کتاب:#تاریخ_ایران_باستان
نویسنده:حسن_پیرنیا
مجموعه سه جلدي كتاب «تاريخ ايران باستان» نوشته حسن پيرنيا به كوشش انتشارات دنياي كتاب به چاپ يازدهم رسيد. اين مجموعه جامعترين کتابي است که تاکنون در زمينه ايران پيش از اسلام تأليف شده است. اين كتاب تنها اطلاعات تاريخ ايران نيست، بلکه دايرهالمعارف كهن ايران محسوب ميشود.
تاریخی
نوع فایل: Pdf https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
نویسنده:حسن_پیرنیا
مجموعه سه جلدي كتاب «تاريخ ايران باستان» نوشته حسن پيرنيا به كوشش انتشارات دنياي كتاب به چاپ يازدهم رسيد. اين مجموعه جامعترين کتابي است که تاکنون در زمينه ايران پيش از اسلام تأليف شده است. اين كتاب تنها اطلاعات تاريخ ايران نيست، بلکه دايرهالمعارف كهن ايران محسوب ميشود.
تاریخی
نوع فایل: Pdf https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند_نویسنده_مورخ
#عبدالحسین_زرین_کوب
#زندگینامه
عبدالحسین زرینکوب در ۲۷ اسفند سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد. خانوادهٔ او اصالتاً خوانساری بودند. وی از نوادگان آیتالله ملا علیاکبر خوانساری بودهاست. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد. تحصیل در دورهٔ متوسطه را تا پایان سال پنجم متوسطه در بروجرد ادامه داد و بهدنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر، برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت. این بار رشتهٔ ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستانهای خرمآباد و بروجرد پرداخت. در این دوران، درسهای مختلف از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس میکرد. در همین دوره، نخستین کتاب او به نامفلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران در بروجرد منتشر شد.
در سال ۱۳۲۴، پس از آنکه در امتحان ورودیِ «دانشکدهٔ علوم معقول و منقول» و «دانشکدهٔ ادبیات» حائز رتبهٔ اول شدهبود، وارد رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷، دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را با رتبهٔ اول به پایان رساند، و سال بعد وارد دورهٔ دکتری رشتهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۴ از رسالهٔ دکتریِ خود با عنوان نقدالشعر، تاریخ و اصول آن، که زیرنظربدیعالزمان فروزانفر تألیف شدهبود، با موفقیت دفاع کرد. دکتر زرینکوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عدهای از فضلای عصر، همچون محمد معین، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب خویی برای مشارکت در طرح ترجمهٔ مقالات دائرةالمعارف اسلام(طبع هلند) دعوت شد.
از سال ۱۳۳۵ با رتبهٔ دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهدهدار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکدههای ادبیات و الهیات شد. دکتر زرینکوب چندی نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک» به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۴۱ بهبعد، در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاههای آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان، و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا بهعنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.
دکتر زرینکوب در سالهای ورودش به دانشکده، با خانم قمر آریان آشنا شد. قمر آریان، در گفتوگویی که در سال ۱۳۸۳ در روزنامهٔجام جم چاپ شد، تعریف کرد که آشنایی آنها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافتهبود، تا آنکه سرانجام عبدالحسین زرینکوب، که سیساله شدهبود، از آریان خواستگاری کرد. به گفتهٔ خودش، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، شنید که پدرش بهخوبی با زرینکوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما فکر میکرده که نویسندهٔ آن مقالات باید مردی ۵۰ساله باشد.
آریان و زرینکوب در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند (زرینکوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکتری بود). و پس از فارغالتحصیلی، سالهای سفرشان آغاز شد. قمر آریان سالهای بسیاری را همراه با همسرش در هند، چندین کشور اروپایی و عربی و لبنان گذراند.
ازدواج آریان و زرینکوب نظیر ازدواج سیمین دانشور و جلال آلاحمد فرزندی بهدنبال نداشت.
دکتر عبدالحسین زرینکوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۷سالگی درتهران درگذشت.
دکتر زرینکوب کتابی تحت عنوان دو قرن سکوت درمورد حوادث و اوضاع تاریخیِ ایران در دو قرن اول اسلام (از حملهٔ عرب تا ظهور دولت طاهریان) نگاشته و در سال ۱۳۳۶ در چاپ دوم کتاب به بسیاری از سؤالات مطرحشده توسط منتقدان و نیز شبهات وارده بر مطالب چاپ اول کتاب پاسخ دادهاست.
در مصاحبهای که عطا آیتی دو سال قبل از درگذشت زرینکوب با او داشت، زرینکوب در پاسخ به سؤال "کدامیک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟" کتاب دو قرن سکوت را نام برد.
#دو_قرن_سکوت
در آن روزگاران که هیبت و شکوه دولت ساسانی، سرداران و امپراطوران روم را در پشت دروازه های قسطنطنیه به بیم و هراس می افکند، عربان نیز مانند سایر مردم (انیران) روی نیاز به درگاه خسروان ایران می آوردند و در بارگاه کسری چون نیازمندان و درماندگان می آمدند و گشاده کار خویش را از آنان می طلبیدند. پیش از این نیز، به درگاه شهریاران ایران جز از در فرمانبرداری درنیامده بودند. پیش از اسکندر (بیابان عرب) در زمره سرزمین هایی بود که به داریوش شاهنشاه ایران تعلق داشت.از آن پس نیز سران و پیران قوم بردرگاه پادشاه ایران در شمار پرستاران و ....
#تاریخ_ایران_بعد_از_اسلام
نوشته: #عبدالحسین_زرین_کوب
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند_نویسنده_مورخ
#عبدالحسین_زرین_کوب
#زندگینامه
عبدالحسین زرینکوب در ۲۷ اسفند سال ۱۳۰۱ در بروجرد زاده شد. خانوادهٔ او اصالتاً خوانساری بودند. وی از نوادگان آیتالله ملا علیاکبر خوانساری بودهاست. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد. تحصیل در دورهٔ متوسطه را تا پایان سال پنجم متوسطه در بروجرد ادامه داد و بهدنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر، برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت. این بار رشتهٔ ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستانهای خرمآباد و بروجرد پرداخت. در این دوران، درسهای مختلف از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس میکرد. در همین دوره، نخستین کتاب او به نامفلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران در بروجرد منتشر شد.
در سال ۱۳۲۴، پس از آنکه در امتحان ورودیِ «دانشکدهٔ علوم معقول و منقول» و «دانشکدهٔ ادبیات» حائز رتبهٔ اول شدهبود، وارد رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷، دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را با رتبهٔ اول به پایان رساند، و سال بعد وارد دورهٔ دکتری رشتهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۴ از رسالهٔ دکتریِ خود با عنوان نقدالشعر، تاریخ و اصول آن، که زیرنظربدیعالزمان فروزانفر تألیف شدهبود، با موفقیت دفاع کرد. دکتر زرینکوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عدهای از فضلای عصر، همچون محمد معین، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب خویی برای مشارکت در طرح ترجمهٔ مقالات دائرةالمعارف اسلام(طبع هلند) دعوت شد.
از سال ۱۳۳۵ با رتبهٔ دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهدهدار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکدههای ادبیات و الهیات شد. دکتر زرینکوب چندی نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک» به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۴۱ بهبعد، در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاههای آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان، و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا بهعنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.
دکتر زرینکوب در سالهای ورودش به دانشکده، با خانم قمر آریان آشنا شد. قمر آریان، در گفتوگویی که در سال ۱۳۸۳ در روزنامهٔجام جم چاپ شد، تعریف کرد که آشنایی آنها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافتهبود، تا آنکه سرانجام عبدالحسین زرینکوب، که سیساله شدهبود، از آریان خواستگاری کرد. به گفتهٔ خودش، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، شنید که پدرش بهخوبی با زرینکوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما فکر میکرده که نویسندهٔ آن مقالات باید مردی ۵۰ساله باشد.
آریان و زرینکوب در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند (زرینکوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکتری بود). و پس از فارغالتحصیلی، سالهای سفرشان آغاز شد. قمر آریان سالهای بسیاری را همراه با همسرش در هند، چندین کشور اروپایی و عربی و لبنان گذراند.
ازدواج آریان و زرینکوب نظیر ازدواج سیمین دانشور و جلال آلاحمد فرزندی بهدنبال نداشت.
دکتر عبدالحسین زرینکوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۷سالگی درتهران درگذشت.
دکتر زرینکوب کتابی تحت عنوان دو قرن سکوت درمورد حوادث و اوضاع تاریخیِ ایران در دو قرن اول اسلام (از حملهٔ عرب تا ظهور دولت طاهریان) نگاشته و در سال ۱۳۳۶ در چاپ دوم کتاب به بسیاری از سؤالات مطرحشده توسط منتقدان و نیز شبهات وارده بر مطالب چاپ اول کتاب پاسخ دادهاست.
در مصاحبهای که عطا آیتی دو سال قبل از درگذشت زرینکوب با او داشت، زرینکوب در پاسخ به سؤال "کدامیک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟" کتاب دو قرن سکوت را نام برد.
#دو_قرن_سکوت
در آن روزگاران که هیبت و شکوه دولت ساسانی، سرداران و امپراطوران روم را در پشت دروازه های قسطنطنیه به بیم و هراس می افکند، عربان نیز مانند سایر مردم (انیران) روی نیاز به درگاه خسروان ایران می آوردند و در بارگاه کسری چون نیازمندان و درماندگان می آمدند و گشاده کار خویش را از آنان می طلبیدند. پیش از این نیز، به درگاه شهریاران ایران جز از در فرمانبرداری درنیامده بودند. پیش از اسکندر (بیابان عرب) در زمره سرزمین هایی بود که به داریوش شاهنشاه ایران تعلق داشت.از آن پس نیز سران و پیران قوم بردرگاه پادشاه ایران در شمار پرستاران و ....
#تاریخ_ایران_بعد_از_اسلام
نوشته: #عبدالحسین_زرین_کوب
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
⚔️ در سال ۱۳۷ مردی به نام سنباد یا سپهبد فیروز که زرتشتی و زاده نیشابور بود در خراسان قیام کرد. در آن دوران خراسان زیر سلطه مسلمین بود. آمده است که روزی فرزند خردسال سنباد توسط اعراب مسلمان آن شهر ربوده و کشته شد و اعراب ضیافتی را تهیه کردند و از سنباد دعوت نمودند و در آن میهمانی گوشت پسر خردسالش را به سنباد خوراندند. سنباد که نمی دانست این خوراک چیست، تا از ماجرا باخبر شد از حال رفت. گویند که در چند روز تمام گیسوانش سپید شد. سنباد پس از این اتفاق به همراه برادرش در شبیخونی تمام اعراب مسلمان نیشابور را کشت طوری که جسدهایشان بر روی هم انباشته شده بود و از بوی بد اجساد، آن شهر مدتی غیر قابل سکونت بود. سنباد قیام بزرگی به راه انداخت و در این راه زرتشتیان و مزدکیان با او همراه شدند. شهرهای ری، قزوین، نیشابور و قومس به تسخیر سپاه ایرانی سنباد درآمدند و حاکمین مسلمان آنجا همگی اعدام شدند. سنباد گفته بود می خواهد به سمت مکه رفته و کعبه را ویران کند. در این هنگام منصور عباسی شخصی به نام جمهور بن مرار را با ده هزار سرباز به جنگ وی فرستاد. سپاه سنباد شکست خورد و عده زیادی از سربازانش کشته شدند. سنباد جهت کمک گرفتن از حاکم ایرانی طبرستان راهی آنجا شد اما به گفته ابن اثیر در نیمه راه طبرستان به قومس به خیانت عده ای از ایرانیان کشته شد.
📚 #تاریخ_ایران_کمبریج_از_فروپاشی_ساسانیان_تا_سلجوقیان - ریچارد فرای
📚 #مروج_الذهب - علی بن حسین مسعودی
📚 #تاریخ_ایران_از_روزگار_باستان_تا_انقراض_قاجاریه - محمد جواد مشکور
📚 #ری_باستان_دکتر_حسین_کریم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
⚔️ در سال ۱۳۷ مردی به نام سنباد یا سپهبد فیروز که زرتشتی و زاده نیشابور بود در خراسان قیام کرد. در آن دوران خراسان زیر سلطه مسلمین بود. آمده است که روزی فرزند خردسال سنباد توسط اعراب مسلمان آن شهر ربوده و کشته شد و اعراب ضیافتی را تهیه کردند و از سنباد دعوت نمودند و در آن میهمانی گوشت پسر خردسالش را به سنباد خوراندند. سنباد که نمی دانست این خوراک چیست، تا از ماجرا باخبر شد از حال رفت. گویند که در چند روز تمام گیسوانش سپید شد. سنباد پس از این اتفاق به همراه برادرش در شبیخونی تمام اعراب مسلمان نیشابور را کشت طوری که جسدهایشان بر روی هم انباشته شده بود و از بوی بد اجساد، آن شهر مدتی غیر قابل سکونت بود. سنباد قیام بزرگی به راه انداخت و در این راه زرتشتیان و مزدکیان با او همراه شدند. شهرهای ری، قزوین، نیشابور و قومس به تسخیر سپاه ایرانی سنباد درآمدند و حاکمین مسلمان آنجا همگی اعدام شدند. سنباد گفته بود می خواهد به سمت مکه رفته و کعبه را ویران کند. در این هنگام منصور عباسی شخصی به نام جمهور بن مرار را با ده هزار سرباز به جنگ وی فرستاد. سپاه سنباد شکست خورد و عده زیادی از سربازانش کشته شدند. سنباد جهت کمک گرفتن از حاکم ایرانی طبرستان راهی آنجا شد اما به گفته ابن اثیر در نیمه راه طبرستان به قومس به خیانت عده ای از ایرانیان کشته شد.
📚 #تاریخ_ایران_کمبریج_از_فروپاشی_ساسانیان_تا_سلجوقیان - ریچارد فرای
📚 #مروج_الذهب - علی بن حسین مسعودی
📚 #تاریخ_ایران_از_روزگار_باستان_تا_انقراض_قاجاریه - محمد جواد مشکور
📚 #ری_باستان_دکتر_حسین_کریم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
در واقع وی هم برای رسیدن به هدفهای نظامی و تسلط حکومت مرکزی بر روابط اداری ، استقرار امنیت، رونق حمل و نقل، بازرگانی و مسافرت به ایجاد و توسعه شبکه راههای همت گماشت.
. #اومستد می نویسد:
«در میان پادشاهان باستانی کمتر فرمانروایی می یابیم که مانند داریوش به این خوبی دریافته باشد که کامیابی یک ملت باید بر بنیانهای اقتصادی سالم گذاشته شود».
از سوی دیگر ایجاد راهها و برقراری امنیت و تسهیل در کار مسافرت و تجارت،خود موجب ارتباط و آشنایی ملل مختلف گردید که این امر مایه انتقال فرهنگها و عقاید مختلف می شد و بسیاری از نظرات فلسفی و عقاید دینی از این راه میان ملتها مبادله شد.
«مشخصات کلی راه شاهی»
منابع تعداد ایستگاههای بین راه سارد تا شوش جمعاً به یکصدو یازده ذکر کرده اند و طول این راه به چهارصد و پنجاه فرسخ تقریباً2500 تا 2700 کیلومتر می رسید و به مسافت هر چهار فرسخ یک منزل یا ایستگاه قرار داشت که در آنجا مهمانخانه و استراحتگاه با شکوهی وجود داشت که هردوت از خوبی آن و وسایل آسایشی که در استراحتگاهها برای مسافران و کاروانها فراهم بوده تمجید فراوان کرده است و این گونه مکانها را ((استات مس))(stathmos) نامیده که در زبان فارسی همان ایستگاه است.
کاروانها طول این جاده را صد و یازده روز می پیمودند و احتمالاً فاصله بین هر ایستگاه باید حدود 25کیلومتر باشد. اما پیک های شاهی چون شب و روز در حرکت بودند این مسیر را خیلی زودتر از کاروانها و مسافرین عادی طی می کردند و این به علت آن است که در هر ایستگاه خانه پیک شاهی وجود داشت که در آن همیشه چه شب و چه روز و چه در شرایط بد جوی و یا هوای خوب ، همواره سواری تازه نفس آماده حرکت ایستاده بود. و رساندن نامه شاهی به این صورت بود.
در نقاط حساس و سوق الجیشی طول راهها، قلاع یا دژهای مستحکمی ساخته بودند که سربازان ایرانی در آنها نگهبانی می دادند و مانند پاسگاههای نظامی امروز راهها را محافظت می کردند. همین کار باعث گردید که راههای ایرانی از امنیت بسیار بالایی در جهان باستان برخوردار باشند.
البته این امنیت رابطه مستقیمی با اقتدار حکومتهای ایرانی داشت، در دوران اقتدار آنها علاوه برافزایش امنیت،رونق نیز در تجارت و بازرگانی نیز زیر سایه همین بوجود می آمد.
ازساختمان و مصالح ساخت و شکل ظاهری این جاده اطلاع دقیقی در دست نیست اما از آثار بجا مانده از جاده شاهی که شوش را به تخت جمشید متصل می ساخت،می توان حدس زد که احتمالاً ساختمان جاده شاهی به چه صورت بوده است.
. #گیرشمن قسمتهایی از قطعات #سنگفرش شده این جاده در ناحیه بهبهان را بدست آورده است. و نشان می دهد که در آن زمان جاده ای که شوش را به تخت جمشید متصل کرده سنگفرش بوده است. البته باید دانست که جاده شاهی دارای درجه بالاتری بوده است
#تاریخ_ایران_باستان_حسن_پیرنیا
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
. #اومستد می نویسد:
«در میان پادشاهان باستانی کمتر فرمانروایی می یابیم که مانند داریوش به این خوبی دریافته باشد که کامیابی یک ملت باید بر بنیانهای اقتصادی سالم گذاشته شود».
از سوی دیگر ایجاد راهها و برقراری امنیت و تسهیل در کار مسافرت و تجارت،خود موجب ارتباط و آشنایی ملل مختلف گردید که این امر مایه انتقال فرهنگها و عقاید مختلف می شد و بسیاری از نظرات فلسفی و عقاید دینی از این راه میان ملتها مبادله شد.
«مشخصات کلی راه شاهی»
منابع تعداد ایستگاههای بین راه سارد تا شوش جمعاً به یکصدو یازده ذکر کرده اند و طول این راه به چهارصد و پنجاه فرسخ تقریباً2500 تا 2700 کیلومتر می رسید و به مسافت هر چهار فرسخ یک منزل یا ایستگاه قرار داشت که در آنجا مهمانخانه و استراحتگاه با شکوهی وجود داشت که هردوت از خوبی آن و وسایل آسایشی که در استراحتگاهها برای مسافران و کاروانها فراهم بوده تمجید فراوان کرده است و این گونه مکانها را ((استات مس))(stathmos) نامیده که در زبان فارسی همان ایستگاه است.
کاروانها طول این جاده را صد و یازده روز می پیمودند و احتمالاً فاصله بین هر ایستگاه باید حدود 25کیلومتر باشد. اما پیک های شاهی چون شب و روز در حرکت بودند این مسیر را خیلی زودتر از کاروانها و مسافرین عادی طی می کردند و این به علت آن است که در هر ایستگاه خانه پیک شاهی وجود داشت که در آن همیشه چه شب و چه روز و چه در شرایط بد جوی و یا هوای خوب ، همواره سواری تازه نفس آماده حرکت ایستاده بود. و رساندن نامه شاهی به این صورت بود.
در نقاط حساس و سوق الجیشی طول راهها، قلاع یا دژهای مستحکمی ساخته بودند که سربازان ایرانی در آنها نگهبانی می دادند و مانند پاسگاههای نظامی امروز راهها را محافظت می کردند. همین کار باعث گردید که راههای ایرانی از امنیت بسیار بالایی در جهان باستان برخوردار باشند.
البته این امنیت رابطه مستقیمی با اقتدار حکومتهای ایرانی داشت، در دوران اقتدار آنها علاوه برافزایش امنیت،رونق نیز در تجارت و بازرگانی نیز زیر سایه همین بوجود می آمد.
ازساختمان و مصالح ساخت و شکل ظاهری این جاده اطلاع دقیقی در دست نیست اما از آثار بجا مانده از جاده شاهی که شوش را به تخت جمشید متصل می ساخت،می توان حدس زد که احتمالاً ساختمان جاده شاهی به چه صورت بوده است.
. #گیرشمن قسمتهایی از قطعات #سنگفرش شده این جاده در ناحیه بهبهان را بدست آورده است. و نشان می دهد که در آن زمان جاده ای که شوش را به تخت جمشید متصل کرده سنگفرش بوده است. البته باید دانست که جاده شاهی دارای درجه بالاتری بوده است
#تاریخ_ایران_باستان_حسن_پیرنیا
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#سن_ازدواج در #ایران_باستان برای مهربانوان
احکام خانواده در قانون ساسانی احکامی در جهت استحکام روابط خانوادگی بود، وبه زن حقوقی معادل حقوق مرد می داد. قانون اوستا مقرر کرده بود که بر پدر و مادر واجب است که وقتی دختر به سن بلوغ رسید او را به شوهر بدهند، زیرا گناه است که دختر بالغ را از مادر شدن بازدارند.
سن بلوغ نیز ۱۵ سال تعیین شده بود. در سکادم نسک آمده که دختر باید در سن ۱۵ سالگی ازدواج کند. به عبارت دیگر، دختر پائین تر از ۱۵ ساله را نمی توان به شوهرداد.
گزارشهائی که از ازدواج دختران خاندانهای اشرافی در اوائل خلافت عباسی وجود دارد خبر از آن می دهد که دخترانِ خاندان های اشرافی پیش از ۱۸ سالگی ازدواج نمی کردند.
مثلا »پوران « دختر یک زرتشتی نومسلمان به نام حسن سرخسی که برادرش فضل سرخسی مربیِ مأمون بود نامزد خلیفه مأمون شد، ولی مأمون مجبور شد که چندسال صبر کند تا پوران در خانۀ پدر و مادرش به ۱۸ سالگی رسید، و آنگاه جشن باشکوه عروسی و ازدواج برپا شد که در جملۀ رخدادهای مهم تاریخی در کتابها آمده است.
این رسم می تواند بازمانده از قانون ساسانی باشد. منظور آنکه قانون ساسانی سن ازدواج برای دختر را بین ۱۵ تا ۱۸ سال مقرر کرده بود.
دختر گرچه تابع ارادۀ پدر و مادر بود ولی در انتخاب شوهر برای خودش آزادی داشت؛ و این را در داستانهای شاهنامه می توان دید.
طبق قانونی که در زمان داریوش بزرگ وضع شده و در »گوند دات « آمده بود، چنانچه دختری در اثر ارتباط نهانی با پسر یا مردی آبستن می شد، کیفرش آن بود که زنِ آن پسر یا مرد بشود، و کیفر آن پسر یا مرد نیز آن بود که آن دختر را به زنی بگیرد. ننگ چنین ازدواجی تا آخر عمر دامن آن جفت خطاکار را می گرفت و سبب می شد که چنین خطائی کمتر اتفاق بیفتد. فرزندی که از این رابطه متولد شده بود فرزند قانونی شمرده می شد، ولی چنانچه در خانوادۀ دختر به دنیا آمده بود فرزندِ پدر
و مادر دختر شمرده می شد.
#تاریخ_ایران_باستان
#امیر_حسین_خنجی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#سن_ازدواج در #ایران_باستان برای مهربانوان
احکام خانواده در قانون ساسانی احکامی در جهت استحکام روابط خانوادگی بود، وبه زن حقوقی معادل حقوق مرد می داد. قانون اوستا مقرر کرده بود که بر پدر و مادر واجب است که وقتی دختر به سن بلوغ رسید او را به شوهر بدهند، زیرا گناه است که دختر بالغ را از مادر شدن بازدارند.
سن بلوغ نیز ۱۵ سال تعیین شده بود. در سکادم نسک آمده که دختر باید در سن ۱۵ سالگی ازدواج کند. به عبارت دیگر، دختر پائین تر از ۱۵ ساله را نمی توان به شوهرداد.
گزارشهائی که از ازدواج دختران خاندانهای اشرافی در اوائل خلافت عباسی وجود دارد خبر از آن می دهد که دخترانِ خاندان های اشرافی پیش از ۱۸ سالگی ازدواج نمی کردند.
مثلا »پوران « دختر یک زرتشتی نومسلمان به نام حسن سرخسی که برادرش فضل سرخسی مربیِ مأمون بود نامزد خلیفه مأمون شد، ولی مأمون مجبور شد که چندسال صبر کند تا پوران در خانۀ پدر و مادرش به ۱۸ سالگی رسید، و آنگاه جشن باشکوه عروسی و ازدواج برپا شد که در جملۀ رخدادهای مهم تاریخی در کتابها آمده است.
این رسم می تواند بازمانده از قانون ساسانی باشد. منظور آنکه قانون ساسانی سن ازدواج برای دختر را بین ۱۵ تا ۱۸ سال مقرر کرده بود.
دختر گرچه تابع ارادۀ پدر و مادر بود ولی در انتخاب شوهر برای خودش آزادی داشت؛ و این را در داستانهای شاهنامه می توان دید.
طبق قانونی که در زمان داریوش بزرگ وضع شده و در »گوند دات « آمده بود، چنانچه دختری در اثر ارتباط نهانی با پسر یا مردی آبستن می شد، کیفرش آن بود که زنِ آن پسر یا مرد بشود، و کیفر آن پسر یا مرد نیز آن بود که آن دختر را به زنی بگیرد. ننگ چنین ازدواجی تا آخر عمر دامن آن جفت خطاکار را می گرفت و سبب می شد که چنین خطائی کمتر اتفاق بیفتد. فرزندی که از این رابطه متولد شده بود فرزند قانونی شمرده می شد، ولی چنانچه در خانوادۀ دختر به دنیا آمده بود فرزندِ پدر
و مادر دختر شمرده می شد.
#تاریخ_ایران_باستان
#امیر_حسین_خنجی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#آلبوم_زنان_قاجار
📝 اثر: #فیروز_فیروز
📕#تاریخ_ایران
📝کتاب آلبوم زنان دربار قاجار شامل عکسهایی قدیمی از شاهدختهای حرمسرای قاجارها میباشد. ظاهرا این آلبوم از مجموعه آقای فیروز فیروز میباشد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#آلبوم_زنان_قاجار
📝 اثر: #فیروز_فیروز
📕#تاریخ_ایران
📝کتاب آلبوم زنان دربار قاجار شامل عکسهایی قدیمی از شاهدختهای حرمسرای قاجارها میباشد. ظاهرا این آلبوم از مجموعه آقای فیروز فیروز میباشد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#شیطنت_های_تاریخ
📝 اثر: #فواد_فاروقی
📕#تاریخ_ایران
📝 این مجموعه متشکل از نوشتارهایی است پراکنده که به شیوهی "تاریخ ـ روایت" و "تاریخ ـ طنز" بازگو شده است. به تصریح نگارنده: "از جباران نوشتم و از غاصبان؛ که تعرض و پرخاشگری جزء خمیرهشان شده است و از مردم نوشهر؛ مدرمی صبور و نجیب که در طول تاریخ، چنان با غم آمیخته شده بودند که واکندشان از هم محال مینمود. در خیل دهها، صدها، بلکه هم هزارها رویداد خونبار به لحظههایی برخوردم، یا حادثههایی رویارو شدم که نمیتوانستم عکسالعمل مشخصی در برابرشان داشته باشم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#شیطنت_های_تاریخ
📝 اثر: #فواد_فاروقی
📕#تاریخ_ایران
📝 این مجموعه متشکل از نوشتارهایی است پراکنده که به شیوهی "تاریخ ـ روایت" و "تاریخ ـ طنز" بازگو شده است. به تصریح نگارنده: "از جباران نوشتم و از غاصبان؛ که تعرض و پرخاشگری جزء خمیرهشان شده است و از مردم نوشهر؛ مدرمی صبور و نجیب که در طول تاریخ، چنان با غم آمیخته شده بودند که واکندشان از هم محال مینمود. در خیل دهها، صدها، بلکه هم هزارها رویداد خونبار به لحظههایی برخوردم، یا حادثههایی رویارو شدم که نمیتوانستم عکسالعمل مشخصی در برابرشان داشته باشم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
📙#تاریخ_پوشاک_ایرانیان_از_ابتدای_اسلام_تا_حمله_مغول
📝 اثر: #دکتر_محمدرضا_چیت_ساز
📕#تاریخ_ایران
📝در این مجموعه دو جلدی، ویژگیهای پوشاک ایرانیان از ورود اسلام به ایران تا پایان حکومت زندیه به تفصیل بیان میشود .کتاب حاضر جلد اول از این مجموعه است که به معرفی پوشاک ایرانیان از ابتدای ورود اسلام به ایران تا حمله مغول اختصاص دارد .این مطالب در یک مقدمه و سه فصل سامان یافته است .در مقدمه کتاب ضمن مروری بر پوشاک در دوره ساسانی به سوابق تاریخی پوشاک اشاره میشود افزون بر آن انواع پوشاک ایرانیان در ادوار بعدی به ویژه دوران عباسیان معرفی میگردد .در فصل اول، اطلاعاتی درباره پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا پایان حکومت بنی امیه ( 132ه (.فراهم آمده است .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
📙#تاریخ_پوشاک_ایرانیان_از_ابتدای_اسلام_تا_حمله_مغول
📝 اثر: #دکتر_محمدرضا_چیت_ساز
📕#تاریخ_ایران
📝در این مجموعه دو جلدی، ویژگیهای پوشاک ایرانیان از ورود اسلام به ایران تا پایان حکومت زندیه به تفصیل بیان میشود .کتاب حاضر جلد اول از این مجموعه است که به معرفی پوشاک ایرانیان از ابتدای ورود اسلام به ایران تا حمله مغول اختصاص دارد .این مطالب در یک مقدمه و سه فصل سامان یافته است .در مقدمه کتاب ضمن مروری بر پوشاک در دوره ساسانی به سوابق تاریخی پوشاک اشاره میشود افزون بر آن انواع پوشاک ایرانیان در ادوار بعدی به ویژه دوران عباسیان معرفی میگردد .در فصل اول، اطلاعاتی درباره پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا پایان حکومت بنی امیه ( 132ه (.فراهم آمده است .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
tarikh_posak_iranyan.pdf
14.9 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تاریخ_پوشاک_ایرانیان_از_ابتدای_اسلام_تا_حمله_مغول
📝 اثر: #دکتر_محمدرضا_چیت_ساز
📕#تاریخ_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تاریخ_پوشاک_ایرانیان_از_ابتدای_اسلام_تا_حمله_مغول
📝 اثر: #دکتر_محمدرضا_چیت_ساز
📕#تاریخ_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
چند نمونه از تاثیر #آه_مظلوم در #تاریخ_ایران
// خیر و شر هر عمل، کز آدمی سر میزند
// حاصل آن، صبح فردا، پشت در، در می زند
#نادر_شاه :
در اواخر سلطنت نادرشاه که #مالیات های گزافی بر مردم می بستند و نپرداختن مالیات، مرگی همراه با رنج و درد را بهمراه داشت، مردم برای زنده ماندن خود و خانواده هایشان، #دختران یا #پسران جوان را به #تاجرانِ_ترکمان #اردوی #نادر_شاه می فروختند و #مالیات_نادری را تسویه می کردند. شخصی بنام #خواجه_محمد_شفیع_بردسیری که دیگر هیچگونه مال و منالی برایش نمانده بود، دو دختر خود را نزد تاجر ترکمان برد که از زیادتی دختران و پسران زیباروی فروشی، تاجر بردهٔ مذکور با اشاره گفت که خریدار دختران سیه چردهٔ خواجه محمدشفیع نیست. از اینرو #محصل_مالیاتی رو به او کرد و گفت:ای خواجه، تاجر ترکمان نپسندید، برو فکر پول باش!! مرد بینوا از ته دل آهی کشید و رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا، تاجر ترکمان نپسندید، تو هم مپسند!....
و البته همان شب خبر #قتل_نادر را آوردند.!!!!
// سرِ شب، به سر، قصد تاراج داشت
// سحرگه، نَه تن، سر، نه سر، تاج داشت
// به یک چرخشِ چرخ نیلوفری
// نه نادر بماند و نه نادری!
🌿🍂🌿🍂
#آقا_محمد_خان_قاجار :
هنگامی که #لطفعلی_خان_زند از #کرمان فرار کرد و #سپاه_قاجار به درون شهر سرازیر شد و قتل و غارت و تجاوز را پیشه ساخت، دسته دسته مردم در خانهٔ #متولی #سید_علویه که فردی وارسته و درویشی بنام بود، پناه گرفتند. سید بیچاره نیز قرآن در دست و شال در گردن با پای برهنه، جلو #اسب آقا محمدخان قاجار ایستاد و ملتمسانه گفت:
......یا به آبروی این مصحف شریف، مردمی را که به خانهٔ من پناه آورده اند ببخش، یا مرا بکُش!!
و صد البته آقا محمدخان راه دوم را برگزید و خود شخصاً با شمشیر شکمِ او را دَرید و احشاء او را بیرون ریخت. آنهایی که شاهد موضوع بودند، دو سال بعد دیدند و شنیدند که در #قلعه_شوشی ، پس از کشته شدن خان قاجار برای #قاچ_خربزه_ای و #متلاشی شدن #اردو ، شمشیر #صادق_خان_شقاقی ، احشاء و امعاء خان قاجار را بهمان صورت بر روی قالیهای درون چادر نظامی به وضعی وحشت بار، فرا گسترد.
🌿🍂🌿🍂
#میرزا_آقا_خان_نوری و #امیر_کبیر :
معروف است که پس از #توطئه #میرزا_آقا_خان و همدستی او با #مهد_علیا و #قتل ناجوانمردانه امیرکبیر، بواسطه نفرین و آه مادر امیرکبیر، هیچیک از فرزندان میرزاآقاخان نوری که به #خواجه_نوری_ها معروف بوده و از #هزار_فامیل هستند، اصطلاحاً #عاقبت_بخیر نشده و حتی دو نفر آخرینشان که #سناتور بودند در وقایع سال ۱۳۵۷ #اعدام شدند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
چند نمونه از تاثیر #آه_مظلوم در #تاریخ_ایران
// خیر و شر هر عمل، کز آدمی سر میزند
// حاصل آن، صبح فردا، پشت در، در می زند
#نادر_شاه :
در اواخر سلطنت نادرشاه که #مالیات های گزافی بر مردم می بستند و نپرداختن مالیات، مرگی همراه با رنج و درد را بهمراه داشت، مردم برای زنده ماندن خود و خانواده هایشان، #دختران یا #پسران جوان را به #تاجرانِ_ترکمان #اردوی #نادر_شاه می فروختند و #مالیات_نادری را تسویه می کردند. شخصی بنام #خواجه_محمد_شفیع_بردسیری که دیگر هیچگونه مال و منالی برایش نمانده بود، دو دختر خود را نزد تاجر ترکمان برد که از زیادتی دختران و پسران زیباروی فروشی، تاجر بردهٔ مذکور با اشاره گفت که خریدار دختران سیه چردهٔ خواجه محمدشفیع نیست. از اینرو #محصل_مالیاتی رو به او کرد و گفت:ای خواجه، تاجر ترکمان نپسندید، برو فکر پول باش!! مرد بینوا از ته دل آهی کشید و رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا، تاجر ترکمان نپسندید، تو هم مپسند!....
و البته همان شب خبر #قتل_نادر را آوردند.!!!!
// سرِ شب، به سر، قصد تاراج داشت
// سحرگه، نَه تن، سر، نه سر، تاج داشت
// به یک چرخشِ چرخ نیلوفری
// نه نادر بماند و نه نادری!
🌿🍂🌿🍂
#آقا_محمد_خان_قاجار :
هنگامی که #لطفعلی_خان_زند از #کرمان فرار کرد و #سپاه_قاجار به درون شهر سرازیر شد و قتل و غارت و تجاوز را پیشه ساخت، دسته دسته مردم در خانهٔ #متولی #سید_علویه که فردی وارسته و درویشی بنام بود، پناه گرفتند. سید بیچاره نیز قرآن در دست و شال در گردن با پای برهنه، جلو #اسب آقا محمدخان قاجار ایستاد و ملتمسانه گفت:
......یا به آبروی این مصحف شریف، مردمی را که به خانهٔ من پناه آورده اند ببخش، یا مرا بکُش!!
و صد البته آقا محمدخان راه دوم را برگزید و خود شخصاً با شمشیر شکمِ او را دَرید و احشاء او را بیرون ریخت. آنهایی که شاهد موضوع بودند، دو سال بعد دیدند و شنیدند که در #قلعه_شوشی ، پس از کشته شدن خان قاجار برای #قاچ_خربزه_ای و #متلاشی شدن #اردو ، شمشیر #صادق_خان_شقاقی ، احشاء و امعاء خان قاجار را بهمان صورت بر روی قالیهای درون چادر نظامی به وضعی وحشت بار، فرا گسترد.
🌿🍂🌿🍂
#میرزا_آقا_خان_نوری و #امیر_کبیر :
معروف است که پس از #توطئه #میرزا_آقا_خان و همدستی او با #مهد_علیا و #قتل ناجوانمردانه امیرکبیر، بواسطه نفرین و آه مادر امیرکبیر، هیچیک از فرزندان میرزاآقاخان نوری که به #خواجه_نوری_ها معروف بوده و از #هزار_فامیل هستند، اصطلاحاً #عاقبت_بخیر نشده و حتی دو نفر آخرینشان که #سناتور بودند در وقایع سال ۱۳۵۷ #اعدام شدند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تاریخ_ایران
#معاصر
#مشاهیر
#سپهبد_نادر_جهانبانی
دفاعیه تیمسار نادر جهانبانی در دادگاه انقلاب به ریاست خلخالی:
آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر مسخره و احمقانه است که من لزومی به پاسخ گفتن به آن نمیبینم اما همراه با اتهام زدنها، شما چند دروغ بزرگ گفتید که نشان میدهد که حکم شما علیه من قبلاً صادر شده بوده و همچنین حکایتگر این حقیقت است که شما نه تنها مسلمان نیستید بلکه مشتی بیوطن، بی دین و مزدورید که به دستور اربابانتان فقط و فقط قصد ویرانی کشور و ارتش سرزمین مرا دارید.
پدر من جاسوس روس نبوده، بلکه افسری ایرانی بود که در روسیه درس خواند، من هم هرگز عامل هیچ کشوری خارجى نبوده ام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه اى نانِ مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر میکشاندید، در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز میکردم. حال شما چگونه به خود اجازه میدهید که به من تهمت خیانت بزنید؟
شما از خودتان خجالت نمیکشید؟
شما از مردم شرم نمیکنید؟
شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل ورزش و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، در ماههای گذشته کوشیدهام، آزرم نمیکنید؟
آیا ﺷﻤﺎ به جز جمعی غارتگر و خونخوار و دوری از هر نوع صفت انسانی نیستید؟
آیا کسان دیگرى را میشناسید که چون شما بر هر آنچه سرمایه ملی و ایرانی است تیغ بکشند؟
آقایان من پنجاه و یک سال به خوبی و نیکی زندگی کردهام و قرارگاهم آسمانها بوده است.
پاسخی به یاوه گوییهای شما ندارم.
به دستوریکه اربابانتان دادهاند عمل کنید، ولی مطمئن باشید که مردم ایران خیلی زود از خواب غفلت فعلی بیدار میشوند و این تب که با دروغ و تزویر شما در جان و روح آنها رخنه کرده، بسیار سریعتر از آنچه فکر کنید فرو خواهد نشست.
آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش میکشد. من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت بر ضد میهنم کاری نکردهام
به هر حال دیگر مهم نیست و من آمادهٔ اعدام فرمایشى ﺷﻤﺎ هستم!
روزنامه اطلاعات
چهارشنبه۲۳
اسفند۱۳۵۷شماره۱۵۸۰۸ صفحه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تاریخ_ایران
#معاصر
#مشاهیر
#سپهبد_نادر_جهانبانی
دفاعیه تیمسار نادر جهانبانی در دادگاه انقلاب به ریاست خلخالی:
آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر مسخره و احمقانه است که من لزومی به پاسخ گفتن به آن نمیبینم اما همراه با اتهام زدنها، شما چند دروغ بزرگ گفتید که نشان میدهد که حکم شما علیه من قبلاً صادر شده بوده و همچنین حکایتگر این حقیقت است که شما نه تنها مسلمان نیستید بلکه مشتی بیوطن، بی دین و مزدورید که به دستور اربابانتان فقط و فقط قصد ویرانی کشور و ارتش سرزمین مرا دارید.
پدر من جاسوس روس نبوده، بلکه افسری ایرانی بود که در روسیه درس خواند، من هم هرگز عامل هیچ کشوری خارجى نبوده ام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه اى نانِ مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر میکشاندید، در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز میکردم. حال شما چگونه به خود اجازه میدهید که به من تهمت خیانت بزنید؟
شما از خودتان خجالت نمیکشید؟
شما از مردم شرم نمیکنید؟
شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل ورزش و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، در ماههای گذشته کوشیدهام، آزرم نمیکنید؟
آیا ﺷﻤﺎ به جز جمعی غارتگر و خونخوار و دوری از هر نوع صفت انسانی نیستید؟
آیا کسان دیگرى را میشناسید که چون شما بر هر آنچه سرمایه ملی و ایرانی است تیغ بکشند؟
آقایان من پنجاه و یک سال به خوبی و نیکی زندگی کردهام و قرارگاهم آسمانها بوده است.
پاسخی به یاوه گوییهای شما ندارم.
به دستوریکه اربابانتان دادهاند عمل کنید، ولی مطمئن باشید که مردم ایران خیلی زود از خواب غفلت فعلی بیدار میشوند و این تب که با دروغ و تزویر شما در جان و روح آنها رخنه کرده، بسیار سریعتر از آنچه فکر کنید فرو خواهد نشست.
آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش میکشد. من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت بر ضد میهنم کاری نکردهام
به هر حال دیگر مهم نیست و من آمادهٔ اعدام فرمایشى ﺷﻤﺎ هستم!
روزنامه اطلاعات
چهارشنبه۲۳
اسفند۱۳۵۷شماره۱۵۸۰۸ صفحه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
🎬 مستند آتشی که نمیرد
کارگردان : شاهرخ گلستان
فیلمنامه: رحمت مصطفوی
تدوین: روح الله امامی
موسیقی: فریدون شهبازیان
گوینده: اسدالله پیمان
مستندآتشی که نمیرد درباره تاریخ شاهنشاهی ایران و دودمان پهلوی در دهه پنجاه ساخته شد. ولی با وقوع انقلاب فرصت پخش نیافت...
#فیلم_مستند #مستند #تاریخ #تاریخ_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
🎬 مستند آتشی که نمیرد
کارگردان : شاهرخ گلستان
فیلمنامه: رحمت مصطفوی
تدوین: روح الله امامی
موسیقی: فریدون شهبازیان
گوینده: اسدالله پیمان
مستندآتشی که نمیرد درباره تاریخ شاهنشاهی ایران و دودمان پهلوی در دهه پنجاه ساخته شد. ولی با وقوع انقلاب فرصت پخش نیافت...
#فیلم_مستند #مستند #تاریخ #تاریخ_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#باستان_شناسی #میراث_باستان #باستانشناسی_ایران #ساسانیان #تاریخ_ایران #تاریخ_هنر
این جام چندلبهای نقرهای که با طلاکاری تزئین شده است، یکی از آثار ارزشمند دوره ساسانی (500 تا 700 میلادی) است که در شرق ایران یا آسیای مرکزی کشف شده است.
در طراحی این جام، تزئینات ظریفی بهکار رفته که شامل نقشهایی با مضامین اساطیری و نمادین است. در بخش مرکزی، دو رقاصه عریان دیده میشوند که خود را با شالی بلند پوشاندهاند. مدل موی آنها، که به صورت گرهای کوچک تزئین شده، نشاندهنده جایگاه سلطنتی یا الهی آنهاست. در دو انتهای جام، نیمتنههایی از زنان در داخل مدالهایی بزرگ و مرواریدی قرار دارد که با مدالهای کوچکتری شامل نیمرخهای مردان جوان احاطه شدهاند.
در لبههای جانبی، یک زوج کوچک عریان در محیطی شبیه به استخر آب میان ماهیها به تصویر کشیده شدهاند. علاوه بر این، سطح جام با نقوش تاک تزئین شده که پرندگانی در میان آن دیده میشوند، نمادی از طبیعت و زندگی.
همچنین دارای یک کتیبه به زبان پهلوی (فارسی میانه) است که به خط پهلوی نوشته شده و احتمالاً وقفنامه یا تقدیمنامهای را شامل میشود.
ابعاد جام 4.6 سانتیمتر ارتفاع، 28.8 سانتیمتر طول و 14.2 سانتیمتر عرض است، و این اثر هنری تلفیقی از مهارتهای نقرهکاری و طلاکاری ساسانی را به نمایش میگذارد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#باستان_شناسی #میراث_باستان #باستانشناسی_ایران #ساسانیان #تاریخ_ایران #تاریخ_هنر
این جام چندلبهای نقرهای که با طلاکاری تزئین شده است، یکی از آثار ارزشمند دوره ساسانی (500 تا 700 میلادی) است که در شرق ایران یا آسیای مرکزی کشف شده است.
در طراحی این جام، تزئینات ظریفی بهکار رفته که شامل نقشهایی با مضامین اساطیری و نمادین است. در بخش مرکزی، دو رقاصه عریان دیده میشوند که خود را با شالی بلند پوشاندهاند. مدل موی آنها، که به صورت گرهای کوچک تزئین شده، نشاندهنده جایگاه سلطنتی یا الهی آنهاست. در دو انتهای جام، نیمتنههایی از زنان در داخل مدالهایی بزرگ و مرواریدی قرار دارد که با مدالهای کوچکتری شامل نیمرخهای مردان جوان احاطه شدهاند.
در لبههای جانبی، یک زوج کوچک عریان در محیطی شبیه به استخر آب میان ماهیها به تصویر کشیده شدهاند. علاوه بر این، سطح جام با نقوش تاک تزئین شده که پرندگانی در میان آن دیده میشوند، نمادی از طبیعت و زندگی.
همچنین دارای یک کتیبه به زبان پهلوی (فارسی میانه) است که به خط پهلوی نوشته شده و احتمالاً وقفنامه یا تقدیمنامهای را شامل میشود.
ابعاد جام 4.6 سانتیمتر ارتفاع، 28.8 سانتیمتر طول و 14.2 سانتیمتر عرض است، و این اثر هنری تلفیقی از مهارتهای نقرهکاری و طلاکاری ساسانی را به نمایش میگذارد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity