🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #یادمان

#پابلو_نرودا

نام اصلی او «نفتالی ریکاردو الیسر ریه‌س باسوآلتو» بود و نام «پابلو نرودا» را از روی نام نویسنده چک یان نرودا به عنوان نام مستعار خود انتخاب کرده بود. بعدها «پابلو نرودا» نام رسمی او شد.


#زندگی‌نامه

او در شهر پارال در ۴۰۰ کیلومتری جنوب سانتیاگو به دنیا آمد. پدرش کارمند راه آهن و مادرش معلم بود. هنگامی که دوماهه بود مادرش درگذشت و او همراه پدرش در شهر تموکو ساکن شدند.
نرودا از کودکی به نوشتن مشتاق بود و بر خلاف میل پدرش با تشویق اطرافیان روبرو می‌شد. یکی از مشوقان او گابریلا میسترال بود که خود بعدها برنده جایزه نوبل ادبیات شد. نخستین مقاله نرودا وقتی که شانزده سال داشت در یک روزنامه محلی چاپ شد.
پابلو نرودا در حال خواندن شعرهایش برای ضبط در کتابخانه کنگره آمریکا در سال ۱۹۶۶
با رفتن به دانشگاه شیلی در سانتیاگو و انتشار مجموعه‌های شعرش شهرت او بیشتر شد و با شاعران و نویسندگان دیگر آشنا شد. مدتی به عنوان کارمند دولت شیلی به برمه و اندونزی رفت و به مشاغل دیگر نیز پرداخت. بعد مأمور به کنسولگری شیلی در بارسلون و بعد کنسول شیلی در مادرید شد. در همین دوره جنگ داخلی اسپانیا درگرفت. نرودا در جریان این جنگ بسیار به سیاست پرداخت و هوادار کمونیسم شد. در همین دوره با فدریکو گارسیا لورکا دوست شد.
پس از آن نرودا کنسول شیلی در پاریس شد و به انتقال پناهندگان جنگ اسپانیا به فرانسه کمک کرد. بعد از پاریس به مکزیکو رفت. در آنجا با پناه دادن به نقاش مکزیکی داوید آلفارو سیکه‌ایروس که مظنون به شرکت در قتل تروتسکی بود، در معرض انتقاد قرار گرفت.
در ۱۹۴۳ به شیلی بازگشت و پس از آن سفری به پرو کرد و بازدید از خرابه‌های ماچوپیچو بر او اثر کرد و شعری در این باره سرود.
در ۱۹۴۵ به عنوان سناتوری کمونیست در سنای شیلی مشغول شد و چهار ماه بعد رسماً عضو حزب کمونیست شیلی شد. در ۱۹۴۶ پس از شروع سرکوبی مبارزات کارگری و حزب کمونیست او سخنرانی تندی بر ضد حکومت کرد و پس از آن مدتی مخفی زندگی کرد. در سال ۱۹۴۹ با اسب از مرز به آرژانتین گریخت.
یکی از دوستان او در بوئنوس‌آیرس شاعر و نویسنده گواتمالاییمیگل آنخل آستوریاس، برنده بعدی جایزه نوبل ادبیات بود. نرودا که شباهتی به آستوریاس داشت با گذرنامه او به پاریس سفر کرد. پس از آن به بسیاری کشورها سفر کرد و مدتی نیز در مکزیک بسر برد. در همین دوره شعر بلند آواز مردمان را سرود.
در دهه ۱۹۵۰ به شیلی بازگشت. در دهه ۱۹۶۰ به انتقاد شدید از سیاست‌های آمریکا و جنگ ویتنام پرداخت. در ۱۹۶۶ در کنفرانس انجمن بین‌المللی قلم در نیویورک شرکت کرد. دولت آمریکا به دلیل کمونیست بودن از دادن روادید به او خودداری می‌کرد ولی با کوشش نویسندگان آمریکایی، به ویژه آرتور میلر، در آخر به او ویزا دادند.
در ۱۹۷۰ نام او به عنوان نامزد ریاست جمهوری مطرح بود اما او از سالوادور آلنده حمایت کرد.
در ۱۹۷۱ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

#درگذشت

در گواهی رسمی مرگ او در سال ۱۹۷۳، سرطان پروستات علت مرگ ذکر شده‌است. مرگ او چند روز پس از کودتای ژنرال پینوشه و کشته شدن آلنده رخ داد.

در آوریل سال ۲۰۱۳، نرودا نبش قبر شد تا روشن شود که آیا آن طور که مانوئل آرایا راننده وی و برخی دیگر احتمال می‌دهند مسموم شده‌است یا خیر. در آزمایش‌های انجام گرفته، ردی از سم در جنازه او پیدا نشد، اما اکنون قرار است آزمایش‌های بیشتری انجام گیرد. آقای آرایا می‌گوید پابلو نرودا که در آن زمان ۶۹ ساله بود، از بیمارستانی در سانتیاگو به او تلفن کرد و گفت که پس از تزریقی به معده‌اش، حالت تهوع دارد. عده‌ای معتقدند که پابلو نرودا مسموم شده و به قتل رسیده، زیرا او حامی سرسخت رئیس جمهوری سرنگون شده سالوادور آلنده بود و می‌توانست به رهبر مخالفان دیکتاتوری پینوشه بدل شود. مقامات می‌گویند آزمایش‌های جدید بر باقی‌مانده پیکر نرودا در پی یافتن عناصر و مواد سنگین یا غیر ارگانیکی است که ممکن است به صورت مستقیم یا غیر مستقیم باعث مرگ او شده باشد. تحقیقات همچنین بر کشف موادی شیمیایی متمرکز خواهد بود که باعث هر نوع آسیب به سلول‌ها یا پروتئین‌ها می‌شوند. آزمایش‌های قبلی به‌طور مشخص در پی یافتن رد و باقی مانده‌ای از سم بود.


#آثار
زندگینامه_ومعرفی_آثاراستاد_بهرام.pdf
6.7 MB
🔴#زندگینامه ومعرفی آثاراستاد "بهرام بیضائی"، به انضمام پوسترهایی به یادبود آثار او

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
زندگینامه_ومجموعه_آثاراندی_وارهول.pdf
34.1 MB
🔴#زندگینامه ومجموعه آثار"اندی وارهول"

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز_هنرمند
#استاد_انوشیروان_روحانی_نازنین
#زندگی‌نامه

انوشیروان روحانی پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۱۸ در یک خانوادهٔ هنرمند، در رشت به دنیا آمد. انوشیروان روحانی پس از سه سال که مدّت مأموریت پدرش به پایان رسید، به اتفاق خانواده به تهران آمد و در همان سال یک ملودیکا برای او خریدند. سپس با راهنمایی پدر و تداوم در راه فراگیری موسیقی، به شکلی پیشرفت کرد که در سن ۹ سالگی در «جامعه باربد» که به سرپرستی اسماعیل مهرتاش اداره می‌شد، برنامه‌هایی اجرا کرد که مورد تشویق مهرتاش و مدعوین قرار گرفت. روحانی در سن ۶ سالگی با راهنمایی‌های پدر، با نت آشنا شد و در همین اوقات وارد هنرستان موسیقی شد. در هنرستان موسیقی، جواد معروفی، روح‌الله خالقی و سایر استادان هنرستان موسیقی تعلیم وی را بر عهده گرفتند. وی در کنار تحصیل در زمینه موسیقی در سال ۱۳۴۷ موفق به دریافت گواهینامه خلبانی نیز گردید.
روحانی از این تاریخ به بعد مدارج ترقی را به سرعت طی نموده و پس از چند سال به رادیو راه یافت و در ارکسترهای مختلف برنامه‌هایی اجرا کرد. در اولین جلسه‌ای که او را در ۷ سالگی جهت اجرای برنامه کودک به رادیو می‌برند به علت خردسالی، صبحی مهتدی مجری برنامه و قصه گوی شهیر، او را روی صندلی گذاشت تا سازش به میکروفن نزدیک شود. او اولین تانگوی خود را به نام «تانگوی مامانی» را در سن ۶ سالگی ساخت و از سن ۱۵ سالگی عضو روزمزد رادیو شد. در ۲۱ سالگی اولین آهنگش را بنام «اسرار ساز» با کلام کریم فکور ساخت که با صدای پوران اجرا شد.
روحانی بیش از ۲۵ سال نداشت که عضو شورای موسیقی رادیو شد و تا آخرین سالی که در آن سازمان فعالیت داشت، این سمت را عهده‌دار بود. وی از اولین برنامه «گلها» با این برنامه همکاری فراوان داشت و رهبری ارکستر شماره ۴ به عهده او بود.
روحانی در سال‌های اخیر به عنوان آهنگساز با ارکسترهای معروف جهان همکاری نزدیک دارد، که نشان دهنده تسلط او بر سبک‌های جهانی موسیقی از جمله موسیقی کلاسیک است. همچنین روحانی در سال ۱۳۵۰ به هزینه شخصی مدرسه‌ای در روستای کلشتر واقع در شهر رودبار استان گیلان احداث نمود.
#خانواده
پدرش رضا روحانی مهندس کشاورزی، در استان گیلان بود (کاوه) که در نواختن ویولن و نیز سرودن شعر تجربیات زیادی داشت. انوشیروان روحانی ۳ برادر با نام‌های اردشیر، شهرداد، شهریار دارد که آن‌ها هم در زمینهٔ موسیقی فعالیت می‌کنند. اردشیر معلم پیانو است. شهرداد روحانی آهنگساز و رهبر ارکستر است و بیشتر آهنگ‌های «انوشیروان» را تنظیم کرده‌است و شهریار روحانی که فارغ‌التحصیل مدرسه موسیقی «وین» و یکی از چهره‌های شناخته‌شدهٔ موسیقی نوین ایران است. او همچنین همسر خواهر پوران خواننده ایرانی است که در دهه‌های ۳۰، ۴۰ و ۵۰ آثار پرارزشی را اجرا کرده‌اند. انوشیروان روحانی دارای ٣ فرزند با نام رضا روحانی ، نوا روحانی و ندا روحانى است. رضا در راه پدر تحصیلاتش را در زمینه موسیقی ادامه داده‌است
#آثار
او یکی از آهنگسازان معاصر است که بیش از پانصد آهنگ ساخته‌است که در حدود ۲۵۰ اثر ضبط گردیده‌است اکثر آن‌ها از معروف‌ترین آهنگ‌های زمان خود بوده‌اند. روحانی در آهنگسازی ویژه فیلم و سینما نیز دارای آثار معروف و ارزنده‌ای می‌باشد. اولین بار در سال ۱۳۴۶ توسط وی «ارگ» به ایران آورده‌شد. «تولدت مبارک» یکی از آثار انوشیروان روحانی است که تقریباً تمامی ایرانیان در مراسم‌های تولد با آن خاطره دارند. این ترانه اولین بار به مناسبت جشن تولد خودرو ایرانی پیکان در سال ۱۳۴۹ ساخته و رو نمایی شد.
از آخرین آثار او می‌توان به آهنگ «Maybe I Maybe You» از آلبوم Unbreakable گروه اسکورپینز اشاره کرد که حاصل همکاری روحانی با این گروه در اواخر سال ۲۰۰۰ می‌باشد. قطعه «Maybe I Maybe You» در سال ۲۰۰۳ در آخرین اجرای این گروه معروف در «راک هال» (ROCK HALL) آلمان اجرا شد، که باعث شد این گروه علاوه بر این قطعه، یک قطعه دیگر را در آلبوم جدید خود از «روحانی» خواستار باشند. نکته جالب توجه در این قطعه استفاده از تم‌های ایرانی است که در زمان انتشارش درجدول تاپ تونتی (TOP 20) در رده نهم قطعات موسیقی دنیا قرار گرفته‌است. همچنین آثار زیر را نیز خلق نموده‌است:
ساخت و تنظیم و اجرای ۴۵ قطعه برای گروه کر دختران بین سال‌های ۱۳۴۷ الی ۱۳۵۴.
ساخت موسیقی برای تبلیغات رادیو تلویزیونی از جمله برای بلیط بخت آزمایی با شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند».
نوشابه شوئپس پرتقالی.
او آهنگساز تعدادی از مهمترین آثار هایده بوده‌است. از معروف‌ترین قطعات او می‌توان به «آواز جدایی» «راز خلقت» (دارم سؤالی از خدا)، «هوس»، «تولدت مبارک»، «مجنون تو»، «عاشق شدم من»، «سلطان قلب‌ها» و «گل سنگ» اشاره کرد.
اصغر فرهادی در مصاحبه‌ای از علاقه خود به آهنگ سلطان قلبها گفت و اینکه به همین دلیل از این آهنگ در فیلم شهر زیبا استفاده کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز_نویسنده
بیست و چهارم اوت
#پائولو_کوئلیو
نویسنده و رمان نویس

#زندگینامه

پائولو کوئلیو در بیست و چهارم اوت سال 1947 در ریودوژانیرو برزیل در یک خانواده متوسط رو به بالا به دنیا آمد، پدرش مهندس بود و والدین پائولو می خواستند او نیز، راهی مشابه را برای زندگی خویش انتخاب کند.اما روح جستجوگر پائولو تشنه شناسایی چیز های تازه بود، در نتیجه در نوجوانی تصمیم می گیرد، نویسنده شود.
کوئلیو پس از اینکه خواسته خود را با خانواده مطرح می کند ، والدینش او را در سن شانزده سالگی در یک بیمارستان روانی بستری می کنند، چون نویسنده شدن به نظر آنها یک کار غیر منطقی بود. کوئلیو تجربیات این دوران سخت را بعد ها در کتاب "ورونیکا تصمیم می گیرد، بمیرد "منتقل کرد، البته خود کوئلیو در اتوبیوگرافی خویش درباره این برخورد شدید پدر و مادرش می گوید :"آنها نمی خواستند به من صدمه بزنند، اما نمی دانستند چه کار باید بکنند... "
کوئلیو سرانجام تسلیم خواسته پدر و مادرش می شود و در مدرسه حقوق ثبت نام می کند، اما بعد از یک سال، تحصیلش را نیمه کاره رها می کند و شروع به جهانگردی و کشف چیزهای نو می کند، در دهه شصت که تب هیپی گری داغ بود، کوئلیو مدتی به شکل یک هیپی زندگی کرد و حتی در آن دوران از مواد مخدر نیز استفاده می کرد.
کوئلیو پس از سفرهای بسیار، در دهه هفتاد به برزیل بازگشت و به نوشتن ترانه و داستان های کوتاه مشغول شد، او ترانه سرای موفق بود، اما اشعارش از طرف دولت نظامی برزیل چندان مطلوب به نظر نمی رسید و کوئلیو به همین دلیل مدتی به زندان می افتد .
در سال 1982 کوئلیو اولین کتابش "جهنم" را نگاشت، که نه از طرف منتقدان و نه مردم عادی مورد استقبال قرار نگرفت و یک شکست کامل بود.
در سال 1987 کوئلیو پس از بازگشت از یک سفر زیارتی از اسپانیا، کتاب" خاطرات یک مغ" را نگاشت و سال بعد کتاب معروفش "کیمیاگر "را، که در همان سال انتشارش، پرفروش ترین کتاب سال برزیل شد. این کتاب جزو ده کتاب پرفروش تاریخ ادبیات قرار دارد و شصت و پنج میلیون نسخه از آن در سراسر جهان فروخته شده است. کوئلیو در جای گفته است :"هر کتابی که نوشتم تلاش برای درک بهتر خودم بوده است. "
کوئلیو بعد از انتشار کیمیاگر به طور متوسط هر دو سال یک کتاب می نویسد، و تا کنون آثار او به هفتاد و یک زبان زنده دنیا ترجمه شده است، همچنین کوئلیو برخلاف بسیاری از نویسندگان هم عصرش، از نوشتن در فضاهای مجازی استقبال می کند و در وبلاگ شخصیش هر سه هفته یک بار مطلبی تازه قرار می دهد.
پائولو کوئلیو شخصیتی انسان دوست و مذهبی دارد برای بهتر شدن وضعیت زندگی کودکان و افراد مسن فعالیت های خیرخواهانه ی بسیاری انجام داده است. کوئلیو همچنین در سال 1379 به ایران سفر کرد و از شهرهای تهران و شیراز بازدید کرد.
#ایا_می_دانستید💡
کتاب" کیمیاگر" پائولو کوئلیو به بیش از ۷۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده و این کتاب با فروشی در حدود 65 میلیون نسخه یکی از کتاب های پرفروش تاریخ به شمار می‌آید ، کتاب کیمیاگر به دلیل آنکه به زبان های مختلفی ترجمه شده، نامش در کتاب رکورد های گینس ثبت شده است.

برخی از #آثار

خاطرات یک مغ، 1987
کیمیاگر، 1988
والکیری ها، 1992
مکتوب، 1994
نامه های عاشقانه به یک پیامبر، 1997
ورونیکا تصمیم می گیرد، بمیرد، 1998
اعترافات یک سالک، 1999
شیطان و دوشیزه پریم، 2000
یازده دقیقه، 2003
زهیر، 2005
چون رود جاری باش، 2006
هستی، 2007
پرنده تنهاست، 2008
الف، 2011

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#زندگینامه_و_مبارزات_سیاسی_محمد_مسعود
#کتر_نصرالله_شیفته
#ممنوعه
«محمد مسعود» با نام مستعار «م. دهاتی» متولد سال ۱۲۸۰ در قم، روزنامه‌نگار، رمان‌نویس، صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول روزنامه «مرد امروز» بود. مقارن ساعت ۹ بعدازظهر روز پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۲۶ محمد مسعود در خیابان اکباتان مقابل چاپخانه مظاهری به ضرب دو گلوله به قتل رسید.
دکتر «فریدون کشاورز» از سران حزب توده بعد از استعفا از حزب، در کتابی تحت عنوان «من متهم می‌کنم کمیته مرکزی حزب توده ایران را» اظهار می‌دارد: کمیته ترور را «عبدالصمد کامبخش» و کیانوری با استفاده از برخی افراد حزب بدون اطلاع کمیته مرکزی و حتی دبیرکل حزب به وجود آوردند و ترور مسعود توسط روزبه و یاران او به دستور مقام مافوق حزبی خود یعنی کیانوری، انجام شده است. فریدون کشاورز در خصوص دلایل قتل مسعود می‌نویسد: در همان ایام در مطبوعات حزب توده، اسناد و مدارک محرمانه‌ای از ارتش چاپ شده بود که موجب حیرت و اعجاب گردید و بسیاری بر این باور بودند که حزب توده به تمامی اوراق و اسناد محرمانه ارتش دسترسی دارد و این گمان به وجود می‌آمد که در خفا بین حزب و سازمان ارتش ارتباطی برقرار است و در واقع حزب از حمایت ارتش که سپهبد حاجعلی رزم‌آرا ریاست ستاد کل آن را برعهده داشت، برخوردار است. مسعود هم پس از این ماجرا یکی دو بار گفته بود اسرار و اسنادی از رزم‌آرا در دست دارم که اگر در روزنامه انتشار یابد مثل بمب صدا خواهد کرد. در همان زمان شنیدم که مسعود ابراز تمایل کرده که با رزم‌آرا مسأله مهمی را به میان گذارد، هرچند نفهمیدم که بین آنها ملاقاتی دست داد یا نه، ناگفته نماند که بعضی از شرکت‌کنندگان در قتل مسعود از طرف شهربانی دستگیر و پس از مدت کوتاهی آزاد شدند. در این آزادی آیا رزم‌آرا دخالتی نداشت؟ کیانوری که روز ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران دخالت داشت، توسط «ناصر فخرآرایی» با رزم‌آرا که ترتیب دهنده واقعی این ترور بود مربوط می‌شد. کیانوری شاید با قتل مسعود می‌خواست این کار به گردن شاه و دربار بیفتد و تنفر مردم از شاه بیشتر شود، تازه این عمل به نفع رزم‌آرا هم بود که نقشه کشتن شاه و گرفتن حکومت ایران را داشت. یکی دیگر از احتمالات، نگرانی حزب توده، سازمان مقاومت ملی نیز بود که توسط مسعود، از عده‌ای وطن‌پرست تشکیل شده بود. اخیراً دکتر «باری روبین» یکی از کارشناسان امور خاورمیانه با بررسی و مطالعه و استفاده از مدارک محرمانه و منتشر نشده وزارت امور خارجه امریکا، اطلاعات بسیار جالبی درباره اهداف پنهانی رزم‌آرا و تیرگی روابط او با شاه و امریکا و نزدیکی با شوروی به دست آورده است. بر مبنای همین اسناد و مدارک، اعترافات، کتاب‌های چاپ شده، حدس قریب به یقین این می‌باشد که ترور محمد مسعود در بهمن ماه ۱۳۲۶ و سوء قصد به شاه در بهمن ۱۳۲۷ هر دو به دست عمال حزب توده و با آگاهی رئیس ستاد وقت ارتش، حاجعلی رزم‌آرا صورت گرفته بود.
همچنین در دیماه ۱۳۲۳, که «مرد امروز», با فشار مقامهای سفارت شوروی توقیف شد و روزنامه «پراودا» و رادیو مسکو به علت مخالفت مسعود با واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی, به او اتّهام طرفداری از سیدضیاءالدین طباطبایی زدند, در پاسخشان در ۱۴بهمن ۱۳۲۳ در «مرد امروز» نوشت:
«من از سال ۱۳۰۶مرتباً در روزنامه‌های ستاره صبح, قانون, آیینۀ ایران, تهران مصوّر, ترقّی, شفق سرخ و اطلاعات, با امضای "م.دهاتی" مقاله نویسی کرده, تا سال ۱۳۱۲ چندین کتاب انتشار داده‌ام ـ اشرف مخلوقات, در تلاش معاش, تفریحات شب, بهار عمر و گلهایی که در جهنم رویید ـ که به طبع رسیده و از تمام آثار و نوشته های من علاقه شدید به اصول آزادی و عدالت مُبرهَن و هویدا بوده است.
در سال ۱۳۱۲ از طرف وزارت فرهنگ ماْمور مطالعه در مطبوعات و تعلیمات عالیۀ اروپا شده, مستقیماً به پاریس و از آنجا به بروکسل رفته چندین سال مشغول انجام ماٌموریت و تحصیل در رشتۀ روزنامه نگاری بوده و سال ۱۳۱۷به علت نشر مقالاتی راجع به سوسیالیسم در روزنامه "گازت" بلژیک مغضوب سفارت ایران واقع و به تهران احضار شده و از آن تاریخ به اتّهام تمایلات سوسیالیستی مطرود دستگاه حکومت رضاشاهی و تحت نظر مأٌمورین شهربانی بودم. تا شهریور ۱۳۲۰ و پس از فرار نابغه در ۲۸شهریور تقاضای امتیاز روزنامۀ "مرد امروز" را نمودم. پس از دو ماه زحمت و مرارت موفّق به اخذ امتیاز شده‌ام. اولین شمارۀ "مرد امروز" در ۲۹مرداد۱۳۲۱ انتشار یافت و از همان شماره اول همین رویّه را داشته که اکنون دارد.
"مرد امروز" در مبارزه با ارتجاع و سرمایه‌داری و طرفداری از طبقۀ زحمتکش و کارگر از کمونیستی هم همیشه جلوتر بوده است.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند

#نویسنده

#گراتزیا_دلدا
27سپتامبر سالروز تولد #گراتزیا_دلدا نویسندهٔ ایتالیایی

#گراتزیا_کوزیما_دِلِدّا نویسندهٔ ایتالیایی اهل جزیرهٔ ساردنی بود. وی در سال ۱۹۲۶ برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد.

#زندگی‌نامه

گراتزیا در ۲۷ سپتامبر ۱۸۷۱ در شهر نوئورو در جزیرهٔ ساردنی در خانواده‌ای از طبقهٔ متوسط به دنیا آمد. زنان در جامعه عقب‌افتاده‌ای مانند ساردنی قرن نوزدهم وضعیت مناسبی برای تحصیل و فعالیت اجتماعی نداشتند برای همین گراتزیا تا سوم ابتدایی بیشتر درس نخواند. اما از آن‌جا که در خانهٔ عمه‌اش کتاب‌خانهٔ بزرگی وجود داشت او توانست در آنجا و تحت تعلیمات خصوصی معلمی در خانهٔ عمه‌اش معلومات خود را افزایش دهد و ضمن مطالعه آثار ایتالیایی به مطالعه آثار نویسندگان فرانسوی و روس بپردازد. او به آثار گابریله دانونتزیو شاعر و نویسندهٔ معاصر هم‌وطن‌اش علاقه ویژه‌ای داشت.زندگی خانوادگی او در دوران نوجوانی و جوانی روز به روز سخت‌تر می‌شد. پدر در حال ورشکستگی بود و یکی از برادرنش، سانتوس، به مشروب‌خواری افراطی رو آورده بود و دیگری، آندرئا به جرم ضرب سکه تقلبی و جرائم دیگر مدتی در زندان به‌سر برد. با این وجود دلدا شروع به نوشتن کرد و در هفده سالگی اولین داستان کوتاه‌اش به نام خون کسی از اهالی ساردنی برای یکی از مجلات رم فرستاد که در آن مجله منتشر شد.دلدا در آخرین سال‌های قرن نوزدهم، ۱۸۹۶ با انتشار نخستین رمانش، راه خطا به شهرت رسید و در نخستین سال قرن بیستم در بیست و نه سالگی با پالمیرو مادزانی ازدواج کرد و همراه او به رم رفت و تا پایان عمر در آن شهر زندگی کرد و صاحب دو پسر به نام‌های ساردوس و فرانتز شد.او خیلی زود به نویسنده‌ای پرکار تبدیل شد و در فاصله سال‌های ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۹ تقریباً هر سال یک کتاب منتشر کرد. تا این که در ۱۹۲۶ برنده جایزه نوبل ادبیات شد و تا کنون هیچ زن ایتالیایی دیگری نتوانسته‌است این جایزه را کسب کند.آخرین کتابی که در زمان حیات‌اش منتشر شد، کلیسای مریم منزوی، داستان زن جوانی است که سرطان دارد. گراتزیا دلدا خود نیز در ۱۵ اوت ۱۹۳۶ بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. چند ماه پس از مرگ او پسرش ساردوس نیز مرد و کمی بعد پسر دیگرش فرانتز نیز از دنیا رفت. اما به هر حال فرزندان فرانتز نامه‌ها و دست‌نوشته‌های او را حفظ کردند و هم‌اکنون نسخه‌های دست‌نویس آثار او در موزه شهر نوئورو نگهداری می‌شود و آثار او در کتاب‌خانهٔ ملی رم موجود است
🔴#کورها خیلی کمتر از مردمی که بینا هستند زمین می‌خورند.
«گراتزیا کوزیما دلدا» نویسنده‌ی ایتالیایی و تنها زنِ ایتالیاییِ برنده‌یِ جایزه‌یِ نوبلِ ادبیات است.

#کتاب_های_نویسنده_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#کتاب_صوتی

📚 #زندگینامه_سهراب_سپهری
✍🏽 نویسنده : کامیار عابدی
«سهراب سپهری» از نام‌آوران ادب و هنر معاصر ایران است. او را «شاعر طبیعت» نیز لقب داده‌اند. سال‌های کودکی سپهری در کاشان سپری شد. پدر و مادرش هر دو اهل هنر بودند. سپهری دههٔ اول و دوم زندگی خود را با علم و هنر به‌سر آورد. دههٔ سوم زندگی‌اش را به تجربه‌اندوزی و سفر و دههٔ چهارم را بیشتر در سفرهای دراز گذراند. در این دوره بود که بارها و بارها به‌: ژاپن‌، فرانسه‌، ایتالیا، هندوستان‌، آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای شرق و غرب سفر کرد.
زبان شعری سهراب در برخی اشعارش ساده و بی‌آلایش و در برخی دیگر آمیخته با مضامین و مفاهیم عرفانی و فلسفی و همراه با نمادهایی است که محصول سفرها و آشنایی او با آیین‌های «بودایی»، «برهمایی»، اندیشه‌های «کریشنا مورتی»، عارف معروف معاصر هندی و نیز اندیشهٔ عارفان بزرگ ایرانی و اسلامی است. جز این، سهراب با ادبیات اروپایی نیز آشنایی داشت و ترجمه‌هایی چند نیز از او باقی مانده است...
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
زندگینامه سهراب سپهری
🔴#کتاب_صوتی

📚 #زندگینامه_سهراب_سپهری
✍🏽 نویسنده : کامیار عابدی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#سیروس_گرجستانی بعلت عارضه قلبی در بیمارستان شهید لواسانی درگذشت. سیروس گرجستانی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون در سن ۷۶ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. از جمله سرالی های وی می‌توان به همکاری با رضا عطاران در «متهم گریخت» و همچنین سراله های «زن بابا» و «گاوصندوق» اشاره کرد.
#زندگینامه_سیروس گرجستانی

علی اکبر محمدزاده گرجستانی با نام هنری سیروس گرجستانی متولد تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۲۳ در بندر انزلی است البته به گفته مادرش در سال ۱۳۲۳ به دنیا آمده و در شناسنامه اش تاریخ دیگری ثبت شده است!
مدرک تحصیلی اش دیپلم است.
پدر و مادرش از شهر باکو به ایران مهاجرت کرده اند. هنگامی که او ۸-۹ ساله بود خانواده اش به تهران مهاجرت کردند ولی کلاس اولش را در شهر رشت گذرانده.
در دوران دبیرستان یک فوتبالیست حرفه ای بود و در تیم شاهین در پست دفاع وسط بازی می کرد و تلاش زیادی برای حضور در تیم ملی داشت ولی موفق نشد.
خودش می گوید وقتی دوستانم مانند حمید شیرزادگان و همایون بهزادی توانستند وارد تیم ملی بشوند و من نتوانستم خیلی ناراحت شدم و دوست داشتم بیشتر تلاش کنم ولی وضع مالی ما آنقدر خوب نبود که بدون پشتوانه مالی فقط تمرکزم را روی فوتبال بگذارم و وقتی دیپلم گرفتم مجبور شدم سر کار بروم و به این ترتیب از فوتبال حرفه ای دور شدم.
به این ترتیب سیروس گرجستانی پس از دیپلم گرفتن به استخدام اداره تئاتر آن زمان در آمد. نخستین کار حرفه ای او بازی در نمایش “سنگ و سورنا” به کارگردانی همسر عباس جوانمرد بود که در تئاتر سنگلج که قدیمی ترین سالن تئاتر تهران و مکان حرفه ای های تئاتر بود اجرا شد.
اولین فیلم سینمایی سیروس گرجستانی بازی در فیلم “مامور دو جانبه” به کارگردانی مهدی میرصمدزاده بود. او در این فیلم با زنده یاد ایرج قادری هم بازی بود و دومین تجربه سینمایی اش بازی در فیلم “بیست سال انتظار” به کارگردانی مهدی رئیس‌فیروز بود.
سابقه بازی سیروس گرجستانی در سینمای قبل از انقلاب فقط دو فیلم سینمایی است و بعد از انقلاب با فیلم سینمایی “فریاد مجاهد” به کارگردانی مهدی معدنیان کار بازیگری را دوباره شروع کرد.
اولین سریال سیروس گرجستانی “تلاش” نام داشت و آخرین سریالی که بازی کرد “دنگ و فنگ روزگار” بود که با استقبال مخاطبان رو به رو شد.
ازدواج سیروس گرجستانی

سیروس گرجستانی دو بار ازدواج کرده است.
حاصل ازدواج اولش دو دختر هستند که بعد از جدایی به همراه مادرشان به کشور انگلیس مهاجرت کردند و ازدواج کرده اند.
سیروس گرجستانی درباره دخترانش می گوید که ارتباط تلفنی و اینترنتی با هم داریم و خیلی دوست دارم یک بار با جیب پر پول به دیدارشان بروم و پس از سال ها از نزدیک ببینمشون.
سیروس گرجستانی پس از طلاق یک بار دیگر نیز ازدواج کرده و حاصل ازدواج دومش دو دختر و یک پسر می باشد.

#مصاحبه_با_سیروس_گرجستانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر

#معرفی_نویسنده

#زندگینامه دوست عزیز: #یغما_گلروئی

یغما گلرویی روز 6 مرداد 1354 در بیمارستان مهر شهرستان ارومیه متولد شد . مادرش نسرین آقاخانی ، پدرش هوشنگ گلرویی و خواهری بزرگ تر از خود به نام یلدا داشت . وقتی که یک ساله بود ، خانواده به تهران نقل مکان کرد . دوران دبستان را در دبستان محمد باقر صدر و دوره‌ی راهنمایی را در مدرسه طالقانی گذراند . دوران دبیرستان را در مدرسه مطهری گذراند . سال دوم دبیرستان به خاطر درگیری با ناظم مدرسه دو سال از تحصیل محروم شد . از آن سال ها شعر و شاعری را آغاز کرد و در یک دبیرستان شبانه شروع به تحصیل کرد . در آن سال ها بدلیل دیوارنویسی به مدت چند هفته دستگیر شد و تا شش ماه اجازه خروج از تهران را نداشت . در سال 1375 نخستین مجموعه شعر خود را به نام بمان ! نماند منتشر کرد . نخستین ترانه های خود را با خوانندگی #حمید_طالب_زاده ضبط کرد . سال 1378 دومین مجموعه شعر خود را با نام مگر تو با ما بودی را منتشر کرد . در این سال شعر بلند قصه باغ پسته را سرود . او در حال حاضر به فعالیت های خود در عرصه #شاعری ، #ترانه نویسی و #مترجمی ادامه می دهد .
همسرش آتنا حبیبی است و حاصل ازدواجشان فرزندی به نام یارا است.

مادرش علاقه زیادی به ادبیات داشت، به همین دلیل از کودکی با شعر و ادبیات آشنا شد. گلرویی در تهران زندگی می‌کند و با ترانه سرایان جوان در قالب برنامهٔ کارگاه ترانه ارتباط دارد.
شروع کار گلرویی در زمینهٔ شعر، با شعر سپید بود و کتاب‌های اولش در قالب شعر سپید منتشر شد.
از او آثار متعددی از جمله شعر، داستان، ترجمهٔ شعر، فیلم‌نامه و غیره منتشر شده‌است و ترانه‌های او توسط خوانندگانی چون ابی ،شادمهر عقیلی ،سیاوش قمیشی،امیر کریمی، حسن شماعی زاده، امید، شاهین نجفی، آرمان شادی‌وند، فرهاد جواهر کلام، ناصر عبداللهی، قاسم افشار،سعید شهروز و رضا یزدانی اجرا شده‌است.

ترانهٔ «تصور کن» از آلبوم روزهای بی‌خاطرهٔ سیاوش قمیشی و «ستاره» از آلبوم آدم و حوای شادمهر عقیلی از سروده‌های گلرویی هستند. او ترانه‌سرای همهٔ قطعات آلبوم لاله‌زار ابی است که در سال ۱۳۹۸ منتشر شد.

#آثار
مجموعه شعرها و ترانه‌ها
#رانندگی_در_مستی (در ایران مجوز چاپ نیافت و در آلمان منتشر شد)
#باران_برای_تو_می‌بارد (مجموعه شعر چاپ پنجم زمستان سال ۱۳۹۲)
#گریه‌های_گربه_خاکستری (مجموعه شعر چاپ نشد)
#دیوارنوشته‌های_انفرادی (مجموعه شعر چاپ نشد)
#چپق_صلح (مجموعه شعر)
#تصور_کن (پنجمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۶)
#هایکوهای_زندان (مجموعه شعرهای کوتاه چاپ نشد)
ما رُ ببخشین! آقای دیکتاتور! (مجموعه شعر چاپ نشد)
#رقص_در_سلول_انفرادی (چهارمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۴)
بی سرزمین تر از باد (سومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۲)
#اینجا_ایران_است و من تو را دوست می‌دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۱)
#تنها_برای_تو_می‌نویسم، #بی_بی_باران (دومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۰)
#پرنده_بی_پرنده (نخستین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۷۹)
#فاصله (سیاوش قمیشی مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۰)
#مگر_تو_با_ما_بودی!؟ (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۸)
#گفتم_بمان!_نماند… (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۷)
#من_رؤیایی_دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۹۳)
#این_راهروها_به_تو_نمی رسند ( مجموعه شعر و عکس )


#عمرشون_جاودانه


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_نویسنده

#انگلیس

#اما_داناهیو

#اما_داناهیو (به انگلیسی: Emma Donoghue) (زادهٔ ۲۴ اکتبر ۱۹۶۹ در دوبلین) #نمایش_نامه‌نویس، #تاریخ‌نگار_ادبی و #رمان‌نویس ایرلندی مقیم کانادا است. کتاب #اتاق_داناهیو که در سال ۲۰۱۰ انتشار یافت، به فینال جایزهٔ ادبی #من_بوکر راه یافت و به اثری پرفروش در سطح جهان بدل گردید. در سال ۱۹۹۵ نیز رمان «#باشلق» وی، برندهٔ جایزهٔ کتاب #استون‌وال شد و رمان دیگرش #اسلمرکین در سال ۲۰۰۰ برندهٔ جایزهٔ #فررو-گروملی در زمینهٔ ادبیات لزبینی گردید.آخرین مجموعهٔ داستان کوتاه وی، با عنوان « #موضوعات_حساس» در سال ۲۰۰۶ منتشر گردید.

#زندگی‌نامه
#اما_داناهیو در سال ۱۹۶۹ در دوبلین، جزیرهٔ ایرلند به دنیا آمد.او کوچکترین فرزند از هشت فرزند خانواده بوده و پدرش دنیس داناهیو منتقد ادبی آکادمیک است. داناهیو دارای مدرک دکترای زبان انگلیسی از دانشگاه گرتون کالج کمبریج می‌باشد. اقامتش در کمبریج و حضور در فعالیت‌های مشترک زنانه در آنجا، دستمایهٔ خلق مجموعه داستان‌های کوتاه وی با نام «#خوش_آمدید» گردید.پایان‌نامهٔ داناهیو نیز بر پایهٔ روابط میان زنان و مردان در ادبیات عامهٔ سده ۱۸ میلادی است

هنگامی که داناهیو در کمبریج حضور داشت، با شریک زندگی آینده‌اش، «کریستین رولستون» کانادایی آشنا گردید که هم‌اکنون استاد مطالعات فرانسه و زنان در دانشگاه منطقهٔ غرب انتاریو است. از سال ۱۹۹۸ داناهیو و رولستون برای همیشه به کانادا نقل‌مکان کردند و در سال ۲۰۰۴ نیز به داناهیو، شهروند کانادایی اعطا گردید. او هم‌اکنون در لندن و انتاریو، به اتفاق رولستون و دو فرزندش زندگی می‌نماید.
#آثار به فارسی
اتاق، علی قانع، تهران: نشر آموت، پاییز ۱۳۹۰
اتاق، محمد جوادی، (ویراستار:) اعظم کیان‌افزار، تهران: نشر افراز، پاییز ۱۳۹۰
اتاق، علی منصوری، تهران: نشر روزگار، پاییز 1392
اتاق، حکیمه مردانی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۹۳
شگفتی، مهسا خراسانی، نشر ستاک، ۱۳۹۶

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#خالد_حسینی
عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادک‌باز و هزار خورشید تابان است.نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی می‌نویسد.

#زادروز_نویسنده
چهارم مارس
#خالد_حسینی
#نویسنده و #پزشک

#زندگینامه

خالد حسینی در چهارم مارس سال 1956 از پدر و مادری #هراتی در کابل به دنیا آمد.پدرش یک #دیپلمات و مادرش #معلم_زبان_دری در دبیرستان های کابل بود. خالد حسینی به خاطر کار دیپلماتیک پدرش در فاصله سال های 1970 تا 1973 به همراه خانواده اش در تهران زندگی می کرد و بعد از آن هم تا قبل از حمله شوروی به #افغانستان مدت چهار سال را در #پاریس اقامت داشت.

در سال 1980 به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان و حمله ی ارتش سرخ به کابل، پدرش از کار دولتی اش برکنار شد وتمام اعضای خانواده به آمریکا مهاجرت کردند.

در آمریکا خالد حسینی دانش آموز موفقی بود. ابتدا در رشته #زیست_شناسی لیسانسش را گرفت و سپس در سال 1989 وارد دانشگاه سن دیگو شد و در آنجا مشغول تحصیل در رشته پزشکی شد.

خالد در سال 2001 ایده نگارش کتابی براساس وقایع داخلی کشورش به ذهنش می آید.
نام این کتاب که "باد بادک باز" شد، در سال 2003 ابتدا در آمریکا انتشار پیدا کرد، سپس با استقبال گسترده ای در سراسر جهان مواجه شد و سومین کتاب پرفروش آن سال شد. این کتاب تاکنون به چهل و هشت زبان ترجمه شده و در سال 2007 فیلمی براساس داستان آن ساخته شده است .

خالد حسینی در سال 2006 سفیر حسن نیت افغانستان از طرف آژانس پناهندگی سازمان ملل متحد شد.

او در سال 2007 نگارش دومین رمانش یعنی "هزار خورشید تابان را آغاز کرد که این رمان هم در سال انتشارش پرفروش ترین کتاب آمریکای شمالی شد. خالد حسینی عنوان این کتاب را با الهام شعری از صایب تبریزی انتخاب کرده است.

خالد حسینی اکنون به همراه همسر و دو فرزندش در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.

#آثار

بادبادک باز، 2003
هزار خورشید تابان، 2007
و کوهستان به طنین آمد، 2013

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#فیلم_مستند

#زندگینامه

▪️عنوان: :سهراب: زندگی و شعر سهراب سپهری
▪️کارگردان: #رقیه_توکلی

یاد مانده‌هایی از سهراب سپهری با حضور پروانه سپهری، محمود فیلسوفی، هیوا مسیح و برخی دیگر از دوستان سهراب و منتقدان ادبی و هنری


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴# پادکست

#ادبیات #زندگینامه

▪️عنوان: #حضرت_عشق #زندگینامه_مولانا

▪️تهیه‌کننده: #پادکست_رخ

دردوفایل صوتی امیدداریم لذت ببرید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
حضرت عشق
پادکست رخ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#پادکست

#ادبیات #زندگینامه

▪️عنوان: #حضرت_عشق_۰۱: #زندگینامه_مولانا
▪️تهیه‌کننده: #پادکست_رخ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
حضرت عشق
پادکست رخ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#پادکست

#ادبیات #زندگینامه

▪️عنوان: #حضرت_عشق_۰۲: #زندگینامه_مولانا
▪️تهیه‌کننده: #پادکست_رخ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity