فاز اول شامل واردات و اجتناب از هزینه‌های ثابت است. در ابتدای امر همه چیز خوب به نظر می‌رسد. استعمارگر می‌تواند با تامین‌کنندگان جدید سازگار شود و در منطقه اعتماد کسب کند. این مرحله در دهه ۱۹۸۰ شروع شد که ژاپن در خارج از کشورش به دنبال منابع بود و دنگ شیائوپینگ در چین قدرت گرفت. گام بعدی کاهش هزینه‌های متغیر با افزایش هزینه‌های ثابت و سرمایه‌گذاری است. به‌طور خلاصه، این بار استعمارگر «واردکننده سرمایه» می‌شود. در این مرحله چینی‌ها با عطش دسترسی به منابع مانند آب، غذا، مواد معدنی و انرژی، زیرساخت‌ها، زمین و شرکت‌ها را خریداری می‌کنند
سپس مردم خود را به مناطق مورد نظر منتقل می‌کنند و آن مناطق را توسعه می‌دهند بدون آنکه اصطکاک سیاسی رخ دهد. تجربه ورود چین به آمریکای جنوبی و آفریقای جنوبی این‌گونه بود.

فاز سوم با انتقال از «سرمایه» به «اجبار» شکل می‌گیرد. با افزایش وابستگی به منابع منطقه، امنیت غذایی و انرژی به خطر می‌افتد. پایگاه‌های هوایی و دریایی -برای اطمینان از امنیت منطقه و محافظت، ابتدا در برابر دزدان دریایی، سپس جنگ‌های منطقه‌ای و در نهایت کشورهای رقیب- ساخته می‌شوند. ما شاهد مرحله سوم در اقیانوس هند هستیم که در آن چینی‌ها در مورد حقوق پایگاه دریایی با میانمار، پاکستان، سریلانکا و سیشل مذاکره کرده‌اند. اخیراً یک پایگاه نظامی دائمی هم در جیبوتی ایجاد کرده‌اند. چین همچنین در حال توسعه نیروی دریایی و هوایی خود است تا قادر به ایجاد گشت در سراسر دریای چین جنوبی باشد. این فاز سوم «سرمایه و زور» را با هم ترکیب می‌کند.

فاز چهارم و پایانی زمانی است که استعمارگر آنقدر به منطقه مبدأ وابسته می‌شود که به برقرار کردن مستعمره و مناطق تحت‌الحمایه می‌اندیشد تا انحصار در دسترسی خود را حفظ کند. این کاری بسیار پرهزینه است که فقط در مناطقی خاص با ارزش بالا و سازماندهی بسیار پایین، ممکن خواهد بود. چین تنها در برخی جزایر مورد اختلاف در دریای جنوبی این کشور به فاز چهارم رسیده؛ جزایری که مالکیت آنها، مساله مورد اختلاف کشورهایی نظیر فیلیپین، مالزی، برونئی و خود چین است.

#منبع: تجارت فردا
✍️#مولود_پاکروان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity