خواننده #عماد_رام
ترانه #آوای_شب
آهنگ #عماد_رام
شعر #ابوالقاسم_اعلامی
وقتی شب میشه
باز تو این دل من
غصه جون میگیره ای خدا
مرغ یاد او باز تو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#بهترین_ بابای_دنیا

ترانه‌ی بسیار کم شنیده شده
اززنده یاد #عماد_رام در وصف دکتر #محمد_مصدق

🖌 🎶 شعر و اجرا: عماد رام

گرامی باد یاد کوشندگان آزادی و استقلال ایران در #۳۰_تیر_۱۳۳۱
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#دیلمان

🎶 آهنگساز: #مرتضی_محجوبی

سخنی با روح و خاطره و عشق و ضمیر جان
همراه با اجرای نوای آسمانی فلوت #عماد_رام

🎹 پیانو: #محمد_شمس

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #موسیقی_ایرانی
#عماد_رام

در میان سازهای اروپایی، «ویولن و پیانو» که تواناییِ سازگار شدن با موسیقی ملی را داشتند، مکانی ثابت در اجراها به دست آوردند. حتی گاه، بیش از سازهای ملی مورد توجه قرار گرفتند. پس از این دو، نوبت به تعدادِ معدودی سازِ بادیِ فرنگی رسید که وارد کارزار شوند و توانایی های خود را برای سازگار شدن با موسیقی ملی تجربه کنند، مانند فلوت و قره نی (کلارینت) که اگرچه هر دو مورد توجه قرار گرفتند، اما فلوت به دلیل شباهت به «نی»،_کهن ترین ساز ایرانی_، توجه بیشتری را به سوی خود جلب نمود. یکی از نخستین کسانی که به نواخته های «فلوت»، رنگ و بوی ایرانی داد، "اکبرخان فلوتی" از شاگردان همان شعبه ی موزیک مدرسه ی دارلفنون بود. وی تکنیک فلوت نوازی را در همانجا آموخته بود و ریزه کاری های موسیقی سنتی را در خانه ی پدر و برادرش، "عبدالله خان" و "حسین خان هنگ آفرین"، که هر دو از شاگردانِ میرزا عبدالله" بودند، فراگرفت.

"اکبرخان فلوتی"، به گفته ی استاد فقید "روح اله خالقی" با کوشش و ممارستِ بسیار، به خوبی از عهده ی نواختنِ نغمه های ایرانی برمی آمد، توانایی های او در فلوت نوازی ایرانی، سبب شد که در نخستینِ سفر «گروه درویش خان» به لندن برای پُر کردنِ صفحه، با آنان همراه شود. نمونه هايي از همراهی های او با آواز خوانندگانی چون بانو "قمر" نیز، بر روی صفحه ضبط شده است. از زمان "اکبر فلوتی" تا امروز، شمار فلوت نوازانی که توانسته باشند، در نواختن موسیقی سنتی، چهره شوند اندک بوده است، شادروان "عماد رام" یکی از آنها بود.

"عماد رام" در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در شهر ساری چشم به جهان گشود. از خردسالی سخت به موسیقی علاقه مند، بود و نخستین تجربه ها را با «نی لبک» آغاز کرد. گفته اند که قلم نی های مشقی خطِ خود را سوراخ سوراخ می کرد تا تبدیل به «نی لبک» شود. "عماد" در سازمان پیشاهنگی ساری، با نواختن فلوت آشنا شد و پیشِ خود به بازنوازی آهنگهایی پرداخت که از رادیو می شنید. در این سال ها، پای او به تئاترهای محلی نیز باز شد. علاوه بر بازیگری و پیش پرده خوانی، فلوت را نیز به کار می گرفت و موسیقی متنی برای نمایش نامه فراهم می آورد.

وی، اما تحصیلاتِ جدی تر خود را از سال ۱۳۳۵ که به تهران آمده بود، آغاز کرد. دو استاد برجسته و قدیمی هنرستان عالی موسیقی یعنی "حسن رادمرد" و "احمد فروتن"، ردیف های موسیقی سنتی را از یک سو و ساز شناسی و ارکستراسیون را از سوی دیگر به او آموختند. "عماد" چند سال بعد در یکی از ارکسترهای شش گانه هنرهای زیبا، به سرپرستی "رادمرد"، نقشِ تکنوازِ فلوت را از آنِ خود کرد. رفته رفته همکاری هایش گسترش یافت و در گروه های دیگر نیز فعال شد، تا آنجا که سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر به او واگذار گردید. این ارکستر به او امکان داد که مجموعه ای از ترانه های بومی مازندران و دیگر نواحی ایران را با تنظیم های نو، اجرا کند.

او در دهه ۱۳۵۰ با رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز، همکاری داشت و ترانه های ساخته و پرداخته خود را به صدای خوانندگانِ معروفِ دیگر می سپرد. با برپاشدن انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، وی نیز همان گونه که پیش بینی می شد، گرفتاری هایی پیدا کرد و حتی راهی زندان گردید، ولی سرانجام توانست، همچون بسیاری از هنرمندانِ برکنارشده و تبعیدی دیگر، رهسپار برون مرز شود. چند کنسرت در این سو و آن سوی دیارِ غربت در کارنامه ی زندگی برون مرزی او ثبت شده است، ولی دشواری های کمرشکن زندگی او را رفته رفته از دل ودماغ انداخت.

"عماد" از دهه ی ۱۳۷۰ یا از روی اعتقاد یا از روی نیاز با یکی از گروه های سیاسی که همچون سازمان های دیگر سیاسی ناگهان به فکر برنامه های فرهنگی و هنری افتاد بودند، همکاری داشت. گفتنی است که در مراسم خاکسپاری اش، بعضی از همین گروه های سیاسی حضور پررنگی داشتند و همکاری های او را قدر نهادند. عماد علاوه بر فلوت نوازی ترنه نیز می خواند. چند دانگ صدای گرمی داشت که مورد توجه برخی قرار داشت و برایشان سال های گذشته را یادآور بود. اما در توانایی های او در فلوت نوازی، کسی تردیدی به خود راه نمی داد. همتِ اصلی او در اهتمامی بود که در راه هرچه سازگارتر کردن فلوت با موسیقی سنتی به کار می زد، توفیقی که او در این کار داشت، نصیب هیچ فلوت نوازِ دیگری نشده است.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ

امروز یکشنبه☀️
#یازدهم_اسفند۱۳۹۸خورشیدی
مصادف با #1مارس 2020 میلادی
برج فلکی#حوت

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم !!!
و اصل دیگری را به آن افزودم!
عزیز من
اصل سی و یکم:
هرانسانی حق دارد
هر کسی را که میخواهد
دوست داشته باشد!


#پابلو_نرودا

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#روز_فرهنگ_و_زبان_بلوچی
#رویدادها

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

۱۳۲۱ خ- شیوع بیماری تیفوس در تهران هنگام اشغال نظامی ایران در جنگ جهانی دوم

۲۰۰۹ م- برگزاری اجلاس شرم‌الشیخ جهت کمک به آسیب‌دیدگان جنگ غزه در مصر

۱۳۲۹ - اجتماعات مردم تهران برای ملی‌شدن صنعت نفت و لغو قرارداد نفت با انگلستان، گسترش یافت

۵۹۹خ-اولین شکست سپاه مغول در نبرد دو روزه "پروان" به فرماندهی قوتوقو و سپاهیان جلال الدین خوارزمشاه [ناحیه ای در ایالت غزنه، جنوب کابل ]سلطان جلال الدین پس از افتادن نیشابور به دست مغولان به شرق خراسان بزرگتر (افغانستان شمالی امروز) رفته بود و یک واحد نظامی مغول را فراری داده و از آنجا رهسپار غزنه شده بود.
در پی عزیمت جلال الدین به تخارستان، مغولان به ریاست تولی خان پسر چنگیز نیشابور را ویران و همه ساکنان آن را قتل عام کرده بودند؛شمار کشته شدگان نیشابور و مناطق اطراف آن را بیش از یک میلیون و هفتصد هزار تن برآورد کرده اند

۱۸۳۶ م- جمهوری تگزاس از مکزیک جدا گردیده و مستقل شد

۱۹۹۸ م- بر روی قمر اروپا، یکی از اقمار سیاره مشتری، آثاری از وجود آب کشف شد.

۱۳۸۸ خ- بازداشت جعفر پناهی

۱۳۸۸ خ- محمد ولیان فعال دانشجویی دانشگاه دامغان به اعدام محکوم شد

۱۳۸۸ خ- توقیف هفته نامه ایراندخت

۱۳۲۰خ-عباس اسكندری از كمونيست‌هاي سرشناس روزنامه «سياست» را منتشر كرد كه بعدا عملا ارگان حزب كمونيست توده شده بود.
هنوز تهرانی های قدیمی خیابانی در غرب تهران (موازی نواب شمالی) را خیابان اسکندری خطاب می کنند.

۱۳۹۲ خ- بیست و هشت اولین آلبوم رسمی زانیار خسروی منتشر شد.

۱۳۶۰خ- عزيمت اولين گروه از نيروهای اردنی به جبهه جنگ عراق عليه ايران

۱۳۴۹خ-کارگران شرکت واحد تهران دست به اعتصاب زدند.
۱۸هزارکارگر شرکت در اجتماعی شکستن اعتصاب خود را موکول به اجرای سخنان شاه کردند که گفته بود کارگرانی که سود سهام ندارند باید سه ماه پاداش بگیرند
جلسه فوق العاده هیئت وزیران با مشارکت مقامات انتظامی و امنیتی و شهردار تهران و مدیرعامل شرکت واحد تشکیل شدو پیرامون اعتصاب کارگران شرکت واحد مذاکره و تعاطی افکار کردند
در جلسه ای در حزب ایران نوین با نمایندگان کارگران شرکت واحد توافق شد که یک ماه پاداش و یک دست لباس به کارگران داده شود و آنها اعتصاب خود را بشکنند

۱۳۰۰خ-روزنامه شفق سرخ به مديريت شيخ علی دشتی تأسيس و منتشرشد

۱۳۰۸خ-كلنگ بيمارستان فيروزآبادی در شهر ری به زمين زده شد

۱۳۰۹خ-خطوط تلگرافی كمپانی هند و اروپا تحويل دولت گرديد.

۱۳۰۹خ-كيخسرو شاهرخ رئيس اداره مباشرت مجلس برای خريد تجهیزات راه آهن به سوئد رفت

۱۳۱۱خ-افتتاح مريض خانه ۵۰ تختخوابی گوهرشاد خانم
مریضخانه توسط فرزندان نيكوكارش آقايان دكتر محمد و دكتر محمود حسابی خريداری و به صحيه كل مملكتی واگذار شد

۱۳۲۴خ-نيروهای انگليس طبق عهدنامه سه جانبه خاك ايران را ترك گفتند ولی نيروهاي شوروی از تخليه با ايران خودداري نمودند
در همين روز راديو مسكو اعلام كرد شوروي قواي خود را در يك قسمت از خاك ايران كه تا اندازه اي آرام به نظر مي رسد خارج خواهد كرد اين نواحي عبارتند از مشهد - شاهرود - سمنان
مصدق، نمایندهٔ تهران، شدیداً به شوروی که حاضر به خارج ساختن نیروهایش از ایران نمی‌شد، اعتراض کرد

۱۳۳۵خ- رشت صاحب راديو شد

۱۸۹۶م- كشف خاصيت "راديو اكتيويته" توسط "هانری بكرل" فرانسوی
.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#زادروزها

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌿۱۳۰۱ خ- #مرتضی_حنانه (۱۳۰۱ - ۱۳۶۸) موسیقی‌دان و آهنگ‌ساز

🌿۱۳۰۹ خ- #عماد_رام، خواننده

🌿۱۳۲۰ خ- میرحسین موسوی، سیاست‌مدار، نقاش و معمار ایرانی
(مردی که پشت دیوارهای آهنی کوچهٔ اختر محصور است)

🌿۱۳۳۴ خ- فاطمه عبدی گلنگشی،خواننده و بازیگر

🌿۱۳۵۹خ - امیرحسین خورشیدفر، روزنامه‌نگار ادبی و داستان نویس

🌿۱۹۲۲ - زادروز اسحاق رابین پنجمین نخست‌وزیر کشور اسرائیل.

🌿۱۹۵۶ - زادروز دالیا گریبائوسکایته رئیس‌جمهور فعلی کشور لیتوانی و کمیسر سابق بودجه و برنامه‌ریزی مالی اتحادیه اروپا.

🌿۱۹۶۹ - زادروز خاویر باردم (در تصویر) بازیگر اهل لاس پالماس جزایر قناری، برندهٔ جایزه اسکار.

🌿۱۹۹۴ - زادروز جاستین بیبر خواننده، ترانه‌سرا، آهنگساز، نوازنده، بازیگر و سرگرمی‌ساز کانادایی.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#درگذشتگان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍂۱۹۳۰م-"ديويد هربرت لارنس" داستان‏سرای معروف انگليسی

۱۹🍂۳۹م-"هوارد كارتر" باستان‏شناس معروف انگليسی
#عماد_رام 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۱ اسفند زادروز #عماد_رام

(زادهٔ ۱۱ اسفند ۱۳۰۹ ساری -- درگذشتهٔ ۳ خرداد ۱۳۸۲ آلمان) آهنگساز، خواننده و نوازنده

نام اصلی او عمادالدین رام بود. او از دوران جوانی علاقه زیادی به فلوت داشت و نی‌های خود را سوراخ می‌کرد و در آنها می‌دمید. وی در سال ۱۳۲۲ به تئاتر روی آورد و علاوه بر نقش کمدین‌ها، در پشت پرده می‌خواند و فلوت می‌زد. در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت و نت و سازشناسی را نزد استادان این رشته فراگرفت. وی دارای مدرک لیسانس از دانشسرای کشاورزی بود. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای فرهنگ و هنر منصوب شد. عماد در هفتم مهر ۱۳۴۳ با خانمی به نام فلور ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد به نامهای (گویا، آهنگ، ملودی) و همزمان با انقلاب در سال ۱۳۵۷ مجبور به ترک ایران شد.
او در بزرگترین کنسرتها در نقاط مختلف اروپا و آمریکا با ارکسترهای بزرگ جهانی شرکت داشت و تحسین همگان را بر می انگیخت.
چاپ دوم کتاب «زندگینامهٔ عماد رام» به کوشش عبدالعلی معصومی در ۲۱۱ صفحه همراه با عکسهای رنگی زیبا و متنوّع، در اسفند ۱۳۹۴ منتشر شده‌است. «زندگینامه عماد رام» شامل یک پیشگفتار و پنج فصل است به ترتیب زیر: ـ پیشگفتار: «صدای سخن عشق» از خانم فلور صدودی ـ فصل اول : بیوگرافی ـ فصل دوم : عماد رام از زبان رسانه ها ـ فصل سوم : حضور عماد رام در مقاومت ایران ـ فصل چهارم : وداع با عماد رام ـ فصل پنجم : مقالات و اشعار عماد رام.
عماد می‌گفت :
من عقیده دارم هنرمند باید راه آزادگی پیشه کند و بازگو کننده رنج‌ها خوشی‌ها و هر آنچه که بر مردم جامعه‌اش می‌گذرد باشد.
عمادرام در ۷۲ سالگی درگذشت و در گورستان نوردفریدهوف شهر دوسلدورف آلمان به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#موسیقی_ایرانی

#عماد_رام
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#عماد_رام

در میان سازهای اروپایی، «ویولن و پیانو» که تواناییِ سازگار شدن با موسیقی ملی را داشتند، مکانی ثابت در اجراها به دست آوردند. حتی گاه، بیش از سازهای ملی مورد توجه قرار گرفتند. پس از این دو، نوبت به تعدادِ معدودی سازِ بادیِ فرنگی رسید که وارد کارزار شوند و توانایی های خود را برای سازگار شدن با موسیقی ملی تجربه کنند، مانند فلوت و قره نی (کلارینت) که اگرچه هر دو مورد توجه قرار گرفتند، اما فلوت به دلیل شباهت به «نی»،_کهن ترین ساز ایرانی_، توجه بیشتری را به سوی خود جلب نمود. یکی از نخستین کسانی که به نواخته های «فلوت»، رنگ و بوی ایرانی داد، "اکبرخان فلوتی" از شاگردان همان شعبه ی موزیک مدرسه ی دارلفنون بود. وی تکنیک فلوت نوازی را در همانجا آموخته بود و ریزه کاری های موسیقی سنتی را در خانه ی پدر و برادرش، "عبدالله خان" و "حسین خان هنگ آفرین"، که هر دو از شاگردانِ میرزا عبدالله" بودند، فراگرفت.

"اکبرخان فلوتی"، به گفته ی استاد فقید "روح اله خالقی" با کوشش و ممارستِ بسیار، به خوبی از عهده ی نواختنِ نغمه های ایرانی برمی آمد، توانایی های او در فلوت نوازی ایرانی، سبب شد که در نخستینِ سفر «گروه درویش خان» به لندن برای پُر کردنِ صفحه، با آنان همراه شود. نمونه هايي از همراهی های او با آواز خوانندگانی چون بانو "قمر" نیز، بر روی صفحه ضبط شده است. از زمان "اکبر فلوتی" تا امروز، شمار فلوت نوازانی که توانسته باشند، در نواختن موسیقی سنتی، چهره شوند اندک بوده است، شادروان "عماد رام" یکی از آنها بود.

"عماد رام" در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در شهر ساری چشم به جهان گشود. از خردسالی سخت به موسیقی علاقه مند، بود و نخستین تجربه ها را با «نی لبک» آغاز کرد. گفته اند که قلم نی های مشقی خطِ خود را سوراخ سوراخ می کرد تا تبدیل به «نی لبک» شود. "عماد" در سازمان پیشاهنگی ساری، با نواختن فلوت آشنا شد و پیشِ خود به بازنوازی آهنگهایی پرداخت که از رادیو می شنید. در این سال ها، پای او به تئاترهای محلی نیز باز شد. علاوه بر بازیگری و پیش پرده خوانی، فلوت را نیز به کار می گرفت و موسیقی متنی برای نمایش نامه فراهم می آورد.

وی، اما تحصیلاتِ جدی تر خود را از سال ۱۳۳۵ که به تهران آمده بود، آغاز کرد. دو استاد برجسته و قدیمی هنرستان عالی موسیقی یعنی "حسن رادمرد" و "احمد فروتن"، ردیف های موسیقی سنتی را از یک سو و ساز شناسی و ارکستراسیون را از سوی دیگر به او آموختند. "عماد" چند سال بعد در یکی از ارکسترهای شش گانه هنرهای زیبا، به سرپرستی "رادمرد"، نقشِ تکنوازِ فلوت را از آنِ خود کرد. رفته رفته همکاری هایش گسترش یافت و در گروه های دیگر نیز فعال شد، تا آنجا که سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر به او واگذار گردید. این ارکستر به او امکان داد که مجموعه ای از ترانه های بومی مازندران و دیگر نواحی ایران را با تنظیم های نو، اجرا کند.

او در دهه ۱۳۵۰ با رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز، همکاری داشت و ترانه های ساخته و پرداخته خود را به صدای خوانندگانِ معروفِ دیگر می سپرد. با برپاشدن انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، وی نیز همان گونه که پیش بینی می شد، گرفتاری هایی پیدا کرد و حتی راهی زندان گردید، ولی سرانجام توانست، همچون بسیاری از هنرمندانِ برکنارشده و تبعیدی دیگر، رهسپار برون مرز شود. چند کنسرت در این سو و آن سوی دیارِ غربت در کارنامه ی زندگی برون مرزی او ثبت شده است، ولی دشواری های کمرشکن زندگی او را رفته رفته از دل ودماغ انداخت.

"عماد" از دهه ی ۱۳۷۰ یا از روی اعتقاد یا از روی نیاز با یکی از گروه های سیاسی که همچون سازمان های دیگر سیاسی ناگهان به فکر برنامه های فرهنگی و هنری افتاد بودند، همکاری داشت. گفتنی است که در مراسم خاکسپاری اش، بعضی از همین گروه های سیاسی حضور پررنگی داشتند و همکاری های او را قدر نهادند. عماد علاوه بر فلوت نوازی ترنه نیز می خواند. چند دانگ صدای گرمی داشت که مورد توجه برخی قرار داشت و برایشان سال های گذشته را یادآور بود. اما در توانایی های او در فلوت نوازی، کسی تردیدی به خود راه نمی داد. همتِ اصلی او در اهتمامی بود که در راه هرچه سازگارتر کردن فلوت با موسیقی سنتی به کار می زد، توفیقی که او در این کار داشت، نصیب هیچ فلوت نوازِ دیگری نشده است. فلوتِ او همان آوای سنتی و مسحورکننده ی نی را دارد، با قلمرو بسیار گسترده تر نغمه آفرینی. به بیان دیگر، فلوت او «نی ای» است بدون محدودیت های صوتی و با امکانات بین المللی...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#یادمان

#عماد_رام

در میان سازهای اروپایی، «ویولن و پیانو» که تواناییِ سازگار شدن با موسیقی ملی را داشتند، مکانی ثابت در اجراها به دست آوردند. حتی گاه، بیش از سازهای ملی مورد توجه قرار گرفتند. پس از این دو، نوبت به تعدادِ معدودی سازِ بادیِ فرنگی رسید که وارد کارزار شوند و توانایی های خود را برای سازگار شدن با موسیقی ملی تجربه کنند، مانند فلوت و قره نی (کلارینت) که اگرچه هر دو مورد توجه قرار گرفتند، اما فلوت به دلیل شباهت به «نی»،_کهن ترین ساز ایرانی_، توجه بیشتری را به سوی خود جلب نمود. یکی از نخستین کسانی که به نواخته های «فلوت»، رنگ و بوی ایرانی داد، "اکبرخان فلوتی" از شاگردان همان شعبه ی موزیک مدرسه ی دارلفنون بود. وی تکنیک فلوت نوازی را در همانجا آموخته بود و ریزه کاری های موسیقی سنتی را در خانه ی پدر و برادرش، "عبدالله خان" و "حسین خان هنگ آفرین"، که هر دو از شاگردانِ میرزا عبدالله" بودند، فراگرفت.

"اکبرخان فلوتی"، به گفته ی استاد فقید "روح اله خالقی" با کوشش و ممارستِ بسیار، به خوبی از عهده ی نواختنِ نغمه های ایرانی برمی آمد، توانایی های او در فلوت نوازی ایرانی، سبب شد که در نخستینِ سفر «گروه درویش خان» به لندن برای پُر کردنِ صفحه، با آنان همراه شود. نمونه هايي از همراهی های او با آواز خوانندگانی چون بانو "قمر" نیز، بر روی صفحه ضبط شده است. از زمان "اکبر فلوتی" تا امروز، شمار فلوت نوازانی که توانسته باشند، در نواختن موسیقی سنتی، چهره شوند اندک بوده است، شادروان "عماد رام" یکی از آنها بود.

"عماد رام" در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در شهر ساری چشم به جهان گشود. از خردسالی سخت به موسیقی علاقه مند، بود و نخستین تجربه ها را با «نی لبک» آغاز کرد. گفته اند که قلم نی های مشقی خطِ خود را سوراخ سوراخ می کرد تا تبدیل به «نی لبک» شود. "عماد" در سازمان پیشاهنگی ساری، با نواختن فلوت آشنا شد و پیشِ خود به بازنوازی آهنگهایی پرداخت که از رادیو می شنید. در این سال ها، پای او به تئاترهای محلی نیز باز شد. علاوه بر بازیگری و پیش پرده خوانی، فلوت را نیز به کار می گرفت و موسیقی متنی برای نمایش نامه فراهم می آورد.

وی، اما تحصیلاتِ جدی تر خود را از سال ۱۳۳۵ که به تهران آمده بود، آغاز کرد. دو استاد برجسته و قدیمی هنرستان عالی موسیقی یعنی "حسن رادمرد" و "احمد فروتن"، ردیف های موسیقی سنتی را از یک سو و ساز شناسی و ارکستراسیون را از سوی دیگر به او آموختند. "عماد" چند سال بعد در یکی از ارکسترهای شش گانه هنرهای زیبا، به سرپرستی "رادمرد"، نقشِ تکنوازِ فلوت را از آنِ خود کرد. رفته رفته همکاری هایش گسترش یافت و در گروه های دیگر نیز فعال شد، تا آنجا که سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر به او واگذار گردید. این ارکستر به او امکان داد که مجموعه ای از ترانه های بومی مازندران و دیگر نواحی ایران را با تنظیم های نو، اجرا کند.

او در دهه ۱۳۵۰ با رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز، همکاری داشت و ترانه های ساخته و پرداخته خود را به صدای خوانندگانِ معروفِ دیگر می سپرد. با برپاشدن انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، وی نیز همان گونه که پیش بینی می شد، گرفتاری هایی پیدا کرد و حتی راهی زندان گردید، ولی سرانجام توانست، همچون بسیاری از هنرمندانِ برکنارشده و تبعیدی دیگر، رهسپار برون مرز شود. چند کنسرت در این سو و آن سوی دیارِ غربت در کارنامه ی زندگی برون مرزی او ثبت شده است، ولی دشواری های کمرشکن زندگی او را رفته رفته از دل ودماغ انداخت.

"عماد" از دهه ی ۱۳۷۰ یا از روی اعتقاد یا از روی نیاز با یکی از گروه های سیاسی که همچون سازمان های دیگر سیاسی ناگهان به فکر برنامه های فرهنگی و هنری افتاد بودند، همکاری داشت. گفتنی است که در مراسم خاکسپاری اش، بعضی از همین گروه های سیاسی حضور پررنگی داشتند و همکاری های او را قدر نهادند. عماد علاوه بر فلوت نوازی ترنه نیز می خواند. چند دانگ صدای گرمی داشت که مورد توجه برخی قرار داشت و برایشان سال های گذشته را یادآور بود. اما در توانایی های او در فلوت نوازی، کسی تردیدی به خود راه نمی داد. همتِ اصلی او در اهتمامی بود که در راه هرچه سازگارتر کردن فلوت با موسیقی سنتی به کار می زد، توفیقی که او در این کار داشت، نصیب هیچ فلوت نوازِ دیگری نشده است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity