Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#تماشاخانه
مستند یک آتش
ساختهی #ابراهیم_گلستان
تدوین: #فروغ_فرخزاد
برنده جایزه بخش مستند مرکور طلایی از جشنواره ونیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
مستند یک آتش
ساختهی #ابراهیم_گلستان
تدوین: #فروغ_فرخزاد
برنده جایزه بخش مستند مرکور طلایی از جشنواره ونیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز#ابراهیم_گلستان
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۰۱ شیراز ) کارگردان، داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار، و عکاس
ابراهیم گلستان ( تقوی شیراری ) که تحصیل در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران را نیمه کاره رها کرد، اولین کارگردان ایرانیست که برندهٔ یک جایزهٔ بینالمللی برای فیلمی مستند شده است. وی در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد.
آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستانهای کوتاه ارنست همینگوی میدانند گرچه او تاثیرپذیری از هیچ نویسندهای را نمیپذیرد. همچنین وی از زمرهٔ نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی میشود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالبهای داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی، قابل توجهاست.
از دیگر ویژگیهای داستاننویسی گلستان، خلق مجموعه داستانهای به هم مرتبط است. در حالی که چنین سبکی در غرب سابقه طولانیتری دارد، این نوع داستاننویسی در ایران با گلستان آغاز میشود اما نکته مهم در این نوع آثار گلستان، خلق نوعی جدید از داستاننویسی است که در ادبیات کلاسیک ایران، مانند منطقالطیر، ریشه دارد. این نوع داستانها نه براساس درونمایه یا شخصیتهای داستانی، بلکه براساس ساختارهای مشابه به یکدیگر مرتبط میشوند.
او در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل حقوق به تهران آمد. در آنجا در ۲۱ سالگی با دخترعمویش فخری گلستان ازدواج کرد. سپس به عضویت حزب توده درآمد و تحصیل را رها کرد. او در آن زمان به عنوان عکاس روزنامههای رهبر و مردم به کار مشغول بود. در سال ۱۳۲۶، کتاب اول خود را که مجموعه داستانی با نام «به دزدی رفتهها» بود، منتشر کرد.
پس از سال ۱۳۳۶، استودیوی سینمایی خود را با نام «استودیو گلستان» تأسیس کرد و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت ساخت. آتش و موج و مرجان و خارا از این جملهاند. به دلیل این همکاریها، عدهای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند. یکی از کسانی هم که در برابر این قضایا موضع گیری صریح کرد و گلستان را مورد تقبیح و شماتت قرار داد، جلال آلاحمد بود. او ساختن فیلم تبلیغاتی «موج و مرجان و خارا» را نمونهای از رفتارهای روشنفکران واداده میدانست.
گلستان کارگردان دو فیلم داستانی با نامهای «خشت و آینه» (۱۳۴۴) و اسرار گنج درهٔ جنی (۱۳۵۰) نیز هست. وی همچنین تهیهکنندهٔ فیلم «خانه سیاهاست» به کارگردانی فروغ فرخزاد بودهاست. ابراهیم گلستان با فروغ فرخزاد رابطهٔ دوستانهای داشت.
وی تا سال ۱۳۴۶، مجموعه داستانی منتشر نکرد و از سال ۱۳۵۷ مقیم استان ساسکسِ انگلستان شد. او دو فرزند با نامهای کاوه و لیلی دارد؛ کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی، در مأموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بیبیسی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد؛ لیلی گلستان، بهعنوان مترجم، نویسنده و مسئول گالری گلستان در ایران فعالیت میکند. مانی حقیقی، کارگردان، و مهرک گلستان، خوانندهٔ رپ، صنم حقیقی و محمود حقیقی نوههای او هستند.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز#ابراهیم_گلستان
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۰۱ شیراز ) کارگردان، داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار، و عکاس
ابراهیم گلستان ( تقوی شیراری ) که تحصیل در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران را نیمه کاره رها کرد، اولین کارگردان ایرانیست که برندهٔ یک جایزهٔ بینالمللی برای فیلمی مستند شده است. وی در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد.
آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستانهای کوتاه ارنست همینگوی میدانند گرچه او تاثیرپذیری از هیچ نویسندهای را نمیپذیرد. همچنین وی از زمرهٔ نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی میشود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالبهای داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی، قابل توجهاست.
از دیگر ویژگیهای داستاننویسی گلستان، خلق مجموعه داستانهای به هم مرتبط است. در حالی که چنین سبکی در غرب سابقه طولانیتری دارد، این نوع داستاننویسی در ایران با گلستان آغاز میشود اما نکته مهم در این نوع آثار گلستان، خلق نوعی جدید از داستاننویسی است که در ادبیات کلاسیک ایران، مانند منطقالطیر، ریشه دارد. این نوع داستانها نه براساس درونمایه یا شخصیتهای داستانی، بلکه براساس ساختارهای مشابه به یکدیگر مرتبط میشوند.
او در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل حقوق به تهران آمد. در آنجا در ۲۱ سالگی با دخترعمویش فخری گلستان ازدواج کرد. سپس به عضویت حزب توده درآمد و تحصیل را رها کرد. او در آن زمان به عنوان عکاس روزنامههای رهبر و مردم به کار مشغول بود. در سال ۱۳۲۶، کتاب اول خود را که مجموعه داستانی با نام «به دزدی رفتهها» بود، منتشر کرد.
پس از سال ۱۳۳۶، استودیوی سینمایی خود را با نام «استودیو گلستان» تأسیس کرد و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت ساخت. آتش و موج و مرجان و خارا از این جملهاند. به دلیل این همکاریها، عدهای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند. یکی از کسانی هم که در برابر این قضایا موضع گیری صریح کرد و گلستان را مورد تقبیح و شماتت قرار داد، جلال آلاحمد بود. او ساختن فیلم تبلیغاتی «موج و مرجان و خارا» را نمونهای از رفتارهای روشنفکران واداده میدانست.
گلستان کارگردان دو فیلم داستانی با نامهای «خشت و آینه» (۱۳۴۴) و اسرار گنج درهٔ جنی (۱۳۵۰) نیز هست. وی همچنین تهیهکنندهٔ فیلم «خانه سیاهاست» به کارگردانی فروغ فرخزاد بودهاست. ابراهیم گلستان با فروغ فرخزاد رابطهٔ دوستانهای داشت.
وی تا سال ۱۳۴۶، مجموعه داستانی منتشر نکرد و از سال ۱۳۵۷ مقیم استان ساسکسِ انگلستان شد. او دو فرزند با نامهای کاوه و لیلی دارد؛ کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی، در مأموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بیبیسی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد؛ لیلی گلستان، بهعنوان مترجم، نویسنده و مسئول گالری گلستان در ایران فعالیت میکند. مانی حقیقی، کارگردان، و مهرک گلستان، خوانندهٔ رپ، صنم حقیقی و محمود حقیقی نوههای او هستند.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
آدینه
۲۶ مهر 1398 خورشیدی
۱۸اكتبر 2019 میلادی
#برج_فلکی_میزان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها و #رودادها
#روز_تربیت_بدنی_و_ورزش
#روز ترانسپورت و ترانزیت
#هفته_سلامت_زنان ,۲۶ مهر با محوریت زنان پیشگام و الگوی مشارکت خانواده
#روز_جهانی_عقیم_سازی
📜۱۳۳۴ خ – تصویب لایحه الحاق ایران به پیمان دفاعی بغداد (شامل کشورهای انگلستان، ترکیه، عراق، پاکستان) در مجلس سنا
👥۱۳۵۰خ –جمعیت کل کشور ۳۰ میلیون و ۲۰ هزار نفر (۱۲ میلیون و ۳۹۸ هزار نفر شهری و ۱۷ میلیون و ۶۲۲ هزار نفر روستایی) اعلام شد.
🗣۱۳۵۹خ – سخنرانی محمدعلی رجایی، نخست وزیر ، در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد، دربارهٔ سیاستهای آمریکا و حمله ارتش بعثی عراق به مرزهای جمهوری اسلامی ایران
۱۳۸۰خ – گشایش موزه #محمود_فرشچیان، نگارگر معاصر، در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تهران
۱۳۸۱خ – پرده برداری از تابلوی نگارگری استاد محمود فرشچیان، موسوم به تابلوی علیاصغر (ع) در کاخ موزه سعدآباد
۱۳۸۰خ – اعطای جایزه علمی یونسکو به «حسیما رفعتی سیدی یزدی»، استاد ایمونولوژی مؤسسه پاسور ایران
💵۱۳۵۴خ- ایران مبلغ ۱۲۰۰ میلیون دلار به ترکیه اعتبار داد
۱۳۳۶خ- ملک فيصل پادشاه عراق و عبدالله وليعهد آن کشور وارد تهران شدند
۱۸۶۷م - ایالات متحده #آلاسکا را به ارزش ۷٫۲ میلیون دلاراز #روسیه خریداری کرد
هر ساله این روز به عنوان روز آلاسکا در این کشور #جشن گرفته می شود
🔊۱۹۲۲م- #بیبیسی با نام «شرکت سخنپراکنی بریتانیا با مسئولیت محدود» بنیان گذاشته شد
🛸۱۹۸۹خ - #فضاپیمای_گالیله به فضا پرتاب شد
۱۹۹۱خ - شورای عالی جمهوری آذربایجان استقلال این کشور از اتحاد جماهیر شوروی را اعلام کرد
⚔️۱۲۰۹ق-حمله آقامحمدخان قاجار به گرجستان
وی فاجعه کرمان را در تفلیس اجرا کرد و دستور به قتل و تاراج مردم داد
عده زیادی از روحانیون را در رود کورا غرق کردند و پنج هزار نفر از گرجیها را اسیر و شهر را ویران نمودند.
🌿🍂🌿🍂
#زادروزها
🌿۱۳۵۳خ - مازیار فلاحی، خواننده
🌿۱۳۰۱خ - #ابراهیم_گلستان، داستاننویس و فیلمساز
🌿۱۹۲۹م- شاعر نامآور؛ مترجم و روزنامهنگار معاصر ترکمن کریم قربان نفس نامور به #مختومقلی
🌿۱۸۵۹م - هانری برگسون، فیلسوف مشهور فرانسوی.
🌿۱۱۳۰م- تسو شی، فیلسوف و دانشپژوه کنفوسیانیسم
🌿۱۸۵۹م- آنری برگسون، فیلسوف و ادیب مشهور فرانسوی
🌿۱۹۲۶م- چاک بری، خواننده، ترانهسرا و گیتاریست آمریکایی، از پیشگامان موسیقی راک اند رول
🌿۱۹۵۶م- مارتینا ناوراتیلووا، تنیس باز اهل چکسلواکی
🌿۱۹۶۰م- ژان کلود ون دم، بازیگر و رزمیکار بلژیک
🌿۱۹۸۷م- زک افران، بازیگر، خواننده و رقصندهٔ آمریکایی
#درگذشتگان
🍂۱۸۷۱م- چارلز ببیج، فیلسوف تحلیلگر و ریاضیدان انگلیسی
🍂۱۸۹۳م- شارل گونو آهنگساز فرانسوی
🍂۱۹۳۱م- توماس ادیسون، مخترع آمریکایی
🍂۱۹۳۴م- رامون کاخال، زیستشناس و پزشک اسپانیایی
🍂۱۹۵۵م- خوزه ارتگا یی گاست، فیلسوف لیبرال و نظریهپرداز اسپانیایی، از پیشگامان رنسانس اسپانیا در سده بیستم
🍂۱۳۹۰خ-شاه علی سرخانی بازیگر سینما.
🍂۱۸۷۱م- "چارلز بِبيج" دانشمند انگليسی و مخترع ماشين حساب
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
آدینه
۲۶ مهر 1398 خورشیدی
۱۸اكتبر 2019 میلادی
#برج_فلکی_میزان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها و #رودادها
#روز_تربیت_بدنی_و_ورزش
#روز ترانسپورت و ترانزیت
#هفته_سلامت_زنان ,۲۶ مهر با محوریت زنان پیشگام و الگوی مشارکت خانواده
#روز_جهانی_عقیم_سازی
📜۱۳۳۴ خ – تصویب لایحه الحاق ایران به پیمان دفاعی بغداد (شامل کشورهای انگلستان، ترکیه، عراق، پاکستان) در مجلس سنا
👥۱۳۵۰خ –جمعیت کل کشور ۳۰ میلیون و ۲۰ هزار نفر (۱۲ میلیون و ۳۹۸ هزار نفر شهری و ۱۷ میلیون و ۶۲۲ هزار نفر روستایی) اعلام شد.
🗣۱۳۵۹خ – سخنرانی محمدعلی رجایی، نخست وزیر ، در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد، دربارهٔ سیاستهای آمریکا و حمله ارتش بعثی عراق به مرزهای جمهوری اسلامی ایران
۱۳۸۰خ – گشایش موزه #محمود_فرشچیان، نگارگر معاصر، در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تهران
۱۳۸۱خ – پرده برداری از تابلوی نگارگری استاد محمود فرشچیان، موسوم به تابلوی علیاصغر (ع) در کاخ موزه سعدآباد
۱۳۸۰خ – اعطای جایزه علمی یونسکو به «حسیما رفعتی سیدی یزدی»، استاد ایمونولوژی مؤسسه پاسور ایران
💵۱۳۵۴خ- ایران مبلغ ۱۲۰۰ میلیون دلار به ترکیه اعتبار داد
۱۳۳۶خ- ملک فيصل پادشاه عراق و عبدالله وليعهد آن کشور وارد تهران شدند
۱۸۶۷م - ایالات متحده #آلاسکا را به ارزش ۷٫۲ میلیون دلاراز #روسیه خریداری کرد
هر ساله این روز به عنوان روز آلاسکا در این کشور #جشن گرفته می شود
🔊۱۹۲۲م- #بیبیسی با نام «شرکت سخنپراکنی بریتانیا با مسئولیت محدود» بنیان گذاشته شد
🛸۱۹۸۹خ - #فضاپیمای_گالیله به فضا پرتاب شد
۱۹۹۱خ - شورای عالی جمهوری آذربایجان استقلال این کشور از اتحاد جماهیر شوروی را اعلام کرد
⚔️۱۲۰۹ق-حمله آقامحمدخان قاجار به گرجستان
وی فاجعه کرمان را در تفلیس اجرا کرد و دستور به قتل و تاراج مردم داد
عده زیادی از روحانیون را در رود کورا غرق کردند و پنج هزار نفر از گرجیها را اسیر و شهر را ویران نمودند.
🌿🍂🌿🍂
#زادروزها
🌿۱۳۵۳خ - مازیار فلاحی، خواننده
🌿۱۳۰۱خ - #ابراهیم_گلستان، داستاننویس و فیلمساز
🌿۱۹۲۹م- شاعر نامآور؛ مترجم و روزنامهنگار معاصر ترکمن کریم قربان نفس نامور به #مختومقلی
🌿۱۸۵۹م - هانری برگسون، فیلسوف مشهور فرانسوی.
🌿۱۱۳۰م- تسو شی، فیلسوف و دانشپژوه کنفوسیانیسم
🌿۱۸۵۹م- آنری برگسون، فیلسوف و ادیب مشهور فرانسوی
🌿۱۹۲۶م- چاک بری، خواننده، ترانهسرا و گیتاریست آمریکایی، از پیشگامان موسیقی راک اند رول
🌿۱۹۵۶م- مارتینا ناوراتیلووا، تنیس باز اهل چکسلواکی
🌿۱۹۶۰م- ژان کلود ون دم، بازیگر و رزمیکار بلژیک
🌿۱۹۸۷م- زک افران، بازیگر، خواننده و رقصندهٔ آمریکایی
#درگذشتگان
🍂۱۸۷۱م- چارلز ببیج، فیلسوف تحلیلگر و ریاضیدان انگلیسی
🍂۱۸۹۳م- شارل گونو آهنگساز فرانسوی
🍂۱۹۳۱م- توماس ادیسون، مخترع آمریکایی
🍂۱۹۳۴م- رامون کاخال، زیستشناس و پزشک اسپانیایی
🍂۱۹۵۵م- خوزه ارتگا یی گاست، فیلسوف لیبرال و نظریهپرداز اسپانیایی، از پیشگامان رنسانس اسپانیا در سده بیستم
🍂۱۳۹۰خ-شاه علی سرخانی بازیگر سینما.
🍂۱۸۷۱م- "چارلز بِبيج" دانشمند انگليسی و مخترع ماشين حساب
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🔴#یادمان
۲۶ مهر زاد روز
#ابراهیم_گلستان
کارگردان، داستاننویس، مترجم روزنامهنگار، و عکاس ایرانی
#زاد_روزش_گرامی
من همیشه در هجرت بودهام. هجرت نه یعنی از این مکان جغرافیایی به مکان دیگر جغرافیایی رفتن. هجرت یعنی از حالی به حال دیگر، از یک فضای فکری به فضای فکری تحولیافتهای رفتن. هجرت همان تغییر انسانی است. گذر از درکی به درک دیگر، بالاتر، کاملتر یا کاملشوندهتر. [هجرت،] جغرافیایی نیست.
... از یک شهر به شهر دیگری رفتن، اما با همان کیسه و کولهبار عقیدههایی که مشخصا نسنجیدهایشان و با آن بارت آوردهاند یا بار آمدهای، ... هجرت نیست. میخکوب بودن است. جهلها همان جهلها و نفهمیها و عقیدههای تیزاب سنجش نخورده همان عقیدههای مثل قیر به کفشتان چسبیده و شما را به جایتان چسبانده، که تازه، همهاش هم حسرت همان مکان سابق پشت افق مفقود.
#پندار
#ابراهیم_گلستان
#کتاب_های_نویسنده_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۲۶ مهر زاد روز
#ابراهیم_گلستان
کارگردان، داستاننویس، مترجم روزنامهنگار، و عکاس ایرانی
#زاد_روزش_گرامی
من همیشه در هجرت بودهام. هجرت نه یعنی از این مکان جغرافیایی به مکان دیگر جغرافیایی رفتن. هجرت یعنی از حالی به حال دیگر، از یک فضای فکری به فضای فکری تحولیافتهای رفتن. هجرت همان تغییر انسانی است. گذر از درکی به درک دیگر، بالاتر، کاملتر یا کاملشوندهتر. [هجرت،] جغرافیایی نیست.
... از یک شهر به شهر دیگری رفتن، اما با همان کیسه و کولهبار عقیدههایی که مشخصا نسنجیدهایشان و با آن بارت آوردهاند یا بار آمدهای، ... هجرت نیست. میخکوب بودن است. جهلها همان جهلها و نفهمیها و عقیدههای تیزاب سنجش نخورده همان عقیدههای مثل قیر به کفشتان چسبیده و شما را به جایتان چسبانده، که تازه، همهاش هم حسرت همان مکان سابق پشت افق مفقود.
#پندار
#ابراهیم_گلستان
#کتاب_های_نویسنده_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
#ادبیات
¤سربلندم که در زمانه ای زندگی کردم که مهدی اخوان شاعر سترگش بود
مرسوم بود وقتی کسی به رحمت خدا میرفت
اگر تعینی می داشت ، در مجلس گریز ناپذیر ترحیمش ، آقائی بود که میرفت روی منبر و از روی تکه کاغذی که صاحبان عزا اسم مرحوم یا مرحومه شان را رقم زده بودند برای پیشگیری از اشتباه و بُر خوردن با نام های مرده های دیگر در سیاهه ی آن روز خطابه های آن آقا، آن آقا نام مرده را میخواند، و بعد بر این اساس سخن میراند.
بسیار کارکشته و فرسوده و مکرر و بی معنا.
امیدوارم اینجا امروز و من شباهتی به آن سنت و روند فلسفی نداشته باشیم، و حرفها شبیه نباشد به صفحه های آگهی ختم و تسلیت روزنامه های عصر آن روز در ایران، و از همان قبیل در این هفته نامه ها که این جا قلفتی به چاپ میاید.
یک رسم دیگر ما هم که مثل بعض دیگری از رسمها وخلقیات که هرجا که می رویم به همراه می بریم، این پرهیز و این احتیاط از درست را گفتن است، از جمله اینکه از مرده بد نباید گفت هر چند وقتی که زنده بود اگر روبرومان بود درباره اش چیزی به جز مجیز نمیگفتیم، و هرگاه هم که پشت به ما داشت البته هیچ چیز به جز دشنام.
مرگ خط حاصل جمع است. مرده وقتی که زنده بود اگر کاره ای نبود که بعد از مرگ گفتنی نخواهد داشت؛ اما کاری اگر که کرده بود آن را کم یا زیاد نمایاندن به هیچ درد هیچ چیز نخواهد خورد الا که با این کار انصاف و واقعیت است، و تاریخ، که مالانده میشوند که البته ممکن است بگویند جهنم!
تقیه را عشق است، سالوس را عشق است، باید مؤدب بود. با این جور ادب حتی در اول تاریخ کشورمان داریوش هم مخالف بود، و از خدا میخواست که کشور را از آن به دور نگهدارد. استدعائی که ۲۵ قرن گذشت و مستجاب نگردید.
تاریخ را نمالانیم.
م.امید محصول یک تقارن تاریخ و ذوق فطری بود . ذوق در نزدش بر حسب درک رویدادهای روز به رشد آمد .
او محصول یک ترکیدن در نظم روز بود . با ذوق تنها که نمی شود شاعر شد .
با ذوق می شود تشبیه و قافیه نخ کرد ، رج زد ، اما شعر مربوط می شود به بال گرفتن ، به ژرفا یا ذروه های روح را دیدن ، از ارتفاع یا در عمق در نور یا ظلمت نگاه کردن ، انگشت بر نبض زندگی گذاشتن و به زندگی زبان دادن و زبان به زندگی دادن .
او این کارها را کرد در حالی که در میان انفجارهای مکرر در الگو و نظم روزگارش بود .
ترکیدن ها زمینه و محرک و معلم او بودند .
درسی که می گیری و پاسخی که می دهی شخصی است . تضمینی برای عینا درست فهمیدن یا درست جواب دادن نیست .
و مغتنم این است .
#ابراهیم_گلستان
[ گفتاری منتشر نشده در جلسه یادبود اخوان در دانشگاه لندن ]
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
#ادبیات
¤سربلندم که در زمانه ای زندگی کردم که مهدی اخوان شاعر سترگش بود
مرسوم بود وقتی کسی به رحمت خدا میرفت
اگر تعینی می داشت ، در مجلس گریز ناپذیر ترحیمش ، آقائی بود که میرفت روی منبر و از روی تکه کاغذی که صاحبان عزا اسم مرحوم یا مرحومه شان را رقم زده بودند برای پیشگیری از اشتباه و بُر خوردن با نام های مرده های دیگر در سیاهه ی آن روز خطابه های آن آقا، آن آقا نام مرده را میخواند، و بعد بر این اساس سخن میراند.
بسیار کارکشته و فرسوده و مکرر و بی معنا.
امیدوارم اینجا امروز و من شباهتی به آن سنت و روند فلسفی نداشته باشیم، و حرفها شبیه نباشد به صفحه های آگهی ختم و تسلیت روزنامه های عصر آن روز در ایران، و از همان قبیل در این هفته نامه ها که این جا قلفتی به چاپ میاید.
یک رسم دیگر ما هم که مثل بعض دیگری از رسمها وخلقیات که هرجا که می رویم به همراه می بریم، این پرهیز و این احتیاط از درست را گفتن است، از جمله اینکه از مرده بد نباید گفت هر چند وقتی که زنده بود اگر روبرومان بود درباره اش چیزی به جز مجیز نمیگفتیم، و هرگاه هم که پشت به ما داشت البته هیچ چیز به جز دشنام.
مرگ خط حاصل جمع است. مرده وقتی که زنده بود اگر کاره ای نبود که بعد از مرگ گفتنی نخواهد داشت؛ اما کاری اگر که کرده بود آن را کم یا زیاد نمایاندن به هیچ درد هیچ چیز نخواهد خورد الا که با این کار انصاف و واقعیت است، و تاریخ، که مالانده میشوند که البته ممکن است بگویند جهنم!
تقیه را عشق است، سالوس را عشق است، باید مؤدب بود. با این جور ادب حتی در اول تاریخ کشورمان داریوش هم مخالف بود، و از خدا میخواست که کشور را از آن به دور نگهدارد. استدعائی که ۲۵ قرن گذشت و مستجاب نگردید.
تاریخ را نمالانیم.
م.امید محصول یک تقارن تاریخ و ذوق فطری بود . ذوق در نزدش بر حسب درک رویدادهای روز به رشد آمد .
او محصول یک ترکیدن در نظم روز بود . با ذوق تنها که نمی شود شاعر شد .
با ذوق می شود تشبیه و قافیه نخ کرد ، رج زد ، اما شعر مربوط می شود به بال گرفتن ، به ژرفا یا ذروه های روح را دیدن ، از ارتفاع یا در عمق در نور یا ظلمت نگاه کردن ، انگشت بر نبض زندگی گذاشتن و به زندگی زبان دادن و زبان به زندگی دادن .
او این کارها را کرد در حالی که در میان انفجارهای مکرر در الگو و نظم روزگارش بود .
ترکیدن ها زمینه و محرک و معلم او بودند .
درسی که می گیری و پاسخی که می دهی شخصی است . تضمینی برای عینا درست فهمیدن یا درست جواب دادن نیست .
و مغتنم این است .
#ابراهیم_گلستان
[ گفتاری منتشر نشده در جلسه یادبود اخوان در دانشگاه لندن ]
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#این روزها و سالها معلوم نیست چرا اینقدر تند میگذرند و بدتر، تباه و تهی میگذرند، حال آنکه در تمام طولشان حسِ گرفتارِ کاری بودن داری، بیآنکه کاری که کار باشد، داشته باشی.
#ابراهیم_گلستان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#ابراهیم_گلستان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#زادروز
23 تیرماه زادروز #لیلی_گلستان مترجم و نگارخانهدار ایرانی
#فروغ_فرخزاد از نگاه #لیلی_گلستان دختر #ابراهیم_گلستان
ـ لحظۀ ورود فروغ فرخزاد به داستان زندگی شما کجا بود؟
ـ بهنظرم اصلاً موضوع مهمی نیست. من در پاریس بودم که او آمد اینجا. دختر جوان بدبختی بود که محتاج همهچیز بود. محتاج پول، محتاج زندگی بهتر، محتاج کسی که بیاید و راه و چاه زندگی را نشانش بدهد و یکی را گیر آورد و چسبید به او!
به او حق میدهم، چون پدرم واقعاً مرد جذابی بود و هنوز هم هست. خیلی زیبا بود، یعنی زیباترین مردی است که من در ایران دیدم . خب، وقتی یک دختر جوان که شعر هم بلد است میآید پیش همچین مردی برای منشیگری، باید هم عاشق شود.
طبیعی است که پدرم مرد الواطی نبود، خوشگل بود، مشهور بود، قشنگ حرف میزد، لباسهای معمولی میپوشید و دلش میخواست خوب زندگی کند...
▫️بخشی از گفتوگو با لیلی گلستان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
23 تیرماه زادروز #لیلی_گلستان مترجم و نگارخانهدار ایرانی
#فروغ_فرخزاد از نگاه #لیلی_گلستان دختر #ابراهیم_گلستان
ـ لحظۀ ورود فروغ فرخزاد به داستان زندگی شما کجا بود؟
ـ بهنظرم اصلاً موضوع مهمی نیست. من در پاریس بودم که او آمد اینجا. دختر جوان بدبختی بود که محتاج همهچیز بود. محتاج پول، محتاج زندگی بهتر، محتاج کسی که بیاید و راه و چاه زندگی را نشانش بدهد و یکی را گیر آورد و چسبید به او!
به او حق میدهم، چون پدرم واقعاً مرد جذابی بود و هنوز هم هست. خیلی زیبا بود، یعنی زیباترین مردی است که من در ایران دیدم . خب، وقتی یک دختر جوان که شعر هم بلد است میآید پیش همچین مردی برای منشیگری، باید هم عاشق شود.
طبیعی است که پدرم مرد الواطی نبود، خوشگل بود، مشهور بود، قشنگ حرف میزد، لباسهای معمولی میپوشید و دلش میخواست خوب زندگی کند...
▫️بخشی از گفتوگو با لیلی گلستان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
از یادمان نرود که ما با همهی میراثِ فرهنگی و فکریِ گذشته، بدجوری در تاریخِ سیصد چهارصد سالهی اخیرِ خودمان کتک خوردهایم؛ بهطوریکه مثلِ برهنهها بودهایم در طوفان و سرمای سختِ قرنِ بیستم...
«از روزگار رفته»
#ابراهیم_گلستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
از یادمان نرود که ما با همهی میراثِ فرهنگی و فکریِ گذشته، بدجوری در تاریخِ سیصد چهارصد سالهی اخیرِ خودمان کتک خوردهایم؛ بهطوریکه مثلِ برهنهها بودهایم در طوفان و سرمای سختِ قرنِ بیستم...
«از روزگار رفته»
#ابراهیم_گلستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز #ابراهیم_گلستان
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۰۱ شیراز ) کارگردان، داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار و عکاس
گلستان "تقوی شیراری" که تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران را نیمه کاره رها کرد، اولین کارگردان ایرانی است که برنده یک جایزه بینالمللی برای فیلمی مستند شده است. وی در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد.
آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستانهای کوتاه ارنست همینگوی میدانند گرچه او تاثیرپذیری از هیچ نویسندهای را نمیپذیرد. همچنین وی از زمره نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی میشود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالبهای داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی، قابل توجهاست.
از دیگر ویژگیهای داستاننویسی گلستان، خلق مجموعه داستانهای به هم مرتبط است. در حالی که چنین سبکی در غرب سابقه طولانیتری دارد، این نوع داستاننویسی در ایران با گلستان آغاز میشود اما نکته مهم در این نوع آثار گلستان، خلق نوعی جدید از داستاننویسی است که در ادبیات کلاسیک ایران، مانند منطقالطیر، ریشه دارد. این نوع داستانها نه براساس درونمایه یا شخصیتهای داستانی، بلکه براساس ساختارهای مشابه به یکدیگر مرتبط میشوند.
او در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل حقوق به تهران آمد. در آنجا در ۲۱ سالگی با دخترعمویش فخری گلستان ازدواج کرد. سپس به عضویت حزب توده درآمد و تحصیل را رها کرد. او در آن زمان به عنوان عکاس روزنامههای رهبر و مردم به کار مشغول بود. در سال ۱۳۲۶، کتاب اول خود را که مجموعه داستانی با نام «به دزدی رفتهها» بود، منتشر کرد.
پس از سال ۱۳۳۶، استودیوی سینمایی خود را با نام «استودیو گلستان» تأسیس کرد و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت ساخت. آتش و موج و مرجان و خارا از این جملهاند. به دلیل این همکاریها، عدهای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند. یکی از کسانی هم که در برابر این قضایا موضع گیری صریح کرد و گلستان را مورد تقبیح و شماتت قرار داد، جلال آلاحمد بود. او ساختن فیلم تبلیغاتی «موج و مرجان و خارا» را نمونهای از رفتارهای روشنفکران واداده میدانست.
گلستان کارگردان دو فیلم داستانی با نامهای «خشت و آینه» (۱۳۴۴) و اسرار گنج درهٔ جنی (۱۳۵۰) نیز هست. وی همچنین تهیهکننده فیلم «خانه سیاهاست» به کارگردانی فروغ فرخزاد بودهاست. ابراهیم گلستان با فروغ فرخزاد رابطهٔ دوستانهای داشت.
وی تا سال ۱۳۴۶، مجموعه داستانی منتشر نکرد و از سال ۱۳۵۷ مقیم استان ساسکسِ انگلستان شد. او دو فرزند با نامهای کاوه و لیلی دارد؛ کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی، در مأموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بیبیسی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد؛ لیلی گلستان، بهعنوان مترجم، نویسنده و مسئول گالری گلستان در ایران فعالیت میکند. مانی حقیقی، کارگردان و مهرک گلستان، خواننده رپ، صنم حقیقی و محمود حقیقی نوههای او هستند.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ مهر زادروز #ابراهیم_گلستان
( زاده ۲۲ مهر ۱۳۰۱ شیراز ) کارگردان، داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار و عکاس
گلستان "تقوی شیراری" که تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران را نیمه کاره رها کرد، اولین کارگردان ایرانی است که برنده یک جایزه بینالمللی برای فیلمی مستند شده است. وی در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد.
آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستانهای کوتاه ارنست همینگوی میدانند گرچه او تاثیرپذیری از هیچ نویسندهای را نمیپذیرد. همچنین وی از زمره نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی میشود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالبهای داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی، قابل توجهاست.
از دیگر ویژگیهای داستاننویسی گلستان، خلق مجموعه داستانهای به هم مرتبط است. در حالی که چنین سبکی در غرب سابقه طولانیتری دارد، این نوع داستاننویسی در ایران با گلستان آغاز میشود اما نکته مهم در این نوع آثار گلستان، خلق نوعی جدید از داستاننویسی است که در ادبیات کلاسیک ایران، مانند منطقالطیر، ریشه دارد. این نوع داستانها نه براساس درونمایه یا شخصیتهای داستانی، بلکه براساس ساختارهای مشابه به یکدیگر مرتبط میشوند.
او در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل حقوق به تهران آمد. در آنجا در ۲۱ سالگی با دخترعمویش فخری گلستان ازدواج کرد. سپس به عضویت حزب توده درآمد و تحصیل را رها کرد. او در آن زمان به عنوان عکاس روزنامههای رهبر و مردم به کار مشغول بود. در سال ۱۳۲۶، کتاب اول خود را که مجموعه داستانی با نام «به دزدی رفتهها» بود، منتشر کرد.
پس از سال ۱۳۳۶، استودیوی سینمایی خود را با نام «استودیو گلستان» تأسیس کرد و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت ساخت. آتش و موج و مرجان و خارا از این جملهاند. به دلیل این همکاریها، عدهای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند. یکی از کسانی هم که در برابر این قضایا موضع گیری صریح کرد و گلستان را مورد تقبیح و شماتت قرار داد، جلال آلاحمد بود. او ساختن فیلم تبلیغاتی «موج و مرجان و خارا» را نمونهای از رفتارهای روشنفکران واداده میدانست.
گلستان کارگردان دو فیلم داستانی با نامهای «خشت و آینه» (۱۳۴۴) و اسرار گنج درهٔ جنی (۱۳۵۰) نیز هست. وی همچنین تهیهکننده فیلم «خانه سیاهاست» به کارگردانی فروغ فرخزاد بودهاست. ابراهیم گلستان با فروغ فرخزاد رابطهٔ دوستانهای داشت.
وی تا سال ۱۳۴۶، مجموعه داستانی منتشر نکرد و از سال ۱۳۵۷ مقیم استان ساسکسِ انگلستان شد. او دو فرزند با نامهای کاوه و لیلی دارد؛ کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی، در مأموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بیبیسی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد؛ لیلی گلستان، بهعنوان مترجم، نویسنده و مسئول گالری گلستان در ایران فعالیت میکند. مانی حقیقی، کارگردان و مهرک گلستان، خواننده رپ، صنم حقیقی و محمود حقیقی نوههای او هستند.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بمناسبت_زادروز_فروغ_فرخزاد
فروغ فرخزاد:
«آرزوی من #آزادی #زنان #ایران و #تساوی حقوق آنها با مردان است... من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان میبرند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار میبرم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی هنری و اجتماعی زنان است.»
فروغالزمان فرخزاد هشتم دیماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه در محله امیریه تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دبستان و دبیرستان به هنرستان بانوان رفت و خیاطی و نقاشی فراگرفت. تا سال سوم در دبیرستان «خسرو خاور» درس خواند. یکی از همکلاسیهای فروغ میگفت: زنگهای انشا برای فروغ بدترین ساعات درس بود؛ همیشه میگفت که من از #انشا متنفرم و بیزارم چرا که معلم انشا همیشه او را توبیخ میکرد و میگفت: فروغ تو این ها را از کتابها میدزدی؟ فروغ گویا به خیاطی علاقهی وافر داشت و میگفت وقتی از خیاطی برمیگردم بهتر میتوانم #شعر بگویم.
فروغ تنها شانزده سال داشت که به یکی از بستگان مادرش دل بست و او کسی نبود جز پرویز شاپور که خود #نویسنده بود و از لحاظ سنی پانزده سال از فروغ بزرگتر بود. خانواده فروغ با این ازدواج مخالف بودند. محصول این ازدواج فرزند پسری است به نام کامیار. این وصلت چندان نپائید و از همسرش جدا شد و این جدایی موجب شد که از دیدار فرزندش محروم بماند. فروغ همواره نگران قضاوت فرزندش در مورد خود بود.
او در جایی در این باره میگوید:
«کامی یک روز بزرگ خواهد شد و مرا چنان که هستم خواهد شناخت نه آنطور که درباره من به او تلقین میکنند و معصومیت او را با تفتیشهای بیمارانهی خود آلوده میسازند.»
فروغ سیزده یا چهارده ساله بود که شعرگفتن آغاز کرد. او در مصاحبهای میگوید:
«وقتی سیزده یا چهارده ساله بودم، خیلی غزل میساختم و هیچوقت هم آنرا چاپ نکردم. وقتی #غزل را نگاه میکنم با وجود اینکه از حالت کلی آن خوشم میآید به خودم میگویم خوب خانم، کمپلکس غزلسرایی آخر تو را هم گرفت.»
فروغ هفده سال داشت که نخستین مجموعهی اشعار خود به نام «اسیر» را در سال ۱۳۳۱ چاپ کرد و بیستویکسال داشت که مجموعه «دیوار» را منتشر ساخت. در این هنگام بود که ناسزا و دشنامهای بسیاری بر فروغ باریدن گرفت. عصیان فروغ به فرهنگ ِ نرسالار خوش نیامد و تهمتها بود که از چپ و راست بر او فرود میآمد.
در سال ۱۳۳۶ و در سن بیستودوسالگی فروغ سومین مجموعه #شعر خویش به نام «عصیان» را به چاپ رساند. فروغ کمکم داشت سینما را هم تجربه میکرد. در شهریور ۱۳۳۷ و در سن بیستوسهسالگی به جهان سینما نزدیک شد. در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا شد؛ آشناییای که مسیر زندگی فروغ را تغییر داد. در سال ۱۳۴۱ فروغ فیلم “خانه سیاه است” را در آسایشگاه جذامیان بابا باغس تبریز میسازد. تهیهکنندگی این #فیلم را #ابراهیم_گلستان بر عهده میگیرد و در واقع این فیلم حاصل همکاری فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان در استودیو فیلم گلستان است.
این فیلم توانست جایزهی بهترین فیلم مستند همان سال را در فستیوال فیلم آلمان غربی از آن ِ خود کند.
خاطرۀ محمدعلی سپانلو از فروغ فرخزاد
اوایل دهه ۴۰ بود و ما دانشجویان جوانی بودیم در دانشگاه تهران که پس از هشت سال خاموشی که بهخاطر وقایع ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بود، ساواک هر نوع شرایط دانشجویی را یک تظاهرات سیاسی تلقی میکرد و هر نوع شلوغی را پلیس تهران بههمراه ساواک و کماندوها محاصره میکرد.
در همان حال و احوالات بود که ما در دانشگاه تهران حضور داشتیم و حتی شبها تا صبح آنجا میماندیم و یادم هست که مرحوم شمشیری برای ما یک بار غذا فرستاده بود و آن هم چه غذایی؛ چلوکباب، که من خیلی هم دوست داشتم. اما پلیس آن را توقیف کرده بود ولی این مردم تهران بودند که نان میخریدند و از آن طرف دیوارها پرت میکردند درون محوطه دانشگاه برای ما که شبها در دانشگاه میماندیم تا گرسنه نمانیم.
در همین روزها بود و فروغ فرخزاد که سرش همیشه برای اینجور مسائل باید بگویم خیلی خیلی صادقانه درد میکرد و دوست داشت که همیشه وسط این قیل و قالها باشد، برایش این مسأله بهوجود آمده بود که چطور اعلامیههای «جبهه ملی» را که «جبهه ملی دوم» بود (و اتفاقاً هنوز مصدق زنده بود) برای ما جابهجا کند. فروغ آنوقتها یک فولکس واگن قورباغهای داشت و ما که از او خواستیم یک بسته از اعلامیهها را پخش کند، نه گذاشت و نه برداشت و یکراست رفت سمت پلیس و گارد، این اعلامیهها را پخش کرد.
فروغ را دستگیر کردند و بردند به پاسگاه کلانتری. کل ماجرای دستگیری فروغ دو ساعت بیشتر طول نکشید که او را آزاد کردند.
آنموقع هنوز بگیر بگیر ساواک به آن شکلها نبود و مردم تازه عادت کرده بودند به تظاهرات و شلوغبازی.
🌸🌿
🔴#بمناسبت_زادروز_فروغ_فرخزاد
فروغ فرخزاد:
«آرزوی من #آزادی #زنان #ایران و #تساوی حقوق آنها با مردان است... من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان میبرند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار میبرم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی هنری و اجتماعی زنان است.»
فروغالزمان فرخزاد هشتم دیماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه در محله امیریه تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دبستان و دبیرستان به هنرستان بانوان رفت و خیاطی و نقاشی فراگرفت. تا سال سوم در دبیرستان «خسرو خاور» درس خواند. یکی از همکلاسیهای فروغ میگفت: زنگهای انشا برای فروغ بدترین ساعات درس بود؛ همیشه میگفت که من از #انشا متنفرم و بیزارم چرا که معلم انشا همیشه او را توبیخ میکرد و میگفت: فروغ تو این ها را از کتابها میدزدی؟ فروغ گویا به خیاطی علاقهی وافر داشت و میگفت وقتی از خیاطی برمیگردم بهتر میتوانم #شعر بگویم.
فروغ تنها شانزده سال داشت که به یکی از بستگان مادرش دل بست و او کسی نبود جز پرویز شاپور که خود #نویسنده بود و از لحاظ سنی پانزده سال از فروغ بزرگتر بود. خانواده فروغ با این ازدواج مخالف بودند. محصول این ازدواج فرزند پسری است به نام کامیار. این وصلت چندان نپائید و از همسرش جدا شد و این جدایی موجب شد که از دیدار فرزندش محروم بماند. فروغ همواره نگران قضاوت فرزندش در مورد خود بود.
او در جایی در این باره میگوید:
«کامی یک روز بزرگ خواهد شد و مرا چنان که هستم خواهد شناخت نه آنطور که درباره من به او تلقین میکنند و معصومیت او را با تفتیشهای بیمارانهی خود آلوده میسازند.»
فروغ سیزده یا چهارده ساله بود که شعرگفتن آغاز کرد. او در مصاحبهای میگوید:
«وقتی سیزده یا چهارده ساله بودم، خیلی غزل میساختم و هیچوقت هم آنرا چاپ نکردم. وقتی #غزل را نگاه میکنم با وجود اینکه از حالت کلی آن خوشم میآید به خودم میگویم خوب خانم، کمپلکس غزلسرایی آخر تو را هم گرفت.»
فروغ هفده سال داشت که نخستین مجموعهی اشعار خود به نام «اسیر» را در سال ۱۳۳۱ چاپ کرد و بیستویکسال داشت که مجموعه «دیوار» را منتشر ساخت. در این هنگام بود که ناسزا و دشنامهای بسیاری بر فروغ باریدن گرفت. عصیان فروغ به فرهنگ ِ نرسالار خوش نیامد و تهمتها بود که از چپ و راست بر او فرود میآمد.
در سال ۱۳۳۶ و در سن بیستودوسالگی فروغ سومین مجموعه #شعر خویش به نام «عصیان» را به چاپ رساند. فروغ کمکم داشت سینما را هم تجربه میکرد. در شهریور ۱۳۳۷ و در سن بیستوسهسالگی به جهان سینما نزدیک شد. در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا شد؛ آشناییای که مسیر زندگی فروغ را تغییر داد. در سال ۱۳۴۱ فروغ فیلم “خانه سیاه است” را در آسایشگاه جذامیان بابا باغس تبریز میسازد. تهیهکنندگی این #فیلم را #ابراهیم_گلستان بر عهده میگیرد و در واقع این فیلم حاصل همکاری فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان در استودیو فیلم گلستان است.
این فیلم توانست جایزهی بهترین فیلم مستند همان سال را در فستیوال فیلم آلمان غربی از آن ِ خود کند.
خاطرۀ محمدعلی سپانلو از فروغ فرخزاد
اوایل دهه ۴۰ بود و ما دانشجویان جوانی بودیم در دانشگاه تهران که پس از هشت سال خاموشی که بهخاطر وقایع ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بود، ساواک هر نوع شرایط دانشجویی را یک تظاهرات سیاسی تلقی میکرد و هر نوع شلوغی را پلیس تهران بههمراه ساواک و کماندوها محاصره میکرد.
در همان حال و احوالات بود که ما در دانشگاه تهران حضور داشتیم و حتی شبها تا صبح آنجا میماندیم و یادم هست که مرحوم شمشیری برای ما یک بار غذا فرستاده بود و آن هم چه غذایی؛ چلوکباب، که من خیلی هم دوست داشتم. اما پلیس آن را توقیف کرده بود ولی این مردم تهران بودند که نان میخریدند و از آن طرف دیوارها پرت میکردند درون محوطه دانشگاه برای ما که شبها در دانشگاه میماندیم تا گرسنه نمانیم.
در همین روزها بود و فروغ فرخزاد که سرش همیشه برای اینجور مسائل باید بگویم خیلی خیلی صادقانه درد میکرد و دوست داشت که همیشه وسط این قیل و قالها باشد، برایش این مسأله بهوجود آمده بود که چطور اعلامیههای «جبهه ملی» را که «جبهه ملی دوم» بود (و اتفاقاً هنوز مصدق زنده بود) برای ما جابهجا کند. فروغ آنوقتها یک فولکس واگن قورباغهای داشت و ما که از او خواستیم یک بسته از اعلامیهها را پخش کند، نه گذاشت و نه برداشت و یکراست رفت سمت پلیس و گارد، این اعلامیهها را پخش کرد.
فروغ را دستگیر کردند و بردند به پاسگاه کلانتری. کل ماجرای دستگیری فروغ دو ساعت بیشتر طول نکشید که او را آزاد کردند.
آنموقع هنوز بگیر بگیر ساواک به آن شکلها نبود و مردم تازه عادت کرده بودند به تظاهرات و شلوغبازی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سکانس
#ابراهیم_گلستان
#فروغ_فرخزاد
فیلم مستند خانه سیاهاست به کارگردانی فروغ فرخزاد و تهیه کنندگی ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۲ در پی دیدار فروغ فرخزاد از آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز ساخته شد.
حضور جذامیها در فیلم به عنوان طرد شدگان جامعه، به تصویر کشیدن روزمرگی و انسان گرفتار به طور عام از شاخصهای مهم این فیلم به شمار میآیند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#سکانس
#ابراهیم_گلستان
#فروغ_فرخزاد
فیلم مستند خانه سیاهاست به کارگردانی فروغ فرخزاد و تهیه کنندگی ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۲ در پی دیدار فروغ فرخزاد از آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز ساخته شد.
حضور جذامیها در فیلم به عنوان طرد شدگان جامعه، به تصویر کشیدن روزمرگی و انسان گرفتار به طور عام از شاخصهای مهم این فیلم به شمار میآیند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
-شاید همین خوب است. تنهایی، همیشه تنهایی؛ از مرگِ هیچکس دلت نمیگیرد، هیچکس هم از مردنت دلش نمیسوزد، اینجور بهتر است.
📓 مد و مه
✍️ #ابراهیم_گلستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
-شاید همین خوب است. تنهایی، همیشه تنهایی؛ از مرگِ هیچکس دلت نمیگیرد، هیچکس هم از مردنت دلش نمیسوزد، اینجور بهتر است.
📓 مد و مه
✍️ #ابراهیم_گلستان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity