🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ خورشیدی مصادف ۳۰ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
من به کسانی که از مذهب خود با
دیگران سخن میگویند و تبلیغ میکنند،
مخصوصا وقتی که منظورشان این
است که آنها را به دین خود در آورند،
هیچ اعتقادی ندارم....
مذهب و اعتقاد به دین با گفتار شکل نمیگیرد
بلکه در کردار و اعمال هر کسی آشکاراست،
و در این صورت عمل هر کسی
عامل تبلیغ مذهبش خواهد بود ...
#مهاتما_گاندی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#جشن_سده
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان.
در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. هنوز در روستاهای جنوب شرقی ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده میشود؛ يعنی جشن سده صد روز پس از يکم آبان و ۵۰ روز به نوروز برپا میشود
⏪۱۳۵۷خ- صبح امروز فرودگاه مهرآباد و سایر فرودگاه های کشور باز شد
اعلام شد باز بودن فرودگاه از سپیده دم تا غروب آفتاب ادامه دارد ولی ساعات شب فرودگاه تعطیل می شود
⏪۱۳۵۷خ- لغو ورود امام خمینی (ره)به ایران
بختیار: هیچ ممانعتی برای بازگشت امام خمینی (ره) از پاریس به وطن وجود ندارد
⏪۱۳۶۱خ- فروش تانك و هواپیما از سوی چين به عراق در جريان جنگ تحميلی عليه ايران
⏪۱۳۶۳خ- اعطا وام آمریکا به عراق در اوج جنگ با ايران
⏪۱۳۰۳خ- گشایش رسمی کتابخانه مجلس
⏪۱۲۹۹خ- ديدار ژنرال آيرونسايد با رضا پهلوی و تشويق او به كودتا
در جریان بحران کابینه، ژنرال ادموند آيرونسايد
Edmund Ironside
فرمانده نيروهای انگليسی در ايران با ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده تيپ قزاق مستقر در قزوین ملاقات و به نوشته بيشتر مورخان، اورا تشويق به كودتا كرد.
در اين ملاقات به رضاخان گفته شده بود كه قرار است سيد ضياء طباطبائی يزدی كه از كسوت روحانيت خارج شده بود پس از كودتا رئيس الوزراء شود و فعلا تغيير رژيم و برکناری شاه مطرح نيست.
⏪۱۳۲۳خ- جنگ جهانی دوم: کشتی ویلهلم گوستلوف که پناهندگان آلمانی را در خود جای داده بود، توسط اژدرزیردریایی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی غرق شده و با مرگ نزدیک به ۹٬۵۰۰ نفر، مرگآورترین فاجعه دریایی تاریخ میشود.
⏪۱۳۸۵خ- ۵ سال پس از ویندوز ایکس پی، مایکروسافت ویندوز ویستا را به بازار عرضه کرد.
⏪۱۳۲۱خ- دكتر ميلسپو رئيس كل دارائی ايران وارد تهران شد و در هتل دربند اقامت گزيد.
⏪۱۳۱۱خ- آغاز دوران صدراعظمی "آدولف هيتلر"۹ ديكتاتور نژادپرست آلمانی صدراعظم مستبد آلمان در سال ۱۹۲۵م حزب ناسيونال سوسياليست معروف به حزب نازی را كه به تعصب شديد نژادی مشهور شد، تأسيس كرد.
اين حزب در انتخابات سال ۱۸۳۰م، ۱۰۷كرسی از پارلمان آلمان موسوم به رايشْتاگ را به دست آورد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۳۱۲خ- #اکبر_گلپایگانی، خواننده
🌿۱۳۰۳خ- داگلاس انگلبارت، مخترع آمریکایی موشواره
🌿۱۳۱۳خ- #ریچارد_براتیگان
خودکشی در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴م
🌿۱۳۲۹خ- فیل کالینز موسیقیدان،بازیگر، ترانهسرا و بازیگر انگلیسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۹۴خ- امیر سرلشکر محمد سلیمی
یکی از قدیمی ترین فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۲۰۷خ- قتل گریبایدوف نویسنده وسردار روس در تهران
🍂۱۳۵۲خ- محمد حجازی(مطیع الدوله)نویسنده وسناتور
🍂۱۳۲۶خ- ترور ماهاتما گاندی، رهبر سیاسی و معنوی مردم هندوستان در مبارزه با استعمار امپراتوری بریتانیا
(اطلاعات کامل در کانال)
🍂۱۳۲۹خ- فردیناند پورشه، طراح مشهور موتور خودرو اتریشی؛ بنیانگذار شرکت خودروسازی پورشه
🍂۱۳۴۱خ- فرانسیس پولنک، آهنگساز فرانسوی
🍂۱۳۶۹خ- جان باردین، فیزیکدان آمریکایی؛ برندهٔ دو جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۵۶م و سال ۱۹۷۲م و مدال افتخار انجمن مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) سال ۱۹۷۱م
🍂۱۳۲۶خ- "اُرْويلْ رايْتْ" سازنده اولين هواپيمای موتوردار جهان
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ خورشیدی مصادف ۳۰ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
من به کسانی که از مذهب خود با
دیگران سخن میگویند و تبلیغ میکنند،
مخصوصا وقتی که منظورشان این
است که آنها را به دین خود در آورند،
هیچ اعتقادی ندارم....
مذهب و اعتقاد به دین با گفتار شکل نمیگیرد
بلکه در کردار و اعمال هر کسی آشکاراست،
و در این صورت عمل هر کسی
عامل تبلیغ مذهبش خواهد بود ...
#مهاتما_گاندی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#جشن_سده
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان.
در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. هنوز در روستاهای جنوب شرقی ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده میشود؛ يعنی جشن سده صد روز پس از يکم آبان و ۵۰ روز به نوروز برپا میشود
⏪۱۳۵۷خ- صبح امروز فرودگاه مهرآباد و سایر فرودگاه های کشور باز شد
اعلام شد باز بودن فرودگاه از سپیده دم تا غروب آفتاب ادامه دارد ولی ساعات شب فرودگاه تعطیل می شود
⏪۱۳۵۷خ- لغو ورود امام خمینی (ره)به ایران
بختیار: هیچ ممانعتی برای بازگشت امام خمینی (ره) از پاریس به وطن وجود ندارد
⏪۱۳۶۱خ- فروش تانك و هواپیما از سوی چين به عراق در جريان جنگ تحميلی عليه ايران
⏪۱۳۶۳خ- اعطا وام آمریکا به عراق در اوج جنگ با ايران
⏪۱۳۰۳خ- گشایش رسمی کتابخانه مجلس
⏪۱۲۹۹خ- ديدار ژنرال آيرونسايد با رضا پهلوی و تشويق او به كودتا
در جریان بحران کابینه، ژنرال ادموند آيرونسايد
Edmund Ironside
فرمانده نيروهای انگليسی در ايران با ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده تيپ قزاق مستقر در قزوین ملاقات و به نوشته بيشتر مورخان، اورا تشويق به كودتا كرد.
در اين ملاقات به رضاخان گفته شده بود كه قرار است سيد ضياء طباطبائی يزدی كه از كسوت روحانيت خارج شده بود پس از كودتا رئيس الوزراء شود و فعلا تغيير رژيم و برکناری شاه مطرح نيست.
⏪۱۳۲۳خ- جنگ جهانی دوم: کشتی ویلهلم گوستلوف که پناهندگان آلمانی را در خود جای داده بود، توسط اژدرزیردریایی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی غرق شده و با مرگ نزدیک به ۹٬۵۰۰ نفر، مرگآورترین فاجعه دریایی تاریخ میشود.
⏪۱۳۸۵خ- ۵ سال پس از ویندوز ایکس پی، مایکروسافت ویندوز ویستا را به بازار عرضه کرد.
⏪۱۳۲۱خ- دكتر ميلسپو رئيس كل دارائی ايران وارد تهران شد و در هتل دربند اقامت گزيد.
⏪۱۳۱۱خ- آغاز دوران صدراعظمی "آدولف هيتلر"۹ ديكتاتور نژادپرست آلمانی صدراعظم مستبد آلمان در سال ۱۹۲۵م حزب ناسيونال سوسياليست معروف به حزب نازی را كه به تعصب شديد نژادی مشهور شد، تأسيس كرد.
اين حزب در انتخابات سال ۱۸۳۰م، ۱۰۷كرسی از پارلمان آلمان موسوم به رايشْتاگ را به دست آورد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۳۱۲خ- #اکبر_گلپایگانی، خواننده
🌿۱۳۰۳خ- داگلاس انگلبارت، مخترع آمریکایی موشواره
🌿۱۳۱۳خ- #ریچارد_براتیگان
خودکشی در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴م
🌿۱۳۲۹خ- فیل کالینز موسیقیدان،بازیگر، ترانهسرا و بازیگر انگلیسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۹۴خ- امیر سرلشکر محمد سلیمی
یکی از قدیمی ترین فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۲۰۷خ- قتل گریبایدوف نویسنده وسردار روس در تهران
🍂۱۳۵۲خ- محمد حجازی(مطیع الدوله)نویسنده وسناتور
🍂۱۳۲۶خ- ترور ماهاتما گاندی، رهبر سیاسی و معنوی مردم هندوستان در مبارزه با استعمار امپراتوری بریتانیا
(اطلاعات کامل در کانال)
🍂۱۳۲۹خ- فردیناند پورشه، طراح مشهور موتور خودرو اتریشی؛ بنیانگذار شرکت خودروسازی پورشه
🍂۱۳۴۱خ- فرانسیس پولنک، آهنگساز فرانسوی
🍂۱۳۶۹خ- جان باردین، فیزیکدان آمریکایی؛ برندهٔ دو جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۵۶م و سال ۱۹۷۲م و مدال افتخار انجمن مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) سال ۱۹۷۱م
🍂۱۳۲۶خ- "اُرْويلْ رايْتْ" سازنده اولين هواپيمای موتوردار جهان
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#ریچارد_براتیگان
ریچارد گَری براتیگان (به انگلیسی: Richard GaryBrautigan) (زادهٔ۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ -درگذشتهٔ ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شدهاست. رمان صید قزلآلا در آمریکا اولین و شناختهشدهترین اثر اوست. او عضو جنبش بیت بود. ریچارد براتیگان در ۴۹ سالگی با تفنگ شکاری کالیبر ۴۴ خودکشی کرد.
کودکی
ریچارد در ۲۹ ژانویه ۱۹۳۵ در تاکوما واشینگتن به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعات زیادی در دسترس نیست اما ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشتهاست. پدرش پیش از به دنیا آمدن او، خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشتهاست. خواهرش باربارا در بارهٔ دوران کودکی او میگوید: «او شبها را به نوشتن میگذراند و تمام روز را میخوابید. اطرافیان خیلی اذیتش میکردند و سر به سرش میگذاشتند. آنها هیچوقت نفهمیدند که نوشتههای او چهقدر برایش مهم هستند.»
جوانی
در بیست سالگی شیشهٔ پاسگاه پلیس را با سنگ شکست و یک هفته در زندان گذراند و بعد به بیمارستان دولتی آرگون تحویل داده شد. به تشخیص پزشکان به دلیل ابتلا به جنون جوانی پارانوئیدی در بیمارستان تحت شوک درمانی و مراقبت ویژه قرار گرفت. پس از مرخص شدن از بیمارستان به سانفرانسیسکو رفت.
در ۱۹۵۶ سالی که براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت دوران اوج جنبش بیت بود و نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش در این شهر فراوان یافت میشدند. افرادی مانند: جک کرواک، آلن گینزبرگ، رابرت کریلی، میکل میککلور، فیلیپ والن، گری اشنایدرو.. او تحت تأثیر جنبش بیت قرار گرفت؛ و نخستین مجموعه شعرش را در بیست و یک سالگی منتشر کرد و سال بعد در بیست و دو سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرده، سه سال بعد در ۲۵ مارس ۱۹۶۰ دخترش ایانت به دنیا آمد. تابستان سال بعد برای براتیگان نقطهٔ عطف محسوب میشود. در تابستان ۱۹۶۱ به همراه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و زندگی در چادر کنار رودخانههای پر از قزلآلای آنجا را تجربه کرد و رمان صید قزلآلا در آمریکا را نوشت. این رمان شش سال بعد در ۱۹۶۷ منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق بهسر میبرد و حتی در تأمین غذای روزانه دچار مشکل بود از نظر مالی نجات داد.
دوران اوج
قبل از صید قزلآلا در آمریکا براتیگان چند مجموعه شعر منتشر کرد که یا به رایگان توزیع شد یا خود براتیگان در خیابان به فروش نسخههای آنها میپرداخت. رمان ژنرال متفقین، اهل بیگسور هر چند دومین رمان او محسوب میشود اما اولین رمان منتشر شدهای اوست. این رمان در سال ۱۹۶۴ منتشر شد و تنها ۷۴۳ نسخه از آن فروش رفت.
پس از موفقیت صید قزلآلا در آمریکا براتیگان دیگر هر کتابی میتوانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتی کتابی منتشر کرد با نام لطفاً این کتاب را بکارید که شامل هشت شعر بود و به همراه هر شعر بستهای بذر، بستههای باز نشده این مجموعه الان نزد مجموعهدارن (کلکسیونرها) چندین هزار دلار خرید و فروش میشود.[۲] سه شعر از این اشعار با ترجمهٔ علیرضا بهنام در کتاب کلاه کافکا گزیدهٔ شعرهای ریچارد براتیگان در ایران منتشر شدهاست. البته بدون بذر.
براتیگان به سفارش جان لنون و پل مککارتنی، دوستاناش در گروه بیتلز، چند شعر و بخشهایی از رمانهایش را در نوار کاستی با عنوان گوش دادن به ریچارد براتیگان خواند و منتشر کرد. این نوار که همزمان با مجموعهٔ شعر کاشتنی براتیگان منتشر شده بود نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش لانته خوانده شد.
در ۱۹۷۰ پس از سیزده سال زندگی زناشویی پرفراز و نشیب از همسرش ویرجینیا جدا شد و دو سال بعد به پاینکریک مونتانا رفت و تا هشت سال پس از آن در مجامع ظاهر نشد و حاضر به ایراد سخنرانی یا انجام مصاحبه نبود.
در ۱۲ مه ۱۹۷۶ برای اولین بار به ژاپن رفت. از کودکی با ژاپنیها بر سر بمباران بندر پرل هاربر مشکل داشت. عمویاش در آن حادثه ترکش خورد بود و هر چند یک سال بعد بر اثر حادثهای از بلندی سقوط کرد و مرده بود، اما ریچارد هفت ساله مرگ عمو را به حساب ژاپنیها نوشته بود و از آنان متنفر بود. سفر به ژاپن دیگاهاش نسبت به ژاپنیها را تغییر داد و شیفتهٔ فرهنگ ژاپنی شد تا آنجا که بارها به ژاپن سفر کرد و وطناش را سانفرانسیسکو، مونتانا و توکیو میدانست. او حتی با آکیکو که ژاپنی بود ازدواج کرد و این ازدواج دو سال دوام یافت.
براتیگان نویسندهای خاصی بود و تعلقاش به سبک یا جریان ادبی ویژه دشوار مینماید. «زیباییشناسی او ترکیبی از دستاوردهای سورئالیسم فرانسوی و تفکر ضدبورژوازی است که جان مایهٔ آثار هنری معاصرش را شکل داده و در عین حال در تضاد کامل با پدرسالاری قرار میگیرد.»
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#ریچارد_براتیگان
ریچارد گَری براتیگان (به انگلیسی: Richard GaryBrautigan) (زادهٔ۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ -درگذشتهٔ ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شدهاست. رمان صید قزلآلا در آمریکا اولین و شناختهشدهترین اثر اوست. او عضو جنبش بیت بود. ریچارد براتیگان در ۴۹ سالگی با تفنگ شکاری کالیبر ۴۴ خودکشی کرد.
کودکی
ریچارد در ۲۹ ژانویه ۱۹۳۵ در تاکوما واشینگتن به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعات زیادی در دسترس نیست اما ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشتهاست. پدرش پیش از به دنیا آمدن او، خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشتهاست. خواهرش باربارا در بارهٔ دوران کودکی او میگوید: «او شبها را به نوشتن میگذراند و تمام روز را میخوابید. اطرافیان خیلی اذیتش میکردند و سر به سرش میگذاشتند. آنها هیچوقت نفهمیدند که نوشتههای او چهقدر برایش مهم هستند.»
جوانی
در بیست سالگی شیشهٔ پاسگاه پلیس را با سنگ شکست و یک هفته در زندان گذراند و بعد به بیمارستان دولتی آرگون تحویل داده شد. به تشخیص پزشکان به دلیل ابتلا به جنون جوانی پارانوئیدی در بیمارستان تحت شوک درمانی و مراقبت ویژه قرار گرفت. پس از مرخص شدن از بیمارستان به سانفرانسیسکو رفت.
در ۱۹۵۶ سالی که براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت دوران اوج جنبش بیت بود و نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش در این شهر فراوان یافت میشدند. افرادی مانند: جک کرواک، آلن گینزبرگ، رابرت کریلی، میکل میککلور، فیلیپ والن، گری اشنایدرو.. او تحت تأثیر جنبش بیت قرار گرفت؛ و نخستین مجموعه شعرش را در بیست و یک سالگی منتشر کرد و سال بعد در بیست و دو سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرده، سه سال بعد در ۲۵ مارس ۱۹۶۰ دخترش ایانت به دنیا آمد. تابستان سال بعد برای براتیگان نقطهٔ عطف محسوب میشود. در تابستان ۱۹۶۱ به همراه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و زندگی در چادر کنار رودخانههای پر از قزلآلای آنجا را تجربه کرد و رمان صید قزلآلا در آمریکا را نوشت. این رمان شش سال بعد در ۱۹۶۷ منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق بهسر میبرد و حتی در تأمین غذای روزانه دچار مشکل بود از نظر مالی نجات داد.
دوران اوج
قبل از صید قزلآلا در آمریکا براتیگان چند مجموعه شعر منتشر کرد که یا به رایگان توزیع شد یا خود براتیگان در خیابان به فروش نسخههای آنها میپرداخت. رمان ژنرال متفقین، اهل بیگسور هر چند دومین رمان او محسوب میشود اما اولین رمان منتشر شدهای اوست. این رمان در سال ۱۹۶۴ منتشر شد و تنها ۷۴۳ نسخه از آن فروش رفت.
پس از موفقیت صید قزلآلا در آمریکا براتیگان دیگر هر کتابی میتوانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتی کتابی منتشر کرد با نام لطفاً این کتاب را بکارید که شامل هشت شعر بود و به همراه هر شعر بستهای بذر، بستههای باز نشده این مجموعه الان نزد مجموعهدارن (کلکسیونرها) چندین هزار دلار خرید و فروش میشود.[۲] سه شعر از این اشعار با ترجمهٔ علیرضا بهنام در کتاب کلاه کافکا گزیدهٔ شعرهای ریچارد براتیگان در ایران منتشر شدهاست. البته بدون بذر.
براتیگان به سفارش جان لنون و پل مککارتنی، دوستاناش در گروه بیتلز، چند شعر و بخشهایی از رمانهایش را در نوار کاستی با عنوان گوش دادن به ریچارد براتیگان خواند و منتشر کرد. این نوار که همزمان با مجموعهٔ شعر کاشتنی براتیگان منتشر شده بود نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش لانته خوانده شد.
در ۱۹۷۰ پس از سیزده سال زندگی زناشویی پرفراز و نشیب از همسرش ویرجینیا جدا شد و دو سال بعد به پاینکریک مونتانا رفت و تا هشت سال پس از آن در مجامع ظاهر نشد و حاضر به ایراد سخنرانی یا انجام مصاحبه نبود.
در ۱۲ مه ۱۹۷۶ برای اولین بار به ژاپن رفت. از کودکی با ژاپنیها بر سر بمباران بندر پرل هاربر مشکل داشت. عمویاش در آن حادثه ترکش خورد بود و هر چند یک سال بعد بر اثر حادثهای از بلندی سقوط کرد و مرده بود، اما ریچارد هفت ساله مرگ عمو را به حساب ژاپنیها نوشته بود و از آنان متنفر بود. سفر به ژاپن دیگاهاش نسبت به ژاپنیها را تغییر داد و شیفتهٔ فرهنگ ژاپنی شد تا آنجا که بارها به ژاپن سفر کرد و وطناش را سانفرانسیسکو، مونتانا و توکیو میدانست. او حتی با آکیکو که ژاپنی بود ازدواج کرد و این ازدواج دو سال دوام یافت.
براتیگان نویسندهای خاصی بود و تعلقاش به سبک یا جریان ادبی ویژه دشوار مینماید. «زیباییشناسی او ترکیبی از دستاوردهای سورئالیسم فرانسوی و تفکر ضدبورژوازی است که جان مایهٔ آثار هنری معاصرش را شکل داده و در عین حال در تضاد کامل با پدرسالاری قرار میگیرد.»
علیرضا طاهری عراقی مترجم مجموعهٔ داستان اتوبوس پیر در یادداشت مترجم مینویسد: «توصیف آثار براتیگان کار سادهای نیست. هیچ سبک و مکتب ادبی و سنت تاریخی را نمیتوان زادگاه یا مبنای شیوه خاص نویسندگی و شاعری او دانست. در مورد آثار نثرش حتی این مشکل وجود دارد که آیا آنها را باید در کدام گونهٔ ادبی جای داد؟ آیا رمانهایش را واقعاً میتوان رمان نامید؟ آیا اصلاً در حوزهٔ ادبیات داستانی قرار میگیرد؟ شاید سادهتر این باشد که آن را سبک براتیگانی بخوانیم و بس. به هر حال به نظر میرسد که آثار براتیگان هم مثل خودش یتیماند.»
#روانشناسی_آثار
نقاط اوج داستانهای براتیگان یکدست نیست و از این نظر به کنکاش بیشتری برای درک بهتر این آثار نیاز است. در رمان صید قزل آلا در آمریکا و نیز دیگر آثار براتیگان از جمله در مجموعه اشعار او تمایل درونی نویسنده به خودکشی منعکس شدهاست. آثار براتیگان از این نظر شباهت به آثار ویرجینیا وولف و ولادیمیر مایاکوفسکی دارد و خواستههای درونی نویسنده به خوبی از آنها مشخص است. به این دلیل خواننده آثار براتیگان خود را خارج از فضای آنها حس نمیکند چون براتیگان نویسندهای است که با چیرهدستی و مهارت لازم از آثار خود برای ارتباط مستقیم با خواننده استفاده کردهاست. شعر براتیگان را باید نمونهٔ کاملی از شعر زمینی دانست. شعری که بدون تحمیل تئوریها و فلسفههای ادبی مخاطبش را نرم و آرام تا پایان با خود شریک و همراه میکند. شعر براتیگان مانند داستانهایش هیچ پیش داوری را برنمیتابد.
مرگ
زندگی و مرگ او مانند آثارش بسیار پرفرازونشیب و متفاوت و غیرمنتظره بود. او در فصل شکار همیشه به مونتانا میرفت و با دوستانش به شکار میپرداخت؛ هرچند او هیچوقت نمیتوانست به موجود زندهای شلیک کند و بیشتر ادای شکارچیان را درمیآورد. در فصل شکار ۱۹۸۴، براتیگان به مونتانا نرفت. دوستانش نگران شدند. امکان تماس با او وجود نداشت، به همین دلیل پلیس شهر بولیناس در شمال کالیفرنیا را که محل زندگی براتیگان بود خبر کردند. در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ پلیس درِ خانهٔ براتیگان را شکست و یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسدش پیدا کرد. بنابر اظهارنظر پزشکی قانونی، او «ایستاده رو به دریا پشت پنجره» به شقیقهاش شلیک کردهاست.
#اشعار
درهایی هست که میخواهند
از لولاهایشان
فرار کنند
و با بهترین ابرها بپرند.
پنجرههایی هست که میخواهند
از قابهایشان
رها شوند
و در علفزارهای بککانتری
با آهوان بدوند.
دیوارهایی هست که میخواهند
در گرگ و میش
با کوهها بگردند.
خانههایی هست که میخواهند
اثاثیهشان را
در گلها و درختها
خلاصه کنند.
سقفهایی هست که میخواهند
دلخوش با ستارهها
در دایرههای تاریکی
سفر کنند.
#ریچارد_براتیگان
خواب دیدم یک پرنده ام
نشسته بر یک درخت سیب
آفتاب رفته بود
و پرهایم گرم بودند
استراحت می کردم
در وقت تنفس دادگاه
که چند بچه
کارم را ساختند
با یک تفنگ بادی
#ریچارد_براتیگان
#آثار
رمان
• - ژنرال متفقین، اهل بیگ سور (۱۹۶۴)
• - صید قزل آلا در آمریکا (۱۹۶۷)
• - در قند هندوانه (۱۹۶۸)
• - سقط جنین (۱۹۷۱)
• - هیولای هاوکلاین (۱۹۷۴)
• - بارش کلاه مکزیکی: یک رمان ژاپنی(۱۹۷۵)
• - در رؤیای بابل (۱۹۷۷)
• - پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد (۱۹۸۲)
• - یک زن بدبخت (۱۹۸۲)
داستان کوتاه
• - انتقام چمن، در ایران: اتوبوس پیر و چند داستان دیگر (۱۹۷۱)
شعر- لطفاً این کتاب را بکارید. (۱۹۶۸)
• - ۳۰ ژوئن، ۳۰ ژوئن (۱۹۷۸)
• - پادشاهی دوم. (قلمرو دوم)
• - دری لولا شده به فراموشی
#روانشناسی_آثار
نقاط اوج داستانهای براتیگان یکدست نیست و از این نظر به کنکاش بیشتری برای درک بهتر این آثار نیاز است. در رمان صید قزل آلا در آمریکا و نیز دیگر آثار براتیگان از جمله در مجموعه اشعار او تمایل درونی نویسنده به خودکشی منعکس شدهاست. آثار براتیگان از این نظر شباهت به آثار ویرجینیا وولف و ولادیمیر مایاکوفسکی دارد و خواستههای درونی نویسنده به خوبی از آنها مشخص است. به این دلیل خواننده آثار براتیگان خود را خارج از فضای آنها حس نمیکند چون براتیگان نویسندهای است که با چیرهدستی و مهارت لازم از آثار خود برای ارتباط مستقیم با خواننده استفاده کردهاست. شعر براتیگان را باید نمونهٔ کاملی از شعر زمینی دانست. شعری که بدون تحمیل تئوریها و فلسفههای ادبی مخاطبش را نرم و آرام تا پایان با خود شریک و همراه میکند. شعر براتیگان مانند داستانهایش هیچ پیش داوری را برنمیتابد.
مرگ
زندگی و مرگ او مانند آثارش بسیار پرفرازونشیب و متفاوت و غیرمنتظره بود. او در فصل شکار همیشه به مونتانا میرفت و با دوستانش به شکار میپرداخت؛ هرچند او هیچوقت نمیتوانست به موجود زندهای شلیک کند و بیشتر ادای شکارچیان را درمیآورد. در فصل شکار ۱۹۸۴، براتیگان به مونتانا نرفت. دوستانش نگران شدند. امکان تماس با او وجود نداشت، به همین دلیل پلیس شهر بولیناس در شمال کالیفرنیا را که محل زندگی براتیگان بود خبر کردند. در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ پلیس درِ خانهٔ براتیگان را شکست و یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسدش پیدا کرد. بنابر اظهارنظر پزشکی قانونی، او «ایستاده رو به دریا پشت پنجره» به شقیقهاش شلیک کردهاست.
#اشعار
درهایی هست که میخواهند
از لولاهایشان
فرار کنند
و با بهترین ابرها بپرند.
پنجرههایی هست که میخواهند
از قابهایشان
رها شوند
و در علفزارهای بککانتری
با آهوان بدوند.
دیوارهایی هست که میخواهند
در گرگ و میش
با کوهها بگردند.
خانههایی هست که میخواهند
اثاثیهشان را
در گلها و درختها
خلاصه کنند.
سقفهایی هست که میخواهند
دلخوش با ستارهها
در دایرههای تاریکی
سفر کنند.
#ریچارد_براتیگان
خواب دیدم یک پرنده ام
نشسته بر یک درخت سیب
آفتاب رفته بود
و پرهایم گرم بودند
استراحت می کردم
در وقت تنفس دادگاه
که چند بچه
کارم را ساختند
با یک تفنگ بادی
#ریچارد_براتیگان
#آثار
رمان
• - ژنرال متفقین، اهل بیگ سور (۱۹۶۴)
• - صید قزل آلا در آمریکا (۱۹۶۷)
• - در قند هندوانه (۱۹۶۸)
• - سقط جنین (۱۹۷۱)
• - هیولای هاوکلاین (۱۹۷۴)
• - بارش کلاه مکزیکی: یک رمان ژاپنی(۱۹۷۵)
• - در رؤیای بابل (۱۹۷۷)
• - پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد (۱۹۸۲)
• - یک زن بدبخت (۱۹۸۲)
داستان کوتاه
• - انتقام چمن، در ایران: اتوبوس پیر و چند داستان دیگر (۱۹۷۱)
شعر- لطفاً این کتاب را بکارید. (۱۹۶۸)
• - ۳۰ ژوئن، ۳۰ ژوئن (۱۹۷۸)
• - پادشاهی دوم. (قلمرو دوم)
• - دری لولا شده به فراموشی
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#شعر_جهان
هوای عشق، بارانی است
نمیدانم این چه حسی است،
تا میآیم دختری را بسیار دوست داشته باشم
به خود شک میکنم
و این موضوع عصبانیم میکند.
درستش را نمیگویم
شاید هم دارم شروع میکنم
به امتحان کردن
ارزیابی کردن،
و محاسبه کردن
چیزی که میگویم.
وقتی میگویم: « فکر میکنی باران بگیرد؟ »
و او میگوید: « نمیدانم. »
این فکر به مغزم میرسد که: « آیا واقعاً دوستم دارد؟»
طور دیگر بگویم
کمی مشمئز کننده میشوم.
یک بار یکی از دوستانم گفت:
به خاطر میآورم تمامی آن ساعاتی که
مدرسه را خیره به ساعت
در انتظار زنگ تفریح، زنگ ناهار یا زنگ رفتن میگذراندم.
در انتظار هر چیز جز مدرسه.
معلمانم چه راحت تاخت و تاز میکردنند با جسیجیمز
در تمام آن زمانهایی که از من دزدیده بودند.
قلعه مرغان دریایی
هملت
با مرغی دریایی
زیر بازوانش
با اُفیلیا ازدواج کرد.
اُفیلیا هنوز خیس بود از
غرفهگی در آب.
او چون
گلی سپید بود
که مدتی طولانی
روی همین زمین زنده
این روزها انسان ها بر روی ماه گام میزنند
و رد پاهایشان را مثل کدو
روی آن دنیای مرده میکارند.
در حالی که
روی همین زمین زنده
در سال بیش از سه میلیون نفر از گرسنگی می میرند
مثل دری که به فراموشی لولا شود،
آرام آرام
از دیدم خارج شد،
و او زنی بود که دوستش داشتم.
اما چه بسیار شب ها که
مثل گوزنی مکانیکی در میان نوازشهای من میخوابید
و من در سکوت آهنی رویاهای او
درد کشیدم
تقریباً با یک سلام ساده
همه چیز آغاز میشود
آنقدر گریه میکنی، تا خوابت ببرد
ولی هنوز حیرانی که
او کدام گوری رفته
#اکولالیا
#ریچارد_براتیگان
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#شعر_جهان
هوای عشق، بارانی است
نمیدانم این چه حسی است،
تا میآیم دختری را بسیار دوست داشته باشم
به خود شک میکنم
و این موضوع عصبانیم میکند.
درستش را نمیگویم
شاید هم دارم شروع میکنم
به امتحان کردن
ارزیابی کردن،
و محاسبه کردن
چیزی که میگویم.
وقتی میگویم: « فکر میکنی باران بگیرد؟ »
و او میگوید: « نمیدانم. »
این فکر به مغزم میرسد که: « آیا واقعاً دوستم دارد؟»
طور دیگر بگویم
کمی مشمئز کننده میشوم.
یک بار یکی از دوستانم گفت:
به خاطر میآورم تمامی آن ساعاتی که
مدرسه را خیره به ساعت
در انتظار زنگ تفریح، زنگ ناهار یا زنگ رفتن میگذراندم.
در انتظار هر چیز جز مدرسه.
معلمانم چه راحت تاخت و تاز میکردنند با جسیجیمز
در تمام آن زمانهایی که از من دزدیده بودند.
قلعه مرغان دریایی
هملت
با مرغی دریایی
زیر بازوانش
با اُفیلیا ازدواج کرد.
اُفیلیا هنوز خیس بود از
غرفهگی در آب.
او چون
گلی سپید بود
که مدتی طولانی
روی همین زمین زنده
این روزها انسان ها بر روی ماه گام میزنند
و رد پاهایشان را مثل کدو
روی آن دنیای مرده میکارند.
در حالی که
روی همین زمین زنده
در سال بیش از سه میلیون نفر از گرسنگی می میرند
مثل دری که به فراموشی لولا شود،
آرام آرام
از دیدم خارج شد،
و او زنی بود که دوستش داشتم.
اما چه بسیار شب ها که
مثل گوزنی مکانیکی در میان نوازشهای من میخوابید
و من در سکوت آهنی رویاهای او
درد کشیدم
تقریباً با یک سلام ساده
همه چیز آغاز میشود
آنقدر گریه میکنی، تا خوابت ببرد
ولی هنوز حیرانی که
او کدام گوری رفته
#اکولالیا
#ریچارد_براتیگان
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بشناسیم
#ریچارد_براتیگان
#شاعر_نویسنده
ریچارد گَری براتیگان نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی، در سال ۱۹۳۵ در واشینگتن به دنیا آمد. در ۱۹۵۶، دوران اوج جنبش بیت، براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت. جایی که نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش فراوان بودند. او نخستین مجموعهی شعرش را تحت تاثیر جنبش بیت منتشر کرد و سال بعد با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرد. در تابستان۱۹۶۱ رمان "صید قزلآلا در آمریکا" را نوشت. این رمان شش سال بعد منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق بهسر میبرد، نجات داد. پس از موفقیت صید قزلآلا در آمریکا، براتیگان دیگر هر کتابی میتوانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتی کتابی منتشر کرد با نامِ "لطفاً این کتاب را بکارید" که شامل هشت شعر بود و به همراه هر شعر بستهای بذر! سه شعر از این اشعار با برگردانِ علیرضا بهنام در کتاب "کلاه کافکا" منتشر شدهاست. البته بدون بذر!
براتیگان به سفارش دوستانش در گروه بیتلز، چند شعر و بخشهایی از رمانهایش را در نوار کاستی با عنوان "گوش دادن به ریچارد براتیگان" خواند و منتشر کرد. این نوار نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش خوانده شد.
براتیگان نویسندهای خاصی بود و تعلقش به سبک یا جریان ادبی ویژه دشوار مینماید. زیباییشناسی او ترکیبی از دستاوردهای سورئالیسم فرانسوی و تفکر ضدبورژوازی است که جانمایهی آثار هنری معاصرش را شکل داده و در عین حال در تضاد کامل با پدرسالاری قرار میگیرد.
نقاط اوج داستانهای براتیگان یکدست نیست و از این نظر به کنکاش بیشتری برای درک بهتر این آثار نیاز است. در مجموعه اشعار او تمایل درونی نویسنده به خودکشی منعکس شدهاست. آثار براتیگان از این نظر شباهت به آثار ویرجینیا وولف و ولادیمیر مایاکوفسکی دارد و خواستههای درونی نویسنده به خوبی از آنها مشخص است. به این دلیل خواننده خود را خارج از فضای اثر حس نمیکند؛ چون براتیگان نویسندهای است که با چیرهدستی و مهارت لازم از آثار خود برای ارتباط مستقیم با خواننده استفاده کردهاست. شعر براتیگان را باید نمونهی کاملی از شعر زمینی دانست. شعری که بدون تحمیل تئوریها و فلسفههای ادبی مخاطبش را نرم و آرام تا پایان با خود شریک و همراه میکند. شعر براتیگان مانند داستانهایش هیچ پیش داوری را برنمیتابد.
در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ پلیس درِ خانهی براتیگان را شکست و یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسدش پیدا کرد. بنابر اظهارنظر پزشکی قانونی، او "ایستاده رو به دریا پشت پنجره" به شقیقهاش شلیک کردهاست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بشناسیم
#ریچارد_براتیگان
#شاعر_نویسنده
ریچارد گَری براتیگان نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی، در سال ۱۹۳۵ در واشینگتن به دنیا آمد. در ۱۹۵۶، دوران اوج جنبش بیت، براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت. جایی که نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش فراوان بودند. او نخستین مجموعهی شعرش را تحت تاثیر جنبش بیت منتشر کرد و سال بعد با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرد. در تابستان۱۹۶۱ رمان "صید قزلآلا در آمریکا" را نوشت. این رمان شش سال بعد منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق بهسر میبرد، نجات داد. پس از موفقیت صید قزلآلا در آمریکا، براتیگان دیگر هر کتابی میتوانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتی کتابی منتشر کرد با نامِ "لطفاً این کتاب را بکارید" که شامل هشت شعر بود و به همراه هر شعر بستهای بذر! سه شعر از این اشعار با برگردانِ علیرضا بهنام در کتاب "کلاه کافکا" منتشر شدهاست. البته بدون بذر!
براتیگان به سفارش دوستانش در گروه بیتلز، چند شعر و بخشهایی از رمانهایش را در نوار کاستی با عنوان "گوش دادن به ریچارد براتیگان" خواند و منتشر کرد. این نوار نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش خوانده شد.
براتیگان نویسندهای خاصی بود و تعلقش به سبک یا جریان ادبی ویژه دشوار مینماید. زیباییشناسی او ترکیبی از دستاوردهای سورئالیسم فرانسوی و تفکر ضدبورژوازی است که جانمایهی آثار هنری معاصرش را شکل داده و در عین حال در تضاد کامل با پدرسالاری قرار میگیرد.
نقاط اوج داستانهای براتیگان یکدست نیست و از این نظر به کنکاش بیشتری برای درک بهتر این آثار نیاز است. در مجموعه اشعار او تمایل درونی نویسنده به خودکشی منعکس شدهاست. آثار براتیگان از این نظر شباهت به آثار ویرجینیا وولف و ولادیمیر مایاکوفسکی دارد و خواستههای درونی نویسنده به خوبی از آنها مشخص است. به این دلیل خواننده خود را خارج از فضای اثر حس نمیکند؛ چون براتیگان نویسندهای است که با چیرهدستی و مهارت لازم از آثار خود برای ارتباط مستقیم با خواننده استفاده کردهاست. شعر براتیگان را باید نمونهی کاملی از شعر زمینی دانست. شعری که بدون تحمیل تئوریها و فلسفههای ادبی مخاطبش را نرم و آرام تا پایان با خود شریک و همراه میکند. شعر براتیگان مانند داستانهایش هیچ پیش داوری را برنمیتابد.
در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ پلیس درِ خانهی براتیگان را شکست و یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسدش پیدا کرد. بنابر اظهارنظر پزشکی قانونی، او "ایستاده رو به دریا پشت پنجره" به شقیقهاش شلیک کردهاست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهلن
"انتظار"
انگار
سالها طول کشید
که دستهای بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی به رنگ سپید
در قلبم بکارم.
اما انتظار
ارزشش را داشت
چون عاشق بودم.
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
"انتظار"
انگار
سالها طول کشید
که دستهای بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی به رنگ سپید
در قلبم بکارم.
اما انتظار
ارزشش را داشت
چون عاشق بودم.
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهان
"دوش با نقشه"
(برای مارسیا)
موهایت را نیاز دارم
تا مرا با نقشهی مکانهای جدید بپوشانند؛
آنوقت هرجا که بروم
قدرِ موهایت زیبا خواهد بود...
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
"دوش با نقشه"
(برای مارسیا)
موهایت را نیاز دارم
تا مرا با نقشهی مکانهای جدید بپوشانند؛
آنوقت هرجا که بروم
قدرِ موهایت زیبا خواهد بود...
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهان
چه فلاکتی بدتر از این؛
بوسهای را به وضوح به یاد آوری
که هرگز رخ نداده است...
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
چه فلاکتی بدتر از این؛
بوسهای را به وضوح به یاد آوری
که هرگز رخ نداده است...
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#شعر_جهان
چه فلاکتی بدتر از این؛
بوسهای را به وضوح به یاد آوری
که هرگز رخ نداده است...
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
چه فلاکتی بدتر از این؛
بوسهای را به وضوح به یاد آوری
که هرگز رخ نداده است...
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#شعر_جهان
"شعرِ عاشقانه"
خیلی خوبه که صبح،
تنها از خواب بیدار بشی
و مجبور نباشی به کسی بگی:
عاشقتم؛
وقتی که دیگه عاشقش نیستی!
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
"شعرِ عاشقانه"
خیلی خوبه که صبح،
تنها از خواب بیدار بشی
و مجبور نباشی به کسی بگی:
عاشقتم؛
وقتی که دیگه عاشقش نیستی!
#ریچارد_براتیگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
چقدر خوب می شد اگر آدم می توانست گذشتهاش را به شکل دیگری رقم بزند، اینجا و آنجا بعضی چیزها را تغییر بدهد، برای مثال دست از بعضی حماقت هایش بردارد. اما اگر این امکانپذیر بود، گذشته همیشه در حال دگرگونی بود و هرگز آرام و قرار نمی گرفت و هرگز به روزهایی از جنس مرمر مبدل نمی شد...
📘یک زن بدبخت
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
چقدر خوب می شد اگر آدم می توانست گذشتهاش را به شکل دیگری رقم بزند، اینجا و آنجا بعضی چیزها را تغییر بدهد، برای مثال دست از بعضی حماقت هایش بردارد. اما اگر این امکانپذیر بود، گذشته همیشه در حال دگرگونی بود و هرگز آرام و قرار نمی گرفت و هرگز به روزهایی از جنس مرمر مبدل نمی شد...
📘یک زن بدبخت
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
همچون دری
که بر پاشنهی فراموشی میچرخد
به آرامی از نظر محو شد،
و او
آنزنی بود
که دوست داشتمش،
اما بارها
در میانِ نوازشهای من
چون گوزنی مکانیکی
به خواب رفت،
و من
در سکوت
و خاموشیِ فلزی رویاهایش
درد کشیدم...
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
همچون دری
که بر پاشنهی فراموشی میچرخد
به آرامی از نظر محو شد،
و او
آنزنی بود
که دوست داشتمش،
اما بارها
در میانِ نوازشهای من
چون گوزنی مکانیکی
به خواب رفت،
و من
در سکوت
و خاموشیِ فلزی رویاهایش
درد کشیدم...
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
آیا آنقدر
که به تو فکر میکنم
به من
فکر میکنی؟
#ریچارد_براتیگان
شاعر آمریکایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
آیا آنقدر
که به تو فکر میکنم
به من
فکر میکنی؟
#ریچارد_براتیگان
شاعر آمریکایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
بند ناف را دوباره نمیتوان بَست
تا زندگی دیگر بار در آن جریان
یابد.
اشکهای ما هرگز کاملاً
خُشک نخواهد شد.
اولین بوسهی ما اکنون روحی است،
که سرگشته در دهانمان میگردد، بدان هنگام که آنها
در نسیان محو میشوند.
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
بند ناف را دوباره نمیتوان بَست
تا زندگی دیگر بار در آن جریان
یابد.
اشکهای ما هرگز کاملاً
خُشک نخواهد شد.
اولین بوسهی ما اکنون روحی است،
که سرگشته در دهانمان میگردد، بدان هنگام که آنها
در نسیان محو میشوند.
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه
آخرین حیرت زمانیست
که دیگر پی میبری
چیزی تو را به حیرت وا نمیدارد...
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه
آخرین حیرت زمانیست
که دیگر پی میبری
چیزی تو را به حیرت وا نمیدارد...
#ریچارد_براتیگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity