🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
مرگ سقراط" / اثر: #ژاک_لوئی_داوید / رنگ روغن روی بوم / ۱۷۸۷ / موزه متروپلیتن نیویورک
-
«اینک زمان رفتن است! هریک از ما به راه خود می رود.
من به سوی مرگ
شما به سوی زندگی
کدام یک بهتر است؟!
تنها خدا می داند...»
.
این آخرین سخنان #سقراط (فیلسوف یونانِ کلاسیک، اهل آتن و یکی از بنیانگذاران فلسفهٔ غرب) قبل از مرگ بود. وی به اتهام "بی‌اعتقادی به خدایان" و "فاسد کردن جوانان" محکوم به مرگ با نوشیدن جام زهر شد.
قبل از اعدام شاگردانش به او پیشنهاد فرار می دهند. سقراط نمی پذیرد و میگوید "دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت."
سقراط هیچ‌گاه زحمت نگارش اندیشه‌هایش را به خود نداد. تقریبآ هر آنچه امروزه از سقراط می‌دانیم، از طریق مشهورترین شاگردش، افلاطون به دست ما رسیده‌است. #کانال_هنر_تهی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴‌ # نقد_عکس


نقد وبررسی عکس:
"سرباز در حال مرگ" / The Falling Soldier
عکاس: #روبرت_کاپا / Robert Capa
سال: ۱۹۳۶
-
منبع: Time
#کانال_هنر_تهی
-
-
"روبرت کاپا" این عکس مهم از جنگ داخلی اسپانیا را در حالی گرفت که حتی به منظره یاب دوربین هم نگاه نمی کرد. از این عکس به عنوان یکی از بهترین تصاویر جنگی یاد می شود، عکسی که برای اولین بار موفق شد مرگ در میدان نبرد را به تصویر بکشد. کاپا در سال ۱۹۴۷ در یک مصاحبه رادیویی اعلام کرد که او در این روز در کنار شبه نظامیان جمهوری خواه در سنگر قرار داشته است. این مردان از زمین بلند می شوند و با اسلحه های قدیمی خود مشغول تیراندازی به سمت مسلسل نیروهای وفادار به ژنرال فرانکو بودند. ولی هر سری این شبه نظامی ها بودند که نقش بر زمین می شدند. در یکی از این چند مورد، کاپا دوربینش را بالای سرش گرفت و دکمه شاتر را فشار داد. نتیجه آن عکسی شد که پر از درام و حرکت بود و سربازی در حال به زمین خوردن را نشان می داد.
در دهه ۱۹۷۰، چند دهه پس از این که این تصویر در نشریه هایی چون وو و لایف چاپ شد، یک روزنامه نگار اهل آفریقای جنوبی به نام او. دی. گلگر ادعا کرد که کاپا به او گفته که این عکس صحنه سازی بوده است. ولی هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا پیدا نشد و هنوز خیلی ها معتقدند کاپا عکسی با صراحتی مثال زدنی از تیر خوردن یک شبه نظامی اسپانیایی گرفته است. خیلی پیش تر از این که روزنامه نگاران شخصا همراه با نیروهای نظامی به جنگ بروند، کاپا با این عکس خود عکاسی جنگ را وارد سطح جدیدی کرد و نشان داد بودن در میدان نبرد برای عکاسان چه قدر مهم اما خطرناک است.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴 #هلنا: از اینکه داری پیر میشی ناراحت نیستی؟!
ایزاک: معلومه که نه، همه چیز داره بدتر میشه.
آدمای بدتر، هوای بدتر، جنگ های بدتر و...
خوشحالم که دارم می میرم.
دیالوگ از فیلم #فانی_و_الکساندر محصول 1982 #کانال_هنر_تهی

"کشتار در کره" / #پابلو_پیکاسو /
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴# شب در سن-کلو / #ادواردمونک / ۱۸۹۰ میلادی / #کانال_هنر_تهی
۔
یک استکان چای در کنار آقای همینگوی
۔
پس‌ او از چه‌می‌ترسید؟ شاید هم‌ ترس‌ و وحشت‌ نبود، پوچی‌ بود، که‌ او به‌ خوبی‌ می‌شناختش‌. همه‌اش‌ هیچ‌ و پوچ‌ بود و مردی‌ که‌ هیچ‌ بود. فقط‌ همین‌ بود وروشنایی‌ همه ی‌ آن‌ چیزی‌ بود که‌ او احتیاج‌ داشت‌ و همین‌طور پاکیزگی‌ و نظم‌.بعضی‌ها در آن‌ زندگی‌ می‌کنند و هیچ‌وقت‌ هم‌ احساسش‌ نمی‌کنند، ولی‌ اومی‌دانست‌ که‌ همه‌اش‌ هیچ‌ و پوچ‌ بود و هیچ‌ اندر هیچ‌.ای‌ هیچ‌ ما که‌ درهیچی‌، نام‌ تو هیچ‌ باد. هستی‌ تو هیچ‌ باد، اراده ی‌ تو هیچ‌ اندر هیچ‌ باد. همان‌گونه‌که‌ هیچ‌چیز هیچ‌ است‌. در این‌ هیچستان‌، هیچ روزانه ی‌ ما را به‌ ما عطا کن‌ و هیچ ما را هیچ‌ مگردان‌. و آن‌گونه‌ که‌ ما هیچ‌های‌ خود را هیچ‌ می‌کنیم‌ تو ما را درهیچستان‌ هیچ‌ مگردان‌ و از شر هیچی‌ در امان‌ نگهدار، و باز هیچ‌. درود برهیچ‌، همه‌ هیچ‌، هیچی‌ که‌ با توست‌.لبخند زد و جلوی باری‌ که‌ رویش‌ یک‌ دستگاه‌ قهوه‌جوش بخاری‌ بودایستاد...
۔
📖 بخشی ازداستان کوتاه "جای دنج تمیزوپرنور" اثر #ارنست_همینگوی‏

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#ماریا وقتی از همه چیز خسته شده ای، یک واژه ی بسیار زیبا وجود دارد:
#هیچ
به هیچ فکر کن. نه به صدراعظم و نه به کاتولیک ها، بلکه تنها به دلقکی فکر کن که در وان حمام اشک میریزد و قطرات قهوه بر روی دمپایی هایش می چکد.


📚برشی از کتاب "عقاید یک دلقک" نوشته ی #هاینریش_بل #کانال_هنر_تهی


🎨بامداد / #ادواردمونک / ۱۸۸۴ میلادی / ابعاد: ۹۶/۵ × ۱۰۳/۵ سانتی متر / تکنیک: رنگ روغن روی بوم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#نقاشی

هلنا: از اینکه داری پیر میشی ناراحت نیستی؟!
ایزاک: معلومه که نه، همه چیز داره بدتر میشه.
آدمای بدتر، هوای بدتر، جنگ های بدتر و...
خوشحالم که دارم می میرم.
دیالوگ از فیلم #فانی_و_الکساندر محصول 1982 #کانال_هنر_تهی

"کشتار در کره" / #پابلو_پیکاسو / 1951

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity