🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
مرگ سقراط" / اثر: #ژاک_لوئی_داوید / رنگ روغن روی بوم / ۱۷۸۷ / موزه متروپلیتن نیویورک
-
«اینک زمان رفتن است! هریک از ما به راه خود می رود.
من به سوی مرگ
شما به سوی زندگی
کدام یک بهتر است؟!
تنها خدا می داند...»
.
این آخرین سخنان #سقراط (فیلسوف یونانِ کلاسیک، اهل آتن و یکی از بنیانگذاران فلسفهٔ غرب) قبل از مرگ بود. وی به اتهام "بی‌اعتقادی به خدایان" و "فاسد کردن جوانان" محکوم به مرگ با نوشیدن جام زهر شد.
قبل از اعدام شاگردانش به او پیشنهاد فرار می دهند. سقراط نمی پذیرد و میگوید "دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت."
سقراط هیچ‌گاه زحمت نگارش اندیشه‌هایش را به خود نداد. تقریبآ هر آنچه امروزه از سقراط می‌دانیم، از طریق مشهورترین شاگردش، افلاطون به دست ما رسیده‌است. #کانال_هنر_تهی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # به بهانه ی تولد نقاش چیره‌دست فرانسوی #ژاک_لوئی_داوید
مرگ مارا
اثری است در سبک نئوکلاسیک از نقاش چیره‌دست فرانسوی ژاک لوئی داوید که در سال ۱۷۹۳ میلادی خلق و به یکی از ماندگارترین تصاویر انقلاب کبیر فرانسه تبدیل شد. این نقاشی صحنه قتل ژان پل مارا، از نویسندگان روزنامه تندروی «دوستدار مردم» و از حامیان آشکار حزب ژاکوبین (بزرگ‌ترین و پرقدرت‌ترین حزب درگیر در انقلاب فرانسه) را نشان می‌دهد.مارا به دلیل بیماری پوستی مزمنی که داشت، بیشتر وقت خود را در وان آب سرد می‌گذراند و در همان‌جا هم به نامه‌ها و کارهای اداری رسیدگی می‌کرد. وی در ۱۳ ژوئیه ۱۷۹۳ در حالی که در حمام خانه اش مشغول نوشتن بود، توسط دختر جوانی به نام شارلوت کوردی، (از اعضای حزب میانه رویِ ژیروندیست) با ضربات چاقو به قتل رسید. بسیاری بر این باورند که مرگ مارا، جرقه‌ای بود برای شعله‌ور شدن دوره اختناق، قتل و وحشت در فرانسه، موسوم به دوران وحشت (la Terreur).این اثر هم اکنون در موزه سلطنتی هنرهای زیبا در بروکسل بلژیک نگهداری می‌شود.ابعاد: ۱۶۵ × ۱۲۸ سانتی متر


🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🔴#نقاشی

#سوگند_هوراتی_ها

اثر #ژاک_لوئی_داوید

۱۷۸۴ میلادی

موزه لوور پاریس

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی

#سوگند_هوراتی_ها

اثر #ژاک_لوئی_داوید

۱۷۸۴ میلادی

موزه لوور پاریس

در سال ۴۸۷۱ ، بازدیدکنندگان سالن پاریس همه تحت تاثیر یک نقاشی قرار میگرفتند: سوگند هوراتیها از ژاک لوئی دیوید. این نقاشی سه برادر را نشان می دهد که در حال ادای
احترام به شمشیرهایی هستند که پدرشان بالا نگه داشته است. کمی آن سوتر، زنانی مشغول آه و ناله هستند.تا آن زمان کسی چنین چیزی را ندیده بود. در این سالن قبلا سوژه های مشابهی کار شده بود، اما احساس و تنش این نقاشی تا حدی تازه و غیرقابل انکار بود. این نقاشی انقلابی هنر فرانسه را برای همیشه تغییرداد. دیوید اما به دنبال یک انقلاب دیگر هم بود، شاید یک انقلاب واقعی تر.
پیروزی یا مرگ
داستان سوگند هوراتیها برگرفته از یک افسانه رومی است که اولین بار تیتوس لیویوس، مورخ رومی مطرح کرد. داستان درباره نبرد سپاه روم با دشمنانی است از منطقه ای به نام آلبا. به جای وقوع یک نبردعظیم، دو طرف برای به پایان رساندن این نزاع تصمیم می گیرند نماینده هایی انتخاب کنند تا به مبارزه با هم بپردازند. رومی ها سه برادر هوراتی را برمی گزینند و آلبایی ها هم سه برادر دیگر به نام کوراتی ها را انتخاب می کنند. در این نقاشی صحنه ای را می بینیم که در آن، هوراتی ها قسم می خورند تا از روم دفاع کنند.
در نقاشی، زنان هم می دانند که آن ها هم متحمل عواقب این نبرد خواهند شد. چرا که دو خانواده هوراتی و کوراتی به واسطه ازدواج با هم وصلت کرده اند. یکی از زنان داخل نقاشی دختر خانواده کوراتی است و شخص دیگر به نام کامیلا، دختر خانواده هوراتی است که با یکی از برادران کوراتی نامزد کرده. در پایان این افسانه، تنها برادر بازمانده هوراتی ها، کامیلا را به دلیل این که برای عشق کشته شده خود ناله و زاری می کند، به قتل می رساند. چرا که معقتد است کامیلا وطن پرستی را فدای احساسات کرده است.
صحنه ای پیش از شروع نبرد است. زمانی « آن طور که دیوید خودش گفته است، این صحنه مربوط به که هوراشیوس پدر، پسرانش را در منزل گرد هم جمع می کند و از آن ها می خواهد که پیمان پیروزی یا». مرگ ببندندیک نقاشی بسیار ساختارمندبرای روایت این داستان، دیوید از یک ساختار بسیار دقیق استفاده کرده است. به نظر می آید این ماجرادر میان یک تالار در حال وقوع است. در پشت سر، سه طاق بخش عمده صحنه را احاطه کرده اند. اما تمرکز اصلی ما بر روی پیش زمینه است. سه برادر در زیر طاق اول قرار دارند. بازوهای عضلانی آنها با یک حالت سخت و محکم رو به جلو و به سمت پدری کشیده شده است که زیر طاق دوم ایستاده است.
او با دست چپ خود سه شمشیر را بالا نگه داشته و برای تاکید بر اهمیت پیمان، دست راست خود را بالاگرفته است. اشکال هندسی و پرتنش مردان در تضاد با خطوط و حالت فیزیکی نرم و منحنی زنانی داردکه پشت پدر نشسته اند. نور درخشان و سردی که بر صحنه می تابد، تضاد آشکاری با درام جاری در این مکان دارد. انگار که نقاش می خواهد عقل و احساس را به صورت همزمان در بیننده بیدار کند.
یک نمونه نئوکلاسیک
در کتاب های تاریخ هنر، معمولا از این نقاشی به عنوان یکی از نمونه های اصلی تاریخ نقاشی نئوکلاسیک یاد می شود. این اثر به روایت داستانی می پردازد که از جهان کلاسیک گرفته شده و نمونه بارزی از یک رفتار پرفضیلت است. حالت فیزیکی دراماتیک و پرمعنای مردان به خوبی اهمیت فرآیند سوگند خوردن را نشان می دهد. نور واضح صحنه هم تک تک بخش های این مراسم را در معرض دید بیننده قرار می دهد. دیوید به جای این که یک فضای گسترده خیالی را در پشت سر ترسیم کند، عمدا با کمک طاق هافضای پشت سر را کم کرده است تا تمرکز را روی ماجراهای پیش زمینه معطوف کند، ماجرایی که شبیه یک مجسمه رومی می ماند.
تا پیش از این اثر، نقاشی های تاریخی فرانسه بیش تر به سبک کارهای روکوکو بودند. کارهایی مثل مرگ آلکستیساز ژان فرانسوا پیر پیرون. در این نوع کارها، نقاش به دنبال این بود که با نمایش مدل هایی دلپذیر و برازنده، احساسات مخاطب را جذب کند. در سوگند هوراتیها، دیوید همین رویه را در طراحی زنان داخل نقاشی در پیش گرفته است. اما با ترسیم پیکرهای عضلانی و سرسخت مردان و هم چنین افزایش تاکید بر جایگاه آن ها، تلاش کرده چنین رویکردی را به چالش بکشد.
فداکاری در راه یک ایده
امروزه از این نقاشی به عنوان بستری برای به ترسیم کشیدن انقلاب فرانسه یاد می شود. هنوز دقیقا مشخص نشده دیوید از چه منبع الهامی برای ترسیم این نقاشی استفاده کرده است. این مساله برای مورخان هنر اهمیت زیادی دارد چرا که نشان می دهد هدف دیوید از طراحی این اثر چه بوده است.