🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_3_ژوئن_سالروز_درگذشت_فرانتس_کافکا

3ژوئن 1924.
فرانتس کافکا، این هنرمندترین فیلسوفِ قرن بیستم می‌میرد.

(گاهشمارِ زندگیِ فرانتس کافکا)
1883 فرانتس کافکا در ٣ ژوئیه در پراگ زاده می‌شود، پسرِ هرمان کافکا و ژولی لووی.
1889 ورود به دبستانِ آلمانی در فلایشمارکت. زبانِ خانواده آلمانی بود، هر چند پدر در اصل به زبانِ چک نیز سخن می‌گفت. تولدِ خواهرش اِلی. دو برادرِ فرانتس در خردسالی مرده بودند.
1890 تولدِ خواهرش والی
1892تولدِ خواهرش اُتلا.
1893-1901 دورانِ تحصیل در دبیرستانِ آلمانی، پراگ؛ دوستی با اُسکار پولاک.
1899-1900 کارهای #اسپینوزا، #داروین و #نیچه را می‌خواند. دوستی با هوگو برگمان.
1899-1903 نوشته‌های آغازین(#نابود_شده‌اند)
1901-1906 تحصیل ادبیاتِ آلمانی، سپس حقوق در دانشگاهِ آلمانی، پراگ.
1902 آشنائی و دوستی با ماکس برود، فلیکس وِلچ، و اسکار بائوم. حشر و نشر با محافلِ ادبی.
1903 روی رمانِ کودک و شهر کار می‌کند(گم شده است).
1904 #وصف_یک_پیکار.
1905 ماجرای عاشقانه با زنی نام برده نشده.
1906 در دفترِ حقوقی در پراگ، کار می‌کند. از دانشگاهِ آلمانی پراگ دکترای حقوق می‌گیرد.
1907 #تدارک_عروسی_در_روستا. اکتبر: کار در شرکتِ بیمهٔ ایتالیایی.
1908 در زمینهٔ بیمه مقاله‌ای می‌نویسد به نامِ "دربارهٔ بیمهٔ اجباری در صنعتِ ساختمان."
1909 انتشارِ هشت قطعهٔ منثور در مجلهٔ ادبیِ هیپریون.
1910 آغازِ نوشتنِ دفترِ خاطراتِ روزانه - #یادداشت‌ها
1911 قصد می‌کند با برود رمانی بنویسد، نامش: ریشارد و زاموئل. رویِ رمانِ #آمریکا کار می‌کند.
1912 در خانهٔ پدرِ ماکس برود در پراگ با دوشیزه #فلیسه باوئر اهلِ برلین آشنا می‌شود. 14 اوت: دستنوشتِ تأملات را به ناشر می‌سپارد. 20سپتامبر: آغازِ مکاتبه با #فلیسه. #داوری را می‌نویسد. اکتبر: #سوخت‌انداز را می‌نویسد که بعداً نخستین فصلِ #آمریکا گردید. نوامبر: #مسخ را می‌نویسد.
1913 ژانویه: انتشارِ تأملات. شکاف در فرآوریِ ادبی. عیدِ پاک: نخستین دیدار از #فلیسه باوئر در برلین. بهار: انتشارِ #داوری. مه: انتشارِ #سوخت‌انداز. سپتامبر: سفر به وین، ونیز و ریوا. در ریوا، دوستی با دخترِ سوئیسی. نوامبر: آشنائی با #گرته_بلوخ.(گرته پسری از کافکا به دنیا آورد که پیش از هفت سالگی مُرد و کافکا هیچ‌گاه از وجودش آگاه نشد.)
1914 آوریل: نامزدی با #فلیسه باوئر در برلین. 12ژوئیه: نامزدی را برهم می‌زند. اکتبر: #کیفرگاه را می‌نویسد. پائیز: آغازِ به نوشتنِ #محاکمه می‌کند. زمستان: #جلوی_قانون (جزئی از محاکمه) را می‌نویسد.
1915ژانویه: دیدارِ #فلیسه را از سر می‌گیرد. به کار کردن روی #محاکمه ادامه می‌دهد. جایزهٔ فونتانه را از بهرِ #سوخت‌انداز می‌گیرد. نوامبر: انتشارِ #مسخ. دسامبر:#آموزگار_دهکده را می‌نویسد.
1916 فهرستی تنظیم می‌کند از دلائلِ موافق و مخالفِ ازدواج. داستانهایی می‌نویسد که بعداً در مجموعهٔ #پزشک_دهکده گردآورده می‌شوند.
1917 نیمهٔ نخست: #گراکوس_شکارچی را می‌نویسد. بهار: #دیوار_بزرگ_چین را می‌نویسد. ژوئیه: دومین نامزدی با #فلیسه. اوت: خون سرفه کردن کافکا آغاز می‌شود. پزشکان تشخیص #سل در او می‌دهند. پایانِ دسامبر: دومین نامزدی‌اش را با #فلیسه برهم می‌زند. گزین‌گفته‌ها را می‌نویسد.
1918 گزین‌گفته‌ها را ادامه می‌دهد. طرحی برای انجمنِ کارگرانِ فقیر، می‌دهد.
1919 #فلیسه شوهر می‌کند. انتشارِ #کیفرگاه. انتشارِ مجموعهٔ داستانهایی که عنوانِ #پزشک_دهکده را دارند. #نامه_به_پدر را می‌نویسد. مجموعهٔ گزین‌گفته‌هایی را تحتِ عنوانِ #او می‌نویسد.
1920 مرخصی استعلاجی از موسسهٔ بیمهٔ سوانحِ کارگران. با #گوستاو_یانوش آشنا می‌شود. با #میلنا_یزنسکا - پولاک، بانوی نویسندهٔ چک،آشنا می‌شود. مکاتبه با او. دسامبر: عزیمت به آسایشگاهِ بیماریهای ریوی در کوه‌های تاترا.
1921 یادداشتی در دفترِ خاطرات که کافکا همهٔ خاطراتِ روزانه‌اش را به #میلنا داده است. پسرِ کافکا از #گرته_بلوخ در مونیخ می‌میرد. داستانهای نوشته شده را در مجموعه‌ای گرد می‌آورد که عنوانِ #هنرمند_گرسنگی را بر خود دارند.
1922 #قصر را می‌نویسد. #هنرمند_گرسنگی را می‌نویسد. واپسین دیدار با #میلنا. #پژوهش‌های_یک_سگ را می‌نویسد.
1923 با دوشیزه #دورا_دیمانت (دیامانت) آشنا می‌شود. در فرهنگستانِ برلین، سرِ درسهای مطالعاتِ یهودی می‌رود. #نقب را می‌نویسد. #هنرمند_گرسنگی را به ناشر می‌سپارد.
1924 #یوزفینه_آوازخوان یا #مردم_موش را می‌نویسد. او را در وضعِ بیماری از برلین به پراگ می‌آورند. آوریل به آسایشگاه وینر والد می‌رود؛ آنگاه به کلینیکِ پروفسور هایک در وین. سپس به آسایشگاهی در کی‌یرلینگ، نزدیکِ وین می‌رود. 3 ژوئن: در کی‌یرلینگ #می‌میرد. در 11 ژوئن، در گورستانِ یهودیان در پراگ - اشتراشنیتس به خاک سپرده می‌شود. انتشارِ #هنرمند_گرسنگی.
🔴#انسانِ آزاد، کمتر از هرچیزی درباره‌ی مرگ می‌اندیشد، زیرا خردمندی‌اش تأمل درباره‌ی مرگ نیست بلکه تأمل درباره‌ی زندگی است.

#اسپینوزا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#هر چقدر دولت در منع آزادی گفتار بیشتر سعی کند، به همان اندازه لجاجت و پافشاری مردم نیز در مقاومت بیشتر می‌گردد

#اسپینوزا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#خداوند_چه_شکلی_دارد_؟

«اینکه می‌گویید اگر خدا را سمیع و بصیر و شاهد و مرید ندانم...، پس خدایی که به آن معتقدم چگونه است، با این سوال شما مرا به خودتان بد گمان می‌سازید زیرا من فکر می‌کنم که شما کمالاتی بالاتر از صفات فوق نمی‌توانید تصور کنید. من از این فکر شما تعجبی نمی‌کنم؛ زیرا اگر «مثلث» را زبان می‌بود خدا را کامل ترین مثلث‌ها می گفت و «دایره» نیز ذات خدا را اکمل دایره‌ها می خواند؛ همینطور هر موجودی صفات خاص خود را به خدا نسبت می‌دهد.»

#اسپینوزا

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#فلسفه

▫️#اسپینوزا
▫️▫️کارل یاسپرس


به قیمت بی‌قرارگاهی دراین جهان ، که به او تحمیل شده بود ، در حقیقتِ سرمدی ، که آدمی به آن دسترسی می‌تواند یافت قرارگاهی دیگر به‌دست آورد و اندیشه‌اش پناهگاهی شد برای تبعید‌شدگانی که ناچارند تنها بر خود متکی باشند و راهنمایی برای هرکسی که در جستجوی استقلال است .

او خودآگاهی عقل را در فلسفه‌ای یافت که زندگی‌ش را روشن ساخت و رهبری کرد .

کسی که می‌خواست او را به مذهب کاتولیک جلب کند سرزنشش کرد که چرا فلسفه‌ی خود را بهترین می‌انگارد ؛
اسپینوزا پاسخ داد :
" ادعا نمی‌کنم بهترین فلسفه را یافته باشم بلکه می‌دانم که حقیقت را می‌شناسم ."

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#فلسفه
#اسپینوزا

▫️کارل یاسپرس

این اندیشه، که خدا مانند آدمیان قوانینی وضع می کند و کسانی را که از آنها پیروی کنند پاداش می دهد و آنان را که پیروی نکنند به کیفر می رساند، تسری دادن تصور محدودیت آدمی به خداست.

این کار اولا کوچک ساختن خداست، در حالی که هر رویدادی بر حسب تصمیم مستقل خدا، به راستی و بی آنکه مانعی در راهش باشد، روی می دهد؛
و هیچ واقعه ای ممکن نیست بر ضد خدا روی دهد. در ثانی اندیشه پاداش و کیفر مایه تباهی فضیلت اخلاقی است زیرا پاداش فضیلت در خود آن است نه در چیزی دیگر.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

اگر ﺧﺪﺍ ﻣﻌﻠﻮﻟﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺎﯾﺘﯽ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ،ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﮐﻤﺎﻝ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﻔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻏﺎﯾﺘﯽ،ﻓﻌﻠﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ،ﻻﺯﻡ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺩﺭ ﻃﻠﺐ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ.


#ﺍﺳﭙﯿﻨﻮﺯﺍ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم

#اسپینوزا چه گفت که #حکم #تکفیرش را #جامعه #یهودیان منتشر کرد؟

#باروخ_اسپینوزا #فیلسوف مشهور #هلندی است . وی یکی از بزرگ‌ترین #خرد_گرایان #فلسفه قرن هفدهم و #زمینه‌_ساز #ظهور #نقد_مذهبی و همچنین #عصر_روشنگری در قرن هجدهم به‌شمار می‌رود.

اسپینوزا به واسطهٔ #نگارش #مهم‌_ترین_اثرش ، #اخلاقیات ، که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن #دوگانه‌_انگاری #دکارتی را به چالش می‌کشد، یکی از مهم‌ترین فیلسوفان تاریخ فلسفهٔ غرب به‌شمار می‌رود.

فیلسوف و مورخ نامدار #گئورگ_ویلهلم_فریدریش_هگل ، دربارهٔ فیلسوف هم عصر خود نوشت: «شما یا پیرو اسپینوزا هستید، یا اساساً فیلسوف نیستید.»

اسپینوزا در سال ۱۶۳۲ در شهر #آمستردام به دنیا آمد. خانواده او از #یهودیانی بودند که از #پرتغال به هلند مهاجرت کرده بودند.

او ملهم از حال و هوای #فلسفه_مدرن و #آراء_دکارت متمایل شد و کوشید تا #تفسیری #مدرنیستی از #یهودیت ارائه دهد.

اسپینوزا ُبلّغ_نَحوی_وحدت_وجود #سکولار#اومانیستی است. در تلقی او از #مفهوم_خدا، آنرا همان #طبیعت می داند. بدینسان اسپینوزا هیچ گونه #تعالی برای مفهوم خدا قائل نمی شود و او خدا و طبیعت را #همسان می پندارد. او #علوم_طبیعی را بهترین راه خدا شناسی تلقی می کند. اسپینوزا معتقد بود که #افعال خدا هیچ #غایتی ندارد زیرا آن را #مفهوم_ذهنی و #قائل_به_بشر می داند.

اسپینوزا #مخالف #پیروی از #شریعت_آسمانی و #احکام و #فرامین #پیامبران بود و پیروی از دستورات پیامبران را مخالف حفظ شأن و استقلال انسان ها می دانست.

"عقیدهٔ #همه_خدایی اسپینوزا منجر به #صدور #حکم_تکفیر او از سوی #روحانیون_یهودی شد (در سال۱۶۶۵):

به قضاوت #فرشتگان و #روحانیون ، ما باروخ اسپینوزا، را تکفیر می‌کنیم، از #اجتماع_یهودی خارج می‌کنیم و او را لعنت و نفرین می‌کنیم. تمامی #لعنت‌_های نوشته شده در #قانون (منظور #تلمود و #تورات است) بر او باد، در روز بر او لعنت باد، در شب بر او لعنت باد. وقتی خواب است بر او لعنت باد، وقتی بیدار است بر او لعنت باد، وقتی بیرون می‌رود بر او لعنت باد و وقتی بازمی‌گردد بر او لعنت باد. خداوند او را نبخشد و خشم و غضب خدا علیه او مستدام باد، خداوند نام او را در زیر این خورشید محو کند و او را از تمامی #قبایل_اسرائیل خارج کند. ما شما را نیز هشدار می‌دهیم، که هیچ‌کس حق ندارد با او سخن بگوید، چه به طور گفتاری و چه بطور نوشتاری. هیچ‌کس حق ندارد به او لطفی بکند، کسی حق ندارد با او زیر یک سقف بماند، و در دو متری او قرار بگیرد، و هیچ‌کس حق ندارد هیچ نوشته‌ای از او را بخواند."

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فلسفه
#اسپینوزا


اسپینوزا، به رغم اصالت‌اش، در زمانه خود تنها نبود.
او در میانه قرن نابغه ها قرن هفدهم، سر براورد؛

دوره ای که بنیان‌های دنیای مدرن پایه گذاری شد.

قرن هفدهم قرنی بود که با سوزاندن جوردانو برونو و با اولین اجرای نسخه کامل نمایش نامه هاملت اثر شکسپیر آغاز شد (۱۶۰۱).

تا سال ۱۶۰۵ دنیا در معرض "پیشرفت دانش " اثر فرانسیس بیکن، " شاه لير " اثر شکسپیر و " دون كيشوت " اثر میگوئل دو سروانتس قرار گرفته بود.
شاید درست این باشد که هاملت را مظهر تمامی این دوران بدانیم زیرا او آشفته از رفتار انسان و حیرت زده از معنای ممكن مرگ و زندگی ، طولانی ترین نمایش شکسپیر را در می نوردد.

طرح داستان در ظاهر ممکن است موضوع ناکامی در کین خواهی پدری مظلوم " و کشتن عمویی باشد که چندان مهربان نیست.
اما درون مایه نمایش، حیرت هاملت است، بی‌قراری انسانی که از اطرافیانش بیشتر می داند ولی نه آن قدر که عذابش از وضعیت انسان را فرونشاند.
هاملت از علم روز مطلع است ، فیزیک، زیست شناسی، و همه چیز به کنار او به دانشگاه ویتنبرگ می رود. او آشفتگی فکری‌ای را که مارتین لوتر دو ژان‌کالوین به راه انداخته اند می شناسد. اما به این دلیل که نمی تواند از آن چه می بیند سر در بیاورد، هر تغییر وضعیت ممکنی را به پرسش می گیرد و از آن شکایت دارد.
بی دلیل نیست که واژه «پرسش» بارها
در هاملت تکرار می شود و نمایشنامه با این پرسش آغاز می شود: «چه کسی آن جاست ؟» اسپینوزا در دوران پرسشگری پا به دنیا گذاشت، دوره ای که شاید به درستی بتوان آن را عصر هاملت نامید.

▫️در جست‌و‌جوی اسپینوزا
▫️▫️آنتونیوداماسیو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فلسفه

#اسپینوزا


نظام اسپینوزا هم خدایی دارد،
اما نه خدایی مال‌اندیش که به شکل انسان ها به ذهن راه یافته باشد. خدا منشأ همه چیزهایی است که در مقابل حواس ما قرار دارد و همه آن چیزی است که هست، جوهری بی علت و جاودانی با صفت های بی نهایت.
از نظر اسپینوزا، به دلایل عملی خدا همان طبیعت است و بیش از هر چیز خود را در موجودات زنده به نمایش می گذارد.
این امر در نقل قولی که اغلب مورد استفاده اسپینوزاگرایان است، یعنی اصطلاح
Deus sive Natura
-خدا یا طبیعت - منعکس است.
خدای او به شیوه‌ای که در انجیل به تصویر درآمده خود را به انسانها آشکار نمی کند. شما می توانید به درگاه خدای اسپینوزا دعا کنید.

لازم نیست از او بترسید چون هرگز شما را تنبیه نمی کند. به امید دریافت پاداش هم نباید بود، چون هیچ حاصلی ندارد. تنها چیزی که باید از آن بترسید رفتار خودتان است.
وقتی نسبت به دیگران مهربان نیستید، در آنجا و آن هنگام، خودتان را تنبیه می کنید و در آنجا و آن هنگام، خودتان را از فرصت کسب آرامش و خوشبختی درونی محروم می کنید.

از این رو، کنش های فرد به جای این که معطوف به رضایت او باشد، باید معطوف به متابعت از طبیعت او باشد.
وقتی این کار را می کنید، نوعی از خوشبختی حاصل می شود و نوعی
از رستگاری به دست می آید. اکنون Now


رستگاری مورد نظر اسپینوزا - salus -موضوع موارد تکراری نوعی از سعادت است که به طور فزاینده ای موجب وضعیت ذهنی سالمی می شود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فلسفه

#اسپینوزا

این اندیشه، که خدا مانند آدمیان قوانینی وضع می کند و کسانی را که از آنها پیروی کنند پاداش می دهد و آنان را که پیروی نکنند به کیفر می رساند، تسری دادن تصور محدودیت آدمی به خداست.

این کار اولا کوچک ساختن خداست، در حالی که هر رویدادی بر حسب تصمیم مستقل خدا، به راستی و بی آنکه مانعی در راهش باشد، روی می دهد؛
و هیچ واقعه ای ممکن نیست بر ضد خدا روی دهد. در ثانی اندیشه پاداش و کیفر مایه تباهی فضیلت اخلاقی است زیرا پاداش فضیلت در خود آن است نه در چیزی دیگر.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

«هدف نهایی حکومت
نه تسلط بر مردم باید باشد
نه محدود ساختن آنان از راه وحشت و ترس،
و نه وادار کردن آنان به اطاعت،
بلکه باید هدف آن آزاد ساختن مردم از ترس باشد
تا بتوانند در بیشترین امنیت ممکنه زندگی کنند.
به عبارت دیگر باید حق طبیعی انسانها را به زنده بودن مورد حمایت قرار داد تا با اطمینان کامل و بدون اینکه بر خود یا بر همسایه خود زیانی وارد سازند زندگی کنند.
هدف نهایی حکومت این نیست که انسان را از موجودی صاحب خرد و اندیشه
به چارپایی لایعقل یا عروسک خیمه‌شب‌بازی مبدل کند،
بلکه باید آنها را چنان آماده سازد که روح و جسمشان را در امنیت تمام بپرورند و عقل خود را آزادانه به کار بندند و نگذارند که قدرت مردم در راه کینه‌جویی و خشم و فریب مصرف شود و نه معروض رشک و ستم واقع شوند.
در واقع غرض و هدف اصلی حکومت همانا آزادی است.»

#اسپینوزا، رساله‌ی الهی-سیاسی، فصل ۲۰)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

این بندگان‌اند و نه انسان‌های آزاد که
به پاسِ فضیلتشان پاداش می‌گیرند.

#اسپینوزا
در «رساله‌ی الاهیاتی-سیاسی»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

واژه‌ها صرفاً از طريقِ کاربردی که دارند معنایِ معینی پیدا می‌کنند. کلماتی که مطابقِ این کاربرد چنین به کار برده می‌شوند که مردم، با خواندنشان، به عبودیت انگیخته می‌شوند کلماتِ مقدس نامیده می‌شوند، و هر کتابی را که با چنین کلماتی نوشته شده باشد نیز مقدس می‌نامند. اما اگر آن کاربرد بعدها از میان برود بدانگونه که کلماتی معنایِ قبلی خویش را از دست بدهند، یا آن کتاب به کل نادیده گرفته شود، چه از روی خباثت و چه از آن رو که مردم دیگر بدان نیاز ندارند، آنگاه هم آن کلمات و هم آن کتاب نیز به همان حساب دیگر نه ارزشی خواهند داشت و نه مقدس خواهند بود. در آخر، اگر واژه‌های یکسانی به شکلِ متفاوتی به کار گرفته شوند یا قبول افتد که واژه‌هایی به معنایِ عکسِ معنایِ پیشین‌شان به کار برده شوند، آنگاه هم واژه‌ها و هم كتاب‌هایی که قبلاً مقدس بودند نامقدس و نجس می‌شوند. بنابراین هیچ چیزی به خودیِ خود و مستقل از ذهن مقدس، نامقدس یا نجس نیست، بلکه تنها در ارتباط با ذهن است که چنین یا چنان می‌شود.

#اسپینوزا
از "رساله‌ الاهیاتی سیاسی، فصل دوازدهم"

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookiranc
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

#اغلب پیش می‌آید شخصی که به دنبالِ عللِ حقیقیِ «معجزات» بر می‌آید و همچون انسانی تحصیل کرده و مشتاق، نه در پیِ حیرتِ ابلهانه، بلکه در پیِ فهمِ امورِ طبیعت است، توسطِ کسانی که مردم آنها را مفسرِ طبیعت و خدایان می‌دانند، متهم به کافرِ بدعت‌گذار می‌شود. دلیلِ این امر آن است که متهم‌کنندگان می‌دانند اگر جهل از بین برود و جایش را به دانشِ واقعی بدهد، حیرتِ حماقت‌وار نیز از بین می‌رود، و در نتیجه متهم‌کنندگان از تنها ابزارِ جدل‌ و حفظِ تسلط و اتوریته‌شان بر مردم محروم خواهند شد.

👤 #اسپینوزا
📘کتابِ #اخلاق

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

کسانی که به واسطه‌ی تقوا و اعمالِ صالحِ خود، انتظارِ پاداش از خدا را دارند، از درکِ درستِ فضیلت بسی به دورند، گویی که انتظار دارند بخاطرِ تحمّلِ دهشناک‌ترین بردگی جایزه بگیرند! این درحالی است که [برعکس] فضیلت و خدمتِ خدا [طبیعت] به خودیِ خود شادیِ محض و آزادیِ تمام‌عیار است.

#اسپینوزا
#چکامه

«شناخت نیک و بد چیزی نیست جز عاطفه‌ی لذت و درد، تا جایی که بدان آگاهیم.»

#اسپینوزا

#چکامه

هر چقدر دولت در منع آزادی گفتار بیشتر سعی کند، به همان اندازه لجاجت و پافشاری مردم نیز در مقاومت بیشتر می‌گردد

#اسپینوزا

#چکامه

#انسانِ آزاد، کمتر از هرچیزی درباره‌ی مرگ می‌اندیشد، زیرا خردمندی‌اش تأمل درباره‌ی مرگ نیست بلکه تأمل درباره‌ی زندگی است.

#اسپینوزا

#چکامه

بسا پیش می‌آید که برخی به یک ابژه [خیالی] چنان جذب شده‌اند که هرچند آن ابژه غایب می‌باشد، آنها فکر می‌کنند در کنارشان است. این حالت، در صورتی که اشخاص مذکور در خواب نباشند، دیوانگی و توهم‌زدگی نام دارد. به همین ترتیب کسانی که روز و شب در آتش عشق می‌سوزند و همیشه در رویای بانوی خود یا زنی دیگر به سر می‌برند دیوانه نام دارند و موجب خنده‌ی ما می‌شوند. اما وقتی شخصی خسیس چیزی در سر ندارد جز پول درآوردن، و یا شخصی شهرت‌طلب چیزی در سر ندارد جز کسب شهرت، معمولا مردم آنها را دیوانه نمی‌خوانند، چراکه معمولا این اشخاص مایه‌ی آزار دیگران‌اند و سزاوار نفرت انگاشته می‌شوند. ولی واقعیت آن است که حرص، شهرت‌طلبی، شهوت و غیره، همگی انواعی از دیوانگی‌اند اگرچه تاکنون جزو امراض دسته‌بندی نشده‌اند.

#چکامه

«من به دقت کوشیده‌ام که اعمالِ انسانی را مسخره نکنم، و نسبت به آنها اظهارِ تأسف یا انزجار نکنم، بلکه آن‌ها را بفهمم؛ به همین دلیل شورهایی مثل عشق، نفرت، خشم، حسد، شهرت‌طلبی، دلسوزی و دیگر تشویش‌های ذهن را، نه به عنوان پلیدی و نقص در طبیعتِ انسان، بلکه به عنوان خصیصه‌های آن می‌نگرم. این خصیصه‌ها همان‌قدر به طبیعتِ ذهن مربوط‌اند، که گرما، سرما، طوفان، رعد و غیره به طبیعتِ جَو مربوط‌اند؛ هرچند برخی از این پدیده‌ها آزاردهنده باشند، با این وجود ضروری‌اند، و علت‌های معینی دارند؛ به وسیله‌ی همین علت‌هاست که ما می‌کوشیم تا طبیعت‌شان را بفهمیم، و ذهن از دیدنِ درستِ آن‌ها همان‌قدر لذت می‌برد که آنها را همچون برتری‌های حواس بیانگارد.»

#اسپینوزا

#چکامه

به نظر می‌آید که «عقایدِ خرافی» چیزی را خیر می‌نامد که باعثِ درد است و چیزی را شرّ می‌نامد که موجبِ لذت است. اما، چنانکه قبلاً گفته‌ایم، جز آدمِ حسود هیچ‌کس از ناتوانی یا رنجِ من خوشحال نمی‌شود، زیرا هر چه از عاطفه‌ی لذت بیشتر برخوردار گردیم، به همان اندازه به کمالِ بیشتر نائل می‌شویم و در نتیجه به همان اندازه از طبیعتِ الهی بیشتر بهره‌مند می‌شویم و هرگز ممکن نیست لذتی که با ملاحظه‌ی صحیحِ منافعِ ما تنظیم شده شرّ باشد. برعکس، کسی که تحتِ تأثيرِ ترس برایِ اجتناب از شرّ عملِ خیر می‌کند، تحتِ هدایتِ عقل نیست.

#اسپینوزا

#چکامه

معتقدم که هرچه بیشتر شناخت پیدا میکنیم، چیزهای کمتری وجود خواهد داشت که فقط خدا از آن آگاه باشد.
به عبارت دیگر هرچه جهل ما بیشتر باشد، رویدادها را بیشتر به خدا نسبت میدهیم.

#اسپینوزا

#چکامه

مردمی که خود را آزاد می‌پندارند در اشتباه هستند؛ این باورِشان بدین خاطر شکل گرفته است که اعمالِ خود را می‌بینند ولی علت‌هایِ آن را نمی‌دانند... اگر از آن‌ها بپرسی اراده چیست و چگونه بدن را به حرکت در می‌آورد، پاسخی ندارند. آنان که لافِ چنین دانشی را می‌زنند و چیزی به نامِ روح را به زور در انسان جا می‌کنند، همیشه باعثِ خنده‌ی ما می‌شوند و حالِ ما را بهم می‌زنند.

#اسپینوزا

#چکامه

هیچ‌چیز به اندازه‌ی خرافات برای حکمرانی بر توده سودمند نیست...

همواره کوشش فراوانی صرف آراستن مذهب، چه راستین باشد چه کاذب، با فرایض و مراسم شده است، تا توده آن را خیره‌کننده‌تر از هر چیز دیگری بیابد و از آن به شدید‌ترین درجه‌ای از وفاداری تبعیت کند....

‌‏⁧ #اسپینوزا

#چکامه

( خداوند چه شکلی دارد؟ )

«اینکه می‌گویید اگر خدا را سمیع و بصیر و شاهد و مرید ندانم...، پس خدایی که به آن معتقدم چگونه است، با این سوال شما مرا به خودتان بد گمان می‌سازید زیرا من فکر می‌کنم که شما کمالاتی بالاتر از صفات فوق نمی‌توانید تصور کنید. من از این فکر شما تعجبی نمی‌کنم؛ زیرا اگر «مثلث» را زبان می‌بود خدا را کامل ترین مثلث‌ها می گفت و «دایره» نیز ذات خدا را اکمل دایره‌ها می خواند؛ همینطور هر موجودی صفات خاص خود را به خدا نسبت می‌دهد.»

#اسپینوزا

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

می‌توانم به مانندِ دیگران بگویم نبوّت امری است که توسطِ قدرتِ خدا حادث شد؛ اما این حرفِ بیهوده‌ای است، و بهتر از آن نیست که فُرمِ یک شیءِ تکین را توسطِ تِرم‌ای استعلایی توضیح دهیم. همه چیز بواسطه‌ی قدرتِ خدا رخ می‌دهد. طبیعتْ خودْ قدرتِ خداست تحتِ نامی دیگر، و جهلِ ما نسبت به قدرتِ خدا هم‌گستره است با جهلِ ما نسبت به طبیعت. بنابراین، حماقتِ محض است که وقتی علتِ طبیعیِ رخدادی را نمی‌دانیم آن را به قدرتِ خدا نسبت دهیم، قدرتی که [خودْ همان] علتِ طبیعی است.

#اسپینوزا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

خدا هرگز خود را بوسیله‌ی کلمات، یا هر نشانه‌ی خارجیِ دیگر، نمی‌شناساند...
باید در نظر داشته باشیم که ناممکن است خدا بتواند خود را بواسطه‌ی نشانه‌های خارجی، به انسان‌ بشناساند.»


#اسپینوزا
"رساله مختصره"

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity