🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
حتا اگر چو توفان گویا باشی
از شش هزار سال تجربه وقتی میگویی
چینِ هزارموج بر جبینِ تو میروید
بی آنکه دریا باشی،
از شش هزار سال تجربه
در گنداب وقتی میگویی
هر واژه در دهان تو غوکی میشود
کز کرمهای گندیدن
آری
تنها
از کرمهای گندیدن میگوید
حتا اگر چو توفان گویا باشی
و پای تا سر آوا باشی
برمن ببخشای، ای عشق!
من
دیگر دلی به سینه ندارم
دیگر به سینهی من
جز مُشتواری خونآلود
که میتپد به کینه ندارم...
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
حتا اگر چو توفان گویا باشی
از شش هزار سال تجربه وقتی میگویی
چینِ هزارموج بر جبینِ تو میروید
بی آنکه دریا باشی،
از شش هزار سال تجربه
در گنداب وقتی میگویی
هر واژه در دهان تو غوکی میشود
کز کرمهای گندیدن
آری
تنها
از کرمهای گندیدن میگوید
حتا اگر چو توفان گویا باشی
و پای تا سر آوا باشی
برمن ببخشای، ای عشق!
من
دیگر دلی به سینه ندارم
دیگر به سینهی من
جز مُشتواری خونآلود
که میتپد به کینه ندارم...
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
صدای تو را دوست دارم
صدای تو از "آن" و از جاودان میسراید
صدای تو از لالهزاران که بر باد
صدای تو از نوبهاران که در یاد میآید
صدای تو را،
رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم...
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
صدای تو را دوست دارم
صدای تو از "آن" و از جاودان میسراید
صدای تو از لالهزاران که بر باد
صدای تو از نوبهاران که در یاد میآید
صدای تو را،
رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم...
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
شیرینی لبان تو ، فرهادی آورد
دلخواهی آنقدر که غمت ، شادی آورد
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
شیرینی لبان تو ، فرهادی آورد
دلخواهی آنقدر که غمت ، شادی آورد
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
غنیمتی ست تورا داشتن.
در این گذار، که پر وحشت است و پر ظلمات،
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
غنیمتی ست تورا داشتن.
در این گذار، که پر وحشت است و پر ظلمات،
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
«غزلواره
اشکم دمید.
گفتم: «نه پای رفتن، نه تاب ماندگاری:
درد خزهی کف جوی این است.»
گفت: «آری.
اما دوگانه تا کی؟
یا موجوش روان شو،
یا در کنار من باش.»
گفتم: «دلم گرفتهست،
مثل سکون ملولم.»
گیسو فشاند در باد،
آشفت ک
--«ای پریشان!
منشین فسرده چون یخ،
در تاب شو چو آتش؛
هان! بیقرار من باش.»
--«پرواز...» گفت.
گفتم:
--«آری، خوش است پرواز؛
اما شب است و توفان؛ وین بالهای خونین...»
چتر نوازش افکند، ک
--«این سایهسار پربرگ
زآرامش یقینت سرشار کرد خواهد؛
تا بامداد پرواز،
ای خوب خستهی من!
بر شاخسار من باش.»
گفتم: «شب ارچه تاریک،
زنگار جانم، اما،
تاریکی درون است.»
خورشید رخ برافروخت
ک«آئینهدار من باش.»
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
«غزلواره
اشکم دمید.
گفتم: «نه پای رفتن، نه تاب ماندگاری:
درد خزهی کف جوی این است.»
گفت: «آری.
اما دوگانه تا کی؟
یا موجوش روان شو،
یا در کنار من باش.»
گفتم: «دلم گرفتهست،
مثل سکون ملولم.»
گیسو فشاند در باد،
آشفت ک
--«ای پریشان!
منشین فسرده چون یخ،
در تاب شو چو آتش؛
هان! بیقرار من باش.»
--«پرواز...» گفت.
گفتم:
--«آری، خوش است پرواز؛
اما شب است و توفان؛ وین بالهای خونین...»
چتر نوازش افکند، ک
--«این سایهسار پربرگ
زآرامش یقینت سرشار کرد خواهد؛
تا بامداد پرواز،
ای خوب خستهی من!
بر شاخسار من باش.»
گفتم: «شب ارچه تاریک،
زنگار جانم، اما،
تاریکی درون است.»
خورشید رخ برافروخت
ک«آئینهدار من باش.»
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
ای شعرِ نا گفته!
این بار هم ناگفته ماندی، آه!
شاید
ناگفتنی باشی؟!
جانْآشنا و دلنشینی لیک،
چون عشق در تن لرزه ی لالِ نخستین اش:
احساسی از ترس و امید، از شادی و اندوه، از نابینایی و بینش،
کز آن دهانات شکلی از آغازه ی گفتن به خود گیرد،
اما تمامِ واژهگانات
بر زبان
در دم
فرو میرد.
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
ای شعرِ نا گفته!
این بار هم ناگفته ماندی، آه!
شاید
ناگفتنی باشی؟!
جانْآشنا و دلنشینی لیک،
چون عشق در تن لرزه ی لالِ نخستین اش:
احساسی از ترس و امید، از شادی و اندوه، از نابینایی و بینش،
کز آن دهانات شکلی از آغازه ی گفتن به خود گیرد،
اما تمامِ واژهگانات
بر زبان
در دم
فرو میرد.
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
وقتی که من بچه بودم
غم بود
اما
کم بود...
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
وقتی که من بچه بودم
غم بود
اما
کم بود...
#اسماعیل_خویی🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
وقتی که من بچه بودم،
پرواز یک بادبادک
میبُردت از بامهای سحرخیزیِ پلک
تا
نارنجزارانِ خورشید
آه،
آن فاصلههای کوتاه.
وقتی که من بچه بودم،
خوبی زنی بود
که بوی سیگار میداد،
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذرهبینی
با صوت قرآن میآمیخت.
وقتی که من بچه بودم،
آب و زمین و هوا بیشتر بود،
و جیرجیرک
شبها
در متن موسیقیِ ماه وُ خاموشیِ ژرف
آواز میخواند.
وقتی که من بچه بودم،
در هر هزاران وُ یک شب
یک قصه بس بود
تا خواب وُ بیداریِ خوابناکت
سرشار باشد.
وقتی که من بچه بودم،
زور خدا بیشتر بود.
وقتی که من بچه بودم،
مردم نبودند.
وقتی که من بچه بودم
غم بود، اما
کم بود..
#اسماعیل_خویی 🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
وقتی که من بچه بودم،
پرواز یک بادبادک
میبُردت از بامهای سحرخیزیِ پلک
تا
نارنجزارانِ خورشید
آه،
آن فاصلههای کوتاه.
وقتی که من بچه بودم،
خوبی زنی بود
که بوی سیگار میداد،
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذرهبینی
با صوت قرآن میآمیخت.
وقتی که من بچه بودم،
آب و زمین و هوا بیشتر بود،
و جیرجیرک
شبها
در متن موسیقیِ ماه وُ خاموشیِ ژرف
آواز میخواند.
وقتی که من بچه بودم،
در هر هزاران وُ یک شب
یک قصه بس بود
تا خواب وُ بیداریِ خوابناکت
سرشار باشد.
وقتی که من بچه بودم،
زور خدا بیشتر بود.
وقتی که من بچه بودم،
مردم نبودند.
وقتی که من بچه بودم
غم بود، اما
کم بود..
#اسماعیل_خویی 🖤
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنهایی که
زیاد سختی کشیدهاند،
حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند. فقط وقتی غریزه درونی آنها چیزی به آنها بگوید قبول دارند. فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.
#شراب_خام
#اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنهایی که
زیاد سختی کشیدهاند،
حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند. فقط وقتی غریزه درونی آنها چیزی به آنها بگوید قبول دارند. فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.
#شراب_خام
#اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بر خود مناز! در آینه، لختی نگاه کن:
وز گریه خند، هقهقه با قاه قاه کن!
طنزت خطاست! خنده ندارد فنا شدن:
زآغازِ این سخن، حذر از اشتباه کن!
با ژاله بارِ اشگ، فرو شوی غم زدل:
وز دامن ات، نه، هوله ی پاکی از آه کن!
وآن گه، چو گشت شُسته دل از غم، به توبه توش،
بنگر ببین چه مانده: به دقّت نگاه کن!
وآن گاه ، اگر که هیچ ندیدی ز غم در آن،
خود را سَبُک، برای سفر، روبه راه کن!
باز اشتباه گفتی! از اینجا نمیروی:
نه رخت و پخت بند و نه شال وکلاه کن!
«طنزت خطاست»،گفتم، و این هم دُرُست نیست:
در آینه نظر کن و با خود مزاح کن!
هشتاد سالِ رفتهی تو چند ماه بود؟
یادآرشان و سنجشِ هر سال و ماه کن!
با این همه مجال، چه کردی تو؟ کارهات
فهرست بند و نامهی خود را سیاه کن!
فردوسیی بزرگ هم از این نزیست بیش:
اشگِ خود از یگانه نیا عذرخواه کن!
#اسماعیل_خویی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بر خود مناز! در آینه، لختی نگاه کن:
وز گریه خند، هقهقه با قاه قاه کن!
طنزت خطاست! خنده ندارد فنا شدن:
زآغازِ این سخن، حذر از اشتباه کن!
با ژاله بارِ اشگ، فرو شوی غم زدل:
وز دامن ات، نه، هوله ی پاکی از آه کن!
وآن گه، چو گشت شُسته دل از غم، به توبه توش،
بنگر ببین چه مانده: به دقّت نگاه کن!
وآن گاه ، اگر که هیچ ندیدی ز غم در آن،
خود را سَبُک، برای سفر، روبه راه کن!
باز اشتباه گفتی! از اینجا نمیروی:
نه رخت و پخت بند و نه شال وکلاه کن!
«طنزت خطاست»،گفتم، و این هم دُرُست نیست:
در آینه نظر کن و با خود مزاح کن!
هشتاد سالِ رفتهی تو چند ماه بود؟
یادآرشان و سنجشِ هر سال و ماه کن!
با این همه مجال، چه کردی تو؟ کارهات
فهرست بند و نامهی خود را سیاه کن!
فردوسیی بزرگ هم از این نزیست بیش:
اشگِ خود از یگانه نیا عذرخواه کن!
#اسماعیل_خویی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
آی تو
ابر کامکار
بر من ، این به راه باد مشتی از غبار
نم نم نوازشی ، اگر نه آبشار بخششی ، ببار
ورنه دیر میشود
دیر ...
#اسماعیل_خویی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
آی تو
ابر کامکار
بر من ، این به راه باد مشتی از غبار
نم نم نوازشی ، اگر نه آبشار بخششی ، ببار
ورنه دیر میشود
دیر ...
#اسماعیل_خویی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
یا،نه، گناهِ خود بشمار آنِ روزگار:
وَ شانه های دل سَبُک از هر گناه کن!
وَ چندروزِ مانده هم از عُمرِ خویش را
همراهِ روزگارِ تباهی، تباه کن!
رو حکمت از فقیه بیاموز و، بهرِ خویش،
با بی کلان دکانِ دو نبش افتتاح کن!
تا دخترانات از تو به سیم و زری رسند،
همدستیی بسیج و مسیج و سپاه کن!
یا، همچو زیرکان، تو هم اصلاح خواه شو:
وز آن، به جنگِ مدعیان ات، سلاح کن!
حقّ و حقیقت ات نرسانَد به سیم و زر:
این هر دو را برابرِ سود و صلاح کن!
وآموز از آن فقیهِ بسیجی که، در جهاد،
چه در نبردگاه و چه در مُستراح کن!
وَ، در نبردگاه اگر مُستراح نیست،
خود را تو پاک با چه کلوخ و گیاه کن!
یا این که چون پلشتیی خود را نهان بدار؛
وَ از چه راهها حذر از افتضاح کن!
یا دردِ بی دواییی جهلِ فقیه را،
فریاد در خموشیی تاریکِ چاه کن!
یا غیبت از جهان کن و، تا آخرِ زمان،
دور از جهانیان، زچهی سرپناه کن!
#اسماعیل_خوئی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
یا،نه، گناهِ خود بشمار آنِ روزگار:
وَ شانه های دل سَبُک از هر گناه کن!
وَ چندروزِ مانده هم از عُمرِ خویش را
همراهِ روزگارِ تباهی، تباه کن!
رو حکمت از فقیه بیاموز و، بهرِ خویش،
با بی کلان دکانِ دو نبش افتتاح کن!
تا دخترانات از تو به سیم و زری رسند،
همدستیی بسیج و مسیج و سپاه کن!
یا، همچو زیرکان، تو هم اصلاح خواه شو:
وز آن، به جنگِ مدعیان ات، سلاح کن!
حقّ و حقیقت ات نرسانَد به سیم و زر:
این هر دو را برابرِ سود و صلاح کن!
وآموز از آن فقیهِ بسیجی که، در جهاد،
چه در نبردگاه و چه در مُستراح کن!
وَ، در نبردگاه اگر مُستراح نیست،
خود را تو پاک با چه کلوخ و گیاه کن!
یا این که چون پلشتیی خود را نهان بدار؛
وَ از چه راهها حذر از افتضاح کن!
یا دردِ بی دواییی جهلِ فقیه را،
فریاد در خموشیی تاریکِ چاه کن!
یا غیبت از جهان کن و، تا آخرِ زمان،
دور از جهانیان، زچهی سرپناه کن!
#اسماعیل_خوئی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#جنگ است، #اسماعیل، جنگ است،
و بعضی از جسدها را بینام و نشان دفن میکنند
و بعضیها را با نام و نشان
و موش و موریانه چه میدانند که مردگان شناسنامهی تاریخی دارند یا نه
آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان میتابد
و باران خادم و خائن نمیشناسد
اسماعیل!
برویم از بالای #نخلها موهای زنهای #اهواز را جمع کنیم
چه چشمهایی داشتید شما پیش از شروع شلوغی
میتوانستیم از کودکی عاشق شما شده باشیم
بی آنکه از قانون یا شرع ترسی داشته باشیم
و حالا کجایید؟
غلطکها از روی استخوانهای شما زمین را صاف میکنند
خیل موریانهها مردمک چشمتان را به نیش میکشد
و شما مرده خواهید بود تا روزی که دیگر بار زنده شوید!
خوزستان!
هشتاد سال جهان شیر سیاه تو را نوشید
حق داری که حالا #خون سرخ بخواهی
اما فروشندگان تو اینان نبودند
ویلاهای آنان در سواحل کالیفرنیا و جنوب فرانسه در آفتاب برق میزند..
#رضا_براهنی
#خوزستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#جنگ است، #اسماعیل، جنگ است،
و بعضی از جسدها را بینام و نشان دفن میکنند
و بعضیها را با نام و نشان
و موش و موریانه چه میدانند که مردگان شناسنامهی تاریخی دارند یا نه
آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان میتابد
و باران خادم و خائن نمیشناسد
اسماعیل!
برویم از بالای #نخلها موهای زنهای #اهواز را جمع کنیم
چه چشمهایی داشتید شما پیش از شروع شلوغی
میتوانستیم از کودکی عاشق شما شده باشیم
بی آنکه از قانون یا شرع ترسی داشته باشیم
و حالا کجایید؟
غلطکها از روی استخوانهای شما زمین را صاف میکنند
خیل موریانهها مردمک چشمتان را به نیش میکشد
و شما مرده خواهید بود تا روزی که دیگر بار زنده شوید!
خوزستان!
هشتاد سال جهان شیر سیاه تو را نوشید
حق داری که حالا #خون سرخ بخواهی
اما فروشندگان تو اینان نبودند
ویلاهای آنان در سواحل کالیفرنیا و جنوب فرانسه در آفتاب برق میزند..
#رضا_براهنی
#خوزستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
داستان های به هم پیوسته ای دارد که فضای بیشتر آن ها در تهران قدیم و در محله ی درخونگاه، زادگاه نویسنده ما، می گذرد. ماجراهای تلخ، شیرین و آموزنده ای که گویا هرگز رنگ کهنگی نمی گیرند...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
داستان های به هم پیوسته ای دارد که فضای بیشتر آن ها در تهران قدیم و در محله ی درخونگاه، زادگاه نویسنده ما، می گذرد. ماجراهای تلخ، شیرین و آموزنده ای که گویا هرگز رنگ کهنگی نمی گیرند...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
خاک آشنا_اسماعیل فصیح
@Archivebooks
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
مردم زندگی عادی خود را میگذرانند -یعنی به سر و کلهی هم میپرند، قهرمانان خود را میکشند و بچههای خود را به خاک میسپارند. ایرانی بودن ساده است: پسر با پدر بد، پدر با پسر بد، دختر با مادر بد، مادر با دختر بد، زن با شوهر بد، شوهر با زن بد، مادر با بچه بد، بچه با مادر بد، خواهر با خواهر بد، برادر با برادر بد، معشوق با عاشق بد، عاشق با معشوق بد، و.. جامعهی ایران ساده است.
📓 درد سیاوش
✍️ #اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
مردم زندگی عادی خود را میگذرانند -یعنی به سر و کلهی هم میپرند، قهرمانان خود را میکشند و بچههای خود را به خاک میسپارند. ایرانی بودن ساده است: پسر با پدر بد، پدر با پسر بد، دختر با مادر بد، مادر با دختر بد، زن با شوهر بد، شوهر با زن بد، مادر با بچه بد، بچه با مادر بد، خواهر با خواهر بد، برادر با برادر بد، معشوق با عاشق بد، عاشق با معشوق بد، و.. جامعهی ایران ساده است.
📓 درد سیاوش
✍️ #اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
خاطره ای تلخ و درد آور از زنده یاد استاد #مهرتاش .
آخه مطربی هم شد کار؟!
*زندهياد استاد اسماعیل مهرتاش* در كودكی، با استفاده از کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچهای ساخته بود.
خانواده چون متوجه استعداد او میشوند،
وی را به نزد *استاد درویش خان* میبرند و با تلاش و پشتکار، توانست مهارتی والا در موسیقی و هنر پیدا کند.
استاد مهرتاش با تاسیس *جامعهی باربُد* » معروف شد.
مرضیه، ملوک ضرابی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری و دهها استاد دیگر موسيقی از شاگردان اسماعیل مهرتاش بودهاند.
وی ۴۵۰ آهنگ محلی (فولکلور) ساخت که
تا امروز در نوروز یا شب یلدا حتی از تلویزیون پخش شده
بسیاری از افرادی که در موسیقی، تئاتر هنرپیشهگی به جايی رسیدهاند
شاگرد *جامعهی تاتر باربُد* بوده اند .
سال ۱۳۵۷ و در هنگامهی انقلاب،
دفتر تاتر باربُد با تمامی صفحههای گردآوری شده
توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.
استاد مهرتاش در این باب خاطره بیان میکند که شنیدن آن، دل انسان را به درد میآورد .
ایشان گوید:
*سیگارفروشی در راهروی ساختمان تاتر باربُد سیگار میفروخت پاسبانها بساطش را جمع کردند*
یک روز سیگارفروش پیش من آمد که:
زن و بچهدار هستم و خواهش میكنم جایی مرا دهید سیگار بفروشم . جایش دادم* .
و بیست سال با سیگار فروشی زندهگیاش را اداره کرد.
تا این که انقلاب شد و روزی به من خبر دادند كه میخواهند تئاتر را آتش بزنند
بلافاصله خودم را رساندم.
دیدم که اولین کوکتل مولوتوف را همین مرد سیگارفروش پرتاب کرد.*
خيرهخيره نگاهاش كردم
و او با بیشرمی رو به من كرد و گفت :
آخه مردک :
مطربی هم شد کار؟
*برو یک کار دیگر برای خودت پیدا کن.
*تمام زندگیام سوخت، لباس*ها، *دکورها، صفحهها *و
*سوختم از سوختن نوارهايی که از موسیقی ملی يا موسيقی محلی شهرها و نواحی مختلف ایران جمعآوری کرده بودم. *
همه چیز سوخت،
اما همهی آن سوختنها و نابودشدنها،
*بقدر سخنان آن سیگارفروش*
* نمک نشناس *مرا *نسوزاند که جهل تا مغز استخوان ملتی را میسوزاند..
#اسماعیل_مهرتاش (۱۲۸۳، تهران – ۱۳۵۹)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
خاطره ای تلخ و درد آور از زنده یاد استاد #مهرتاش .
آخه مطربی هم شد کار؟!
*زندهياد استاد اسماعیل مهرتاش* در كودكی، با استفاده از کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچهای ساخته بود.
خانواده چون متوجه استعداد او میشوند،
وی را به نزد *استاد درویش خان* میبرند و با تلاش و پشتکار، توانست مهارتی والا در موسیقی و هنر پیدا کند.
استاد مهرتاش با تاسیس *جامعهی باربُد* » معروف شد.
مرضیه، ملوک ضرابی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری و دهها استاد دیگر موسيقی از شاگردان اسماعیل مهرتاش بودهاند.
وی ۴۵۰ آهنگ محلی (فولکلور) ساخت که
تا امروز در نوروز یا شب یلدا حتی از تلویزیون پخش شده
بسیاری از افرادی که در موسیقی، تئاتر هنرپیشهگی به جايی رسیدهاند
شاگرد *جامعهی تاتر باربُد* بوده اند .
سال ۱۳۵۷ و در هنگامهی انقلاب،
دفتر تاتر باربُد با تمامی صفحههای گردآوری شده
توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.
استاد مهرتاش در این باب خاطره بیان میکند که شنیدن آن، دل انسان را به درد میآورد .
ایشان گوید:
*سیگارفروشی در راهروی ساختمان تاتر باربُد سیگار میفروخت پاسبانها بساطش را جمع کردند*
یک روز سیگارفروش پیش من آمد که:
زن و بچهدار هستم و خواهش میكنم جایی مرا دهید سیگار بفروشم . جایش دادم* .
و بیست سال با سیگار فروشی زندهگیاش را اداره کرد.
تا این که انقلاب شد و روزی به من خبر دادند كه میخواهند تئاتر را آتش بزنند
بلافاصله خودم را رساندم.
دیدم که اولین کوکتل مولوتوف را همین مرد سیگارفروش پرتاب کرد.*
خيرهخيره نگاهاش كردم
و او با بیشرمی رو به من كرد و گفت :
آخه مردک :
مطربی هم شد کار؟
*برو یک کار دیگر برای خودت پیدا کن.
*تمام زندگیام سوخت، لباس*ها، *دکورها، صفحهها *و
*سوختم از سوختن نوارهايی که از موسیقی ملی يا موسيقی محلی شهرها و نواحی مختلف ایران جمعآوری کرده بودم. *
همه چیز سوخت،
اما همهی آن سوختنها و نابودشدنها،
*بقدر سخنان آن سیگارفروش*
* نمک نشناس *مرا *نسوزاند که جهل تا مغز استخوان ملتی را میسوزاند..
#اسماعیل_مهرتاش (۱۲۸۳، تهران – ۱۳۵۹)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
گریه بر تاریخ ایرانزمین
گریه بر تمدن ایرانزمین
گریه بر فرهنگ ایرانزمین
گریه بر سرزمین بلا و آفت گرفته.
گریه بر کشور طاعون و سرطان گرفته.
گریه بر میهنِ مکتب دد بیابانی تازی گرفته.
گریه بر تاریخی که نابود شد تمدنی که ویران شد فرهنگی که رو به تباهیست.
گریه بر ایرانزمین کهن آریایی و پر گهر اهوراییمان که ۱۴۰۰سال بدست مسلمین وحشی بیمغز افتاده است.
ای ایرانی، بدان که ملایان اهریمن اسلامی و مزدورانشان تیشه بر ریشه ایرانیات میزنند و دارند میسوزاندند.
باری
این شیون و گریههای بسیار دردناک و تکاندهنده آقای #اسماعیل_یغمایی گرامی این باستانشناس ایرانی که ۶۰سال پیشینه و سابقه در این زمينه دارد.
شیون او بر ویرانههای ارگان ایلامی و هخامنشیست که توسط اهریمنانی چون جهاد سازندگی، وزارت نفت، شهرداری، سازمان آب و برقِ استان خوزستان اتفاق افتاده است.
آری
گریه این باستان شناس ارجمند گریه من ایرانیست و عزای او عزای ملیست.
خشت اول گر نهد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج
مکتب و مذهبی که با شمشیر بر سر کار آید و دینی که با دروغ فریب کشتار غارت و ویرانی پا گیرد روند و نتیجهاش آشکار است
گریه بر تاریخ کهن ایرانزمین
گریه بر تمدن فزرگ ایرانزمین
گریه بر فرهنگ ناب ایرانزمین
گریه بر سرزمین بلا و آفت گرفته.
گریه بر کشور طاعون و سرطان گرفته.
گریه بر میهنِ مکتب دد بیابانی تازی گرفته.
گریه بر ریشهای که تیشه بر جانش افتاده.
گریه بر تاریخی که نابود شد، تمدنی که ویران شد، فرهنگی که رو به تباهیست.
گریه بر ایرانزمین کهن آریایی و پر گهر اهوراییمان که ۱۴۰۰ساله بدست مسلمین وحشی بیمغز افتاده است.
ای ایرانی، بدان که ملایان اهریمن اسلامی و مزدورانشان تیشه بر ریشه ایرانیات میزنند و دارند میسوزاندند.
باری،
این شیون و گریههای بسیار دردناک و تکاندهنده آقای #اسماعیل_یغمایی گرامی، این باستانشناس ایرانی که ۶۰سال پیشینه و سابقه در این زمينه دارد، آتش بر دلم زد.
شیون او بر ویرانههای ارگان ایلامی و هخامنشیست که توسط اهریمنانی چون: جهاد سازندگی، وزارت نفت، شهرداری، سازمان آب و برقِ استان خوزستان اتفاق افتاده است.
آری،
گریه این باستان شناس ارجمند، گریه من ایرانیست. و عزای او عزای ملیست..
خشت اول گر نهد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج.
مکتب و مذهبی که با شمشیر بر سر کار آید و دینی که با دروغ، فریب، کشتار، تجاوز، غارت و ویرانی و... پا گیرد روند و نتیجهاش آشکار است.
در پایان اینکه،
حکومت جنایتکار و غارتگر و ویرانگر اسلامی تازیان بداند که هیچ حکومتی در جهان پایدار نمانده و نمیماند بویژه حکومتهای دیکتاتوری.
و شما نیز به زودی در ایرانزمینمان سرنگون میشوید. پس بهتر است دست از ویرانی آثار باستانی و میراث فرهنگی بردارید. دست از تباهی تاریخ و تمدن ایرانزمین بردارید. دست از ویرانی ایرانزمین بردارید. و اینکه اگر دوست دارید امامزادهها و مساجد و... شما پس از شما سالم بمانند دست از خراب کردن و ویران نمودن آثار باستانیمان و... بردارید. دست از کارهای اهریمنیتان بردارید. و بدانید که من تنها نیستم وانگه میلیونی هستیم.
در سال۱۳۶۹ به مدت ۴ ماه برای بررسی آثار باستانی که پشت دریاچه سد مارون از دست میرفتند، به ارگان رفتم. در این درازا بسیاری از سازهها و تپهها از دست رفته بودند. هر چند در این فاصله بررسی و شناسایی کوتاهی داشتم، هر بار شناخت و جانمایی آنچه پیشتر دیده بودم سخت دشوار و دشوارتر مینمود.
در سال۱۳۹۲ برای شناسایی تپهای که شرکت نفت بر آن داشت روی آن دکل بزند، با دکتر عباس مقدم به بهبهان رفتیم. یک روز گفتم برویم ارگان را ببینیم. وقتی رفتیم کنار یک محوطه ویران و درهم ریخته پوشیده از لولههای نفت ایستاد و گفت: این هم ارگان.
گفتم: اشتباه آمدیم.
گفت: نه درست است.
حتا از راننده که بومی بود هم پرسیدم. آخر باور کردنی نبود.
راننده گفت: درست است.
با دکتر مقدم پیاده شدیم. در سایه درختی نشستیم. نقشه کهنهای که داشتم باز کردم تا موقعیت درست را بیابم. دکتر مقدم گفت: اینجا رو نقشه کارخانه سیمان است، این هم سد مارون که پشت درختا پنهان شده، آن دور هم کوههای خاویز.
باز هم باور نکردم. بلند شدم. چرخی زدم. دیدم نه درست است. اینجا ارگان است اما حتا آن ارگانی که من ۱۰سال پیش دیده بودم نبود. روی سنگی نشستم و چشم دوختم به محوطه و دیگر نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم.
در قوانین کنونی ایران کسی که مرتكب قتل شود اعدام است. جزای قتل یک نفر گناهکار یا بیگناه اعدام قاتل است. قاتلی که چه خانواده یا خانوادههایی را داغدار کرده است. اما هیچ قانونی و جزایی برای فرد یا افرادی که فرهنگ یک کشور را بکشند، نیست.
✍️ #اسماعيل_يغمايی باستان شناس و نویسنده ایرانی.
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
گریه بر تاریخ ایرانزمین
گریه بر تمدن ایرانزمین
گریه بر فرهنگ ایرانزمین
گریه بر سرزمین بلا و آفت گرفته.
گریه بر کشور طاعون و سرطان گرفته.
گریه بر میهنِ مکتب دد بیابانی تازی گرفته.
گریه بر تاریخی که نابود شد تمدنی که ویران شد فرهنگی که رو به تباهیست.
گریه بر ایرانزمین کهن آریایی و پر گهر اهوراییمان که ۱۴۰۰سال بدست مسلمین وحشی بیمغز افتاده است.
ای ایرانی، بدان که ملایان اهریمن اسلامی و مزدورانشان تیشه بر ریشه ایرانیات میزنند و دارند میسوزاندند.
باری
این شیون و گریههای بسیار دردناک و تکاندهنده آقای #اسماعیل_یغمایی گرامی این باستانشناس ایرانی که ۶۰سال پیشینه و سابقه در این زمينه دارد.
شیون او بر ویرانههای ارگان ایلامی و هخامنشیست که توسط اهریمنانی چون جهاد سازندگی، وزارت نفت، شهرداری، سازمان آب و برقِ استان خوزستان اتفاق افتاده است.
آری
گریه این باستان شناس ارجمند گریه من ایرانیست و عزای او عزای ملیست.
خشت اول گر نهد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج
مکتب و مذهبی که با شمشیر بر سر کار آید و دینی که با دروغ فریب کشتار غارت و ویرانی پا گیرد روند و نتیجهاش آشکار است
گریه بر تاریخ کهن ایرانزمین
گریه بر تمدن فزرگ ایرانزمین
گریه بر فرهنگ ناب ایرانزمین
گریه بر سرزمین بلا و آفت گرفته.
گریه بر کشور طاعون و سرطان گرفته.
گریه بر میهنِ مکتب دد بیابانی تازی گرفته.
گریه بر ریشهای که تیشه بر جانش افتاده.
گریه بر تاریخی که نابود شد، تمدنی که ویران شد، فرهنگی که رو به تباهیست.
گریه بر ایرانزمین کهن آریایی و پر گهر اهوراییمان که ۱۴۰۰ساله بدست مسلمین وحشی بیمغز افتاده است.
ای ایرانی، بدان که ملایان اهریمن اسلامی و مزدورانشان تیشه بر ریشه ایرانیات میزنند و دارند میسوزاندند.
باری،
این شیون و گریههای بسیار دردناک و تکاندهنده آقای #اسماعیل_یغمایی گرامی، این باستانشناس ایرانی که ۶۰سال پیشینه و سابقه در این زمينه دارد، آتش بر دلم زد.
شیون او بر ویرانههای ارگان ایلامی و هخامنشیست که توسط اهریمنانی چون: جهاد سازندگی، وزارت نفت، شهرداری، سازمان آب و برقِ استان خوزستان اتفاق افتاده است.
آری،
گریه این باستان شناس ارجمند، گریه من ایرانیست. و عزای او عزای ملیست..
خشت اول گر نهد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج.
مکتب و مذهبی که با شمشیر بر سر کار آید و دینی که با دروغ، فریب، کشتار، تجاوز، غارت و ویرانی و... پا گیرد روند و نتیجهاش آشکار است.
در پایان اینکه،
حکومت جنایتکار و غارتگر و ویرانگر اسلامی تازیان بداند که هیچ حکومتی در جهان پایدار نمانده و نمیماند بویژه حکومتهای دیکتاتوری.
و شما نیز به زودی در ایرانزمینمان سرنگون میشوید. پس بهتر است دست از ویرانی آثار باستانی و میراث فرهنگی بردارید. دست از تباهی تاریخ و تمدن ایرانزمین بردارید. دست از ویرانی ایرانزمین بردارید. و اینکه اگر دوست دارید امامزادهها و مساجد و... شما پس از شما سالم بمانند دست از خراب کردن و ویران نمودن آثار باستانیمان و... بردارید. دست از کارهای اهریمنیتان بردارید. و بدانید که من تنها نیستم وانگه میلیونی هستیم.
در سال۱۳۶۹ به مدت ۴ ماه برای بررسی آثار باستانی که پشت دریاچه سد مارون از دست میرفتند، به ارگان رفتم. در این درازا بسیاری از سازهها و تپهها از دست رفته بودند. هر چند در این فاصله بررسی و شناسایی کوتاهی داشتم، هر بار شناخت و جانمایی آنچه پیشتر دیده بودم سخت دشوار و دشوارتر مینمود.
در سال۱۳۹۲ برای شناسایی تپهای که شرکت نفت بر آن داشت روی آن دکل بزند، با دکتر عباس مقدم به بهبهان رفتیم. یک روز گفتم برویم ارگان را ببینیم. وقتی رفتیم کنار یک محوطه ویران و درهم ریخته پوشیده از لولههای نفت ایستاد و گفت: این هم ارگان.
گفتم: اشتباه آمدیم.
گفت: نه درست است.
حتا از راننده که بومی بود هم پرسیدم. آخر باور کردنی نبود.
راننده گفت: درست است.
با دکتر مقدم پیاده شدیم. در سایه درختی نشستیم. نقشه کهنهای که داشتم باز کردم تا موقعیت درست را بیابم. دکتر مقدم گفت: اینجا رو نقشه کارخانه سیمان است، این هم سد مارون که پشت درختا پنهان شده، آن دور هم کوههای خاویز.
باز هم باور نکردم. بلند شدم. چرخی زدم. دیدم نه درست است. اینجا ارگان است اما حتا آن ارگانی که من ۱۰سال پیش دیده بودم نبود. روی سنگی نشستم و چشم دوختم به محوطه و دیگر نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم.
در قوانین کنونی ایران کسی که مرتكب قتل شود اعدام است. جزای قتل یک نفر گناهکار یا بیگناه اعدام قاتل است. قاتلی که چه خانواده یا خانوادههایی را داغدار کرده است. اما هیچ قانونی و جزایی برای فرد یا افرادی که فرهنگ یک کشور را بکشند، نیست.
✍️ #اسماعيل_يغمايی باستان شناس و نویسنده ایرانی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بامن بگو
وقتی که صدها
صد هزاران سال بگذشت ، آنگاه .
اما مگو هرگز
هرگز چه دور است ، آه
هرگز چه وحشتناک
هرگز چه بیرحم است...
#اسماعیل_خویی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بامن بگو
وقتی که صدها
صد هزاران سال بگذشت ، آنگاه .
اما مگو هرگز
هرگز چه دور است ، آه
هرگز چه وحشتناک
هرگز چه بیرحم است...
#اسماعیل_خویی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#اسماعیل_امینی، استاد دانشگاه:
به تدریج، "نوشتن" را از مدارس حذف کردهاند!
همه چیز شده تیکزدن و تستزدن! ادبیات فارسی را فرستادهاند گوشه رینگ زیر ضربات!
فکر میکنند فقط فیزیک و شیمی علم است و ادبیات فارسی، گل و بلبل! به خانواده ها هم اینگونه القاء کرده اند!
ملتی که درست خواندن و درست نوشتن بلد نباشد بی سواد است، حتی اگر هزار تست فیزیک را در دو دقیقه بزند!
#فرهنگ_ایرانی
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#اسماعیل_امینی، استاد دانشگاه:
به تدریج، "نوشتن" را از مدارس حذف کردهاند!
همه چیز شده تیکزدن و تستزدن! ادبیات فارسی را فرستادهاند گوشه رینگ زیر ضربات!
فکر میکنند فقط فیزیک و شیمی علم است و ادبیات فارسی، گل و بلبل! به خانواده ها هم اینگونه القاء کرده اند!
ملتی که درست خواندن و درست نوشتن بلد نباشد بی سواد است، حتی اگر هزار تست فیزیک را در دو دقیقه بزند!
#فرهنگ_ایرانی
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity