🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #فریداکالو #تولدت_مبارک (۶ ژوئیهٔ ۱۹۰۷)
فریدا تنها کسی است در تاریخ هنر که توان شکافتن سینه و قلب و گفتن حقیقت بیولوژیکی و این را که در آن چه احساس میکند، دارد.
ساز چکامه کتاب
آندره برتون (موسس مکتب سوررآلیسم،نفر پشت سر فریدا) ملاقات با فریدا کالو در مکزیک در سال 1938
برتون که برای اولینبار نمایشگاه آثار فریدا را در ۱۹۳۹ در گالری جولین لوی در نیویورک برپا کرد فریدا کالو را سوررئالیست خواند؛ لقبی که فریدا خود با آن موافق نبود و ادعا میکرد: «من رئالیسم خودم را میکِشم.» کالو هرگز خود را سوررئالیست نمیخواند، هرچند که کارهایش گاهی به عنوان هنر سوررئالیستی در نظر گرفته میشوند و او نمایشگاههای متعددی به همراه سورئالیستهای اروپایی برپا کردهبود
خودچهره با گردنبند خار و مرغ مگس
تابلوی رنگ و روغن روی بوم خودچهره با گردنبند خار و مرغ مگس، اثر فریدا کالو ، نقاش مکزیکی در سال ۱۹۴۰ .
فریدا تصویر خود را با گردنبندی از خار رسم کرده است که گردنش را زخمی کرده است و مرغ مگس مردهای از گردنبند آویخته شده است. مرغ مگس در نمادشناسی مکزیکی طلسمی برای خوشبختی در عشق است. همچنین مکزیکیها معتقدند قهرمانان مرده به شکل این پرنده به زمین بازمیگردند.
به نظر میآید دو حیوان تیرهرنگ همراه فریدا هیچیک خوشآیند نباشند: گربه وحشی در کمین مرغ مگس است و میمون در حال کشیدن گردنبند که بر درد آن میافزاید. میمون در مکزیک، هم نماد مرگ و هم نماد شوخطبعی و سرزندگی است و در تعدادی از خودچهرهنگاریهای فریدا دیده میشود.
برگهایی بسیار بزرگ پشت سر فریدا قرار دارند و دو گُل با بالهایی ظریف مانند سنجاقک دو طرف فریدا در پرواز هستند.
این اثر در مجموعه شَمایلنگاری مرکز انسانشناسی هاری رانسوم، دانشگاه تگزاس نگهداری میشود
ساز و چکامه و کتاب
#منبع
کتوفون وابرر. نقاشی و زندگی فریدا. ترجمهٔ مهین صدری و کاتا موزر. موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر، ۱۳۸۷
درخت امید
درخت امید، قوی بمان اثری از نقاش سوررئالیست مکزیکی، فریدا کالو است که در سال ۱۹۴۶ میلادی خلق شدهاست. فریدا در این اثر سعی کردهاست دو کار قبلی خود به نامهای دو فریدا و ستون شکسته را با یکدیگر ترکیب کند تا همراه با المانهای دوگانگی و تضادهای شخصیتی که به آن دچار بود، گوشهای از درد و رنج جسمانیش را نیز به تصویر بکشد.
در این اثر سوررآلیسمی، دو نگاره از نقاش در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، یکی در لباس سنتی زنان مکزیکی بر روی صندلی در نیمه سمت راست اثر قرار گرفتهاست در حالی که فریدای دیگر در نیمه سمت چپ کار، بر روی تخت بیمارستان و پشت به تصویر دراز کشیدهاست. فریدای قرمزپوش شبیه به دیگر مدلهای ثبت شده از خودِ نقاش در کارهای مشابه اش علیرغم قطره اشکی که بر گونه راستش نشستهاست، صورتی کاملا آرایش شده و آرام دارد در حالی که فریدای سمتِ چپ کار، آشکارا در حال رنج کشیدن است. «درخت امید، قوی بمان» جملهای است بر روی تابلوی کوچکی که فریدای قرمزپوش در دست گرفتهاست، دیده میشود و نامگذاری این اثر به اقتباس از این نوشته بودهاست. در دست دیگر فریدا، کمربندی دیده میشود که وی به کمرش میبست تا از حرکت و فشار شدید به ستون فقراتش جلوگیری کند.
ساز چکامه کتاب
در دیدگاه آزتکها، خون ماهیتی بخشنده و شفادهنده داشت که در مراسم گوناگون، با خراش دادن و زخمی کردن بدن و ریختن آن تقدیس میشد اما تضادهای فریدا برای لحظهای اجازه نمیدهد تا بیننده به تئوری مدوّنی از ایده نقاش در خلق اثر برسد. ماه کامل برای آزتکها نشانهای شوم و بلاخیز بودهاست و بیابان خشک و بی آب و علف در پس زمینه (که در دیگر کارهای فریدا هم دیده میشود)، کوچکترین نویدی از رستگاری نمیدهد.
این اثر هم اکنون در مجموعه هنرهای زیبای Isadore Ducasse در نیویورک نگهداری میشود
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #فریداکالو #تولدت_مبارک (۶ ژوئیهٔ ۱۹۰۷)
فریدا تنها کسی است در تاریخ هنر که توان شکافتن سینه و قلب و گفتن حقیقت بیولوژیکی و این را که در آن چه احساس میکند، دارد.
ساز چکامه کتاب
آندره برتون (موسس مکتب سوررآلیسم،نفر پشت سر فریدا) ملاقات با فریدا کالو در مکزیک در سال 1938
برتون که برای اولینبار نمایشگاه آثار فریدا را در ۱۹۳۹ در گالری جولین لوی در نیویورک برپا کرد فریدا کالو را سوررئالیست خواند؛ لقبی که فریدا خود با آن موافق نبود و ادعا میکرد: «من رئالیسم خودم را میکِشم.» کالو هرگز خود را سوررئالیست نمیخواند، هرچند که کارهایش گاهی به عنوان هنر سوررئالیستی در نظر گرفته میشوند و او نمایشگاههای متعددی به همراه سورئالیستهای اروپایی برپا کردهبود
خودچهره با گردنبند خار و مرغ مگس
تابلوی رنگ و روغن روی بوم خودچهره با گردنبند خار و مرغ مگس، اثر فریدا کالو ، نقاش مکزیکی در سال ۱۹۴۰ .
فریدا تصویر خود را با گردنبندی از خار رسم کرده است که گردنش را زخمی کرده است و مرغ مگس مردهای از گردنبند آویخته شده است. مرغ مگس در نمادشناسی مکزیکی طلسمی برای خوشبختی در عشق است. همچنین مکزیکیها معتقدند قهرمانان مرده به شکل این پرنده به زمین بازمیگردند.
به نظر میآید دو حیوان تیرهرنگ همراه فریدا هیچیک خوشآیند نباشند: گربه وحشی در کمین مرغ مگس است و میمون در حال کشیدن گردنبند که بر درد آن میافزاید. میمون در مکزیک، هم نماد مرگ و هم نماد شوخطبعی و سرزندگی است و در تعدادی از خودچهرهنگاریهای فریدا دیده میشود.
برگهایی بسیار بزرگ پشت سر فریدا قرار دارند و دو گُل با بالهایی ظریف مانند سنجاقک دو طرف فریدا در پرواز هستند.
این اثر در مجموعه شَمایلنگاری مرکز انسانشناسی هاری رانسوم، دانشگاه تگزاس نگهداری میشود
ساز و چکامه و کتاب
#منبع
کتوفون وابرر. نقاشی و زندگی فریدا. ترجمهٔ مهین صدری و کاتا موزر. موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر، ۱۳۸۷
درخت امید
درخت امید، قوی بمان اثری از نقاش سوررئالیست مکزیکی، فریدا کالو است که در سال ۱۹۴۶ میلادی خلق شدهاست. فریدا در این اثر سعی کردهاست دو کار قبلی خود به نامهای دو فریدا و ستون شکسته را با یکدیگر ترکیب کند تا همراه با المانهای دوگانگی و تضادهای شخصیتی که به آن دچار بود، گوشهای از درد و رنج جسمانیش را نیز به تصویر بکشد.
در این اثر سوررآلیسمی، دو نگاره از نقاش در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، یکی در لباس سنتی زنان مکزیکی بر روی صندلی در نیمه سمت راست اثر قرار گرفتهاست در حالی که فریدای دیگر در نیمه سمت چپ کار، بر روی تخت بیمارستان و پشت به تصویر دراز کشیدهاست. فریدای قرمزپوش شبیه به دیگر مدلهای ثبت شده از خودِ نقاش در کارهای مشابه اش علیرغم قطره اشکی که بر گونه راستش نشستهاست، صورتی کاملا آرایش شده و آرام دارد در حالی که فریدای سمتِ چپ کار، آشکارا در حال رنج کشیدن است. «درخت امید، قوی بمان» جملهای است بر روی تابلوی کوچکی که فریدای قرمزپوش در دست گرفتهاست، دیده میشود و نامگذاری این اثر به اقتباس از این نوشته بودهاست. در دست دیگر فریدا، کمربندی دیده میشود که وی به کمرش میبست تا از حرکت و فشار شدید به ستون فقراتش جلوگیری کند.
ساز چکامه کتاب
در دیدگاه آزتکها، خون ماهیتی بخشنده و شفادهنده داشت که در مراسم گوناگون، با خراش دادن و زخمی کردن بدن و ریختن آن تقدیس میشد اما تضادهای فریدا برای لحظهای اجازه نمیدهد تا بیننده به تئوری مدوّنی از ایده نقاش در خلق اثر برسد. ماه کامل برای آزتکها نشانهای شوم و بلاخیز بودهاست و بیابان خشک و بی آب و علف در پس زمینه (که در دیگر کارهای فریدا هم دیده میشود)، کوچکترین نویدی از رستگاری نمیدهد.
این اثر هم اکنون در مجموعه هنرهای زیبای Isadore Ducasse در نیویورک نگهداری میشود
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# 💥 تاريخچه ملاگرى و ملاها در ايران
قبل از ورود به بحث اصلى و به منظور روشن كردن اذهان خوانندگان ارجمند با سيستم #ملاگري در ايران، بى مناسبت نيست قبل از تجزيه و تحليل جزئيات بحث اصلى،
ابتدا از لحاظ تاريخى نظري به كيفيت تاريخچه نشو و نماى #روحانيت_شيعه_گرى در ايران بيندازيم
#سلطنت_صفويه در ايران، دو تغيير بزرگ در سيستم سياسى و اجتماعى ايران بوجود آورد, يكى بسط و گسترش قدرت سياسى در سراسر كشور و ديگرى وارد كردن #مذهب_شيعه و شيعه گرى در ايران.
تا قبل از ظهور #شاه_اسماعيل در ايران، اين كشور بيشتر به صورت ملوك الطوايفى اداره ميشد و هر قسمتى از كشور براى خود شاه، حاكم و حكومت جداگانه اى داشت، ولى سلاطين صفويه موفق شدند سراسر نقاط كشور را زير سلطه حكومت مركزى كه خود در رأس آن قرار داشتند درآورند.
تحول ديگرى كه سلاطين صفويه در ايران بوجود آوردند #سيستم_شيعه_گرى بود.
شاه اسماعيل فرد باهوش و مدبرى بود و ميدانست در صورتى موفق خواهد شد قدرت سياسى اش را در سراسر كشور بسط و گسترش دهد كه آنرا ناشى از يك نيروى مافوق طبيعى قلمداد كند، از اينرو تصميم گرفت قدرت سياسى اش را با نيروى مذهبى توام و سلطان را به صورت مقامى درآورد نه تنها حكومت امور دنيوى بلكه وظيفه ارشاد معنوى و روحانى مردم را نيز در اختيار داشته باشد.
براى اين منظور،
سلاطين صفويه به وارد كردن #ملاهاى_شيعه مذهب در مراكز شهرها پرداختند و تدريس اصول شيعه و شيعه گرى را در سراسر كشور معمول داشتند و از سوى ديگر با قتل عام و فشار بر پيروان ديگر مذاهب، مذهب شيعه ١٢ امامى را به زور در حلق ايرانيان فرو كردند.
#ملاهاى_شيعه مذهبى كه در پيرو اجراى برنامه مذكور وارد ايران شدند، تنها در اصول مذهب شيعه داراى اطلاعاتى بودندو از فلسفه و سياست چيزى نميدانستند.
سلاطين صفويه با تقويت و حمايت از اين افراد و ايجاد امكانات وسيع براى اصول شيعه و شيعه گرى در ايران كه هدفش تحكيم قدرت سياسى خودشان بود ، جهد فراوان به كار بردند.(همانكارى كه حكومت فعلى در ٤٠ سال اخير بدنبال اجراى آن بوده است)
پس از سقوط سلسله سلطنتى صفويه خونخوار ، شيعه گرى به قدرت اوليه اى كه سلاطين صفويه براى تحكيم قدرت سياسى خود آنرا بنيانگذارى كردند، باقى ماند،
ولى مذهب از سياست جدا و براى خود داراى سازمان مستقل و جداگانه گرديد.
به همين دليل از آن به بعد سياست و مذهب به عنوان دو قدرت جداگانه و بعضى اوقات متضاد در برابر يكديگر قرار گرفت و به منظور كسب قدرت با يكديگر به مبارزه پرداخت.
هنگامى كه در سال ١١٤٨ مردم در دشت مغان نادر را به سلطنت انتخاب كردند، او سه شرط براى قبول سلطنت پيشنهاد كرد.
يكى از اين شرايط سه گانه مذكور اين بود كه مردم ايران از #مذهب_شيعه كه به عقيده او فرآورده گمراه كننده شاه اسماعيل صفوى بوده و قرنها بين مسلمانان باعث نفاق و خونريزى شده است دست بردارند و به مذهب سنت بگرايند.
ولى موافقت كرد كه مذهب شيعه اثنى عشرى به عنوان يكى از مذاهب اسلامى باقى بماند.
#منبع: وثيقه اتحاد اسلامى نادر ، مجله يادگار ، شماره ١٣٢٦، صفحات ٤٦-٤٣
#نادرشاه_افشار (١١٦٠-١١٤٨) به منظور اجراى هدفهاى سياسى و نظامى خود دستور داد كليه درآمدهاى اوقاف و غيره كه در اختيار #روحانيون بود، به دولت منتقل شود.
#منابع:
{ J. Malcolm, History of Persia (London: 1892), II pp. 50-51; A.K.S. Lambton, Landlord and Peasant in Persia (London, 1953), pp. 131-2 }
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# 💥 تاريخچه ملاگرى و ملاها در ايران
قبل از ورود به بحث اصلى و به منظور روشن كردن اذهان خوانندگان ارجمند با سيستم #ملاگري در ايران، بى مناسبت نيست قبل از تجزيه و تحليل جزئيات بحث اصلى،
ابتدا از لحاظ تاريخى نظري به كيفيت تاريخچه نشو و نماى #روحانيت_شيعه_گرى در ايران بيندازيم
#سلطنت_صفويه در ايران، دو تغيير بزرگ در سيستم سياسى و اجتماعى ايران بوجود آورد, يكى بسط و گسترش قدرت سياسى در سراسر كشور و ديگرى وارد كردن #مذهب_شيعه و شيعه گرى در ايران.
تا قبل از ظهور #شاه_اسماعيل در ايران، اين كشور بيشتر به صورت ملوك الطوايفى اداره ميشد و هر قسمتى از كشور براى خود شاه، حاكم و حكومت جداگانه اى داشت، ولى سلاطين صفويه موفق شدند سراسر نقاط كشور را زير سلطه حكومت مركزى كه خود در رأس آن قرار داشتند درآورند.
تحول ديگرى كه سلاطين صفويه در ايران بوجود آوردند #سيستم_شيعه_گرى بود.
شاه اسماعيل فرد باهوش و مدبرى بود و ميدانست در صورتى موفق خواهد شد قدرت سياسى اش را در سراسر كشور بسط و گسترش دهد كه آنرا ناشى از يك نيروى مافوق طبيعى قلمداد كند، از اينرو تصميم گرفت قدرت سياسى اش را با نيروى مذهبى توام و سلطان را به صورت مقامى درآورد نه تنها حكومت امور دنيوى بلكه وظيفه ارشاد معنوى و روحانى مردم را نيز در اختيار داشته باشد.
براى اين منظور،
سلاطين صفويه به وارد كردن #ملاهاى_شيعه مذهب در مراكز شهرها پرداختند و تدريس اصول شيعه و شيعه گرى را در سراسر كشور معمول داشتند و از سوى ديگر با قتل عام و فشار بر پيروان ديگر مذاهب، مذهب شيعه ١٢ امامى را به زور در حلق ايرانيان فرو كردند.
#ملاهاى_شيعه مذهبى كه در پيرو اجراى برنامه مذكور وارد ايران شدند، تنها در اصول مذهب شيعه داراى اطلاعاتى بودندو از فلسفه و سياست چيزى نميدانستند.
سلاطين صفويه با تقويت و حمايت از اين افراد و ايجاد امكانات وسيع براى اصول شيعه و شيعه گرى در ايران كه هدفش تحكيم قدرت سياسى خودشان بود ، جهد فراوان به كار بردند.(همانكارى كه حكومت فعلى در ٤٠ سال اخير بدنبال اجراى آن بوده است)
پس از سقوط سلسله سلطنتى صفويه خونخوار ، شيعه گرى به قدرت اوليه اى كه سلاطين صفويه براى تحكيم قدرت سياسى خود آنرا بنيانگذارى كردند، باقى ماند،
ولى مذهب از سياست جدا و براى خود داراى سازمان مستقل و جداگانه گرديد.
به همين دليل از آن به بعد سياست و مذهب به عنوان دو قدرت جداگانه و بعضى اوقات متضاد در برابر يكديگر قرار گرفت و به منظور كسب قدرت با يكديگر به مبارزه پرداخت.
هنگامى كه در سال ١١٤٨ مردم در دشت مغان نادر را به سلطنت انتخاب كردند، او سه شرط براى قبول سلطنت پيشنهاد كرد.
يكى از اين شرايط سه گانه مذكور اين بود كه مردم ايران از #مذهب_شيعه كه به عقيده او فرآورده گمراه كننده شاه اسماعيل صفوى بوده و قرنها بين مسلمانان باعث نفاق و خونريزى شده است دست بردارند و به مذهب سنت بگرايند.
ولى موافقت كرد كه مذهب شيعه اثنى عشرى به عنوان يكى از مذاهب اسلامى باقى بماند.
#منبع: وثيقه اتحاد اسلامى نادر ، مجله يادگار ، شماره ١٣٢٦، صفحات ٤٦-٤٣
#نادرشاه_افشار (١١٦٠-١١٤٨) به منظور اجراى هدفهاى سياسى و نظامى خود دستور داد كليه درآمدهاى اوقاف و غيره كه در اختيار #روحانيون بود، به دولت منتقل شود.
#منابع:
{ J. Malcolm, History of Persia (London: 1892), II pp. 50-51; A.K.S. Lambton, Landlord and Peasant in Persia (London, 1953), pp. 131-2 }
در جريان اجراى سياست مذكور، نادرشاه مجتهد معروف اصفهان به نام «#صدرالصدور» را احضار و از او سؤال كرد به چه علت علما و طلاب بايد درآمدهاى هنگفت اوقاف را به خود اختصاص داده و بدون داشتن هيچ پيشه و كار مثبتى با استفاده از درآمد اوقاف زندگی پراز رفاه برای خود ترتیب دهند؟ «صدر» پاسخ داد :
دلیل این امر آن است که #روحانیون همیشه دعاگوی قبله عالم بوده و با استفاده از درآمدهای مذکور هر روز وهر ساعت در مساجد برای بقاء ونصرت پادشاه و آبادی مملکت دعا میکنند. #نادرشاه جواب داد،
پس معلوم میشود دعای روحانیون هیچگاه مورد اجابت واقع نشده است، وگرنه گروهی افغانهای پابرهنه سُنّی، این فاجعه را برای ایران بوجود نمی آوردند.
نادرشاه دستور داد #صدرالصدور اعدام شود(بزرگترين خدمت به ايران) و سپس نیز مقرر کرد کلیه درآمدهای روحانیون از اوقاف وغيره و مواجب ومقرر بهائی که بدینوسیله کسب میکردند قطع شود.
#منبع:
{اصفهان نصف جهان، تالیف اصفهانی، تنظیم از ستوده (تهران: ۱۳۶۰)، صفحات ٥٧-٢٥٦ }
با اجرای دستور #نادرشاه سالیانه در حدود هیجده کرورتومان که از درآمد اوقاف دراختیار علما قرار میگرفت، قطع گردید.
#ملاها از دستور نادرشاه بشدت متغیر شدند وتا آنجائی که در قدرت داشتند کوشش کردند قشون و رعیت را بر ضد #نادرشاه بشورانند ولی نيم بیشتری از قشون نادر سُنّی بودند ولذا به تحریکات #روحانیون وقعی نگذاشتند. #دهقانان نیز از دستور نادرشاه درباره لغو قاعده اختصاص درآمد اوقاف به روحانیون استقبال کردند،
زیرا بدینوسیله مبلغی از مالیات آنها تخفیف حاصل کرد.
بعد از صدور دستور مذکور، نادرشاه روسای دولت را احضارو به آنها اظهارداشت: «اگر ملا میخواهيد باید مصارف ایشان را خودتان بپردازید، من ابداً ملا لازم ندارم و برای آنها متحمل خرجی نخواهم شد.»
#منبع:
{تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تالیف احمد مجدالاسلام کرمانی (انتشارات دانشگاه اصفهان: ۱۳۵۰)، صفحات ٥٣٦-٥٣١ }
پس از قتل نادرشاه، جانشین وی #عادل_شاه سبب قتل او را مخالفت با شیعه اعلام و مجددا #شیعه_گری را تقویت کرد. اما بهرحال اقدامات نادرشاه، سبب شد که مذهب بکلی از سیاست جدا شود. بهمین علت نادرشاه دستور داده بود دعای معمول زمان #صفویه مبنی بر(خدا پادشاه را که همه نعمت های ما از اوناشی میشود، عمر جاودان بخشد) ازنماز روزانه حذف شود.{#منبع: عاقبت نادرشاه، مجله یاد گار، شماره ۲ (۱۳۲۹)، صفحات ٤٣-٤١ }
#کریمخان_زند (۱۱۱۳-۱۱۹۳) پس از رسیدن به سلطنت، خود را #وکیل_الرعایا نامید وبين سیاست مذهبی صفويه ونادرشاه، راه میانه را انتخاب کرد.
#آغامحمدخان_قاجار (۱۲۲۱–۱۱۹۹) مجددا ایران را به سیاست مذهبی صفویه و شيعه اثنی عشری برگردانید.
آغا محمد خان مخصوصا باتوجه به اينکه دارای دودمان اصیلی نبود و درصدد اتکاء به عاملی بود که بتواند پایه های قدرت و سلطنتش را تحکیم بخشد،
لذا لزوم اتکاء به مذهب راحتی بیش از شاه اسماعیل صفوی احساس کرد. آغا محمد خان در زمان تاجگذاری اش، تاکید کرد که اساس حکومتش را بر پایه مذهب شیعه اثنی عشری قرار خواهد داد و در هنگام مراسم تاجگذاری، شمشیری را که در مقبره شاه اسماعیل صفوی ودیعه گذاشته شده بود، بکمر بست.
{#منبع: تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، تاليف نفیسی (۱۳۳۵)، جلد اول، صفحه ۵۱}
آغامحمدخان تصمیم داشت، قدرت مذهبی را کاملا در سازمان سیاسی دولت خود مستحيل و بعنوان یگانه قدرت منحصربفرد و بلامنازع ایران تجلی کند {#منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، تنظیم ازافشار(تهران: ۱۳۵۰)، صفحه ۵۱} ،
اما عمرش کفاف نداد و بزودی پس از تاجگذاری مقتول گردید. پس از مرگ آغامحمدخان، جانشینش #فتحعلی_شاه برنامه آغامحمدخان را با کیفیت دیگری بموقع اجرا گذاشت. «ماکس وبر» از بزرگترین جامعه شناسان عصر ما، اظهار داشته است اگر مشروعیت حکومت حاکمی بوسیله پیوندهای موروثی تائید پذیر نباشد، وی نیاز به نیروی دیگری دارد که بوسیله آن خود را وجيه المله ساخته و مشروعیت حکومتش را مورد تائید مردم قرار دهد. بدیهی است هیچ عاملی از این لحاظ بیش از نیروی مذهب نمیتواند به چنین حاکم بی اصل ونسبی کمک و حکومتش را بر مردم تحمیل نماید.
#منبع:
Max Weber, Economy and Society (New York:1968), p. 1147
بهمین دلیل #فتحعلی_شاه برای تحکیم قدرت خود بطرف روحانیون متمایل و درحالیکه سلاطین صفویه, مذهب را در دولت حل کرده و مقامات مذهبی و سیاسی را در وجود خود جمع کرده بودند،
فتحعلی شاه با حمایت از روحانیون به آنها استقلال دادو #روحانیت_شیعه اثنی عشری با سازمان و تشکیلات جداگانه ای برای خود مستقل شد.
دلیل این امر آن است که #روحانیون همیشه دعاگوی قبله عالم بوده و با استفاده از درآمدهای مذکور هر روز وهر ساعت در مساجد برای بقاء ونصرت پادشاه و آبادی مملکت دعا میکنند. #نادرشاه جواب داد،
پس معلوم میشود دعای روحانیون هیچگاه مورد اجابت واقع نشده است، وگرنه گروهی افغانهای پابرهنه سُنّی، این فاجعه را برای ایران بوجود نمی آوردند.
نادرشاه دستور داد #صدرالصدور اعدام شود(بزرگترين خدمت به ايران) و سپس نیز مقرر کرد کلیه درآمدهای روحانیون از اوقاف وغيره و مواجب ومقرر بهائی که بدینوسیله کسب میکردند قطع شود.
#منبع:
{اصفهان نصف جهان، تالیف اصفهانی، تنظیم از ستوده (تهران: ۱۳۶۰)، صفحات ٥٧-٢٥٦ }
با اجرای دستور #نادرشاه سالیانه در حدود هیجده کرورتومان که از درآمد اوقاف دراختیار علما قرار میگرفت، قطع گردید.
#ملاها از دستور نادرشاه بشدت متغیر شدند وتا آنجائی که در قدرت داشتند کوشش کردند قشون و رعیت را بر ضد #نادرشاه بشورانند ولی نيم بیشتری از قشون نادر سُنّی بودند ولذا به تحریکات #روحانیون وقعی نگذاشتند. #دهقانان نیز از دستور نادرشاه درباره لغو قاعده اختصاص درآمد اوقاف به روحانیون استقبال کردند،
زیرا بدینوسیله مبلغی از مالیات آنها تخفیف حاصل کرد.
بعد از صدور دستور مذکور، نادرشاه روسای دولت را احضارو به آنها اظهارداشت: «اگر ملا میخواهيد باید مصارف ایشان را خودتان بپردازید، من ابداً ملا لازم ندارم و برای آنها متحمل خرجی نخواهم شد.»
#منبع:
{تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تالیف احمد مجدالاسلام کرمانی (انتشارات دانشگاه اصفهان: ۱۳۵۰)، صفحات ٥٣٦-٥٣١ }
پس از قتل نادرشاه، جانشین وی #عادل_شاه سبب قتل او را مخالفت با شیعه اعلام و مجددا #شیعه_گری را تقویت کرد. اما بهرحال اقدامات نادرشاه، سبب شد که مذهب بکلی از سیاست جدا شود. بهمین علت نادرشاه دستور داده بود دعای معمول زمان #صفویه مبنی بر(خدا پادشاه را که همه نعمت های ما از اوناشی میشود، عمر جاودان بخشد) ازنماز روزانه حذف شود.{#منبع: عاقبت نادرشاه، مجله یاد گار، شماره ۲ (۱۳۲۹)، صفحات ٤٣-٤١ }
#کریمخان_زند (۱۱۱۳-۱۱۹۳) پس از رسیدن به سلطنت، خود را #وکیل_الرعایا نامید وبين سیاست مذهبی صفويه ونادرشاه، راه میانه را انتخاب کرد.
#آغامحمدخان_قاجار (۱۲۲۱–۱۱۹۹) مجددا ایران را به سیاست مذهبی صفویه و شيعه اثنی عشری برگردانید.
آغا محمد خان مخصوصا باتوجه به اينکه دارای دودمان اصیلی نبود و درصدد اتکاء به عاملی بود که بتواند پایه های قدرت و سلطنتش را تحکیم بخشد،
لذا لزوم اتکاء به مذهب راحتی بیش از شاه اسماعیل صفوی احساس کرد. آغا محمد خان در زمان تاجگذاری اش، تاکید کرد که اساس حکومتش را بر پایه مذهب شیعه اثنی عشری قرار خواهد داد و در هنگام مراسم تاجگذاری، شمشیری را که در مقبره شاه اسماعیل صفوی ودیعه گذاشته شده بود، بکمر بست.
{#منبع: تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، تاليف نفیسی (۱۳۳۵)، جلد اول، صفحه ۵۱}
آغامحمدخان تصمیم داشت، قدرت مذهبی را کاملا در سازمان سیاسی دولت خود مستحيل و بعنوان یگانه قدرت منحصربفرد و بلامنازع ایران تجلی کند {#منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، تنظیم ازافشار(تهران: ۱۳۵۰)، صفحه ۵۱} ،
اما عمرش کفاف نداد و بزودی پس از تاجگذاری مقتول گردید. پس از مرگ آغامحمدخان، جانشینش #فتحعلی_شاه برنامه آغامحمدخان را با کیفیت دیگری بموقع اجرا گذاشت. «ماکس وبر» از بزرگترین جامعه شناسان عصر ما، اظهار داشته است اگر مشروعیت حکومت حاکمی بوسیله پیوندهای موروثی تائید پذیر نباشد، وی نیاز به نیروی دیگری دارد که بوسیله آن خود را وجيه المله ساخته و مشروعیت حکومتش را مورد تائید مردم قرار دهد. بدیهی است هیچ عاملی از این لحاظ بیش از نیروی مذهب نمیتواند به چنین حاکم بی اصل ونسبی کمک و حکومتش را بر مردم تحمیل نماید.
#منبع:
Max Weber, Economy and Society (New York:1968), p. 1147
بهمین دلیل #فتحعلی_شاه برای تحکیم قدرت خود بطرف روحانیون متمایل و درحالیکه سلاطین صفویه, مذهب را در دولت حل کرده و مقامات مذهبی و سیاسی را در وجود خود جمع کرده بودند،
فتحعلی شاه با حمایت از روحانیون به آنها استقلال دادو #روحانیت_شیعه اثنی عشری با سازمان و تشکیلات جداگانه ای برای خود مستقل شد.
فتحعلی شاه یکی از مذهبی ترین سلاطين قاجار بشمار میرود. بدستور او مساجد زيادی ساخته وضريحهای رهبران مذهبی مرمت وتزئین گردید. در زمان سلطنت فتحعلی شاه، تهران و اصفهان بصورت مراکز مذهبی در آمدند و بر طبق دستور او اهالی ساکن شهر مذهبی #قم از پرداخت مالیات معاف شدند. او با روحانیون روابط صمیمانه و نزدیک برقرار نمود و در عصر او #شیخ_الاسلام ها و امام جمعه های زیادی بوجود آمدند.
بطوریکه «پارسنز» مینویسد تا نیمه اول قرن نوزدهم (۱۲۱۵ هجری قمری) برعکس مسیحیت در اروپا، مذهب در ایران دارای سازمان مستقلی نبود و دولت در آن نفوذ داشت.
در نیمه اول قرن نوزدهم، #مذهب_شیعه راه خود را از روشی که دین اسلام در سایر کشورها داشت جدا کرد و با ایجاد سازمان مذهبی جداگانه برای خود، در برابر دولت بصورت یک قدرت نیرومند سیاسی درآمد و درحالیکه دولت خود را مسئول حفظ نظم و امنیت داخلی وخارجی و اداره امور کشور میدانست، مذهب شیعه خود را مسئول ونگهبان شرع مقدس اسلام اعلام نمود.
#منبع:
Talcott Parsons, Christianity and Modern Industrial Society" in Edward A. Tiryakian(ed), Sociological Theory, Values and sociocultural Change (New York: 1903), p. 46.
جدائی مذهب شیعه از دولت در قرن نوزدهم در ایران، باعث شد هر زمانی که روحانیون اراده میکردند، بعنوان اینکه دولت وقت قادر به حفظ منافع ملت شیعه در برابر امپریالیست های خارجی نیست،
در سیاست دخالت و مردم را برضد دولت به شورش تحریک میکردند. بهترین مثال دراین مورد واقعه تحریم تنباکو در سالهای ۱۲۹۲-۱۲۹۱میباشد که روحانیون مردم را برضد دولت تحریک و #ناصرالدین_شاه را مجبور کردند، قرارداد انحصار تنباکو به یک کمپانی انگلیسی را لغو نماید.
یکی از نکات مهمی که درتاریخ کمتر ذکر آن بعمل آمده، ازدیاد تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن نوزدهم است. «شاردن» نوشته است که تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن هفدهم بسیار ناچیز بود.
#منبع:
J. Chardin, Les Voyage du Chevalier Chardin en Perse, Langles, ed. (Paris: 1811), IV, pp. 194-195
«ملکلم» نیز نوشته است که در نیمه دوم قرن نوزدهم تعداد مجتهدین از ۳ الی ٤ نفر تجاوز نمیکرد. حتی در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه تعداد مجتهدین به ۱۲ نفر نمیرسید.
#منبع:
J. Malcolm, History of Persia (London: 1928), II pp. 131-132
اما بنا به نوشته «اعتمادالسلطنه» در المعاذیر و الاثار، در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه تعداد علما به ۳۵۹ نفر رسیده بود که ۱۷۵ نفر آنها مجتهد بودند.
{#منبع: المعاذير والآثار، تالیف اعتمادالسلطنه (تهران: ۱۸۸۸)، صفحه ۱۳۷ }
(دقيقا مانند حكومت فعلى كه مانند زباله آيت الله و مجتهد در خيابانها ريخته است)
عنوان #حجت_الاسلام نیز در این زمان تنها به یک مجتهد عالیقدر کاشان داده شده بود که پس از آن متوقف گردید.
{#منبع: حقایق اخبارناصری، تالیف خورموجی، تنظیم از خدیوجم (تهران: ١٣٤٤)، صفحات ١٤٧-١٤٦ ؛ ١٥٨-١٩١ }
مبارزه برای قدرت طلبی بین #روحانیون و دولت در سالهای اول سلطنت #ناصرالدین_شاه (۱۳۱۹- ۱۲۹۹) بسیار چشمگیر بود.
زیرا در این زمان #امیر_کبیر صدراعظم نامدار تار یخ ایران، تصمیم گرفت، از نفوذ روحانیون در امور سیاسی جلوگیری و قدرت سیاسی دولت را تقویت کند.
اما با قتل امیرکبیر و تغییر سیاست ناصرالدین شاه و دادن امتیازاتی به روحانیون مجددا رابطه بین دولت و مذهب بهبود یافت.
{#منبع: مکارم الآثار، تاليف معالم حبیب آبادی (اصفهان)، شماره ۵، صفحه ۱٦١٦}
استقلال مذهب از سیاست در زمان سلطنت قاجار به بعد، #روحانیون را بکرات بفکر کسب قدرت در برابر دولت انداخت و بارها این دو قدرت را در برابر یکدیگر قرارداد.
در مورد ممر درآمد روحانیون «الگر» مینویسد معمولا درآمد #ملا باید از اوقاف متعلق به مساجد و سایر اماکن مذهبی تامین شود، ولی این یک قاعده کلی نیست و #آخوندها بطور مستقیم از مردم نیز اعانه های مالی در یافت میکنند.
#منبع:
Hamid Algar, Religion and State in Iran 1785-1906 (Los Angeles: University of California Press, 1980), p. 14
واما در باره فتوائی که آخوندها برای مردم میدهند، فرض بر این است که آنها نباید از مردم وجهی در یافت کنند.
زیرا اگر قرار باشد قاضی پولی از مردم در یافت کند، بیطرفی خود را خدشه دار خواهد کرد وقدس شرافت و بیطرفی قضاوت لطمه خواهد دید ولی #محمدتقی_بروجردی نوشته است که نامبرده معتقد است که چون نوشتن حکم قضاوت جزء عمل قضاوت نیست، اگر آخوندی مبادرت به نوشتن حکم قضاوت خود کند، مستحق مزد خواهد بود.
#منبع:
Muhammad Ali Kashmiri, Nujum us-Sama (Lucknow: 1886), p. 410
البته گروهی نیز معتقدند، نوشتن قضاوت از کارفتوی جدا نیست و آخوند نباید برای اینکار وجهی در یافت کند.
{#منبع: قضا درا سلام، تالیف حجت الاسلام محمد سنگلجی (تهران)، صفحات ۳-۲ }
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
بطوریکه «پارسنز» مینویسد تا نیمه اول قرن نوزدهم (۱۲۱۵ هجری قمری) برعکس مسیحیت در اروپا، مذهب در ایران دارای سازمان مستقلی نبود و دولت در آن نفوذ داشت.
در نیمه اول قرن نوزدهم، #مذهب_شیعه راه خود را از روشی که دین اسلام در سایر کشورها داشت جدا کرد و با ایجاد سازمان مذهبی جداگانه برای خود، در برابر دولت بصورت یک قدرت نیرومند سیاسی درآمد و درحالیکه دولت خود را مسئول حفظ نظم و امنیت داخلی وخارجی و اداره امور کشور میدانست، مذهب شیعه خود را مسئول ونگهبان شرع مقدس اسلام اعلام نمود.
#منبع:
Talcott Parsons, Christianity and Modern Industrial Society" in Edward A. Tiryakian(ed), Sociological Theory, Values and sociocultural Change (New York: 1903), p. 46.
جدائی مذهب شیعه از دولت در قرن نوزدهم در ایران، باعث شد هر زمانی که روحانیون اراده میکردند، بعنوان اینکه دولت وقت قادر به حفظ منافع ملت شیعه در برابر امپریالیست های خارجی نیست،
در سیاست دخالت و مردم را برضد دولت به شورش تحریک میکردند. بهترین مثال دراین مورد واقعه تحریم تنباکو در سالهای ۱۲۹۲-۱۲۹۱میباشد که روحانیون مردم را برضد دولت تحریک و #ناصرالدین_شاه را مجبور کردند، قرارداد انحصار تنباکو به یک کمپانی انگلیسی را لغو نماید.
یکی از نکات مهمی که درتاریخ کمتر ذکر آن بعمل آمده، ازدیاد تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن نوزدهم است. «شاردن» نوشته است که تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن هفدهم بسیار ناچیز بود.
#منبع:
J. Chardin, Les Voyage du Chevalier Chardin en Perse, Langles, ed. (Paris: 1811), IV, pp. 194-195
«ملکلم» نیز نوشته است که در نیمه دوم قرن نوزدهم تعداد مجتهدین از ۳ الی ٤ نفر تجاوز نمیکرد. حتی در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه تعداد مجتهدین به ۱۲ نفر نمیرسید.
#منبع:
J. Malcolm, History of Persia (London: 1928), II pp. 131-132
اما بنا به نوشته «اعتمادالسلطنه» در المعاذیر و الاثار، در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه تعداد علما به ۳۵۹ نفر رسیده بود که ۱۷۵ نفر آنها مجتهد بودند.
{#منبع: المعاذير والآثار، تالیف اعتمادالسلطنه (تهران: ۱۸۸۸)، صفحه ۱۳۷ }
(دقيقا مانند حكومت فعلى كه مانند زباله آيت الله و مجتهد در خيابانها ريخته است)
عنوان #حجت_الاسلام نیز در این زمان تنها به یک مجتهد عالیقدر کاشان داده شده بود که پس از آن متوقف گردید.
{#منبع: حقایق اخبارناصری، تالیف خورموجی، تنظیم از خدیوجم (تهران: ١٣٤٤)، صفحات ١٤٧-١٤٦ ؛ ١٥٨-١٩١ }
مبارزه برای قدرت طلبی بین #روحانیون و دولت در سالهای اول سلطنت #ناصرالدین_شاه (۱۳۱۹- ۱۲۹۹) بسیار چشمگیر بود.
زیرا در این زمان #امیر_کبیر صدراعظم نامدار تار یخ ایران، تصمیم گرفت، از نفوذ روحانیون در امور سیاسی جلوگیری و قدرت سیاسی دولت را تقویت کند.
اما با قتل امیرکبیر و تغییر سیاست ناصرالدین شاه و دادن امتیازاتی به روحانیون مجددا رابطه بین دولت و مذهب بهبود یافت.
{#منبع: مکارم الآثار، تاليف معالم حبیب آبادی (اصفهان)، شماره ۵، صفحه ۱٦١٦}
استقلال مذهب از سیاست در زمان سلطنت قاجار به بعد، #روحانیون را بکرات بفکر کسب قدرت در برابر دولت انداخت و بارها این دو قدرت را در برابر یکدیگر قرارداد.
در مورد ممر درآمد روحانیون «الگر» مینویسد معمولا درآمد #ملا باید از اوقاف متعلق به مساجد و سایر اماکن مذهبی تامین شود، ولی این یک قاعده کلی نیست و #آخوندها بطور مستقیم از مردم نیز اعانه های مالی در یافت میکنند.
#منبع:
Hamid Algar, Religion and State in Iran 1785-1906 (Los Angeles: University of California Press, 1980), p. 14
واما در باره فتوائی که آخوندها برای مردم میدهند، فرض بر این است که آنها نباید از مردم وجهی در یافت کنند.
زیرا اگر قرار باشد قاضی پولی از مردم در یافت کند، بیطرفی خود را خدشه دار خواهد کرد وقدس شرافت و بیطرفی قضاوت لطمه خواهد دید ولی #محمدتقی_بروجردی نوشته است که نامبرده معتقد است که چون نوشتن حکم قضاوت جزء عمل قضاوت نیست، اگر آخوندی مبادرت به نوشتن حکم قضاوت خود کند، مستحق مزد خواهد بود.
#منبع:
Muhammad Ali Kashmiri, Nujum us-Sama (Lucknow: 1886), p. 410
البته گروهی نیز معتقدند، نوشتن قضاوت از کارفتوی جدا نیست و آخوند نباید برای اینکار وجهی در یافت کند.
{#منبع: قضا درا سلام، تالیف حجت الاسلام محمد سنگلجی (تهران)، صفحات ۳-۲ }
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
اکنون WHO به دلیل پوشش بسیاری از مرگ و میرها و جمع آوری اقتصادهای بسیاری از کشورهای جهان تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت. اکنون می فهمیم که چرا آنها دستورالعمل INCINERATE یا دفن اجساد را بلافاصله بدون انجام کالبد شکافی دفن کردند ... آنها را به عنوان بسیار آلاینده عنوان کرد ... شرم بر WHO! همه کشورهای دیگر نباید در برابر WHO تعظیم کنند. آنها با پوشیدن ماسک افراد زیادی را می کشند. از مغز خود استفاده کنید! بسیاری از افراد در ماه های آینده به دلیل پوشیدن ماسک / هیپوکسی / هیپوکسیمی / لخته شدن خون در رگ های خونی اصلی ، خواهند مرد. تشخیص اشتباه را قبول نکنید و از پزشکان ، پرستاران و بیمارستانها به دلیل سهل انگاری شکایت کنید! این دروغ های شیطانی باید متوقف شوند! بیل گیتس و گروههایش باید دستگیر شوند و مورد آزار و اذیت قرار گیرند. خیر به هیچ واکسن علیه به اصطلاح کروناویروس! این همه هوکس است
* به دست ماست که حقیقت و امید را به مردم منتقل کنیم تا بسیاری از زندگی را نجات دهند. *
این پیام را فوراً در همه شبکه ها پخش کنید !!!! به همین دلیل ژل ضد باکتری و دی اکسید کلر کار می کنند ... تمام این PANDEMIC به این دلیل است که The One World Order به پایان سفر خود می رسد. جای تعجب نیست که اجساد مجاز به انجام کالبد شکافی نبودند.
#منبع: @ italiarevelacurardelcovid19
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
* به دست ماست که حقیقت و امید را به مردم منتقل کنیم تا بسیاری از زندگی را نجات دهند. *
این پیام را فوراً در همه شبکه ها پخش کنید !!!! به همین دلیل ژل ضد باکتری و دی اکسید کلر کار می کنند ... تمام این PANDEMIC به این دلیل است که The One World Order به پایان سفر خود می رسد. جای تعجب نیست که اجساد مجاز به انجام کالبد شکافی نبودند.
#منبع: @ italiarevelacurardelcovid19
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#میراث_سرزمینم
#شش_افروزه_بنیادین_اهورا_مزدا ( امشاسپندان ):
#خشن_اتره_اهورا_مزدا
درود بر همه انسانهای راستین
اشو زرتشت خدای دانا را اهورا(هستی بخش) ومزدا(همه دانا)و اشا(دادگر)و آفریننده همه خوبیها معرفی میکند شش فروزه بنیادی هم برای خداوند معرفی میکند که پرتوی از این فروزه ها هم در آدمی وجود داردکه شامل:
1_وهیشتامن(VAHISHTAMANA)(بهمن):
بهترین منش و خرد مقدس.( وهیشتا) از ریشه وه به معنای بهترین و (من) به معنای خرد و منش که با هم شود والاترین منش
2_اشاوهیشتا(ASHA VAHISHTA)(اردیبهشت):
راستی والا. اشاوهیشتا راستی جهانی و قانون دگرگون ناپذیر که آفرینش را نظم میدهد.به معنای گوهر داد هم هست دین زرتشتی دین داد وراستی است که همه جا با دروغ در جنگ است از این رو اشا گوهر دین زرتشتی هم هست.
3_خشتراوییریا(KHSHATRA VAIRYA)(شهریور):
توانای برگزیدنی است.خشترا از ریشه خش به معنای توانای است این فروزه را به شهریاری اهورای تعبیر کرده اند .این فروزه معرف نیروی سازنده است.
4_سپنتا آرمیتی(SPENTA AVRMAITI)(اسفند):
سپنتا به معنای افزاینده و آرمیتی به معنای آرامش و هم آهنگی و مهراست ودو واژه با هم میشود آرامش افزاینده.سپنتا آرمیتی آرامش و مهر جهانی را که با همکاری آدمیان با اهورامزدا به دست می آید را نشان می دهد برادری جهانی است که از راه مهر خدمت بدون انتظار پاداش و فروتنی و همدردی با دیگران به دست می آید.
5_هاروتات(HAURVATAT)(خرداد):
رسای و کمال است.اهورا مزدا گوهر کمال است او همه خوبی ها را داردو همه خوبی ها را از خود می دهد کمال نمادی از "خودشناسی" اهورا مزدا است آدمیان می توانندبا به کار بردن خرد و کار کرد راستی و مهر ورزی در راستای کمال راه پیموده خود را شناخته و به اهورا مزدا برسند.
6_امرتات(AMERETAT)(امرداد):
بیمرگی است. اهورا مزدا بی آغاز و جاودانی است در اوستا امرتات و ه اروتات بیشتر با هم امده اند که نشان دهنده این است راه رسیدن به بی مرگی نایل شدن به کمال رسایی و خود شناسی است.
در ضمن لازم به گفتن است که اهورا مزدا کلی است یعنی اجزای ندارد بنابرین به فروزه های خود وابسته نیست هر چند فروزه هایش از او جدا نیستند و گات ها اهورا مزدا را با فروزه هایش میشناسد و بر آنها تعبیر میکند این فروزه ها آفریده اهورامزدا و قایم به او هستند.
#منبع_کتاب_فلسفه_زرتشت
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#میراث_سرزمینم
#شش_افروزه_بنیادین_اهورا_مزدا ( امشاسپندان ):
#خشن_اتره_اهورا_مزدا
درود بر همه انسانهای راستین
اشو زرتشت خدای دانا را اهورا(هستی بخش) ومزدا(همه دانا)و اشا(دادگر)و آفریننده همه خوبیها معرفی میکند شش فروزه بنیادی هم برای خداوند معرفی میکند که پرتوی از این فروزه ها هم در آدمی وجود داردکه شامل:
1_وهیشتامن(VAHISHTAMANA)(بهمن):
بهترین منش و خرد مقدس.( وهیشتا) از ریشه وه به معنای بهترین و (من) به معنای خرد و منش که با هم شود والاترین منش
2_اشاوهیشتا(ASHA VAHISHTA)(اردیبهشت):
راستی والا. اشاوهیشتا راستی جهانی و قانون دگرگون ناپذیر که آفرینش را نظم میدهد.به معنای گوهر داد هم هست دین زرتشتی دین داد وراستی است که همه جا با دروغ در جنگ است از این رو اشا گوهر دین زرتشتی هم هست.
3_خشتراوییریا(KHSHATRA VAIRYA)(شهریور):
توانای برگزیدنی است.خشترا از ریشه خش به معنای توانای است این فروزه را به شهریاری اهورای تعبیر کرده اند .این فروزه معرف نیروی سازنده است.
4_سپنتا آرمیتی(SPENTA AVRMAITI)(اسفند):
سپنتا به معنای افزاینده و آرمیتی به معنای آرامش و هم آهنگی و مهراست ودو واژه با هم میشود آرامش افزاینده.سپنتا آرمیتی آرامش و مهر جهانی را که با همکاری آدمیان با اهورامزدا به دست می آید را نشان می دهد برادری جهانی است که از راه مهر خدمت بدون انتظار پاداش و فروتنی و همدردی با دیگران به دست می آید.
5_هاروتات(HAURVATAT)(خرداد):
رسای و کمال است.اهورا مزدا گوهر کمال است او همه خوبی ها را داردو همه خوبی ها را از خود می دهد کمال نمادی از "خودشناسی" اهورا مزدا است آدمیان می توانندبا به کار بردن خرد و کار کرد راستی و مهر ورزی در راستای کمال راه پیموده خود را شناخته و به اهورا مزدا برسند.
6_امرتات(AMERETAT)(امرداد):
بیمرگی است. اهورا مزدا بی آغاز و جاودانی است در اوستا امرتات و ه اروتات بیشتر با هم امده اند که نشان دهنده این است راه رسیدن به بی مرگی نایل شدن به کمال رسایی و خود شناسی است.
در ضمن لازم به گفتن است که اهورا مزدا کلی است یعنی اجزای ندارد بنابرین به فروزه های خود وابسته نیست هر چند فروزه هایش از او جدا نیستند و گات ها اهورا مزدا را با فروزه هایش میشناسد و بر آنها تعبیر میکند این فروزه ها آفریده اهورامزدا و قایم به او هستند.
#منبع_کتاب_فلسفه_زرتشت
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
اسخ منفی به 30 درخواست بیرونی که برای داشتن زندگی شادتر باید رد کرد
آنتوان دو سنت اگزوپری گفت:
کمال زمانی حاصل میشود که چیزی برای از بین بردن وجود نداشته باشد، نه زمانی که دیگر چیزی برای اضافه کردن وجود ندارد.
در مورد سعادت و موفقیت نیز همین طور است. شما همیشه به خاطر کارهایی که انجام میدهید موفق نمیشوید.
در بسیاری از مواقع
عامل اصلی موفقیت شما، کارهایی هستند که آنها را انجام نمیدهید.
این یعنی شما به خوبی هنر «نه» گفتن را یاد گرفتهاید.
اگر بدانید که در زندگی و روابط فردی خود همیشه نباید به خواستههای بیرونی پاسخ مثبت بدهید، به طور قطع زندگی شادتری را تجربه خواهید کرد.
شما باید روی افراد و کارهایی تمرکز کنید که به آنها اهمیت میدهید
در واقع مواردی که عامل اصلی شادی شما در زندگی هستند.
خوب است که یاد بگیرید در مواردی از خودتان در برابر خواستههای بیرونی نابجا محافظت کنید. در این بخش ما به شما کمک میکنیم تا با برخی از این موارد آشنا شوید. با مطالعه فهرست پاسخ منفی به 30 درخواست بیرونی در زیر، آگاهی خود از شرایط متفاوت را افزایش خواهید داد.
_شخصیت
1. به تعویق انداختن کارها
2. گفتگوی منفی با خود
3. کمالگرایی بیش از حد
4. بهانهجویی و غر زدن
5. مقایسه خودتان با دیگران
6. مقایسه اشتباه (مواردی که با هم سنخیت و هماهنگی ندارند)
_سلامتی
8. مهمانی شبانه به صورت مداوم
7. مصرف محرکها و مشروبات الکلی قبل از خواب
9. مصرف مواد غذایی بدون مواد مغذی باکیفیت
10. دکمه یادآوری مجدد (Snooze) ساعت
11. تکمیل فعالیتهای بیفایده و غیرمرتبط با هدف اصلی شما
12. وقفههایی که بار روانی ایجاد میکنند
13. پاسخ دادن به پیامها بدون زمانبندی
14. انجام کارهایی که میتوانید به دیگران واگذار کنید
15. شرکت در جلسات بیش از حد طولانی
16. خواندن چیزهایی که از آنها لذت نمیبرید
_روابط
17. اعتیاد به شبکههای اجتماعی
18. تاثیر گرفتن از شکایات دیگران
19. برقراری تعادل در زندگی و کار با منتقدین
20. عادتهای روزمره بد
21. مشتریهای بد
22. انجام فعالیتهای شخصی زندگی در محل کار
23. انجام کار در خانه
24. یک شریک تجاری بد
25. داشتن انتظار بیجا از دیگران
26. افرادی با شخصیتهای گیرنده
محیط
27. سپری کردن بیشتر وقت خود با افراد اشتباه
28. شرایط خواب نامناسب
29. درهم و برهم بودن و آشفتگی
30. افراد سمی (دروغگوهای ماهر و بازیگران عالی)
#منبع: Forest Co
#برگردان_سپیده_عزیزمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
اسخ منفی به 30 درخواست بیرونی که برای داشتن زندگی شادتر باید رد کرد
آنتوان دو سنت اگزوپری گفت:
کمال زمانی حاصل میشود که چیزی برای از بین بردن وجود نداشته باشد، نه زمانی که دیگر چیزی برای اضافه کردن وجود ندارد.
در مورد سعادت و موفقیت نیز همین طور است. شما همیشه به خاطر کارهایی که انجام میدهید موفق نمیشوید.
در بسیاری از مواقع
عامل اصلی موفقیت شما، کارهایی هستند که آنها را انجام نمیدهید.
این یعنی شما به خوبی هنر «نه» گفتن را یاد گرفتهاید.
اگر بدانید که در زندگی و روابط فردی خود همیشه نباید به خواستههای بیرونی پاسخ مثبت بدهید، به طور قطع زندگی شادتری را تجربه خواهید کرد.
شما باید روی افراد و کارهایی تمرکز کنید که به آنها اهمیت میدهید
در واقع مواردی که عامل اصلی شادی شما در زندگی هستند.
خوب است که یاد بگیرید در مواردی از خودتان در برابر خواستههای بیرونی نابجا محافظت کنید. در این بخش ما به شما کمک میکنیم تا با برخی از این موارد آشنا شوید. با مطالعه فهرست پاسخ منفی به 30 درخواست بیرونی در زیر، آگاهی خود از شرایط متفاوت را افزایش خواهید داد.
_شخصیت
1. به تعویق انداختن کارها
2. گفتگوی منفی با خود
3. کمالگرایی بیش از حد
4. بهانهجویی و غر زدن
5. مقایسه خودتان با دیگران
6. مقایسه اشتباه (مواردی که با هم سنخیت و هماهنگی ندارند)
_سلامتی
8. مهمانی شبانه به صورت مداوم
7. مصرف محرکها و مشروبات الکلی قبل از خواب
9. مصرف مواد غذایی بدون مواد مغذی باکیفیت
10. دکمه یادآوری مجدد (Snooze) ساعت
11. تکمیل فعالیتهای بیفایده و غیرمرتبط با هدف اصلی شما
12. وقفههایی که بار روانی ایجاد میکنند
13. پاسخ دادن به پیامها بدون زمانبندی
14. انجام کارهایی که میتوانید به دیگران واگذار کنید
15. شرکت در جلسات بیش از حد طولانی
16. خواندن چیزهایی که از آنها لذت نمیبرید
_روابط
17. اعتیاد به شبکههای اجتماعی
18. تاثیر گرفتن از شکایات دیگران
19. برقراری تعادل در زندگی و کار با منتقدین
20. عادتهای روزمره بد
21. مشتریهای بد
22. انجام فعالیتهای شخصی زندگی در محل کار
23. انجام کار در خانه
24. یک شریک تجاری بد
25. داشتن انتظار بیجا از دیگران
26. افرادی با شخصیتهای گیرنده
محیط
27. سپری کردن بیشتر وقت خود با افراد اشتباه
28. شرایط خواب نامناسب
29. درهم و برهم بودن و آشفتگی
30. افراد سمی (دروغگوهای ماهر و بازیگران عالی)
#منبع: Forest Co
#برگردان_سپیده_عزیزمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#یادمان
رضاشاه خطاب به آکی ئوکازاما وزیر مختار ژاپن در ایران:
"تصور نمی کنم که تمدن مادی باختر زمین امروز به آن گرانسنگی ای باشد که غربی ها به آن می نازند، بیشتر ملت های مشرق زمین بدبخت مانده و در سلطه ی نظم جهانی ساخته آمریکا و انگلیس و فرانسه و دیگرانند. فکر نمی کنم که سبب آن(تمدن و پیشرفت) عظمت غرب باشد، یگانه علت تصادفی این وضع توجه خاطرِ غربی ها به علوم است."
📚#منبع: سفرنامه کازاما صفحه ۵۹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
رضاشاه خطاب به آکی ئوکازاما وزیر مختار ژاپن در ایران:
"تصور نمی کنم که تمدن مادی باختر زمین امروز به آن گرانسنگی ای باشد که غربی ها به آن می نازند، بیشتر ملت های مشرق زمین بدبخت مانده و در سلطه ی نظم جهانی ساخته آمریکا و انگلیس و فرانسه و دیگرانند. فکر نمی کنم که سبب آن(تمدن و پیشرفت) عظمت غرب باشد، یگانه علت تصادفی این وضع توجه خاطرِ غربی ها به علوم است."
📚#منبع: سفرنامه کازاما صفحه ۵۹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
او=او / He≠She
میگویند این زنان بودند که برای بشر غارنشین امکان کشاورزی را کشف کردند و نیز آنان اولین معماران و خلاقان بودند و اینگونه دوران نوسنگی به تمامی جلوهگاه زنان و ونوس ها بود، تا اینکه عرصه تاریخی آغاز شد و نظامیگری مردان را در جامعه چیره تر کرد.
بعد از این مرحله جایگاه زن در فرهنگهای مختلف تحولات و تغییراتی متفاوت داشت که آثار مکتوب و باستانشناسی و نیز بررسی های زبان شناسی مسیر و نحوه نگرش جوامع به زنان را در بعد از آن دوره بازمیتاباند.
از زبان شروع کنیم که سندی محکم و بی شبهه است و زن را در چند جامعه جستجو کنیم.
انگلیسها میگویند: Woman و Man | و فرانسوی ها: Home و Femme |
در هر دو نمونه واژه زن زیرمجموعه واژه مرد و وابسته به آن است، و امروز هم حتا در سیستم جدید جوامع اروپایی رد این وابستگی در تغییر فامیلی زن بعد از شوهر کردن نمایان است که او هویت و اصالت خود را تغییر میدهد و حتا بعد از طلاق نیز باید این فامیلی جدید را حفظ کند تا شوهر بعدی و فامیلی او...
در زبان اوستایی واژه "ود" برابر ازدواج و جفتگیری ست که Towed در انگلیسی هم ریشه از این واژه دارد، در پهلوی تبدیل به "ویپ" میشود و بعدها با تغییراتی دیگر در انگلیسی به Fuck بدل میشود.
و در پیشوند واژه Woman نیز شکلی از واژه ویپ دیده میشود که باز هم تاکیدی و تاییدی بر جنس دوم دانستن زن و نگاه جنسی به اوست، واژه Wife نیز از این ریشه نشات گرفته است.
اما در برخی زبانهای کهنتر اروپایی چون ایتالیایی و سربی و یونانی و روسی، زن واژه مستقلی برای خود دارد که اگرچه خودشان ریشه آن را ژنوس یونانی میدانند اما ساده تر از آن میتوان ریشه اش را "ژن" در کردی و "زن" در فارسی دانست. که ریشه اوستایی آن "کئی نی" و پهلوی "کن" به معنی دارنده خانه است.
علاوه بر این در اوستا "بانو" به معنی فروغ و روشنایی نیز برای خطاب زنان آمده است، و مردان نیز زن را همسر مینامد به معنی کسی که برابر و همراه اوست.
به اساطیر آفرینش هم گریزی بزنیم؛
"خداوند با خود گفت که خوب نیست آدم تنها باشد، پس خوابی گران بر او چیره کرد و یکی از استخوانهای دنده او را برگرفت و از آن زنی ساخت و نزد آدم فرستاد" تورات
"کیومرث بعد از سی سال بمرد، پس نطفه او در آفتاب پاکیزه شد و چهل سال در خاک بماند، پس از آن به شکل دو ساقه در هم تنیده ریواس رویید و پس به شکل آدمی تغییر کرد، دو چهره همسان و همانندکه یکی نر بود و آن دیگری ماده؛ و آنان را مشی و مشیانه میخوانند" آفرینش در اساطیر ایران
از سخن درباره جایگاه زنان در ایران کهن و منصب داری و حکومت و مدیریت و امتیازات مادران که همه درباره آن شنیده ایم به خاطر مجال اندک میگذریم و سری به امروزمان میزنیم.
بعد از این همه که گفتیم چرا امروز به اینجا رسیده ایم و چرا چون زنان اروپا شدن نماد برابری و حقوق و آزادی زنان ایرانی ست؟!
تغییر و افول فرهنگی تابع بسیاری از عوامل است که شرایط سیاسی و اقتصادی اصلی ترین آنهاست و اینگونه سقف خواسته های ما را نازل کرده است.
#منبع بخش زبانشناسی کتاب حقوق جهان در فرهنگ ایران باستان اثر #استاد_نازنین_جناب_فریدون_جنیدی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
او=او / He≠She
میگویند این زنان بودند که برای بشر غارنشین امکان کشاورزی را کشف کردند و نیز آنان اولین معماران و خلاقان بودند و اینگونه دوران نوسنگی به تمامی جلوهگاه زنان و ونوس ها بود، تا اینکه عرصه تاریخی آغاز شد و نظامیگری مردان را در جامعه چیره تر کرد.
بعد از این مرحله جایگاه زن در فرهنگهای مختلف تحولات و تغییراتی متفاوت داشت که آثار مکتوب و باستانشناسی و نیز بررسی های زبان شناسی مسیر و نحوه نگرش جوامع به زنان را در بعد از آن دوره بازمیتاباند.
از زبان شروع کنیم که سندی محکم و بی شبهه است و زن را در چند جامعه جستجو کنیم.
انگلیسها میگویند: Woman و Man | و فرانسوی ها: Home و Femme |
در هر دو نمونه واژه زن زیرمجموعه واژه مرد و وابسته به آن است، و امروز هم حتا در سیستم جدید جوامع اروپایی رد این وابستگی در تغییر فامیلی زن بعد از شوهر کردن نمایان است که او هویت و اصالت خود را تغییر میدهد و حتا بعد از طلاق نیز باید این فامیلی جدید را حفظ کند تا شوهر بعدی و فامیلی او...
در زبان اوستایی واژه "ود" برابر ازدواج و جفتگیری ست که Towed در انگلیسی هم ریشه از این واژه دارد، در پهلوی تبدیل به "ویپ" میشود و بعدها با تغییراتی دیگر در انگلیسی به Fuck بدل میشود.
و در پیشوند واژه Woman نیز شکلی از واژه ویپ دیده میشود که باز هم تاکیدی و تاییدی بر جنس دوم دانستن زن و نگاه جنسی به اوست، واژه Wife نیز از این ریشه نشات گرفته است.
اما در برخی زبانهای کهنتر اروپایی چون ایتالیایی و سربی و یونانی و روسی، زن واژه مستقلی برای خود دارد که اگرچه خودشان ریشه آن را ژنوس یونانی میدانند اما ساده تر از آن میتوان ریشه اش را "ژن" در کردی و "زن" در فارسی دانست. که ریشه اوستایی آن "کئی نی" و پهلوی "کن" به معنی دارنده خانه است.
علاوه بر این در اوستا "بانو" به معنی فروغ و روشنایی نیز برای خطاب زنان آمده است، و مردان نیز زن را همسر مینامد به معنی کسی که برابر و همراه اوست.
به اساطیر آفرینش هم گریزی بزنیم؛
"خداوند با خود گفت که خوب نیست آدم تنها باشد، پس خوابی گران بر او چیره کرد و یکی از استخوانهای دنده او را برگرفت و از آن زنی ساخت و نزد آدم فرستاد" تورات
"کیومرث بعد از سی سال بمرد، پس نطفه او در آفتاب پاکیزه شد و چهل سال در خاک بماند، پس از آن به شکل دو ساقه در هم تنیده ریواس رویید و پس به شکل آدمی تغییر کرد، دو چهره همسان و همانندکه یکی نر بود و آن دیگری ماده؛ و آنان را مشی و مشیانه میخوانند" آفرینش در اساطیر ایران
از سخن درباره جایگاه زنان در ایران کهن و منصب داری و حکومت و مدیریت و امتیازات مادران که همه درباره آن شنیده ایم به خاطر مجال اندک میگذریم و سری به امروزمان میزنیم.
بعد از این همه که گفتیم چرا امروز به اینجا رسیده ایم و چرا چون زنان اروپا شدن نماد برابری و حقوق و آزادی زنان ایرانی ست؟!
تغییر و افول فرهنگی تابع بسیاری از عوامل است که شرایط سیاسی و اقتصادی اصلی ترین آنهاست و اینگونه سقف خواسته های ما را نازل کرده است.
#منبع بخش زبانشناسی کتاب حقوق جهان در فرهنگ ایران باستان اثر #استاد_نازنین_جناب_فریدون_جنیدی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
این متن در سال ۱۳۰۱ نوشته شده، يك سال پيش از نخست وزيرى سردار سپه و سه سال پيش از بر تخت نشست رضاشاه...
”از مردمی که هنوز مشاورشان رمال است و طبیبشان جنگیر، احیاء اقتصادیشان را از فکرهای عامیانه توقع دارند و استقلالشان را با حرف میخواهند نشان بدهند... از چنین فلکزده مردمی چه انتظار میشود داشت؟ هیچ.
ایرانی به میل خود آدم نخواهد شد. سعادت را بر ایران باید تحميل كرد!“
#منبع: علیاکبر داور، از كارآمدترين رجال عصر رضاشاهى، ”یادداشت یومیه،“
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
این متن در سال ۱۳۰۱ نوشته شده، يك سال پيش از نخست وزيرى سردار سپه و سه سال پيش از بر تخت نشست رضاشاه...
”از مردمی که هنوز مشاورشان رمال است و طبیبشان جنگیر، احیاء اقتصادیشان را از فکرهای عامیانه توقع دارند و استقلالشان را با حرف میخواهند نشان بدهند... از چنین فلکزده مردمی چه انتظار میشود داشت؟ هیچ.
ایرانی به میل خود آدم نخواهد شد. سعادت را بر ایران باید تحميل كرد!“
#منبع: علیاکبر داور، از كارآمدترين رجال عصر رضاشاهى، ”یادداشت یومیه،“
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
فاز اول شامل واردات و اجتناب از هزینههای ثابت است. در ابتدای امر همه چیز خوب به نظر میرسد. استعمارگر میتواند با تامینکنندگان جدید سازگار شود و در منطقه اعتماد کسب کند. این مرحله در دهه ۱۹۸۰ شروع شد که ژاپن در خارج از کشورش به دنبال منابع بود و دنگ شیائوپینگ در چین قدرت گرفت. گام بعدی کاهش هزینههای متغیر با افزایش هزینههای ثابت و سرمایهگذاری است. بهطور خلاصه، این بار استعمارگر «واردکننده سرمایه» میشود. در این مرحله چینیها با عطش دسترسی به منابع مانند آب، غذا، مواد معدنی و انرژی، زیرساختها، زمین و شرکتها را خریداری میکنند
سپس مردم خود را به مناطق مورد نظر منتقل میکنند و آن مناطق را توسعه میدهند بدون آنکه اصطکاک سیاسی رخ دهد. تجربه ورود چین به آمریکای جنوبی و آفریقای جنوبی اینگونه بود.
فاز سوم با انتقال از «سرمایه» به «اجبار» شکل میگیرد. با افزایش وابستگی به منابع منطقه، امنیت غذایی و انرژی به خطر میافتد. پایگاههای هوایی و دریایی -برای اطمینان از امنیت منطقه و محافظت، ابتدا در برابر دزدان دریایی، سپس جنگهای منطقهای و در نهایت کشورهای رقیب- ساخته میشوند. ما شاهد مرحله سوم در اقیانوس هند هستیم که در آن چینیها در مورد حقوق پایگاه دریایی با میانمار، پاکستان، سریلانکا و سیشل مذاکره کردهاند. اخیراً یک پایگاه نظامی دائمی هم در جیبوتی ایجاد کردهاند. چین همچنین در حال توسعه نیروی دریایی و هوایی خود است تا قادر به ایجاد گشت در سراسر دریای چین جنوبی باشد. این فاز سوم «سرمایه و زور» را با هم ترکیب میکند.
فاز چهارم و پایانی زمانی است که استعمارگر آنقدر به منطقه مبدأ وابسته میشود که به برقرار کردن مستعمره و مناطق تحتالحمایه میاندیشد تا انحصار در دسترسی خود را حفظ کند. این کاری بسیار پرهزینه است که فقط در مناطقی خاص با ارزش بالا و سازماندهی بسیار پایین، ممکن خواهد بود. چین تنها در برخی جزایر مورد اختلاف در دریای جنوبی این کشور به فاز چهارم رسیده؛ جزایری که مالکیت آنها، مساله مورد اختلاف کشورهایی نظیر فیلیپین، مالزی، برونئی و خود چین است.
#منبع: تجارت فردا
✍️#مولود_پاکروان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
سپس مردم خود را به مناطق مورد نظر منتقل میکنند و آن مناطق را توسعه میدهند بدون آنکه اصطکاک سیاسی رخ دهد. تجربه ورود چین به آمریکای جنوبی و آفریقای جنوبی اینگونه بود.
فاز سوم با انتقال از «سرمایه» به «اجبار» شکل میگیرد. با افزایش وابستگی به منابع منطقه، امنیت غذایی و انرژی به خطر میافتد. پایگاههای هوایی و دریایی -برای اطمینان از امنیت منطقه و محافظت، ابتدا در برابر دزدان دریایی، سپس جنگهای منطقهای و در نهایت کشورهای رقیب- ساخته میشوند. ما شاهد مرحله سوم در اقیانوس هند هستیم که در آن چینیها در مورد حقوق پایگاه دریایی با میانمار، پاکستان، سریلانکا و سیشل مذاکره کردهاند. اخیراً یک پایگاه نظامی دائمی هم در جیبوتی ایجاد کردهاند. چین همچنین در حال توسعه نیروی دریایی و هوایی خود است تا قادر به ایجاد گشت در سراسر دریای چین جنوبی باشد. این فاز سوم «سرمایه و زور» را با هم ترکیب میکند.
فاز چهارم و پایانی زمانی است که استعمارگر آنقدر به منطقه مبدأ وابسته میشود که به برقرار کردن مستعمره و مناطق تحتالحمایه میاندیشد تا انحصار در دسترسی خود را حفظ کند. این کاری بسیار پرهزینه است که فقط در مناطقی خاص با ارزش بالا و سازماندهی بسیار پایین، ممکن خواهد بود. چین تنها در برخی جزایر مورد اختلاف در دریای جنوبی این کشور به فاز چهارم رسیده؛ جزایری که مالکیت آنها، مساله مورد اختلاف کشورهایی نظیر فیلیپین، مالزی، برونئی و خود چین است.
#منبع: تجارت فردا
✍️#مولود_پاکروان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#ماجرای_دروغین _قتل آغامحمدخان قاجار
در اکثر منابع به جای مانده و نوشته شده در دوران پهلوی، اینگونه آمده است که آغامحمدخان، سر سلسله قاجاریه، زمانی که جهت جنگ با روسیه و دفع شر این کشور، به قفقاز لشکر کشی کرده بود، به خاطر اینکه دو نفر از نوکرانش بی اجازه او، خربزه و یا زردآلوی او را خورده بودند، دستور قتل آنان را صادر کرد و آنان قبل اجرای حکم اعدامشان، آغامحمدخان را کشتند.
اما واقعیت غیر از این داستان کودک پسند است.
دکتر غلامحسین زرگری نژاد، در کتاب: تاریخ قاجاریه عصر آغامحمدخان، از قول منابع ارمنی مینویسد: آغامحمدخان، بعد از تسخیر قلعه۵ شوشی( شهری در قراباغ اشغالی امروزی ) در قفقاز، اولین کاری که انجام می دهد، شروع به تحقیق در مورد کسانی می کند که با فرماندهان روسی در منطقه قفقاز همکاری کرده بودند، برخی آنان را دستگیر و زندانی می نماید، که عبارت بودند از: ملیک رستم، ملیک الله وردی، میرزاخانیان، و تعدادی از روحانیون طراز اول منطقه و.... از نظر آغامحمدخان، این افراد به دلیل همکاری با روسیه( جهت اشغال خاک ایران) قابل بخشش یا جریمه نقدی نبودند و7 باید به قتل می رسیدند. یکی از ملازمان آغامحمدخان، به نام صفر بیگ، از سوی زندانیان به وساطت برخاسته، از آغامحمدخان می خواهد از جرم آنان در گذرد، آغامحمدخان با تاکید بر خیانت آنان، درخواست او را نمی پذیرد، و وقتی اصرار صفربیگ را می بیند، خشمگین شده و عهد می بندد که او را هم فردا به همراه آنان به قتل برساند. شب هنگام، صفر بیگ با همراه کردن یکی دیگر از ملازمان به نام عباس بیگ، وارد خوابگاه آغامحمدخان شده، او را با چند ضربه خنجر از پای در می آورند.
آغامحمدخان هنگام مرگ به قاتلان خود می گوید:" [ با کشتن من] ایران را ویران کردید".
گویا همین هم شد و با کشته شدن آغامحمدخان، ارتش او پراکنده گردید و روسیه توانست بعد از چند سال قفقاز را تصرف و از ایران جدا کند.
تاریخ ایران را باید دوباره نوشت
#منبع: تاریخ ایران در دوره قاجاریه عصر آغامحمدخان. نوشته دکتر غلامحسین زرگری نژاد صفحه ۴۹۲
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#ماجرای_دروغین _قتل آغامحمدخان قاجار
در اکثر منابع به جای مانده و نوشته شده در دوران پهلوی، اینگونه آمده است که آغامحمدخان، سر سلسله قاجاریه، زمانی که جهت جنگ با روسیه و دفع شر این کشور، به قفقاز لشکر کشی کرده بود، به خاطر اینکه دو نفر از نوکرانش بی اجازه او، خربزه و یا زردآلوی او را خورده بودند، دستور قتل آنان را صادر کرد و آنان قبل اجرای حکم اعدامشان، آغامحمدخان را کشتند.
اما واقعیت غیر از این داستان کودک پسند است.
دکتر غلامحسین زرگری نژاد، در کتاب: تاریخ قاجاریه عصر آغامحمدخان، از قول منابع ارمنی مینویسد: آغامحمدخان، بعد از تسخیر قلعه۵ شوشی( شهری در قراباغ اشغالی امروزی ) در قفقاز، اولین کاری که انجام می دهد، شروع به تحقیق در مورد کسانی می کند که با فرماندهان روسی در منطقه قفقاز همکاری کرده بودند، برخی آنان را دستگیر و زندانی می نماید، که عبارت بودند از: ملیک رستم، ملیک الله وردی، میرزاخانیان، و تعدادی از روحانیون طراز اول منطقه و.... از نظر آغامحمدخان، این افراد به دلیل همکاری با روسیه( جهت اشغال خاک ایران) قابل بخشش یا جریمه نقدی نبودند و7 باید به قتل می رسیدند. یکی از ملازمان آغامحمدخان، به نام صفر بیگ، از سوی زندانیان به وساطت برخاسته، از آغامحمدخان می خواهد از جرم آنان در گذرد، آغامحمدخان با تاکید بر خیانت آنان، درخواست او را نمی پذیرد، و وقتی اصرار صفربیگ را می بیند، خشمگین شده و عهد می بندد که او را هم فردا به همراه آنان به قتل برساند. شب هنگام، صفر بیگ با همراه کردن یکی دیگر از ملازمان به نام عباس بیگ، وارد خوابگاه آغامحمدخان شده، او را با چند ضربه خنجر از پای در می آورند.
آغامحمدخان هنگام مرگ به قاتلان خود می گوید:" [ با کشتن من] ایران را ویران کردید".
گویا همین هم شد و با کشته شدن آغامحمدخان، ارتش او پراکنده گردید و روسیه توانست بعد از چند سال قفقاز را تصرف و از ایران جدا کند.
تاریخ ایران را باید دوباره نوشت
#منبع: تاریخ ایران در دوره قاجاریه عصر آغامحمدخان. نوشته دکتر غلامحسین زرگری نژاد صفحه ۴۹۲
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
صدام به شاه پیام میدهد که خمینی در ماههای اخیر، بارها مهمانانی از سفارت روس در بغداد داشته، چند نفر هم به اسم خبرنگار انگلیسی با او دیدار داشتن، اما ما یقین داریم که آنها جاسوس هستند. خمینی شهروند شماست درباره او تصمیم عاجل بگیرید اگر این ایشان زنده بماند دودمان مردم
ایران و عراق را بر باد میدهد.*
در همین اثنی امام موسی صدر هم یک نامه مفصل ۲۲ صفحه ای برای شخص شاه مینویسد با چهارده برگ سند و عکس از دیدار یاران خمینی با فرستادگان سران مسکو و لندن.
*بعد از انقلاب معلوم میشود هم پیام صدام هم نامه صدر به دست شاه نرسیده و در دربار بدست تیمسار حسین فردوست
رسیده بوده که اونم بعدها معلوم شد جاسوس روس بوده و از تامین جانی برخوردار شد و تا سال ۶۶ که زنده بود در ویلای بزرگش در شمال تهران زیر سایه رهبر ایران زندگی میکرد*
فردوست به فرستاده صدام میگوید با اعلیحضرت حرف زدم گفتند خمینی هیچ خطری ندارد باید از ایشان محافظت شود وَاِلّا
روابط ما تیره میشود. این مطالب را صدام در زمان محاکمه اش هم نوشته و ۶۹ برگه را بدست طارق عزیز رسانده که او نیز فقط در یک مصاحبه در آنکارا میگوید بله وصیتنامه سید الرئیس الشهید پیش من بود منم به دوستانم در منچستر سپردم تا در موزه نگهداری شود.
فعلا هیچکس آنرا ندیده، اما خاطرات یزدی
و محمود دعایی را که میخوانیم تمام این امور را تایید میکند، اما نامه موسی صدر عیناً به دفتر خمینی ارسال میشود او نیز با قذافی و روسها درباره صدر حرف میزند که شاید همین امر سبب گم شدن و کشته شدن امام صدر گردید.
اخیرا معلوم شده کسی که قذافی را لو داد، هواپیماهای آواکس فرانسه بودند
اما آنکس که او را کشت، جالبتر است؛ شش سال به اسم تاجر مفروشات عربی آفریقائی، مقیم فرانسه بوده، بعید نیست که دوره جاسوسی میدیده و بعداً در صفوف انقلابیون ساده دل لیبی جا گرفت که فکر میکردند با کشتن قذافی، دنیا گلستان میشود و ندانستند قذافی معدن اسرار فرانسه و مسکو در جهان عرب و
تحولات خاورمیانه است یعنی؛ قذافی اگر پایش به کشور سومی که میگن سودان بوده، میرسید تمام پته چهل ساله فرانسه را به آب میداد و اما خیلی جالبتر اینکه قاتل قذافی را با صورت پوشانده و هاشور شده، در مصاحبه با کانال سه فرانسه حاضر میکنند. ایشان سه شب بعد در یک محوطه کاملا ایزوله و در برج
مهمانسرای صدا و سیمای لیبی، ربوده میشود و جسدش چند روز بعد در زیر پل الوفاق پیدا میشود، و کشتن آنرا به گردن پسر قذافی انداخته و زمینه دستگیری و اجبار به سکوت او را هم فراهم میکنند.
اما سران امنیتی قذافی، مشخصاً شش مقام عالیرتبه، سه تا در روسیه، یکی در اردن، دو نفر در لیبی ربوده و
یک به یک کشته میشوند در کمتر از یکسال.
چرا؟
زیرا تا معلوم نشود به چه دلیل قذافی آنهمه چریک طرفدار خمینی را آموزش داد، چمران، یزدی، منتظری، جلال الدین فارسی، خود شخص احمد خمینی و...و...
چرا طی سه فقره کمک، دو ملیون دلار به دفتر خمینی در کویت واریز میشود و دولت کویت را مجبور میکند
آن پول را بلوکه نکند.
چرا امام صدر که تنها نیروی راستین جدایی دین از سیاست بود و پشت قضایای تبهکاری فرانسه و متحدین در خاورمیانه را خوانده بود اینطور با اشاره انقلابیون ایرانی و توسط قذافی حذف میشود و دنیا هم در برابر این جنایت سکوت میکند و سالها رهبر اول ایران با قذافی نرد عشقمیبازد و هیچگاه هم امام صدر را از او مطالبه نمیکند!؟
در سالهای اخیر و پس از مرگ قذافی، جلال الدین فارسی فرمانده چریکهای هوادار خمینی با روزنامه رسالت مصاحبه کرده، قذافی را شدیداً ستایش میکند اما درباره صدر هم یک راز نه چندان مخفی را علناً بر زبان می آورد که:
«صدر لاییک شده بود،
او مزاحم مسیر انقلاب و امام بود... بله، من در جریان ربودنش بودم اما اینکه چطور کشته شد و کجا دفن شد هیچگاه از سرهنگ نپرسیدم.... لازم هم نبود مهم این بود که باید حذف میشد»
*وقایع هفتادسال اخیر خاور میانه را هرچه برهم میزنیم و بصورت پازل نگاهش میکنیم نشان از یک تبهکاری عظیم دارد
که فرهنگ و هنر را، معاش مردم را، وطن را، باور دینی را، دین و مذهب را با هم کشت و نابود کرد تا صنایع تسلیحاتی روس بفروش برسد و زباله صنایع فرانسه هم دور ریز نداشته باشد و پژو که سی سال قبل از تولید در فرانسه حذف شده، بعنوان زینت المجلس به ایران بدبخت قالب کنند که روزگاری، آریا فول
آپشن، در صنایع داخلیش ساخته میشد و اَیضاً انگلیس بدون اعزام لشکر و نیرو، تمام منافعش در خاورمیانه تامین باشد و همچنان نفت را ارزان ببرد چیزی که اگر پهلوی در ایران، ملک فیصل در عربستان، انورالسادات در مصر، باقی میماندند، محال بود از سال 1363به بعد حتی در خواب ببیند چون این اُمرای شرق، دست غربی ها را برای ایجاد جنگهای مرزی، مذهبی، زبانی و... بسته بودند؛*
#منبع : تاریخ معاصر - پدرام کشاورز*
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
صدام به شاه پیام میدهد که خمینی در ماههای اخیر، بارها مهمانانی از سفارت روس در بغداد داشته، چند نفر هم به اسم خبرنگار انگلیسی با او دیدار داشتن، اما ما یقین داریم که آنها جاسوس هستند. خمینی شهروند شماست درباره او تصمیم عاجل بگیرید اگر این ایشان زنده بماند دودمان مردم
ایران و عراق را بر باد میدهد.*
در همین اثنی امام موسی صدر هم یک نامه مفصل ۲۲ صفحه ای برای شخص شاه مینویسد با چهارده برگ سند و عکس از دیدار یاران خمینی با فرستادگان سران مسکو و لندن.
*بعد از انقلاب معلوم میشود هم پیام صدام هم نامه صدر به دست شاه نرسیده و در دربار بدست تیمسار حسین فردوست
رسیده بوده که اونم بعدها معلوم شد جاسوس روس بوده و از تامین جانی برخوردار شد و تا سال ۶۶ که زنده بود در ویلای بزرگش در شمال تهران زیر سایه رهبر ایران زندگی میکرد*
فردوست به فرستاده صدام میگوید با اعلیحضرت حرف زدم گفتند خمینی هیچ خطری ندارد باید از ایشان محافظت شود وَاِلّا
روابط ما تیره میشود. این مطالب را صدام در زمان محاکمه اش هم نوشته و ۶۹ برگه را بدست طارق عزیز رسانده که او نیز فقط در یک مصاحبه در آنکارا میگوید بله وصیتنامه سید الرئیس الشهید پیش من بود منم به دوستانم در منچستر سپردم تا در موزه نگهداری شود.
فعلا هیچکس آنرا ندیده، اما خاطرات یزدی
و محمود دعایی را که میخوانیم تمام این امور را تایید میکند، اما نامه موسی صدر عیناً به دفتر خمینی ارسال میشود او نیز با قذافی و روسها درباره صدر حرف میزند که شاید همین امر سبب گم شدن و کشته شدن امام صدر گردید.
اخیرا معلوم شده کسی که قذافی را لو داد، هواپیماهای آواکس فرانسه بودند
اما آنکس که او را کشت، جالبتر است؛ شش سال به اسم تاجر مفروشات عربی آفریقائی، مقیم فرانسه بوده، بعید نیست که دوره جاسوسی میدیده و بعداً در صفوف انقلابیون ساده دل لیبی جا گرفت که فکر میکردند با کشتن قذافی، دنیا گلستان میشود و ندانستند قذافی معدن اسرار فرانسه و مسکو در جهان عرب و
تحولات خاورمیانه است یعنی؛ قذافی اگر پایش به کشور سومی که میگن سودان بوده، میرسید تمام پته چهل ساله فرانسه را به آب میداد و اما خیلی جالبتر اینکه قاتل قذافی را با صورت پوشانده و هاشور شده، در مصاحبه با کانال سه فرانسه حاضر میکنند. ایشان سه شب بعد در یک محوطه کاملا ایزوله و در برج
مهمانسرای صدا و سیمای لیبی، ربوده میشود و جسدش چند روز بعد در زیر پل الوفاق پیدا میشود، و کشتن آنرا به گردن پسر قذافی انداخته و زمینه دستگیری و اجبار به سکوت او را هم فراهم میکنند.
اما سران امنیتی قذافی، مشخصاً شش مقام عالیرتبه، سه تا در روسیه، یکی در اردن، دو نفر در لیبی ربوده و
یک به یک کشته میشوند در کمتر از یکسال.
چرا؟
زیرا تا معلوم نشود به چه دلیل قذافی آنهمه چریک طرفدار خمینی را آموزش داد، چمران، یزدی، منتظری، جلال الدین فارسی، خود شخص احمد خمینی و...و...
چرا طی سه فقره کمک، دو ملیون دلار به دفتر خمینی در کویت واریز میشود و دولت کویت را مجبور میکند
آن پول را بلوکه نکند.
چرا امام صدر که تنها نیروی راستین جدایی دین از سیاست بود و پشت قضایای تبهکاری فرانسه و متحدین در خاورمیانه را خوانده بود اینطور با اشاره انقلابیون ایرانی و توسط قذافی حذف میشود و دنیا هم در برابر این جنایت سکوت میکند و سالها رهبر اول ایران با قذافی نرد عشقمیبازد و هیچگاه هم امام صدر را از او مطالبه نمیکند!؟
در سالهای اخیر و پس از مرگ قذافی، جلال الدین فارسی فرمانده چریکهای هوادار خمینی با روزنامه رسالت مصاحبه کرده، قذافی را شدیداً ستایش میکند اما درباره صدر هم یک راز نه چندان مخفی را علناً بر زبان می آورد که:
«صدر لاییک شده بود،
او مزاحم مسیر انقلاب و امام بود... بله، من در جریان ربودنش بودم اما اینکه چطور کشته شد و کجا دفن شد هیچگاه از سرهنگ نپرسیدم.... لازم هم نبود مهم این بود که باید حذف میشد»
*وقایع هفتادسال اخیر خاور میانه را هرچه برهم میزنیم و بصورت پازل نگاهش میکنیم نشان از یک تبهکاری عظیم دارد
که فرهنگ و هنر را، معاش مردم را، وطن را، باور دینی را، دین و مذهب را با هم کشت و نابود کرد تا صنایع تسلیحاتی روس بفروش برسد و زباله صنایع فرانسه هم دور ریز نداشته باشد و پژو که سی سال قبل از تولید در فرانسه حذف شده، بعنوان زینت المجلس به ایران بدبخت قالب کنند که روزگاری، آریا فول
آپشن، در صنایع داخلیش ساخته میشد و اَیضاً انگلیس بدون اعزام لشکر و نیرو، تمام منافعش در خاورمیانه تامین باشد و همچنان نفت را ارزان ببرد چیزی که اگر پهلوی در ایران، ملک فیصل در عربستان، انورالسادات در مصر، باقی میماندند، محال بود از سال 1363به بعد حتی در خواب ببیند چون این اُمرای شرق، دست غربی ها را برای ایجاد جنگهای مرزی، مذهبی، زبانی و... بسته بودند؛*
#منبع : تاریخ معاصر - پدرام کشاورز*
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
میدانی #ابن_ملجم که بوده .؟
حتما این مطلب را بخوانید
ابن ملجم که بود، ایرانی یا عرب؟
ابن ملجم (بهمن جازویه) سردار بزرگ و دلاورِ ایرانی و یکی از فرماندهان ساسانی است.
شاید خیلی ها این فرد را نمی شناسند، و خیلیها ایشان رو یک کافر میدانند و نفرینش میکنند.!
شاید خیلی ها نیز روز ۲۱ ماه رمضان بر روان پاکش درود میفرستند.
بهمن جازویه قهرمان ایرانی از جان گذشته ای که علی ابن ابیطالب را به ضرب شمشیر از روبرو (و نه از پشت، آنگونه که مسلمانان بیان میکنند) به قتل رساند و مسلمانان هویت او را برای ۱۴۰۰ سال مخفی نگه داشته اند.
بگفته تاریخ، بعد از اینکه بهمن بدست اعراب اسیر
می شود، او را به همراه سایر اسرا برای بیگاری و بردگی و یا فروش به دربار خلیفه می فرستند.
از آنجائیکه فردی بسیار توانا، هنرمند و صنعتگر بوده، خلیفه از فروش او صرفنظر و او را بکار میگمارند.
نام او را می پرسند؛ میگوید بهمن جازویه، اما تلفظ نام او برای اعراب تازی بسیار مشکل بوده.
از آنجائیکه در فرهنگ عرب نام خانوادگی وجود نداشته و ندارد، در نتیجه افراد را بنام پدر آنها لقب می دادند و چون در گذشته بسیاری از اعراب چند پدری بوده و یا عموماً پدر مشخصی نداشتند، آنها را به شغل و پیشه ای که داشتند، لقب می دادند.
مانند ؛عمر ابن خطاب (عمر پسر خطاب).
خلاصه، نام و شغل پدر او را می پرسند؛ تلفـظ نام پدرش نیز برای اعراب تازی ساده نبوده، می گوید پدر من افسار گیر بوده(فردی که افسار اسب پادشاهان و فرماندهان بلند پایه را در هنگام جنگ و کارزار نگاه مـیداشته). افسارگیر به عربی می شود ” مُلجم” و این ساده ترین نامی بود که اعراب تازی تواستند بر بهمن جـازویه بگذارند و از آن پس او را ابن ملجم(پسر افسارگیر) نامیدند.
در پی بررسی های استاد فولادوند در ۱۵ سال گذشته و معرفی شخصیت گم شده بهمن جازویه برای نخستین بار، اسلام خواهان کوشیدند در مقابل اسنادی که همه آنها از سوی تاریخ نگاران عرب گرفته شده است و غیر قابل انکار هستند، تاریخ پژوهان اجیر شده خود را به صحنه بفرستند تا واقعیت اسلام ستیزی ایرانیان را کمرنگ کنند. علاوه بر اسناد انکار ناشدنی، باید به این تاریخ نگارانِ کربلایی گفت که ؛ اصولا در جهان عرب (حتی مصر و سوریه) از زمانی که نام خانوادگی رواج پیدا کرده است، خانواده ای به نام «ملجم» موجود نیست که بهمن جازویه " ابن " او باشد.
اما آنچه که برای بهمن جازویه مهم بود، اینکه مقاومت کند تا سر فرصت انتقام خونهای ریخته شده ایرانیان بی گناه و بریدن سر هزاران جوان پاک و وطن پرست را از علی بگیرد که در تجاوز به دختران و قتل عام فرزندان ایران نقش زیادی داشته و اینجاست که در روز موعود به عهد خویش در برابر خونهای بناحق ریخته شده هموطنانش عمل می کند و به زندگی ننگین علی ، با یک ضربت شمشیر در جلوی مسجد، (و نه محراب مسجد که دروغ است) پایان می دهد.
ننگ بر ما که برای ۱۴۰۰ سال فریب شیادان و دکانداران روضه خـوان را خورده و در ماههای رمضان گفته ایم ؛
" لعنت بر ابن ملجم که علی را کشت "
.
ننگ بر ما که برای ۱۴۰۰ سال نخواستیم بدانیم این ابن ملجم چه کسی بـوده و چرا علی را کشت.
به دستور پسران علی،همان فرزندان شیر خدا و به جرم انتقام ظلمی که بر مردم ایران و جنایتی که اعراب در ایران کردند، بعد از دستگیری او را سلاخی کرده و بعد بدن نیمه جانش را در حصیر پیچانده به آتش میکشند.
بعد از ابوبکر هر سه خلیفه (عمر، عثمان و علی)بدست دلاور مردان ایران کشته شدند تا مرحمی شود بر زخم ایرانیان. نام و یادشان همیشه زنده باد.
بدبختی مردم ما، عدم اطلاع از تاریخ خودشان است که نمیخوانند تا حقیقت را بدانند.
بر خلاف گفته آخوند، ایران اصلاً اسلام را با آغوش باز نپذیرفته است، بلکه تمام سرزمین ایران با خون ایرانیان رنگ و گلگون شده.
مخصوصا به ما دروغ میگویند چون قبرها و امامزاده ها برای آخوند مثل بانک مرکزی است.
بخشی از اسناد:
🌟#منبع 1. کتاب الطبقات الكبرى
نوشته: ابن سعد در جلد پنجم صفحه 2632 و 2633 به صراحت کشنده خلفای راشدین را توضیح داده و نام برده البته نام جاذویه را (زاذویه) نوشته
🌟#منبع 2. کتاب المورد (الکامل)
جلد دوم صفحه 549
🌟#منبع 3. کتاب تاریخ الحضارة الإسلامیة
( تاریخ و تمدن اسلامی) در صفحه 356 و 357 هم دقیقاً انگیزه واقعی کشته شدن این سه خلیفه و کسانی که این سه را کشتند موالی ها بودند (موالی به ایرانیهای اسیر شده میگفتند)
طبق صدها سند همین الان هم در تمامی زیارت نامه ها ما ایرانی ها شوربختانه میخوانیم که (السلام علیک یا مولی الموالی)
به گفته زنده یاد احمد کسروی؛
مردمی که به میل خود در تاریکی نشسته اند نیازی به روشنایی ندارد..
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
میدانی #ابن_ملجم که بوده .؟
حتما این مطلب را بخوانید
ابن ملجم که بود، ایرانی یا عرب؟
ابن ملجم (بهمن جازویه) سردار بزرگ و دلاورِ ایرانی و یکی از فرماندهان ساسانی است.
شاید خیلی ها این فرد را نمی شناسند، و خیلیها ایشان رو یک کافر میدانند و نفرینش میکنند.!
شاید خیلی ها نیز روز ۲۱ ماه رمضان بر روان پاکش درود میفرستند.
بهمن جازویه قهرمان ایرانی از جان گذشته ای که علی ابن ابیطالب را به ضرب شمشیر از روبرو (و نه از پشت، آنگونه که مسلمانان بیان میکنند) به قتل رساند و مسلمانان هویت او را برای ۱۴۰۰ سال مخفی نگه داشته اند.
بگفته تاریخ، بعد از اینکه بهمن بدست اعراب اسیر
می شود، او را به همراه سایر اسرا برای بیگاری و بردگی و یا فروش به دربار خلیفه می فرستند.
از آنجائیکه فردی بسیار توانا، هنرمند و صنعتگر بوده، خلیفه از فروش او صرفنظر و او را بکار میگمارند.
نام او را می پرسند؛ میگوید بهمن جازویه، اما تلفظ نام او برای اعراب تازی بسیار مشکل بوده.
از آنجائیکه در فرهنگ عرب نام خانوادگی وجود نداشته و ندارد، در نتیجه افراد را بنام پدر آنها لقب می دادند و چون در گذشته بسیاری از اعراب چند پدری بوده و یا عموماً پدر مشخصی نداشتند، آنها را به شغل و پیشه ای که داشتند، لقب می دادند.
مانند ؛عمر ابن خطاب (عمر پسر خطاب).
خلاصه، نام و شغل پدر او را می پرسند؛ تلفـظ نام پدرش نیز برای اعراب تازی ساده نبوده، می گوید پدر من افسار گیر بوده(فردی که افسار اسب پادشاهان و فرماندهان بلند پایه را در هنگام جنگ و کارزار نگاه مـیداشته). افسارگیر به عربی می شود ” مُلجم” و این ساده ترین نامی بود که اعراب تازی تواستند بر بهمن جـازویه بگذارند و از آن پس او را ابن ملجم(پسر افسارگیر) نامیدند.
در پی بررسی های استاد فولادوند در ۱۵ سال گذشته و معرفی شخصیت گم شده بهمن جازویه برای نخستین بار، اسلام خواهان کوشیدند در مقابل اسنادی که همه آنها از سوی تاریخ نگاران عرب گرفته شده است و غیر قابل انکار هستند، تاریخ پژوهان اجیر شده خود را به صحنه بفرستند تا واقعیت اسلام ستیزی ایرانیان را کمرنگ کنند. علاوه بر اسناد انکار ناشدنی، باید به این تاریخ نگارانِ کربلایی گفت که ؛ اصولا در جهان عرب (حتی مصر و سوریه) از زمانی که نام خانوادگی رواج پیدا کرده است، خانواده ای به نام «ملجم» موجود نیست که بهمن جازویه " ابن " او باشد.
اما آنچه که برای بهمن جازویه مهم بود، اینکه مقاومت کند تا سر فرصت انتقام خونهای ریخته شده ایرانیان بی گناه و بریدن سر هزاران جوان پاک و وطن پرست را از علی بگیرد که در تجاوز به دختران و قتل عام فرزندان ایران نقش زیادی داشته و اینجاست که در روز موعود به عهد خویش در برابر خونهای بناحق ریخته شده هموطنانش عمل می کند و به زندگی ننگین علی ، با یک ضربت شمشیر در جلوی مسجد، (و نه محراب مسجد که دروغ است) پایان می دهد.
ننگ بر ما که برای ۱۴۰۰ سال فریب شیادان و دکانداران روضه خـوان را خورده و در ماههای رمضان گفته ایم ؛
" لعنت بر ابن ملجم که علی را کشت "
.
ننگ بر ما که برای ۱۴۰۰ سال نخواستیم بدانیم این ابن ملجم چه کسی بـوده و چرا علی را کشت.
به دستور پسران علی،همان فرزندان شیر خدا و به جرم انتقام ظلمی که بر مردم ایران و جنایتی که اعراب در ایران کردند، بعد از دستگیری او را سلاخی کرده و بعد بدن نیمه جانش را در حصیر پیچانده به آتش میکشند.
بعد از ابوبکر هر سه خلیفه (عمر، عثمان و علی)بدست دلاور مردان ایران کشته شدند تا مرحمی شود بر زخم ایرانیان. نام و یادشان همیشه زنده باد.
بدبختی مردم ما، عدم اطلاع از تاریخ خودشان است که نمیخوانند تا حقیقت را بدانند.
بر خلاف گفته آخوند، ایران اصلاً اسلام را با آغوش باز نپذیرفته است، بلکه تمام سرزمین ایران با خون ایرانیان رنگ و گلگون شده.
مخصوصا به ما دروغ میگویند چون قبرها و امامزاده ها برای آخوند مثل بانک مرکزی است.
بخشی از اسناد:
🌟#منبع 1. کتاب الطبقات الكبرى
نوشته: ابن سعد در جلد پنجم صفحه 2632 و 2633 به صراحت کشنده خلفای راشدین را توضیح داده و نام برده البته نام جاذویه را (زاذویه) نوشته
🌟#منبع 2. کتاب المورد (الکامل)
جلد دوم صفحه 549
🌟#منبع 3. کتاب تاریخ الحضارة الإسلامیة
( تاریخ و تمدن اسلامی) در صفحه 356 و 357 هم دقیقاً انگیزه واقعی کشته شدن این سه خلیفه و کسانی که این سه را کشتند موالی ها بودند (موالی به ایرانیهای اسیر شده میگفتند)
طبق صدها سند همین الان هم در تمامی زیارت نامه ها ما ایرانی ها شوربختانه میخوانیم که (السلام علیک یا مولی الموالی)
به گفته زنده یاد احمد کسروی؛
مردمی که به میل خود در تاریکی نشسته اند نیازی به روشنایی ندارد..
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
◾️از آدمها بُت نسازید، این خیانت است، هم به خودتان، هم به خودشان، خدایی میشوند که، خدایی کردن نمیدانند و شما در آخر میشوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته...!
#فریدریش_نیچه
#غروب_بتان
◾️هیپاتیا فیلسوف زن نوافلاطونی که به عنوان نخستین زن برجستهٔ ریاضیدان و آخرین کتابدار کتابخانه اسکندریه شناخته میشود. او استاد فلسفه و ریاضی در شهر اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. وی در دوران حکومت روم بر مصر در اسکندریه زندگی میکرد و به دست مسیحیان افراطی و به اتهام جادوگری و ترویج بت پرستی کشته شد.
◾️نقاشی:تصویر خیالی هیپاتیا، در نقاشی مکتب آتن اثر رافائل،تکنیک:فرسک،تاریخ:۱۵۰۹ میلادے،مکان کنونی:(Apostolic Palace)ایتالیا
کشتن هیپاتیا یک قتل سیاسی بوده که در اثر دشمنی های دراز مدت در قسطنطنیه به وقوع پیوسته و هیچ ربطی به فلسفه کفر یا باور مسیحی نداشته است .
📚#منبع :کتاب علم و مذهب:نویسنده پیتر هریسون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
◾️از آدمها بُت نسازید، این خیانت است، هم به خودتان، هم به خودشان، خدایی میشوند که، خدایی کردن نمیدانند و شما در آخر میشوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته...!
#فریدریش_نیچه
#غروب_بتان
◾️هیپاتیا فیلسوف زن نوافلاطونی که به عنوان نخستین زن برجستهٔ ریاضیدان و آخرین کتابدار کتابخانه اسکندریه شناخته میشود. او استاد فلسفه و ریاضی در شهر اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. وی در دوران حکومت روم بر مصر در اسکندریه زندگی میکرد و به دست مسیحیان افراطی و به اتهام جادوگری و ترویج بت پرستی کشته شد.
◾️نقاشی:تصویر خیالی هیپاتیا، در نقاشی مکتب آتن اثر رافائل،تکنیک:فرسک،تاریخ:۱۵۰۹ میلادے،مکان کنونی:(Apostolic Palace)ایتالیا
کشتن هیپاتیا یک قتل سیاسی بوده که در اثر دشمنی های دراز مدت در قسطنطنیه به وقوع پیوسته و هیچ ربطی به فلسفه کفر یا باور مسیحی نداشته است .
📚#منبع :کتاب علم و مذهب:نویسنده پیتر هریسون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity