در جريان اجراى سياست مذكور، نادرشاه مجتهد معروف اصفهان به نام «#صدرالصدور» را احضار و از او سؤال كرد به چه علت علما و طلاب بايد درآمدهاى هنگفت اوقاف را به خود اختصاص داده و بدون داشتن هيچ پيشه و كار مثبتى با استفاده از درآمد اوقاف زندگی پراز رفاه برای خود ترتیب دهند؟ «صدر» پاسخ داد :
دلیل این امر آن است که #روحانیون همیشه دعاگوی قبله عالم بوده و با استفاده از درآمدهای مذکور هر روز وهر ساعت در مساجد برای بقاء ونصرت پادشاه و آبادی مملکت دعا میکنند. #نادرشاه جواب داد،
پس معلوم میشود دعای روحانیون هیچگاه مورد اجابت واقع نشده است، وگرنه گروهی افغانهای پابرهنه سُنّی، این فاجعه را برای ایران بوجود نمی آوردند.
نادرشاه دستور داد #صدرالصدور اعدام شود(بزرگترين خدمت به ايران) و سپس نیز مقرر کرد کلیه درآمدهای روحانیون از اوقاف وغيره و مواجب ومقرر بهائی که بدینوسیله کسب میکردند قطع شود.
#منبع:
{اصفهان نصف جهان، تالیف اصفهانی، تنظیم از ستوده (تهران: ۱۳۶۰)، صفحات ٥٧-٢٥٦ }
با اجرای دستور #نادرشاه سالیانه در حدود هیجده کرورتومان که از درآمد اوقاف دراختیار علما قرار میگرفت، قطع گردید.
#ملاها از دستور نادرشاه بشدت متغیر شدند وتا آنجائی که در قدرت داشتند کوشش کردند قشون و رعیت را بر ضد #نادرشاه بشورانند ولی نيم بیشتری از قشون نادر سُنّی بودند ولذا به تحریکات #روحانیون وقعی نگذاشتند. #دهقانان نیز از دستور نادرشاه درباره لغو قاعده اختصاص درآمد اوقاف به روحانیون استقبال کردند،
زیرا بدینوسیله مبلغی از مالیات آنها تخفیف حاصل کرد.
بعد از صدور دستور مذکور، نادرشاه روسای دولت را احضارو به آنها اظهارداشت: «اگر ملا میخواهيد باید مصارف ایشان را خودتان بپردازید، من ابداً ملا لازم ندارم و برای آنها متحمل خرجی نخواهم شد.»
#منبع:
{تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تالیف احمد مجدالاسلام کرمانی (انتشارات دانشگاه اصفهان: ۱۳۵۰)، صفحات ٥٣٦-٥٣١ }
پس از قتل نادرشاه، جانشین وی #عادل_شاه سبب قتل او را مخالفت با شیعه اعلام و مجددا #شیعه_گری را تقویت کرد. اما بهرحال اقدامات نادرشاه، سبب شد که مذهب بکلی از سیاست جدا شود. بهمین علت نادرشاه دستور داده بود دعای معمول زمان #صفویه مبنی بر(خدا پادشاه را که همه نعمت های ما از اوناشی میشود، عمر جاودان بخشد) ازنماز روزانه حذف شود.{#منبع: عاقبت نادرشاه، مجله یاد گار، شماره ۲ (۱۳۲۹)، صفحات ٤٣-٤١ }
#کریمخان_زند (۱۱۱۳-۱۱۹۳) پس از رسیدن به سلطنت، خود را #وکیل_الرعایا نامید وبين سیاست مذهبی صفويه ونادرشاه، راه میانه را انتخاب کرد.
#آغامحمدخان_قاجار (۱۲۲۱–۱۱۹۹) مجددا ایران را به سیاست مذهبی صفویه و شيعه اثنی عشری برگردانید.
آغا محمد خان مخصوصا باتوجه به اينکه دارای دودمان اصیلی نبود و درصدد اتکاء به عاملی بود که بتواند پایه های قدرت و سلطنتش را تحکیم بخشد،
لذا لزوم اتکاء به مذهب راحتی بیش از شاه اسماعیل صفوی احساس کرد. آغا محمد خان در زمان تاجگذاری اش، تاکید کرد که اساس حکومتش را بر پایه مذهب شیعه اثنی عشری قرار خواهد داد و در هنگام مراسم تاجگذاری، شمشیری را که در مقبره شاه اسماعیل صفوی ودیعه گذاشته شده بود، بکمر بست.
{#منبع: تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، تاليف نفیسی (۱۳۳۵)، جلد اول، صفحه ۵۱}
آغامحمدخان تصمیم داشت، قدرت مذهبی را کاملا در سازمان سیاسی دولت خود مستحيل و بعنوان یگانه قدرت منحصربفرد و بلامنازع ایران تجلی کند {#منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، تنظیم ازافشار(تهران: ۱۳۵۰)، صفحه ۵۱} ،
اما عمرش کفاف نداد و بزودی پس از تاجگذاری مقتول گردید. پس از مرگ آغامحمدخان، جانشینش #فتحعلی_شاه برنامه آغامحمدخان را با کیفیت دیگری بموقع اجرا گذاشت. «ماکس وبر» از بزرگترین جامعه شناسان عصر ما، اظهار داشته است اگر مشروعیت حکومت حاکمی بوسیله پیوندهای موروثی تائید پذیر نباشد، وی نیاز به نیروی دیگری دارد که بوسیله آن خود را وجيه المله ساخته و مشروعیت حکومتش را مورد تائید مردم قرار دهد. بدیهی است هیچ عاملی از این لحاظ بیش از نیروی مذهب نمیتواند به چنین حاکم بی اصل ونسبی کمک و حکومتش را بر مردم تحمیل نماید.
#منبع:
Max Weber, Economy and Society (New York:1968), p. 1147
بهمین دلیل #فتحعلی_شاه برای تحکیم قدرت خود بطرف روحانیون متمایل و درحالیکه سلاطین صفویه, مذهب را در دولت حل کرده و مقامات مذهبی و سیاسی را در وجود خود جمع کرده بودند،
فتحعلی شاه با حمایت از روحانیون به آنها استقلال دادو #روحانیت_شیعه اثنی عشری با سازمان و تشکیلات جداگانه ای برای خود مستقل شد.
دلیل این امر آن است که #روحانیون همیشه دعاگوی قبله عالم بوده و با استفاده از درآمدهای مذکور هر روز وهر ساعت در مساجد برای بقاء ونصرت پادشاه و آبادی مملکت دعا میکنند. #نادرشاه جواب داد،
پس معلوم میشود دعای روحانیون هیچگاه مورد اجابت واقع نشده است، وگرنه گروهی افغانهای پابرهنه سُنّی، این فاجعه را برای ایران بوجود نمی آوردند.
نادرشاه دستور داد #صدرالصدور اعدام شود(بزرگترين خدمت به ايران) و سپس نیز مقرر کرد کلیه درآمدهای روحانیون از اوقاف وغيره و مواجب ومقرر بهائی که بدینوسیله کسب میکردند قطع شود.
#منبع:
{اصفهان نصف جهان، تالیف اصفهانی، تنظیم از ستوده (تهران: ۱۳۶۰)، صفحات ٥٧-٢٥٦ }
با اجرای دستور #نادرشاه سالیانه در حدود هیجده کرورتومان که از درآمد اوقاف دراختیار علما قرار میگرفت، قطع گردید.
#ملاها از دستور نادرشاه بشدت متغیر شدند وتا آنجائی که در قدرت داشتند کوشش کردند قشون و رعیت را بر ضد #نادرشاه بشورانند ولی نيم بیشتری از قشون نادر سُنّی بودند ولذا به تحریکات #روحانیون وقعی نگذاشتند. #دهقانان نیز از دستور نادرشاه درباره لغو قاعده اختصاص درآمد اوقاف به روحانیون استقبال کردند،
زیرا بدینوسیله مبلغی از مالیات آنها تخفیف حاصل کرد.
بعد از صدور دستور مذکور، نادرشاه روسای دولت را احضارو به آنها اظهارداشت: «اگر ملا میخواهيد باید مصارف ایشان را خودتان بپردازید، من ابداً ملا لازم ندارم و برای آنها متحمل خرجی نخواهم شد.»
#منبع:
{تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تالیف احمد مجدالاسلام کرمانی (انتشارات دانشگاه اصفهان: ۱۳۵۰)، صفحات ٥٣٦-٥٣١ }
پس از قتل نادرشاه، جانشین وی #عادل_شاه سبب قتل او را مخالفت با شیعه اعلام و مجددا #شیعه_گری را تقویت کرد. اما بهرحال اقدامات نادرشاه، سبب شد که مذهب بکلی از سیاست جدا شود. بهمین علت نادرشاه دستور داده بود دعای معمول زمان #صفویه مبنی بر(خدا پادشاه را که همه نعمت های ما از اوناشی میشود، عمر جاودان بخشد) ازنماز روزانه حذف شود.{#منبع: عاقبت نادرشاه، مجله یاد گار، شماره ۲ (۱۳۲۹)، صفحات ٤٣-٤١ }
#کریمخان_زند (۱۱۱۳-۱۱۹۳) پس از رسیدن به سلطنت، خود را #وکیل_الرعایا نامید وبين سیاست مذهبی صفويه ونادرشاه، راه میانه را انتخاب کرد.
#آغامحمدخان_قاجار (۱۲۲۱–۱۱۹۹) مجددا ایران را به سیاست مذهبی صفویه و شيعه اثنی عشری برگردانید.
آغا محمد خان مخصوصا باتوجه به اينکه دارای دودمان اصیلی نبود و درصدد اتکاء به عاملی بود که بتواند پایه های قدرت و سلطنتش را تحکیم بخشد،
لذا لزوم اتکاء به مذهب راحتی بیش از شاه اسماعیل صفوی احساس کرد. آغا محمد خان در زمان تاجگذاری اش، تاکید کرد که اساس حکومتش را بر پایه مذهب شیعه اثنی عشری قرار خواهد داد و در هنگام مراسم تاجگذاری، شمشیری را که در مقبره شاه اسماعیل صفوی ودیعه گذاشته شده بود، بکمر بست.
{#منبع: تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، تاليف نفیسی (۱۳۳۵)، جلد اول، صفحه ۵۱}
آغامحمدخان تصمیم داشت، قدرت مذهبی را کاملا در سازمان سیاسی دولت خود مستحيل و بعنوان یگانه قدرت منحصربفرد و بلامنازع ایران تجلی کند {#منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، تنظیم ازافشار(تهران: ۱۳۵۰)، صفحه ۵۱} ،
اما عمرش کفاف نداد و بزودی پس از تاجگذاری مقتول گردید. پس از مرگ آغامحمدخان، جانشینش #فتحعلی_شاه برنامه آغامحمدخان را با کیفیت دیگری بموقع اجرا گذاشت. «ماکس وبر» از بزرگترین جامعه شناسان عصر ما، اظهار داشته است اگر مشروعیت حکومت حاکمی بوسیله پیوندهای موروثی تائید پذیر نباشد، وی نیاز به نیروی دیگری دارد که بوسیله آن خود را وجيه المله ساخته و مشروعیت حکومتش را مورد تائید مردم قرار دهد. بدیهی است هیچ عاملی از این لحاظ بیش از نیروی مذهب نمیتواند به چنین حاکم بی اصل ونسبی کمک و حکومتش را بر مردم تحمیل نماید.
#منبع:
Max Weber, Economy and Society (New York:1968), p. 1147
بهمین دلیل #فتحعلی_شاه برای تحکیم قدرت خود بطرف روحانیون متمایل و درحالیکه سلاطین صفویه, مذهب را در دولت حل کرده و مقامات مذهبی و سیاسی را در وجود خود جمع کرده بودند،
فتحعلی شاه با حمایت از روحانیون به آنها استقلال دادو #روحانیت_شیعه اثنی عشری با سازمان و تشکیلات جداگانه ای برای خود مستقل شد.
فتحعلی شاه یکی از مذهبی ترین سلاطين قاجار بشمار میرود. بدستور او مساجد زيادی ساخته وضريحهای رهبران مذهبی مرمت وتزئین گردید. در زمان سلطنت فتحعلی شاه، تهران و اصفهان بصورت مراکز مذهبی در آمدند و بر طبق دستور او اهالی ساکن شهر مذهبی #قم از پرداخت مالیات معاف شدند. او با روحانیون روابط صمیمانه و نزدیک برقرار نمود و در عصر او #شیخ_الاسلام ها و امام جمعه های زیادی بوجود آمدند.
بطوریکه «پارسنز» مینویسد تا نیمه اول قرن نوزدهم (۱۲۱۵ هجری قمری) برعکس مسیحیت در اروپا، مذهب در ایران دارای سازمان مستقلی نبود و دولت در آن نفوذ داشت.
در نیمه اول قرن نوزدهم، #مذهب_شیعه راه خود را از روشی که دین اسلام در سایر کشورها داشت جدا کرد و با ایجاد سازمان مذهبی جداگانه برای خود، در برابر دولت بصورت یک قدرت نیرومند سیاسی درآمد و درحالیکه دولت خود را مسئول حفظ نظم و امنیت داخلی وخارجی و اداره امور کشور میدانست، مذهب شیعه خود را مسئول ونگهبان شرع مقدس اسلام اعلام نمود.
#منبع:
Talcott Parsons, Christianity and Modern Industrial Society" in Edward A. Tiryakian(ed), Sociological Theory, Values and sociocultural Change (New York: 1903), p. 46.
جدائی مذهب شیعه از دولت در قرن نوزدهم در ایران، باعث شد هر زمانی که روحانیون اراده میکردند، بعنوان اینکه دولت وقت قادر به حفظ منافع ملت شیعه در برابر امپریالیست های خارجی نیست،
در سیاست دخالت و مردم را برضد دولت به شورش تحریک میکردند. بهترین مثال دراین مورد واقعه تحریم تنباکو در سالهای ۱۲۹۲-۱۲۹۱میباشد که روحانیون مردم را برضد دولت تحریک و #ناصرالدین_شاه را مجبور کردند، قرارداد انحصار تنباکو به یک کمپانی انگلیسی را لغو نماید.
یکی از نکات مهمی که درتاریخ کمتر ذکر آن بعمل آمده، ازدیاد تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن نوزدهم است. «شاردن» نوشته است که تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن هفدهم بسیار ناچیز بود.
#منبع:
J. Chardin, Les Voyage du Chevalier Chardin en Perse, Langles, ed. (Paris: 1811), IV, pp. 194-195
«ملکلم» نیز نوشته است که در نیمه دوم قرن نوزدهم تعداد مجتهدین از ۳ الی ٤ نفر تجاوز نمیکرد. حتی در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه تعداد مجتهدین به ۱۲ نفر نمیرسید.
#منبع:
J. Malcolm, History of Persia (London: 1928), II pp. 131-132
اما بنا به نوشته «اعتمادالسلطنه» در المعاذیر و الاثار، در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه تعداد علما به ۳۵۹ نفر رسیده بود که ۱۷۵ نفر آنها مجتهد بودند.
{#منبع: المعاذير والآثار، تالیف اعتمادالسلطنه (تهران: ۱۸۸۸)، صفحه ۱۳۷ }
(دقيقا مانند حكومت فعلى كه مانند زباله آيت الله و مجتهد در خيابانها ريخته است)
عنوان #حجت_الاسلام نیز در این زمان تنها به یک مجتهد عالیقدر کاشان داده شده بود که پس از آن متوقف گردید.
{#منبع: حقایق اخبارناصری، تالیف خورموجی، تنظیم از خدیوجم (تهران: ١٣٤٤)، صفحات ١٤٧-١٤٦ ؛ ١٥٨-١٩١ }
مبارزه برای قدرت طلبی بین #روحانیون و دولت در سالهای اول سلطنت #ناصرالدین_شاه (۱۳۱۹- ۱۲۹۹) بسیار چشمگیر بود.
زیرا در این زمان #امیر_کبیر صدراعظم نامدار تار یخ ایران، تصمیم گرفت، از نفوذ روحانیون در امور سیاسی جلوگیری و قدرت سیاسی دولت را تقویت کند.
اما با قتل امیرکبیر و تغییر سیاست ناصرالدین شاه و دادن امتیازاتی به روحانیون مجددا رابطه بین دولت و مذهب بهبود یافت.
{#منبع: مکارم الآثار، تاليف معالم حبیب آبادی (اصفهان)، شماره ۵، صفحه ۱٦١٦}
استقلال مذهب از سیاست در زمان سلطنت قاجار به بعد، #روحانیون را بکرات بفکر کسب قدرت در برابر دولت انداخت و بارها این دو قدرت را در برابر یکدیگر قرارداد.
در مورد ممر درآمد روحانیون «الگر» مینویسد معمولا درآمد #ملا باید از اوقاف متعلق به مساجد و سایر اماکن مذهبی تامین شود، ولی این یک قاعده کلی نیست و #آخوندها بطور مستقیم از مردم نیز اعانه های مالی در یافت میکنند.
#منبع:
Hamid Algar, Religion and State in Iran 1785-1906 (Los Angeles: University of California Press, 1980), p. 14
واما در باره فتوائی که آخوندها برای مردم میدهند، فرض بر این است که آنها نباید از مردم وجهی در یافت کنند.
زیرا اگر قرار باشد قاضی پولی از مردم در یافت کند، بیطرفی خود را خدشه دار خواهد کرد وقدس شرافت و بیطرفی قضاوت لطمه خواهد دید ولی #محمدتقی_بروجردی نوشته است که نامبرده معتقد است که چون نوشتن حکم قضاوت جزء عمل قضاوت نیست، اگر آخوندی مبادرت به نوشتن حکم قضاوت خود کند، مستحق مزد خواهد بود.
#منبع:
Muhammad Ali Kashmiri, Nujum us-Sama (Lucknow: 1886), p. 410
البته گروهی نیز معتقدند، نوشتن قضاوت از کارفتوی جدا نیست و آخوند نباید برای اینکار وجهی در یافت کند.
{#منبع: قضا درا سلام، تالیف حجت الاسلام محمد سنگلجی (تهران)، صفحات ۳-۲ }
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
بطوریکه «پارسنز» مینویسد تا نیمه اول قرن نوزدهم (۱۲۱۵ هجری قمری) برعکس مسیحیت در اروپا، مذهب در ایران دارای سازمان مستقلی نبود و دولت در آن نفوذ داشت.
در نیمه اول قرن نوزدهم، #مذهب_شیعه راه خود را از روشی که دین اسلام در سایر کشورها داشت جدا کرد و با ایجاد سازمان مذهبی جداگانه برای خود، در برابر دولت بصورت یک قدرت نیرومند سیاسی درآمد و درحالیکه دولت خود را مسئول حفظ نظم و امنیت داخلی وخارجی و اداره امور کشور میدانست، مذهب شیعه خود را مسئول ونگهبان شرع مقدس اسلام اعلام نمود.
#منبع:
Talcott Parsons, Christianity and Modern Industrial Society" in Edward A. Tiryakian(ed), Sociological Theory, Values and sociocultural Change (New York: 1903), p. 46.
جدائی مذهب شیعه از دولت در قرن نوزدهم در ایران، باعث شد هر زمانی که روحانیون اراده میکردند، بعنوان اینکه دولت وقت قادر به حفظ منافع ملت شیعه در برابر امپریالیست های خارجی نیست،
در سیاست دخالت و مردم را برضد دولت به شورش تحریک میکردند. بهترین مثال دراین مورد واقعه تحریم تنباکو در سالهای ۱۲۹۲-۱۲۹۱میباشد که روحانیون مردم را برضد دولت تحریک و #ناصرالدین_شاه را مجبور کردند، قرارداد انحصار تنباکو به یک کمپانی انگلیسی را لغو نماید.
یکی از نکات مهمی که درتاریخ کمتر ذکر آن بعمل آمده، ازدیاد تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن نوزدهم است. «شاردن» نوشته است که تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن هفدهم بسیار ناچیز بود.
#منبع:
J. Chardin, Les Voyage du Chevalier Chardin en Perse, Langles, ed. (Paris: 1811), IV, pp. 194-195
«ملکلم» نیز نوشته است که در نیمه دوم قرن نوزدهم تعداد مجتهدین از ۳ الی ٤ نفر تجاوز نمیکرد. حتی در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه تعداد مجتهدین به ۱۲ نفر نمیرسید.
#منبع:
J. Malcolm, History of Persia (London: 1928), II pp. 131-132
اما بنا به نوشته «اعتمادالسلطنه» در المعاذیر و الاثار، در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه تعداد علما به ۳۵۹ نفر رسیده بود که ۱۷۵ نفر آنها مجتهد بودند.
{#منبع: المعاذير والآثار، تالیف اعتمادالسلطنه (تهران: ۱۸۸۸)، صفحه ۱۳۷ }
(دقيقا مانند حكومت فعلى كه مانند زباله آيت الله و مجتهد در خيابانها ريخته است)
عنوان #حجت_الاسلام نیز در این زمان تنها به یک مجتهد عالیقدر کاشان داده شده بود که پس از آن متوقف گردید.
{#منبع: حقایق اخبارناصری، تالیف خورموجی، تنظیم از خدیوجم (تهران: ١٣٤٤)، صفحات ١٤٧-١٤٦ ؛ ١٥٨-١٩١ }
مبارزه برای قدرت طلبی بین #روحانیون و دولت در سالهای اول سلطنت #ناصرالدین_شاه (۱۳۱۹- ۱۲۹۹) بسیار چشمگیر بود.
زیرا در این زمان #امیر_کبیر صدراعظم نامدار تار یخ ایران، تصمیم گرفت، از نفوذ روحانیون در امور سیاسی جلوگیری و قدرت سیاسی دولت را تقویت کند.
اما با قتل امیرکبیر و تغییر سیاست ناصرالدین شاه و دادن امتیازاتی به روحانیون مجددا رابطه بین دولت و مذهب بهبود یافت.
{#منبع: مکارم الآثار، تاليف معالم حبیب آبادی (اصفهان)، شماره ۵، صفحه ۱٦١٦}
استقلال مذهب از سیاست در زمان سلطنت قاجار به بعد، #روحانیون را بکرات بفکر کسب قدرت در برابر دولت انداخت و بارها این دو قدرت را در برابر یکدیگر قرارداد.
در مورد ممر درآمد روحانیون «الگر» مینویسد معمولا درآمد #ملا باید از اوقاف متعلق به مساجد و سایر اماکن مذهبی تامین شود، ولی این یک قاعده کلی نیست و #آخوندها بطور مستقیم از مردم نیز اعانه های مالی در یافت میکنند.
#منبع:
Hamid Algar, Religion and State in Iran 1785-1906 (Los Angeles: University of California Press, 1980), p. 14
واما در باره فتوائی که آخوندها برای مردم میدهند، فرض بر این است که آنها نباید از مردم وجهی در یافت کنند.
زیرا اگر قرار باشد قاضی پولی از مردم در یافت کند، بیطرفی خود را خدشه دار خواهد کرد وقدس شرافت و بیطرفی قضاوت لطمه خواهد دید ولی #محمدتقی_بروجردی نوشته است که نامبرده معتقد است که چون نوشتن حکم قضاوت جزء عمل قضاوت نیست، اگر آخوندی مبادرت به نوشتن حکم قضاوت خود کند، مستحق مزد خواهد بود.
#منبع:
Muhammad Ali Kashmiri, Nujum us-Sama (Lucknow: 1886), p. 410
البته گروهی نیز معتقدند، نوشتن قضاوت از کارفتوی جدا نیست و آخوند نباید برای اینکار وجهی در یافت کند.
{#منبع: قضا درا سلام، تالیف حجت الاسلام محمد سنگلجی (تهران)، صفحات ۳-۲ }
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#اسپینوزا چه گفت که #حکم #تکفیرش را #جامعه #یهودیان منتشر کرد؟
#باروخ_اسپینوزا #فیلسوف مشهور #هلندی است . وی یکی از بزرگترین #خرد_گرایان #فلسفه قرن هفدهم و #زمینه_ساز #ظهور #نقد_مذهبی و همچنین #عصر_روشنگری در قرن هجدهم بهشمار میرود.
اسپینوزا به واسطهٔ #نگارش #مهم_ترین_اثرش ، #اخلاقیات ، که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن #دوگانه_انگاری #دکارتی را به چالش میکشد، یکی از مهمترین فیلسوفان تاریخ فلسفهٔ غرب بهشمار میرود.
فیلسوف و مورخ نامدار #گئورگ_ویلهلم_فریدریش_هگل ، دربارهٔ فیلسوف هم عصر خود نوشت: «شما یا پیرو اسپینوزا هستید، یا اساساً فیلسوف نیستید.»
اسپینوزا در سال ۱۶۳۲ در شهر #آمستردام به دنیا آمد. خانواده او از #یهودیانی بودند که از #پرتغال به هلند مهاجرت کرده بودند.
او ملهم از حال و هوای #فلسفه_مدرن و #آراء_دکارت متمایل شد و کوشید تا #تفسیری #مدرنیستی از #یهودیت ارائه دهد.
اسپینوزا #مُبلّغ_نَحوی_وحدت_وجود #سکولار – #اومانیستی است. در تلقی او از #مفهوم_خدا، آنرا همان #طبیعت می داند. بدینسان اسپینوزا هیچ گونه #تعالی برای مفهوم خدا قائل نمی شود و او خدا و طبیعت را #همسان می پندارد. او #علوم_طبیعی را بهترین راه خدا شناسی تلقی می کند. اسپینوزا معتقد بود که #افعال خدا هیچ #غایتی ندارد زیرا آن را #مفهوم_ذهنی و #قائل_به_بشر می داند.
اسپینوزا #مخالف #پیروی از #شریعت_آسمانی و #احکام و #فرامین #پیامبران بود و پیروی از دستورات پیامبران را مخالف حفظ شأن و استقلال انسان ها می دانست.
"عقیدهٔ #همه_خدایی اسپینوزا منجر به #صدور #حکم_تکفیر او از سوی #روحانیون_یهودی شد (در سال۱۶۶۵):
به قضاوت #فرشتگان و #روحانیون ، ما باروخ اسپینوزا، را تکفیر میکنیم، از #اجتماع_یهودی خارج میکنیم و او را لعنت و نفرین میکنیم. تمامی #لعنت_های نوشته شده در #قانون (منظور #تلمود و #تورات است) بر او باد، در روز بر او لعنت باد، در شب بر او لعنت باد. وقتی خواب است بر او لعنت باد، وقتی بیدار است بر او لعنت باد، وقتی بیرون میرود بر او لعنت باد و وقتی بازمیگردد بر او لعنت باد. خداوند او را نبخشد و خشم و غضب خدا علیه او مستدام باد، خداوند نام او را در زیر این خورشید محو کند و او را از تمامی #قبایل_اسرائیل خارج کند. ما شما را نیز هشدار میدهیم، که هیچکس حق ندارد با او سخن بگوید، چه به طور گفتاری و چه بطور نوشتاری. هیچکس حق ندارد به او لطفی بکند، کسی حق ندارد با او زیر یک سقف بماند، و در دو متری او قرار بگیرد، و هیچکس حق ندارد هیچ نوشتهای از او را بخواند."
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#اسپینوزا چه گفت که #حکم #تکفیرش را #جامعه #یهودیان منتشر کرد؟
#باروخ_اسپینوزا #فیلسوف مشهور #هلندی است . وی یکی از بزرگترین #خرد_گرایان #فلسفه قرن هفدهم و #زمینه_ساز #ظهور #نقد_مذهبی و همچنین #عصر_روشنگری در قرن هجدهم بهشمار میرود.
اسپینوزا به واسطهٔ #نگارش #مهم_ترین_اثرش ، #اخلاقیات ، که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن #دوگانه_انگاری #دکارتی را به چالش میکشد، یکی از مهمترین فیلسوفان تاریخ فلسفهٔ غرب بهشمار میرود.
فیلسوف و مورخ نامدار #گئورگ_ویلهلم_فریدریش_هگل ، دربارهٔ فیلسوف هم عصر خود نوشت: «شما یا پیرو اسپینوزا هستید، یا اساساً فیلسوف نیستید.»
اسپینوزا در سال ۱۶۳۲ در شهر #آمستردام به دنیا آمد. خانواده او از #یهودیانی بودند که از #پرتغال به هلند مهاجرت کرده بودند.
او ملهم از حال و هوای #فلسفه_مدرن و #آراء_دکارت متمایل شد و کوشید تا #تفسیری #مدرنیستی از #یهودیت ارائه دهد.
اسپینوزا #مُبلّغ_نَحوی_وحدت_وجود #سکولار – #اومانیستی است. در تلقی او از #مفهوم_خدا، آنرا همان #طبیعت می داند. بدینسان اسپینوزا هیچ گونه #تعالی برای مفهوم خدا قائل نمی شود و او خدا و طبیعت را #همسان می پندارد. او #علوم_طبیعی را بهترین راه خدا شناسی تلقی می کند. اسپینوزا معتقد بود که #افعال خدا هیچ #غایتی ندارد زیرا آن را #مفهوم_ذهنی و #قائل_به_بشر می داند.
اسپینوزا #مخالف #پیروی از #شریعت_آسمانی و #احکام و #فرامین #پیامبران بود و پیروی از دستورات پیامبران را مخالف حفظ شأن و استقلال انسان ها می دانست.
"عقیدهٔ #همه_خدایی اسپینوزا منجر به #صدور #حکم_تکفیر او از سوی #روحانیون_یهودی شد (در سال۱۶۶۵):
به قضاوت #فرشتگان و #روحانیون ، ما باروخ اسپینوزا، را تکفیر میکنیم، از #اجتماع_یهودی خارج میکنیم و او را لعنت و نفرین میکنیم. تمامی #لعنت_های نوشته شده در #قانون (منظور #تلمود و #تورات است) بر او باد، در روز بر او لعنت باد، در شب بر او لعنت باد. وقتی خواب است بر او لعنت باد، وقتی بیدار است بر او لعنت باد، وقتی بیرون میرود بر او لعنت باد و وقتی بازمیگردد بر او لعنت باد. خداوند او را نبخشد و خشم و غضب خدا علیه او مستدام باد، خداوند نام او را در زیر این خورشید محو کند و او را از تمامی #قبایل_اسرائیل خارج کند. ما شما را نیز هشدار میدهیم، که هیچکس حق ندارد با او سخن بگوید، چه به طور گفتاری و چه بطور نوشتاری. هیچکس حق ندارد به او لطفی بکند، کسی حق ندارد با او زیر یک سقف بماند، و در دو متری او قرار بگیرد، و هیچکس حق ندارد هیچ نوشتهای از او را بخواند."
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity