🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی‌_دان ، #آهنگ‌_ساز و #تنظیم‌_کننده مشهور #ارمنی‌_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. ا‌و ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه‌_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سال‌ها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سال‌های ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کم‌کم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بی‌رقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامه‌ای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقه‌اش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفه‌ای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ‌_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگ‌هایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه‌ « #زنگوله‌ها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا#بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش می‌توان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانه‌ای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه‌_سرایان و #آواز_خوانانی که می‌خواستند با او همکاری کنند بیشتر می‌شد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان‌_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم

كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی

تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من

به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی

بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم

كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بدرود!
بدرود! (چنین گوید بامدادِ شاعر:)
رقصان می‌گذرم از آستانه‌ی اجبار
شادمانه و شاکر.

از بیرون به درون آمدم:
از منظر
به نظّاره به ناظر. ــ
نه به هیأتِ گیاهی نه به هیأتِ پروانه‌یی نه به هیأتِ سنگی نه به هیأتِ برکه‌یی، ــ
من به هیأتِ «ما» زاده شدم
به هیأتِ پُرشکوهِ انسان
تا در بهارِ گیاه به تماشای رنگین‌کمانِ پروانه بنشینم
غرورِ کوه را دریابم و هیبتِ دریا را بشنوم
تا شریطه‌ی خود را بشناسم و جهان را به قدرِ همت و فرصتِ خویش معنا دهم
که کارستانی از این‌دست
از توانِ درخت و پرنده و صخره و آبشار
بیرون است.

انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود:
توانِ دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمان‌شدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان.

انسان
دشواری وظیفه است.

□‏

دستانِ بسته‌ام آزاد نبود تا هر چشم‌انداز را به جان دربرکشم
هر نغمه و هر چشمه و هر پرنده
هر بَدرِ کامل و هر پَگاهِ دیگر
هر قلّه و هر درخت و هر انسانِ دیگر را.

رخصتِ زیستن را دست‌بسته دهان‌بسته گذشتم دست و دهان بسته
گذشتیم
و منظرِ جهان را
تنها
از رخنه‌ی تنگ‌چشمی‌ حصارِ شرارت دیدیم و
اکنون
آنک دَرِ کوتاهِ بی‌کوبه در برابر و
آنک اشارتِ دربانِ منتظر! ــ

دالانِ تنگی را که درنوشته‌ام
به وداع
فراپُشت می‌نگرم:

فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود
اما یگانه بود و هیچ کم نداشت.

به جان منت پذیرم و حق گزارم!
(چنین گفت بامدادِ خسته.)


۲۹ آبانِ ۱۳۷۱

#احمد_شاملو | از دفتر در آستانه | قطعهٔ «انسان: دشواری وظیفه» | به‌ مناسبت زادروز احمد شاملو

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بدرود_فرمانده (به اسپانیایی: Hasta siempre Comandante) ترانه‌ای است که در سال ۱۹۶۵توسط آهنگساز کوبایی کارلوس پوئبلا ساخته شده‌است. این ترانه به عنوان پاسخی برای نامه خداحافظی چه گوارا در هنگام ترک کوبا سروده شده‌است. نام ترانه برگرفته از سخن معروف چه گوارا "Hasta la Victoria Siempre" (تا پیروزی،‌همیشه!) است.

خواننده: #ناتالی_کاردونه بازیگر و خواننده فرانسوی است متولد سال 1967 میلادی

"Hasta Siempre Comandante"
بدرود فرمانده

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
Aprendimos a quererte
desde la histórica altura
donde el Sol de tu bravura
le puso cerco a la muerte.
Aquí se queda la clara
la entrañable transparencia
de tu querida presencia
Comandante Che Guevara.
Tu mano gloriosa y fuerte
sobre la Historia dispara
cuando todo Santa Clara
se despierta para verte.
Aquí se queda la clara
la entrañable transparencia
de tu querida presencia
Comandante Che Guevara.
Vienes quemando la brisa
con soles de primavera
para plantar la bandera
con la luz de tu sonrisa.
Aquí se queda la clara
la entrañable transparencia
de tu querida presencia
Comandante Che Guevara.
Tu amor revolucionario
te conduce a nueva empresa
donde esperan la firmeza
de tu brazo libertario.
Aquí se queda la clara
la entrañable transparencia
de tu querida presencia
Comandante Che Guevara.
Seguiremos adelante
como junto a tí seguimos
y con Fidel te decimos :
«¡Hasta siempre Comandante!»
Aquí se queda la clara

بدرود فرمانده
به دوست داشتنت خو گرفتهایم

بعد از آن فراز تاریخی
آنجا که خورشید شهامتت
مرگ را به زانو درآورد.

اینجا از وجود عزیز تو
روشنایی

و عطوفتی زلال بجای مانده است
فرمانده چه گوارا.

دستهای قوی و پرافتخارت
به تاریخ شلیک میکند
آنگاه که تمامی سانتاکلارا

برای دیدنت از خواب برخاسته است.
اینجا از وجود عزیز تو

روشنایی
و عطوفتی زلال بجای مانده است

فرمانده چه گوارا.
میآیی و با خورشیدهای بهاری
نسیم را به آتش میکشی
تا با شعله ی لبخندت
پرچمی برافرازی

اینجا از وجود عزیز تو
روشنایی

و عطوفتی زلال بجای مانده است
فرمانده چه گوارا
عشق انقلابی ات

تو را به نبردی تازه رهنمون میشود
آنجا که استواری بازوان آزادگرت را

انتظار میکشند
اینجا از وجود عزیز تو
روشنایی
و عطوفتی زلال بجای مانده است

فرمانده چه گوارا
از پی تو میآییم

چنانکه دوشادوش تو میآمدیم
و همراه با "فیدل" تو را میگوییم:

"بدرود، فرمانده!"

اینجا از وجود عزیز تو
روشنایی
و عطوفتی زلال بجای مانده است
فرمانده چه گوارا




https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#بدرود_ای_زیبارو_ در_قرنطینه

‌‌ هزاران نفر از مردم کشور بلژیک به مناسبت روز جهانی کارگر ترانه‌ی بلاچاو را همخوانی کردند.

بلاچاو (بدرود ای زیبارو) نام یک ملودی و ترانه‌ی فولک مشهور ایتالیایی است که در قرن ۱۹ و در شالیزارها و مزارع گندم میان کارگران فصلی به ویژه زنان کارگر شکل گرفت.

این ملودی با ترانه‌های مختلفی خوانده می‌شد هرچند همه‌ی آن‌ها در توصیف وضعیت دشوار کار و زندگی این کارگران بود. در سالهای بعد در‌ دهه ۱۹۴۰ میلادی و در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم و جنگ‌های داخلی ایتالیا این ترانه با تغییراتی به سرود پارتیزان‌ها و مخالفان فاشیسم در ایتالیا بدل ‌شد.

امروزه این ترانه به سرود و نمادی برای مبارزات آزادی‌خواهانه و مقاومت در بسیاری از کشورهای جهان بدل شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#نقاشی

نام اثر

#بدرود_پدر_بزرگ_مادر_بزرگ

نقاش#خوان_لوچنا

‏این نقاشی به افتخار همه مادربزرگ ها وپدر بزرگ هائی که در اثر کرونا و بدون خداحافظی با نوه های خود فوت شده اند ،توسط نقاش اسپانیایی #خوان_لوچنا، کشیده شده است.

#یاد_سفر_کرده_های_ایرانشهر_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

#بدرود_پاییز #درود_زمستان🤝

ﺷﺐ چله ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽﺳﺖ
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽﺳﺖ
ﺷﺐ چله، ﺷﺐ ﻓﺮ ﻭ ﮐﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﻨﺖ پاک ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

جشن شب چله ما ایرانیان چه جشنی‌ست که
#نه جانوری را سر می‌برند و قربانی می‌کنند.
#نه آدمی به خاک می‌افتد و زاری و التماس می‌کند.
#نه چهره روستا و شهری و آدمی عزادار و ماتم‌زده است.
#نه خرافات و خودزنی و خونریزی در آن است.
#نه بی‌خردی و بی‌دانشی در آن است.

جشن شب چله به مانند دیگر جشن‌های‌مان
به نیکی و شادمانی است.
مهرورزی و مهربانی است.
پیروز روشنایی بر تاریکی‌ست.
در پیوند با زاستار و کیهانی‌ست.
بر این پایه می‌ستاییم
#فرهنگ ناب و درخشان،
#تمدن بزرگ و باشکوه،
#تاریخ دیرینه و کهن،
#آیین نیک نیاکان ایرانی‌مان را.

#جش_شب_چله
بر شما دوستان و همراهان و هم‌میهنانم فرخنده و خجسته باد🍉❤️🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity