🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_3_ژوئن_سالروز_درگذشت_فرانتس_کافکا
3ژوئن 1924.
فرانتس کافکا، این هنرمندترین فیلسوفِ قرن بیستم میمیرد.
(گاهشمارِ زندگیِ فرانتس کافکا)
1883 فرانتس کافکا در ٣ ژوئیه در پراگ زاده میشود، پسرِ هرمان کافکا و ژولی لووی.
1889 ورود به دبستانِ آلمانی در فلایشمارکت. زبانِ خانواده آلمانی بود، هر چند پدر در اصل به زبانِ چک نیز سخن میگفت. تولدِ خواهرش اِلی. دو برادرِ فرانتس در خردسالی مرده بودند.
1890 تولدِ خواهرش والی
1892تولدِ خواهرش اُتلا.
1893-1901 دورانِ تحصیل در دبیرستانِ آلمانی، پراگ؛ دوستی با اُسکار پولاک.
1899-1900 کارهای #اسپینوزا، #داروین و #نیچه را میخواند. دوستی با هوگو برگمان.
1899-1903 نوشتههای آغازین(#نابود_شدهاند)
1901-1906 تحصیل ادبیاتِ آلمانی، سپس حقوق در دانشگاهِ آلمانی، پراگ.
1902 آشنائی و دوستی با ماکس برود، فلیکس وِلچ، و اسکار بائوم. حشر و نشر با محافلِ ادبی.
1903 روی رمانِ کودک و شهر کار میکند(گم شده است).
1904 #وصف_یک_پیکار.
1905 ماجرای عاشقانه با زنی نام برده نشده.
1906 در دفترِ حقوقی در پراگ، کار میکند. از دانشگاهِ آلمانی پراگ دکترای حقوق میگیرد.
1907 #تدارک_عروسی_در_روستا. اکتبر: کار در شرکتِ بیمهٔ ایتالیایی.
1908 در زمینهٔ بیمه مقالهای مینویسد به نامِ "دربارهٔ بیمهٔ اجباری در صنعتِ ساختمان."
1909 انتشارِ هشت قطعهٔ منثور در مجلهٔ ادبیِ هیپریون.
1910 آغازِ نوشتنِ دفترِ خاطراتِ روزانه - #یادداشتها
1911 قصد میکند با برود رمانی بنویسد، نامش: ریشارد و زاموئل. رویِ رمانِ #آمریکا کار میکند.
1912 در خانهٔ پدرِ ماکس برود در پراگ با دوشیزه #فلیسه باوئر اهلِ برلین آشنا میشود. 14 اوت: دستنوشتِ تأملات را به ناشر میسپارد. 20سپتامبر: آغازِ مکاتبه با #فلیسه. #داوری را مینویسد. اکتبر: #سوختانداز را مینویسد که بعداً نخستین فصلِ #آمریکا گردید. نوامبر: #مسخ را مینویسد.
1913 ژانویه: انتشارِ تأملات. شکاف در فرآوریِ ادبی. عیدِ پاک: نخستین دیدار از #فلیسه باوئر در برلین. بهار: انتشارِ #داوری. مه: انتشارِ #سوختانداز. سپتامبر: سفر به وین، ونیز و ریوا. در ریوا، دوستی با دخترِ سوئیسی. نوامبر: آشنائی با #گرته_بلوخ.(گرته پسری از کافکا به دنیا آورد که پیش از هفت سالگی مُرد و کافکا هیچگاه از وجودش آگاه نشد.)
1914 آوریل: نامزدی با #فلیسه باوئر در برلین. 12ژوئیه: نامزدی را برهم میزند. اکتبر: #کیفرگاه را مینویسد. پائیز: آغازِ به نوشتنِ #محاکمه میکند. زمستان: #جلوی_قانون (جزئی از محاکمه) را مینویسد.
1915ژانویه: دیدارِ #فلیسه را از سر میگیرد. به کار کردن روی #محاکمه ادامه میدهد. جایزهٔ فونتانه را از بهرِ #سوختانداز میگیرد. نوامبر: انتشارِ #مسخ. دسامبر:#آموزگار_دهکده را مینویسد.
1916 فهرستی تنظیم میکند از دلائلِ موافق و مخالفِ ازدواج. داستانهایی مینویسد که بعداً در مجموعهٔ #پزشک_دهکده گردآورده میشوند.
1917 نیمهٔ نخست: #گراکوس_شکارچی را مینویسد. بهار: #دیوار_بزرگ_چین را مینویسد. ژوئیه: دومین نامزدی با #فلیسه. اوت: خون سرفه کردن کافکا آغاز میشود. پزشکان تشخیص #سل در او میدهند. پایانِ دسامبر: دومین نامزدیاش را با #فلیسه برهم میزند. گزینگفتهها را مینویسد.
1918 گزینگفتهها را ادامه میدهد. طرحی برای انجمنِ کارگرانِ فقیر، میدهد.
1919 #فلیسه شوهر میکند. انتشارِ #کیفرگاه. انتشارِ مجموعهٔ داستانهایی که عنوانِ #پزشک_دهکده را دارند. #نامه_به_پدر را مینویسد. مجموعهٔ گزینگفتههایی را تحتِ عنوانِ #او مینویسد.
1920 مرخصی استعلاجی از موسسهٔ بیمهٔ سوانحِ کارگران. با #گوستاو_یانوش آشنا میشود. با #میلنا_یزنسکا - پولاک، بانوی نویسندهٔ چک،آشنا میشود. مکاتبه با او. دسامبر: عزیمت به آسایشگاهِ بیماریهای ریوی در کوههای تاترا.
1921 یادداشتی در دفترِ خاطرات که کافکا همهٔ خاطراتِ روزانهاش را به #میلنا داده است. پسرِ کافکا از #گرته_بلوخ در مونیخ میمیرد. داستانهای نوشته شده را در مجموعهای گرد میآورد که عنوانِ #هنرمند_گرسنگی را بر خود دارند.
1922 #قصر را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را مینویسد. واپسین دیدار با #میلنا. #پژوهشهای_یک_سگ را مینویسد.
1923 با دوشیزه #دورا_دیمانت (دیامانت) آشنا میشود. در فرهنگستانِ برلین، سرِ درسهای مطالعاتِ یهودی میرود. #نقب را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را به ناشر میسپارد.
1924 #یوزفینه_آوازخوان یا #مردم_موش را مینویسد. او را در وضعِ بیماری از برلین به پراگ میآورند. آوریل به آسایشگاه وینر والد میرود؛ آنگاه به کلینیکِ پروفسور هایک در وین. سپس به آسایشگاهی در کییرلینگ، نزدیکِ وین میرود. 3 ژوئن: در کییرلینگ #میمیرد. در 11 ژوئن، در گورستانِ یهودیان در پراگ - اشتراشنیتس به خاک سپرده میشود. انتشارِ #هنرمند_گرسنگی.
📚🤔
🔴#_3_ژوئن_سالروز_درگذشت_فرانتس_کافکا
3ژوئن 1924.
فرانتس کافکا، این هنرمندترین فیلسوفِ قرن بیستم میمیرد.
(گاهشمارِ زندگیِ فرانتس کافکا)
1883 فرانتس کافکا در ٣ ژوئیه در پراگ زاده میشود، پسرِ هرمان کافکا و ژولی لووی.
1889 ورود به دبستانِ آلمانی در فلایشمارکت. زبانِ خانواده آلمانی بود، هر چند پدر در اصل به زبانِ چک نیز سخن میگفت. تولدِ خواهرش اِلی. دو برادرِ فرانتس در خردسالی مرده بودند.
1890 تولدِ خواهرش والی
1892تولدِ خواهرش اُتلا.
1893-1901 دورانِ تحصیل در دبیرستانِ آلمانی، پراگ؛ دوستی با اُسکار پولاک.
1899-1900 کارهای #اسپینوزا، #داروین و #نیچه را میخواند. دوستی با هوگو برگمان.
1899-1903 نوشتههای آغازین(#نابود_شدهاند)
1901-1906 تحصیل ادبیاتِ آلمانی، سپس حقوق در دانشگاهِ آلمانی، پراگ.
1902 آشنائی و دوستی با ماکس برود، فلیکس وِلچ، و اسکار بائوم. حشر و نشر با محافلِ ادبی.
1903 روی رمانِ کودک و شهر کار میکند(گم شده است).
1904 #وصف_یک_پیکار.
1905 ماجرای عاشقانه با زنی نام برده نشده.
1906 در دفترِ حقوقی در پراگ، کار میکند. از دانشگاهِ آلمانی پراگ دکترای حقوق میگیرد.
1907 #تدارک_عروسی_در_روستا. اکتبر: کار در شرکتِ بیمهٔ ایتالیایی.
1908 در زمینهٔ بیمه مقالهای مینویسد به نامِ "دربارهٔ بیمهٔ اجباری در صنعتِ ساختمان."
1909 انتشارِ هشت قطعهٔ منثور در مجلهٔ ادبیِ هیپریون.
1910 آغازِ نوشتنِ دفترِ خاطراتِ روزانه - #یادداشتها
1911 قصد میکند با برود رمانی بنویسد، نامش: ریشارد و زاموئل. رویِ رمانِ #آمریکا کار میکند.
1912 در خانهٔ پدرِ ماکس برود در پراگ با دوشیزه #فلیسه باوئر اهلِ برلین آشنا میشود. 14 اوت: دستنوشتِ تأملات را به ناشر میسپارد. 20سپتامبر: آغازِ مکاتبه با #فلیسه. #داوری را مینویسد. اکتبر: #سوختانداز را مینویسد که بعداً نخستین فصلِ #آمریکا گردید. نوامبر: #مسخ را مینویسد.
1913 ژانویه: انتشارِ تأملات. شکاف در فرآوریِ ادبی. عیدِ پاک: نخستین دیدار از #فلیسه باوئر در برلین. بهار: انتشارِ #داوری. مه: انتشارِ #سوختانداز. سپتامبر: سفر به وین، ونیز و ریوا. در ریوا، دوستی با دخترِ سوئیسی. نوامبر: آشنائی با #گرته_بلوخ.(گرته پسری از کافکا به دنیا آورد که پیش از هفت سالگی مُرد و کافکا هیچگاه از وجودش آگاه نشد.)
1914 آوریل: نامزدی با #فلیسه باوئر در برلین. 12ژوئیه: نامزدی را برهم میزند. اکتبر: #کیفرگاه را مینویسد. پائیز: آغازِ به نوشتنِ #محاکمه میکند. زمستان: #جلوی_قانون (جزئی از محاکمه) را مینویسد.
1915ژانویه: دیدارِ #فلیسه را از سر میگیرد. به کار کردن روی #محاکمه ادامه میدهد. جایزهٔ فونتانه را از بهرِ #سوختانداز میگیرد. نوامبر: انتشارِ #مسخ. دسامبر:#آموزگار_دهکده را مینویسد.
1916 فهرستی تنظیم میکند از دلائلِ موافق و مخالفِ ازدواج. داستانهایی مینویسد که بعداً در مجموعهٔ #پزشک_دهکده گردآورده میشوند.
1917 نیمهٔ نخست: #گراکوس_شکارچی را مینویسد. بهار: #دیوار_بزرگ_چین را مینویسد. ژوئیه: دومین نامزدی با #فلیسه. اوت: خون سرفه کردن کافکا آغاز میشود. پزشکان تشخیص #سل در او میدهند. پایانِ دسامبر: دومین نامزدیاش را با #فلیسه برهم میزند. گزینگفتهها را مینویسد.
1918 گزینگفتهها را ادامه میدهد. طرحی برای انجمنِ کارگرانِ فقیر، میدهد.
1919 #فلیسه شوهر میکند. انتشارِ #کیفرگاه. انتشارِ مجموعهٔ داستانهایی که عنوانِ #پزشک_دهکده را دارند. #نامه_به_پدر را مینویسد. مجموعهٔ گزینگفتههایی را تحتِ عنوانِ #او مینویسد.
1920 مرخصی استعلاجی از موسسهٔ بیمهٔ سوانحِ کارگران. با #گوستاو_یانوش آشنا میشود. با #میلنا_یزنسکا - پولاک، بانوی نویسندهٔ چک،آشنا میشود. مکاتبه با او. دسامبر: عزیمت به آسایشگاهِ بیماریهای ریوی در کوههای تاترا.
1921 یادداشتی در دفترِ خاطرات که کافکا همهٔ خاطراتِ روزانهاش را به #میلنا داده است. پسرِ کافکا از #گرته_بلوخ در مونیخ میمیرد. داستانهای نوشته شده را در مجموعهای گرد میآورد که عنوانِ #هنرمند_گرسنگی را بر خود دارند.
1922 #قصر را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را مینویسد. واپسین دیدار با #میلنا. #پژوهشهای_یک_سگ را مینویسد.
1923 با دوشیزه #دورا_دیمانت (دیامانت) آشنا میشود. در فرهنگستانِ برلین، سرِ درسهای مطالعاتِ یهودی میرود. #نقب را مینویسد. #هنرمند_گرسنگی را به ناشر میسپارد.
1924 #یوزفینه_آوازخوان یا #مردم_موش را مینویسد. او را در وضعِ بیماری از برلین به پراگ میآورند. آوریل به آسایشگاه وینر والد میرود؛ آنگاه به کلینیکِ پروفسور هایک در وین. سپس به آسایشگاهی در کییرلینگ، نزدیکِ وین میرود. 3 ژوئن: در کییرلینگ #میمیرد. در 11 ژوئن، در گورستانِ یهودیان در پراگ - اشتراشنیتس به خاک سپرده میشود. انتشارِ #هنرمند_گرسنگی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ بهمن زادروز #چارلز_داروین
( زاده ۲۳ بهمن ۱۱۸۷ برابر با ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ شروپشر انگلستان -- درگذشته ۳۰ فروردین ۱۲۶۱ برابر با ۱۹ آوریل ۱۸۸۲ لندن ) زیست شناس و زمین شناس
چارلز رابرت داروین از خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد. وی در سال ۱۸۳۱ ماجراجویی و سفر ۵ ساله ای را با کشتی اچاماس بیگل متعلق به نیروی دریایی بریتانیا تجربه کرد. پس از تحقیقات بیشمار بر روی گونه های حیوانات بالأخره در سال ۱۸۵۹ کتابی را تحت عنوان خاستگاه گونه ها (On the Origin of Species) منتشر کرد.
داروین در ۱۶ سالگی و در اکتبر سال ۱۸۲۵ همراه برادرش اراسموس به دانشگاه ادینبرو وارد شد. دو سال بعد او به عنوان دانشجوی کالج مسیح دانشگاه کمبریج پذیرفته شد.
پدرش امیدوار بود که مسیر او را دنبال کرده و به یک پزشک تبدیل شود، اما چارلز با خون میانه خوبی نداشت. پدرش پیشنهاد داد که چارلز به یک کشیش تبدیل شود اما علاقه ی او به شدت با تاریخ طبیعت عجین بود.
هنگامی که داروین در کالج مسیح مشغول به تحصیل بود، استاد گیاه شناسی او پروفسور جان استیونس هنسلو در نقش استاد راهنمایش ظاهر شد. در سال ۱۸۳۱ پس از فارغ التحصیلی از کالج مسیح پروفسور هنسلو به او پیشنهاد داد که در مقام طبیعت شناس به کشتی «اچاماس بیگل» ملحق شود.
ناخدای کشتی کاپیتان رابرتز فیتزروی بود و سفری ۵ ساله به اطراف جهان در پیش روی آنها قرار داشت. ۲۷ دسامبر ۱۸۳۱ با شروع ماجراجویی چارلز داروین با کشتی بیگل همزمان بود. داروین در طول این سفر گونه های متنوعی از جمله پرندگان، گیاهان و فسیل ها را مورد بررسی قرار داده و جمع آوری کرد. وی از طریق این تحقیقات امکان این را داشت که به صورت عملی و ملموس دانسته های گیاه شناسی، زمین شناسی و جانورشناسی خود را گسترش دهد. جزایر اقیانوس آرام و مجمع الجزایر گالاپاگوس بخش های مورد علاقه داروین بودند.
او در سال ۱۸۳۶ پس از بازگشت شروع به مکتوب کردن یافته های خود تحت عنوان «ژورنال تحقیقات» کرد. این نوشته ها به عنوان بخشی از داستان «کاپیتان فیتزروی» منتشر شد. بعدها نیز ویرایش شده و به نام «جانورشناسی سفر بیگل انتشار یافت.
این سفر دیدگاه داروین را در خصوص تاریخ طبیعی به کلی متحول کرد. همین عامل سبب شد که او نظریه ای انقلابی در مورد منشأ پیدایش ارائه کند. نظریه ای که با دیدگاه غالب آن زمان به کلی در تضاد بود.
نظریه تکامل داروین به این شکل است که موجودات و گونه ها از طریق فرآیندی با عنوان «انتخاب طبیعی» به بقای خود ادامه می دهند. گونه هایی که به بهترین نحو رشد کرده و خود را با محیط پیرامون تطابق می دهند شانس بقای بیشتری دارند. در دیگرسو، گونه هایی که خود را با محیط و ساختار طبیعی مطابقت ندهند از شانس کمتری برای بقا برخورداند و منقرض خواهند شد.
چارلز داروین پس از مطالعه بر روی پرندگان، گیاهان و فسیل ها دریافت که شباهت هایی بین گونه های خاص در یک مکان مشخص وجود دارد. وی اعتقاد پیدا کرد که گونه های متفاوت و متعدد امروزی حاصل تکامل اجداد و گونه های مشترک هستند.
نظریه تکامل داروین و فرآیند انتخاب طبیعی بعدها با عنوان مکتب داروینیسم شناخته شد.
در آن زمان، طبیعت گرایان دیگر بر این باور بودند که همه گونه ها یا در ابتدای جهان وجود داشته اند یا اینکه طی یک دوره ی تاریخ طبیعی پدید آمده اند. در هر صورت آنها اعتقاد داشتند که گونه ها بیشتر خصوصیات خود را در طول تاریخ حفظ کرده اند.
پس از سالها تحقیق، چارلز داروین در سال ۱۸۵۸ نظریه خود را در این خصوص با عنوان «نظریه تکامل» طی متنی در گردهمایی مجموعه «لینن سوسایتی» قرائت کرد.
24 نوامبر ۱۸۵۹ مصادف بود با انتشار معروف ترین اثر چارلز داروین با عنوان «خاستگاه گونه ها» که شرح مفصلی از نظریه تکامل در اثر فرآیند انتخاب طبیعی محسوب می شود.
طی قرن بعد، مطالعات بر روی DNA بخش هایی از نظریه تکامل داروین را به اثبات رساند. با این وجود اختلاف نظر پیرامون تضاد این نظریه با مفهوم «خلقت گرایی» همواره وجود داشته است. خلقت گرایی یادآور می شود که همه ی موجودات از خالقی برتر به نام خدا پدید آمده اند.
ناخدای کشتی بیگل یعنی رابرتز فیتزروی به لحاظ مذهبی یک بنیادگرا بود و در پایان سفر به دلیل مشارکت در کمک به پژوهش داروین خود را سرزنش می کرد. وی در هنگام سخنرانی داروین در دانشگاه آکسفورد حاضر شد و با بالای سر گرفتن انجیل حضار را دعوت به اعتقاد به کلام خالق کرد. سرانجام پس از پنج سال مقابله با افسردگی، با پاره کردن گلوی خود با تیغ خودکشی کرد.
چارلز داروین در ۷۳ سالگی درگذشت و در کلیسای وستمینستر به خاک سپرده شد.
#روز_داروین_گرامی_باد
#داروین از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۸ مخفیانه روی نظریهٔ انقلابیش کار میکرد. از آن بیم داشت که با علنی کردن آن از سوی گروه های تندرو به کفرگویی متهم شود ...
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ بهمن زادروز #چارلز_داروین
( زاده ۲۳ بهمن ۱۱۸۷ برابر با ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ شروپشر انگلستان -- درگذشته ۳۰ فروردین ۱۲۶۱ برابر با ۱۹ آوریل ۱۸۸۲ لندن ) زیست شناس و زمین شناس
چارلز رابرت داروین از خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد. وی در سال ۱۸۳۱ ماجراجویی و سفر ۵ ساله ای را با کشتی اچاماس بیگل متعلق به نیروی دریایی بریتانیا تجربه کرد. پس از تحقیقات بیشمار بر روی گونه های حیوانات بالأخره در سال ۱۸۵۹ کتابی را تحت عنوان خاستگاه گونه ها (On the Origin of Species) منتشر کرد.
داروین در ۱۶ سالگی و در اکتبر سال ۱۸۲۵ همراه برادرش اراسموس به دانشگاه ادینبرو وارد شد. دو سال بعد او به عنوان دانشجوی کالج مسیح دانشگاه کمبریج پذیرفته شد.
پدرش امیدوار بود که مسیر او را دنبال کرده و به یک پزشک تبدیل شود، اما چارلز با خون میانه خوبی نداشت. پدرش پیشنهاد داد که چارلز به یک کشیش تبدیل شود اما علاقه ی او به شدت با تاریخ طبیعت عجین بود.
هنگامی که داروین در کالج مسیح مشغول به تحصیل بود، استاد گیاه شناسی او پروفسور جان استیونس هنسلو در نقش استاد راهنمایش ظاهر شد. در سال ۱۸۳۱ پس از فارغ التحصیلی از کالج مسیح پروفسور هنسلو به او پیشنهاد داد که در مقام طبیعت شناس به کشتی «اچاماس بیگل» ملحق شود.
ناخدای کشتی کاپیتان رابرتز فیتزروی بود و سفری ۵ ساله به اطراف جهان در پیش روی آنها قرار داشت. ۲۷ دسامبر ۱۸۳۱ با شروع ماجراجویی چارلز داروین با کشتی بیگل همزمان بود. داروین در طول این سفر گونه های متنوعی از جمله پرندگان، گیاهان و فسیل ها را مورد بررسی قرار داده و جمع آوری کرد. وی از طریق این تحقیقات امکان این را داشت که به صورت عملی و ملموس دانسته های گیاه شناسی، زمین شناسی و جانورشناسی خود را گسترش دهد. جزایر اقیانوس آرام و مجمع الجزایر گالاپاگوس بخش های مورد علاقه داروین بودند.
او در سال ۱۸۳۶ پس از بازگشت شروع به مکتوب کردن یافته های خود تحت عنوان «ژورنال تحقیقات» کرد. این نوشته ها به عنوان بخشی از داستان «کاپیتان فیتزروی» منتشر شد. بعدها نیز ویرایش شده و به نام «جانورشناسی سفر بیگل انتشار یافت.
این سفر دیدگاه داروین را در خصوص تاریخ طبیعی به کلی متحول کرد. همین عامل سبب شد که او نظریه ای انقلابی در مورد منشأ پیدایش ارائه کند. نظریه ای که با دیدگاه غالب آن زمان به کلی در تضاد بود.
نظریه تکامل داروین به این شکل است که موجودات و گونه ها از طریق فرآیندی با عنوان «انتخاب طبیعی» به بقای خود ادامه می دهند. گونه هایی که به بهترین نحو رشد کرده و خود را با محیط پیرامون تطابق می دهند شانس بقای بیشتری دارند. در دیگرسو، گونه هایی که خود را با محیط و ساختار طبیعی مطابقت ندهند از شانس کمتری برای بقا برخورداند و منقرض خواهند شد.
چارلز داروین پس از مطالعه بر روی پرندگان، گیاهان و فسیل ها دریافت که شباهت هایی بین گونه های خاص در یک مکان مشخص وجود دارد. وی اعتقاد پیدا کرد که گونه های متفاوت و متعدد امروزی حاصل تکامل اجداد و گونه های مشترک هستند.
نظریه تکامل داروین و فرآیند انتخاب طبیعی بعدها با عنوان مکتب داروینیسم شناخته شد.
در آن زمان، طبیعت گرایان دیگر بر این باور بودند که همه گونه ها یا در ابتدای جهان وجود داشته اند یا اینکه طی یک دوره ی تاریخ طبیعی پدید آمده اند. در هر صورت آنها اعتقاد داشتند که گونه ها بیشتر خصوصیات خود را در طول تاریخ حفظ کرده اند.
پس از سالها تحقیق، چارلز داروین در سال ۱۸۵۸ نظریه خود را در این خصوص با عنوان «نظریه تکامل» طی متنی در گردهمایی مجموعه «لینن سوسایتی» قرائت کرد.
24 نوامبر ۱۸۵۹ مصادف بود با انتشار معروف ترین اثر چارلز داروین با عنوان «خاستگاه گونه ها» که شرح مفصلی از نظریه تکامل در اثر فرآیند انتخاب طبیعی محسوب می شود.
طی قرن بعد، مطالعات بر روی DNA بخش هایی از نظریه تکامل داروین را به اثبات رساند. با این وجود اختلاف نظر پیرامون تضاد این نظریه با مفهوم «خلقت گرایی» همواره وجود داشته است. خلقت گرایی یادآور می شود که همه ی موجودات از خالقی برتر به نام خدا پدید آمده اند.
ناخدای کشتی بیگل یعنی رابرتز فیتزروی به لحاظ مذهبی یک بنیادگرا بود و در پایان سفر به دلیل مشارکت در کمک به پژوهش داروین خود را سرزنش می کرد. وی در هنگام سخنرانی داروین در دانشگاه آکسفورد حاضر شد و با بالای سر گرفتن انجیل حضار را دعوت به اعتقاد به کلام خالق کرد. سرانجام پس از پنج سال مقابله با افسردگی، با پاره کردن گلوی خود با تیغ خودکشی کرد.
چارلز داروین در ۷۳ سالگی درگذشت و در کلیسای وستمینستر به خاک سپرده شد.
#روز_داروین_گرامی_باد
#داروین از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۸ مخفیانه روی نظریهٔ انقلابیش کار میکرد. از آن بیم داشت که با علنی کردن آن از سوی گروه های تندرو به کفرگویی متهم شود ...
او که می دانست با مطرح شدن نظریهاش چه جنجالی در جامعه و محافل علمی جهان بر پا میشود، کوشید با انجام دادن آزمایش های فراوان روی گیاهان و جانوران و استفاده از تجربیات پرورش دهندگان کبوتر و خوک شواهد کافی و علمی برای نظریه اش فراهم آورد. پژوهش های داروین به آرامی پیش میرفت. در سال ۱۸۴۲ مقاله خلاصهای از نظریهاش تألیف کرد و در سال ۱۸۴۴ رسالهای ۲۴۰ صفحهای دربارهٔ انتخاب طبیعی نوشت. با وجود اصرار دوستان، وی همچنان در انتشار نظریاتش مردد بود و نتایج تحقیقات خود را فقط با برخی دوستان نزدیکش همچون چارلز لایل و جوزف دالتون هوکردر میان میگذاشت؛ اما دریافت نامهای در ژوئن ۱۸۵۸ داروین را واداشت تا تردیدهایش را کنار بگذارد. نویسنده نامه زیست شناس جوانی بود به نام راسل والاس که در بورنئو کار میکرد. او نیز دربارهٔ فرگشت به همان اندیشه های داروین رسیده بود. داروین ظرف دو هفته مقالهای تهیه کرد و همراه مقاله والاس با حق تقدم داروین به «انجمن علمی لینیان» فرستاد.
نظریه #داروین_والاس
نظریهٔ داروین-والاس بر اساس سه مشاهده و دو نتیجهٔ کلی حاصل از این مشاهدهها، پایهگذاری شده است که در ادامه خلاصه انرا می خوانید: داروین و والاس محیط را علت اصلی انتخاب طبیعی می دانستند، یعنی محیط کمکم جانداران دارای صفات نامساعد را از میان میبرد و جانداران دارای صفات مساعد را حفظ میکند. پس از گذشت نسلهای زیاد و متوالی و تأثیر مداوم انتخاب طبیعی، سرانجام گروهی جاندار یک صفت یا تعدادی صفات جدید و مساعد را به درجهای خواهد رساند که به صورت گونهای جدید، از گونهٔ اجدادی ظاهر خواهد شد ...
#داروین پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون آغاز گونهها به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای اصلح در تنازع برای بقا». در این کتاب که بعدها به عنوان «خاستگاه گونهها» مشهور شد، وی کوشید نظریه فرگشت به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند.
نظریه فرگشت بیتردید بزرگترین ایدهای است که ذهن انسان به آن رسیده است. و ارائه دهندهی آن، چارلز داروین، تاثیرگذارترین دانشمندی است که تاکنون زیسته است. او شیوه نگرش انسان را به جایگاه خویش در طبیعت تغییر داد. توصیف او از فرآیند فرگشتی که از طریق انتخاب طبیعی رخ میدهد پایه علوم زیستشناختی معاصر و مرتبط با سایر رشتههای دیگر است.
۱۲ فوریه تولد یکی از قهرمانان دنیای علم و عصر مدرن است.
#چارلز_رابرت_داروین در این روز به دنیا آمد که به «روز داروین» مشهور است.
گستره و قدرت اندیشه های داروینی برترین و شایسته ترین عناوین را به خود اختصاص می دهد : نظریه ی فرگشت از طریق انتخاب طبیعی با ارتباط دادن هر فرم حیات با تمام فرم های درگیر آن و خود زندگی با فرآیندهای طبیعی غیر زنده شاید یکی از ژرف ترین اندیشه های بشری را نمایان کرده باشد. در واقع داروینیسم به بزرگترین پرسش های عمر بشر پاسخ می دهد ، اینکه زندگی چیست؟
اساس داروینیسم را می توان در قالب قواعدی پیرامون ماهیت موجودات زنده و تمایلات تولید مثلی آنها ، خلاصه نمود:
۱- افراد را می توان بر پایه ی تشابه در مشخصاتی چون شکل, فیزیولوژی, آناتومی, رفتار و غیره, دسته بندی کرد. این دسته بندی ها کاملا تصنعی و ساختگی نیستند: بنا به تعریف, افراد یک گونه آنهایی هستند که اگر با یکدیگر آمیزش جنسی داشته باشند بتوانند زاده هایی زنده و زایا تولید کنند.
۲- در درون یک گونه, افراد عینا مثل هم نیستند. آنها در مشخصه های فیزیکی و رفتاری با یکدیگر تفاوت دارند.
۳- برخی از این تفاوت ها از نسل قبلی به ارث رسیده و ممکن است به نسل بعدی منتقل شوند.
۴- تغییرات در اثر وقوع نو آوری های خود انگیخته, اما تصادفی, غنی می گردد. ممکن است صفتی ظاهر شود که در نسل قبلی وجود نداشته, یا تا به این درجه وجود نداشته است.
۵- منابع مورد نیاز جانداران برای رشد و نمو و تولید مثل, نامتناهی نیست. پس بروز رقابت ناگزیر و اجتناب ناپذیر است و در نتیجه برخی جانداران زاده های اندک تر از دیگران از خود به جای خواهند گذاشت.
۶- برخی تغییرات, به دارندگان خود, امتیازی به شکل دسترسی بیشتر به منابع و در نتیجه به جا گذاشتن زادگان بیشتر می دهند.
۷- جورهایی که زادگان بیشتری از خود بر جای می گذارند, استعداد حفظ شدن داشته و به تدریج رواج خواهند یافت. اگر انحراف از اجداد قبلی به قدر کافی زیاد باشد, ممکن است گونه ی جدید به وجود آید و این یعنی آنکه انتخاب طبیعی تغییر تکاملی به بار آورده است.
۸- جانداران در نتیجه ی انتخاب طبیعی, و به شکل انطباق با فرایندهای ضروری حیات نظیر به دست آوردن غذا, گریز از خطر صیادی, جفت یابی, رقابت با رقبا بر سر منابع محدود و غیره, با محیط خود سازگار خواهند شد.
نظریه #داروین_والاس
نظریهٔ داروین-والاس بر اساس سه مشاهده و دو نتیجهٔ کلی حاصل از این مشاهدهها، پایهگذاری شده است که در ادامه خلاصه انرا می خوانید: داروین و والاس محیط را علت اصلی انتخاب طبیعی می دانستند، یعنی محیط کمکم جانداران دارای صفات نامساعد را از میان میبرد و جانداران دارای صفات مساعد را حفظ میکند. پس از گذشت نسلهای زیاد و متوالی و تأثیر مداوم انتخاب طبیعی، سرانجام گروهی جاندار یک صفت یا تعدادی صفات جدید و مساعد را به درجهای خواهد رساند که به صورت گونهای جدید، از گونهٔ اجدادی ظاهر خواهد شد ...
#داروین پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون آغاز گونهها به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای اصلح در تنازع برای بقا». در این کتاب که بعدها به عنوان «خاستگاه گونهها» مشهور شد، وی کوشید نظریه فرگشت به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند.
نظریه فرگشت بیتردید بزرگترین ایدهای است که ذهن انسان به آن رسیده است. و ارائه دهندهی آن، چارلز داروین، تاثیرگذارترین دانشمندی است که تاکنون زیسته است. او شیوه نگرش انسان را به جایگاه خویش در طبیعت تغییر داد. توصیف او از فرآیند فرگشتی که از طریق انتخاب طبیعی رخ میدهد پایه علوم زیستشناختی معاصر و مرتبط با سایر رشتههای دیگر است.
۱۲ فوریه تولد یکی از قهرمانان دنیای علم و عصر مدرن است.
#چارلز_رابرت_داروین در این روز به دنیا آمد که به «روز داروین» مشهور است.
گستره و قدرت اندیشه های داروینی برترین و شایسته ترین عناوین را به خود اختصاص می دهد : نظریه ی فرگشت از طریق انتخاب طبیعی با ارتباط دادن هر فرم حیات با تمام فرم های درگیر آن و خود زندگی با فرآیندهای طبیعی غیر زنده شاید یکی از ژرف ترین اندیشه های بشری را نمایان کرده باشد. در واقع داروینیسم به بزرگترین پرسش های عمر بشر پاسخ می دهد ، اینکه زندگی چیست؟
اساس داروینیسم را می توان در قالب قواعدی پیرامون ماهیت موجودات زنده و تمایلات تولید مثلی آنها ، خلاصه نمود:
۱- افراد را می توان بر پایه ی تشابه در مشخصاتی چون شکل, فیزیولوژی, آناتومی, رفتار و غیره, دسته بندی کرد. این دسته بندی ها کاملا تصنعی و ساختگی نیستند: بنا به تعریف, افراد یک گونه آنهایی هستند که اگر با یکدیگر آمیزش جنسی داشته باشند بتوانند زاده هایی زنده و زایا تولید کنند.
۲- در درون یک گونه, افراد عینا مثل هم نیستند. آنها در مشخصه های فیزیکی و رفتاری با یکدیگر تفاوت دارند.
۳- برخی از این تفاوت ها از نسل قبلی به ارث رسیده و ممکن است به نسل بعدی منتقل شوند.
۴- تغییرات در اثر وقوع نو آوری های خود انگیخته, اما تصادفی, غنی می گردد. ممکن است صفتی ظاهر شود که در نسل قبلی وجود نداشته, یا تا به این درجه وجود نداشته است.
۵- منابع مورد نیاز جانداران برای رشد و نمو و تولید مثل, نامتناهی نیست. پس بروز رقابت ناگزیر و اجتناب ناپذیر است و در نتیجه برخی جانداران زاده های اندک تر از دیگران از خود به جای خواهند گذاشت.
۶- برخی تغییرات, به دارندگان خود, امتیازی به شکل دسترسی بیشتر به منابع و در نتیجه به جا گذاشتن زادگان بیشتر می دهند.
۷- جورهایی که زادگان بیشتری از خود بر جای می گذارند, استعداد حفظ شدن داشته و به تدریج رواج خواهند یافت. اگر انحراف از اجداد قبلی به قدر کافی زیاد باشد, ممکن است گونه ی جدید به وجود آید و این یعنی آنکه انتخاب طبیعی تغییر تکاملی به بار آورده است.
۸- جانداران در نتیجه ی انتخاب طبیعی, و به شکل انطباق با فرایندهای ضروری حیات نظیر به دست آوردن غذا, گریز از خطر صیادی, جفت یابی, رقابت با رقبا بر سر منابع محدود و غیره, با محیط خود سازگار خواهند شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#نظریه #داروین بصورت یک نماهنگ
به این خاطر این پست انتخاب شده که امروز روز تولد #چارلز_داروین است و اینک شناخت ماازگونه های جانداران و اجداد دیرین را مدیون این شخص هستیم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
به این خاطر این پست انتخاب شده که امروز روز تولد #چارلز_داروین است و اینک شناخت ماازگونه های جانداران و اجداد دیرین را مدیون این شخص هستیم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity