🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نخستین بانوان پیروز ایرانی
نخستین زن #وکیل_دادگستری:
#یکاترینا_سعیدخوانیان متولد ١٢٧٨ نخستین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال ١٣٢٧ در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.
نخستین زن #داروساز:
#اقدس_غربی و #اختر_فردوس اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال ١٣١٦ وارد دانشگاه تهران شدند و در سال ١٣٢٠ در این رشته فارغ التحصیل شدند.
نخستین زنی که #مد را به ایران آورد
"زینت جهانشاه" بود که تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت.
نخستین زن #تاجر ایرانی:
#مهین_افشار در سال ١٣٣٦ موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.
نخستین زن #سرتیپ ایرانی:
تیمسار سرتیپ دکتر #مرضیه_ارفعی نخستین زنیست که در ارتش ایران به درجه سرتیپی رسید.
نخستین #پزشک_آسیب_شناس ایرانی:
بانو دکتر #صغرا_آزرمی نخستین آسیب شناس و نخستین موسس پایگاه سیتولوژی است که جان صدها زن را در مرحله ابتلا به سرطان نجات داد.
نخستین زن #روزنامه نگار:
#صدیقه_دولت_آبادی در اصفهان به سال ١٢٩٧ مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.
نخستین زن #جراح_پلاستیک:
"دکتر #هاسمیک_هاراطونیان در سال ١٣٣٩ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستين زن ايراني #استاد_پزشكي_دانشگاه :
بانو #ایران_اعلم نخستین استاد زن دانشکده پزشکی در تاریخ ایران است. بانو دکتر ایران اعلم در طول خدمت خود به مقام استادی دانشگاه تهران ، ریاست بخش زنان در بیمارستان رضا پهلوی سابق ، ریاست بخش زایمان بیمارستان بانک ملی رسید و مدتی ریاست شورای مرکزی سازمان زنان را عهده دار بود.
نخستین زن #تاريخ_دان ايراني :
بانو #امینه پاکروان به عنوان تاریخ دان ایرانی، نویسنده و نخستین استاد تاريخ زن دانشگاه بوده است.
نخستین زن #پزشك_قانوني زن ايران :
بانو #نصرت_الملوک_کاشانچی اولین زن پزشکی است که به اس تخدام وزارت دادگستری و پزشکی قانونی درآمد.
نخستین زن #خلبان:
#عفت_تجارتی در سال ١٣١٨ در ٢٢ سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.
نخستین زن #پرستار:
#فاطمه_توانایی که در سال ١٣١٠ در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال ١٣١٤ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستین هنرمندان زن #تئاتر:
نخستین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های #وارتوتریان" و #سراکالندریان بودند.
نخستین #وزير زن ايراني :
اولين وزير زن ايران خانم #اسفند_فرخ رو پارسا در دولت امیر عباس هویدا وزیر آموزش و پرورش بوده است.
نامي جاويد در علم #نجوم :
بانو #آذر_اندامی نخستین و تنها زن ایرانی است که نام او به دلیل تحقیقات علمی اش بر یکی از حفره های کره زهره حک شده است.
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
#ایزدا-
مهربانوهای سرزمینم رامصون بدارازهر-گزندی-پلیدی-پلشتی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نخستین بانوان پیروز ایرانی
نخستین زن #وکیل_دادگستری:
#یکاترینا_سعیدخوانیان متولد ١٢٧٨ نخستین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال ١٣٢٧ در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.
نخستین زن #داروساز:
#اقدس_غربی و #اختر_فردوس اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال ١٣١٦ وارد دانشگاه تهران شدند و در سال ١٣٢٠ در این رشته فارغ التحصیل شدند.
نخستین زنی که #مد را به ایران آورد
"زینت جهانشاه" بود که تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت.
نخستین زن #تاجر ایرانی:
#مهین_افشار در سال ١٣٣٦ موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.
نخستین زن #سرتیپ ایرانی:
تیمسار سرتیپ دکتر #مرضیه_ارفعی نخستین زنیست که در ارتش ایران به درجه سرتیپی رسید.
نخستین #پزشک_آسیب_شناس ایرانی:
بانو دکتر #صغرا_آزرمی نخستین آسیب شناس و نخستین موسس پایگاه سیتولوژی است که جان صدها زن را در مرحله ابتلا به سرطان نجات داد.
نخستین زن #روزنامه نگار:
#صدیقه_دولت_آبادی در اصفهان به سال ١٢٩٧ مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.
نخستین زن #جراح_پلاستیک:
"دکتر #هاسمیک_هاراطونیان در سال ١٣٣٩ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستين زن ايراني #استاد_پزشكي_دانشگاه :
بانو #ایران_اعلم نخستین استاد زن دانشکده پزشکی در تاریخ ایران است. بانو دکتر ایران اعلم در طول خدمت خود به مقام استادی دانشگاه تهران ، ریاست بخش زنان در بیمارستان رضا پهلوی سابق ، ریاست بخش زایمان بیمارستان بانک ملی رسید و مدتی ریاست شورای مرکزی سازمان زنان را عهده دار بود.
نخستین زن #تاريخ_دان ايراني :
بانو #امینه پاکروان به عنوان تاریخ دان ایرانی، نویسنده و نخستین استاد تاريخ زن دانشگاه بوده است.
نخستین زن #پزشك_قانوني زن ايران :
بانو #نصرت_الملوک_کاشانچی اولین زن پزشکی است که به اس تخدام وزارت دادگستری و پزشکی قانونی درآمد.
نخستین زن #خلبان:
#عفت_تجارتی در سال ١٣١٨ در ٢٢ سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.
نخستین زن #پرستار:
#فاطمه_توانایی که در سال ١٣١٠ در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال ١٣١٤ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستین هنرمندان زن #تئاتر:
نخستین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های #وارتوتریان" و #سراکالندریان بودند.
نخستین #وزير زن ايراني :
اولين وزير زن ايران خانم #اسفند_فرخ رو پارسا در دولت امیر عباس هویدا وزیر آموزش و پرورش بوده است.
نامي جاويد در علم #نجوم :
بانو #آذر_اندامی نخستین و تنها زن ایرانی است که نام او به دلیل تحقیقات علمی اش بر یکی از حفره های کره زهره حک شده است.
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
#ایزدا-
مهربانوهای سرزمینم رامصون بدارازهر-گزندی-پلیدی-پلشتی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_3_ژوئن_سالروز_درگذشت_فرانتس_کافکا
3ژوئن 1924.
فرانتس کافکا، این هنرمندترین فیلسوفِ قرن بیستم میمیرد.
(گاهشمارِ زندگیِ فرانتس کافکا)
1883 فرانتس کافکا در ٣ ژوئیه در پراگ زاده میشود، پسرِ هرمان کافکا و ژولی لووی.
1889 ورود به دبستانِ آلمانی در فلایشمارکت. زبانِ خانواده آلمانی بود، هر چند پدر در اصل به زبانِ چک نیز سخن میگفت. تولدِ خواهرش اِلی. دو برادرِ فرانتس در خردسالی مرده بودند.
1890 تولدِ خواهرش والی
1892تولدِ خواهرش اُتلا.
1893-1901 دورانِ تحصیل در دبیرستانِ آلمانی، پراگ؛ دوستی با اُسکار پولاک.
1899-1900 کارهای #اسپینوزا، #داروین و #نیچه را میخواند. دوستی با هوگو برگمان.
1899-1903 نوشتههای آغازین(#نابود_شدهاند)
1901-1906 تحصیل ادبیاتِ آلمانی، سپس حقوق در دانشگاهِ آلمانی، پراگ.
1902 آشنائی و دوستی با ماکس برود، فلیکس وِلچ، و اسکار بائوم. حشر و نشر با محافلِ ادبی.
1903 روی رمانِ کودک و شهر کار میکند(گم شده است).
1904 #وصف_یک_پیکار.
1905 ماجرای عاشقانه با زنی نام برده نشده.
1906 در دفترِ حقوقی در پراگ، کار میکند. از دانشگاهِ آلمانی پراگ دکترای حقوق میگیرد.
1907 #تدارک_عروسی_در_روستا. اکتبر: کار در شرکتِ بیمهٔ ایتالیایی.
1908 در زمینهٔ بیمه مقالهای مینویسد به نامِ "دربارهٔ بیمهٔ اجباری در صنعتِ ساختمان."
1909 انتشارِ هشت قطعهٔ منثور در مجلهٔ ادبیِ هیپریون.
1910 آغازِ نوشتنِ دفترِ خاطراتِ روزانه - #یادداشتها
1911 قصد میکند با برود رمانی بنویسد، نامش: ریشارد و زاموئل. رویِ رمانِ #آمریکا کار میکند.
1912 در خانهٔ پدرِ ماکس برود در پراگ با دوشیزه #فلیسه باوئر اهلِ برلین آشنا میشود. 14 اوت: دستنوشتِ تأملات را به ناشر میسپارد. 20سپتامبر: آغازِ مکاتبه با #فلیسه. #داوری را مینویسد. اکتبر: #سوختانداز را مینویسد که بعداً نخستین فصلِ #آمریکا گردید. نوامبر: #مسخ را مینویسد.
1913 ژانویه: انتشارِ تأملات. شکاف در فرآوریِ ادبی. عیدِ پاک: نخستین دیدار از #فلیسه باوئر در برلین. بهار: انتشارِ #داوری. مه: انتشارِ #سوختانداز. سپتامبر: سفر به وین، ونیز و ریوا. در ریوا، دوستی با دخترِ سوئیسی. نوامبر: آشنائی با #گرته_بلوخ.(گرته پسری از کافکا به دنیا آورد که پیش از هفت سالگی مُرد و کافکا هیچگاه از وجودش آگاه نشد.)
1914 آوریل: نامزدی با #فلیسه باوئر در برلین. 12ژوئیه: نامزدی را برهم میزند. اکتبر: #کیفرگاه را مینویسد. پائیز: آغازِ به نوشتنِ #محاکمه میکند. زمستان: #جلوی_قانون (جزئی از محاکمه) را مینویسد.
1915ژانویه: دیدارِ #فلیسه را از سر میگیرد. به کار کردن روی #محاکمه ادامه میدهد. جایزهٔ فونتانه را از بهرِ #سوختانداز میگیرد. نوامبر: انتشارِ #مسخ. دسامبر:#آموزگار_دهکده را مینویسد.
1916 فهرستی تنظیم میکند از دلائلِ موافق و مخالفِ ازدواج. داستانهایی مینویسد که بعداً در مجموعهٔ #پزشک_دهکده گردآورده میشوند.
1917 نیمهٔ نخست: #گراکوس_شکارچی را مینویسد. بهار: #دیوار_بزرگ_چین را مینویسد. ژوئیه: دومین نامزدی با #فلیسه. اوت: خون سرفه کردن کافکا آغاز میشود. پزشکان تشخیص #سل در او میدهند. پایانِ دسامبر: دومین نامزدیاش را با #فلیسه برهم میزند. گزینگفتهها را مینویسد.
1918 گزینگفتهها را ادامه میدهد. طرحی برای انجمنِ کارگرانِ فقیر، میدهد.
1919 #فلیسه شوهر میکند. انتشارِ #کیفرگاه. انتشارِ مجموعهٔ داستانهایی که عنوانِ #پزشک_دهکده را دارند. #نامه_به_پدر را مینویسد. مجموعهٔ گزینگفتههایی را تحتِ عنوانِ #او مینویسد.
1920 مرخصی استعلاجی از موسسهٔ بیمهٔ سوانحِ کارگران. با #گوستاو_یانوش آشنا میشود. با #میلنا_یزنسکا - پولاک، بانوی نویسندهٔ چک،آشنا میشود. مکاتبه با او. دسامبر: عزیمت به آسایشگاهِ بیماریهای ریوی در کوههای تاترا.
1921 یادداشتی در دفترِ خاطرات که کافکا همهٔ خاطراتِ روزانهاش را به #میلنا داده است. پسرِ کافکا از #گرته_بلوخ در مونیخ میمیرد. داستانهای نوشته شده را در مجموعهای گرد میآورد که عنوانِ #هنرمند_گرسنگی را بر خود دارند.
1922 #قصر را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را مینویسد. واپسین دیدار با #میلنا. #پژوهشهای_یک_سگ را مینویسد.
1923 با دوشیزه #دورا_دیمانت (دیامانت) آشنا میشود. در فرهنگستانِ برلین، سرِ درسهای مطالعاتِ یهودی میرود. #نقب را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را به ناشر میسپارد.
1924 #یوزفینه_آوازخوان یا #مردم_موش را مینویسد. او را در وضعِ بیماری از برلین به پراگ میآورند. آوریل به آسایشگاه وینر والد میرود؛ آنگاه به کلینیکِ پروفسور هایک در وین. سپس به آسایشگاهی در کییرلینگ، نزدیکِ وین میرود. 3 ژوئن: در کییرلینگ #میمیرد. در 11 ژوئن، در گورستانِ یهودیان در پراگ - اشتراشنیتس به خاک سپرده میشود. انتشارِ #هنرمند_گرسنگی.
📚🤔
🔴#_3_ژوئن_سالروز_درگذشت_فرانتس_کافکا
3ژوئن 1924.
فرانتس کافکا، این هنرمندترین فیلسوفِ قرن بیستم میمیرد.
(گاهشمارِ زندگیِ فرانتس کافکا)
1883 فرانتس کافکا در ٣ ژوئیه در پراگ زاده میشود، پسرِ هرمان کافکا و ژولی لووی.
1889 ورود به دبستانِ آلمانی در فلایشمارکت. زبانِ خانواده آلمانی بود، هر چند پدر در اصل به زبانِ چک نیز سخن میگفت. تولدِ خواهرش اِلی. دو برادرِ فرانتس در خردسالی مرده بودند.
1890 تولدِ خواهرش والی
1892تولدِ خواهرش اُتلا.
1893-1901 دورانِ تحصیل در دبیرستانِ آلمانی، پراگ؛ دوستی با اُسکار پولاک.
1899-1900 کارهای #اسپینوزا، #داروین و #نیچه را میخواند. دوستی با هوگو برگمان.
1899-1903 نوشتههای آغازین(#نابود_شدهاند)
1901-1906 تحصیل ادبیاتِ آلمانی، سپس حقوق در دانشگاهِ آلمانی، پراگ.
1902 آشنائی و دوستی با ماکس برود، فلیکس وِلچ، و اسکار بائوم. حشر و نشر با محافلِ ادبی.
1903 روی رمانِ کودک و شهر کار میکند(گم شده است).
1904 #وصف_یک_پیکار.
1905 ماجرای عاشقانه با زنی نام برده نشده.
1906 در دفترِ حقوقی در پراگ، کار میکند. از دانشگاهِ آلمانی پراگ دکترای حقوق میگیرد.
1907 #تدارک_عروسی_در_روستا. اکتبر: کار در شرکتِ بیمهٔ ایتالیایی.
1908 در زمینهٔ بیمه مقالهای مینویسد به نامِ "دربارهٔ بیمهٔ اجباری در صنعتِ ساختمان."
1909 انتشارِ هشت قطعهٔ منثور در مجلهٔ ادبیِ هیپریون.
1910 آغازِ نوشتنِ دفترِ خاطراتِ روزانه - #یادداشتها
1911 قصد میکند با برود رمانی بنویسد، نامش: ریشارد و زاموئل. رویِ رمانِ #آمریکا کار میکند.
1912 در خانهٔ پدرِ ماکس برود در پراگ با دوشیزه #فلیسه باوئر اهلِ برلین آشنا میشود. 14 اوت: دستنوشتِ تأملات را به ناشر میسپارد. 20سپتامبر: آغازِ مکاتبه با #فلیسه. #داوری را مینویسد. اکتبر: #سوختانداز را مینویسد که بعداً نخستین فصلِ #آمریکا گردید. نوامبر: #مسخ را مینویسد.
1913 ژانویه: انتشارِ تأملات. شکاف در فرآوریِ ادبی. عیدِ پاک: نخستین دیدار از #فلیسه باوئر در برلین. بهار: انتشارِ #داوری. مه: انتشارِ #سوختانداز. سپتامبر: سفر به وین، ونیز و ریوا. در ریوا، دوستی با دخترِ سوئیسی. نوامبر: آشنائی با #گرته_بلوخ.(گرته پسری از کافکا به دنیا آورد که پیش از هفت سالگی مُرد و کافکا هیچگاه از وجودش آگاه نشد.)
1914 آوریل: نامزدی با #فلیسه باوئر در برلین. 12ژوئیه: نامزدی را برهم میزند. اکتبر: #کیفرگاه را مینویسد. پائیز: آغازِ به نوشتنِ #محاکمه میکند. زمستان: #جلوی_قانون (جزئی از محاکمه) را مینویسد.
1915ژانویه: دیدارِ #فلیسه را از سر میگیرد. به کار کردن روی #محاکمه ادامه میدهد. جایزهٔ فونتانه را از بهرِ #سوختانداز میگیرد. نوامبر: انتشارِ #مسخ. دسامبر:#آموزگار_دهکده را مینویسد.
1916 فهرستی تنظیم میکند از دلائلِ موافق و مخالفِ ازدواج. داستانهایی مینویسد که بعداً در مجموعهٔ #پزشک_دهکده گردآورده میشوند.
1917 نیمهٔ نخست: #گراکوس_شکارچی را مینویسد. بهار: #دیوار_بزرگ_چین را مینویسد. ژوئیه: دومین نامزدی با #فلیسه. اوت: خون سرفه کردن کافکا آغاز میشود. پزشکان تشخیص #سل در او میدهند. پایانِ دسامبر: دومین نامزدیاش را با #فلیسه برهم میزند. گزینگفتهها را مینویسد.
1918 گزینگفتهها را ادامه میدهد. طرحی برای انجمنِ کارگرانِ فقیر، میدهد.
1919 #فلیسه شوهر میکند. انتشارِ #کیفرگاه. انتشارِ مجموعهٔ داستانهایی که عنوانِ #پزشک_دهکده را دارند. #نامه_به_پدر را مینویسد. مجموعهٔ گزینگفتههایی را تحتِ عنوانِ #او مینویسد.
1920 مرخصی استعلاجی از موسسهٔ بیمهٔ سوانحِ کارگران. با #گوستاو_یانوش آشنا میشود. با #میلنا_یزنسکا - پولاک، بانوی نویسندهٔ چک،آشنا میشود. مکاتبه با او. دسامبر: عزیمت به آسایشگاهِ بیماریهای ریوی در کوههای تاترا.
1921 یادداشتی در دفترِ خاطرات که کافکا همهٔ خاطراتِ روزانهاش را به #میلنا داده است. پسرِ کافکا از #گرته_بلوخ در مونیخ میمیرد. داستانهای نوشته شده را در مجموعهای گرد میآورد که عنوانِ #هنرمند_گرسنگی را بر خود دارند.
1922 #قصر را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را مینویسد. واپسین دیدار با #میلنا. #پژوهشهای_یک_سگ را مینویسد.
1923 با دوشیزه #دورا_دیمانت (دیامانت) آشنا میشود. در فرهنگستانِ برلین، سرِ درسهای مطالعاتِ یهودی میرود. #نقب را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را به ناشر میسپارد.
1924 #یوزفینه_آوازخوان یا #مردم_موش را مینویسد. او را در وضعِ بیماری از برلین به پراگ میآورند. آوریل به آسایشگاه وینر والد میرود؛ آنگاه به کلینیکِ پروفسور هایک در وین. سپس به آسایشگاهی در کییرلینگ، نزدیکِ وین میرود. 3 ژوئن: در کییرلینگ #میمیرد. در 11 ژوئن، در گورستانِ یهودیان در پراگ - اشتراشنیتس به خاک سپرده میشود. انتشارِ #هنرمند_گرسنگی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#خالد_حسینی
عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادکباز و هزار خورشید تابان است.نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی مینویسد.
#زادروز_نویسنده
چهارم مارس
#خالد_حسینی
#نویسنده و #پزشک
#زندگینامه
خالد حسینی در چهارم مارس سال 1956 از پدر و مادری #هراتی در کابل به دنیا آمد.پدرش یک #دیپلمات و مادرش #معلم_زبان_دری در دبیرستان های کابل بود. خالد حسینی به خاطر کار دیپلماتیک پدرش در فاصله سال های 1970 تا 1973 به همراه خانواده اش در تهران زندگی می کرد و بعد از آن هم تا قبل از حمله شوروی به #افغانستان مدت چهار سال را در #پاریس اقامت داشت.
در سال 1980 به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان و حمله ی ارتش سرخ به کابل، پدرش از کار دولتی اش برکنار شد وتمام اعضای خانواده به آمریکا مهاجرت کردند.
در آمریکا خالد حسینی دانش آموز موفقی بود. ابتدا در رشته #زیست_شناسی لیسانسش را گرفت و سپس در سال 1989 وارد دانشگاه سن دیگو شد و در آنجا مشغول تحصیل در رشته پزشکی شد.
خالد در سال 2001 ایده نگارش کتابی براساس وقایع داخلی کشورش به ذهنش می آید.
نام این کتاب که "باد بادک باز" شد، در سال 2003 ابتدا در آمریکا انتشار پیدا کرد، سپس با استقبال گسترده ای در سراسر جهان مواجه شد و سومین کتاب پرفروش آن سال شد. این کتاب تاکنون به چهل و هشت زبان ترجمه شده و در سال 2007 فیلمی براساس داستان آن ساخته شده است .
خالد حسینی در سال 2006 سفیر حسن نیت افغانستان از طرف آژانس پناهندگی سازمان ملل متحد شد.
او در سال 2007 نگارش دومین رمانش یعنی "هزار خورشید تابان را آغاز کرد که این رمان هم در سال انتشارش پرفروش ترین کتاب آمریکای شمالی شد. خالد حسینی عنوان این کتاب را با الهام شعری از صایب تبریزی انتخاب کرده است.
خالد حسینی اکنون به همراه همسر و دو فرزندش در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.
#آثار
بادبادک باز، 2003
هزار خورشید تابان، 2007
و کوهستان به طنین آمد، 2013
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#خالد_حسینی
عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادکباز و هزار خورشید تابان است.نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی مینویسد.
#زادروز_نویسنده
چهارم مارس
#خالد_حسینی
#نویسنده و #پزشک
#زندگینامه
خالد حسینی در چهارم مارس سال 1956 از پدر و مادری #هراتی در کابل به دنیا آمد.پدرش یک #دیپلمات و مادرش #معلم_زبان_دری در دبیرستان های کابل بود. خالد حسینی به خاطر کار دیپلماتیک پدرش در فاصله سال های 1970 تا 1973 به همراه خانواده اش در تهران زندگی می کرد و بعد از آن هم تا قبل از حمله شوروی به #افغانستان مدت چهار سال را در #پاریس اقامت داشت.
در سال 1980 به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان و حمله ی ارتش سرخ به کابل، پدرش از کار دولتی اش برکنار شد وتمام اعضای خانواده به آمریکا مهاجرت کردند.
در آمریکا خالد حسینی دانش آموز موفقی بود. ابتدا در رشته #زیست_شناسی لیسانسش را گرفت و سپس در سال 1989 وارد دانشگاه سن دیگو شد و در آنجا مشغول تحصیل در رشته پزشکی شد.
خالد در سال 2001 ایده نگارش کتابی براساس وقایع داخلی کشورش به ذهنش می آید.
نام این کتاب که "باد بادک باز" شد، در سال 2003 ابتدا در آمریکا انتشار پیدا کرد، سپس با استقبال گسترده ای در سراسر جهان مواجه شد و سومین کتاب پرفروش آن سال شد. این کتاب تاکنون به چهل و هشت زبان ترجمه شده و در سال 2007 فیلمی براساس داستان آن ساخته شده است .
خالد حسینی در سال 2006 سفیر حسن نیت افغانستان از طرف آژانس پناهندگی سازمان ملل متحد شد.
او در سال 2007 نگارش دومین رمانش یعنی "هزار خورشید تابان را آغاز کرد که این رمان هم در سال انتشارش پرفروش ترین کتاب آمریکای شمالی شد. خالد حسینی عنوان این کتاب را با الهام شعری از صایب تبریزی انتخاب کرده است.
خالد حسینی اکنون به همراه همسر و دو فرزندش در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.
#آثار
بادبادک باز، 2003
هزار خورشید تابان، 2007
و کوهستان به طنین آمد، 2013
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادها_وخاطره_ها
#نخستین_مهربانوی_پیروز_ایرانی
نخستین مهربانوی #وکیل_دادگستری:
#یکاترینا_سعیدخوانیان متولد ١٢٧٨ نخستین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال ١٣٢٧ در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.
نخستین مهربانوی #داروساز:
#اقدس_غربی و #اختر_فردوس اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال ١٣١٦ وارد دانشگاه تهران شدند و در سال ١٣٢٠ در این رشته فارغ التحصیل شدند.
نخستین مهربانویی که #مد را به ایران آورد
"زینت جهانشاه" بود که تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت.
نخستین مهربانوی #تاجر ایرانی:
#مهین_افشار در سال ١٣٣٦ موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.
نخستین مهربانوی #سرتیپ ایرانی:
تیمسار سرتیپ دکتر #مرضیه_ارفعی نخستین زنیست که در ارتش ایران به درجه سرتیپی رسید.
نخستین مهربانوی #پزشک_آسیب_شناس ایرانی:
بانو دکتر #صغرا_آزرمی نخستین آسیب شناس و نخستین موسس پایگاه سیتولوژی است که جان صدها زن را در مرحله ابتلا به سرطان نجات داد.
نخستین مهربانوی #روزنامه نگار:
#صدیقه_دولت_آبادی در اصفهان به سال ١٢٩٧ مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.
نخستین مهربانوی #جراح_پلاستیک:
"دکتر #هاسمیک_هاراطونیان در سال ١٣٣٩ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستين مهربانوی ايراني #استاد_پزشكي_دانشگاه :
بانو #ایران_اعلم نخستین استاد زن دانشکده پزشکی در تاریخ ایران است. بانو دکتر ایران اعلم در طول خدمت خود به مقام استادی دانشگاه تهران ، ریاست بخش زنان در بیمارستان رضا پهلوی سابق ، ریاست بخش زایمان بیمارستان بانک ملی رسید و مدتی ریاست شورای مرکزی سازمان زنان را عهده دار بود.
نخستین مهربانوی #تاريخ_دان ايراني :
بانو #امینه پاکروان به عنوان تاریخ دان ایرانی، نویسنده و نخستین استاد تاريخ زن دانشگاه بوده است.
نخستین مهربانوی #پزشك_قانوني زن ايران :
بانو #نصرت_الملوک_کاشانچی اولین زن پزشکی است که به اس تخدام وزارت دادگستری و پزشکی قانونی درآمد.
نخستین مهربانوی #خلبان:
#عفت_تجارتی در سال ١٣١٨ در ٢٢ سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.
نخستین مهربانوی #پرستار:
#فاطمه_توانایی که در سال ١٣١٠ در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال ١٣١٤ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستین هنرمندان زن #تئاتر:
نخستین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های #وارتوتریان" و #سراکالندریان بودند.
نخستین مهربانوی#وزير ايراني :
اولين وزير زن ايران خانم #اسفند_فرخ رو پارسا در دولت امیر عباس هویدا وزیر آموزش و پرورش بوده است.
نخستین مهربانودر علم #نجوم :
بانو #آذر_اندامی نخستین و تنها زن ایرانی است که نام او به دلیل تحقیقات علمی اش بر یکی از حفره های کره زهره حک شده است.
#یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادها_وخاطره_ها
#نخستین_مهربانوی_پیروز_ایرانی
نخستین مهربانوی #وکیل_دادگستری:
#یکاترینا_سعیدخوانیان متولد ١٢٧٨ نخستین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال ١٣٢٧ در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.
نخستین مهربانوی #داروساز:
#اقدس_غربی و #اختر_فردوس اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال ١٣١٦ وارد دانشگاه تهران شدند و در سال ١٣٢٠ در این رشته فارغ التحصیل شدند.
نخستین مهربانویی که #مد را به ایران آورد
"زینت جهانشاه" بود که تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت.
نخستین مهربانوی #تاجر ایرانی:
#مهین_افشار در سال ١٣٣٦ موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.
نخستین مهربانوی #سرتیپ ایرانی:
تیمسار سرتیپ دکتر #مرضیه_ارفعی نخستین زنیست که در ارتش ایران به درجه سرتیپی رسید.
نخستین مهربانوی #پزشک_آسیب_شناس ایرانی:
بانو دکتر #صغرا_آزرمی نخستین آسیب شناس و نخستین موسس پایگاه سیتولوژی است که جان صدها زن را در مرحله ابتلا به سرطان نجات داد.
نخستین مهربانوی #روزنامه نگار:
#صدیقه_دولت_آبادی در اصفهان به سال ١٢٩٧ مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.
نخستین مهربانوی #جراح_پلاستیک:
"دکتر #هاسمیک_هاراطونیان در سال ١٣٣٩ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستين مهربانوی ايراني #استاد_پزشكي_دانشگاه :
بانو #ایران_اعلم نخستین استاد زن دانشکده پزشکی در تاریخ ایران است. بانو دکتر ایران اعلم در طول خدمت خود به مقام استادی دانشگاه تهران ، ریاست بخش زنان در بیمارستان رضا پهلوی سابق ، ریاست بخش زایمان بیمارستان بانک ملی رسید و مدتی ریاست شورای مرکزی سازمان زنان را عهده دار بود.
نخستین مهربانوی #تاريخ_دان ايراني :
بانو #امینه پاکروان به عنوان تاریخ دان ایرانی، نویسنده و نخستین استاد تاريخ زن دانشگاه بوده است.
نخستین مهربانوی #پزشك_قانوني زن ايران :
بانو #نصرت_الملوک_کاشانچی اولین زن پزشکی است که به اس تخدام وزارت دادگستری و پزشکی قانونی درآمد.
نخستین مهربانوی #خلبان:
#عفت_تجارتی در سال ١٣١٨ در ٢٢ سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.
نخستین مهربانوی #پرستار:
#فاطمه_توانایی که در سال ١٣١٠ در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال ١٣١٤ در این رشته فارغ التحصیل شد.
نخستین هنرمندان زن #تئاتر:
نخستین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های #وارتوتریان" و #سراکالندریان بودند.
نخستین مهربانوی#وزير ايراني :
اولين وزير زن ايران خانم #اسفند_فرخ رو پارسا در دولت امیر عباس هویدا وزیر آموزش و پرورش بوده است.
نخستین مهربانودر علم #نجوم :
بانو #آذر_اندامی نخستین و تنها زن ایرانی است که نام او به دلیل تحقیقات علمی اش بر یکی از حفره های کره زهره حک شده است.
#یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چند حقیقت صادقانه درباره اینکه چرا مردم میگویند “ازدواج سخت است”
بیایید در مورد ازدواج واقعبین باشیم. ممکن است تصور کنید که پیدا کردن نیمه گمشدهتان که در بسیاری از چیزهای با شما هماهنگ است، منجر به یک شادی بی دردسر میشود.
به نظر میرسد شادیهای اولیه رابطه این افسانه را تأیید میکنند. همه چیز زمانی عالیست که هر دو در فاز ماه عسل در آسمانها سیر میکنید
و از فصلهای آشفتهتر زندگی هم عبور میکنند.
با این حال، یافتن همنوع خود به معنای به یک برد بی چون و چرا نیست.
اگر 70 درصد موارد هم رضایت داشته باشید خوب است. برخی از روزها، معشوق شما ممکن است تعادل زندگیتان را 100% از مسیر خارج کند و در برخی دیگر، ممکن است تعجب کنید که اشتباه کردهاید و به صورت تصادفی کسی را برگزیدهاید و دردسری که به جان خریدهاید از یک مبلمان زشت در آراتمان شما بسیار بیشتر است!
چرا مردم میگویند “ازدواج سخت است”؟
یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که میگوید روزی پیش میآید که به همسر در حال خواب خود نگاه کنید و از خود بپرسید:
اوه! من چه کار کردم؟ آیا این من این بود که چنین انتخابی کردم؟!
اما نترسید شما تنها آدم ترسان نیستید.
نکته اصلی اینجاست: آنچه ازدواج را بهویژه چالشبرانگیز میکند، فقط در مورد پرسشهای بزرگ وجودی نیست. چالشهای ازدواج در مورد مغز ما است. آنها برای خوشبختی ما سیم کشی نشدهاند. آنها برای بقا سیم کشی شدهاند.
وقتی همه چیز ثابت میشود، غرایز بقا ما را به سمت هیجانات جدید سوق میدهد بنابراین وسوسه برای تغییر و نارضایتی از وضعیت ثابت در هر کسی ممکن است شروع شود.
افراد تغییر میکنند – از طریق تجربیات، انتظارات و تخیلات، یا رویدادهای مهم زندگی.
شریک تمام عیار شما به یک دوست غریبه تبدیل میشود. اینجاست که کار واقعی (و کمی شانس)
باید داشته باشید تا بتوانید با همسرتان تکامل پیدا کنید، یکدیگر را به چالش بکشید، و با روشهای سازگار رشد کنید.
ما برای بی قراری برنامهریزی شدهایم
زیستشناسی برای تولید مثل است.
در ابتدا، هورمونهای ما فریاد میزنند بله جفت مناسبی یافتی و فرزندآوری زندگی را محشر میکند.
اما همان طور که میدانیم همه چیز در داشتن فرزندان خوب خلاصه نمیشود و حتی اگر دشواریهای اقتصادی و بیخوابیها را از سر بگذارنیم، گاه از خود میپرسیم: بعدش چه؟
آیا ماشین تولد و تناسل هستیم؟!
_افزایش سن روابط را تغییر میدهد
ماشین بدنتان خراب میشود و باید با خرابیهای غیرمنتظره این خودرو با صبر، دقت و شوخ طبعی کنار بیایید.
با گذشت سالها، روتینهای راحت ممکن است کمی راحتتر شوند، و آن ویژگیهای کوچک که هر دوی شما دوستداشتید، دیگر ناپدید شدهاند.
دیگر کفشهای پاشنه بلند و کفشهای ورزشی نمیپوشید و کفش طبی را ترجیح میدههید
در قرارهای شامتان بیشتر منتظر خود غذا وکیفیت آن هستید، جستجو میکنید تا شوخطبعیها قبلی را زنده کنید.
اما در این هنگام هم متوجه میشوید که شریک زندگیتان با سمعک به سختی حرفتان را میشنود یا حرفهایتان از فرط تکرار برایش جالب نیست.
اگر قبل از ازدواج به مدت طولانی مجرد بودهاید، به یاد داشته باشید، سازگاری با زندگی مشترک میتواند مانند کفشی تازه است که روزهای زیادی در پاهایتان راحت نیست و باید مرتب آن را بپوشید تا در پایتان راحت باشد.
ایجاد تعادل بین نقشهای همسر، والدین، مراقب میتواند بسیار دشوار باشد. یافتن تعادلی که هم شرکا و هم سایر اعضای خانواده را راضی کند، دشوار است.
_
ازدواج سخت است چون انتظار داریم آسان باشد
مانند هر چیز واقعاً ارزشمند در زندگی، ازدواج نیز کار سختی است. اما وقتی تلاش کنید، میتوانید یک رابطه را شکوفا کنید و در درصد زیادی از مواقع زندگی را غنیتر، هیجانانگیزتر و شادتر کنید.
بنابراین ابزارهای خود را در دسترس داشته باشید – عشق، شوخ طبعی، و شاید یک زوج -درمانگر خوب میتوانند به شما کمک کنند.
#پزشک_علیرضا_مجیدی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چند حقیقت صادقانه درباره اینکه چرا مردم میگویند “ازدواج سخت است”
بیایید در مورد ازدواج واقعبین باشیم. ممکن است تصور کنید که پیدا کردن نیمه گمشدهتان که در بسیاری از چیزهای با شما هماهنگ است، منجر به یک شادی بی دردسر میشود.
به نظر میرسد شادیهای اولیه رابطه این افسانه را تأیید میکنند. همه چیز زمانی عالیست که هر دو در فاز ماه عسل در آسمانها سیر میکنید
و از فصلهای آشفتهتر زندگی هم عبور میکنند.
با این حال، یافتن همنوع خود به معنای به یک برد بی چون و چرا نیست.
اگر 70 درصد موارد هم رضایت داشته باشید خوب است. برخی از روزها، معشوق شما ممکن است تعادل زندگیتان را 100% از مسیر خارج کند و در برخی دیگر، ممکن است تعجب کنید که اشتباه کردهاید و به صورت تصادفی کسی را برگزیدهاید و دردسری که به جان خریدهاید از یک مبلمان زشت در آراتمان شما بسیار بیشتر است!
چرا مردم میگویند “ازدواج سخت است”؟
یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که میگوید روزی پیش میآید که به همسر در حال خواب خود نگاه کنید و از خود بپرسید:
اوه! من چه کار کردم؟ آیا این من این بود که چنین انتخابی کردم؟!
اما نترسید شما تنها آدم ترسان نیستید.
نکته اصلی اینجاست: آنچه ازدواج را بهویژه چالشبرانگیز میکند، فقط در مورد پرسشهای بزرگ وجودی نیست. چالشهای ازدواج در مورد مغز ما است. آنها برای خوشبختی ما سیم کشی نشدهاند. آنها برای بقا سیم کشی شدهاند.
وقتی همه چیز ثابت میشود، غرایز بقا ما را به سمت هیجانات جدید سوق میدهد بنابراین وسوسه برای تغییر و نارضایتی از وضعیت ثابت در هر کسی ممکن است شروع شود.
افراد تغییر میکنند – از طریق تجربیات، انتظارات و تخیلات، یا رویدادهای مهم زندگی.
شریک تمام عیار شما به یک دوست غریبه تبدیل میشود. اینجاست که کار واقعی (و کمی شانس)
باید داشته باشید تا بتوانید با همسرتان تکامل پیدا کنید، یکدیگر را به چالش بکشید، و با روشهای سازگار رشد کنید.
ما برای بی قراری برنامهریزی شدهایم
زیستشناسی برای تولید مثل است.
در ابتدا، هورمونهای ما فریاد میزنند بله جفت مناسبی یافتی و فرزندآوری زندگی را محشر میکند.
اما همان طور که میدانیم همه چیز در داشتن فرزندان خوب خلاصه نمیشود و حتی اگر دشواریهای اقتصادی و بیخوابیها را از سر بگذارنیم، گاه از خود میپرسیم: بعدش چه؟
آیا ماشین تولد و تناسل هستیم؟!
_افزایش سن روابط را تغییر میدهد
ماشین بدنتان خراب میشود و باید با خرابیهای غیرمنتظره این خودرو با صبر، دقت و شوخ طبعی کنار بیایید.
با گذشت سالها، روتینهای راحت ممکن است کمی راحتتر شوند، و آن ویژگیهای کوچک که هر دوی شما دوستداشتید، دیگر ناپدید شدهاند.
دیگر کفشهای پاشنه بلند و کفشهای ورزشی نمیپوشید و کفش طبی را ترجیح میدههید
در قرارهای شامتان بیشتر منتظر خود غذا وکیفیت آن هستید، جستجو میکنید تا شوخطبعیها قبلی را زنده کنید.
اما در این هنگام هم متوجه میشوید که شریک زندگیتان با سمعک به سختی حرفتان را میشنود یا حرفهایتان از فرط تکرار برایش جالب نیست.
اگر قبل از ازدواج به مدت طولانی مجرد بودهاید، به یاد داشته باشید، سازگاری با زندگی مشترک میتواند مانند کفشی تازه است که روزهای زیادی در پاهایتان راحت نیست و باید مرتب آن را بپوشید تا در پایتان راحت باشد.
ایجاد تعادل بین نقشهای همسر، والدین، مراقب میتواند بسیار دشوار باشد. یافتن تعادلی که هم شرکا و هم سایر اعضای خانواده را راضی کند، دشوار است.
_
ازدواج سخت است چون انتظار داریم آسان باشد
مانند هر چیز واقعاً ارزشمند در زندگی، ازدواج نیز کار سختی است. اما وقتی تلاش کنید، میتوانید یک رابطه را شکوفا کنید و در درصد زیادی از مواقع زندگی را غنیتر، هیجانانگیزتر و شادتر کنید.
بنابراین ابزارهای خود را در دسترس داشته باشید – عشق، شوخ طبعی، و شاید یک زوج -درمانگر خوب میتوانند به شما کمک کنند.
#پزشک_علیرضا_مجیدی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨