🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# 💥 تاريخچه ملاگرى و ملاها در ايران
قبل از ورود به بحث اصلى و به منظور روشن كردن اذهان خوانندگان ارجمند با سيستم #ملاگري در ايران، بى مناسبت نيست قبل از تجزيه و تحليل جزئيات بحث اصلى،
ابتدا از لحاظ تاريخى نظري به كيفيت تاريخچه نشو و نماى #روحانيت_شيعه_گرى در ايران بيندازيم
#سلطنت_صفويه در ايران، دو تغيير بزرگ در سيستم سياسى و اجتماعى ايران بوجود آورد, يكى بسط و گسترش قدرت سياسى در سراسر كشور و ديگرى وارد كردن #مذهب_شيعه و شيعه گرى در ايران.
تا قبل از ظهور #شاه_اسماعيل در ايران، اين كشور بيشتر به صورت ملوك الطوايفى اداره ميشد و هر قسمتى از كشور براى خود شاه، حاكم و حكومت جداگانه اى داشت، ولى سلاطين صفويه موفق شدند سراسر نقاط كشور را زير سلطه حكومت مركزى كه خود در رأس آن قرار داشتند درآورند.
تحول ديگرى كه سلاطين صفويه در ايران بوجود آوردند #سيستم_شيعه_گرى بود.
شاه اسماعيل فرد باهوش و مدبرى بود و ميدانست در صورتى موفق خواهد شد قدرت سياسى اش را در سراسر كشور بسط و گسترش دهد كه آنرا ناشى از يك نيروى مافوق طبيعى قلمداد كند، از اينرو تصميم گرفت قدرت سياسى اش را با نيروى مذهبى توام و سلطان را به صورت مقامى درآورد نه تنها حكومت امور دنيوى بلكه وظيفه ارشاد معنوى و روحانى مردم را نيز در اختيار داشته باشد.
براى اين منظور،
سلاطين صفويه به وارد كردن #ملاهاى_شيعه مذهب در مراكز شهرها پرداختند و تدريس اصول شيعه و شيعه گرى را در سراسر كشور معمول داشتند و از سوى ديگر با قتل عام و فشار بر پيروان ديگر مذاهب، مذهب شيعه ١٢ امامى را به زور در حلق ايرانيان فرو كردند.
#ملاهاى_شيعه مذهبى كه در پيرو اجراى برنامه مذكور وارد ايران شدند، تنها در اصول مذهب شيعه داراى اطلاعاتى بودندو از فلسفه و سياست چيزى نميدانستند.
سلاطين صفويه با تقويت و حمايت از اين افراد و ايجاد امكانات وسيع براى اصول شيعه و شيعه گرى در ايران كه هدفش تحكيم قدرت سياسى خودشان بود ، جهد فراوان به كار بردند.(همانكارى كه حكومت فعلى در ٤٠ سال اخير بدنبال اجراى آن بوده است)
پس از سقوط سلسله سلطنتى صفويه خونخوار ، شيعه گرى به قدرت اوليه اى كه سلاطين صفويه براى تحكيم قدرت سياسى خود آنرا بنيانگذارى كردند، باقى ماند،
ولى مذهب از سياست جدا و براى خود داراى سازمان مستقل و جداگانه گرديد.
به همين دليل از آن به بعد سياست و مذهب به عنوان دو قدرت جداگانه و بعضى اوقات متضاد در برابر يكديگر قرار گرفت و به منظور كسب قدرت با يكديگر به مبارزه پرداخت.
هنگامى كه در سال ١١٤٨ مردم در دشت مغان نادر را به سلطنت انتخاب كردند، او سه شرط براى قبول سلطنت پيشنهاد كرد.
يكى از اين شرايط سه گانه مذكور اين بود كه مردم ايران از #مذهب_شيعه كه به عقيده او فرآورده گمراه كننده شاه اسماعيل صفوى بوده و قرنها بين مسلمانان باعث نفاق و خونريزى شده است دست بردارند و به مذهب سنت بگرايند.
ولى موافقت كرد كه مذهب شيعه اثنى عشرى به عنوان يكى از مذاهب اسلامى باقى بماند.
#منبع: وثيقه اتحاد اسلامى نادر ، مجله يادگار ، شماره ١٣٢٦، صفحات ٤٦-٤٣
#نادرشاه_افشار (١١٦٠-١١٤٨) به منظور اجراى هدفهاى سياسى و نظامى خود دستور داد كليه درآمدهاى اوقاف و غيره كه در اختيار #روحانيون بود، به دولت منتقل شود.
#منابع:
{ J. Malcolm, History of Persia (London: 1892), II pp. 50-51; A.K.S. Lambton, Landlord and Peasant in Persia (London, 1953), pp. 131-2 }
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# 💥 تاريخچه ملاگرى و ملاها در ايران
قبل از ورود به بحث اصلى و به منظور روشن كردن اذهان خوانندگان ارجمند با سيستم #ملاگري در ايران، بى مناسبت نيست قبل از تجزيه و تحليل جزئيات بحث اصلى،
ابتدا از لحاظ تاريخى نظري به كيفيت تاريخچه نشو و نماى #روحانيت_شيعه_گرى در ايران بيندازيم
#سلطنت_صفويه در ايران، دو تغيير بزرگ در سيستم سياسى و اجتماعى ايران بوجود آورد, يكى بسط و گسترش قدرت سياسى در سراسر كشور و ديگرى وارد كردن #مذهب_شيعه و شيعه گرى در ايران.
تا قبل از ظهور #شاه_اسماعيل در ايران، اين كشور بيشتر به صورت ملوك الطوايفى اداره ميشد و هر قسمتى از كشور براى خود شاه، حاكم و حكومت جداگانه اى داشت، ولى سلاطين صفويه موفق شدند سراسر نقاط كشور را زير سلطه حكومت مركزى كه خود در رأس آن قرار داشتند درآورند.
تحول ديگرى كه سلاطين صفويه در ايران بوجود آوردند #سيستم_شيعه_گرى بود.
شاه اسماعيل فرد باهوش و مدبرى بود و ميدانست در صورتى موفق خواهد شد قدرت سياسى اش را در سراسر كشور بسط و گسترش دهد كه آنرا ناشى از يك نيروى مافوق طبيعى قلمداد كند، از اينرو تصميم گرفت قدرت سياسى اش را با نيروى مذهبى توام و سلطان را به صورت مقامى درآورد نه تنها حكومت امور دنيوى بلكه وظيفه ارشاد معنوى و روحانى مردم را نيز در اختيار داشته باشد.
براى اين منظور،
سلاطين صفويه به وارد كردن #ملاهاى_شيعه مذهب در مراكز شهرها پرداختند و تدريس اصول شيعه و شيعه گرى را در سراسر كشور معمول داشتند و از سوى ديگر با قتل عام و فشار بر پيروان ديگر مذاهب، مذهب شيعه ١٢ امامى را به زور در حلق ايرانيان فرو كردند.
#ملاهاى_شيعه مذهبى كه در پيرو اجراى برنامه مذكور وارد ايران شدند، تنها در اصول مذهب شيعه داراى اطلاعاتى بودندو از فلسفه و سياست چيزى نميدانستند.
سلاطين صفويه با تقويت و حمايت از اين افراد و ايجاد امكانات وسيع براى اصول شيعه و شيعه گرى در ايران كه هدفش تحكيم قدرت سياسى خودشان بود ، جهد فراوان به كار بردند.(همانكارى كه حكومت فعلى در ٤٠ سال اخير بدنبال اجراى آن بوده است)
پس از سقوط سلسله سلطنتى صفويه خونخوار ، شيعه گرى به قدرت اوليه اى كه سلاطين صفويه براى تحكيم قدرت سياسى خود آنرا بنيانگذارى كردند، باقى ماند،
ولى مذهب از سياست جدا و براى خود داراى سازمان مستقل و جداگانه گرديد.
به همين دليل از آن به بعد سياست و مذهب به عنوان دو قدرت جداگانه و بعضى اوقات متضاد در برابر يكديگر قرار گرفت و به منظور كسب قدرت با يكديگر به مبارزه پرداخت.
هنگامى كه در سال ١١٤٨ مردم در دشت مغان نادر را به سلطنت انتخاب كردند، او سه شرط براى قبول سلطنت پيشنهاد كرد.
يكى از اين شرايط سه گانه مذكور اين بود كه مردم ايران از #مذهب_شيعه كه به عقيده او فرآورده گمراه كننده شاه اسماعيل صفوى بوده و قرنها بين مسلمانان باعث نفاق و خونريزى شده است دست بردارند و به مذهب سنت بگرايند.
ولى موافقت كرد كه مذهب شيعه اثنى عشرى به عنوان يكى از مذاهب اسلامى باقى بماند.
#منبع: وثيقه اتحاد اسلامى نادر ، مجله يادگار ، شماره ١٣٢٦، صفحات ٤٦-٤٣
#نادرشاه_افشار (١١٦٠-١١٤٨) به منظور اجراى هدفهاى سياسى و نظامى خود دستور داد كليه درآمدهاى اوقاف و غيره كه در اختيار #روحانيون بود، به دولت منتقل شود.
#منابع:
{ J. Malcolm, History of Persia (London: 1892), II pp. 50-51; A.K.S. Lambton, Landlord and Peasant in Persia (London, 1953), pp. 131-2 }
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
#قصر_فیروزه_ای
۲۰۰ سال از حمله اعراب به ایران می گذشت زبان فارسی رفته رفته از مدارس ومکاتبات دیوانی حذف و به جای آن زبان عربی اجباری و تعلیم داده می شد.
خلفای عباسی در بغداد با اینکه خلافت خود را مدیون ایرانیان می دانستند با تکبر و غرور خاصی ایرانیان مسلمان را موالی خوانده و از هیچگونه ظلم وستمی بر آنان کوتاهی نمی کردند.
در سیستان خشکسالی اتفاق افتاده بود ولی مامورین خلیفه بيرحمانه خراج و مالیات سنگینی را از دهقانان و بازرگانان طلب کرده و بسوی بغداد می فرستادند تا صرف خوشگذراني خلفای عباسی گردد.
در این میان جوانمردی رویگر زاده از سیستان بر می خیزد
#یعقوب_ليث_صفاری_یا رادمان پسر ماهک سیستانی
او با گردآوری دلاوران سیستان و ديگر نقاط ایران زمین به جنگ با خلیفه می پردازد و تمامی سیستان و خراسان تا ماورانهر و مازندران و گیلان و ری و اصفهان و فارس و کرمان تا قسمتی از خوزستان را از تسلط متجاوزان عرب آزاد می کند...
يعقوب در فرمانی به تمام نقاط ایران زبان عربی را حذف و زبان فارسی دری را رایج می کند(در دفاتر دیوانی وحکومتی) تا بعدها ما شاهد ظهور عارفان و شاعران بسیاری در فرهنگ و ادب ایران همچون فردوسی و مولوی و نظامی و حافظ و سعدی باشیم که چگونه در رونق و گسترش زبان پارسی پاسداری کردند...
اگر یعقوب ليث صفاری چنین کار عظیمی برای زبان و ادب پارسی انجام نمی داد کشور ما هم امروز مانند تمامی کشورهای شمال آفریقا عرب زبان بودند.
خلیفه عباسی که تجربه برافتادن خاندان بنی اميه بدست ایرانیان راداشت هراسان پیکی بسوی یعقوب می فرستد و می گوید تمامی نقاطی که در ايران تصرف کردید از آن تو باشد ولی مرا به خلافت مسلمین بپذیرید.
يعقوب ليث صفاری نان و پیاز وشمشیری را در یک سینی مي گذارد و در پاسخ به خلیفه چنين می گوید :
تو یک متجاوز به خاک ایران هستی و در مقامی نیستی که ملک ایران را به ایرانی ببخشی من یک رویگر زاده ایرانی هستم غذای من ساده است نان و پیاز ولی پاسخ من به متجاوزی مانند تو به خاک ایران هرچند خود را خلیفه مسلمین بخوانی این شمشیر است...
برگرفته از تاریخ سیستان و ايران
#منابع
#دو_قرن_سکوت_و_تاریخ_طبری
یعقوب لیث صفاری یکی از آزادگان و فرماندهان وطن پرست ایران بود که در هنگام جنگ با لشکر خلیفه عباسی در دزفول به علت بیماری درگذشت.
یعقوب لیث با لشکری جنگید که فرمانده آن لشکر متجاوز محمد ابن جعفر بود و این فرمانده هم در این جنگ کشته شد.
اکنون قبر این دو نفر چنان تفاوتی باهم دارد که هر کس که تاریخ نداند و نخوانده باشد گمان می کند که یعقوب متجاوز به این کشور بود و محمدابن جعفر مدافع.
وای بر نادانی ما...
اگر وقت کردید و گذرتان به دزفول افتاد حتما به قبر این دو نفر سر بزنید.
قبر محمدابن جعفر (مم بن جعفر) در غرب دزفول با شکوه و عظمت خاصی همه روزه پذیرای زائران است و در شرق دزفول در مسیر جاده شوشتر قبری مخروبه و دورافتاده، قبری که اکثر مردم شهر او را نمی شناسند وجود دارد. در این قبر یکی از شجاع ترین،متعصب ترین و وطن پرست ترین فرماندهان تاریخ این سرزمین #یعقوب_لیث_صفاری آرمیده است.
ملتی که تاریخ نمی خواند محکوم به فناست
؛؛شایدخیلی هاتون این قسمت ازتاریخ روخوندین یامیدونستین ولی تااونجای که درتوانتون هست این پیام روتوگروه که هستین انتشاربدین که اونی که خبرندارن قسمتی از #تاریخ_کشور_عزیزمون_رو_بدونن.
#توضیج:قصرفیروزه ای منظورمقبره #محمد_ابن_جعفر دردزفول است که مردم برای زیارتش سرودست میشکنند
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سرزمینم
#قصر_فیروزه_ای
۲۰۰ سال از حمله اعراب به ایران می گذشت زبان فارسی رفته رفته از مدارس ومکاتبات دیوانی حذف و به جای آن زبان عربی اجباری و تعلیم داده می شد.
خلفای عباسی در بغداد با اینکه خلافت خود را مدیون ایرانیان می دانستند با تکبر و غرور خاصی ایرانیان مسلمان را موالی خوانده و از هیچگونه ظلم وستمی بر آنان کوتاهی نمی کردند.
در سیستان خشکسالی اتفاق افتاده بود ولی مامورین خلیفه بيرحمانه خراج و مالیات سنگینی را از دهقانان و بازرگانان طلب کرده و بسوی بغداد می فرستادند تا صرف خوشگذراني خلفای عباسی گردد.
در این میان جوانمردی رویگر زاده از سیستان بر می خیزد
#یعقوب_ليث_صفاری_یا رادمان پسر ماهک سیستانی
او با گردآوری دلاوران سیستان و ديگر نقاط ایران زمین به جنگ با خلیفه می پردازد و تمامی سیستان و خراسان تا ماورانهر و مازندران و گیلان و ری و اصفهان و فارس و کرمان تا قسمتی از خوزستان را از تسلط متجاوزان عرب آزاد می کند...
يعقوب در فرمانی به تمام نقاط ایران زبان عربی را حذف و زبان فارسی دری را رایج می کند(در دفاتر دیوانی وحکومتی) تا بعدها ما شاهد ظهور عارفان و شاعران بسیاری در فرهنگ و ادب ایران همچون فردوسی و مولوی و نظامی و حافظ و سعدی باشیم که چگونه در رونق و گسترش زبان پارسی پاسداری کردند...
اگر یعقوب ليث صفاری چنین کار عظیمی برای زبان و ادب پارسی انجام نمی داد کشور ما هم امروز مانند تمامی کشورهای شمال آفریقا عرب زبان بودند.
خلیفه عباسی که تجربه برافتادن خاندان بنی اميه بدست ایرانیان راداشت هراسان پیکی بسوی یعقوب می فرستد و می گوید تمامی نقاطی که در ايران تصرف کردید از آن تو باشد ولی مرا به خلافت مسلمین بپذیرید.
يعقوب ليث صفاری نان و پیاز وشمشیری را در یک سینی مي گذارد و در پاسخ به خلیفه چنين می گوید :
تو یک متجاوز به خاک ایران هستی و در مقامی نیستی که ملک ایران را به ایرانی ببخشی من یک رویگر زاده ایرانی هستم غذای من ساده است نان و پیاز ولی پاسخ من به متجاوزی مانند تو به خاک ایران هرچند خود را خلیفه مسلمین بخوانی این شمشیر است...
برگرفته از تاریخ سیستان و ايران
#منابع
#دو_قرن_سکوت_و_تاریخ_طبری
یعقوب لیث صفاری یکی از آزادگان و فرماندهان وطن پرست ایران بود که در هنگام جنگ با لشکر خلیفه عباسی در دزفول به علت بیماری درگذشت.
یعقوب لیث با لشکری جنگید که فرمانده آن لشکر متجاوز محمد ابن جعفر بود و این فرمانده هم در این جنگ کشته شد.
اکنون قبر این دو نفر چنان تفاوتی باهم دارد که هر کس که تاریخ نداند و نخوانده باشد گمان می کند که یعقوب متجاوز به این کشور بود و محمدابن جعفر مدافع.
وای بر نادانی ما...
اگر وقت کردید و گذرتان به دزفول افتاد حتما به قبر این دو نفر سر بزنید.
قبر محمدابن جعفر (مم بن جعفر) در غرب دزفول با شکوه و عظمت خاصی همه روزه پذیرای زائران است و در شرق دزفول در مسیر جاده شوشتر قبری مخروبه و دورافتاده، قبری که اکثر مردم شهر او را نمی شناسند وجود دارد. در این قبر یکی از شجاع ترین،متعصب ترین و وطن پرست ترین فرماندهان تاریخ این سرزمین #یعقوب_لیث_صفاری آرمیده است.
ملتی که تاریخ نمی خواند محکوم به فناست
؛؛شایدخیلی هاتون این قسمت ازتاریخ روخوندین یامیدونستین ولی تااونجای که درتوانتون هست این پیام روتوگروه که هستین انتشاربدین که اونی که خبرندارن قسمتی از #تاریخ_کشور_عزیزمون_رو_بدونن.
#توضیج:قصرفیروزه ای منظورمقبره #محمد_ابن_جعفر دردزفول است که مردم برای زیارتش سرودست میشکنند
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#مطالب_این_پست_چقدر_براتون_آشناست؟
🌿👑🌿بسیار خواندنی و عبرت آموز از سلسله سلاطین جور و استبدادی در ایران
💥این متن از محمد علی شاه قاجار است با بیش از یک قرن قدمت ، نه کلامی از حال و روز کنونی ایران !؟
🌿خون جواب آزادی است، رعیت را چه به سرکشی، رعیت را چه به استنطاق صاحب قران، رعیت را چه به فریاد حق طلبی!؟.
🌿ماییم که آبرو می دهیم، ماییم که مالک ایرانیم، ماییم…
🌿رعیت غلط می کند اعتراض کند، غلط می کند مطالبه حق کند، غلط می کند دیوان مظالمه بخواهد، غلط می کند نظارت کند، غلط می کند قدرت ما را محدود کند، غلط می کند مشروطه بخواهد، غلط می کند خلاف روس تزاری باشد، غلط می کند دل باخته غرب باشد، غلط می کند متحصن در زاویه شاه عبدالعظیم شود، غلط می کند متحصن به سفارت خانه اجنبی شود…
🌿ملت غلط می کند ما را نخواهد…
سایه ماست که آرامش می دهد، امنیت می بخشد، نعمت ارزانی می دارد، دفع بلا می کند..
سایه ماست، نه رعیت.
🌿ملت را چه به آزادی، مشق مردم سالاری می کنند. مصلحین، فریاد قانون می زنند، خدا لعنت کند یوسف خان مستشارالدوله بی شرف را، که قانون قانون می کرد در این مملکت…
به جهنم که نان ندارید
به جهنم کار ندارید
به جهنم سرپناه ندارید
به جهنم که آزادی ندارید
به جهنم که آب ندارید
به جهنم که جوانانمان درگیر افیون اند
به جهنم…
🌿همین که سایه مان بر سر شما رعیت است کافی است.
👌آخر الزمان است؛ شاه شاهان را محکوم می کنند به دروغ گویی، محکوم می کنند به خرافه پرستی، محکوم می کنند به دست اندازی به بیت المال، محکوم می کنند به دیکتاتوری، محکوم می کنند به زد و بند، محکوم می کنند به چپاول، محکوم می کنند به عیاشی…
👌رعیت غلط می کند مارا که زینت کشوریم محکوم کند؟!…
👌ما که سایه خداییم دوست داریم ظلم کنیم، دوست داریم ذخائر طبیعی مملکت را به اجنبی تحفه دهیم، دوست داریم تمام امور کشور را به بستگان مان بسپاریم ، دوست داریم هر آن چه که به میل مان است انجام دهیم…
😓رعیت گوسفند، ما شبانیم.
🌿به خدای احد و واحد قسم
دستور دادیم به قزاق ها هر که نافرمانی کرد امان اش ندهند، هر که اعتراض کرد پوست اش را کنده، کاه پر کنند، هرکس را که خواست بیاندیشد؛ محبوسش کنند، هرکسو که خواست در افکارش به ما ناسزا گوید؛ معدوم اش کند..
🌿دستور دادیم هر که به خیابان بیاید، هر که شعار دهد، هر که معترض شود، هر که قانون بخواهد، هر که مطالبه آزادی کند، مهمان اش کنند به گلوله…
🌿ما رعیت سربزیر می خواهیم، ما رعیت بله قربان گو می خواهیم، ما رعیت کر و کور می خواهیم…
ما رعیت می خواهیم، همین بس.
🌿این جا ممالک محصوره ایران است و ما هم قبله عالمیم و پرچ مدار عدالت و پاکی…
🌿هر کس نمی خواهد بسم الله، ازین مملکت برود؛ شما رعیت لیاقت سروری ما را ندارید…
💥بروید از خاک ما بروید ای بی لیاقتان مجوس.
(محمد علی شاه قاجار
طهران، ۱۲۸۷ شمسی)
💥#منابع
انقلاب مشروطه
ابوالقاسم خان ناصرالملک
علیاکبر دهخدا، چرند و پرند
انقلاب مشروطه ایران
🌿محمدعلیشاه قاجار (۱۲۵۱–۱۳۰۴ خورشیدی) ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود. او در ۱۲۸۵ خورشیدی به سلطنت رسید و به مخالفت با مشروطه پرداخت. مجلس شورای ملی را با کمک روسها به توپ بست و آزادیخواهان (از جمله قیامهای شهری و تنگستانی) را به قتل رساند. این رویدادها به استبداد صغیر معروف است. او پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان، به سفارت روسیه در تهران پناهنده شد و با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. مشروطهخواهان پس از وی پسر خردسالش احمدشاه قاجار را به سلطنت انتخاب کردند
🌿محمدعلی شاه چون بیشتر شاهان قاجار خود را باورمند به دین و باورهای اسلامی مینمایاند.
او تعدادی از روحانیون را در دربار خود مقام داده بود و از ایشان در مقابل روحانیون مبارز و مشروطه خواه استفاده میکرد و با ایشان پیوندهای سختی داشت.
او همچنین مردی سخت خرافی بود و انجام بسیاری از کارهایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال و استخاره میسپرد. استخارههای محمدعلیشاه مشهور است و او به ویژه به یکی از علمای تهران به نام میرزا ابوطالب زنجانی اعتقاد داشت و تمام تصمیمات خود را از قبیل عزل و نصب وزرا، سرکوب مخالفان و حتی تعیین ساعت مناسب برای ختنه فرزندانش بر اساس پاسخهایی میگرفت که میرزا ابوطالب پس از استخاره به وی اعلام میداشت.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#مطالب_این_پست_چقدر_براتون_آشناست؟
🌿👑🌿بسیار خواندنی و عبرت آموز از سلسله سلاطین جور و استبدادی در ایران
💥این متن از محمد علی شاه قاجار است با بیش از یک قرن قدمت ، نه کلامی از حال و روز کنونی ایران !؟
🌿خون جواب آزادی است، رعیت را چه به سرکشی، رعیت را چه به استنطاق صاحب قران، رعیت را چه به فریاد حق طلبی!؟.
🌿ماییم که آبرو می دهیم، ماییم که مالک ایرانیم، ماییم…
🌿رعیت غلط می کند اعتراض کند، غلط می کند مطالبه حق کند، غلط می کند دیوان مظالمه بخواهد، غلط می کند نظارت کند، غلط می کند قدرت ما را محدود کند، غلط می کند مشروطه بخواهد، غلط می کند خلاف روس تزاری باشد، غلط می کند دل باخته غرب باشد، غلط می کند متحصن در زاویه شاه عبدالعظیم شود، غلط می کند متحصن به سفارت خانه اجنبی شود…
🌿ملت غلط می کند ما را نخواهد…
سایه ماست که آرامش می دهد، امنیت می بخشد، نعمت ارزانی می دارد، دفع بلا می کند..
سایه ماست، نه رعیت.
🌿ملت را چه به آزادی، مشق مردم سالاری می کنند. مصلحین، فریاد قانون می زنند، خدا لعنت کند یوسف خان مستشارالدوله بی شرف را، که قانون قانون می کرد در این مملکت…
به جهنم که نان ندارید
به جهنم کار ندارید
به جهنم سرپناه ندارید
به جهنم که آزادی ندارید
به جهنم که آب ندارید
به جهنم که جوانانمان درگیر افیون اند
به جهنم…
🌿همین که سایه مان بر سر شما رعیت است کافی است.
👌آخر الزمان است؛ شاه شاهان را محکوم می کنند به دروغ گویی، محکوم می کنند به خرافه پرستی، محکوم می کنند به دست اندازی به بیت المال، محکوم می کنند به دیکتاتوری، محکوم می کنند به زد و بند، محکوم می کنند به چپاول، محکوم می کنند به عیاشی…
👌رعیت غلط می کند مارا که زینت کشوریم محکوم کند؟!…
👌ما که سایه خداییم دوست داریم ظلم کنیم، دوست داریم ذخائر طبیعی مملکت را به اجنبی تحفه دهیم، دوست داریم تمام امور کشور را به بستگان مان بسپاریم ، دوست داریم هر آن چه که به میل مان است انجام دهیم…
😓رعیت گوسفند، ما شبانیم.
🌿به خدای احد و واحد قسم
دستور دادیم به قزاق ها هر که نافرمانی کرد امان اش ندهند، هر که اعتراض کرد پوست اش را کنده، کاه پر کنند، هرکس را که خواست بیاندیشد؛ محبوسش کنند، هرکسو که خواست در افکارش به ما ناسزا گوید؛ معدوم اش کند..
🌿دستور دادیم هر که به خیابان بیاید، هر که شعار دهد، هر که معترض شود، هر که قانون بخواهد، هر که مطالبه آزادی کند، مهمان اش کنند به گلوله…
🌿ما رعیت سربزیر می خواهیم، ما رعیت بله قربان گو می خواهیم، ما رعیت کر و کور می خواهیم…
ما رعیت می خواهیم، همین بس.
🌿این جا ممالک محصوره ایران است و ما هم قبله عالمیم و پرچ مدار عدالت و پاکی…
🌿هر کس نمی خواهد بسم الله، ازین مملکت برود؛ شما رعیت لیاقت سروری ما را ندارید…
💥بروید از خاک ما بروید ای بی لیاقتان مجوس.
(محمد علی شاه قاجار
طهران، ۱۲۸۷ شمسی)
💥#منابع
انقلاب مشروطه
ابوالقاسم خان ناصرالملک
علیاکبر دهخدا، چرند و پرند
انقلاب مشروطه ایران
🌿محمدعلیشاه قاجار (۱۲۵۱–۱۳۰۴ خورشیدی) ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود. او در ۱۲۸۵ خورشیدی به سلطنت رسید و به مخالفت با مشروطه پرداخت. مجلس شورای ملی را با کمک روسها به توپ بست و آزادیخواهان (از جمله قیامهای شهری و تنگستانی) را به قتل رساند. این رویدادها به استبداد صغیر معروف است. او پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان، به سفارت روسیه در تهران پناهنده شد و با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد. مشروطهخواهان پس از وی پسر خردسالش احمدشاه قاجار را به سلطنت انتخاب کردند
🌿محمدعلی شاه چون بیشتر شاهان قاجار خود را باورمند به دین و باورهای اسلامی مینمایاند.
او تعدادی از روحانیون را در دربار خود مقام داده بود و از ایشان در مقابل روحانیون مبارز و مشروطه خواه استفاده میکرد و با ایشان پیوندهای سختی داشت.
او همچنین مردی سخت خرافی بود و انجام بسیاری از کارهایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال و استخاره میسپرد. استخارههای محمدعلیشاه مشهور است و او به ویژه به یکی از علمای تهران به نام میرزا ابوطالب زنجانی اعتقاد داشت و تمام تصمیمات خود را از قبیل عزل و نصب وزرا، سرکوب مخالفان و حتی تعیین ساعت مناسب برای ختنه فرزندانش بر اساس پاسخهایی میگرفت که میرزا ابوطالب پس از استخاره به وی اعلام میداشت.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻨﺪ!!!!
و ﺍﻧﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎﺯ :
❶ ۱۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻩ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
❷ ۵۴۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
❸ ۲۳۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺳﯿﺴﺘﺎﻥ ﻭﺗﯿﺴﻔﻮﻥ ﺍﻋﺪﺍﻡﺷﺪﻧﺪ .
❹ ۴۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﻮﺭ، ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻧﺪ .
❺ ۱۰۰۰۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
❻ ۴۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻃﺒﺲ، ﻫﺮﺍﺕ ﻭ ﮐﻬﺴﺘﺎﻥ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡﺷﺪﻧﺪ .
❼ ۷۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﯼ ﻭ ﺍﻟﯿﺲ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ .
❽ ۵۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻟﻮﺱ ﺭﻭﯾﺎﻥ ﻭ ﺳﺮﺧﺲ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ .
❾ ۸۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
⑩ ۲۰۰۰۰۰ ﺩﺭ ﺷﻮﺷﺘﺮ - ﺭﺍﻣﻬﺮﻣﺰ - ﺷﺎﭘﻮﺭ - ﺑﺎﺩﻏﯿﺲﻭ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﯼ ﻭ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﺣﺪﻭﺩ ۷۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥﺯﻣﯿﻦ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ ﺩﺭﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻓﺠﯿﻌﺎﻧﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
#400_سال_طول_کشید ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺎﻣﻼ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ.ﮐﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺎ 400
ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﯾﻦﻫﺠﻮﻡ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ
#منابع_کتابها:
ﻓﺘﻮﺡ ﺍﻟﺒﻠﺪﺍﻥ - ﺹ ۶۵
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ - ﺹ ۲۲۳
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ - ﺹ ۲۸۲
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ - ﺹ ۲۱۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺑﻠﺨﯽ- ﺹ ۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۴، ﺹ ۱۴۹۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۵، ﺹ ۱۹۷۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۵، ﺹ ۲۰۱۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۵، ﺹ ۲۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺍﺛﯿﺮ - ﺝ ۳، ﺹ ۳۰۸
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻨﺪ!!!!
و ﺍﻧﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎﺯ :
❶ ۱۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻩ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
❷ ۵۴۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
❸ ۲۳۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺳﯿﺴﺘﺎﻥ ﻭﺗﯿﺴﻔﻮﻥ ﺍﻋﺪﺍﻡﺷﺪﻧﺪ .
❹ ۴۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﻮﺭ، ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻧﺪ .
❺ ۱۰۰۰۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
❻ ۴۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻃﺒﺲ، ﻫﺮﺍﺕ ﻭ ﮐﻬﺴﺘﺎﻥ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡﺷﺪﻧﺪ .
❼ ۷۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﯼ ﻭ ﺍﻟﯿﺲ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ .
❽ ۵۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻟﻮﺱ ﺭﻭﯾﺎﻥ ﻭ ﺳﺮﺧﺲ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ .
❾ ۸۰۰۰۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
⑩ ۲۰۰۰۰۰ ﺩﺭ ﺷﻮﺷﺘﺮ - ﺭﺍﻣﻬﺮﻣﺰ - ﺷﺎﭘﻮﺭ - ﺑﺎﺩﻏﯿﺲﻭ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﯼ ﻭ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﺣﺪﻭﺩ ۷۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥﺯﻣﯿﻦ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ ﺩﺭﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻓﺠﯿﻌﺎﻧﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
#400_سال_طول_کشید ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺎﻣﻼ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ.ﮐﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺎ 400
ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﯾﻦﻫﺠﻮﻡ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ
#منابع_کتابها:
ﻓﺘﻮﺡ ﺍﻟﺒﻠﺪﺍﻥ - ﺹ ۶۵
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ - ﺹ ۲۲۳
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ - ﺹ ۲۸۲
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ - ﺹ ۲۱۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺑﻠﺨﯽ- ﺹ ۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۴، ﺹ ۱۴۹۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۵، ﺹ ۱۹۷۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۵، ﺹ ۲۰۱۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ - ﺝ ۵، ﺹ ۲۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺍﺛﯿﺮ - ﺝ ۳، ﺹ ۳۰۸
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ستون چهار، بند۶: شورش وهیَزداته در پارس و اعدامش.
ستون چهار، بند۷: وقایع تحریک پیروان وهیَزداته در ارچوسیه و پایان دادن آن توسط ساتراپ ویوانه.
ستون پنج: شورش ارخهٔ ارمنی در بابل و اعدامش.
ستون پنج، بند۱: خلاصهٔ ۹ وانمودگر تخت شاهی و ۹ نبرد با آنان.
ستون پنج، بند۲: دلایل برخاستن و سرکوب این شورشها: «دروغ» و بزرگداشت اهورامزدا.
ستون پنج، بند۳: هشدار دربارهٔ دروغ.
ستون پنج، بند۴: تصریح رسمی شاه دربارهٔ علاقهاش به حقیقت.
ستون پنج، بند۵: یگانگی موفقیت داریوش.
ستون پنج، بند۶: درخواست شاه به مردمان آینده برای منتشر کردن متن سنگنبشته.
ستون پنج، بند۷: یاری اهورامزدا به داریوش.
ستون پنج، بند۸: درخواست شاه به شاهان آینده و کسانی که لوحه تاریخی بیستون را میبینند.
ستون پنج، بند۹: ۶ یاور داریوش علیه گئومات؛ راهنمایی شاهان آینده برای حمایت از نسل این حمایت کنندگان
ستون پنج، بند۱۰: معرفی نوشته جدید و پراکنده شدن متن.
ستون پنج، بند۱۱: شورش ئَتَمَئیته در عیلام و سرنگونیاش توسط گبریَس.
ستون پنج، بند۱۲: پیروز داریوش بر سکاها به فرماندهی سکونخا.
#از_دانش_تازیان_هم_بنویسم_که :
#جغرافی_دان_عرب_ابن_حوقل در حدود سال ۹۷۷ میلادی مینویسد که در کوه بیستون تصویر یک مکتبخانه با معلمی چوب در دست و تعدادی شاگرد و همچنین یک آشپزخانه با آشپزی که چمچه در دست دارد و نیز دیگی بر روی سهپایه، نقش شدهاست
سنگنبشتهٔ بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنهٔ جنوبی کوه پرآو ساخته شده است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال میرود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل سنگ نبشته استفاده میکردهاند و پس از پایان کار پلکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش دادهاند. سنگنبشتهٔ بیستون بر صخره ای از جنس سنگ آهک ایجاد شده که بنا به آثار لعاب قهوهای رنگی که سطح سنگ نبشته را پوشانده و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شدهاست به نظر میآید که در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشاندهاند.
#منابع :
1-عبدالحسین آذرنگ. «بیستون»
2-داندامایف. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی. ترجمهٔ روحی ارباب
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ستون چهار، بند۷: وقایع تحریک پیروان وهیَزداته در ارچوسیه و پایان دادن آن توسط ساتراپ ویوانه.
ستون پنج: شورش ارخهٔ ارمنی در بابل و اعدامش.
ستون پنج، بند۱: خلاصهٔ ۹ وانمودگر تخت شاهی و ۹ نبرد با آنان.
ستون پنج، بند۲: دلایل برخاستن و سرکوب این شورشها: «دروغ» و بزرگداشت اهورامزدا.
ستون پنج، بند۳: هشدار دربارهٔ دروغ.
ستون پنج، بند۴: تصریح رسمی شاه دربارهٔ علاقهاش به حقیقت.
ستون پنج، بند۵: یگانگی موفقیت داریوش.
ستون پنج، بند۶: درخواست شاه به مردمان آینده برای منتشر کردن متن سنگنبشته.
ستون پنج، بند۷: یاری اهورامزدا به داریوش.
ستون پنج، بند۸: درخواست شاه به شاهان آینده و کسانی که لوحه تاریخی بیستون را میبینند.
ستون پنج، بند۹: ۶ یاور داریوش علیه گئومات؛ راهنمایی شاهان آینده برای حمایت از نسل این حمایت کنندگان
ستون پنج، بند۱۰: معرفی نوشته جدید و پراکنده شدن متن.
ستون پنج، بند۱۱: شورش ئَتَمَئیته در عیلام و سرنگونیاش توسط گبریَس.
ستون پنج، بند۱۲: پیروز داریوش بر سکاها به فرماندهی سکونخا.
#از_دانش_تازیان_هم_بنویسم_که :
#جغرافی_دان_عرب_ابن_حوقل در حدود سال ۹۷۷ میلادی مینویسد که در کوه بیستون تصویر یک مکتبخانه با معلمی چوب در دست و تعدادی شاگرد و همچنین یک آشپزخانه با آشپزی که چمچه در دست دارد و نیز دیگی بر روی سهپایه، نقش شدهاست
سنگنبشتهٔ بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنهٔ جنوبی کوه پرآو ساخته شده است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال میرود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل سنگ نبشته استفاده میکردهاند و پس از پایان کار پلکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش دادهاند. سنگنبشتهٔ بیستون بر صخره ای از جنس سنگ آهک ایجاد شده که بنا به آثار لعاب قهوهای رنگی که سطح سنگ نبشته را پوشانده و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شدهاست به نظر میآید که در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشاندهاند.
#منابع :
1-عبدالحسین آذرنگ. «بیستون»
2-داندامایف. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی. ترجمهٔ روحی ارباب
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
آیا ماشین هرگز توانسته است با چنین کارآمدی و قدرتی در خدمت صلح باشد؟ برای آن که خوش بینیها و امیدوارهای پیش از جنگ بتواند در سالهای از پاافتادگی، بازسازی لنگ لنگان در بحران اقتصادی بعد از جنگ، هم چون باوری عمیق در ذهن انسانها باقی بمانند، بر هنرمندان بود که با ایمانی مسیحایی، هنر خود را به بیانیههایی درباره پیشرفت مادی و اجتماعی تبدیل کنند. "فرنان لژه"24 در سالهای بین 1918و1921 یک مجموعه تابلو کشید که به نحو بسیار شایستهای بیانگر چنین ایمانی بودند. تابلوی " صفحات گرد در شهر " برجستهترین کار در این مجموعه بود. شیوه کار او، ترکیبی (یا سنتتیک) است. او شکلهایی را در کنار هم قرار میدهد که نماها، بامها، تیرهای حمال، پلهها، تابلوهای راهنما، پوسترها، رهگذران و نور لامپهای قوسی را القا میکنند. آنها در اصل به پوستر شباهت دارند. شکلها به حالت مسطح نموده شدهاند. ضمن آن که صفحات گرد در میانه تصویر از بیشترین نیروی بصری برخوردارند، قوام کمپوزسیون ناشی از چیدگی عناصر افقی و عمودی است. با این همه نوع تحرکت (بیشتر به علت ناتمام بودن شکلها به گونهای که چشم از یک شکل به شکل دیگر حرکت میکند) و فضا در تابلو احساس میگردد. شکلها در همه بخشهای تابلو از تابندگی یکسانی برخوردارند و در نتیجه نوعی برابری میان انسانها را القاء میکنند. این نقاشی و مجموعه آن به طور کلی، تصویری مرکب از شهر را، به عنوان مکانی برای کار و تفریح و به عنوان محیط زیست متعارف کنونی انسان ارائه میکنند.
سزان واپسین نقاشی بزرگیبود که از تماس نزدیک و مداوم با چشم اندازها نیرو میگرفت. لژه، پسر یک کشاورز نرماندیایی، نخستین نقاش بزرگی است که زندگی شهری مدرن را وجه نظر قرار میدهد و البته آن چه ارائه میکند، برخلاف دیدگاه قرن نوزدهم که شهر صنعتی شده پرجمعیت را هیولای سر بر کشیده گریزناپذیر میانگاشت، دیدی مثبت به زندگی شهری است. نگرش وی یادآور آن احساس غروری است که در قرنهای هفدهم و هجدهم در مورد شهر به عنوان نیکوترین دستاورد بشر، وجود داشت. او از طریق تجزیه عناصر، با قدرت و استحکام کلاسیک، تجربهای را عرضه میدارد که از آرمانهای رومانتیک فوتوریستها سخت در میگذرد. "(لینتن، 1382: 116-118)
" وی در دهه 1920 تقریباً همان گویش بصری شفاف برای نقش مایههای سنتیتر هم چون پیکرههای عریان، نقوش اشیاء و مناظر استفاده میکند. [...] علاوه بر آنها، لژه به کشیدن دو نوع تابلو پرداخت که کم و بیش انتزاعی بودند.
نوع اولِ آنها با عناوینی مانند " عنصر ماشینی " ، شعرهایی بصریاند درباره زیبایی ماشینها و نوع دوم تابلوهاییاند که آرایش فرم های مسطح هندسی را نشان میدهند که گهگاه، مانند تابلوی " دو تفنگ " شی قابل شناختی را شامل میشود. لژه با کار موندریان ( که از سال 1919 به بعد دوباره در پاریس اقامت گزید) و نیز کار اعضای گروه داستیل آشنا بود[...] نکته در خور توجه این است که نباید حرکتهای او در دو سوی مرز بین شکل نمایی و انتزاع را هم چون نشانههایی از یک بحران تعبیر کنیم.
لژه مجذوب کلیت هنر انتزاعی گردید و به قابلیت آن به عنوان تکمیل کننده معماری پیبرد. ولی نه هم چون موندریان به جنبه نمادین ساحتهای هندسی علاقه داشت و نه در تمایل فزاینده اعضای گروه داستیل به وفق دادن سبک تصویریشان با کاراکتر سه بعدی معماری و مبلمان سهیم بود. لژه به تمام معنا به واقعیت زندگی هر روزه تعلق خاطر داشت.تابلوهای انتزاعی او را باید هم چون گامهایی در جهت توسعه محیط زیستی نگریست که میبایست مورد استفاده انسانها قرار گیرد و به وسیله آنها تکامل یابد. چهره آدمی ، باید در برابر این مناطق بزرگ و آرام، حالت راستین خود را پیدا کند. یک بینی، یک چشم، یک پا، یک دست یا دکمه کت به یک واقعیت دقیق مبدل خواهند شد."(همان:118-119)
بیشتر آثار لژه موضوعهای معاصر دارند. او با خطهای شکلساز ساده و سطوح رنگی پر طنین، خصلتی " سترگنما" به پیکرهای انسانی می دهد. بدیهی است واقعگرایی او با ناتورالیسم، نگرش رمانتیک بر طبیعت و رئالیسم اجتماعی سده نوزدهم هیچ وجه اشتراکی ندارد. لژه همچون " پیکاسو" به طرزی صریح و رک با واقعیتهای جهان معاصر روبرو می شود، ولی از طریق نشانه ها به تفسیر واقعیت می پرداخت. در واقع او تجربه های زندگی امروزین را با زبان موجز ابداعی خود بیان می کرد." ( پاکباز، 78: 479)
#منابع:
پاکباز، رویین، (1378)، " دایره المعارف هنر(نقاشی، پیکره تراشی، گرافیک)"، تهران: انتشارات فرهنگ معاصر.
لینتن، نوربرت، (1382)، " هنر مدرن"، ترجمه علی رامین، تهران: نشر نی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
سزان واپسین نقاشی بزرگیبود که از تماس نزدیک و مداوم با چشم اندازها نیرو میگرفت. لژه، پسر یک کشاورز نرماندیایی، نخستین نقاش بزرگی است که زندگی شهری مدرن را وجه نظر قرار میدهد و البته آن چه ارائه میکند، برخلاف دیدگاه قرن نوزدهم که شهر صنعتی شده پرجمعیت را هیولای سر بر کشیده گریزناپذیر میانگاشت، دیدی مثبت به زندگی شهری است. نگرش وی یادآور آن احساس غروری است که در قرنهای هفدهم و هجدهم در مورد شهر به عنوان نیکوترین دستاورد بشر، وجود داشت. او از طریق تجزیه عناصر، با قدرت و استحکام کلاسیک، تجربهای را عرضه میدارد که از آرمانهای رومانتیک فوتوریستها سخت در میگذرد. "(لینتن، 1382: 116-118)
" وی در دهه 1920 تقریباً همان گویش بصری شفاف برای نقش مایههای سنتیتر هم چون پیکرههای عریان، نقوش اشیاء و مناظر استفاده میکند. [...] علاوه بر آنها، لژه به کشیدن دو نوع تابلو پرداخت که کم و بیش انتزاعی بودند.
نوع اولِ آنها با عناوینی مانند " عنصر ماشینی " ، شعرهایی بصریاند درباره زیبایی ماشینها و نوع دوم تابلوهاییاند که آرایش فرم های مسطح هندسی را نشان میدهند که گهگاه، مانند تابلوی " دو تفنگ " شی قابل شناختی را شامل میشود. لژه با کار موندریان ( که از سال 1919 به بعد دوباره در پاریس اقامت گزید) و نیز کار اعضای گروه داستیل آشنا بود[...] نکته در خور توجه این است که نباید حرکتهای او در دو سوی مرز بین شکل نمایی و انتزاع را هم چون نشانههایی از یک بحران تعبیر کنیم.
لژه مجذوب کلیت هنر انتزاعی گردید و به قابلیت آن به عنوان تکمیل کننده معماری پیبرد. ولی نه هم چون موندریان به جنبه نمادین ساحتهای هندسی علاقه داشت و نه در تمایل فزاینده اعضای گروه داستیل به وفق دادن سبک تصویریشان با کاراکتر سه بعدی معماری و مبلمان سهیم بود. لژه به تمام معنا به واقعیت زندگی هر روزه تعلق خاطر داشت.تابلوهای انتزاعی او را باید هم چون گامهایی در جهت توسعه محیط زیستی نگریست که میبایست مورد استفاده انسانها قرار گیرد و به وسیله آنها تکامل یابد. چهره آدمی ، باید در برابر این مناطق بزرگ و آرام، حالت راستین خود را پیدا کند. یک بینی، یک چشم، یک پا، یک دست یا دکمه کت به یک واقعیت دقیق مبدل خواهند شد."(همان:118-119)
بیشتر آثار لژه موضوعهای معاصر دارند. او با خطهای شکلساز ساده و سطوح رنگی پر طنین، خصلتی " سترگنما" به پیکرهای انسانی می دهد. بدیهی است واقعگرایی او با ناتورالیسم، نگرش رمانتیک بر طبیعت و رئالیسم اجتماعی سده نوزدهم هیچ وجه اشتراکی ندارد. لژه همچون " پیکاسو" به طرزی صریح و رک با واقعیتهای جهان معاصر روبرو می شود، ولی از طریق نشانه ها به تفسیر واقعیت می پرداخت. در واقع او تجربه های زندگی امروزین را با زبان موجز ابداعی خود بیان می کرد." ( پاکباز، 78: 479)
#منابع:
پاکباز، رویین، (1378)، " دایره المعارف هنر(نقاشی، پیکره تراشی، گرافیک)"، تهران: انتشارات فرهنگ معاصر.
لینتن، نوربرت، (1382)، " هنر مدرن"، ترجمه علی رامین، تهران: نشر نی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
تحقيقات موجود، مقام، منزلت و برتری زبان فارسی در میان تركان عثمانی را نشان می دهند،بطوريكه در آن دوران در مكتبخانه های قلمروِ عثمانی، زبان فارسی را به عنوان زبان اوّل تدريس می كرده و سلاطين عثمانی ضمن سرودن شعر به فارسی،از حضورِ شاعران پارسی گوی در دربار خود مباهات می نمودند۵
نقل رباعيات حدود ١٠٠ شاعر پارسی گوی آذری و ارّانی در كتاب نزهت المجالس (تأليف قرن ٧ هجری/١٣ ميلادی) نشان می دهد كه نواحی ارّان و آذربايجان ـ از ديرباز ـ پايگاهِ زبان فارسی بوده است۶
مُسلّماً اين وحدت ملّی يا همبستگی قومی ناشی از نوعی قدرت سياسی ـ نظامی نبوده چرا كه با توجه به هجوم های پی در پی و فقدان ثبات و آرامش و ضعف حكومت ها،منطقاً می بايستی اين وحدت و همبستگی دچار پراكندگی و تفرقه می شد و هر قومی با استفاده از شرايط مساعد، سازِ جدائی و استقلال طلبی می زد در حاليكه تاريخ اجتماعی ـ سياسی ايران تا آغاز قرن بيستم نشان می دهد كه اقوام ايرانی(خصوصاً كردها و آذری ها)در همۀ دوران های هرج و مرج سياسی نه تنها به جدائی از ايران گرايشی نداشتند بلكه در كنار ساير اقوام ايرانی در برابر بيگانگان(خصوصاً در برابر تركان عثمانی) ايستادگی كرده اند.مقاومت دلیرانۀ مردم اهواز ،آبادان و دیگر شهرهای خوزستان در برابرِ هجوم ارتش صدّام حسین نمونۀ دیگری از این ایراندوستی و همبستگیِ ملّی بوده است.
اينكه در دوران ٩٠٠ سالۀ حاکمیّت سلاطین ترك، زبان تركی چرا نتوانست جايگزين زبان فارسی گردد، مسئله ای است فرهنگی و تاريخی كه اساساً ناشی از ظرفيّت و مقبوليّت زبان فارسی- به عنوان یک پُل ارتباطی- برای پاسخگوئی به نيازهای فرهنگی و اجتماعی همۀ اقوام ايرانی بود. بنابراين شگفت نيست كه آثار مولوی رومی، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، عماد الدين نسيمی شروانی، شيخ شبستری، صائب تبريزی، قطران تبريزی، محمد حسين شهريار و آثار ده ها شاعر ترك زبان ديگر، اينك بخش بزرگی از ميراث فرهنگ و ادب پارسی است.
از سوی دیگر،تاریخ مردوخ کردستانی نشان می دهد که زبان فارسی در کردستان ایران نیز دارای اهمیّت و منزلت فراوان بوده است.این کتاب-با نثر و نگارشی به غایت زیبا و فارسی بسیار درخشان -گنجینه ای است که حوادث دو قرنِ اخیر کردستان ایران را تحریر کرده است.۷
آميختگی كردها ، آذری ها ،گيلك ها ، فارس ها ،لرها ، بلوچ ها و ديگر اقوام ايرانی با يكديگر چنان است كه حضور و همزیستیِ هر یک را در دور افتاده ترين نقاط ايران می توان دید.«آموزشِ زبان مادری» - البتّه - حقّ طبیعی و مشروعِ همۀ اقوام ایرانی است،امّا کسانی که از «شووينيسم فارس» و «آموزشِ به زبان مادری»سخن می گويند،بر بدبختی های اجتماعی، سياسی و فرهنگیِ موجود آتش جنگ های قومی و قبيله ای را نيز اضافه می کنند.
فرهنگ و مدنیّت ایرانی متشکّل از اقوامی است که همانند قالی ایرانی در کثرتِ رنگ ها ،گل ها و گیاهان گوناگون ،وحدت ملّی ما را شکل می دهد. در گذشته ای نه چندان دور ،دخالت های دولت شوروی برای «دولت سازی در میان خلق های ایران»، این وحدت ملّی را دچار آسیب های فراوان ساخت و اجرای یکی از آرمان های انقلاب مشروطیّت - مبنی بر«انجمن های ايالتی و ولايتی»- را به تأخیر انداخت. با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی اینک ضمن تأکید بر زبان فارسی-به عنوان زبان ملّی و مشترک همۀ ایرانیان- می توان برای اعتلای زبان و فرهنگِ همۀ اقوام ایرانی کوشید.
آب درخوابگۀ مورچگان!
۲۵ بهمن ۱۴۰۰=۱۴ فوریۀ ۲۰۲۲
«عزیز من!...از قضاوت هیچ کس در خصوص اشعارم نگران نباشید.حرفِ کسی باری از روی دوشی برنمی دارد.من همین قدر باید از عنایتی که جوانان نسبت به کار من دارند،متشکّر باشم.تصوّر کنید که من در پُشت سنگرِ خود جا کرده ام ،در این حال،هر وقت تیری به هدف پرتاب می کنم از کارِ خودم بیشتر خنده ام می گیرد ...به نظر می آید که «آب در خوابگۀ مورچگان ریخته ام».
لحنِ نیما چنان محکم و استوار است که گوئی آینده را در دست های خود دارد و به پیروزی راه و اندیشه اش مطمئن است. نیما همین اعتماد به نفس و اطمینان به آینده را با پیش بینی حیرت انگیز در بارۀ سرنوشت سیاسی احسان طبری (بزرگترین تئوریسین ادبی حزب توده) ابراز کرده بود آنجا که خطاب به احسان طبری می گوید:
-آنکه منتظر است روزی شما را بیش از خود در نظر مردم ناستوده ببیند.نیما یوشیج
حالا حکایتِ کسانی است که پس از شکست های سیاسی-ایدئولوژیک تازه به «عرصه» آمده اند و با «جیغ و جار» می خواهند «افاضۀ فضل»کنند...چه می توان گفت!؟ به قول حافظ:
رَوَندگانِ حقیقت به نیم جُو نخرند -
قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است
#منابع
۱ - نگاه کنیدبه:دیدگاه ها،نشر عصر جدید،سوئد،۱۹۹۳؛گفتگو با روزنامۀ کیهان،شمارۀ ۴۷۸، ۲۱ اکتبر۱۹۹۳؛فصلنامۀ کاوه،شمارۀ ۹۴،مونیخ آلمان ، تابستان ۲۰۰۱؛مجلّۀ تلاش، شماره های ۴و ۵، هامبورگ المان،۲۰۰۲؛ شمارۀ ۱۱، ۲۰۰۳؛برخی منظره ها و مناظره ها،نشر فرهنگ،کانادا، ۲۰۰۴،صص ۶۵-۹۰
نقل رباعيات حدود ١٠٠ شاعر پارسی گوی آذری و ارّانی در كتاب نزهت المجالس (تأليف قرن ٧ هجری/١٣ ميلادی) نشان می دهد كه نواحی ارّان و آذربايجان ـ از ديرباز ـ پايگاهِ زبان فارسی بوده است۶
مُسلّماً اين وحدت ملّی يا همبستگی قومی ناشی از نوعی قدرت سياسی ـ نظامی نبوده چرا كه با توجه به هجوم های پی در پی و فقدان ثبات و آرامش و ضعف حكومت ها،منطقاً می بايستی اين وحدت و همبستگی دچار پراكندگی و تفرقه می شد و هر قومی با استفاده از شرايط مساعد، سازِ جدائی و استقلال طلبی می زد در حاليكه تاريخ اجتماعی ـ سياسی ايران تا آغاز قرن بيستم نشان می دهد كه اقوام ايرانی(خصوصاً كردها و آذری ها)در همۀ دوران های هرج و مرج سياسی نه تنها به جدائی از ايران گرايشی نداشتند بلكه در كنار ساير اقوام ايرانی در برابر بيگانگان(خصوصاً در برابر تركان عثمانی) ايستادگی كرده اند.مقاومت دلیرانۀ مردم اهواز ،آبادان و دیگر شهرهای خوزستان در برابرِ هجوم ارتش صدّام حسین نمونۀ دیگری از این ایراندوستی و همبستگیِ ملّی بوده است.
اينكه در دوران ٩٠٠ سالۀ حاکمیّت سلاطین ترك، زبان تركی چرا نتوانست جايگزين زبان فارسی گردد، مسئله ای است فرهنگی و تاريخی كه اساساً ناشی از ظرفيّت و مقبوليّت زبان فارسی- به عنوان یک پُل ارتباطی- برای پاسخگوئی به نيازهای فرهنگی و اجتماعی همۀ اقوام ايرانی بود. بنابراين شگفت نيست كه آثار مولوی رومی، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، عماد الدين نسيمی شروانی، شيخ شبستری، صائب تبريزی، قطران تبريزی، محمد حسين شهريار و آثار ده ها شاعر ترك زبان ديگر، اينك بخش بزرگی از ميراث فرهنگ و ادب پارسی است.
از سوی دیگر،تاریخ مردوخ کردستانی نشان می دهد که زبان فارسی در کردستان ایران نیز دارای اهمیّت و منزلت فراوان بوده است.این کتاب-با نثر و نگارشی به غایت زیبا و فارسی بسیار درخشان -گنجینه ای است که حوادث دو قرنِ اخیر کردستان ایران را تحریر کرده است.۷
آميختگی كردها ، آذری ها ،گيلك ها ، فارس ها ،لرها ، بلوچ ها و ديگر اقوام ايرانی با يكديگر چنان است كه حضور و همزیستیِ هر یک را در دور افتاده ترين نقاط ايران می توان دید.«آموزشِ زبان مادری» - البتّه - حقّ طبیعی و مشروعِ همۀ اقوام ایرانی است،امّا کسانی که از «شووينيسم فارس» و «آموزشِ به زبان مادری»سخن می گويند،بر بدبختی های اجتماعی، سياسی و فرهنگیِ موجود آتش جنگ های قومی و قبيله ای را نيز اضافه می کنند.
فرهنگ و مدنیّت ایرانی متشکّل از اقوامی است که همانند قالی ایرانی در کثرتِ رنگ ها ،گل ها و گیاهان گوناگون ،وحدت ملّی ما را شکل می دهد. در گذشته ای نه چندان دور ،دخالت های دولت شوروی برای «دولت سازی در میان خلق های ایران»، این وحدت ملّی را دچار آسیب های فراوان ساخت و اجرای یکی از آرمان های انقلاب مشروطیّت - مبنی بر«انجمن های ايالتی و ولايتی»- را به تأخیر انداخت. با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی اینک ضمن تأکید بر زبان فارسی-به عنوان زبان ملّی و مشترک همۀ ایرانیان- می توان برای اعتلای زبان و فرهنگِ همۀ اقوام ایرانی کوشید.
آب درخوابگۀ مورچگان!
۲۵ بهمن ۱۴۰۰=۱۴ فوریۀ ۲۰۲۲
«عزیز من!...از قضاوت هیچ کس در خصوص اشعارم نگران نباشید.حرفِ کسی باری از روی دوشی برنمی دارد.من همین قدر باید از عنایتی که جوانان نسبت به کار من دارند،متشکّر باشم.تصوّر کنید که من در پُشت سنگرِ خود جا کرده ام ،در این حال،هر وقت تیری به هدف پرتاب می کنم از کارِ خودم بیشتر خنده ام می گیرد ...به نظر می آید که «آب در خوابگۀ مورچگان ریخته ام».
لحنِ نیما چنان محکم و استوار است که گوئی آینده را در دست های خود دارد و به پیروزی راه و اندیشه اش مطمئن است. نیما همین اعتماد به نفس و اطمینان به آینده را با پیش بینی حیرت انگیز در بارۀ سرنوشت سیاسی احسان طبری (بزرگترین تئوریسین ادبی حزب توده) ابراز کرده بود آنجا که خطاب به احسان طبری می گوید:
-آنکه منتظر است روزی شما را بیش از خود در نظر مردم ناستوده ببیند.نیما یوشیج
حالا حکایتِ کسانی است که پس از شکست های سیاسی-ایدئولوژیک تازه به «عرصه» آمده اند و با «جیغ و جار» می خواهند «افاضۀ فضل»کنند...چه می توان گفت!؟ به قول حافظ:
رَوَندگانِ حقیقت به نیم جُو نخرند -
قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است
#منابع
۱ - نگاه کنیدبه:دیدگاه ها،نشر عصر جدید،سوئد،۱۹۹۳؛گفتگو با روزنامۀ کیهان،شمارۀ ۴۷۸، ۲۱ اکتبر۱۹۹۳؛فصلنامۀ کاوه،شمارۀ ۹۴،مونیخ آلمان ، تابستان ۲۰۰۱؛مجلّۀ تلاش، شماره های ۴و ۵، هامبورگ المان،۲۰۰۲؛ شمارۀ ۱۱، ۲۰۰۳؛برخی منظره ها و مناظره ها،نشر فرهنگ،کانادا، ۲۰۰۴،صص ۶۵-۹۰
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#گسترش_اسلام
۱۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺩﺭﻩ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
۵۴۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۲۳۰۰ تن ﺩﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺳﯿﺴﺘﺎﻥ ﻭﺗﯿﺴﻔﻮﻥ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۴۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﻮﺭ، ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۱۰۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۴۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﻃﺒﺲ، ﻫﺮﺍﺕ ﻭ ﮐﻬﺴﺘﺎﻥ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۷۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﯼ، ﺍﻟﯿﺲ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
۵۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﭼﺎﻟﻮﺱ ﺭﻭﯾﺎﻥ، ﺳﺮﺧﺲ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۸۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۲۰۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻮﺷﺘﺮ، ﺭﺍﻣﻬﺮﻣﺰ، ﺷﺎﭘﻮﺭ، ﺑﺎﺩﻏﯿﺲ ﻭ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ۷۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ، ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍنزﻣﯿﻦ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻓﺠﯿﻌﺎﻧﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۱۲۰ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺎﻣﻼ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ و ﮐﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺎ ۴۰۰ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻫﺠﻮﻡ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ
#منابع:
ﻓﺘﻮﺡ ﺍﻟﺒﻠﺪﺍﻥ ﺹ ۶۵
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ ﺹ ۲۲۳
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ ﺹ ۲۸۲
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ ﺹ ۲۱۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺑﻠﺨﯽ ﺹ ۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۴، ﺹ ۱۴۹۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۵، ﺹ ۱۹۷۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۵، ﺹ ۲۰۱۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۵، ﺹ ۲۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺍﺛﯿﺮ ﺝ ۳، ﺹ ۳۰۸
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#گسترش_اسلام
۱۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺩﺭﻩ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
۵۴۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۲۳۰۰ تن ﺩﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺳﯿﺴﺘﺎﻥ ﻭﺗﯿﺴﻔﻮﻥ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۴۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﻮﺭ، ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۱۰۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۴۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﻃﺒﺲ، ﻫﺮﺍﺕ ﻭ ﮐﻬﺴﺘﺎﻥ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۷۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﯼ، ﺍﻟﯿﺲ ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
۵۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﭼﺎﻟﻮﺱ ﺭﻭﯾﺎﻥ، ﺳﺮﺧﺲ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ
۸۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۲۰۰۰۰۰ تن ﺩﺭ ﺷﻮﺷﺘﺮ، ﺭﺍﻣﻬﺮﻣﺰ، ﺷﺎﭘﻮﺭ، ﺑﺎﺩﻏﯿﺲ ﻭ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ۷۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ، ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍنزﻣﯿﻦ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻓﺠﯿﻌﺎﻧﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ
۱۲۰ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺎﻣﻼ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ و ﮐﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺎ ۴۰۰ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻫﺠﻮﻡ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ
#منابع:
ﻓﺘﻮﺡ ﺍﻟﺒﻠﺪﺍﻥ ﺹ ۶۵
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ ﺹ ۲۲۳
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ ﺹ ۲۸۲
ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻔﺘﻮﺡ ﺹ ۲۱۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺑﻠﺨﯽ ﺹ ۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۴، ﺹ ۱۴۹۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۵، ﺹ ۱۹۷۵
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۵، ﺹ ۲۰۱۱
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻃﺒﺮﯼ ﺝ ۵، ﺹ ۲۱۱۶
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺑﻦ ﺍﺛﯿﺮ ﺝ ۳، ﺹ ۳۰۸
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity