🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}

نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر #رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و #پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_توده و #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی #عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.

#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهان سفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمی نژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.

سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....

سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.

سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}

نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر#رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و#پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_تودهو #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی#عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.

#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهانسفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمینژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.

سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....

سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.

سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_شاعر

#معرفی_نویسنده

#زندگینامه دوست عزیز: #یغما_گلروئی

یغما گلرویی روز 6 مرداد 1354 در بیمارستان مهر شهرستان ارومیه متولد شد . مادرش نسرین آقاخانی ، پدرش هوشنگ گلرویی و خواهری بزرگ تر از خود به نام یلدا داشت . وقتی که یک ساله بود ، خانواده به تهران نقل مکان کرد . دوران دبستان را در دبستان محمد باقر صدر و دوره‌ی راهنمایی را در مدرسه طالقانی گذراند . دوران دبیرستان را در مدرسه مطهری گذراند . سال دوم دبیرستان به خاطر درگیری با ناظم مدرسه دو سال از تحصیل محروم شد . از آن سال ها شعر و شاعری را آغاز کرد و در یک دبیرستان شبانه شروع به تحصیل کرد . در آن سال ها بدلیل دیوارنویسی به مدت چند هفته دستگیر شد و تا شش ماه اجازه خروج از تهران را نداشت . در سال 1375 نخستین مجموعه شعر خود را به نام بمان ! نماند منتشر کرد . نخستین ترانه های خود را با خوانندگی #حمید_طالب_زاده ضبط کرد . سال 1378 دومین مجموعه شعر خود را با نام مگر تو با ما بودی را منتشر کرد . در این سال شعر بلند قصه باغ پسته را سرود . او در حال حاضر به فعالیت های خود در عرصه #شاعری ، #ترانه نویسی و #مترجمی ادامه می دهد .
همسرش آتنا حبیبی است و حاصل ازدواجشان فرزندی به نام یارا است.

مادرش علاقه زیادی به ادبیات داشت، به همین دلیل از کودکی با شعر و ادبیات آشنا شد. گلرویی در تهران زندگی می‌کند و با ترانه سرایان جوان در قالب برنامهٔ کارگاه ترانه ارتباط دارد.
شروع کار گلرویی در زمینهٔ شعر، با شعر سپید بود و کتاب‌های اولش در قالب شعر سپید منتشر شد.
از او آثار متعددی از جمله شعر، داستان، ترجمهٔ شعر، فیلم‌نامه و غیره منتشر شده‌است و ترانه‌های او توسط خوانندگانی چون ابی ،شادمهر عقیلی ،سیاوش قمیشی،امیر کریمی، حسن شماعی زاده، امید، شاهین نجفی، آرمان شادی‌وند، فرهاد جواهر کلام، ناصر عبداللهی، قاسم افشار،سعید شهروز و رضا یزدانی اجرا شده‌است.

ترانهٔ «تصور کن» از آلبوم روزهای بی‌خاطرهٔ سیاوش قمیشی و «ستاره» از آلبوم آدم و حوای شادمهر عقیلی از سروده‌های گلرویی هستند. او ترانه‌سرای همهٔ قطعات آلبوم لاله‌زار ابی است که در سال ۱۳۹۸ منتشر شد.

#آثار
مجموعه شعرها و ترانه‌ها
#رانندگی_در_مستی (در ایران مجوز چاپ نیافت و در آلمان منتشر شد)
#باران_برای_تو_می‌بارد (مجموعه شعر چاپ پنجم زمستان سال ۱۳۹۲)
#گریه‌های_گربه_خاکستری (مجموعه شعر چاپ نشد)
#دیوارنوشته‌های_انفرادی (مجموعه شعر چاپ نشد)
#چپق_صلح (مجموعه شعر)
#تصور_کن (پنجمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۶)
#هایکوهای_زندان (مجموعه شعرهای کوتاه چاپ نشد)
ما رُ ببخشین! آقای دیکتاتور! (مجموعه شعر چاپ نشد)
#رقص_در_سلول_انفرادی (چهارمین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۴)
بی سرزمین تر از باد (سومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۲)
#اینجا_ایران_است و من تو را دوست می‌دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۱)
#تنها_برای_تو_می‌نویسم، #بی_بی_باران (دومین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۸۰)
#پرنده_بی_پرنده (نخستین مجموعه ترانه چاپ اول ۱۳۷۹)
#فاصله (سیاوش قمیشی مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۸۰)
#مگر_تو_با_ما_بودی!؟ (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۸)
#گفتم_بمان!_نماند… (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۷۷)
#من_رؤیایی_دارم (مجموعه شعر چاپ اول ۱۳۹۳)
#این_راهروها_به_تو_نمی رسند ( مجموعه شعر و عکس )


#عمرشون_جاودانه


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity