او که می‌ دانست با مطرح شدن نظریه‌اش چه جنجالی در جامعه و محافل علمی جهان بر پا می‌شود، کوشید با انجام دادن آزمایش‌ های فراوان روی گیاهان و جانوران و استفاده از تجربیات پرورش ‌دهندگان کبوتر و خوک شواهد کافی و علمی برای نظریه ‌اش فراهم آورد. پژوهش ‌های داروین به آرامی پیش می‌رفت. در سال ۱۸۴۲ مقاله خلاصه‌ای از نظریه‌اش تألیف کرد و در سال ۱۸۴۴ رساله‌ای ۲۴۰ صفحه‌ای دربارهٔ انتخاب طبیعی نوشت. با وجود اصرار دوستان، وی همچنان در انتشار نظریاتش مردد بود و نتایج تحقیقات خود را فقط با برخی دوستان نزدیکش همچون چارلز لایل و جوزف دالتون هوکردر میان می‌گذاشت؛ اما دریافت نامه‌ای در ژوئن ۱۸۵۸ داروین را واداشت تا تردیدهایش را کنار بگذارد. نویسنده نامه زیست ‌شناس جوانی بود به نام راسل والاس که در بورنئو کار می‌کرد. او نیز دربارهٔ فرگشت به همان اندیشه‌ های داروین رسیده بود. داروین ظرف دو هفته مقاله‌ای تهیه کرد و همراه مقاله والاس با حق تقدم داروین به «انجمن علمی لینیان» فرستاد.

نظریه #داروین_والاس

نظریهٔ داروین-والاس بر اساس سه مشاهده و دو نتیجهٔ کلی حاصل از این مشاهده‌ها، پایه‌گذاری شده‌ است که در ادامه خلاصه انرا می خوانید: داروین و والاس محیط را علت اصلی انتخاب طبیعی می‌ دانستند، یعنی محیط کم‌کم جانداران دارای صفات نامساعد را از میان می‌برد و جانداران دارای صفات مساعد را حفظ می‌کند. پس از گذشت نسل‌های زیاد و متوالی و تأثیر مداوم انتخاب طبیعی، سرانجام گروهی جاندار یک صفت یا تعدادی صفات جدید و مساعد را به درجه‌ای خواهد رساند که به صورت گونه‌ای جدید، از گونهٔ اجدادی ظاهر خواهد شد ...

#داروین پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون آغاز گونه‌ها به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای اصلح در تنازع برای بقا». در این کتاب که بعدها به عنوان «خاستگاه گونه‌ها» مشهور شد، وی کوشید نظریه فرگشت به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند.
نظریه فرگشت بی‌تردید بزرگ‌ترین ایده‌ای است که ذهن انسان به آن رسیده است. و ارائه دهنده‌ی آن، چارلز داروین، تاثیرگذارترین دانشمندی است که تاکنون زیسته است. او شیوه نگرش انسان را به جایگاه خویش در طبیعت تغییر داد. توصیف او از فرآیند فرگشتی که از طریق انتخاب طبیعی رخ می‌دهد پایه علوم زیست‌شناختی معاصر و مرتبط با سایر رشته‌های دیگر است.

۱۲ فوریه تولد یکی از قهرمانان دنیای علم و عصر مدرن است.
#چارلز_رابرت_داروین در این روز به دنیا آمد که به «روز داروین» مشهور است.


گستره و قدرت اندیشه های داروینی برترین و شایسته ترین عناوین را به خود اختصاص می دهد : نظریه ی فرگشت از طریق انتخاب طبیعی با ارتباط دادن هر فرم حیات با تمام فرم های درگیر آن و خود زندگی با فرآیندهای طبیعی غیر زنده شاید یکی از ژرف ترین اندیشه های بشری را نمایان کرده باشد. در واقع داروینیسم به بزرگترین پرسش های عمر بشر پاسخ می دهد ، اینکه زندگی چیست؟


اساس داروینیسم را می توان در قالب قواعدی پیرامون ماهیت موجودات زنده و تمایلات تولید مثلی آنها ، خلاصه نمود:

۱- افراد را می توان بر پایه ی تشابه در مشخصاتی چون شکل, فیزیولوژی, آناتومی, رفتار و غیره, دسته بندی کرد. این دسته بندی ها کاملا تصنعی و ساختگی نیستند: بنا به تعریف, افراد یک گونه آنهایی هستند که اگر با یکدیگر آمیزش جنسی داشته باشند بتوانند زاده هایی زنده و زایا تولید کنند.

۲- در درون یک گونه, افراد عینا مثل هم نیستند. آنها در مشخصه های فیزیکی و رفتاری با یکدیگر تفاوت دارند.

۳- برخی از این تفاوت ها از نسل قبلی به ارث رسیده و ممکن است به نسل بعدی منتقل شوند.

۴- تغییرات در اثر وقوع نو آوری های خود انگیخته, اما تصادفی, غنی می گردد. ممکن است صفتی ظاهر شود که در نسل قبلی وجود نداشته, یا تا به این درجه وجود نداشته است.

۵- منابع مورد نیاز جانداران برای رشد و نمو و تولید مثل, نامتناهی نیست. پس بروز رقابت ناگزیر و اجتناب ناپذیر است و در نتیجه برخی جانداران زاده های اندک تر از دیگران از خود به جای خواهند گذاشت.

۶- برخی تغییرات, به دارندگان خود, امتیازی به شکل دسترسی بیشتر به منابع و در نتیجه به جا گذاشتن زادگان بیشتر می دهند.

۷- جورهایی که زادگان بیشتری از خود بر جای می گذارند, استعداد حفظ شدن داشته و به تدریج رواج خواهند یافت. اگر انحراف از اجداد قبلی به قدر کافی زیاد باشد, ممکن است گونه ی جدید به وجود آید و این یعنی آنکه انتخاب طبیعی تغییر تکاملی به بار آورده است.

۸- جانداران در نتیجه ی انتخاب طبیعی, و به شکل انطباق با فرایندهای ضروری حیات نظیر به دست آوردن غذا, گریز از خطر صیادی, جفت یابی, رقابت با رقبا بر سر منابع محدود و غیره, با محیط خود سازگار خواهند شد.