🔴#کتاب_ولحظه
یک بار آن وقتها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیبهای سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد میکرد. مادرم گفت اگر صبر میکردم تا سیبها برسند، مریض نمیشدم.
حالا هر وقت چیزی را از ته دل میخواهم، سعی میکنم حرفهای او را در مورد "سیب کال" یادم باشد ...
📗 بادبادکباز
✍🏻 #خالد_حسینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
یک بار آن وقتها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیبهای سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد میکرد. مادرم گفت اگر صبر میکردم تا سیبها برسند، مریض نمیشدم.
حالا هر وقت چیزی را از ته دل میخواهم، سعی میکنم حرفهای او را در مورد "سیب کال" یادم باشد ...
📗 بادبادکباز
✍🏻 #خالد_حسینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه
ننه: فقط یک هنر را باید یاد بگیری و
آن هم تحمل است،تحمل!
مریم: تحملِ چی ننه؟
ننه:نگران آن نباش
موضوع کم نمی آوری!
#خالد_حسینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ننه: فقط یک هنر را باید یاد بگیری و
آن هم تحمل است،تحمل!
مریم: تحملِ چی ننه؟
ننه:نگران آن نباش
موضوع کم نمی آوری!
#خالد_حسینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
امیدوارم اگر خدایی هم آن بالا هست بهجز آمار برداری از ویسكی خوردن و گوشت خوک خوردن من، حواسش به چیزهای مهمتر دیگری نیز باشد...!
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
امیدوارم اگر خدایی هم آن بالا هست بهجز آمار برداری از ویسكی خوردن و گوشت خوک خوردن من، حواسش به چیزهای مهمتر دیگری نیز باشد...!
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از تمام دشواری هایی که آدم باید با آن روبرو شود، هیچ چیز به اندازه ی عمل ساده ی انتظار کشیدن مجازات کننده نیست...
📕 #هزاران_خورشید_تابان
✍️ #خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از تمام دشواری هایی که آدم باید با آن روبرو شود، هیچ چیز به اندازه ی عمل ساده ی انتظار کشیدن مجازات کننده نیست...
📕 #هزاران_خورشید_تابان
✍️ #خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_نویسنده
#خالد_حسینی زاده ۴ مارس سال ۱۹۶۵ در #کابل
نویسنده افغان_آمریکایی است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_نویسنده
#خالد_حسینی زاده ۴ مارس سال ۱۹۶۵ در #کابل
نویسنده افغان_آمریکایی است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#خالد_حسینی
عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادکباز و هزار خورشید تابان است.نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی مینویسد.
#زادروز_نویسنده
چهارم مارس
#خالد_حسینی
#نویسنده و #پزشک
#زندگینامه
خالد حسینی در چهارم مارس سال 1956 از پدر و مادری #هراتی در کابل به دنیا آمد.پدرش یک #دیپلمات و مادرش #معلم_زبان_دری در دبیرستان های کابل بود. خالد حسینی به خاطر کار دیپلماتیک پدرش در فاصله سال های 1970 تا 1973 به همراه خانواده اش در تهران زندگی می کرد و بعد از آن هم تا قبل از حمله شوروی به #افغانستان مدت چهار سال را در #پاریس اقامت داشت.
در سال 1980 به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان و حمله ی ارتش سرخ به کابل، پدرش از کار دولتی اش برکنار شد وتمام اعضای خانواده به آمریکا مهاجرت کردند.
در آمریکا خالد حسینی دانش آموز موفقی بود. ابتدا در رشته #زیست_شناسی لیسانسش را گرفت و سپس در سال 1989 وارد دانشگاه سن دیگو شد و در آنجا مشغول تحصیل در رشته پزشکی شد.
خالد در سال 2001 ایده نگارش کتابی براساس وقایع داخلی کشورش به ذهنش می آید.
نام این کتاب که "باد بادک باز" شد، در سال 2003 ابتدا در آمریکا انتشار پیدا کرد، سپس با استقبال گسترده ای در سراسر جهان مواجه شد و سومین کتاب پرفروش آن سال شد. این کتاب تاکنون به چهل و هشت زبان ترجمه شده و در سال 2007 فیلمی براساس داستان آن ساخته شده است .
خالد حسینی در سال 2006 سفیر حسن نیت افغانستان از طرف آژانس پناهندگی سازمان ملل متحد شد.
او در سال 2007 نگارش دومین رمانش یعنی "هزار خورشید تابان را آغاز کرد که این رمان هم در سال انتشارش پرفروش ترین کتاب آمریکای شمالی شد. خالد حسینی عنوان این کتاب را با الهام شعری از صایب تبریزی انتخاب کرده است.
خالد حسینی اکنون به همراه همسر و دو فرزندش در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.
#آثار
بادبادک باز، 2003
هزار خورشید تابان، 2007
و کوهستان به طنین آمد، 2013
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#خالد_حسینی
عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادکباز و هزار خورشید تابان است.نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی مینویسد.
#زادروز_نویسنده
چهارم مارس
#خالد_حسینی
#نویسنده و #پزشک
#زندگینامه
خالد حسینی در چهارم مارس سال 1956 از پدر و مادری #هراتی در کابل به دنیا آمد.پدرش یک #دیپلمات و مادرش #معلم_زبان_دری در دبیرستان های کابل بود. خالد حسینی به خاطر کار دیپلماتیک پدرش در فاصله سال های 1970 تا 1973 به همراه خانواده اش در تهران زندگی می کرد و بعد از آن هم تا قبل از حمله شوروی به #افغانستان مدت چهار سال را در #پاریس اقامت داشت.
در سال 1980 به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان و حمله ی ارتش سرخ به کابل، پدرش از کار دولتی اش برکنار شد وتمام اعضای خانواده به آمریکا مهاجرت کردند.
در آمریکا خالد حسینی دانش آموز موفقی بود. ابتدا در رشته #زیست_شناسی لیسانسش را گرفت و سپس در سال 1989 وارد دانشگاه سن دیگو شد و در آنجا مشغول تحصیل در رشته پزشکی شد.
خالد در سال 2001 ایده نگارش کتابی براساس وقایع داخلی کشورش به ذهنش می آید.
نام این کتاب که "باد بادک باز" شد، در سال 2003 ابتدا در آمریکا انتشار پیدا کرد، سپس با استقبال گسترده ای در سراسر جهان مواجه شد و سومین کتاب پرفروش آن سال شد. این کتاب تاکنون به چهل و هشت زبان ترجمه شده و در سال 2007 فیلمی براساس داستان آن ساخته شده است .
خالد حسینی در سال 2006 سفیر حسن نیت افغانستان از طرف آژانس پناهندگی سازمان ملل متحد شد.
او در سال 2007 نگارش دومین رمانش یعنی "هزار خورشید تابان را آغاز کرد که این رمان هم در سال انتشارش پرفروش ترین کتاب آمریکای شمالی شد. خالد حسینی عنوان این کتاب را با الهام شعری از صایب تبریزی انتخاب کرده است.
خالد حسینی اکنون به همراه همسر و دو فرزندش در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.
#آثار
بادبادک باز، 2003
هزار خورشید تابان، 2007
و کوهستان به طنین آمد، 2013
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
امیدوارم
اگر خدایی هم آن بالا هست
بهجز آمار برداری از ویسكی خوردن
و گوشت خوک خوردنِ من،
حواسش
به چیزهای مهمترِ دیگری نیز باشد ...!
#خالد_حسینی
« بادبادکباز »
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
امیدوارم
اگر خدایی هم آن بالا هست
بهجز آمار برداری از ویسكی خوردن
و گوشت خوک خوردنِ من،
حواسش
به چیزهای مهمترِ دیگری نیز باشد ...!
#خالد_حسینی
« بادبادکباز »
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#دل_مردها نانجیب است ،
نانجیب مریم .
مثل #رحم_مادر نیست .
ازش #خون نمی ریزد ،
بزرگ نمی شود که
برایت #جا باز کند .
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#دل_مردها نانجیب است ،
نانجیب مریم .
مثل #رحم_مادر نیست .
ازش #خون نمی ریزد ،
بزرگ نمی شود که
برایت #جا باز کند .
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بابا گفت:
«امیر، تو هیچ وقت از آن ابلههای ریشو چیز بدرد بخوری یاد نمیگیری.»
«ملا فتح الله خان را میگویی؟»
بابا با تكان دادن لیوان مشروبش تایید كرد.
«همهشان را میگویم، تف به ریش هرچی عنتر حق بجانب است»
خندهام گرفت ...
غیر از تسبیح انداختن و از بر كردن كتابی كه اصلا زبان آن حالیشان نمیشود، هنر دیگری ندارند ...
«اگر آن بالا خدایی هست، امیدوارم حواسش به چیزهای مهمتری باشد؛ تا به ویسكی و گوشت خوک خوردن من. !
بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بابا گفت:
«امیر، تو هیچ وقت از آن ابلههای ریشو چیز بدرد بخوری یاد نمیگیری.»
«ملا فتح الله خان را میگویی؟»
بابا با تكان دادن لیوان مشروبش تایید كرد.
«همهشان را میگویم، تف به ریش هرچی عنتر حق بجانب است»
خندهام گرفت ...
غیر از تسبیح انداختن و از بر كردن كتابی كه اصلا زبان آن حالیشان نمیشود، هنر دیگری ندارند ...
«اگر آن بالا خدایی هست، امیدوارم حواسش به چیزهای مهمتری باشد؛ تا به ویسكی و گوشت خوک خوردن من. !
بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
همیشه داشتن و از دست دادن
به مراتب آدم را بیشتر ناراحت میکند
تا این که از اول نداشته باشد..
#بادبادک_باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
همیشه داشتن و از دست دادن
به مراتب آدم را بیشتر ناراحت میکند
تا این که از اول نداشته باشد..
#بادبادک_باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
رنجیدن از حقیقت،
بهتر از تسکین با دروغ است ...
بابا گفت:
فقط یک گناه وجود دارد والسلام، آن هم دزدی ست!
هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است!
اگر مردی را بکشی، یک زندگی را ﻣﯽدزدی،
حق زنش را از داشتن شوهر ﻣﯽدزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر ﻣﯽدزدی...
وقتی دروغ ﻣﯽگویی، حق کسی را از دانستن حقیقت ﻣﯽدزدی...
وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف ﻣﯽدزدی...
ﻣﯽفهمی؟!
📓بادبادک باز
✍️#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
رنجیدن از حقیقت،
بهتر از تسکین با دروغ است ...
بابا گفت:
فقط یک گناه وجود دارد والسلام، آن هم دزدی ست!
هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است!
اگر مردی را بکشی، یک زندگی را ﻣﯽدزدی،
حق زنش را از داشتن شوهر ﻣﯽدزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر ﻣﯽدزدی...
وقتی دروغ ﻣﯽگویی، حق کسی را از دانستن حقیقت ﻣﯽدزدی...
وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف ﻣﯽدزدی...
ﻣﯽفهمی؟!
📓بادبادک باز
✍️#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در افغانستان کودک زیاده،
اما کودکی کمه...!!
👤#خالد_حسینی
📓 بادبادکباز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در افغانستان کودک زیاده،
اما کودکی کمه...!!
👤#خالد_حسینی
📓 بادبادکباز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#وکوهستان_به_طنین_آمد
نوشته : #خالد_حسینی
ترجمه : نسترن ظهیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#وکوهستان_به_طنین_آمد
نوشته : #خالد_حسینی
ترجمه : نسترن ظهیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
یک بار آن وقتها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیبهای سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد میکرد. مادرم گفت اگر صبر میکردم تا سیبها برسند، مریض نمیشدم.حالا هر وقت چیزی را از ته دل میخواهم، سعی میکنم حرفهای او در مورد "سیب کال" را یادم باشد.
📚 بادبادک_باز
✍🏻 #خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
یک بار آن وقتها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیبهای سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد میکرد. مادرم گفت اگر صبر میکردم تا سیبها برسند، مریض نمیشدم.حالا هر وقت چیزی را از ته دل میخواهم، سعی میکنم حرفهای او در مورد "سیب کال" را یادم باشد.
📚 بادبادک_باز
✍🏻 #خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#زادروز
بابا گفت: «اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی. وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی، می فهمی؟»
#بادبادکباز
#خالد_حسینی
امروز سالروز تولد #خالد_حسینی نویسنده افغان—آمریکایی است.(۴ مارس ۱۹۶۵)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#زادروز
بابا گفت: «اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی. وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی، می فهمی؟»
#بادبادکباز
#خالد_حسینی
امروز سالروز تولد #خالد_حسینی نویسنده افغان—آمریکایی است.(۴ مارس ۱۹۶۵)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
هر داستانی شبیه
یک قطار در حال حرکت است
مهم نیست کجا سوار شی
دیر یا زود مجبوری به مقصد برسی
🕴 #خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
هر داستانی شبیه
یک قطار در حال حرکت است
مهم نیست کجا سوار شی
دیر یا زود مجبوری به مقصد برسی
🕴 #خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ميدانم بی انصافيست
اما اتفاقی كه ظرف چند روز
گاهی حتی در عرض یک روز میافتد
مسير زندگی را به كلی عوض میکند!
📒بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ميدانم بی انصافيست
اما اتفاقی كه ظرف چند روز
گاهی حتی در عرض یک روز میافتد
مسير زندگی را به كلی عوض میکند!
📒بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ميدانم بی انصافيست
اما اتفاقی كه ظرف چند روز
گاهی حتی در عرض یک روز میافتد
مسير زندگی را به كلی عوض میکند!
📒بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ميدانم بی انصافيست
اما اتفاقی كه ظرف چند روز
گاهی حتی در عرض یک روز میافتد
مسير زندگی را به كلی عوض میکند!
📒بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
همان شب اولین داستانم را نوشتم.
نیم ساعت طول کشید.
داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد اشکها بدل به مروارید میشوند.
اما هر چند از مال دنیا چیزی نداشت، شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت، پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواند با اشکهایش ثروتمند شود.
همانطور که مرواریدها تلنبار میشد، طمعش گل کرد.
داستان به اینجا ختم میشد که مرد کارد به دست روی کوهی از مروارید نشسته است و بی اختیار در فنجان اشک میریزد و جسد همسر مقتولش در دستهای اوست.
📒 بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
همان شب اولین داستانم را نوشتم.
نیم ساعت طول کشید.
داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد اشکها بدل به مروارید میشوند.
اما هر چند از مال دنیا چیزی نداشت، شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت، پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواند با اشکهایش ثروتمند شود.
همانطور که مرواریدها تلنبار میشد، طمعش گل کرد.
داستان به اینجا ختم میشد که مرد کارد به دست روی کوهی از مروارید نشسته است و بی اختیار در فنجان اشک میریزد و جسد همسر مقتولش در دستهای اوست.
📒 بادبادک باز
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity