🔴#کتاب_و_لحظه
یک زن، همیشه در معرض خطر عاشق شدن قرار دارد!
و دردسرآفرین ترین موردها ، آن هایی هستند که ابتدا بسیار پیش پا افتاده به نظر می رسند و اهمیتی به آن ها داده نمی شود!
این دسته، رابطه شان را به عمیق ترین شکل یک رابطه ی عاشقانه بدل می کنند...



ژرژ سیمنون نویسنده بلژیکی بود. از وی که به خاطر نوشتن رمانهای پلیسی شهرت داشت نزدیک به ۵۰۰ رمان و تعداد بسیاری آثار کوتاه منتشر شده‌است. سیمنون خالق شخصیت کمیسر مگره یکی از سرشناس‌ترین کارآگاه‌های ادبیات پلیسی جهان است.


#سفر_مگره
#ژرژ_سیمنون
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#سفر «محمدرضا پهلوی» به انگلیس و استقبال رسمی مقامات ، ملکه و مردم انگلیس از شاهنشاه آریامهر ...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
محمد نوری _ سفر برای وطن
@sazochakameoketab
🔴#سفر_برای_وطن
#محمد_نوری
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم
ما برای بوسیدن خاك سر قله ها
چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم

ما برای آنكه ایران
خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم

ما برای آنكه ایران
گوهری تابان شود
خون دلها خورده ایم
خون دلها خورده ایم

لالا لالا لالا لای
لالا لالا لالا لای
لالا لالا لالا لالا


ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های كویر
چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم

ما برای خواندن این قصه عشق به خاك
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم

ما برای جاودانه ماندن این عشق پاك
خون دلها خورده ایم
خون دلها خورده ایم

لالا لالا لالا لای
لالا لالا لالا لای
لالا لالا لالا لالا

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم
ما برای بوسیدن خاك سر قله ها
چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم

ما برای آنكه ایران
خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#سفر_عشق
نمایشگاه اخیر آثار نقاشی پروین حسین زاده تبریزی در تاریخ ۲۶_۲۹ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی در گالری فام لندن میباشد .

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
او در دو جنگ جهانی شرکت کرد و در یکی از آن‌ها هم زخمی شده بود؛ بنابراین در تمام داستان‌هایش درست مثل یک پیر دنیا دیده‌است که برای بچه‌ها قصه تعریف می‌کند. در عین حال نکتهٔ عجیب و منحصربه‌فرد حکایت‌های او این است که هیچ‌چیز دلچسب و معنا داری در داستان‌هایش نمی‌توان پیدا کرد. شخصیت‌های داستانش مدام در موقعیت‌های پوچ قرار می‌گیرند و بیشتر آن‌ها را مرگ به عجیب‌ترین شکل ممکن غافلگیر می‌کند. نثرش، طنز تلخ و سردی است که در تمام حکایاتش جاری است و ماجرا را نه تنها تحمل‌پذیر بلکه لذت بخش می‌کند ولی این لذت تا کمی بعد از داستان ادامه دارد و بعد از آن، ذات غمگین و افسردهٔ قصه خودش را نشان می‌دهد و خواننده را به سرزمین‌های تاریک می‌برد. همین است که طرفداران جدی ادبیات مدرن، سفر به انتهای شب را «انجیل افسرده» لقب داده‌اند. این توافق تقریباً در تمام دنیای ادبیات وجود دارد که سلین نویسندهٔ توانایی است که سرگذشت عجیب و غریبش را حتی در کتاب «سفر به انتهای شب» تعریف کرده‌است. او همهٔ نبوغ و خلاقیتش را در این کتاب به کار برد نبوغی که باعث شد نویسنده‌های فراوانی مثل ژان پل سارتر، ژان ژنه، ساموئل بکت، کورت وانگات، هنری میلر و چارلز بوکوفسکی آن را ستایش می‌کنند. حتی نقل قولی از چارلز بوکوفسکی هست که جایی گفته: «سفر به انتهای شب، بهترین کتابی است که در دو هزار سال اخیر نوشته شده‌است.»
به زعم بسیاری، سلین یکی از بزرگ‌ترین نویسنده‌های تاریخ رمان است. نگاه او به دنیا بسیار سیاه، بی‌رحمانه و کالبد شکافانه است. او با شجاعتی بی‌نظیر پلیدی‌های انسان عصر جدید را برملا ساخت و آینه‌ای صادق در برابر او نهاد. همچنین نمی‌توان از زبان او یاد نکرد. او نثری بسیار عامیانه داشت و از عباراتی که خود می‌ساخت بسیار استفاده می‌کرد. او زبان معیار را زبانی زنده نمی‌دانست. او تمام تابوهای عصر خود را شکست و تأثیری عمیق بر نویسندگان پس از خویش گذاشت. بخشی از جامعهٔ روشنفکری فرانسه که ضدیت با او را در پیش گرفته بودند، از دادن جایزهٔ گنکور به فردینان سر باز زدند و حتی ادبیات او را ادبیات کثیف نامیدند. او بارها به نژادپرستی محکوم شد، در اواسط جنگ که او را به خاطر مقالات ضدیهودی مجبور به ترک فرانسه کردند، افرادی مثل آندره ژید از او به شدت حمایت کردند. خود سلین معتقد بود که همهٔ آن‌ها دسیسه‌های روشنفکران کمونیست فرانسه مثل آندره مالرو، لویی آراگون، آلبر کامو و الزا تریوله است. حتی معتقد بود که در تحت تعقیب قرار گرفتنش نیز آن‌ها دخیل بوده‌اند زیرا که آنها عضو کانون ملی نویسندگان فرانسه بودند که در سپتامبر ۱۹۴۴ فهرست سیاهی شامل ۱۲ نویسندهٔ فرانسوی منتشر کردند که سلین هم جزو آن‌ها بود.
سلین از منتقدان جدی مارسل پروست بود و دربارۀ شهرت کتاب در جستجوی زمان از دست رفته او اعتقاد داشت که «اگر پروست یهودی نبود، امروزه دیگر کسی راجع به او حرف نمی زد.»[۱]
شاید هنگام مطالعهٔ آثار او بد نباشد به سه نقطه‌هایی که مشخصهٔ نوشتار او هستند، به انبوه آوانماها و نیز کلمات شکسته و عامیانه و شبه جمله‌ها توجه کنیم.

اجداد ما به خوبی خودمان بودند ؛ کینه‌ای ، رام ، بی‌عصمت ، درب و داغان ، ترسو و نامرد ، حقا که به خوبی خودمان بودند ! ماها عوض نمی‌شویم ؛ نه جوراب‌مان عوض می‌شود و نه ارباب‌هامان ، و نه عقایدمان . وقتی هم می‌شود آنقدر دیراست که به زحمتش نمی‌ارزد . ما ثابت‌قدم به دنیا آمده‌ایم و ثابت‌قدم هم ریغ رحمت را سر می‌کشیم ؛ سرباز بی‌جیره و مواجب ، قهرمان‌هایی که سنگ دیگران را به سینه می‌زنند ، بوزینه‌های ناطقی که از حرف‌هاشان رنج می‌برند . ماها آلت دست عالیجناب نکبتیم . او صاحب اختیار ماست . باید هوای کاردستمان باشد که لااقل بشود غذایی بلنبانیم . این که نشد زندگی .
#لویی_فردینان_سلین

دست برداشتن از زندگی خیلی آسان‌تر است تا دست برداشتن از عشق! آدم در این دنیا عمرش را به کشتن و پرستیدن می‌گذراند. و هر دوی اینا‌ها را با هم. از تو متنفرم! می پرستمت!
از خودت دفاع می‌کنی، خوش می‌گذرانی و دیوانه‌وار به هر قیمتی که هست زندگی را به موجود دوپای دیگری در قرن آینده وا می‌گذاری، طوری که انگار هیچ لذتی بالاتر از ادامه پیدا کردن نیست! طوری که انگار این کار در نهایت عمرت را جاودانه می‌کند!
به هر حال میل به عشق ورزی چاره ناپذیر است. مثل میل به خاراندن تن آدم ...

#لویی_فردینان_سلین


#معرفی_کتاب
#سفر_به_انتهای_شب
#فردینان_سلین
🔴#کتال_ولحظه

لحظه هایی هست که تنهای تنها می شوی و به آخر هرچیزی که ممکن است برایت اتفاق بیفتد میرسی. این آخر دنیاست. خود غصه. غصه ی تو دیگر جوابگویت نیست و باید به عقب برگردی، وسط آدم ها، هرکه میخواهد باشد. در این جور لحظه ها به خودت سخت نمی گیری، چون حتی به خاطر اشک ریختن هم باید به آغاز هرچیز برگردی، به جایی که همه ی دیگران هستند.


#سفر_به_انتهای_شب
#لویی_فردینان_سلین

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

خوشا به حال آن که دوستی می‌یابد که قلب و ذهنش با قلب و روح او هم‌نواست. دوستی که به واسطه‌ی شباهت سلیقه، احساس و دانسته‌هایش به او می‌پیوندد، دوستی که دربند جاه‌طلبی یا منافع شخصی نیست. موجودی که سایه‌سار درختی را به دبدبه و کبکبه‌ی دربار ترجیح میدهد!

📙#سفر_به_دور_اتاقم
#اگزویه_دو_مستر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تماشاخانه

🎥 فیلم ارزشمند و نایاب دوره #مظفرالدین_شاه منتشر شد

#فیلم_کامل دوره مظفرالدین شاه که به همت شهریار عدل در سال 61 پژوهش و به دست مرکز سینمای فرانسه بازیابی شده بود، توسط کاخ گلستان منتشر شد. مدت این فیلم 56 دقیقه است و سال 82 پس از دیجیتالی شدن از روی 38 حلقه فیلم 16 و 35 میلی متری موجود در کاخ گلستان، به ایران برگشت.
بخش نخست فیلم مربوط به #سفر_اول مظفرالدین شاه به فرنگ وسط میرزا ابراهیم عکاس‌باشی و با مشارکت شرکت فیلمبرداری گومون فرانسه ضبط شده است.
در بخش‌های دیگر کاخ گلستان، رژه، مراسم بندبازی، میدان مشق و محل‌های دیگری در شهر تهران دیده می‌شود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

روزی می‌رسد که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت می‌شوی. نه از بدگویی‌های دیگران می‌رنجی و نه دلخوش به حرف‌های عاشقانه‌ی اطرافت.
به آن روز می‌گویند: "پیری".
آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته‌اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد.
این دیگر به چگونه تاکردن زندگی با انسان‌ها دارد.
#سفر_بخير_آقاي_رئيس_جمهور
#گابریل_گارسیا_مارکز

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

شهرهاى ناشناس چه خوبند.
وقت و جاى آن است كه تصور كنى همه‌ى كسانى كه جلويت سبز مى‌شوند، آدمهاى مهربانى هستند.
وقت روياست...!


📕 #سفر_به_انتهاى_شب
✍️ #لویى_فردينان_سلين

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب

یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:

۱. #بابالنگ_‌دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون می‌میرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سال‌ها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشت‌مالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستان‌های دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درخت‌نشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخ‌خانهٔ شماره پنج ـ کورت ونه‌گات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستان‌های_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلت‌های_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
‌۷۶. #هم‌نام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفت‌وگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_می‌کنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلی‌ها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستان‌های_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادک‌باز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیری‌ها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندره‌آ
۹۷. #پاک‌کن‌ها ـ #آلن_رب‌گریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازه‌های_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستان‌های_کوتاه ـ #چخوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه

روزی می‌رسد که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت می‌شوی. نه از بدگویی‌های دیگران می‌رنجی و نه دلخوش به حرف‌های عاشقانه‌ی اطرافت.
به آن روز می‌گویند: "پیری".
آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته‌اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد.
این دیگر به چگونه تاکردن زندگی با انسان‌ها ارتباط دارد.

✍🏽 #گابریل_گارسیا_مارکز
📕 #سفر_بخير_آقاى_رييس‌جمهور

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
سفر ناگذشتنی-غزاله علیزاده.pdf
2.7 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سفر_ناگذشتنی
غزاله علیزاده
چاپ اول و تک چاپ
۲۵۳۶_۱۳۵۶
#بسیار_بسیار_کمیاب

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

برعكس عمل كن! دَه روز، بجاى اينكه احساسِ يك آدم ضعيف و غمگين را داشته باشىی،احساسِ يك انسانِ با اقتدار و قوى را داشته باش و از تهِ دل اقتدار و شادى را حس كن.

+يعنى به خودم دروغ بگويم؟!

- چه فكر كنى ضعيف هستى و چه قوى، در هر دو صورت دارى به خودت دروغ ميگويى، پس چه بهتر كه دروغِ باارزشى باشد.

+اين كار چه سودى دارد؟!

- جهانت را به سمتِ آنچه كه رفتار ميكنى سوق ميدهد.

📚#سفر_به_ديگر_سو
👤#كارلوس_كاستاندا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

کسی که از "آینده" حرف بزند، مخش معیوب است. "حال" است که به حساب می‌آید. زنده کردن "گذشته"ها هم جنگی است که به درد کرم‌ها می‌خورد.


📖 #سفر_به_انتهای_شب
✍🏻 #لوئی_فردینان_سلین

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه

با شما هستم مردمِ بی‌چیز، پس‌مانده‌های زندگی، ای همیشه کتک‌خورده‌ها، غرامت‌دهنده‌ها، عرق‌ریزها، به شما اعلام خطر می‌کنم؛ وقتی که بزرگانِ این عالم عاشق چشم و ابروتان شدند، معنی‌اش این است که می‌خواهند گوشت‌تان را در جنگ‌شان کباب کنند.
علامتش این است، علامت واضحی است؛ همیشه با مِهر و ملاطفت شروع می‌شود.


📚 #سفر_به_انتهای_شب
🖊 #لویی_فردینان_سلین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه

با شما هستم مردمِ بی‌چیز، پس‌مانده‌های زندگی، ای همیشه کتک‌خورده‌ها، غرامت‌دهنده‌ها، عرق‌ریزها، به شما اعلام خطر می‌کنم؛ وقتی که بزرگانِ این عالم عاشق چشم و ابروتان شدند، معنی‌اش این است که می‌خواهند گوشت‌تان را در جنگ‌شان کباب کنند.
علامتش این است، علامت واضحی است؛ همیشه با مِهر و ملاطفت شروع می‌شود.


📚 #سفر_به_انتهای_شب
🖊 #لویی_فردینان_سلین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه 🎵

در نهایت، تنها چیزی که از زندگی برایمان باقی می‌ماند، ترس است؛ ترس از تنهایی، ترس از درد، و در نهایت ترس از مرگ. همه چیز به تدریج فرو می‌ریزد، حتی خاطراتمان. روزی می‌رسد که حتی نمی‌توانیم خودمان را به خاطر بیاوریم، چه رسد به دیگران. این همان سرنوشت همگان است؛ فروپاشی آرام و اجتناب‌ناپذیر. شاید تنها چیزی که واقعاً برای ما هست، همین سفر طولانی به سوی هیچ‌کجا باشد.

#سفر به انتهای شب/سلین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
سفر برای وطن-محمد نوری، نادر ابراهیمی، فریدون شهبازیان
@haft_eghlims
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼

#صد_سال_موسیقی_ایرانی
#پاپ

▪️عنوان: #سفر_برای_وطن
▪️خواننده: #محمد_نوری
▪️سراینده: #نادر_ابراهیمی
▪️آهنگساز: #فریدون_شهبازیان
▪️آلبوم: #جان_مریم


ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کرده‌ایم، چه سفرها کرده‌ایم

ما برای بوسیدن خاک سر قله‌ها
چه خطرها کرده‌ایم، چه خطرها کرده‌ایم

ما برای آن‌که ایران گوهری تابان شود
خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم

ما برای آن‌که ایران خانه‌ی خوبان شود
رنج دوران برده‌ایم، رنج دوران برده‌ایم

ما برای بوییدن بوی گل نسترن،
چه سفرها کرده‌ایم، چه سفرها کرده‌ایم

ما برای نوشیدن شورابه‌های کویر
چه خطرها کرده‌ایم، چه خطرها کرده‌ایم

ما برای خواندن این قصه‌ی عشقِ به خاک
خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم

ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
رنج دوران برده‌ایم، رنج دوران برده‌ایم

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity