🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴کتاب : #محاکمه_خدا (ممنوعه)

نویسنده : داود رمزی

در این کتاب، جدالی سهمگین و در عین حال جذاب و بی مصالحه و سازش، بین انسان «میرا» و خدای «نامیرا» در میگیرد. گفتگوها و پرسش ها و پاسخ ها، آنچنان پربار و تجسم انگیز است که خواننده بی قرارانه در انتظار پایان محاکمه، فصل های کتاب را میخواند و حضور خود را در جمع فرزانگان و جدال نویسنده و خدا احساس میکند. نویسنده، عصیانگرانه در مقابل خدا می ایستد و اعتراض های خویش را درباره نقض های خلقت آدمی و پیری و دردها و سرانجام مرگ، ابراز میدارد و در مقابل، خدا با آرامش و پختگی چونان معلمی که می کوشد شاگرد خشمگین خویش را با برهان و دلیل آرام کند با وی برخورد می کند. در این پیکار اندیشه ها، شخصیت خدای افسانه ای هر لحظه واقع بینانه تر مطرح می شود.

نوع فایل: Pdf

برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴#کتاب : #محاکمه_خدا (ممنوعه)

نویسنده : داود رمزی


در این کتاب، جدالی سهمگین و در عین حال جذاب و بی مصالحه و سازش، بین انسان «میرا» و خدای «نامیرا» در میگیرد. گفتگوها و پرسش ها و پاسخ ها، آنچنان پربار و تجسم انگیز است که خواننده بی قرارانه در انتظار پایان محاکمه، فصل های کتاب را میخواند و حضور خود را در جمع فرزانگان و جدال نویسنده و خدا احساس میکند. نویسنده، عصیانگرانه در مقابل خدا می ایستد و اعتراض های خویش را درباره نقض های خلقت آدمی و پیری و دردها و سرانجام مرگ، ابراز میدارد و در مقابل، خدا با آرامش و پختگی چونان معلمی که می کوشد شاگرد خشمگین خویش را با برهان و دلیل آرام کند با وی برخورد می کند. در این پیکار اندیشه ها، شخصیت خدای افسانه ای هر لحظه واقع بینانه تر مطرح می شود.

نوع فایل: Pdf

برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_3_ژوئن_سالروز_درگذشت_فرانتس_کافکا

3ژوئن 1924.
فرانتس کافکا، این هنرمندترین فیلسوفِ قرن بیستم می‌میرد.

(گاهشمارِ زندگیِ فرانتس کافکا)
1883 فرانتس کافکا در ٣ ژوئیه در پراگ زاده می‌شود، پسرِ هرمان کافکا و ژولی لووی.
1889 ورود به دبستانِ آلمانی در فلایشمارکت. زبانِ خانواده آلمانی بود، هر چند پدر در اصل به زبانِ چک نیز سخن می‌گفت. تولدِ خواهرش اِلی. دو برادرِ فرانتس در خردسالی مرده بودند.
1890 تولدِ خواهرش والی
1892تولدِ خواهرش اُتلا.
1893-1901 دورانِ تحصیل در دبیرستانِ آلمانی، پراگ؛ دوستی با اُسکار پولاک.
1899-1900 کارهای #اسپینوزا، #داروین و #نیچه را می‌خواند. دوستی با هوگو برگمان.
1899-1903 نوشته‌های آغازین(#نابود_شده‌اند)
1901-1906 تحصیل ادبیاتِ آلمانی، سپس حقوق در دانشگاهِ آلمانی، پراگ.
1902 آشنائی و دوستی با ماکس برود، فلیکس وِلچ، و اسکار بائوم. حشر و نشر با محافلِ ادبی.
1903 روی رمانِ کودک و شهر کار می‌کند(گم شده است).
1904 #وصف_یک_پیکار.
1905 ماجرای عاشقانه با زنی نام برده نشده.
1906 در دفترِ حقوقی در پراگ، کار می‌کند. از دانشگاهِ آلمانی پراگ دکترای حقوق می‌گیرد.
1907 #تدارک_عروسی_در_روستا. اکتبر: کار در شرکتِ بیمهٔ ایتالیایی.
1908 در زمینهٔ بیمه مقاله‌ای می‌نویسد به نامِ "دربارهٔ بیمهٔ اجباری در صنعتِ ساختمان."
1909 انتشارِ هشت قطعهٔ منثور در مجلهٔ ادبیِ هیپریون.
1910 آغازِ نوشتنِ دفترِ خاطراتِ روزانه - #یادداشت‌ها
1911 قصد می‌کند با برود رمانی بنویسد، نامش: ریشارد و زاموئل. رویِ رمانِ #آمریکا کار می‌کند.
1912 در خانهٔ پدرِ ماکس برود در پراگ با دوشیزه #فلیسه باوئر اهلِ برلین آشنا می‌شود. 14 اوت: دستنوشتِ تأملات را به ناشر می‌سپارد. 20سپتامبر: آغازِ مکاتبه با #فلیسه. #داوری را می‌نویسد. اکتبر: #سوخت‌انداز را می‌نویسد که بعداً نخستین فصلِ #آمریکا گردید. نوامبر: #مسخ را می‌نویسد.
1913 ژانویه: انتشارِ تأملات. شکاف در فرآوریِ ادبی. عیدِ پاک: نخستین دیدار از #فلیسه باوئر در برلین. بهار: انتشارِ #داوری. مه: انتشارِ #سوخت‌انداز. سپتامبر: سفر به وین، ونیز و ریوا. در ریوا، دوستی با دخترِ سوئیسی. نوامبر: آشنائی با #گرته_بلوخ.(گرته پسری از کافکا به دنیا آورد که پیش از هفت سالگی مُرد و کافکا هیچ‌گاه از وجودش آگاه نشد.)
1914 آوریل: نامزدی با #فلیسه باوئر در برلین. 12ژوئیه: نامزدی را برهم می‌زند. اکتبر: #کیفرگاه را می‌نویسد. پائیز: آغازِ به نوشتنِ #محاکمه می‌کند. زمستان: #جلوی_قانون (جزئی از محاکمه) را می‌نویسد.
1915ژانویه: دیدارِ #فلیسه را از سر می‌گیرد. به کار کردن روی #محاکمه ادامه می‌دهد. جایزهٔ فونتانه را از بهرِ #سوخت‌انداز می‌گیرد. نوامبر: انتشارِ #مسخ. دسامبر:#آموزگار_دهکده را می‌نویسد.
1916 فهرستی تنظیم می‌کند از دلائلِ موافق و مخالفِ ازدواج. داستانهایی می‌نویسد که بعداً در مجموعهٔ #پزشک_دهکده گردآورده می‌شوند.
1917 نیمهٔ نخست: #گراکوس_شکارچی را می‌نویسد. بهار: #دیوار_بزرگ_چین را می‌نویسد. ژوئیه: دومین نامزدی با #فلیسه. اوت: خون سرفه کردن کافکا آغاز می‌شود. پزشکان تشخیص #سل در او می‌دهند. پایانِ دسامبر: دومین نامزدی‌اش را با #فلیسه برهم می‌زند. گزین‌گفته‌ها را می‌نویسد.
1918 گزین‌گفته‌ها را ادامه می‌دهد. طرحی برای انجمنِ کارگرانِ فقیر، می‌دهد.
1919 #فلیسه شوهر می‌کند. انتشارِ #کیفرگاه. انتشارِ مجموعهٔ داستانهایی که عنوانِ #پزشک_دهکده را دارند. #نامه_به_پدر را می‌نویسد. مجموعهٔ گزین‌گفته‌هایی را تحتِ عنوانِ #او می‌نویسد.
1920 مرخصی استعلاجی از موسسهٔ بیمهٔ سوانحِ کارگران. با #گوستاو_یانوش آشنا می‌شود. با #میلنا_یزنسکا - پولاک، بانوی نویسندهٔ چک،آشنا می‌شود. مکاتبه با او. دسامبر: عزیمت به آسایشگاهِ بیماریهای ریوی در کوه‌های تاترا.
1921 یادداشتی در دفترِ خاطرات که کافکا همهٔ خاطراتِ روزانه‌اش را به #میلنا داده است. پسرِ کافکا از #گرته_بلوخ در مونیخ می‌میرد. داستانهای نوشته شده را در مجموعه‌ای گرد می‌آورد که عنوانِ #هنرمند_گرسنگی را بر خود دارند.
1922 #قصر را می‌نویسد. #هنرمند_گرسنگی را می‌نویسد. واپسین دیدار با #میلنا. #پژوهش‌های_یک_سگ را می‌نویسد.
1923 با دوشیزه #دورا_دیمانت (دیامانت) آشنا می‌شود. در فرهنگستانِ برلین، سرِ درسهای مطالعاتِ یهودی می‌رود. #نقب را می‌نویسد. #هنرمند_گرسنگی را به ناشر می‌سپارد.
1924 #یوزفینه_آوازخوان یا #مردم_موش را می‌نویسد. او را در وضعِ بیماری از برلین به پراگ می‌آورند. آوریل به آسایشگاه وینر والد می‌رود؛ آنگاه به کلینیکِ پروفسور هایک در وین. سپس به آسایشگاهی در کی‌یرلینگ، نزدیکِ وین می‌رود. 3 ژوئن: در کی‌یرلینگ #می‌میرد. در 11 ژوئن، در گورستانِ یهودیان در پراگ - اشتراشنیتس به خاک سپرده می‌شود. انتشارِ #هنرمند_گرسنگی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_پالایش_زبان_پارسی


#آخرین = واپَسین
#ابرام = اُستَوار‌کردن
#ابلاغ = رساندن
#ابلاغ_نامه = رسیدنامه
#اجاره = کرایه
#اجرت_المثل = بَهره‌بَها
#احضار = فراخوانی
#احضار_مامور = فراخواندن
#احضاریه = خواسته‌برگ
#اخطاریه = یادبرگ
#ادعانامه = کیفرخواست
#ازدواج = زناشویی
#استشهاد = گواه‌خواستن
#استناد = گواهمنَدی، گواه
#استنطاق = بازپرسی
#استیناف = پژوهش، وارسی
#اسقاط = واهَشتَن
#اصل_سند = بنچک
#اعتراض = واخواهی، واخوست
#اموال_غیرمنقول = دارایی‌های بَرجا
#اموال_منقول = دارایی‌های نابَرجا
#اول = نخست
#پزشکی_قانونی = دادپزشکی
#تایید = استوار‌کردن، پذیرش
#تجدیدنظر = بازبینی
#تعقیب = پیگرد
#تعقیب_کردن = پی‌کردن
#توقیف = بازداشت
#توقیف_شخص = دستگیرکردن
#جانی = تبهکار
#جرم = بزه
#جلسه = نشست
#حقوق_اساسی = آیین‌های بنیادین
#حکم = (حـَـکــَم) داور
#حکم_محکمه = دادنامه
#حکمیت = داوری
#خبرویت = کارشناسی
#دعوی = دادخواهی
#دیوان_عالی_تمیز_کشور = دیوان دادرسی
#رجوع = بازگشت
#رسیدگی_تمیزی = رسیدگی فرجامی، فرجام
#رهینه = گروگان
#سقوط = واهَشت
#شاهد = گواه
#شخص_ثالث = سوم‌کَس
#صالح = شایسته
#صحت = درستی
#صداق = کابین
#صغیر = خردسال
#صلاحیت = شایستگی
#ضابطین_عدلیه = پاسگَران
#عدلیه = دادگستری
#عرض_حال = دادخواست
#عرض_حال_استیناف = دادخواست وارَسی
#عضو_ممیز = گزارش‌ده
#علیه = بَر، به‌زیان
#عمارت_عدلیه = کاخ دادگستری
#غیرقانونی = نارَستکی، اَپدات، ناداتی
#قاضی = دادرس، داور
#قانون = دات، آیین
#قانوندان = داتَکدان
#قانونا = آیینی، دادگرانه، آسایی
#قانونگذار = آیین‌گذار، داتگذار
#قانون_مدنی = آیین شهری
#قانون_جزایی = آیین کیفری
#قانونی = آیینی، دادگرانه، داتیک
#قرار = دستور
#قرار_اتهام = کیفرخواست
#قرار_احاله = دستور دِگـَردادگاهی
#قرار_تعقیب = دستور پیگرد
#قرار_مجرمیت = دستور بزه‌رَسی
#قرار_ملاقات = زمان دیدار
#قرار_منع_تعقیب = دستور بی‌پیگرد
#قضاوت = دادرسی، داوری
#قضاییه = دادگستری
#قوه_قضائیه = دیوان دادگـُزاری/داتگـُزاری، نیروی دادرسی، دیوان دادگستری
#قوه_مجریه = دیوان کارگـُزاری، نیروی دادکاری، نیروی کشورداری
#قوه_مقننه = دیوان داتگـُذاری/دادگـُذاری، نیروی آیین‌گذاری
#قیم = سرپرست
#قیمومت = سرپرستی
#کفیل = پایَندان
#له = به‌سود، برای
#متقلب = دَغَل
#مجازات = کیفر
#مجرم = گناهکار، بزهکار
#مجلس = انجمن، انجمنگاه، همنشینی، همایش، همایه، نشستگاه، نشست
#مجلس_شورا = سِگالِش‌گاه، گزینِستان
#محاکمه = دادرسی
#محکمه = دادگاه
#محکمه_صلح = دادگاه آشتی
#محکوم_جزایی = کیفریافته
#محکوم_علیه = دادبرده
#مختومه = انجام‌یافته
#مدعی_العموم = دادستان
#مدعی_العموم_بدایت = دادبان نخست
#مدعی_به = خواسته
#مدعی_خصوصی = تاوان‌خواه
#مرهونه = گروگان
#مرور_زمان = گذر زمان
#مستاجر = کرایه‌دار، کرایه‌نشین
#مصادره = بازگیری
#معترض_علیه = واخوانده
#مکفول_عنه = تن‌سپرده
#ملت = مردم، مردمان، توده، زادبُن
#منکر = (مُنکِر) ناخَستو
#مهر، #مهریه = کابین
#موجر = کرایه‌دِه، کرایه‌دهنده
#نقض = شکستن
#نکاح = زناشویی
#وجه_الکفاله = تن‌بها

بهره از نیپیک «تاریخ معاصر دستگاه قضایی ايران»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب

یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:

۱. #بابالنگ_‌دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون می‌میرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سال‌ها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشت‌مالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستان‌های دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درخت‌نشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخ‌خانهٔ شماره پنج ـ کورت ونه‌گات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستان‌های_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلت‌های_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
‌۷۶. #هم‌نام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفت‌وگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_می‌کنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلی‌ها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستان‌های_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادک‌باز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیری‌ها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندره‌آ
۹۷. #پاک‌کن‌ها ـ #آلن_رب‌گریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازه‌های_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستان‌های_کوتاه ـ #چخوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#بخوانیم

قاضی: اسم؟
بِرِشت: شما خودتون می دونین.

قاضی: می‌دونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب، من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه می‌کنین.
دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟

قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟
برشت: من که گفتم، برشت هستم.

قاضی: ازدواج کرده‌اید؟
برشت : بله

قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن. (خنده حضار در دادگاه)

قاضی: شما دادگاه رو مسخره می‌کنید؟
برشت: نه، این طور نیست.

قاضی: پس چرا می‌گویید با یک زن ازدواج کرده‌اید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کرده‌ام!

قاضی: کسی را دیده‌اید با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بله!

قاضی: چه کسی؟
برشت: همسر من، او با یک مرد ازدواج کرده است!

#محاکمه
#برتولت_برشت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity