فتحعلی شاه یکی از مذهبی ترین سلاطين قاجار بشمار میرود. بدستور او مساجد زيادی ساخته وضريحهای رهبران مذهبی مرمت وتزئین گردید. در زمان سلطنت فتحعلی شاه، تهران و اصفهان بصورت مراکز مذهبی در آمدند و بر طبق دستور او اهالی ساکن شهر مذهبی #قم از پرداخت مالیات معاف شدند. او با روحانیون روابط صمیمانه و نزدیک برقرار نمود و در عصر او #شیخ_الاسلام ها و امام جمعه های زیادی بوجود آمدند.
بطوریکه «پارسنز» مینویسد تا نیمه اول قرن نوزدهم (۱۲۱۵ هجری قمری) برعکس مسیحیت در اروپا، مذهب در ایران دارای سازمان مستقلی نبود و دولت در آن نفوذ داشت.
در نیمه اول قرن نوزدهم، #مذهب_شیعه راه خود را از روشی که دین اسلام در سایر کشورها داشت جدا کرد و با ایجاد سازمان مذهبی جداگانه برای خود، در برابر دولت بصورت یک قدرت نیرومند سیاسی درآمد و درحالیکه دولت خود را مسئول حفظ نظم و امنیت داخلی وخارجی و اداره امور کشور میدانست، مذهب شیعه خود را مسئول ونگهبان شرع مقدس اسلام اعلام نمود.
#منبع:
Talcott Parsons, Christianity and Modern Industrial Society" in Edward A. Tiryakian(ed), Sociological Theory, Values and sociocultural Change (New York: 1903), p. 46.
جدائی مذهب شیعه از دولت در قرن نوزدهم در ایران، باعث شد هر زمانی که روحانیون اراده میکردند، بعنوان اینکه دولت وقت قادر به حفظ منافع ملت شیعه در برابر امپریالیست های خارجی نیست،
در سیاست دخالت و مردم را برضد دولت به شورش تحریک میکردند. بهترین مثال دراین مورد واقعه تحریم تنباکو در سالهای ۱۲۹۲-۱۲۹۱میباشد که روحانیون مردم را برضد دولت تحریک و #ناصرالدین_شاه را مجبور کردند، قرارداد انحصار تنباکو به یک کمپانی انگلیسی را لغو نماید.
یکی از نکات مهمی که درتاریخ کمتر ذکر آن بعمل آمده، ازدیاد تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن نوزدهم است. «شاردن» نوشته است که تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن هفدهم بسیار ناچیز بود.
#منبع:
J. Chardin, Les Voyage du Chevalier Chardin en Perse, Langles, ed. (Paris: 1811), IV, pp. 194-195
«ملکلم» نیز نوشته است که در نیمه دوم قرن نوزدهم تعداد مجتهدین از ۳ الی ٤ نفر تجاوز نمیکرد. حتی در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه تعداد مجتهدین به ۱۲ نفر نمیرسید.
#منبع:
J. Malcolm, History of Persia (London: 1928), II pp. 131-132
اما بنا به نوشته «اعتمادالسلطنه» در المعاذیر و الاثار، در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه تعداد علما به ۳۵۹ نفر رسیده بود که ۱۷۵ نفر آنها مجتهد بودند.
{#منبع: المعاذير والآثار، تالیف اعتمادالسلطنه (تهران: ۱۸۸۸)، صفحه ۱۳۷ }
(دقيقا مانند حكومت فعلى كه مانند زباله آيت الله و مجتهد در خيابانها ريخته است)
عنوان #حجت_الاسلام نیز در این زمان تنها به یک مجتهد عالیقدر کاشان داده شده بود که پس از آن متوقف گردید.
{#منبع: حقایق اخبارناصری، تالیف خورموجی، تنظیم از خدیوجم (تهران: ١٣٤٤)، صفحات ١٤٧-١٤٦ ؛ ١٥٨-١٩١ }
مبارزه برای قدرت طلبی بین #روحانیون و دولت در سالهای اول سلطنت #ناصرالدین_شاه (۱۳۱۹- ۱۲۹۹) بسیار چشمگیر بود.
زیرا در این زمان #امیر_کبیر صدراعظم نامدار تار یخ ایران، تصمیم گرفت، از نفوذ روحانیون در امور سیاسی جلوگیری و قدرت سیاسی دولت را تقویت کند.
اما با قتل امیرکبیر و تغییر سیاست ناصرالدین شاه و دادن امتیازاتی به روحانیون مجددا رابطه بین دولت و مذهب بهبود یافت.
{#منبع: مکارم الآثار، تاليف معالم حبیب آبادی (اصفهان)، شماره ۵، صفحه ۱٦١٦}
استقلال مذهب از سیاست در زمان سلطنت قاجار به بعد، #روحانیون را بکرات بفکر کسب قدرت در برابر دولت انداخت و بارها این دو قدرت را در برابر یکدیگر قرارداد.
در مورد ممر درآمد روحانیون «الگر» مینویسد معمولا درآمد #ملا باید از اوقاف متعلق به مساجد و سایر اماکن مذهبی تامین شود، ولی این یک قاعده کلی نیست و #آخوندها بطور مستقیم از مردم نیز اعانه های مالی در یافت میکنند.
#منبع:
Hamid Algar, Religion and State in Iran 1785-1906 (Los Angeles: University of California Press, 1980), p. 14
واما در باره فتوائی که آخوندها برای مردم میدهند، فرض بر این است که آنها نباید از مردم وجهی در یافت کنند.
زیرا اگر قرار باشد قاضی پولی از مردم در یافت کند، بیطرفی خود را خدشه دار خواهد کرد وقدس شرافت و بیطرفی قضاوت لطمه خواهد دید ولی #محمدتقی_بروجردی نوشته است که نامبرده معتقد است که چون نوشتن حکم قضاوت جزء عمل قضاوت نیست، اگر آخوندی مبادرت به نوشتن حکم قضاوت خود کند، مستحق مزد خواهد بود.
#منبع:
Muhammad Ali Kashmiri, Nujum us-Sama (Lucknow: 1886), p. 410
البته گروهی نیز معتقدند، نوشتن قضاوت از کارفتوی جدا نیست و آخوند نباید برای اینکار وجهی در یافت کند.
{#منبع: قضا درا سلام، تالیف حجت الاسلام محمد سنگلجی (تهران)، صفحات ۳-۲ }
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
بطوریکه «پارسنز» مینویسد تا نیمه اول قرن نوزدهم (۱۲۱۵ هجری قمری) برعکس مسیحیت در اروپا، مذهب در ایران دارای سازمان مستقلی نبود و دولت در آن نفوذ داشت.
در نیمه اول قرن نوزدهم، #مذهب_شیعه راه خود را از روشی که دین اسلام در سایر کشورها داشت جدا کرد و با ایجاد سازمان مذهبی جداگانه برای خود، در برابر دولت بصورت یک قدرت نیرومند سیاسی درآمد و درحالیکه دولت خود را مسئول حفظ نظم و امنیت داخلی وخارجی و اداره امور کشور میدانست، مذهب شیعه خود را مسئول ونگهبان شرع مقدس اسلام اعلام نمود.
#منبع:
Talcott Parsons, Christianity and Modern Industrial Society" in Edward A. Tiryakian(ed), Sociological Theory, Values and sociocultural Change (New York: 1903), p. 46.
جدائی مذهب شیعه از دولت در قرن نوزدهم در ایران، باعث شد هر زمانی که روحانیون اراده میکردند، بعنوان اینکه دولت وقت قادر به حفظ منافع ملت شیعه در برابر امپریالیست های خارجی نیست،
در سیاست دخالت و مردم را برضد دولت به شورش تحریک میکردند. بهترین مثال دراین مورد واقعه تحریم تنباکو در سالهای ۱۲۹۲-۱۲۹۱میباشد که روحانیون مردم را برضد دولت تحریک و #ناصرالدین_شاه را مجبور کردند، قرارداد انحصار تنباکو به یک کمپانی انگلیسی را لغو نماید.
یکی از نکات مهمی که درتاریخ کمتر ذکر آن بعمل آمده، ازدیاد تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن نوزدهم است. «شاردن» نوشته است که تعداد مجتهدین در نیمه دوم قرن هفدهم بسیار ناچیز بود.
#منبع:
J. Chardin, Les Voyage du Chevalier Chardin en Perse, Langles, ed. (Paris: 1811), IV, pp. 194-195
«ملکلم» نیز نوشته است که در نیمه دوم قرن نوزدهم تعداد مجتهدین از ۳ الی ٤ نفر تجاوز نمیکرد. حتی در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه تعداد مجتهدین به ۱۲ نفر نمیرسید.
#منبع:
J. Malcolm, History of Persia (London: 1928), II pp. 131-132
اما بنا به نوشته «اعتمادالسلطنه» در المعاذیر و الاثار، در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه تعداد علما به ۳۵۹ نفر رسیده بود که ۱۷۵ نفر آنها مجتهد بودند.
{#منبع: المعاذير والآثار، تالیف اعتمادالسلطنه (تهران: ۱۸۸۸)، صفحه ۱۳۷ }
(دقيقا مانند حكومت فعلى كه مانند زباله آيت الله و مجتهد در خيابانها ريخته است)
عنوان #حجت_الاسلام نیز در این زمان تنها به یک مجتهد عالیقدر کاشان داده شده بود که پس از آن متوقف گردید.
{#منبع: حقایق اخبارناصری، تالیف خورموجی، تنظیم از خدیوجم (تهران: ١٣٤٤)، صفحات ١٤٧-١٤٦ ؛ ١٥٨-١٩١ }
مبارزه برای قدرت طلبی بین #روحانیون و دولت در سالهای اول سلطنت #ناصرالدین_شاه (۱۳۱۹- ۱۲۹۹) بسیار چشمگیر بود.
زیرا در این زمان #امیر_کبیر صدراعظم نامدار تار یخ ایران، تصمیم گرفت، از نفوذ روحانیون در امور سیاسی جلوگیری و قدرت سیاسی دولت را تقویت کند.
اما با قتل امیرکبیر و تغییر سیاست ناصرالدین شاه و دادن امتیازاتی به روحانیون مجددا رابطه بین دولت و مذهب بهبود یافت.
{#منبع: مکارم الآثار، تاليف معالم حبیب آبادی (اصفهان)، شماره ۵، صفحه ۱٦١٦}
استقلال مذهب از سیاست در زمان سلطنت قاجار به بعد، #روحانیون را بکرات بفکر کسب قدرت در برابر دولت انداخت و بارها این دو قدرت را در برابر یکدیگر قرارداد.
در مورد ممر درآمد روحانیون «الگر» مینویسد معمولا درآمد #ملا باید از اوقاف متعلق به مساجد و سایر اماکن مذهبی تامین شود، ولی این یک قاعده کلی نیست و #آخوندها بطور مستقیم از مردم نیز اعانه های مالی در یافت میکنند.
#منبع:
Hamid Algar, Religion and State in Iran 1785-1906 (Los Angeles: University of California Press, 1980), p. 14
واما در باره فتوائی که آخوندها برای مردم میدهند، فرض بر این است که آنها نباید از مردم وجهی در یافت کنند.
زیرا اگر قرار باشد قاضی پولی از مردم در یافت کند، بیطرفی خود را خدشه دار خواهد کرد وقدس شرافت و بیطرفی قضاوت لطمه خواهد دید ولی #محمدتقی_بروجردی نوشته است که نامبرده معتقد است که چون نوشتن حکم قضاوت جزء عمل قضاوت نیست، اگر آخوندی مبادرت به نوشتن حکم قضاوت خود کند، مستحق مزد خواهد بود.
#منبع:
Muhammad Ali Kashmiri, Nujum us-Sama (Lucknow: 1886), p. 410
البته گروهی نیز معتقدند، نوشتن قضاوت از کارفتوی جدا نیست و آخوند نباید برای اینکار وجهی در یافت کند.
{#منبع: قضا درا سلام، تالیف حجت الاسلام محمد سنگلجی (تهران)، صفحات ۳-۲ }
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ دی سالروز قتل #امیر_کبیر
( زاده سال ۱۱۸۶ اراک — درگذشته ۲۰ دی ۱۲۳۰ کاشان ) صدراعظم شایسته و خدمتگزار
میرزاتقیخان امیرکبیر در روستای هزاوه اراک به دنیا آمد. وی پس از طی مراحل پیشرفت و ترقّی علمی و سیاسی به صدراعظمی حکومت ناصرالدینشاه قاجار برگزیده شد و در طول چهار سال صدارت خویش خدمات شایسته و فراوانی در مملکت انجام داد. اصلاح امورمالی، سر و سامان دادن به وضع ارتش، تلاش در رواج خودکفایی ملی، گسترش فعالیتهای علمی و تأسیس مؤسسات آموزشی (مانند دارالفنون تهران) مبارزه با عقاید و انحرافات مذهبی، بیاعتنایی به خواستهها و تهدیدات قدرتهای خارجی و کوتاه کردن دست جاسوسان و بیگانگان، از جمله فعالیتها و تلاشهای پیگیر او در این دوران بود. در این حال، درباریان به ویژه مادر ناصرالدینشاه که منافع خود را در خطر میدیدند شاه را تحریک کردند که امیرکبیر را از قدرت خلع کند. سرانجام با جوّسازی و شایعه پراکنی دولتهای استعماری و عوامل داخلی آنان علیه امیرکبیر، ناصرالدینشاه وی را از صدارت خلع کرده و فقط عنوان فرمانده کل قشون را برای او باقی گذاشت. چند روز بعد او را به حکومت کاشان منصوب کرد و امیرکبیر را به طرف کاشان حرکت دادند که در حقیقت او را تبعید کردند و آنگاه تمام عناصر مخالف داخلی و خارجی که در زمان صدارت امیرکبیر در کمین نشسته بودند، از ترس تغییر نظر شاه و عفو امیرکبیر، دست به دست هم دادند و حکم قتل او را از شاه گرفتند. سرانجام این صدراعظم لایق و با کفایت، در ۴۳ سالگی به قتل رسید و پیکرش را در کربلا به خاک سپردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ دی سالروز قتل #امیر_کبیر
( زاده سال ۱۱۸۶ اراک — درگذشته ۲۰ دی ۱۲۳۰ کاشان ) صدراعظم شایسته و خدمتگزار
میرزاتقیخان امیرکبیر در روستای هزاوه اراک به دنیا آمد. وی پس از طی مراحل پیشرفت و ترقّی علمی و سیاسی به صدراعظمی حکومت ناصرالدینشاه قاجار برگزیده شد و در طول چهار سال صدارت خویش خدمات شایسته و فراوانی در مملکت انجام داد. اصلاح امورمالی، سر و سامان دادن به وضع ارتش، تلاش در رواج خودکفایی ملی، گسترش فعالیتهای علمی و تأسیس مؤسسات آموزشی (مانند دارالفنون تهران) مبارزه با عقاید و انحرافات مذهبی، بیاعتنایی به خواستهها و تهدیدات قدرتهای خارجی و کوتاه کردن دست جاسوسان و بیگانگان، از جمله فعالیتها و تلاشهای پیگیر او در این دوران بود. در این حال، درباریان به ویژه مادر ناصرالدینشاه که منافع خود را در خطر میدیدند شاه را تحریک کردند که امیرکبیر را از قدرت خلع کند. سرانجام با جوّسازی و شایعه پراکنی دولتهای استعماری و عوامل داخلی آنان علیه امیرکبیر، ناصرالدینشاه وی را از صدارت خلع کرده و فقط عنوان فرمانده کل قشون را برای او باقی گذاشت. چند روز بعد او را به حکومت کاشان منصوب کرد و امیرکبیر را به طرف کاشان حرکت دادند که در حقیقت او را تبعید کردند و آنگاه تمام عناصر مخالف داخلی و خارجی که در زمان صدارت امیرکبیر در کمین نشسته بودند، از ترس تغییر نظر شاه و عفو امیرکبیر، دست به دست هم دادند و حکم قتل او را از شاه گرفتند. سرانجام این صدراعظم لایق و با کفایت، در ۴۳ سالگی به قتل رسید و پیکرش را در کربلا به خاک سپردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
"مملکت، مردم دانا میخواهد" !!
#امیر_کبیر
توی تاکسی نشسته اَم؛ راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم...
پیاده که میشوم سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد... !
قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود...
حواسم که لحظه ای پرت میشود، دویست سیصد گرم چربی، قاطیِ گوشت در چرخ گوشت میریزد...!
دوست قدیمی ام کارمند است؛ در تلگرام پُست های فساد مسئولین را از این گروه به آن گروه میگذارد. میگوید: روزی دو سه ساعت در اداره ـ در زمانی که باید کار مردم را انجام بدهد ـ سرش توی گوشی و تلگرام است...!
کابینت ساز از کارِ دوستم زده است و پول را گرفته و فلنگ را بسته...!
بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند، به هوای اینکه نبینی و بخری...!
میوه های خوبِ میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود...!
مرغ فروش، مرغهای مانده را در پیاز می خواباند و به عنوان جوجه کباب میدهد دست مردم...!
معلمِ مدرسهٔ یکی از بچه های فامیل عملاً کارش را محول کرده به والدین و یک روز در میان می آید مدرسه...!
پزشک، از خانوادهٔ بیمار تصادفی، در حال مرگ، ۳میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل...!
در بانک، شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می اندازد...!
استاد دانشگاه، کتاب انگلیسی را ۱۰صفحه ۱۰صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند! و ...
میگویند یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران...
خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمیکنیم...
صاحب مغازه با حیله و فریب و دروغ، پول شاگردش را نمیدهد یا با تاخیر میدهد...
به خدا سوگند بابک زنجانی، خاوری و ...
و خیلی های دیگر عینِ خودِ ما مردم هستند، فقط پست گرفته اَند و سطح تخلفشان از ۳۰۰ گرم چربی و پانصد تومان اضافه کرایه، رسیده به میزانی که میدانیم.
جامعه مثل یک درخت است. ما ریشه ها و تنه ایم و مسئولین میوه و برگ...
چطور از درختی که ریشه اَش پوسیده و تنه اَش آفت خورده، انتظار میوهٔ سالم داریم!؟
ما حق داریم مسئولینِ دلسوزِ پاکِ سالم داشته باشیم، اما خب از کجا بیایند؟
مگر نه اینکه آنها هم آدمهای همین جامعه هستند؟
ما حق داریم مطالبه گر باشیم... اعتراض کنیم به مشکلات...
اما شاید بهتر باشد یک بار هم که شده، از خُرد به کلان برویم.
خودمان را اصلاح کنیم بلکه نسلهای بعدِ مسئولین اصلاح شوند، که آن موقع اگر اصلاح نشدند، مثل امروز نمی نشینیم و فقط درباره گندکاری هایشان جُک درست نمی کنیم.
به قول امیرکبیر:
ابتدا فکر کردم مملکت وزیرِ دانا میخواهد،
بعد فکر کردم شاهِ دانا میخواهد،
در آخر اما فهمیدم
مملکت مردمِ دانا میخواهد...
"تغییر" را باید از خودمان شروع کنیم، درستکار باشیم...!!
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
"مملکت، مردم دانا میخواهد" !!
#امیر_کبیر
توی تاکسی نشسته اَم؛ راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم...
پیاده که میشوم سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد... !
قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود...
حواسم که لحظه ای پرت میشود، دویست سیصد گرم چربی، قاطیِ گوشت در چرخ گوشت میریزد...!
دوست قدیمی ام کارمند است؛ در تلگرام پُست های فساد مسئولین را از این گروه به آن گروه میگذارد. میگوید: روزی دو سه ساعت در اداره ـ در زمانی که باید کار مردم را انجام بدهد ـ سرش توی گوشی و تلگرام است...!
کابینت ساز از کارِ دوستم زده است و پول را گرفته و فلنگ را بسته...!
بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند، به هوای اینکه نبینی و بخری...!
میوه های خوبِ میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود...!
مرغ فروش، مرغهای مانده را در پیاز می خواباند و به عنوان جوجه کباب میدهد دست مردم...!
معلمِ مدرسهٔ یکی از بچه های فامیل عملاً کارش را محول کرده به والدین و یک روز در میان می آید مدرسه...!
پزشک، از خانوادهٔ بیمار تصادفی، در حال مرگ، ۳میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل...!
در بانک، شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می اندازد...!
استاد دانشگاه، کتاب انگلیسی را ۱۰صفحه ۱۰صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند! و ...
میگویند یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران...
خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمیکنیم...
صاحب مغازه با حیله و فریب و دروغ، پول شاگردش را نمیدهد یا با تاخیر میدهد...
به خدا سوگند بابک زنجانی، خاوری و ...
و خیلی های دیگر عینِ خودِ ما مردم هستند، فقط پست گرفته اَند و سطح تخلفشان از ۳۰۰ گرم چربی و پانصد تومان اضافه کرایه، رسیده به میزانی که میدانیم.
جامعه مثل یک درخت است. ما ریشه ها و تنه ایم و مسئولین میوه و برگ...
چطور از درختی که ریشه اَش پوسیده و تنه اَش آفت خورده، انتظار میوهٔ سالم داریم!؟
ما حق داریم مسئولینِ دلسوزِ پاکِ سالم داشته باشیم، اما خب از کجا بیایند؟
مگر نه اینکه آنها هم آدمهای همین جامعه هستند؟
ما حق داریم مطالبه گر باشیم... اعتراض کنیم به مشکلات...
اما شاید بهتر باشد یک بار هم که شده، از خُرد به کلان برویم.
خودمان را اصلاح کنیم بلکه نسلهای بعدِ مسئولین اصلاح شوند، که آن موقع اگر اصلاح نشدند، مثل امروز نمی نشینیم و فقط درباره گندکاری هایشان جُک درست نمی کنیم.
به قول امیرکبیر:
ابتدا فکر کردم مملکت وزیرِ دانا میخواهد،
بعد فکر کردم شاهِ دانا میخواهد،
در آخر اما فهمیدم
مملکت مردمِ دانا میخواهد...
"تغییر" را باید از خودمان شروع کنیم، درستکار باشیم...!!
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
چند نمونه از تاثیر #آه_مظلوم در #تاریخ_ایران
// خیر و شر هر عمل، کز آدمی سر میزند
// حاصل آن، صبح فردا، پشت در، در می زند
#نادر_شاه :
در اواخر سلطنت نادرشاه که #مالیات های گزافی بر مردم می بستند و نپرداختن مالیات، مرگی همراه با رنج و درد را بهمراه داشت، مردم برای زنده ماندن خود و خانواده هایشان، #دختران یا #پسران جوان را به #تاجرانِ_ترکمان #اردوی #نادر_شاه می فروختند و #مالیات_نادری را تسویه می کردند. شخصی بنام #خواجه_محمد_شفیع_بردسیری که دیگر هیچگونه مال و منالی برایش نمانده بود، دو دختر خود را نزد تاجر ترکمان برد که از زیادتی دختران و پسران زیباروی فروشی، تاجر بردهٔ مذکور با اشاره گفت که خریدار دختران سیه چردهٔ خواجه محمدشفیع نیست. از اینرو #محصل_مالیاتی رو به او کرد و گفت:ای خواجه، تاجر ترکمان نپسندید، برو فکر پول باش!! مرد بینوا از ته دل آهی کشید و رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا، تاجر ترکمان نپسندید، تو هم مپسند!....
و البته همان شب خبر #قتل_نادر را آوردند.!!!!
// سرِ شب، به سر، قصد تاراج داشت
// سحرگه، نَه تن، سر، نه سر، تاج داشت
// به یک چرخشِ چرخ نیلوفری
// نه نادر بماند و نه نادری!
🌿🍂🌿🍂
#آقا_محمد_خان_قاجار :
هنگامی که #لطفعلی_خان_زند از #کرمان فرار کرد و #سپاه_قاجار به درون شهر سرازیر شد و قتل و غارت و تجاوز را پیشه ساخت، دسته دسته مردم در خانهٔ #متولی #سید_علویه که فردی وارسته و درویشی بنام بود، پناه گرفتند. سید بیچاره نیز قرآن در دست و شال در گردن با پای برهنه، جلو #اسب آقا محمدخان قاجار ایستاد و ملتمسانه گفت:
......یا به آبروی این مصحف شریف، مردمی را که به خانهٔ من پناه آورده اند ببخش، یا مرا بکُش!!
و صد البته آقا محمدخان راه دوم را برگزید و خود شخصاً با شمشیر شکمِ او را دَرید و احشاء او را بیرون ریخت. آنهایی که شاهد موضوع بودند، دو سال بعد دیدند و شنیدند که در #قلعه_شوشی ، پس از کشته شدن خان قاجار برای #قاچ_خربزه_ای و #متلاشی شدن #اردو ، شمشیر #صادق_خان_شقاقی ، احشاء و امعاء خان قاجار را بهمان صورت بر روی قالیهای درون چادر نظامی به وضعی وحشت بار، فرا گسترد.
🌿🍂🌿🍂
#میرزا_آقا_خان_نوری و #امیر_کبیر :
معروف است که پس از #توطئه #میرزا_آقا_خان و همدستی او با #مهد_علیا و #قتل ناجوانمردانه امیرکبیر، بواسطه نفرین و آه مادر امیرکبیر، هیچیک از فرزندان میرزاآقاخان نوری که به #خواجه_نوری_ها معروف بوده و از #هزار_فامیل هستند، اصطلاحاً #عاقبت_بخیر نشده و حتی دو نفر آخرینشان که #سناتور بودند در وقایع سال ۱۳۵۷ #اعدام شدند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
چند نمونه از تاثیر #آه_مظلوم در #تاریخ_ایران
// خیر و شر هر عمل، کز آدمی سر میزند
// حاصل آن، صبح فردا، پشت در، در می زند
#نادر_شاه :
در اواخر سلطنت نادرشاه که #مالیات های گزافی بر مردم می بستند و نپرداختن مالیات، مرگی همراه با رنج و درد را بهمراه داشت، مردم برای زنده ماندن خود و خانواده هایشان، #دختران یا #پسران جوان را به #تاجرانِ_ترکمان #اردوی #نادر_شاه می فروختند و #مالیات_نادری را تسویه می کردند. شخصی بنام #خواجه_محمد_شفیع_بردسیری که دیگر هیچگونه مال و منالی برایش نمانده بود، دو دختر خود را نزد تاجر ترکمان برد که از زیادتی دختران و پسران زیباروی فروشی، تاجر بردهٔ مذکور با اشاره گفت که خریدار دختران سیه چردهٔ خواجه محمدشفیع نیست. از اینرو #محصل_مالیاتی رو به او کرد و گفت:ای خواجه، تاجر ترکمان نپسندید، برو فکر پول باش!! مرد بینوا از ته دل آهی کشید و رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا، تاجر ترکمان نپسندید، تو هم مپسند!....
و البته همان شب خبر #قتل_نادر را آوردند.!!!!
// سرِ شب، به سر، قصد تاراج داشت
// سحرگه، نَه تن، سر، نه سر، تاج داشت
// به یک چرخشِ چرخ نیلوفری
// نه نادر بماند و نه نادری!
🌿🍂🌿🍂
#آقا_محمد_خان_قاجار :
هنگامی که #لطفعلی_خان_زند از #کرمان فرار کرد و #سپاه_قاجار به درون شهر سرازیر شد و قتل و غارت و تجاوز را پیشه ساخت، دسته دسته مردم در خانهٔ #متولی #سید_علویه که فردی وارسته و درویشی بنام بود، پناه گرفتند. سید بیچاره نیز قرآن در دست و شال در گردن با پای برهنه، جلو #اسب آقا محمدخان قاجار ایستاد و ملتمسانه گفت:
......یا به آبروی این مصحف شریف، مردمی را که به خانهٔ من پناه آورده اند ببخش، یا مرا بکُش!!
و صد البته آقا محمدخان راه دوم را برگزید و خود شخصاً با شمشیر شکمِ او را دَرید و احشاء او را بیرون ریخت. آنهایی که شاهد موضوع بودند، دو سال بعد دیدند و شنیدند که در #قلعه_شوشی ، پس از کشته شدن خان قاجار برای #قاچ_خربزه_ای و #متلاشی شدن #اردو ، شمشیر #صادق_خان_شقاقی ، احشاء و امعاء خان قاجار را بهمان صورت بر روی قالیهای درون چادر نظامی به وضعی وحشت بار، فرا گسترد.
🌿🍂🌿🍂
#میرزا_آقا_خان_نوری و #امیر_کبیر :
معروف است که پس از #توطئه #میرزا_آقا_خان و همدستی او با #مهد_علیا و #قتل ناجوانمردانه امیرکبیر، بواسطه نفرین و آه مادر امیرکبیر، هیچیک از فرزندان میرزاآقاخان نوری که به #خواجه_نوری_ها معروف بوده و از #هزار_فامیل هستند، اصطلاحاً #عاقبت_بخیر نشده و حتی دو نفر آخرینشان که #سناتور بودند در وقایع سال ۱۳۵۷ #اعدام شدند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity