🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
تمدن اسلامی درون مایه ای ایرانی داشت.(ایران مادر فرهنگ ساز من)
______________________________
از روز پیروزی نهایی انقلاب ابومسلم خراسانی تا روزی که یعقوب لیث سیستانی با داعیهء آشکار و اعلان شدهء احیای هویت و فرهنگ ایرانی به پا خاست، حدود ۱۱۰ سال فاصله بود.
در این دوران اندیشه وران دو زبانهء ایرانی یعنی شاعران برجسته ، موسیقی دانان بزرگ،تاریخ نگاران معتبر، مفسران نام آور،حدیث نگاران، فقیهان و فیلسوفان با تالیفات بزرگی که به زبان تازی می کردند به ساختن و پرداختن تمدن و فرهنگی مشغول بودند که تمدن و فرهنگ اسلامی نام گرفت ولی مایه های اصلیش ایرانی بود ؛ و تمدنی را ساختند که شکوهش تا امروز چشم جهان را خیره می کند.
برای پروردن همین تمدن بود که ایران -این مادر همیشه بارور- بزرگمردانی همچون فرزندان برمک ، فرزندان سهل سرخسی ، برادران موصلی ، رازی ، فارابی ، پورسینا، بوریحان بیرونی و گل سرسبد همه فردوسی بزرگ و جز آنها را از زهدان خویش بیرون داد.
نمونه اش را از تاریخ سیستان می خوانیم:
پس شعرا اورا (یعقوب لیث سیستانی) شعر گفتندی به تازی.
چون شعر برخواندند؛ او دانا نبود؛ بنابراین آنرا نفهمید....یعقوب لیث سیستانی گفت:
چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟
از آن به بعد شعر و زبان تازی را در دربار ممنوع کرد.
گردآوری ونگارش: #علی_آریایی
بن مایه ها:
حکیم ابوالقاسم فردوسی #امیر_حسین_خنجی
#درونمایه_ی_ایرانی_تمدن_اسلامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
تمدن اسلامی درون مایه ای ایرانی داشت.(ایران مادر فرهنگ ساز من)
______________________________
از روز پیروزی نهایی انقلاب ابومسلم خراسانی تا روزی که یعقوب لیث سیستانی با داعیهء آشکار و اعلان شدهء احیای هویت و فرهنگ ایرانی به پا خاست، حدود ۱۱۰ سال فاصله بود.
در این دوران اندیشه وران دو زبانهء ایرانی یعنی شاعران برجسته ، موسیقی دانان بزرگ،تاریخ نگاران معتبر، مفسران نام آور،حدیث نگاران، فقیهان و فیلسوفان با تالیفات بزرگی که به زبان تازی می کردند به ساختن و پرداختن تمدن و فرهنگی مشغول بودند که تمدن و فرهنگ اسلامی نام گرفت ولی مایه های اصلیش ایرانی بود ؛ و تمدنی را ساختند که شکوهش تا امروز چشم جهان را خیره می کند.
برای پروردن همین تمدن بود که ایران -این مادر همیشه بارور- بزرگمردانی همچون فرزندان برمک ، فرزندان سهل سرخسی ، برادران موصلی ، رازی ، فارابی ، پورسینا، بوریحان بیرونی و گل سرسبد همه فردوسی بزرگ و جز آنها را از زهدان خویش بیرون داد.
نمونه اش را از تاریخ سیستان می خوانیم:
پس شعرا اورا (یعقوب لیث سیستانی) شعر گفتندی به تازی.
چون شعر برخواندند؛ او دانا نبود؛ بنابراین آنرا نفهمید....یعقوب لیث سیستانی گفت:
چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟
از آن به بعد شعر و زبان تازی را در دربار ممنوع کرد.
گردآوری ونگارش: #علی_آریایی
بن مایه ها:
حکیم ابوالقاسم فردوسی #امیر_حسین_خنجی
#درونمایه_ی_ایرانی_تمدن_اسلامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#سن_ازدواج در #ایران_باستان برای مهربانوان
احکام خانواده در قانون ساسانی احکامی در جهت استحکام روابط خانوادگی بود، وبه زن حقوقی معادل حقوق مرد می داد. قانون اوستا مقرر کرده بود که بر پدر و مادر واجب است که وقتی دختر به سن بلوغ رسید او را به شوهر بدهند، زیرا گناه است که دختر بالغ را از مادر شدن بازدارند.
سن بلوغ نیز ۱۵ سال تعیین شده بود. در سکادم نسک آمده که دختر باید در سن ۱۵ سالگی ازدواج کند. به عبارت دیگر، دختر پائین تر از ۱۵ ساله را نمی توان به شوهرداد.
گزارشهائی که از ازدواج دختران خاندانهای اشرافی در اوائل خلافت عباسی وجود دارد خبر از آن می دهد که دخترانِ خاندان های اشرافی پیش از ۱۸ سالگی ازدواج نمی کردند.
مثلا »پوران « دختر یک زرتشتی نومسلمان به نام حسن سرخسی که برادرش فضل سرخسی مربیِ مأمون بود نامزد خلیفه مأمون شد، ولی مأمون مجبور شد که چندسال صبر کند تا پوران در خانۀ پدر و مادرش به ۱۸ سالگی رسید، و آنگاه جشن باشکوه عروسی و ازدواج برپا شد که در جملۀ رخدادهای مهم تاریخی در کتابها آمده است.
این رسم می تواند بازمانده از قانون ساسانی باشد. منظور آنکه قانون ساسانی سن ازدواج برای دختر را بین ۱۵ تا ۱۸ سال مقرر کرده بود.
دختر گرچه تابع ارادۀ پدر و مادر بود ولی در انتخاب شوهر برای خودش آزادی داشت؛ و این را در داستانهای شاهنامه می توان دید.
طبق قانونی که در زمان داریوش بزرگ وضع شده و در »گوند دات « آمده بود، چنانچه دختری در اثر ارتباط نهانی با پسر یا مردی آبستن می شد، کیفرش آن بود که زنِ آن پسر یا مرد بشود، و کیفر آن پسر یا مرد نیز آن بود که آن دختر را به زنی بگیرد. ننگ چنین ازدواجی تا آخر عمر دامن آن جفت خطاکار را می گرفت و سبب می شد که چنین خطائی کمتر اتفاق بیفتد. فرزندی که از این رابطه متولد شده بود فرزند قانونی شمرده می شد، ولی چنانچه در خانوادۀ دختر به دنیا آمده بود فرزندِ پدر
و مادر دختر شمرده می شد.
#تاریخ_ایران_باستان
#امیر_حسین_خنجی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#سن_ازدواج در #ایران_باستان برای مهربانوان
احکام خانواده در قانون ساسانی احکامی در جهت استحکام روابط خانوادگی بود، وبه زن حقوقی معادل حقوق مرد می داد. قانون اوستا مقرر کرده بود که بر پدر و مادر واجب است که وقتی دختر به سن بلوغ رسید او را به شوهر بدهند، زیرا گناه است که دختر بالغ را از مادر شدن بازدارند.
سن بلوغ نیز ۱۵ سال تعیین شده بود. در سکادم نسک آمده که دختر باید در سن ۱۵ سالگی ازدواج کند. به عبارت دیگر، دختر پائین تر از ۱۵ ساله را نمی توان به شوهرداد.
گزارشهائی که از ازدواج دختران خاندانهای اشرافی در اوائل خلافت عباسی وجود دارد خبر از آن می دهد که دخترانِ خاندان های اشرافی پیش از ۱۸ سالگی ازدواج نمی کردند.
مثلا »پوران « دختر یک زرتشتی نومسلمان به نام حسن سرخسی که برادرش فضل سرخسی مربیِ مأمون بود نامزد خلیفه مأمون شد، ولی مأمون مجبور شد که چندسال صبر کند تا پوران در خانۀ پدر و مادرش به ۱۸ سالگی رسید، و آنگاه جشن باشکوه عروسی و ازدواج برپا شد که در جملۀ رخدادهای مهم تاریخی در کتابها آمده است.
این رسم می تواند بازمانده از قانون ساسانی باشد. منظور آنکه قانون ساسانی سن ازدواج برای دختر را بین ۱۵ تا ۱۸ سال مقرر کرده بود.
دختر گرچه تابع ارادۀ پدر و مادر بود ولی در انتخاب شوهر برای خودش آزادی داشت؛ و این را در داستانهای شاهنامه می توان دید.
طبق قانونی که در زمان داریوش بزرگ وضع شده و در »گوند دات « آمده بود، چنانچه دختری در اثر ارتباط نهانی با پسر یا مردی آبستن می شد، کیفرش آن بود که زنِ آن پسر یا مرد بشود، و کیفر آن پسر یا مرد نیز آن بود که آن دختر را به زنی بگیرد. ننگ چنین ازدواجی تا آخر عمر دامن آن جفت خطاکار را می گرفت و سبب می شد که چنین خطائی کمتر اتفاق بیفتد. فرزندی که از این رابطه متولد شده بود فرزند قانونی شمرده می شد، ولی چنانچه در خانوادۀ دختر به دنیا آمده بود فرزندِ پدر
و مادر دختر شمرده می شد.
#تاریخ_ایران_باستان
#امیر_حسین_خنجی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity