🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#خون_بر_برف
#یونسبو
#ترجمه_نیما_م_اشرفی
خون بر برف (Blood on Snow) رمانی از یو نسبو نویسندهٔ سرشناس نروژی است. این رمان در واقع قسمت اول رمان خورشید نیمهشب، اما از لحاظ موضوعی مستقل از آن است و تنها اشتراک این دو رمان شخصیتهای «فیشرمن» و «هافمن»، سردمداران قاچاق و توزیع مواد مخدر در نروژ، هستند.
ماجراهای این داستان در کشور نروژ، در سال۱۹۷۷و حولوحوش کریسمس اتفاق میافتد. نام شخصیت ضدقهرمان و در ضمن راوی این رمان «اولاف یوهانسن» است. او حسابرس یکی از قاچاقچیان و توزیعکنندگان مواد مخدر در نروژ، به نام «دانیل هافمن» است (از هافمن پول میگیرد تا حساب بدهکارانش را برسد). هافمن متوجه میشود همسرش (کُرینا) به او خیانت میکند، پس به اولاف چندین برابرِ همیشه پول میدهد تا همسرش را بکشد. اولاف اتاقی در هتلی روبهروی خانهٔ هافمن کرایه میکند تا چند روز زن هافمن را زیر نظر بگیرد و در بهترین زمان ممکن او را بکشد. اما اولاف با دیدن کرینا، حتی از پشت پنجرهٔ هتلی در آنطرف خیابان، عاشقش میشود. اولاف میبیند که در غیاب هافمن، هر روز مرد جوانی به خانهٔ او میآید و به همسرش تجاوز میکند. اولاف، که هیچ وقت نتوانسته خشونت علیه زنان را تحمل کند، تصمیم میگیرد به جای کرینا، آن مرد جوان را بکشد. پس او را میکشد و تلفنی به هافمن خبر میدهد؛ اما تازه متوجه میشود که مرد جوان، بنیامین، پسر هافمن از زن اولش بودهاست. اولاف به خانهٔ هافمن برمیگردد و به کرینا میگوید که مأموریت داشته او را بکشد. او کرینا را راضی میکند با هم فرار کنند و او را به خانهاش، که هیچکس نمیداند کجاست، میبرد و …
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#خون_بر_برف
#یونسبو
#ترجمه_نیما_م_اشرفی
خون بر برف (Blood on Snow) رمانی از یو نسبو نویسندهٔ سرشناس نروژی است. این رمان در واقع قسمت اول رمان خورشید نیمهشب، اما از لحاظ موضوعی مستقل از آن است و تنها اشتراک این دو رمان شخصیتهای «فیشرمن» و «هافمن»، سردمداران قاچاق و توزیع مواد مخدر در نروژ، هستند.
ماجراهای این داستان در کشور نروژ، در سال۱۹۷۷و حولوحوش کریسمس اتفاق میافتد. نام شخصیت ضدقهرمان و در ضمن راوی این رمان «اولاف یوهانسن» است. او حسابرس یکی از قاچاقچیان و توزیعکنندگان مواد مخدر در نروژ، به نام «دانیل هافمن» است (از هافمن پول میگیرد تا حساب بدهکارانش را برسد). هافمن متوجه میشود همسرش (کُرینا) به او خیانت میکند، پس به اولاف چندین برابرِ همیشه پول میدهد تا همسرش را بکشد. اولاف اتاقی در هتلی روبهروی خانهٔ هافمن کرایه میکند تا چند روز زن هافمن را زیر نظر بگیرد و در بهترین زمان ممکن او را بکشد. اما اولاف با دیدن کرینا، حتی از پشت پنجرهٔ هتلی در آنطرف خیابان، عاشقش میشود. اولاف میبیند که در غیاب هافمن، هر روز مرد جوانی به خانهٔ او میآید و به همسرش تجاوز میکند. اولاف، که هیچ وقت نتوانسته خشونت علیه زنان را تحمل کند، تصمیم میگیرد به جای کرینا، آن مرد جوان را بکشد. پس او را میکشد و تلفنی به هافمن خبر میدهد؛ اما تازه متوجه میشود که مرد جوان، بنیامین، پسر هافمن از زن اولش بودهاست. اولاف به خانهٔ هافمن برمیگردد و به کرینا میگوید که مأموریت داشته او را بکشد. او کرینا را راضی میکند با هم فرار کنند و او را به خانهاش، که هیچکس نمیداند کجاست، میبرد و …
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#دل_مردها نانجیب است ،
نانجیب مریم .
مثل #رحم_مادر نیست .
ازش #خون نمی ریزد ،
بزرگ نمی شود که
برایت #جا باز کند .
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#دل_مردها نانجیب است ،
نانجیب مریم .
مثل #رحم_مادر نیست .
ازش #خون نمی ریزد ،
بزرگ نمی شود که
برایت #جا باز کند .
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
وقتی کسی واقعا یکی را دوست دارد، حتی نمیتواند فکر دوست داشتن دیگری را بکند.
#خون_دیگران
#سیمون_دووبوار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
وقتی کسی واقعا یکی را دوست دارد، حتی نمیتواند فکر دوست داشتن دیگری را بکند.
#خون_دیگران
#سیمون_دووبوار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#جنگ است، #اسماعیل، جنگ است،
و بعضی از جسدها را بینام و نشان دفن میکنند
و بعضیها را با نام و نشان
و موش و موریانه چه میدانند که مردگان شناسنامهی تاریخی دارند یا نه
آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان میتابد
و باران خادم و خائن نمیشناسد
اسماعیل!
برویم از بالای #نخلها موهای زنهای #اهواز را جمع کنیم
چه چشمهایی داشتید شما پیش از شروع شلوغی
میتوانستیم از کودکی عاشق شما شده باشیم
بی آنکه از قانون یا شرع ترسی داشته باشیم
و حالا کجایید؟
غلطکها از روی استخوانهای شما زمین را صاف میکنند
خیل موریانهها مردمک چشمتان را به نیش میکشد
و شما مرده خواهید بود تا روزی که دیگر بار زنده شوید!
خوزستان!
هشتاد سال جهان شیر سیاه تو را نوشید
حق داری که حالا #خون سرخ بخواهی
اما فروشندگان تو اینان نبودند
ویلاهای آنان در سواحل کالیفرنیا و جنوب فرانسه در آفتاب برق میزند..
#رضا_براهنی
#خوزستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#جنگ است، #اسماعیل، جنگ است،
و بعضی از جسدها را بینام و نشان دفن میکنند
و بعضیها را با نام و نشان
و موش و موریانه چه میدانند که مردگان شناسنامهی تاریخی دارند یا نه
آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان میتابد
و باران خادم و خائن نمیشناسد
اسماعیل!
برویم از بالای #نخلها موهای زنهای #اهواز را جمع کنیم
چه چشمهایی داشتید شما پیش از شروع شلوغی
میتوانستیم از کودکی عاشق شما شده باشیم
بی آنکه از قانون یا شرع ترسی داشته باشیم
و حالا کجایید؟
غلطکها از روی استخوانهای شما زمین را صاف میکنند
خیل موریانهها مردمک چشمتان را به نیش میکشد
و شما مرده خواهید بود تا روزی که دیگر بار زنده شوید!
خوزستان!
هشتاد سال جهان شیر سیاه تو را نوشید
حق داری که حالا #خون سرخ بخواهی
اما فروشندگان تو اینان نبودند
ویلاهای آنان در سواحل کالیفرنیا و جنوب فرانسه در آفتاب برق میزند..
#رضا_براهنی
#خوزستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity