🔴#گمان می‌کنم كه من قهرمانی و تقدس را زياد نمی‌پسندم ؛
آنچه برای من جالب است،
انسان بودن است ...
#طاعون

#آلبر_كامو

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#شرّ و بدی که در دنیا وجود دارد پیوسته از نادانی می‌زاید و حُسنِ نیت نیز اگر از روی اطلاع نباشد ممکن است به اندازه‌ی شرارت تولید خسارت کند. مردم بیشتر خوب‌اند تا بد و در حقیقت، مسئله این نیست. بلکه آن‌ها کم یا زیاد نادان‌اند و همین است که فضیلت یا ننگ شمرده می‌شود. نومید کننده‌ترین ننگ‌ها، ننگِ نادانی است که گمان می‌کند همه چیز را می‌داند و در نتیجه به خودش اجازه آدم کشی می‌دهد: روحِ قاتل کور است و هرگز نیکی حقیقی یا عشق زیبا بدون روشن‌بینی کافی وجود ندارد.


📖 #طاعون
✍🏻 #آلبر_کامو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
این دنیا بی‌عشق به منزله‌ی دنیای مرده‌ای است و پیوسته ساعتی فرا می‌رسد که انسان از زندان‌ها و کار و تلاش خسته می‌شود و چهره‌ی عزیز و قلبی را که از مهربانی شکفته باشد می‌خواهد ...

✍🏻 #آلبر_کامو
📙 #طاعون
🔁 #رضا_سیدحسینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#این دنیا بی‌عشق به منزله‌ی دنیای مرده‌ای است و پیوسته ساعتی فرا می‌رسد که انسان از زندان‌ها و کار و تلاش خسته می‌شود و چهره‌ی عزیز و قلبی را که از مهربانی شکفته باشد می‌خواهد ...

✍🏻 #آلبر_کامو
📙 #طاعون
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#طاعون هر چقدر هم که کشنده و غیر قابل شکست باشد، نباید سدی شود روبروی عصیان و مبارزه انسان. تنها با عصیان و گذر کردن از آن است که به آگاهی می‌رسیم. در بلایا می‌توان انسانیت، شرافت و معرفت را در درون آدمیان کند و کاو کرد. بزرگ‌ترین چیزی که در مصیبت‌ها می‌توان دریافت، کشف ستودنی‌های درون است.

#آلبر_کامو

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

دنیای بی‌عشق، دنیایی مرده است و همیشه زمانی می‌رسد که انسان از زندانَش، کارش و وظیفه‌اش بیزار می‌شود و تنها چیزی که می‌خواهد یک چهره‌ی محبوب و قلبی گرم و آکنده از عشق است.

📒 #طاعون
👤 #آلبر_کامو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

#طاعون

نویسنده : آلبر کامو

مترجم:#سید_رضا_حسینی

🔴 کتاب طاعون، یکی از آثار ادبی برجسته‌ی جهان و اثری فلسفی از آلبر کامو، رویدادهای عجیبی را گزارش می‌دهد که توصیف جامعه‌ای است بی‌هدف‌ و بیهوده‌، که هیچ تعادلی ندارد. در این کتاب، کامو ما را به سفری در درون بسیاری از شخصیت‌های داستان که در شهر اوران وجود دارند، می‌برد و طاعون همان رویداد عجیب شهر اوران است. با آنکه بیش از نیم سده از انتشار کتاب طاعون می‌گذرد؛ همچنان اهمیت خود را حفظ کردہ است. ماجرای رمان «طاعون» که راوی آن تقریباً تا پایان کتاب خود را معرفی نمی‌کند، در شهری به نام «اران» اتفاق می‌افتد. این کتاب درباره شهری است که سراسر آن را بیماری طاعون فرا می‌گیرد و نخستین نشانه‌های آن هجوم موش‌ها به شهر است. کامو در این رمان به بررسی حالات و روحیات افراد در زمان‌های مختلف این دوره پرداخته است. حس همدلی، وحشیگری، عذاب وجدان و…. در یک بلای همگانی. کامو در مورد این رمانش در نامه‌ای به رولان بارت می‌نویسد که در مقایسه با رمان «بیگانه»، «طاعون» بی گفت‌وگو است از سرکشی انفرادی به جهان اجتماعی؛ اجتماعی که باید در مبارزه‌هایش شرکت کرد. اگر از «بیگانه» تا «طاعون» راهی در راستای تحول باشد، این تحول در جهان همبستگی و مشارکت است.

📝 به نظر عموم مردم، شهر به شکل همیشگی‌اش نیست. کمی ‌از وضع عادی‌ خارج شده، آن‌طور که در نگاه‌اول یک شهر معمولی به‌نظر می‌رسد، اما نه به‌شکلی که پیش از دوره‌ی حاکم‌نشین فرانسوی ساحل الجزیره بود. باید گفت که ظاهر شهر، ظاهری زشت است. ظاهری آرام دارد و همین آرامش، درکِ متمایزبودن این شهر با شهرهای تجاری دیگر را مشکل می‌کند. اول از همه؛ آب‌و‌هوا. برای مثال این شهر، شهری‌ست بدون کبوتر، جایی‌ست که درآن ما نه پرواز پرنده‌ها را می‌بینیم، و نه ریزش برگ‌های درختان را. می‌توان گفت که این شهر، شهری بدون جاذبه است. تغییر فصل‌ها را در این شهر، در ابری‌بودن یا صاف‌بودن آسمان نمی‌بینی. فقط سبدهای گل را در دست‌های گل‌فروشان کم سن‌و‌سال و دوره‌گرد خیابان می‌بینی. بعد تابستان سوزان این شهر است که مردم را در پناه سایه‌ی اتاق‌ها و در زیر پنجره‌ها زندانی می‌کند. وقتی پاییز می‌رسد، در کوچه‌های شهر، گل و لای آزاردهنده، مردم را حسابی عصبانی می‌کند. در بین فصل‌ها، فقط زمستان این شهر قابل تحمل است. اما مردم این‌جا چه‌طور روزگار می‌گذرانند؟ دوستی‌ها و دشمنی‌های‌شان؟ مرگ و میرشان؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
طاعون.pdf
24.9 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#طاعون

نویسنده : آلبر کامو

مترجم:#سید_رضا_حسینی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب

یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:

۱. #بابالنگ_‌دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون می‌میرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سال‌ها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشت‌مالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستان‌های دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درخت‌نشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخ‌خانهٔ شماره پنج ـ کورت ونه‌گات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستان‌های_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلت‌های_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
‌۷۶. #هم‌نام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفت‌وگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_می‌کنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلی‌ها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستان‌های_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادک‌باز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیری‌ها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندره‌آ
۹۷. #پاک‌کن‌ها ـ #آلن_رب‌گریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازه‌های_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستان‌های_کوتاه ـ #چخوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

روشن است که شما قادرید در راه یک اندیشه بمیرید. و من از آدم‌هایی که در راه اندیشه می‌میرند خسته شده‌ام. من به قهرمانی عقیده ندارم. می‌دانم که آسان است. به این نتیجه رسیده‌ام که کشنده است. آنچه برای من جالب است این است که انسان زندگی کند و از آن چیزی که دوست دارد بمیرد.

#کامو
#طاعون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#تلنگر

فاسدترین آدم‌ها کسانی هستند که نادانند اما گمان می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند، آن‌وقت به خودشان اجازه می‌دهند دیگران را بکشند.
روح آدم جنایت‌کار کور است.


#آلبر_کامو
#طاعون

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity