🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
مرگ سقراط" / اثر: #ژاک_لوئی_داوید / رنگ روغن روی بوم / ۱۷۸۷ / موزه متروپلیتن نیویورک
-
«اینک زمان رفتن است! هریک از ما به راه خود می رود.
من به سوی مرگ
شما به سوی زندگی
کدام یک بهتر است؟!
تنها خدا می داند...»
.
این آخرین سخنان #سقراط (فیلسوف یونانِ کلاسیک، اهل آتن و یکی از بنیانگذاران فلسفهٔ غرب) قبل از مرگ بود. وی به اتهام "بی‌اعتقادی به خدایان" و "فاسد کردن جوانان" محکوم به مرگ با نوشیدن جام زهر شد.
قبل از اعدام شاگردانش به او پیشنهاد فرار می دهند. سقراط نمی پذیرد و میگوید "دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت."
سقراط هیچ‌گاه زحمت نگارش اندیشه‌هایش را به خود نداد. تقریبآ هر آنچه امروزه از سقراط می‌دانیم، از طریق مشهورترین شاگردش، افلاطون به دست ما رسیده‌است. #کانال_هنر_تهی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
وقتی دیدید سایه
آدم های کوچک دارد بزرگ میشود ،
بدانید که آفتاب سرزمینتان
در حال غروب کردن است.

#سقراط
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# 5آذر
#سالمرگ محمد علی فروغی
#ادیب و سیاستمدار
روزی دسته ای از شاگردان #سقراط ، فضیلت را در ترک همه لذات دنیوی و جسمانی می دیدند. از این رو ژنده پوش در پوشش، گستاخ در کلام و به دور از آدمیان بودند و به خاطر ظاهر کثیف همچنین نام محله ای در یونان که در آن اجتماع داشتند(سگ سفید) آنها را کلبی می خواندند. یکی از آنها دیوجانوس بود که به زخم زبان معروف بود و روزی با فانوس در شهر می گشت. علت را پرسیدند، جواب داد انسان می جویم. از این رو گویند
#مولانا نظر به این قضیه، فرموده:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

📙 سیرِ حکمت در اروپا
👤محمد_علی_فروغی

#هزیود شاعر یونانی میگوید:

زمانی هرج و مرج عالم هستی را فرا گرفته بود، تا آنکه زمین آفریده شد و مرکز ثقل اشیا گردید و پس از آن، برای بقای زمین "عشق" پدید آمد.
عشق سرچشمه بزرگترین منافع بنی آدم است و هر آدمی در آغاز زندگی خود هیچ سود و سعادتی را همانند آن نتواند یافت که دوست بدارد و دوستش بدارند. عشق راهنمای زندگی انسان های شریف و پر افتخار است.
نگهبانی نیرومدتر از عشق وجود ندارد. نه مال و جلال و نه قوم و خویش در میان مردمان کاری را که از توان عشق ساخته است نتوان کرد.
خئاوند عشق، چنان شجاعتی به عاشق میبخشد که گویی طبیعت، بزرگترین قدرت را در نهاد او گذاشته است.
بس شگفت و تواناست این خداوند عشق که شهرت عظمت و قدرت خویش را بر جمله خدایان و جهانیان گسترده است.
هنوز نوع بشر معنای توانایی و قدرت عشق را ندانسته، اگر میدانست، سراسر زمین را پرستشگاه عشق میساخت تا باشکوه ترین شعائر و مراسم و هدیه ها را تقدیم و تقدیس نامش گرداند.
عشق، نزدیک ترین دوست آدمیان است و شفابخش دردهایی است که راه خوشبختی و سعادت را به بشر فروبسته اند.
عاشق بازاری که عشق او به صورت است و تن و نه به سیرت و جان، عشقی پست دارد. چنین عشقی پایدار نیست، چه عشق به چیزی است گذرنده و فانی و در معرض تغییر و دگرگونی. از این رو وقتی نشاط جوانی گذشت، عشق او هم زایل میشود و عاشق بال میگشاید و به دنبال عشقی دیگر پرواز میکند و قول و عهد خویش را میشکند و همه چیز را فراموش میکند.
اما عشقی که به خلق و خوی شرافتمندانه ای قرین باشد پابرجاست و زایل و فانی ناشدنی....
صفحه ۶۳
رساله ضیافت افلاطون (سخن در باب عشق)
به کوشش محمد علی فروغی


مرحبا ای عشق خوش سودای ما
ای دوای جمله علت های ما
ای دوای نخوت ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما

مولانا#
در وجود ما اخلاق ، آرزوها ، پندارها ، شادی‌ها ، آلام و بیم ها و امیدهای ما ...

هیچکدام آنطور نیستند که در گذشته بودند، و مدام دستخوش تغییر و دگرسانی هستند و پیوسته جای خود را به چیزهای تازه می‌دهند.

یکی به وجود می آید و دیگری از بین می ‌رود و شگفت تر از همه آنکه حتی شناخت ‌ها نیز می ‌آیند و می‌ روند ....

ما از لحاظ دانش‌ها و شناخت ‌هایمان نیز هرگز به یک حال پایدار باقی نمی ‌مانیم‌.


#افلاطون / ضیافت
ترجمه: محمد علی فروغی

کسی که بخواهد راه عشق را درست بپیماید باید در دوران جوانی به زیبا چهره ای دل بَندد.
وگر راهبرش راه را درست به اون نشان داده باشد، فقط دل به یک زیباروی می بندد و این دلبستگی، اندیشه ای خوب و زیبا برای وی پدید می آورد و وقتی که چنین شد، آنگاه پی خواهد برد که زیبایی یک بدن همانند زیبایی بدن های دیگر است و از این روی به طور کلی دلباخته ی تنها یک بدن می گردد.
از شوق و شور شدید فقط به یک بدن دست خواهد کشید، اما پس از این مرحله متوجه زیبایی روح خواهد شد و آن را به مراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد وهنگامی که به مرحله بالاتر می رسد درک می کند که زیبایی جان بالاتر از زیبایی بدن است و در نتیجه ، اگر به روحی با فضیلت و پرهیزکار که از زیبایی رُخسار بهره اش کمتر باشد برخورد نمود به او دل می بندد و عشق اش را به دل می گیرد و پیوسته در اندیشه ی او خواهد بود و افکار و اندیشه هایی را می جوید و می آفریند که بتواند آن را بهتر و کامل تر سازد .
و بدین گونه به مقامی می رسد که بتواند زیبایی را در قوانین و اجتماعات و اخلاقیات و تدبیر کشورداری جای دهد و خویشی و یگانگی را که بین اینها هست بازشناسد و زیبایی بدنی را کوچک و حقیر می شمارد.

ضیافت/افلاطون/ترجمه:محمد علی فروغی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🔴#راز تغییر در این نیست که انرژی‌تان را برای مبارزه با خود قدیمی‌تان استفاده کنید،
بلکه باید انرژی خود را بر روی ساختن خود جدیدتان متمرکز کنید ...


#سقراط

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#در لذتی که آمیخته به فساد است، خوشحال نباشید و به این فکر کنید که لذت نمی‌ماند و فساد می‌ماند.

شیرین‌ترین مرگ‌ها متعلق به کسانی است که کارهای بزرگ از آنان سر زده و آرزوهای بزرگ.

#سقراط
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#هرگاه تمام بلاها و سختی‌های بشر را در یک جا جمع کنند و در میان مردم تقسیم نمایند؛ بدبخت‌ترین مردم چون سهم خود را ببینند از سهم نخستین خویش راضی شده، لب از شکایت می‌بندند.

#سقراط

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#مردم هر کدام آرزویی دارند؛ یکی مال می‌خواهد، یکی جمال و دیگری افتخار ولی به نظر من دوست خوب از تمام این‌ها بهتر است.

#سقراط
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فلسفه

#سقراط


مکالمه‌ی فایدون – گزارش نهایی( مرگ سقراط )

«... جام را به لب برد و بی‌آن‌که خم به ابرو آورد زهر را نوشید.
بسیاری از ما تا آن دم اشک خود را نگاه داشته بودیم. ولی چون سقراط زهر را نوشید عنان طاقت از دست ما به در رفت.
اشک من چنان سرازیر شد که ناچار شدم روی خود را بپوشانم و بگذارم فرو ریزد.
ولی برای او نمی‌گریستم، به حال خود گریان بودم که چنان دوستی را از دست می‌دهم. کریتون چون نتوانست از گریه خودداری کند بیرون رفت. آپولودوروس از چندی پیش گریان بود ولی در این هنگام چنان شیونی آغاز کرد که همه ما اختیار را از دست دادیم.


در این میان تنها سقراط آرام بود و می‌گفت: چه می‌کنید؟ چه مردمان عجیبی هستید؟ زنان را بیرون کردم که این حال پیش نیاید زیرا شنیده‌ام آنجا که کسی می‌میرد همه باید خاموش باشند. بر خود مسلط شوید و آرام باشید.
ما شرمنده شدیم و از گریه بازایستادیم. سقراط کمی راه رفت و گفت: پاهایم سنگین می‌شوند.
آنگاه چنان‌که خادم زندان گفته بود به پشت خوابید. مردی که جام زهر را به او داده بود نزدیک شد و گاهگاه پاها و ساقهای او را می‌فشرد و می‌پرسید: حس می‌کنی؟ گفت: حس نمی‌کنم. پس از آن دست به رانهایش برد و با اشاره به ما فهماند که تنش سرد می‌شود. سپس بار دیگر دست به تن او مالید و گفت: همین‌که اثر زهر به قلب رسید کار تمام است.
سردی به شکم رسیده بود که سقراط پوششی را که به رویش افکنده بودند به کنار زد و گفت: «کریتون، به آسکلپیوس خروسی بدهکارم. این قربانی را به جای آورید و فراموش مکنید.» این واپسین سخن سقراط بود.
کریتون گفت: البته فراموش نخواهم کرد. سفارش دیگری هم داری؟

سقراط پاسخ نداد و اندکی بعد تنش لرزش کوتاهی کرد. خادم پوشش را از روی او برداشت. چشمانش باز و بی‌حرکت بودند. کریتون چشم و دهان او را بست.

ای اخکراتس، این بود سرانجام مردی که از همه‌ی مردمانی که دیدیم و آزمودیم هیچ‌کس در خردمندی و عدالت به پایش نمی‌رسید.»


رومانو گواردینی، استاد دانشگاه در آلمان، که به گفته خودش 25 سال بطور مداوم به بررسی نوشته‌های افلاطون پرداخته است می‌گوید: با این گزارش، افلاطون یکی از کتابهای معدودی را به پایان می‌رساند که دایم آدمیان را فرامی‌خواند تا خود را بیازمایند و ببینند آیا لیاقت نام آدمی را دارند یا نه.

* پل استراترن می‌گوید: در این آخرین کلمات سقراط (یعنی بدهکار بودن خروس و پیشنهاد ادای دِین) پژواک اصالت احساس می‌شود. نه بدین جهت که منظور دقیق آن به درستی روشن نیست. بلکه از این روایت می‌توان مطمئن بود که حقیقت و واقعیت بر داستان‌پردازی غلبه دارند.

.
.
▫️مرگ سقراط -رومانو گواردینی - محمدحسن لطفی
▫️▫️مکالمه‌ی فایدون-اثر افلاطون
▫️▫️▫️آشنایی با سقراط--اثر پل استراترن

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه

یکی از پایه‌های عقلانیت بشر
پرسشگری است، انسان به
اندازه‌ای که پرسش، نقد و
شک می‌کند خردمند است !

#سقراط

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه

بخاطر انسان هاى روشـن بين و آزاد انديش اسـت كه سـرزمين آزاد به وجـود مى آيد.بدون اولى،دومى ميسر نخواهد شد !

#سقراط

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

راز تغییر در این نیست که انرژی‌تان را برای مبارزه با خود قدیمی‌تان استفاده کنید،
بلکه باید انرژی خود را بر روی ساختن خود جدیدتان متمرکز کنید...

#سقراط
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#طنز

‏عده از دانشمندان اندیشمندان و فلاسفه ی دوره های مختلف را برای انجام یک پروژه ی آزمایشی در یک بوتیک کیف و کفش به عنوان فروشنده گماشته شدند

اولین مشتری با انتخاب کفش مورد نظر و پوشیدن آن چنین گفت:
"این کفش مقداری تنگ است و به پاهایم فشار وارد میکند"

واکنشها:

#ارسطو:
چرا؟

#مایکل_فارادی:
بخاطر میدان مغناطیسی اطراف کفش است؛ احتمالا الکترولیز شده است

#کارل_مارکس:
باید سایز همه ی پاها و همه ی کفش ها با هم برابر باشد و پاهای کارگران بیمه شود

#هراکلیتوس:
در عوض کفش من هم مقداری گشاد است! این یعنی ستیزِ اضداد

#نیچه:
باشه

#زیگموند_فروید:
پاهایت در کودکی سرکوب شده است

#وین_دایر:
این یعنی پاهایی در دنیا وجود دارند که از پاهای تو کوچکتر هستند؛ پس خوشحال و قوی باش، لبخند بزن و این کیف چرم را هم بخر

#شوپنهاور:
تو محکوم به اینی که پاهایت تا ابد در همین کفش تنگ اذیت شوند. سخت نگیر

#شرودینگر:
تمامی کفش های این مغازه برای پاهایت هم تنگ است هم گشاد. تا وقتی که هیچکدام را پا نزنی

#ریچارد_داوکینز:
پس خدا وجود ندارد

#رابرت_بویل:
به پاهایت مشکوکم!

#فیثاغورث:
مجموع اندازه ی دو تا کفش به توان ۲ برابر است با مربعِ اندازه ی جعبه ی کفش

#آدام_اسمیت:
تنگی کفش یک مزیتِ مطلق اقتصادی در بازار کفش است

#سقراط:
پاهایت را بشناس؛ بجای اینکه کفش هایت را بزرگ کنی، پاهایت را کوچک کن

#نیوتن:
چرا کفشی که تنگ است به پا فشار وارد میکند؟؟ چرا کفش گشاد به پا فشار وارد نمیکند؟

#ابن_سینا:
شنبلیله را با مقداری دارچین قاطی کن و به پاهایت بمال

#جان_لاک:
تو آزادی که در این بازار آزاد در مورد سایز هر کفشی نظر بدهی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

آنهایی که قادر به دیدن فراتر از سایه های دروغ فرهنگ خود هستند ، هرگز به خواب نخواهند رفت ، بگذارید به تنهایی اعتقاد داشته باشند.
#سقراط

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

تمام محبت خودرابه یکباره برای دوستت ظاهرمکن
زیراهروقت اندک تغیری مشاهده کرد تورادشمن می پندارد

#سقراط

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر

زمان خود را به بهتر کردن خود با مطالعه نوشته های دیگران اختصاص دهید. بنابراین شما به سادگی آنچه را بدست می آورید که دیگران سخت برای آن زحمت کشیده اند.

👤 #سقراط
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

هیچ موجودی نیست که وقتی خاک شد و به قلمروی بی‌نیازی پیوست، باز راضی شود که برگردد به دنیای حرکت. به دنیای رویش و جنبش که چیزی نیست غیر از نیاز، نیاز دائم.

#تک_درخت / عبدالحسین زرین‌کوب

...اگر روی قبرها می‌زدیم و از مردگان سوال می‌کردیم آیا دوست دارند باز هم #زنده شوند، سرهای خود را به نشان نفی تکان می‌دادند. در ضیافت #افلاطون عقیده‌ی #سقراط نیز همین است، و حتی #ولتر شاد و خوش‌مشرب نیز اعتراف می‌کند که «ما زندگی را دوست داریم، اما در کل #نیستی هم نکات مثبت خود را دارد... من نمی‌دانم زندگی ابدی چیست، اما این زندگی فعلی شوخی ناجوری است.» ...

#شوپنهاور
#جهان_همچون_اراده_و_تصور

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکلمه

درمان مرگ، زندگی بیشتر نیست، همان‌طور که درمان ناامیدی، امیدواری نیست. هر دو حالت یک دارو نیاز دارند: پذیرش.


📚 #سقراط_اکسپرس
✍🏻 اریک واینر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity