🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #بابک_بیات از بیان خاطرات گذشته ابایی نداشت. از محله های جنوب شهر. سرآسیاب دولاب ، خیابان شهباز ، شکوفه ، کرمان و آن همه خاطره از خانه محقری که حتی کوچکترین صدایی به گوش همسایه ها می رسید و آغاز آهنگسازی اش از همین خانه محقر ۴۸ متری بود و خاطرات شیرین زندگی گذشته اش با پدر و مادر و دو برادرش که سراسر تعریف از عاطفه و مهربانی و فداکاری والدینش برای او بود.
زمزمه کردن هنگام رفتن به دبیرستان با کفش سوراخ و ساختن ملودی تازه در حالی که سرمای طاقت فرسا از سوراخ کفش تمام وجودش را فرا گرفته بود. میدان ژاله چهارراه آبسردار و راه مدرسه و پدرش که دوست داشت او یک ورزشکار شود و به دانشگاه افسری برود و زندگی نظامی را شروع کند. اما او با این تفکر پدر جنگید و موسیقی را دنبال کرد و به همین دلیل بدون حمایت پدر راه خود را ادامه داد.
#بابک_بیات همیشه از دوستانش مانند #محمداوشال, #ایرج_جنتى_عطایى, #خسروشریف_پور و مهندس #فریدون_حمیدى و ... که مشوق او بودند یاد مى کرد.

از دوستیش با #ایرج_جنتى_عطایى و خاطراتشان, از سفرش با #احمد_شاملو به کشور سوئد که موسیقى اش صداى #شاملو را در شبهاى شعر در کنسرت هوست و چند جاى دیگر که به چند ماه انجامید همراهى مى کرد, و از خاطراتش با #نصرت_رحمانى:
«زندگى بازیست, ما خود صحنه مى سازیم تا بازیگر بازیچه هاى دیگران باشیم, واى زین برد روان فرساى, من بازیگر بازیچه هاى دیگران بودم, گرچه مى دانستم این افسانه را از پیش, زندگى بازیست.» وزمزمه مى کند #شاملو را که:
« همه لرزش دست و دلم, از آن بود که عشق پناهى گردد,پروازى نه گریزگاهى گردد, آى عشق آى عشق چهره آبیت پیدا نیست.»

از #شفیعى_کدکنى مى گفت.
از #ایرج_جنتى_عطایى مى گفت و از پرسه هاى در کوچه پس کوچه هاى جنوب شهر تهران.

از سینما رفتن هاى ساعت 11 صبح و سینما نیاگارا. از #اسفندیارمنفردزاده و و دوستى هاى قدیمى و از ملودیهاى او که از بچه تهران قدیم صحبت می کند.
از #جمعه ، از #رضاموتورى ، #فرهادمهراد و #شهیارقنبرى.
از #واروژان ، از #محمداوشال و رفاقتهایشان که حتى بلنداى بلندترین سپیدارها هم به اندازه آن نیست.
از #بهرام_بیضایى و استادى و احاطه اش در موسیقى فیلمى که قرار است برایش نوشته شود.
از #احمدشاملو و همسرش #آیداى مهربان.
در زندگی #بابک_بیات ، مرگ پسرش بسیار اثرگذار بود. پسرش #مانی که ده سال از بهترین دوران زندگی #بابک را با او گذراند و بعد بزرگوارانه و ساکت و عمیق با فریادهایی از درونش مرد و #بابک را به دنبال خود برد که #بابک موسیقی اش را بسازد و نزد زندگان بماند. او بسان عشق «ارفئوس» رفت و بابک بسان «ارفئوس» آنقدر نواخت و نواخت که خداوند پس از چهار سال کودکش را به او برگرداند.
و این کودک نامش #بامداد است و خدا در کنار «بامداد» ، #باربد را هم به بابک هدیه کرد.
بابک بیات همیشه از دخترش #غزل که در آینده نزدیک از هنرمندان نقاش خواهد شد و دو پسرش «باربد» و«بامداد» که موسیقی را دنبال می کنند رضایتمندانه صحبت می کرد و از همسرش که همیشه و در همه حال آرامش او را فراهم کرده بود.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# اوج گرفت و بال پرواز گشود

حتی زمانی که قرار بود حرف از #سکوت باشد #بیات، بهترین بود. او ساخت موسیقی برای کلام غیر آهنگین را هم تجربه کرد که موسیقی کاست های «سکوت سرشار از ناگفته هاست» و «چیدن سپیده دم» روی کلام #احمدشاملو نقطه اوج این دست تجربه هایش بود. در سال 69 پس از چندین دوره نامزد شدن در جشنواره فیلم فجر، زمانی که نامش سه بار به عنوان نامزد از بین پنج فیلم خوانده شد، برگزیده بهترین موسیقی فجر برای فیلم #عروس شد.
اوایل دهه هفتاد بود و زمان خیزش موسیقی پاپ در ایران که او شروع کرد به ساخت قطعه و ترانه برای خواننده هایی مثل #محمداصفهانی، #حمیدحامی، #مانی_رهنما و #خشایاراعتمادی.

در همین احوال بود که #شب_کشتن با ترانه #ایرج_جنتی_عطایی و موسیقی #بابک_بیات و صدای #مانی_رهنما جزو یکی از خاطره سازترین قطعه های موسیقی پاپ در آن سال ها شد.

قطعه کرال و ارکسترال #سرزمین_خورشید برای ارکستر سمفونیک تهران را هم ساخت تا ثابت کند مرد همه وادی های ساخت موسیقی است.
ساز مرگ، آخرین نت زندگی او را در شصت و پنجمین روز پاییز در شصت سالگی به علت نامهربانی کبدش نواخت. او همیشه از قول #شاملو می گفت: «موطن من در قلب مردمانی است که مرا دوست دارند» .

آنچه در موسيقي #بيات قابل توجه است، ملوديهاي اوست. او اصلاً يك نغمه‌پرداز (و به قول دكتر #شاهين_فرهت: ملوديست) ذاتي و مادرزاد بود.
ملوديهايش تاحدودي مشابه همديگر و به اصطلاح «خط توليد»ي هستند ولي اصيل‌اند و م‍ُهر #بيات را بر خود دارند. او تنظيم اركستري را نزد دوست، استاد و مرادش #واروژان_هاخبانديان (1319ـ 1356) آموخت ولي در مقام تنظيم‌كننده به پاي او و #آندرانيك نرسيد.
در آثار #بيات، حركت خط ملودي حرف اول را مي‌زند و ساير عوامل (هارموني، سازبندي و ...) بعد از ملودي مطرح مي‌شود. تنها در سي دي #بن‌بست (آواي باربد ـ 1380 با مقدمه علي‌رضا استر رضايي و سيد علي‌رضا ميرعلي‌نقي) است كه دو فرزند او، دوقلوهاي معروف، #باربد و #بامداد، با توجه خاص به هارموني و سازبندي و كيفيت ضبط و اجرا، توانسته‌اند به ديگر جنبه‌هاي هنر او، سواي ملودي‌هاي دلفريبش، توجهي داشته باشند.
• گفته شد كه #بابك_بيات موسيقي فيلم را خوب مي‌شناخت و خوب هم مي‌ساخت. در سال 1375 كه به دعوت #رضامهدوي براي تدريس دانشگاهي به گروه موسيقي دانشگاه سوره آمد، و موسيقي متن (فيلم) درس مي‌داد. شبي هم در كنسرت پژوهشي آموزشي تالار انديشه در 25 ارديبهشت سال 1374 آمد و با پخش قطعاتي از صدا و تصوير فيلم‌هاي معروف، سخنراني گرم و ماندگاري را ايراد كرد و چقدر مردم تشويق مي‌كردند. ياد آن شب فراموش‌نشدني به خير... و نيز چهلمين روز وداع زنده ياد #بيات به همت موسسه نغمه شهر شهرداري تهران با همكاري مركز موسيقي حوزه هنري در تالار انديشه برگزار شد و انگار همين ديروز بود كه بيات خود پشت اين تريبون بود و با مردم سخن مي‌گفت.
#بابك_بيات سالها از بيماري نارسايي كبدي رنج مي‌برد، حساسيت‌هاي هنرمندانه‌اش از سويي، مرگ فرزند نوجوانش #ماني و تصادف وحشتناك پسرش #باربد با اتومبيل، و تحمل دوره سخت بيمارستان، ضعف و ناتواني او را افزون كرد. ديگر همه مي‌دانستند كه #بيات نخواهد ماند. خود او هم مي‌دانست. او همان‌طور سال آخر را گذراند كه سال‌هاي قبل را گذرانده بود. آكنده از احساساتي كه موسيقي او را ساخته و معرفي كرده است.

#روحش_شاد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿