🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# به یاد #واروژان
#واروژ_هاخباندیان ملقب به واروژان (۱۳۱۵–۱۳۵۶) #موسیقی_دان ، #آهنگ_ساز و #تنظیم_کننده مشهور #ارمنی_تبار و یکی از #بنیانگذاران #موسیقی #پاپ در #ایران بود. او ۱۳ آذر ۱۳۱۵ در قزوین متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد #مدرسه_عالی_موسیقی_تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: #روبن_گریگوریان و #لودویک_وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با #بورسیه_ای که از #رادیو و #تلویزیون آن سالها گرفت، راهی #ایالات_متحده_آمریکا شد. او در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهٔ « #آرانژمان_موسیقی و #تنظیم_آهنگ » شد و در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. #بورسیهٔ رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در #آبادان را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به تهران بازگشت. در سالهای ابتدایی دههٔ پنجاه، ذائقهٔ موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» فردی بیرقیب در این نوع موسیقی گردید. وی چه با #ساخت_ملودی و چه #تنظیم_آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم « #جهنم_سفید » به کارگردانی #ساموئل_خاچیکیان موسیقی نوشت. علاقهاش به حیطه موسیقی فیلم باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم #حسن_کچل ساختهٔ #علی_حاتمی که به عنوان #اولین_فیلم #موزیکال #سینمای_ایران شناخته شده، همراه با #بابک_افشار ، #پرویز_اتابکی و #اسفندیار_منفرد_زاده ، #موسیقی_متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم #عهدیه ، #کوروس_سرهنگ_زاده ، #مهتاب ، #سوسن و #افشین آواز خواندند. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهٔ « #بدرود » #ایرج_جنتی_عطایی و صدای #ویگن ، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد. او کار خود را با انجام تنظیم آهنگهایی برای رادیو آغاز کرد و سپس برای ساخت آهنگ برای برنامه « #زنگولهها » (کشف صداهای تازه در تلویزیون) انتخاب شد. این آغاز کار واروژان در #ترانه بود. از « #قصه_دو_ماهی » کار مشترکی از #شهیار_قنبری ( #ترانه_سرا )، #بابک_افشار ( #آهنگ_ساز )، واروژان ( #تنظیم ) و صدای جادویی #گوگوش میتوان بعنوان یکی از اولین کارهای او نام برد. ترانهای که بعنوان ترانه « #موسیقی_نوین_ایران » لقب گرفت. این همکاری ادامه پیدا کرد و روز به روز بر تعداد #ترانه_سرایان و #آواز_خوانانی که میخواستند با او همکاری کنند بیشتر میشد. واروژان در شهریورماه سال ۱۳۵۶، در حال ضبط #موسیقی_فیلم « #بر_فراز_آسمان_ها »، سکته کرد و روز شنبه ۵:۳۰ صبح ۲۶ شهریور ۱۳۵۶بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان جم تهران در سن ۴۰ سالگی درگذشت و یک روز بعد در « #آرامستان_بوراستان » به خاک سپرده شد.
» شاعر : #ایرج_جنتی_عطائی
» آهنگ ساز : #واروژان
» تنظیم : #واروژان
برای خواب معصومانه ی عشق
كمك كن بستری از گل بسازیم
برای كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازیم
كمك كن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بزار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكن با هق هق من
تن شكستتو بسپار به دست
نوازش های دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی
بذار قسمت كنیم تنهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
كمك كن جاده های مه گرفته
منه مسافرو از تو نگیرن
كمك كن تا كبوتر های خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمك كن تا برای هم بمونیم
كمك كن تا برای هم بمیریم
كسی به یاد مریم های پر پر
كسی به فكر كوچ كفترا نیست
به فكر عاشقای در بدر باش
كه غیر از ما كسی به فكر ما نیست
برای موسیقی های شادروان کافی ست کانال راسرج نمایید
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ تیر سالروز درگذشت #مهتاب_نوروزی
( زاده ۲۰ دی ۱۳۱۲ بمپور -- درگذشته ۲۴ تیر ۱۳۹۱ بمپور ) هنرمند سوزندوز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۲۴ تیر سالروز درگذشت #مهتاب_نوروزی
( زاده ۲۰ دی ۱۳۱۲ بمپور -- درگذشته ۲۴ تیر ۱۳۹۱ بمپور ) هنرمند سوزندوز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ تیر سالروز درگذشت #مهتاب_نوروزی
( زاده ۲۰ دی ۱۳۱۲ بمپور -- درگذشته ۲۴ تیر ۱۳۹۱ بمپور ) هنرمند سوزندوز
مهتاب نوروزی مشهورترین سوزندوز بلوچستان ایران بود. تعدادی از آثار او در مجموعه سعدآباد تهران نگهداری میشود. لباسهای درباری که او به همراه دیگر سوزندوزان بلوچ به سفارش فرح دیبا، ملکه ایران در دهه پنجاه دوختهبود، از جمله این آثار است.
وی از کودکی سوزندوزی میکرد و در ۱۶ سالگی استاد شد و در مجموع به مدت ۶۳ سال به سوزندوزی ادامه داد. او این هنر را از مادرش یاد گرفته بود. مهتاب ازدواج نکرد و همیشه تنها بود. او در این باره میگفت:
"وقتی خواستگار برایم میآمد یک تکه پارچه برمیداشتم و میرفتم توی یک اتاق سوزندوزی میکردم. هیچ وقت هم عاشق نشدم، چون آن زمان رسم نبود که شوهر را ببینی. فقط باید به حرف خانوادهات گوش میکردی، اما من هیچ وقت دل به هیچ مردی ندادم! خانوادهام هم که وقتی فهمیدند دلم نمیخواهد ازدواج کنم، دیگر کاری به کارم نداشتند."
اما با این وجود میگفت که همه دختران روستا فرزندانش هستند و به همه آنها سوزندوزی یاد میداد.
او نزدیک به ۵۰ سال روی پارچهها، نقش بلوچ زد تا آنجا که در چهار سال گذشته بهخاطر دیسک کمر، از ادامهٔ کار باز ایستاد.
اداره میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان از سال ۱۳۸۶ برای او ۱۶ سال سابقه کار در نظر گرفت و بر آن اساس، به او حقوق بازنشستگی میپرداخت. پس از تقدیری که فرهنگستان هنر از مهتاب نوروزی و سیزده هنرمند دیگر در برنامه «گنجینههای از یاد رفته هنر ایرانی» در سال ۱۳۸۶ انجام داد، به سالها تلاش او در ادارههای مختلف استان سیستان و بلوچستان برای دریافت حقوق بازنشستگی و بیمهشدن پایان داده شد و مقرری در پنج سال آخر عمر مهتاب نوروزی که به دلیل کهولت سن و کم بینایی دیگر قادر به سوزندوزی نبود، پرداخت شد.
سرانجام مهتاب نوروزی در ۷۸ سالگی درگذشت.
آثار :
دستآفریدههای این بانوی سوزندوز در نمایشگاههای داخل و خارج از ایران به نمایش درآمده و بارها در فرانسه و مزونهای مختلف به عنوان کار تکمیلی لباسهای فاخر مورد استفاده قرار گرفتهاست.
این بانو به جز سوزندوزی در پریواردوزی، سیاهدوزی، آینهدوزی، سکهدوزی و رودوزی نیز در منطقهٔ سیستان و بلوچستان سرآمد همگان بود و اکثر دختران این خطه از هنر و دانش وی بهرهمند شدند.
تقدیرها :
مهتاب نوروزی از وزارت ارشاد نشان درجهٔ یک هنری گرفت و قرار بود مهر اصالت یونسکو را هم دریافت کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۴ تیر سالروز درگذشت #مهتاب_نوروزی
( زاده ۲۰ دی ۱۳۱۲ بمپور -- درگذشته ۲۴ تیر ۱۳۹۱ بمپور ) هنرمند سوزندوز
مهتاب نوروزی مشهورترین سوزندوز بلوچستان ایران بود. تعدادی از آثار او در مجموعه سعدآباد تهران نگهداری میشود. لباسهای درباری که او به همراه دیگر سوزندوزان بلوچ به سفارش فرح دیبا، ملکه ایران در دهه پنجاه دوختهبود، از جمله این آثار است.
وی از کودکی سوزندوزی میکرد و در ۱۶ سالگی استاد شد و در مجموع به مدت ۶۳ سال به سوزندوزی ادامه داد. او این هنر را از مادرش یاد گرفته بود. مهتاب ازدواج نکرد و همیشه تنها بود. او در این باره میگفت:
"وقتی خواستگار برایم میآمد یک تکه پارچه برمیداشتم و میرفتم توی یک اتاق سوزندوزی میکردم. هیچ وقت هم عاشق نشدم، چون آن زمان رسم نبود که شوهر را ببینی. فقط باید به حرف خانوادهات گوش میکردی، اما من هیچ وقت دل به هیچ مردی ندادم! خانوادهام هم که وقتی فهمیدند دلم نمیخواهد ازدواج کنم، دیگر کاری به کارم نداشتند."
اما با این وجود میگفت که همه دختران روستا فرزندانش هستند و به همه آنها سوزندوزی یاد میداد.
او نزدیک به ۵۰ سال روی پارچهها، نقش بلوچ زد تا آنجا که در چهار سال گذشته بهخاطر دیسک کمر، از ادامهٔ کار باز ایستاد.
اداره میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان از سال ۱۳۸۶ برای او ۱۶ سال سابقه کار در نظر گرفت و بر آن اساس، به او حقوق بازنشستگی میپرداخت. پس از تقدیری که فرهنگستان هنر از مهتاب نوروزی و سیزده هنرمند دیگر در برنامه «گنجینههای از یاد رفته هنر ایرانی» در سال ۱۳۸۶ انجام داد، به سالها تلاش او در ادارههای مختلف استان سیستان و بلوچستان برای دریافت حقوق بازنشستگی و بیمهشدن پایان داده شد و مقرری در پنج سال آخر عمر مهتاب نوروزی که به دلیل کهولت سن و کم بینایی دیگر قادر به سوزندوزی نبود، پرداخت شد.
سرانجام مهتاب نوروزی در ۷۸ سالگی درگذشت.
آثار :
دستآفریدههای این بانوی سوزندوز در نمایشگاههای داخل و خارج از ایران به نمایش درآمده و بارها در فرانسه و مزونهای مختلف به عنوان کار تکمیلی لباسهای فاخر مورد استفاده قرار گرفتهاست.
این بانو به جز سوزندوزی در پریواردوزی، سیاهدوزی، آینهدوزی، سکهدوزی و رودوزی نیز در منطقهٔ سیستان و بلوچستان سرآمد همگان بود و اکثر دختران این خطه از هنر و دانش وی بهرهمند شدند.
تقدیرها :
مهتاب نوروزی از وزارت ارشاد نشان درجهٔ یک هنری گرفت و قرار بود مهر اصالت یونسکو را هم دریافت کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
عزیزم
کاش مثل پیراهنی نازک
در شب های تابستان
میشد با تو راحت بود...
#مهتاب_یغما
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
عزیزم
کاش مثل پیراهنی نازک
در شب های تابستان
میشد با تو راحت بود...
#مهتاب_یغما
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دلـــنـــوشـــتـــه_امــــروز
میخواهم با شنیدن آوای ویولن پسرک شادی بخش و شادمانی فروش، رها باشم، همچو پرندههای توچال در باد سمج بهار. شاید این رقص یاس مزمن در من کمی آرام گیرد.
📹ویدیو پیشرو همراهی رقصنده بانوی ایرانی #مهتاب با پسرک ویولننواز ایرانی در میدان تجریش تهران🎻💃 را نشان میدهد. #ایرانزمین زیبا با مردمانی سرخوش و شادمان. با مردمانی هنرمند و خوش ذوق. با مردمانی با فرهنگ و با تمدن 💚🤍❤️
افسوس که اهریمن خشک و خشن ۱۴۰۰ساله تازی بیابانی سایهی شومش افکنده بر #ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان.
جز نابودی این اهریمن وحشتناک دد تازی در سرزمین نازنینمان #ایران آرزوی بزرگ دگری ندارم.
#پاینده_باد_ایران💚
#زنده_باد_ایرانیان🤍
#آزاد_باد_ایرانیان❤️
پینوشت:
آنگونه که در خبرها آمده است رژیم کثیف اسلامی پیج اینستاگرام خانوم #مهتاب این دختر بیباک ایرانزمین را بدست گرفتند و بستند.
باشد به روز و روزگارانی که از آن ایرانیان باشد که آن روز و روزگار دیر نیست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دلـــنـــوشـــتـــه_امــــروز
میخواهم با شنیدن آوای ویولن پسرک شادی بخش و شادمانی فروش، رها باشم، همچو پرندههای توچال در باد سمج بهار. شاید این رقص یاس مزمن در من کمی آرام گیرد.
📹ویدیو پیشرو همراهی رقصنده بانوی ایرانی #مهتاب با پسرک ویولننواز ایرانی در میدان تجریش تهران🎻💃 را نشان میدهد. #ایرانزمین زیبا با مردمانی سرخوش و شادمان. با مردمانی هنرمند و خوش ذوق. با مردمانی با فرهنگ و با تمدن 💚🤍❤️
افسوس که اهریمن خشک و خشن ۱۴۰۰ساله تازی بیابانی سایهی شومش افکنده بر #ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان.
جز نابودی این اهریمن وحشتناک دد تازی در سرزمین نازنینمان #ایران آرزوی بزرگ دگری ندارم.
#پاینده_باد_ایران💚
#زنده_باد_ایرانیان🤍
#آزاد_باد_ایرانیان❤️
پینوشت:
آنگونه که در خبرها آمده است رژیم کثیف اسلامی پیج اینستاگرام خانوم #مهتاب این دختر بیباک ایرانزمین را بدست گرفتند و بستند.
باشد به روز و روزگارانی که از آن ایرانیان باشد که آن روز و روزگار دیر نیست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
ما آدم ها در زمانِ ناچارى ياد مي گيريم، رانندگی كردن را، وقتی تنها شغل راننده بودن است.
نفس كشيدن از دهان را، وقتی كه بينی گرفته مي شود.
شنا كردن را، وقتی تا چشم كار مي كند آب است.
درنده بودن را وقتی سرنوشت آهو بودن مرگ است.
سنگ بودن را وقتی خاک ها جارو مي شوند و تحمل كردن را وقتی دلتنگی چون ميله ای آهنی تا ته توی قلبمان فرو رفته.
تحمل كردن. اين واژه مغموم.
زخم كه عميق شود تحمل كردن نبايد از جنس چسب زخم های پارچه ای باشد، بايد نخِ بخيه ای شود كه چنان بدوزد اين زخم را كه هيچ دلتنگی ای به چشمها نشت پيدا نكند.
ما آدمها در زمان ناچاری، وقتی طبيبی نيست، ياد مي گيريم طبيب خود بودن را.
#مهتاب_خلیفپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
ما آدم ها در زمانِ ناچارى ياد مي گيريم، رانندگی كردن را، وقتی تنها شغل راننده بودن است.
نفس كشيدن از دهان را، وقتی كه بينی گرفته مي شود.
شنا كردن را، وقتی تا چشم كار مي كند آب است.
درنده بودن را وقتی سرنوشت آهو بودن مرگ است.
سنگ بودن را وقتی خاک ها جارو مي شوند و تحمل كردن را وقتی دلتنگی چون ميله ای آهنی تا ته توی قلبمان فرو رفته.
تحمل كردن. اين واژه مغموم.
زخم كه عميق شود تحمل كردن نبايد از جنس چسب زخم های پارچه ای باشد، بايد نخِ بخيه ای شود كه چنان بدوزد اين زخم را كه هيچ دلتنگی ای به چشمها نشت پيدا نكند.
ما آدمها در زمان ناچاری، وقتی طبيبی نيست، ياد مي گيريم طبيب خود بودن را.
#مهتاب_خلیفپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity