویورک ایراد کرد.
۱۹۱۲ - کنگره ملی آفریقا، حزب حاکم آفریقای جنوبی از زمان سقوط رژیم آپارتاید در این کشور تاسیس شد.
۱۹۱۸ - پیشنهادهای چهاردهگانه توماس وودرو ویلسون رئیس جمهور ایالات متحده برای دنیای پس از پایان جنگ جهانی اول منتشر شد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#زادروزها
۱۳۲۵- زادروز #ایرج_جنتی_عطایی شاعر، ترانهسرا و نمایشنامهنویس مشهور ایرانی است.
۱۸۲۳ - زادروز آلفرد راسل والس، طبیعتشناس و زیستشناس بریتانیایی (درگذشته ۱۹۱۳)
۱۸۹۱ - زادروز والتر بوث، فیزیکدان آلمانی، برندهٔ جایزهٔ نوبل (درگذشته ۱۹۵۷)
۱۹۰۴ - زادروز کارل برانت، جنایتکار جنگی نازی (درگذشته ۱۹۴۸)
۱۹۲۰ - زادروز لیلا بدیربیلی بازیگر آذربایجانی.
۱۹۳۱ - زادروز بیل گراهام، پیشگام موسیقی راک آلمان (درگذشته ۱۹۹۱)
۱۹۳۵ - زادروز الویس پریسلی خواننده و بازیگر آمریکایی
۱۹۴۲ - زادروز استیون هاوکینگ فیزیکدان و کیهانشناس بریتانیایی
۱۹۴۲ - زادروز جونیچیرو کویزومی سیاستمدار اهل ژاپن، هشتاد و هفتمین نخستوزیر این کشور از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶
۱۹۴۷ - زادروز دیوید بویی خواننده، آهنگساز و بازیگر مشهور انگلیسی
۱۹۸۳ - زادروز کیم جونگ-اون رهبر کنونی کره شمالی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#درگذشتگان
۱۳۳۷ - درگذشت جوتو دی بوندونه نقاش سده چهاردهم ایتالیایی
۱۶۴۲ - درگذشت گالیلئو گالیله دانشمند و مخترع سرشناس ایتالیائی
۱۷۱۳ - درگذشت آرکانجلو کورلی آهنگساز و نوازنده ویولن ایتالیایی
۱۸۹۶ - درگذشت پل ورلن شاعر فرانسوی، از چهرههای مکتب سمبولیسم در شعر فرانسه
۱۹۴۱ - درگذشت لرد رابرت بادن-پاول، سرباز انگلیسی، نویسنده، و بنیانگذار پیشاهنگی (زاده ۱۸۵۷)
۱۹۴۲ - درگذشت جوزف فرانکلین رادرفورد، رئیس دیدبان حقوق بشر (زاده ۱۸۶۹)
۱۹۷۶ - درگذشت چو انلای اولین نخستوزیر جمهوری خلق چین از ۱۹۴۹ تا پایان عمرش
۱۹۹۶ - درگذشت فرانسوا میتران دو دوره رئیس جمهور فرانسه از سال ۱۹۸۱ تا سال ۱۹۹۵
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ایرج_جنتی_عطایی
"ایرج جنتی عطایی" شاعر و ترانه سرای مشهور موسیقی پاپ، در نوزدهم دی ماه ۱۳۲۵ خورشیدی در شهر مشهد چشم به جهان گشود. تحصیلات را در تهران، در دانشکده هنرهای دراماتیک گذرانده، سپس در لندن در کالجِ چلسی دانشگاهِ همان شهر در زمینه تئاتر و جامعه شناسی هنر، ادامه تحصیل داد.
به نظر می رسد که نخستین مجموعه شعر او «وانگاه، آه ای فرشته» نام داشته، سناریویی نیز در جوانی برای فیلم شدن ساخته و روشن تر از همه این که، از هجده سالگی به ترانه سرایی روی آورده و در سال ۱۳۵۱، در بیست و شش سالگی، به دریافت «جایزه فروغ فرخزاد» توفیق یافته اما، جایزه را به عنوانِ اعتراض پس داده است.
وی در همان آغازِ جوانی در دو زمینه تئاتر و ترانه کار کرده است. تئاتر را می نوشته و کارگردانی آن را نیز بعهده داشته و متن هایی برای پیوند با آهنگ های تازه و تاثیرگذار تهیه نموده بود که؛ بسیاری از آنها ماندگار شده اند. «سوگنامه برای او» از جمله نمایش نامه هایی است که "جنتی عطایی" در ایران نوشته و خود نیز، کارگردانی کرده است.
از نمایشنامه های برون مرزی اش نیز می توان به «زخم های ما»، «منطقه ممنوع»، «فاخته دهان دوخته»، «پرومته در اوین»، «رستمی دیگر، اسفندیاری دیگر» و «پروانه ای در مشت»، یاد کرد که در تئاترهای معتبرِ بریتانیا روی صحنه رفته است. نمایش های او به غیر از انگلستان در آمریکا، استرالیا و نیوزیلند نیز، صحنه ای شده اند. با این همه، و با وجود آن که بیشترِ نمایش های او با استقبالِ فراوانی نیز روبه رو شده اما، ترانه هایش از دنیای دیگری صحبت دارند. او و چند تنِ دیگر از همتایانش راه گشای ترانه های نو در موسیقی ایران اند. ترانه ی نو به همتِ اینان توانست در برابرِ سانسور و همه محدودیت های فرهنگی و اجتماعی، در سرزمینِ استبدادزده، پایداری کند و هر روز بر ارزش های محتوایی خود بیفزاید.
"ایرج" مانند بیشتر ترانه سرایان، کار را با متن های عاشقانه آغاز کرد. او هم قصه وفا و جفا را پیش کشید و از گریه های نیمه شبانه اش گفت، این که «گل سرخ هم بدون دلدار در سکوت خانه پژمرده می شود»؛ مشتی حرف های کلیشه ای که تا آن زمان، ترانه ها را پر می کرد. او خیلی زود دریافت حرف های اصلی که در دل او تلنبار شده، چیز دیگری است. بازتابِ نگاه به دنیای پیرامون است. هجرانِ یار تنها دردِ جامعه نیست، دردهای همگانی دیگری هست که باید آن ها را بیان کرد. ترانه باید جایی هم به بیانِ دردهای مشترک بدهد. این بود که آهسته آهسته راه را عوض کرد. هنوز دیر نشده بود. دست و بالش در سنت ها و کلیشه ها پیچیده نشده بود.
با ششمین ترانه «جنگل» "ایرج" ترانه سرای دیگری می شود. «جنگل» همه را شوکه کرده و جریانِ سیاهکل را به ذهن می آورد: «پشت سر، پشت سر جهنمه روبه رو، روبه رو قتلگاه آدمه.»، شاعر روحش را به جنگل سیاه داده است و تا چشم باز می کند می بیند که قدم از قدم نمی توان برداشت و در هر قدم سایه دشمن نمایان است. پس از «جنگل»، نوبت به «خونه» می رسد. خونه ایرونی که هزارتا خاطره دارد. شاعر به یاد می آورد که دیوارهای این خونه قدیمی راز پنجره بوده، خونه ای که توی برف و باد و باران با قلب هایمان ساخته شده بود. پایان خاطره، فاجعه بار است. سیل غارتگر از راه می رسد و خونه را زیر و رو می کند، ولی ترانه "ایرج" با شرح فاجعه به اتمام نمی رسد.
در فهرستِ ترانه های "جنتی عطایی"، پنج شش فقره دورتر دوباره به خانه برمی گردیم. خانه ای که در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارد. بن بستی در میان کوچه های به هم پیوسته یک دیوار کاهگلی که پر از شعرهای یادگاری است و میانِ ما و رودِ بزرگ فاصله انداخته است. ولی نمی شود پشتِ این دیوار ماند. باید دستای خسته را به هم پیوند داد و دیوارِ کهنه را ویران ساخت. امیدِ شاعر بسیار بزرگ است و یقین دارد که روزی به رودِ بزرگ می رسیم و تن های تشنه مان را به دریا می سپاریم. این متن های تمثیلی تنها روزگارِ تیره ی ما را تصویر نمی کند، بلکه دردِ روزگارِ بسیاری از مردمانِ جهانِ امروز است. ولی همه دردهای روزگار در سینه شاعر انباشته شده باشد، تن به پذیرشِ شکست و تسلیم و ناامیدی نمی دهد و آیه ی حسرت نمی خواند. در «کوچه بن بست» هم دست ها را به اتحاد دعوت می کند. و این بزرگ ترین ارزش محتوایی ترانه های "جنتی عطایی" است که اگر عاشقانه هم باشند باز روحِ پایداری و اعتراض در آنها حضور دارد.
زبانِ ترانه های "ایرج" از ویژگی کمیابی برخوردار است. زبان، زبان محاوره است ولی عامیانه نیست. واژه ها اگر گاهی شکسته می شوند ولی جوهر ادبی خود را حفظ می کنند. زبان اعتراض در ترانه ی او اگرچه جایگاه بلندی دارد ولی به شعار نزدیک نمی شود..
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ایرج_جنتی_عطایی
"ایرج جنتی عطایی" شاعر و ترانه سرای مشهور موسیقی پاپ، در نوزدهم دی ماه ۱۳۲۵ خورشیدی در شهر مشهد چشم به جهان گشود. تحصیلات را در تهران، در دانشکده هنرهای دراماتیک گذرانده، سپس در لندن در کالجِ چلسی دانشگاهِ همان شهر در زمینه تئاتر و جامعه شناسی هنر، ادامه تحصیل داد.
به نظر می رسد که نخستین مجموعه شعر او «وانگاه، آه ای فرشته» نام داشته، سناریویی نیز در جوانی برای فیلم شدن ساخته و روشن تر از همه این که، از هجده سالگی به ترانه سرایی روی آورده و در سال ۱۳۵۱، در بیست و شش سالگی، به دریافت «جایزه فروغ فرخزاد» توفیق یافته اما، جایزه را به عنوانِ اعتراض پس داده است.
وی در همان آغازِ جوانی در دو زمینه تئاتر و ترانه کار کرده است. تئاتر را می نوشته و کارگردانی آن را نیز بعهده داشته و متن هایی برای پیوند با آهنگ های تازه و تاثیرگذار تهیه نموده بود که؛ بسیاری از آنها ماندگار شده اند. «سوگنامه برای او» از جمله نمایش نامه هایی است که "جنتی عطایی" در ایران نوشته و خود نیز، کارگردانی کرده است.
از نمایشنامه های برون مرزی اش نیز می توان به «زخم های ما»، «منطقه ممنوع»، «فاخته دهان دوخته»، «پرومته در اوین»، «رستمی دیگر، اسفندیاری دیگر» و «پروانه ای در مشت»، یاد کرد که در تئاترهای معتبرِ بریتانیا روی صحنه رفته است. نمایش های او به غیر از انگلستان در آمریکا، استرالیا و نیوزیلند نیز، صحنه ای شده اند. با این همه، و با وجود آن که بیشترِ نمایش های او با استقبالِ فراوانی نیز روبه رو شده اما، ترانه هایش از دنیای دیگری صحبت دارند. او و چند تنِ دیگر از همتایانش راه گشای ترانه های نو در موسیقی ایران اند. ترانه ی نو به همتِ اینان توانست در برابرِ سانسور و همه محدودیت های فرهنگی و اجتماعی، در سرزمینِ استبدادزده، پایداری کند و هر روز بر ارزش های محتوایی خود بیفزاید.
"ایرج" مانند بیشتر ترانه سرایان، کار را با متن های عاشقانه آغاز کرد. او هم قصه وفا و جفا را پیش کشید و از گریه های نیمه شبانه اش گفت، این که «گل سرخ هم بدون دلدار در سکوت خانه پژمرده می شود»؛ مشتی حرف های کلیشه ای که تا آن زمان، ترانه ها را پر می کرد. او خیلی زود دریافت حرف های اصلی که در دل او تلنبار شده، چیز دیگری است. بازتابِ نگاه به دنیای پیرامون است. هجرانِ یار تنها دردِ جامعه نیست، دردهای همگانی دیگری هست که باید آن ها را بیان کرد. ترانه باید جایی هم به بیانِ دردهای مشترک بدهد. این بود که آهسته آهسته راه را عوض کرد. هنوز دیر نشده بود. دست و بالش در سنت ها و کلیشه ها پیچیده نشده بود.
با ششمین ترانه «جنگل» "ایرج" ترانه سرای دیگری می شود. «جنگل» همه را شوکه کرده و جریانِ سیاهکل را به ذهن می آورد: «پشت سر، پشت سر جهنمه روبه رو، روبه رو قتلگاه آدمه.»، شاعر روحش را به جنگل سیاه داده است و تا چشم باز می کند می بیند که قدم از قدم نمی توان برداشت و در هر قدم سایه دشمن نمایان است. پس از «جنگل»، نوبت به «خونه» می رسد. خونه ایرونی که هزارتا خاطره دارد. شاعر به یاد می آورد که دیوارهای این خونه قدیمی راز پنجره بوده، خونه ای که توی برف و باد و باران با قلب هایمان ساخته شده بود. پایان خاطره، فاجعه بار است. سیل غارتگر از راه می رسد و خونه را زیر و رو می کند، ولی ترانه "ایرج" با شرح فاجعه به اتمام نمی رسد.
در فهرستِ ترانه های "جنتی عطایی"، پنج شش فقره دورتر دوباره به خانه برمی گردیم. خانه ای که در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارد. بن بستی در میان کوچه های به هم پیوسته یک دیوار کاهگلی که پر از شعرهای یادگاری است و میانِ ما و رودِ بزرگ فاصله انداخته است. ولی نمی شود پشتِ این دیوار ماند. باید دستای خسته را به هم پیوند داد و دیوارِ کهنه را ویران ساخت. امیدِ شاعر بسیار بزرگ است و یقین دارد که روزی به رودِ بزرگ می رسیم و تن های تشنه مان را به دریا می سپاریم. این متن های تمثیلی تنها روزگارِ تیره ی ما را تصویر نمی کند، بلکه دردِ روزگارِ بسیاری از مردمانِ جهانِ امروز است. ولی همه دردهای روزگار در سینه شاعر انباشته شده باشد، تن به پذیرشِ شکست و تسلیم و ناامیدی نمی دهد و آیه ی حسرت نمی خواند. در «کوچه بن بست» هم دست ها را به اتحاد دعوت می کند. و این بزرگ ترین ارزش محتوایی ترانه های "جنتی عطایی" است که اگر عاشقانه هم باشند باز روحِ پایداری و اعتراض در آنها حضور دارد.
زبانِ ترانه های "ایرج" از ویژگی کمیابی برخوردار است. زبان، زبان محاوره است ولی عامیانه نیست. واژه ها اگر گاهی شکسته می شوند ولی جوهر ادبی خود را حفظ می کنند. زبان اعتراض در ترانه ی او اگرچه جایگاه بلندی دارد ولی به شعار نزدیک نمی شود..
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#ایرج_جنتی_عطایی
"ایرج جنتی عطایی" شاعر و ترانه سرای مشهور موسیقی پاپ، در نوزدهم دی ماه ۱۳۲۵ خورشیدی در شهر مشهد چشم به جهان گشود. تحصیلات را در تهران، در دانشکده هنرهای دراماتیک گذرانده، سپس در لندن در کالجِ چلسی دانشگاهِ همان شهر در زمینه تئاتر و جامعه شناسی هنر، ادامه تحصیل داد.
به نظر می رسد که نخستین مجموعه شعر او «وانگاه، آه ای فرشته» نام داشته، سناریویی نیز در جوانی برای فیلم شدن ساخته و روشن تر از همه این که، از هجده سالگی به ترانه سرایی روی آورده و در سال ۱۳۵۱، در بیست و شش سالگی، به دریافت «جایزه فروغ فرخزاد» توفیق یافته اما، جایزه را به عنوانِ اعتراض پس داده است.
وی در همان آغازِ جوانی در دو زمینه تئاتر و ترانه کار کرده است. تئاتر را می نوشته و کارگردانی آن را نیز بعهده داشته و متن هایی برای پیوند با آهنگ های تازه و تاثیرگذار تهیه نموده بود که؛ بسیاری از آنها ماندگار شده اند. «سوگنامه برای او» از جمله نمایش نامه هایی است که "جنتی عطایی" در ایران نوشته و خود نیز، کارگردانی کرده است.
از نمایشنامه های برون مرزی اش نیز می توان به «زخم های ما»، «منطقه ممنوع»، «فاخته دهان دوخته»، «پرومته در اوین»، «رستمی دیگر، اسفندیاری دیگر» و «پروانه ای در مشت»، یاد کرد که در تئاترهای معتبرِ بریتانیا روی صحنه رفته است. نمایش های او به غیر از انگلستان در آمریکا، استرالیا و نیوزیلند نیز، صحنه ای شده اند. با این همه، و با وجود آن که بیشترِ نمایش های او با استقبالِ فراوانی نیز روبه رو شده اما، ترانه هایش از دنیای دیگری صحبت دارند. او و چند تنِ دیگر از همتایانش راه گشای ترانه های نو در موسیقی ایران اند. ترانه ی نو به همتِ اینان توانست در برابرِ سانسور و همه محدودیت های فرهنگی و اجتماعی، در سرزمینِ استبدادزده، پایداری کند و هر روز بر ارزش های محتوایی خود بیفزاید.
"ایرج" مانند بیشتر ترانه سرایان، کار را با متن های عاشقانه آغاز کرد. او هم قصه وفا و جفا را پیش کشید و از گریه های نیمه شبانه اش گفت، این که «گل سرخ هم بدون دلدار در سکوت خانه پژمرده می شود»؛ مشتی حرف های کلیشه ای که تا آن زمان، ترانه ها را پر می کرد. او خیلی زود دریافت حرف های اصلی که در دل او تلنبار شده، چیز دیگری است. بازتابِ نگاه به دنیای پیرامون است. هجرانِ یار تنها دردِ جامعه نیست، دردهای همگانی دیگری هست که باید آن ها را بیان کرد. ترانه باید جایی هم به بیانِ دردهای مشترک بدهد. این بود که آهسته آهسته راه را عوض کرد. هنوز دیر نشده بود. دست و بالش در سنت ها و کلیشه ها پیچیده نشده بود.
با ششمین ترانه «جنگل» "ایرج" ترانه سرای دیگری می شود. «جنگل» همه را شوکه کرده و جریانِ سیاهکل را به ذهن می آورد: «پشت سر، پشت سر جهنمه روبه رو، روبه رو قتلگاه آدمه.»، شاعر روحش را به جنگل سیاه داده است و تا چشم باز می کند می بیند که قدم از قدم نمی توان برداشت و در هر قدم سایه دشمن نمایان است. پس از «جنگل»، نوبت به «خونه» می رسد. خونه ایرونی که هزارتا خاطره دارد. شاعر به یاد می آورد که دیوارهای این خونه قدیمی راز پنجره بوده، خونه ای که توی برف و باد و باران با قلب هایمان ساخته شده بود. پایان خاطره، فاجعه بار است. سیل غارتگر از راه می رسد و خونه را زیر و رو می کند، ولی ترانه "ایرج" با شرح فاجعه به اتمام نمی رسد.
در فهرستِ ترانه های "جنتی عطایی"، پنج شش فقره دورتر دوباره به خانه برمی گردیم. خانه ای که در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارد. بن بستی در میان کوچه های به هم پیوسته یک دیوار کاهگلی که پر از شعرهای یادگاری است و میانِ ما و رودِ بزرگ فاصله انداخته است. ولی نمی شود پشتِ این دیوار ماند. باید دستای خسته را به هم پیوند داد و دیوارِ کهنه را ویران ساخت. امیدِ شاعر بسیار بزرگ است و یقین دارد که روزی به رودِ بزرگ می رسیم و تن های تشنه مان را به دریا می سپاریم. این متن های تمثیلی تنها روزگارِ تیره ی ما را تصویر نمی کند، بلکه دردِ روزگارِ بسیاری از مردمانِ جهانِ امروز است. ولی همه دردهای روزگار در سینه شاعر انباشته شده باشد، تن به پذیرشِ شکست و تسلیم و ناامیدی نمی دهد و آیه ی حسرت نمی خواند. در «کوچه بن بست» هم دست ها را به اتحاد دعوت می کند. و این بزرگ ترین ارزش محتوایی ترانه های "جنتی عطایی" است که اگر عاشقانه هم باشند باز روحِ پایداری و اعتراض در آنها حضور دارد.
زبانِ ترانه های "ایرج" از ویژگی کمیابی برخوردار است. زبان، زبان محاوره است ولی عامیانه نیست. واژه ها اگر گاهی شکسته می شوند ولی جوهر ادبی خود را حفظ می کنند. زبان اعتراض در ترانه ی او اگرچه جایگاه بلندی دارد ولی به شعار نزدیک نمی شود
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#ایرج_جنتی_عطایی
"ایرج جنتی عطایی" شاعر و ترانه سرای مشهور موسیقی پاپ، در نوزدهم دی ماه ۱۳۲۵ خورشیدی در شهر مشهد چشم به جهان گشود. تحصیلات را در تهران، در دانشکده هنرهای دراماتیک گذرانده، سپس در لندن در کالجِ چلسی دانشگاهِ همان شهر در زمینه تئاتر و جامعه شناسی هنر، ادامه تحصیل داد.
به نظر می رسد که نخستین مجموعه شعر او «وانگاه، آه ای فرشته» نام داشته، سناریویی نیز در جوانی برای فیلم شدن ساخته و روشن تر از همه این که، از هجده سالگی به ترانه سرایی روی آورده و در سال ۱۳۵۱، در بیست و شش سالگی، به دریافت «جایزه فروغ فرخزاد» توفیق یافته اما، جایزه را به عنوانِ اعتراض پس داده است.
وی در همان آغازِ جوانی در دو زمینه تئاتر و ترانه کار کرده است. تئاتر را می نوشته و کارگردانی آن را نیز بعهده داشته و متن هایی برای پیوند با آهنگ های تازه و تاثیرگذار تهیه نموده بود که؛ بسیاری از آنها ماندگار شده اند. «سوگنامه برای او» از جمله نمایش نامه هایی است که "جنتی عطایی" در ایران نوشته و خود نیز، کارگردانی کرده است.
از نمایشنامه های برون مرزی اش نیز می توان به «زخم های ما»، «منطقه ممنوع»، «فاخته دهان دوخته»، «پرومته در اوین»، «رستمی دیگر، اسفندیاری دیگر» و «پروانه ای در مشت»، یاد کرد که در تئاترهای معتبرِ بریتانیا روی صحنه رفته است. نمایش های او به غیر از انگلستان در آمریکا، استرالیا و نیوزیلند نیز، صحنه ای شده اند. با این همه، و با وجود آن که بیشترِ نمایش های او با استقبالِ فراوانی نیز روبه رو شده اما، ترانه هایش از دنیای دیگری صحبت دارند. او و چند تنِ دیگر از همتایانش راه گشای ترانه های نو در موسیقی ایران اند. ترانه ی نو به همتِ اینان توانست در برابرِ سانسور و همه محدودیت های فرهنگی و اجتماعی، در سرزمینِ استبدادزده، پایداری کند و هر روز بر ارزش های محتوایی خود بیفزاید.
"ایرج" مانند بیشتر ترانه سرایان، کار را با متن های عاشقانه آغاز کرد. او هم قصه وفا و جفا را پیش کشید و از گریه های نیمه شبانه اش گفت، این که «گل سرخ هم بدون دلدار در سکوت خانه پژمرده می شود»؛ مشتی حرف های کلیشه ای که تا آن زمان، ترانه ها را پر می کرد. او خیلی زود دریافت حرف های اصلی که در دل او تلنبار شده، چیز دیگری است. بازتابِ نگاه به دنیای پیرامون است. هجرانِ یار تنها دردِ جامعه نیست، دردهای همگانی دیگری هست که باید آن ها را بیان کرد. ترانه باید جایی هم به بیانِ دردهای مشترک بدهد. این بود که آهسته آهسته راه را عوض کرد. هنوز دیر نشده بود. دست و بالش در سنت ها و کلیشه ها پیچیده نشده بود.
با ششمین ترانه «جنگل» "ایرج" ترانه سرای دیگری می شود. «جنگل» همه را شوکه کرده و جریانِ سیاهکل را به ذهن می آورد: «پشت سر، پشت سر جهنمه روبه رو، روبه رو قتلگاه آدمه.»، شاعر روحش را به جنگل سیاه داده است و تا چشم باز می کند می بیند که قدم از قدم نمی توان برداشت و در هر قدم سایه دشمن نمایان است. پس از «جنگل»، نوبت به «خونه» می رسد. خونه ایرونی که هزارتا خاطره دارد. شاعر به یاد می آورد که دیوارهای این خونه قدیمی راز پنجره بوده، خونه ای که توی برف و باد و باران با قلب هایمان ساخته شده بود. پایان خاطره، فاجعه بار است. سیل غارتگر از راه می رسد و خونه را زیر و رو می کند، ولی ترانه "ایرج" با شرح فاجعه به اتمام نمی رسد.
در فهرستِ ترانه های "جنتی عطایی"، پنج شش فقره دورتر دوباره به خانه برمی گردیم. خانه ای که در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارد. بن بستی در میان کوچه های به هم پیوسته یک دیوار کاهگلی که پر از شعرهای یادگاری است و میانِ ما و رودِ بزرگ فاصله انداخته است. ولی نمی شود پشتِ این دیوار ماند. باید دستای خسته را به هم پیوند داد و دیوارِ کهنه را ویران ساخت. امیدِ شاعر بسیار بزرگ است و یقین دارد که روزی به رودِ بزرگ می رسیم و تن های تشنه مان را به دریا می سپاریم. این متن های تمثیلی تنها روزگارِ تیره ی ما را تصویر نمی کند، بلکه دردِ روزگارِ بسیاری از مردمانِ جهانِ امروز است. ولی همه دردهای روزگار در سینه شاعر انباشته شده باشد، تن به پذیرشِ شکست و تسلیم و ناامیدی نمی دهد و آیه ی حسرت نمی خواند. در «کوچه بن بست» هم دست ها را به اتحاد دعوت می کند. و این بزرگ ترین ارزش محتوایی ترانه های "جنتی عطایی" است که اگر عاشقانه هم باشند باز روحِ پایداری و اعتراض در آنها حضور دارد.
زبانِ ترانه های "ایرج" از ویژگی کمیابی برخوردار است. زبان، زبان محاوره است ولی عامیانه نیست. واژه ها اگر گاهی شکسته می شوند ولی جوهر ادبی خود را حفظ می کنند. زبان اعتراض در ترانه ی او اگرچه جایگاه بلندی دارد ولی به شعار نزدیک نمی شود
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
.
به دنبال کدوم حرف و کلامی؟
سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشقهای دنیاست
#ایرج_جنتی_عطایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
.
به دنبال کدوم حرف و کلامی؟
سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشقهای دنیاست
#ایرج_جنتی_عطایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity